• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران

تهمینه رستمی

ایران‌اینترنشنال

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

حملات اخیر به جنوب ایران، علاوه بر نگرانی درباره جان غیرنظامیان، جدالی را درباره زبان روایت جنگ و دیده نشدن تاریخی شهرهای جنوبی به راه انداخت.

برخی می‌گویند نمی‌توان بمب و موشک را «پرتابه» نامید و رنج جنوب را با موسیقی، لهجه و تصاویر نخل خلاصه کرد؛ منطقه‌ای که آثار جنگ هشت‌ساله و بازسازی ناتمام هنوز در آن باقی است.

حملات اخیر به شهرها و تاسیسات جنوب ایران، علاوه بر ایجاد نگرانی درباره امنیت غیرنظامیان، بحث گسترده‌ای را درباره نحوه روایت جنگ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت؛ بحثی که خیلی زود از حملات جاری فراتر رفت و به حافظه جنگ ایران و عراق، شکاف میان مرکز و مناطق مرزی و سال‌ها دیده نشدن مطالبات مردم جنوب رسید.

یکی از نخستین محورهای این بحث، استفاده برخی رسانه‌های حکومتی از واژه «پرتابه» برای توصیف آنچه به مناطق جنوبی اصابت کرده، بود؛ واژه‌ای فنی و خنثی که منتقدان آن را نوعی فاصله‌گذاری زبانی با واقعیت جنگ دانستند.

در شبکه‌های اجتماعی، کاربران نوشتند برای کسی که صدای انفجار را شنیده، خانه‌اش آسیب دیده یا جان نزدیکانش در خطر قرار گرفته، تفاوتی ندارد که رسانه آنچه را فرود آمده «پرتابه»، «بمب» یا «موشک» بنامد.

به باور آنان، تغییر واژه نمی‌تواند خشونت جنگ را کاهش دهد، اما ممکن است آن را در زبان رسمی کوچک‌تر، کنترل‌شده‌تر و دورتر از تجربه واقعی مردم نشان دهد.

برخی نیز تاکید کردند واژه «پرتابه» به خودی خود نادرست نیست، اما در شرایطی که نوع سلاح و پیامد حمله روشن است، استفاده مکرر از آن می‌تواند به مبهم کردن واقعیت کمک کند؛ واقعیتی که برای ساکنان مناطق هدف، نه یک اصطلاح نظامی، بلکه صدای انفجار، اضطراب، ترک خانه و نگرانی برای جان اعضای خانواده است.

حافظه‌ای که با صدای انفجار بازگشت

حملات تازه برای بسیاری از ساکنان جنوب، تنها یک رویداد نظامی جدید نیست. خوزستان و بخش‌هایی از مناطق جنوبی و غربی ایران هنوز حافظه زنده جنگ هشت‌ساله را با خود حمل می‌کنند؛ حافظه بمباران، آوارگی، محاصره، مین، از دست رفتن خانه‌ها و شهری که پیش چشم ساکنانش ویران شد.

در همین فضا، جمله‌ای که سال‌هاست به تجربه جنگ ایران و عراق نسبت داده می‌شود، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد: «تا جنگ به تهران نرسد، کسی نگران نمی‌شود.»

منشاء دقیق این جمله روشن نیست، اما بازنشر گسترده آن، احساس تاریخی بخشی از مردم مناطق مرزی را بازتاب می‌دهد؛ اینکه رنج شهرهای جنوبی و غربی زمانی به مساله‌ای ملی تبدیل می‌شود که دامنه جنگ به پایتخت و مناطق مرکزی نزدیک شود.

در سال‌های نخست جنگ ایران و عراق، آبادان در محاصره قرار گرفت، خرمشهر اشغال و بخش بزرگی از آن ویران شد و شهرهای متعددی در خوزستان و مناطق مرزی زیر حملات مداوم قرار گرفتند. صدها هزار نفر خانه‌های خود را ترک کردند و بسیاری، حتی پس از پایان جنگ، هرگز به محل زندگی پیشین بازنگشتند.

آبادان و خرمشهر از سال‌ها قبل از مهم‌ترین مراکز اقتصادی، صنعتی و فرهنگی جنوب ایران بودند. آبادان با پالایشگاه، بندر، سینماها، باشگاه‌ها و جمعیتی متنوع، یکی از شهرهای مدرن ایران به شمار می‌رفت. خرمشهر نیز با بندر پررونق و نقش خود در تجارت، جایگاهی مهم در اقتصاد منطقه داشت.

جنگ بخش بزرگی از این زیرساخت‌ها و نظم اجتماعی را از میان برد و این شهرها هیچ‌گاه به رونق، جمعیت، فرصت‌های اقتصادی و جایگاه پیش از جنگ بازنگشتند.

مهاجرت گسترده، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت‌ها، بیکاری و ضعف خدمات عمومی، آثار جنگ را برای دهه‌ها در منطقه حفظ کرد. برای نسلی از مردم جنوب، جنگ نه یک فصل بسته‌شده در کتاب تاریخ، بلکه نقطه آغاز دوره‌ای طولانی از عقب‌ماندگی و بازسازی ناتمام است.

به همین دلیل، شماری از کاربران در واکنش به حملات اخیر نوشتند جنوب تنها امروز هدف قرار نگرفته است؛ این منطقه هنوز هزینه جنگی را می‌دهد که بیش از سه دهه از پایان آن گذشته است.

«جنوب را لوث نکنید»

در کنار بحث درباره زبان جنگ، موجی از پیام‌های حمایتی نیز در فضای مجازی منتشر شد. بسیاری با انتشار تصاویر نخل و دریا، موسیقی‌های محلی، جمله‌هایی با لهجه جنوبی و پیام‌هایی درباره همبستگی ملی، نگرانی خود را برای مردم مناطق هدف بیان کردند.

این واکنش‌ها از سوی گروهی نشانه همدلی و توجه عمومی تلقی شد. با این حال، بخشی از شهروندان و فعالان جنوبی به شکل این حمایت‌ها اعتراض کردند و خواستند جنوب به مجموعه‌ای از نمادهای احساسی و فرهنگی تقلیل داده نشود.

