مقایسه واشینگتنپست؛ تفاهم ترامپ با جمهوری اسلامی چه تفاوتها و شباهتهایی با برجام دارد
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد تفاهم تازه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با جمهوری اسلامی با وجود انتقادهای تند او از برجام، در موضوعاتی مانند کاهش تحریمها، آزادسازی داراییها و کنار گذاشتن پرونده موشکی تهران، شباهتهایی با توافق هستهای دولت باراک اوباما دارد.
واشینگتنپست جمعه ۲۹ خرداد نوشت ترامپ طی سالهای گذشته بارها از رویکرد اوباما در قبال پرونده هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرده و برجام را «فاجعهبار»، «اساسا معیوب»، «یکطرفه»، «مسیر دستیابی ایران به سلاح هستهای» و «یکی از بدترین و احمقانهترین توافقهای تاریخ آمریکا» خوانده است.
اکنون ترامپ به تفاهمی با جمهوری اسلامی دست یافته که بهنوعی توافق مورد نظر خود او به شمار میرود.
بهنوشته واشینگتنپست، مقایسه این تفاهمنامه با برجام چندان آسان نیست، زیرا برجام توافقی جامع و با جزییات روشن بود، اما توافق ترامپ همچنان در مراحل اولیه قرار دارد و بسیاری از موضوعات کلیدی و سرنوشتساز آن هنوز مشخص نشده است.
همچنین شرایط کنونی با زمان انعقاد برجام تفاوتهای اساسی دارد؛ دانش هستهای تهران افزایش یافته و جمهوری اسلامی پس از ماهها درگیری نظامی وارد روند مذاکرات شده؛ جنگی که به تضعیف توان نظامی حکومت ایران انجامیده و شماری از مقامهای ارشد آن را از پا درآورده است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
محدودیتهای جمهوری اسلامی در قالب برجام
بر اساس برجام، جمهوری اسلامی متعهد شده بود به مدت ۱۵ سال، اورانیوم را تنها تا سطح ۳.۶۷ درصد غنیسازی کند.
این سطح برای استفاده در راکتورهای هستهای مناسب است و با غنای ۲۰ درصدی (اورانیوم با غنای بالا) و سطح حدود ۹۰ درصدی مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای فاصله زیادی دارد.
این توافق همچنین تهران را ملزم میکرد ۹۸ درصد از ذخایر اورانیوم غنیشده خود را از بین ببرد. علاوه بر این، تعداد، نوع و محل استقرار سانتریفیوژهایی که حکومت ایران میتوانست در اختیار داشته باشد، محدود و تحت نظارت قرار میگرفت.
ترامپ سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و گفت ادامه حضور آمریکا در این توافق، جمهوری اسلامی را «در آستانه دستیابی به خطرناکترین سلاحهای جهان» قرار میدهد.
واشینگتنپست در ادامه انتقادهای ترامپ از برجام را با مفاد یادداشت تفاهم جدید میان تهران و واشینگتن، مقایسه کرده است.
لغو تحریمها و آزادی داراییهای بلوکهشده
ترامپ سال ۲۰۱۸ در شبکههای اجتماعی نوشت اوباما و دموکراتها ۱۵۰ میلیارد دلار در اختیار جمهوری اسلامی قرار دادهاند.
این در حالی است که مقامهای وقت وزارت خزانهداری و وزارت امور خارجه آمریکا میزان واقعی منابع مالی قابل استفاده حکومت ایران را نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار برآورد کردند.
واشینگتنپست نوشت تفاهمنامه ترامپ نیز شامل برنامهای برای کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده تهران است.
بر اساس ماده هفتم یادداشت تفاهم، ایالات متحده متعهد میشود تمامی انواع تحریمها علیه جمهوری اسلامی، از جمله قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تمامی تحریمهای یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه را مطابق جدول زمانی توافق نهایی لغو کند.
یک مقام ارشد آمریکایی که بهدلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، پیشتر گفته بود در صورت اجرای مفاد این یادداشت تفاهم از سوی رهبران جمهوری اسلامی، تهران به داراییهای مسدودشده خود دسترسی خواهد یافت.