منتقدان نوشتند نمی‌توان با تقلید لهجه، پخش یک قطعه موسیقی بندری یا انتشار تصویر نخل، ادعا کرد صدای مردم جنوب شنیده شده است.

از نگاه آنان، چنین واکنش‌هایی ممکن است با نیت همدلی منتشر شوند، اما در مواردی رنج واقعی مردم را به محتوایی سانتی‌مانتال و زودگذر تبدیل می‌کنند.

آنها تاکید کردند موسیقی، گویش، نخل، دریا و مهمان‌نوازی بخشی از هویت فرهنگی جنوب است، اما تمام واقعیت آن نیست. وقتی این عناصر جای فقر، آلودگی، بیکاری، تبعیض، بحران آب و مطالبات انباشته شهروندان را بگیرند، تصویری تزئینی و بی‌خطر از منطقه ساخته می‌شود.

این انتقاد الزاما رد همدلی نیست. پرسش اصلی منتقدان این است که آیا توجه به جنوب پس از پایان موج خبری نیز ادامه پیدا خواهد کرد یا مانند بحران‌های پیشین، با خاموش شدن صدای انفجار، این منطقه دوباره از دستور کار افکار عمومی کنار خواهد رفت.

ثروتی که به توسعه نرسید

جنوب ایران بخش بزرگی از منابع نفت و گاز، صنایع پتروشیمی، بنادر و مسیرهای اصلی تجارت دریایی کشور را در خود جای داده است. با این حال، نزدیکی به این منابع عظیم اقتصادی، همواره به بهبود کیفیت زندگی ساکنان منطقه منجر نشده است.

خوزستان، با وجود نقشی تعیین‌کننده در تولید نفت و انرژی، سال‌هاست با بحران آب، گردوغبار، آلودگی صنایع، بیکاری، حاشیه‌نشینی و فرسودگی زیرساخت‌ها روبه‌رو است. اعتراض‌های مربوط به آب، معیشت و وضعیت محیط زیست نیز بارها با برخوردهای امنیتی مواجه شده‌اند.

در بوشهر و عسلویه، صنایع عظیم نفت و گاز در کنار شهرها و روستاهایی قرار گرفته‌اند که ساکنانشان از آلودگی هوا، کمبود امکانات درمانی و سهم محدود نیروهای بومی از فرصت‌های شغلی سخن می‌گویند.

هرمزگان نیز با وجود بنادر مهم، پالایشگاه‌ها، جزایر راهبردی و جایگاه تعیین‌کننده در تجارت، با شکاف اقتصادی، کمبود زیرساخت‌های درمانی و آموزشی و محرومیت در برخی مناطق روستایی مواجه است.

در جنوب‌شرق ایران نیز مشکلاتی مانند فقر، کمبود آب، ضعف راه‌ها و خدمات عمومی، بازماندن کودکان از تحصیل و ناامنی اقتصادی، سال‌هاست بخشی از زندگی روزمره شهروندان است.

به همین دلیل، برای بسیاری، حملات اخیر تنها یک بحران نظامی نیست. این حملات بر منطقه‌ای رخ داده است که پیش‌تر نیز هزینه جنگ، استخراج منابع، توسعه نامتوازن و بی‌توجهی سیاسی را پرداخته است.

جنوب فقط هنگام بحران دیده می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی این بود که چرا جنوب ایران اغلب در زمان جنگ، سیل، اعتراض، آلودگی یا حادثه به مرکز توجه می‌رسد و پس از فروکش کردن بحران دوباره به حاشیه بازمی‌گردد.

منتقدان می‌پرسند کسانی که امروز از مردم جنوب حمایت می‌کنند، آیا فردا نیز درباره آب سالم در خوزستان، اشتغال نیروهای بومی در بوشهر، آلودگی عسلویه، زیرساخت‌های درمانی هرمزگان و بازسازی ناتمام آبادان و خرمشهر سخن خواهند گفت؟

آیا رسانه‌ها پس از پایان حملات نیز زندگی روزمره مردم، مشکلات شهری، مهاجرت، فرسودگی و مطالبات اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دنبال خواهند کرد؟

موج پیام‌های حمایتی در روزهای اخیر نشان داد حمله به جنوب می‌تواند احساس همبستگی ایجاد کند. اما واکنش‌های انتقادی نیز یادآور شد همبستگی زمانی معنا پیدا می‌کند که فقط به لحظه بحران محدود نماند.

جنوب ایران نه پس‌زمینه یک موسیقی غمگین است، نه لهجه‌ای برای چند جمله احساسی و نه تصویری از نخل‌هایی که تنها هنگام جنگ دیده می‌شوند.

این منطقه جامعه‌ای متکثر با تاریخ، فرهنگ، منابع عظیم و مطالباتی انباشته است؛ منطقه‌ای که شهرهایش در جنگ ویران شدند، بخشی از جمعیتش آواره شد و برخی از مهم‌ترین مراکز شهری آن، با وجود گذشت دهه‌ها، هنوز به جایگاه پیشین خود بازنگشته‌اند.

حملات اخیر شاید بار دیگر نگاه‌ها را به جنوب برگردانده باشد، اما پرسش اصلی پس از پایان بحران باقی خواهد ماند: آیا این بار، جنوب و توجه به جنوب از صدای انفجارها بیشتر دوام خواهد آورد؟

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی
۱

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی

۲

نگرانی از داوری‌ها به سود آرژانتین؛ هواداران انگلیس از تکرار جنجال‌های VAR می‌ترسند

۳

انتقاد شدید آلن شیرر از تعویض‌های دفاعی توماس توخل در بازی انگلیس-آرژانتین

۴

علی دایی: ما موقعی جام جهانی را از دست دادیم که سردار آزمون را دعوت نکردیم

۵

خشونت تیم ملی آرژانتین علیه انگلیس، در حمایت از مسی!