روزنامه واشینگتنپست نوشت همانند برجام، ماده ۱۱ تفاهمنامه ترامپ تصریح میکند آمریکا داراییها و منابع مالی مسدود یا محدودشده ایران را «بهطور کامل» در دسترس جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.
ترامپ هنگام خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ گفته بود: «پس از لغو تحریمها، حکومت دیکتاتوری [ایران] از منابع مالی جدید خود برای توسعه موشکهای دارای قابلیت حمل کلاهک هستهای، حمایت از تروریسم و ایجاد بیثباتی در خاورمیانه و فراتر از آن استفاده کرد.»
با این حال، به نظر میرسد مفاد یادداشت تفاهم اخیر او با مواضعی که ترامپ در زمان خروج از برجام مطرح کرده بود، همخوانی ندارد.
واشینگتنپست افزود اگرچه بهدلیل نبود جزییات کامل، مقایسه ابعاد مالی دو توافق دشوار است، اما به نظر میرسد ترامپ نیز اکنون رویکردی مشابه برجام را در زمینه آزادسازی داراییهای جمهوری اسلامی دنبال میکند.
طبق ماده ششم یادداشت تفاهم اخیر، ایالات متحده آمریکا متعهد میشود همراه با شرکای منطقهای خود طرحی قطعی و مورد توافق به ارزش حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تدوین کند.
کاخ سفید تاکید کرده است این منابع از محل مالیات شهروندان آمریکایی تامین نخواهد شد.
ماجرای ارسال پولهای نقد به ایران
ترامپ طی سالهای گذشته بارها دولت اوباما را متهم کرده که در چارچوب برجام، ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد را با هواپیما به ایران منتقل کرده است.
واشینگتنپست نوشت اظهارات ترامپ به توافقی در سال ۲۰۱۶ اشاره دارد که بر اساس آن، ۴۰۰ میلیون دلار اصل پول و ۱.۳ میلیارد دلار سود آن به ایران بازگردانده شد. این مبلغ مربوط به حلوفصل یک اختلاف مالی چند دههای میان تهران و واشینگتن بود.
در دهه ۱۹۷۰، حکومت وقت ایران ۴۰۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی پرداخت کرد، اما پس از قطع روابط دو طرف، این تجهیزات هرگز تحویل داده نشد.
بازگرداندن نخستین بخش این پول، یعنی ۴۰۰ میلیون دلار، در همان روزی انجام شد که جمهوری اسلامی چهار شهروند آمریکایی، از جمله جیسون رضاییان، خبرنگار ایرانی-آمریکایی، را آزاد کرد.
برخی منتقدان این اقدام را «باجدادن» توصیف کردند، اما مقامهای آمریکایی تاکید داشتند همزمانی این دو رویداد تصادفی بوده است.
فعالان حقوق بشر اقدامات جمهوری اسلامی در بازداشت اتباع خارجی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند حکومت از این حربه برای تحت فشار گذاشتن سایر کشورها و گرفتن امتیاز از آنها استفاده میکند.
توانمندیهای هستهای تهران
واشینگتنپست نوشت برجام یک سند فنی ۱۸ صفحهای بود که به جزییات دقیقی درباره محدودیتهای غنیسازی اورانیوم، نحوه استفاده از تاسیسات هستهای، تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته، فعالیت راکتورها و همچنین سازوکارهای بازرسی و نظارت بینالمللی میپرداخت.
در مقابل، در تفاهمنامه اخیر تنها دو اشاره کلی به موضوع هستهای دیده میشود و جزییات آن به مذاکرات بعدی موکول شده است.
بر اساس ماده هشتم این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی تاکید میکند سلاح هستهای تولید یا تحصیل نخواهد کرد؛ همچنین تهران و واشینگتن متعهد میشوند درباره سرنوشت مواد غنیشده تصمیمگیری کنند.
به گفته یک مقام ارشد آمریکایی، حداقل استاندارد مورد نظر واشینگتن این است که ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران از طریق «رقیقسازی» از بین برود.