انتخاب سردبیر

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

  • حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

    حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

  • از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟
    تحلیل

    از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

  • مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

    مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

  • عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

    عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

  •  آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

    آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

  • خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

    خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

  • بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

    بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

•
•
•

مطالب بیشتر

فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فریبرز کلانتری
100%

اگر بخواهیم گفتمان علی خامنه‌ای درباره فساد اقتصادی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این دقیق‌ترین توصیف باشد: او فساد را در همه‌جا می‌دید، جز در جایی که به ساختار قدرت می‌رسید.

این گزاره در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست می‌گویند خامنه‌ای وجود فساد را انکار می‌کرد. اما بررسی سخنان او در بیش از سه دهه، پیکره‌ای از ۱۳۷ سخنرانی و بیانیه منتشرشده در پایگاه رسمی او، نشان می‌دهد ماجرا پیچیده‌تر است. خامنه‌ای نه‌تنها فساد را انکار نمی‌کرد، بلکه شاید کمتر مقام سیاسی در جمهوری اسلامی به اندازه او درباره فساد سخن گفته باشد.

او بارها از موریانه‌ای حرف زد که پایه‌های نظام را می‌خورد. از سرطانی گفت که اگر درمان نشود بدن را از پا درمی‌آورد. از اژدهای هفت‌سری نام برد که با قطع یک سر، چند سر دیگر رشد می‌کنند. از گلوگاه‌های فساد، مجاری فساد و بسترهای فساد صحبت کرد.

همه این تعابیر یک ویژگی مشترک دارند: هیچ‌کدام به چند دزد یا چند مدیر متخلف اشاره نمی‌کنند. همه از پدیده‌ای سخن می‌گویند که در ساختارها، فرایندها و نهادها ریشه دوانده است. «گلوگاه» یعنی یک مسیر تکرارشونده، نه یک فرد. «بستر فساد» یعنی شرایطی که اختلاس را ممکن می‌کند، نه یک اختلاس خاص. «موریانه» و «سرطان» یعنی پدیده‌ای که از درون رشد می‌کند و خود را بازتولید می‌کند. به عبارت دیگر، در زبان خامنه‌ای ردپای روشنی از فهم ساختاری فساد دیده می‌شود.

  • چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

    چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

اما درست در همین نقطه، تناقض اصلی آغاز می‌شود.

خامنه‌ای در حالی که فساد را با زبان ساختاری توصیف می‌کرد، حاضر نبود نتیجه منطقی همین توصیف را بپذیرد. او در سال ۱۳۹۷ صریحا با تعبیر «فساد سیستمی» مخالفت کرد و گفت برخی افراد از اصطلاحات فرنگی مانند فساد سیستمی استفاده می‌کنند، در حالی که واقعیت این نیست. در همان سخنرانی جمله‌ای گفت که شاید فشرده‌ترین بیان دیدگاه او باشد: «ده فاسد است، نه ده هزار فاسد.»

در واقع او میان دو سطح تمایز قائل می‌شد. می‌پذیرفت که فساد در بانک‌ها هست، در نظام ارزی هست، در گمرک، در قوه قضائیه، در واگذاری‌ها و در دستگاه‌های اجرایی هست. اما نمی‌پذیرفت که از مجموع این موارد بتوان نتیجه گرفت خود نظام سیاسی تولیدکننده فساد است. به زبان ساده، با فساد گلوگاهی موافق بود، با فساد سیستمی مخالف.

این تمایز شاید مهم‌ترین کلید فهم گفتمان ضدفساد جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای باشد. در این نگاه، فساد همیشه وجود دارد، اما همیشه جایی خارج از مرکز است: گاهی در مدیران ضعیف، گاهی در شبکه‌های رانت‌خوار، گاهی در مجریان قانون. اما هرگز به خود معماری قدرت نمی‌رسد.

چرا مبارزه، اما فقط تا یک مرز؟

اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود: اگر فساد در بانک، ارز، گمرک، واگذاری‌ها، دستگاه اجرایی، دستگاه قضایی و شبکه‌های اقتصادی وجود دارد، چرا نباید آن را مساله‌ای ساختاری دانست؟

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

پاسخ را باید در مساله مشروعیت جست‌وجو کرد و این پرمخاطره‌ترین بخش ماجرا برای گفتمان رسمی است.

در سخنان خامنه‌ای، فساد صرفا یک تخلف مالی نیست؛ تهدیدی علیه اعتماد عمومی و مشروعیت سیاسی است.

او بارها گفته بود مشروعیت مسئولان به مبارزه با فساد گره خورده است، و در بیانیه «گام دوم انقلاب» (بهمن ۱۳۹۷) تصریح کرد فساد می‌تواند مشروعیت نظام‌ها را از بین ببرد. اما همین پیوند میان فساد و مشروعیت، یک تیغ دولبه است. اگر فساد کوچک و فردی باشد، مبارزه با آن مشروعیت‌آفرین است: نظام سالمی که با چند مفسد برخورد می‌کند. اما اگر فساد سیستمی باشد، خودِ نظام متهم ردیف اول می‌شود.

از اینجا منطق درونی گفتمان روشن می‌شود: فساد باید آن‌قدر بزرگ تصویر شود که مبارزه با آن ضروری و حماسی به نظر برسد، اما نه آن‌قدر بزرگ که موجودیت کل نظام را زیر سوال ببرد.

به همین دلیل فساد «دشمن» معرفی می‌شود، مفسد اقتصادی «دشمن» معرفی می‌شود، قوه قضائیه مامور برخورد می‌شود و دولت موظف به بستن گلوگاه‌ها. اما همه این تلاش‌ها باید در چارچوبی بماند که اصل نظام سیاسی را از دایره اتهام بیرون نگه دارد. مبارزه با فساد، در این معماری گفتمانی، نه راه‌حل فساد بلکه ابزار مدیریت بحران مشروعیت است.

  • جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

    جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

آنچه گفته نشد

از این منظر، شاید مهم‌ترین نکته درباره گفتمان خامنه‌ای نه آن چیزی باشد که درباره فساد گفته شده، بلکه آن چیزی باشد که گفته نشده است.