پایگاه خبری اکسیوس ۲۲ خرداد گزارش داد ترامپ در چارچوب تلاشها برای حلوفصل اختلافات هستهای، با طرحی موافقت کرده است که بر اساس آن، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی میتواند در داخل کشور و تحت نظارت بازرسان سازمان ملل، رقیقسازی شود.
برنامه موشکی و شبکه نیابتی جمهوری اسلامی
ترامپ همچنین از سکوت برجام در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، ناکافی بودن سازوکارهای بازرسی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی، وجود بندهای موسوم به «غروب» که محدودیتهای توافق را پس از مدتی منقضی میکردند و نیز بیتوجهی به فعالیتهای منطقهای تهران و حمایت از گروههای مسلح، بهعنوان مهمترین کاستیهای این توافق یاد کرده بود.
با این حال، واشینگتنپست گزارش داد در چارچوب توافق مورد نظر ترامپ، هنوز مشخص نیست آیا تهران ملزم به پذیرش محدودیتهایی برای برنامه موشکهای بالستیک خود خواهد بود یا خیر.
ترامپ بهتازگی در نشست سران گروه هفت اعلام کرد ایالات متحده در قالب یک «مسیر موازی» و با مشارکت کشورهای حاشیه خلیج فارس، درباره مسائل غیرهستهای از جمله موشکهای بالستیک متعارف گفتوگو خواهد کرد.
او افزود: «موشکها مشکل اصلی نیستند. موشکها شاید بتوانند به یک نقطه کوچک آسیب وارد کنند، اما دنیا را منفجر نمیکنند.»
خبرگزاری رویترز ۲۶ خرداد نوشت دو موضوعی که ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از آنها بهعنوان دلایل آغاز جنگ نام میبردند، یعنی حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی و برنامه موشکی تهران، ظاهرا در دستور کار مذاکرات آینده قرار ندارند.
اکنون که با امضای یادداشتتفاهم بار دیگر بحث احتمال یک توافق بزرگ میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطرح شده، بسیاری از تحلیلگران همچنان بر این باورند که لغو تحریمها میتواند همانند یک شوک مثبت، اقتصاد ایران را احیا کند. این نگاه اما بیش از حد سادهانگارانه است.
مساله امروز جمهوری اسلامی صرفا تحریم نیست. اقتصاد نفتی ایران اکنون با مجموعهای از مشکلات ساختاری، فنی، مالی و ژئوپلیتیکی مواجه است که حتی در صورت دستیابی به یک توافق سیاسی با واشینگتن نیز به سرعت قابل حل نخواهند بود.
واقعیت این است که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار گرفته که مشکل اصلی آن دیگر فروش نفت نیست؛ بلکه توانایی تولید پایدار، جذب سرمایه، دسترسی به فناوری و بازگشت به زنجیره مالی جهانی است.
فرسودگی زیرساختها؛ زخمی که طی دههها انباشته شد
بخش بزرگی از زیرساختهای نفت و گاز ایران به نیمه دوم عمر عملیاتی خود رسیدهاند. سالها کمبود سرمایهگذاری، محدودیت دسترسی به فناوریهای روز و خروج شرکتهای بزرگ بینالمللی از ایران موجب شده است بسیاری از میادین با مشکلات پیچیده فنی روبهرو شوند.
موضوع تنها افت طبیعی تولید نیست. بسیاری از متخصصان باسابقه صنعت نفت ایران طی سالهای اخیر نسبت به مشکلات سازندی، افت فشار، رسوبگذاری، آسیب به چاهها و دشواری بازگرداندن آنها به تولید پایدار هشدار دادهاند.
به گفته شماری از مدیران سابق صنعت نفت، از جمله افرادی که سالها در بالاترین سطوح اجرایی این صنعت فعالیت کردهاند، بخش مهمی از تلاش مدیران فعلی معطوف به یافتن راهحل برای مشکلات فنی چاهها و میادینی است که رفع آنها مستلزم تجهیزات، دانش فنی و فناوریهایی است که امروز در داخل کشور به سادگی در دسترس نیست.