در سطح نظری بارها اعلام می‌شود که «هیچ فرد و نهادی مستثنا نیست». اما در سطح مصداق، تصویر دیگری دیده می‌شود: در پیکره مورد بررسی، بانک‌ها، گمرک، نظام ارزی و دستگاه‌های اجرایی بارها به‌عنوان مصداق فساد نام برده می‌شوند، در حالی که نهادهای اقتصادی زیر نظر مستقیم رهبری — بنیادها، ستادها و مجموعه‌های نظامی-اقتصادی — تقریبا هیچ‌گاه در فهرست مصادیق نمی‌آیند.

این یک اتهام نیست؛ یک سکوت آماری است. و همین فاصله میان قاعده («هیچ‌کس مستثنا نیست») و مصداق (برخی همیشه غایب‌اند) یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گفتمان رسمی ضدفساد است.

پس مساله اصلی در این گفتمان انکار فساد نبود. فساد دیده می‌شد، درباره‌اش هشدار داده می‌شد و با شدیدترین استعاره‌ها توصیف می‌شد. مساله این بود که این فساد تا کجا اجازه داشت پیش برود. مرز نهایی همان جایی بود که فساد می‌توانست از یک مشکل اجرایی به یک مساله ساختاری تبدیل شود؛ در آن نقطه، گفتمان رسمی متوقف می‌شد و از تعمیم نتیجه خودداری می‌کرد.

او ترک‌های استخر را می‌دید، یکی‌یکی نشانشان می‌داد و دستور تعمیرشان را صادر می‌کرد؛ اما هرگز حاضر نشد درباره معماری استخر پرسش کند. بیماری دیده می‌شد؛ اما بدن سیاسی، هرگز.

تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مهسا مرتضوی
100%

اسناد تازه نشان می‌دهند سید سلمان سامانی، سخنگو و معاون سابق وزارت کشور جمهوری اسلامی، با مراجعه به دادگاه فدرال کانادا خواستار تعلیق حکم اخراج خود از کانادا شده و هم‌زمان تلاش کرده است نام و هویتش را در اسناد دادگاه به طور کامل مخفی نگه دارد.

جزییات جدید از پرونده یکی از مقام‌های پیشین تهران در حالی فاش شده است که جامعه ایرانیان کانادا بارها به حضور چهره‌های وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور اعتراض کرده است.

دادخواست معاون سابق وزیر کشور در تورنتو؛ ادعای «نقض حقوق بشر» در صورت اخراج

سید سلمان سامانی، ۴۵ ساله، که تا پیش از سفر به کانادا به‌عنوان سخنگو و معاون وزارت کشور فعالیت می‌کرد، در دادخواستی که به تازگی در دادگاه فدرال در تورنتو ثبت کرده، تصمیم اداره مهاجرت کانادا مبنی بر رد تعویق اخراجش را «غیرقانونی» و «کاملا غیرمنطقی» خوانده است.

  • کانادا حکم اخراج سخنگوی وزارت کشور دولت روحانی را صادر کرد

    کانادا حکم اخراج سخنگوی وزارت کشور دولت روحانی را صادر کرد

حکم دیپورت سامانی بیش از دو سال پیش، در سال ۱۴۰۳، صادر شد. اکنون او ادعا کرده است که بازگرداندن او به ایران حقوقش را نقض می‌کند و ممکن است با «انتقام‌جویی مقامات تهران» مواجه شود.

تقاضای کدگذاری نام در پرونده؛ تلاشی دیگر برای فرار از افکار عمومی

معاون پیشین وزارت کشور علاوه بر تلاش برای توقف اخراج، درخواست رسمی برای «حفظ ناشناسی» به دادگاه ارائه کرده است.

او از قاضی فدرال خواسته تا به‌دلیل «حساسیت بالای پرونده و توجه گسترده رسانه‌ها»، نام او را از تمام پرونده‌های عمومی حذف و هویتش را با حروف اختصاری تصادفی مانند «الف.ب» یا «ایکس.وای» جایگزین کنند.

  • کانادا اخراج مقام پیشین وزارت راه جمهوری اسلامی از این کشور را بررسی می‌کند

    کانادا اخراج مقام پیشین وزارت راه جمهوری اسلامی از این کشور را بررسی می‌کند

سامانی پیش از این در سال ۱۴۰۳ نیز تلاش کرده بود حضور رسانه‌ها را در جلسات اخراج خود ممنوع کند که با شکایت رسانه‌های کانادایی و مخالفت دادگاه روبه‌رو شد.

گزارش مرزبانی کانادا؛ مهره وفادار به نظام و توجیه‌گر سرکوب‌ها

برخلاف تلاش سامانی برای ناچیز جلوه دادن نقش خود در ساختار قدرت، آژانس خدمات مرزی کانادا (CBSA) در گزارش رسمی خود او را یک «سیاستمدار حرفه‌ای» معرفی کرده که وفاداری خود به نظام را در مناصب مختلف ثابت کرده است.

در سند مرزبانی کانادا تاکید شده که او به‌عنوان سخنگوی وزارت کشور، نقش مستقیمی در توجیه تبلیغات حکومتی، مشروعیت‌بخشی به سرکوب اعتراضات مردمی و نقض گسترده حق آزادی بیان و تجمعات در ایران داشته و موقعیت شغلی او تنها دو رتبه با رییس‌جمهوری فاصله داشته است.

  • اختصاصی: اسحاق قالیباف تلاش پرهزینه‌ای برای مهاجرت به کانادا انجام داده است

    اختصاصی: اسحاق قالیباف تلاش پرهزینه‌ای برای مهاجرت به کانادا انجام داده است

بن‌بست اخراج؛ وقتی از میان ۳۴ پرونده تنها یک نفر دیپورت می‌شود

دولت کانادا در سال ۱۴۰۱ ورود تمامی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی را به این کشور ممنوع کرد، اما روند اخراج کسانی که از قبل در این کشور مستقر شده‌اند با کندی شدیدی پیش می‌رود.