این وضعیت در میدان گازی پارس جنوبی اهمیت دوچندان پیدا میکند. پارس جنوبی ستون فقرات امنیت انرژی ایران است و افت فشار طبیعی این میدان از سالها پیش آغاز شده است. جبران این افت فشار نیازمند پروژههای چند ده میلیارد دلاری، تجهیزات پیشرفته فراساحلی و مشارکت شرکتهایی است که عمدتا در غرب مستقر هستند.
حتی اگر امروز موانع سیاسی برداشته شود، فرآیند مطالعه، طراحی، تامین تجهیزات و اجرای چنین پروژههایی سالها زمان خواهد برد؛ زمانی که اقتصاد گرفتار تورم، کسری بودجه و کمبود سرمایه ایران به سختی در اختیار دارد.
اشتباه بزرگ بسیاری از تحلیلها آن است که بازار انرژی امروز را با بازار انرژی یک دهه پیش مقایسه میکنند.
در دوران پیش از تحریمها، بخش قابل توجهی از بازار جهانی به نفت ایران وابسته بود. اما در سال ۲۰۲۶ شرایط کاملا متفاوت است.
ایالات متحده به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان انرژی جهان تبدیل شده است. کانادا، برزیل و گویان ظرفیت تولید خود را افزایش دادهاند. قطر و آمریکا بازار جهانی گاز طبیعی مایع را متحول کردهاند و مصرفکنندگان بزرگ نیز طی سالهای گذشته زنجیره تامین خود را بازطراحی کردهاند.
بازگشت به بازار جهانی بسیار دشوارتر از حفظ سهم بازار است. مشتریانی که طی سالهای تحریم جایگزین پیدا کردهاند، صرفا بهدلیل رفع تحریمها به سرعت به بازار ایران بازنخواهند گشت.
حتی اگر فرض کنیم دولت آمریکا مجوز بازگشت شرکتهای نفتی به ایران را صادر کند، مانع بزرگتری همچنان پابرجاست: نظام بانکی بینالمللی.
تجربه برجام در سال ۲۰۱۵ نشان داد که توافق سیاسی الزاما به معنای بازگشت سرمایه نیست. با وجود حمایت رسمی دولتهای غربی از همکاری اقتصادی با ایران، بسیاری از بانکهای بزرگ حاضر به پذیرش ریسک فعالیت در ایران نشدند.
عدم پیوستن به استانداردهای FATF، نبود شفافیت مالی کافی، نگرانی از پولشویی و نقش گسترده نهادهای نظامی در اقتصاد، همچنان از مهمترین موانع ورود سرمایه خارجی محسوب میشوند.
اگر در سال ۲۰۱۵ ایران عمدتا به عنوان حامی گروههای نیابتی شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ فضای بینالمللی نسبت به تهران به مراتب سختتر و پرهزینهتر شده است. برای بسیاری از مؤسسات مالی جهانی، ریسک اعتباری و reputational risk همکاری با ایران همچنان بسیار بالا خواهد بود.
روسیه؛ شریکی که هرگز نفت ایران را احیا نمیکند
در غیاب شرکتهای غربی، نگاه تهران بارها به سمت روسیه معطوف شده است. با این حال تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد که مسکو هیچگاه حاضر نبوده نفت ایران را به یک رقیب قدرتمند در بازار جهانی تبدیل کند.
حتی شرکتهایی مانند لوکاویل که از توان فنی قابل قبولی برخوردارند، در مقاطع مختلف پروژههای مرتبط با ایران را متوقف کرده یا از آنها فاصله گرفتهاند.
واقعیت آن است که منافع راهبردی روسیه الزاما با احیای کامل صنعت نفت ایران همسو نیست. مسکو ترجیح میدهد موقعیت خود را در بازار جهانی انرژی حفظ و از ظهور یک رقیب جدید جلوگیری کند.
کشورهای منطقه؛ بازیگری که کمتر دیده میشود
در کنار جمهوری اسلامی، جامعه معترض ایران و اسرائیل، بازیگر چهارمی نیز در این معادله حضور دارد که اهمیت آن روزبهروز بیشتر میشود: کشورهای حوزه خلیج فارس.