طبق آخرین آمارهای رسمی، از میان ۳۴ چهره مشکوک و وابسته به حکومت ایران که از سوی آژانس مرزی کانادا برای اخراج احتمالی شناسایی شده‌اند، تا کنون تنها یک نفر به‌طور واقعی به ایران بازگردانده شده است؛ موضوعی که موجی از انتقاد و نگرانی را در میان فعالان حقوق بشر و جامعه ایرانی-کانادایی برانگیخته است.

گزارش محرمانه نهاد ریاست جمهوری؛ حکومت چگونه قصد دارد خشم بی‌سابقه مردم را مدیریت کند

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۴:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی
100%

یک گزارش محرمانه در جمهوری اسلامی که این هفته درز کرده، نشان می‌دهد میزان خشم عمومی در ایران به بالاترین سطح ثبت‌شده در میان همه کشورها رسیده و از هر ۱۰ ایرانی، ۹ نفر خواهان تغییر هستند. با این حال، توصیه اصلی این گزارش، نه رفع ریشه‌های نارضایتی، بلکه مدیریت خشم جامعه است.

این سند که با عنوان «ایران چه می‌خواهد» تهیه شده و ایران‌وایر به آن دست یافته، از سوی علی ربیعی، مشاور اجتماعی مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، تدوین شده است.

ربیعی که سابقه فعالیت در وزارت اطلاعات و سخنگویی دولت را نیز دارد، گزارش خود را بر پایه نتایج نظرسنجی انجام‌شده در اردیبهشت ۱۴۰۵ از سوی مرکز پژوهشی «آرا» تنظیم کرده و این سند در خرداد در اختیار مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

نظرسنجی پس از اعتراضات خونین و در بحبوحه جنگ

زمان انجام این نظرسنجی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این بررسی پس از اعتراضات سراسری دی ماه انجام شد؛ اعتراضاتی که بنا بر گزارش، نیروهای امنیتی ظرف چند روز ده‌ها هزار معترض را کشتند. همچنین این نظرسنجی هم‌زمان با جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا صورت گرفته؛ جنگی که به کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور پیشین جمهوری اسلامی، انجامیده است.

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

در حالی که رسانه‌های رسمی ایران هر شب تصاویر میدان‌های مملو از جمعیت و شعارهای انتقام‌جویانه را پخش می‌کنند، این گزارش تصویری کاملا متفاوت از جامعه ارائه می‌دهد.

بر اساس نتایج این نظرسنجی، تنها ۹ درصد از پاسخ‌دهندگان خواهان ادامه وضعیت موجود بوده‌اند و ۹۱ درصد دیگر از اصلاحات، اصلاحات عمیق یا تغییر کامل نظام سیاسی حمایت کرده‌اند.

این گزارش هیچ توضیحی درباره روش‌شناسی نظرسنجی ارائه نمی‌کند و از آنجا که پاسخ‌دهندگان در ایران ممکن است از بیان آزادانه نظرات خود در برابر نهادهای حکومتی هراس داشته باشند، نتایج آن با احتیاط تفسیر شده است.

سعید پیوندی، جامعه‌شناس، که متن کامل گزارش را برای ایران‌وایر بررسی کرده، با وجود این محدودیت‌ها، یافته‌های آن را در مجموع معتبر دانسته و تاکید کرده است که ارقام منتشرشده احتمالا حداقل میزان واقعی نارضایتی را نشان می‌دهند، نه حداکثر آن را.

ایران خشمگین‌ترین کشور ثبت‌شده جهان

مهم‌ترین یافته گزارش، ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران است؛ رقمی که به‌گفته گزارش، در هیچ کشور دیگری تاکنون ثبت نشده است.

  • تهدید ترامپ به قتل در دیوارنگاره شهرداری تهران و فراخوان حکومتی برای گرفتن انتقام خامنه‌ای

    تهدید ترامپ به قتل در دیوارنگاره شهرداری تهران و فراخوان حکومتی برای گرفتن انتقام خامنه‌ای

شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده بود؛ رکوردی که پیش‌تر متعلق به کشور چاد بود. اما بر اساس این گزارش، میزان خشم در ایران از آذر ماه ۱۴۰۴ تاکنون ۱۲ واحد درصد افزایش یافته است.

در خود گزارش نیز تصریح شده که ایران اکنون از نظر میزان خشم و اندوه در صدر تمام کشورهایی قرار گرفته که گالوپ تاکنون بررسی کرده است.

ایران پیش‌تر نیز در این رتبه‌بندی‌ها در کنار کشورهایی مانند عراق و افغانستان قرار داشت، اما اکنون از آنها نیز پیشی گرفته است.

نه جنگ، نه تسلیم

در موضوع رویارویی با آمریکا، نتایج نظرسنجی با هیچ‌یک از دو روایت رایج همخوانی ندارد؛ نه روایت رسانه‌های رسمی که از آمادگی مردم برای جنگ سخن می‌گویند و نه روایت برخی محافل آمریکایی که انتظار تسلیم جمهوری اسلامی را دارند.

علی ربیعی در این گزارش و جمع‌بندی خود از نظر مردم ایران درباره جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل توضیحی نمی‌دهد و تصویری که از افکار عمومی ارایه می‌کند با اظهارنظر شهروندان و شادمانی آنها پس از کشته شدن رهبران جمهوری اسلامی تفاوتی چشمگیر دارد.

  • درآمد از دست‌رفته صنایع ایران از قطعی برق به ۴۰۰ هزار میلیارد تومان رسید

    درآمد از دست‌رفته صنایع ایران از قطعی برق به ۴۰۰ هزار میلیارد تومان رسید

در این گزارش آمده است که ۴۴.۳ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند بهترین راه، حفظ آتش‌بس و ادامه مذاکرات است؛ رقمی که تقریباا دو برابر کسانی است که خواهان پایان مذاکرات و آماده شدن برای جنگ هستند.

در مقابل، تنها حدود یک نفر از هر ده نفر گفته حاضر است همه شروط آمریکا را بپذیرد و حدود دو سوم نیز با توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم مخالفت کرده‌اند.

با این حال، این موضع به معنای اعتماد به مذاکره‌کنندگان نیست. کمتر از یک‌سوم شرکت‌کنندگان اعتماد بالایی به تیم جدید مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی ابراز کرده‌اند و نزدیک به نیمی از جامعه از آغاز دوباره جنگ به‌شدت نگران هستند.

در مجموع، گزارش تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که هم جنگ را رد می‌کند و هم تسلیم را، اما در عین حال نه به دیپلمات‌ها اعتماد دارد و نه به فرماندهان نظامی.

جامعه‌ای در آستانه فروپاشی روانی

آمارهای احساسی این گزارش، تصویری بسیار نگران‌کننده ترسیم می‌کند.

  • حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

    حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران حتی کفاف اجاره خانه را نمی‌دهد

نیمی از مردم ایران احساس ناامیدی دارند؛ رقمی که نسبت به آذر ماه سال گذشته هشت واحد درصد افزایش یافته است.

حدود ۴۸ درصد از مردم از غم و افسردگی سخن گفته‌اند و ۴۵ درصد نیز دچار ترس و اضطراب مزمن هستند.

بیشترین میزان ناامیدی در میان جوانان و افراد تحصیل‌کرده دیده می‌شود؛ همان گروهی که برای بازسازی آینده کشور بیشترین اهمیت را دارند.

ادعای همبستگی ملی زیر سؤال می‌رود

این گزارش، یکی از مهم‌ترین ادعاهای حکومت در دوران جنگ را نیز زیر سوال می‌برد.

بر اساس آمار رسمی خود دولت، ۴۷ درصد مردم حتی در یکی از تجمع‌های شبانه حمایت از حکومت شرکت نکرده‌اند. این رقم در تهران به ۶۱ درصد می‌رسد.

ربیعی همچنین اذعان کرده است که طرح ثبت‌نام داوطلبان برای دفاع ملی، برخلاف تبلیغات گسترده حکومت، با استقبال اندکی روبه‌رو شد و دلیل آن را نگرانی مردم از قضاوت دیگران عنوان کرده است.

گزارش نشان می‌دهد که ایرانیان میان دفاع از کشور و دفاع از جمهوری اسلامی تفاوت قائل هستند. اکثریت گفته‌اند اگر کشور دوباره مورد حمله قرار گیرد از ایران دفاع خواهند کرد، اما این به معنای حمایت از نظام سیاسی نیست.

  • از هر سه ایرانی در سن کار یک نفر بیکار است

    از هر سه ایرانی در سن کار یک نفر بیکار است

ایرانی، اما کمتر مذهبی

یکی از بخش‌های قابل توجه گزارش به هویت مردم اختصاص دارد.

بیش از ۸۵ درصد پاسخ‌دهندگان گفته‌اند به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنند و سهم کسانی که هویت نخست خود را «ایرانی» می‌دانند، نه «ایرانی مسلمان»، نسبت به گذشته افزایش یافته است؛ افزایشی که در میان جوانان چشمگیرتر است.

در مقابل، پایبندی مذهبی به‌شدت کاهش یافته است.

چهار سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ۷۹ درصد ایرانیان گفته بودند در ماه رمضان روزه می‌گیرند. این رقم در سال ۱۴۰۲ به ۴۲ درصد رسید و امسال به حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.

مردم به آینده ایران امید ندارند

با وجود افزایش حس ملی‌گرایی، تمایل به مهاجرت همچنان بسیار بالاست.

حدود یک‌سوم مردم گفته‌اند اگر امکانش را داشته باشند از ایران مهاجرت خواهند کرد. این رقم در میان افراد زیر ۳۰ سال و تحصیل‌کردگان دانشگاهی به حدود ۵۰ درصد می‌رسد.

  • نان در کمتر از یک سال تا ۱۰۰ درصد گران شد

    نان در کمتر از یک سال تا ۱۰۰ درصد گران شد

به تعبیر گزارش، مردم فقط در حال ترک ایران نیستند؛ بلکه آینده ایران را ترک می‌کنند.

توصیه حکومت: مدیریت نارضایتی، نه حل آن

آنچه این سند را بیش از همه قابل توجه می‌کند، نه داده‌های آن، بلکه توصیه‌هایی است که به مقام‌های جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد.

در این توصیه‌ها هیچ سخنی از اصلاحات سیاسی دیده نمی‌شود.

به جای آن پیشنهاد شده است که مقام‌ها مردم را قانع کنند که علت مشکلات اقتصادی، تحریم‌ها است نه سوءمدیریت؛ صداوسیما چهره‌ای فراگیرتر از خود نشان دهد و توزیع کالاهای یارانه‌ای ادامه یابد.

این در حالی است که طبق نتایج همین نظرسنجی، مردم ناکارآمدی مسئولان را، حتی بیش از تحریم‌ها، عامل اصلی مشکلات کشور دانسته‌اند.

یکی از مهم‌ترین توصیه‌های گزارش این است که نهادهای حکومتی از اجرای سیاست‌هایی که آنها را در تقابل مستقیم با جامعه قرار می‌دهد، پرهیز کنند.

به باور بسیاری از ایرانیان، کاهش سختگیری‌ها در اجرای برخی مقررات اجتماعی نیز نه نشانه مدارا، بلکه تلاشی برای حفظ توان حکومت و جلوگیری از رویارویی گسترده‌تر با جامعه است.

در پایان، گزارش به مفهوم «اکنون‌زدگی» یا (Presentism) اشاره می‌کند؛ وضعیتی که جامعه نه گذشته خود را می‌خواهد و نه می‌تواند آینده‌ای برای خود تصور کند.

این اصطلاح نخستین بار در سال ۱۳۵۳ برای توصیف فضای ایران به کار رفت. چهار سال بعد، همان جامعه انقلاب کرد.

دنا کراری، شهروند ایرانی-آمریکایی، پس از ۱۹ ماه توانست ایران را ترک کند

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دنا کراری، شهروند ۵۳ ساله ایرانی-آمریکایی و فعال حوزه فناوری و امور خیریه، پس از حدود ۱۹ ماه ممنوعیت خروج، بازجویی‌های متعدد و پیگیری‌های حقوقی، ایران را ترک کرد و در مسیر بازگشت به آمریکا قرار گرفت.

سی‌ان‌ان پنج‌شنبه ۲۵ تیر گزارش داد خروج کراری در حالی انجام شد که او هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شده بود و نگرانی‌هایی جدی درباره وضعیت جسمانی‌اش در روزهای پیش رو وجود داشت.

جرد گنسر، وکیل کراری، خروج موکلش از ایران در میانه جنگ و با توجه به بیماری او را «اتفاقی شبیه به معجزه» توصیف کرد.

گنسر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «می‌خواهم عمیق‌ترین قدردانی خود را از بنیاد جیمز فولی، دایان فولی و به‌ویژه لیز ریچاردز ابراز کنم که به ما کمک کردند موکل‌مان، دنا کراری را که از آذر ۱۴۰۳ بر پایه اتهام‌های بی‌اساس در ایران گرفتار شده بود، به خانه بازگردانیم.»

او افزود: «در لحظه‌های جشن، بسیار مهم است به یاد داشته باشیم که هر پیروزی حاصل تلاش گروهی است و افراد بی‌شماری، شناخته‌شده و ناشناس، بی‌وقفه برای تحقق آن تلاش می‌کنند.»

گنسر ادامه داد ریچاردز در بنیاد جیمز فولی، علاوه بر پرونده‌های دیگر، تلاش‌ها برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی و گروگان‌ها را هدایت کرده و بدون انتظار برای تشکر یا دیده‌شدن، در تمام این مسیر دوست و همراهی استوار برای کراری و تیم حقوقی او بوده است.

او نوشت: «مطمئنم بدون او، امروز فرا نمی‌رسید.»

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، شامگاه چهارشنبه ۲۴ تیر در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ایران به یک شهروند آمریکایی که در دسامبر ۲۰۲۴، در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن خواب‌آلود، به‌ناحق بازداشت شده بود، اجازه داد کشور را ترک کند. او اکنون به‌سلامت خارج از ایران است و وضعیت جسمانی خوبی دارد. ایالات متحده آمریکا از این اقدام ایران که نشانه حسن نیت بود، قدردانی می‌کند.»

ترامپ در این پیام نام این شهروند آمریکایی را اعلام نکرد. هویت او ساعاتی بعد از سوی گنسر تایید شد.

سفر به ایران و آغاز پرونده

پرونده کراری تا پیش از اعلام ترامپ به‌صورت عمومی مطرح نشده بود. او شهروند دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی بود که یک سازمان غیرانتفاعی به نام «بنیاد کودکان مهر» را اداره می‌کرد. نام شرکت محل فعالیت او منتشر نشده است.

به گزارش اکونومیک تایمز، کراری آذر ۱۴۰۳ برای دیدار با خانواده‌اش به شیراز سفر کرد.

گنسر به سی‌ان‌ان گفت هنگامی که او قصد خروج از ایران را داشت، ماموران جمهوری اسلامی گذرنامه‌های ایرانی و آمریکایی‌اش را ضبط کردند و مانع خروجش شدند.

به‌گفته گنسر، حدود یک ماه بعد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خودرو حامل کراری و اعضای خانواده‌اش را متوقف کردند و کراری برای مدتی کوتاه بازداشت و ساعت‌ها بازجویی شد.

او پس از آن نیز ده‌ها بار مورد بازجویی قرار گرفت و تحت آنچه وکیلش «ممنوعیت اجباری خروج» خواند، قرار داشت.

100%

به‌نوشته اکونومیک تایمز، مقام‌های جمهوری اسلامی کراری را به «همکاری با دولت متخاصم» و «جاسوسی» متهم کرده بودند. گنسر این اتهام‌ها را بی‌اساس خواند و گفت موکلش متهم شده، اما هرگز رسما تفهیم اتهام نشده بود.

با این حال، یک منبع آگاه به سی‌ان‌ان گفت کراری بازداشت و تفهیم اتهام شد و سپس با قرار وثیقه آزاد شد، اما ممنوعیت خروج او از ایران ادامه یافت.

به‌گفته گنسر، کراری به‌دلیل اداره «بنیاد کودکان مهر» هدف قرار گرفت. این سازمان غیرانتفاعی با حمایت مالی اهداکنندگان خصوصی و بر اساس مجوز دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (اوفک)، به کودکان محروم در ایران کمک می‌کرد.

گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهام‌های باقی‌مانده علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری می‌کردند، لغو کند و گفت آنان بی‌گناه‌اند و مرتکب جرمی نشده‌اند.

به‌گفته گنسر، ممنوعیت خروج کراری در بهار سال جاری، به دلایلی که هنوز کاملا روشن نیست، منقضی شد و گذرنامه‌هایش به او بازگردانده شد؛ با این حال، نخستین تلاش او برای خروج از ایران ناکام ماند و مقام‌ها او را بازگرداندند.

گنسر افزود با آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یادداشت تفاهم، تیم حقوقی کراری فورا با کاخ سفید و مذاکره‌کنندگان آمریکایی تماس گرفت و از آنان خواست پرونده او را پیگیری کنند.

او گفت بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، این موضوع در مذاکرات مطرح شده بود و کراری سرانجام ۲۴ تیر از مرز عبور کرد و ایران را ترک کرد.

گنسر همچنین گفت کراری هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شد و درباره وضعیت جسمانی او در روزهای پیش رو نگرانی‌های جدی وجود داشت.

او افزود انتظار دارد موکلش در روزهای آینده درباره آنچه بر او گذشته است، توضیح دهد، اما اکنون باید استراحت کند و سلامتی خود را بازیابد.

100%

درخواست برای آزادی دیگر زندانیان

گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهام‌ها علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری می‌کردند، لغو کند و تاکید کرد آنان بی‌گناه‌اند و مرتکب جرمی نشده‌اند.

او همچنین خواستار آزادی همه آمریکایی‌هایی که به‌ناحق در ایران زندانی شده‌اند، همه افرادی که تحت ممنوعیت اجباری خروج قرار دارند و نیز همه زندانیان سیاسی در ایران شد.

سی‌ان‌ان به‌نقل از یک مقام آمریکایی نوشت دولت ایالات متحده تا ماه گذشته پرونده دست‌کم شش شهروند آمریکایی بازداشت‌شده در ایران را پیگیری می‌کرد.

رضا ولی‌زاده و کامران حکمتی از جمله افرادی هستند که دولت آمریکا آنان را رسما در شمار شهروندان «به‌ناحق بازداشت‌شده» قرار داده است.

سازمان «گلوبال ریچ» که برای آزادی کامران حکمتی فعالیت می‌کند، در بیانیه‌ای از خروج کراری استقبال کرد و ابراز امیدواری کرد این تحول نشانه‌ای باشد که حکمتی نیز به‌زودی از زندان اوین آزاد خواهد شد.

عزرائیل چگونه به نماد انتقام در ادبیات جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
آبتین یزدان‌پناه
100%

عزرائیل، فرشته مرگ، این روزها به نمادی پرکاربرد در ادبیات رسمی مقام‌های جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نمادی که در روایت آنان، نه صرفا مامور قبض روح، بلکه عامل «انتقام» از دشمنان حکومت معرفی می‌شود.

درگذشت لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از حامیان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، موجی از واکنش‌ها را در میان مقام‌های حکومت ایران به همراه داشت.

شماری از آنان در اظهارات خود، عزرائیل را مسئول گرفتن جان گراهام دانستند و از فرشته مرگ با تعابیر ستایش‌آمیز یاد کردند.

حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی با عنوان «برادرانه با حضرت عزرائیل» نوشت گراهام «با یک بلیت بی‌بازگشت به جهنم رفت».

او از عزرائیل گلایه کرد که چرا «پیش‌دستی» کرده و اجازه نداده جمهوری اسلامی خود گراهام را به قتل برساند.

شریعتمداری همچنین عزرائیل را نخستین پاسخ‌دهنده به «فراخوان انتقام ملت‌های مسلمان» معرفی کرد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در واکنش به مرگ گراهام گفت: «حضرت عزرائیل عادل است.»

او افزود مردم ایران قرار نیست برای این سناتور آمریکایی «نماز وحشت بخوانند» یا عزاداری کنند.

گراهام ۲۱ تیر در سن ۷۱ سالگی درگذشت. بر پایه یافته‌های اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، این سناتور کهنه‌کار بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) جان خود را از دست داد.

گراهام در سال‌های اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود. او به‌ویژه در جریان انقلاب ملی دی‌ماه و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.

در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در پیام‌های خود به ایران‌اینترنشنال، از گراهام به‌عنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادی‌خواهی یاد کردند و یاد او را گرامی داشتند.

جایگاه عزرائیل در منابع اسلامی

نام عزرائیل در قرآن نیامده و در آیات قرآن تنها از «مَلَک‌الموت» یا فرشته مرگ یاد شده است.

با این حال، در بخشی از روایات و منابع اسلامی، عزرائیل به‌عنوان یکی از فرشتگان مقرب خدا و مامور قبض روح انسان‌ها معرفی می‌شود که ارتباط ویژه‌ای با پیامبران و اولیای الهی دارد.

در متون اسلامی، قبض روح همه انسان‌ها، فارغ از دین‌دار یا بی‌دین بودن آن‌ها، به مَلَک‌الموت و فرشتگان تحت فرمان او نسبت داده می‌شود.

در برخی روایت‌ها نیز آمده است که عزرائیل برای قبض روح پیامبر اسلام، پیش از ورود اجازه می‌گیرد.

ریشه عبری کلمه عزرائیل

برخی پژوهشگران معتقدند نام عزرائیل احتمالا ریشه‌ای عبری دارد و به معنای «کسی که خدا او را یاری کرده» تفسیر می‌شود.

شماری از مسلمانان معتقدند از آنجا که نام عزرائیل در قرآن و احادیث محمد، پیامبر اسلام، نیامده است، احتمال می‌رود این نام از «اسرائیلیات» گرفته شده باشد.

اسرائیلیات به روایت‌هایی با خاستگاه یهودی و گاهی مسیحی گفته می‌شود.

برخی پژوهش‌های تاریخی نیز از یافتن نامی مشابه عزرائیل بر روی کاسه‌های طلسم به خط آرامی متعلق به جوامع یهودی سده هفتم میلادی خبر داده‌اند. یکی از این آثار در موزه پنسیلوانیا نگهداری می‌شود.

از شناخته‌شده‌ترین منابع تصویرسازی عزرائیل در جهان اسلام، کتاب «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» اثر زکریای قزوینی است که نسخه‌هایی از آن در موزه بریتانیا و موزه برلین وجود دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد نام عزرائیل از متون یهودی و مسیحی قرون میانه به فرهنگ اسلامی راه یافته است.

  • آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

    آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

مرگ‌اندیشی در گفتمان جمهوری اسلامی

کاربرد گسترده نام عزرائیل در واکنش مقام‌های جمهوری اسلامی به مرگ گراهام، امتداد گفتمانی است که در آن مرگ‌اندیشی جایگاهی محوری دارد.

مرگ‌اندیشی از همان ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در ادبیات رسمی حکومت حضور داشته است.

روح‌الله خمینی پس از ترور مرتضی مطهری، کشته شدن نیروهای حکومت را نه عامل تضعیف، بلکه زمینه‌ساز تداوم جمهوری اسلامی توصیف کرد.

علی خامنه‌ای هم بارها خواستار ماندگار شدن «فرهنگ شهادت» در جامعه شد.

در این چارچوب، مرگ نه صرفا پایان زندگی، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت است. مرگ نیروهای وابسته به حکومت با مفاهیمی چون شهادت و جاودانگی تقدیس می‌شود و مرگ دشمنان با ادبیاتی آمیخته به تمسخر، انتقام و حتی ستایش از «عزرائیل» همراه است.