این کشورها اکنون در حال اجرای بزرگترین پروژههای سرمایهگذاری تاریخ خود هستند. توسعه زیرساختها، فناوری، هوش مصنوعی، لجستیک و گردشگری به ستون اصلی راهبرد اقتصادی آنها تبدیل شده است.
از نگاه این کشورها، مهمترین مساله نه اختلافات ایدئولوژیک بلکه ثبات بلندمدت اقتصادی است.
بر اساس ارزیابیهایی که در برخی سیستمهای معاملاتی و مدلهای سنجش ریسک مورد استفاده در بازارهای مالی بینالمللی مشاهده میشود، ریسک سرمایهگذاری در منطقه نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری پیدا کرده و در برخی سناریوها به سطوحی رسیده که برای سرمایهگذاران جهانی نگرانکننده است.
افزایش هزینه بیمه، رشد هزینه تامین مالی و فرار سرمایه از پروژههای بلندمدت، مستقیما با اهداف توسعهای کشورهای منطقه در تضاد قرار دارد.
به همین دلیل بسیاری از پایتختهای خلیج فارس به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه توافق محدود میان تهران و واشینگتن، بدون حل ریشهای عوامل بیثباتکننده منطقه، نمیتواند امنیت مورد نیاز برای سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری را فراهم کند.
اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی صرفا با مشکل تحریم روبهرو نیست. فرسودگی زیرساختها، افت فشار میادین، محدودیت فناوری، انزوای بانکی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و تغییر ساختار بازار جهانی انرژی مجموعهای از موانع را ایجاد کردهاند که با یک توافق سیاسی از میان نخواهند رفت.
حتی اگر فردا توافقی میان تهران و واشینگتن امضا شود، بازسازی ظرفیتهای از دست رفته صنعت نفت و گاز ایران نیازمند سالها زمان، دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری و بازگشت اعتماد از دست رفته بازارهای جهانی خواهد بود.
به همین دلیل، توافق احتمالی با آمریکا شاید بتواند بخشی از فشارهای کوتاهمدت را کاهش دهد، اما بعید است بتواند روند فرسایشی و بلندمدتی را که اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی با آن روبهرو است متوقف کند.
نمایی از یک روستا در جنوب لبنان در نزدیکی مرز اسرائیل، ۲۸ خرداد
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد اسرائیل و حزبالله لبنان موافقت خود را با برقراری آتشبس اعلام کردهاند. این توافق در شرایطی به دست آمد که در ۲۴ ساعت گذشته، حملات مرگبار میان دو طرف شدت گرفته بود.
رویترز جمعه ۲۹ خرداد نوشت آتشبس میان دو طرف از ساعت ۴ عصر به وقت بیروت اجرایی شده است.
پیشتر شبکه خبری سیانان بهنقل از یک منبع آگاه گزارش داد آمریکا به جمهوری اسلامی اطلاع داده است که اسرائیل قصد ندارد حملات خود به لبنان را بیش از این تشدید کند.
این منبع گفت: «حزبالله آتشبس را نقض کرد. اسرائیل موافقت کرده که موضوع را ادامه ندهد و این پیام به ایرانیها منتقل شده است. اکنون این به حزبالله بستگی دارد که حملات را متوقف کند.»
یک منبع اسرائیلی نیز تایید کرد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، در حال حاضر برنامهای برای اقدامات تلافیجویانه بیشتر علیه حزبالله ندارد.
وزارت بهداشت لبنان ۲۹ خرداد اعلام کرد حملات اسرائیل به جنوب این کشور دستکم ۱۸ کشته و ۳۳ زخمی بر جای گذاشت.
در سوی دیگر، ارتش اسرائیل از کشته شدن چهار نیروی خود، از جمله یک فرمانده گردان، در حمله حزبالله خبر داد. پنج نظامی اسرائیلی دیگر نیز در حملات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی مجروح شدند.
نخستوزیر اسرائیل ۲۹ خرداد با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به جان باختن چهار نظامی این کشور در جنوب لبنان هشدار داد اسرائیل حمله به نیروها یا خاک خود را تحمل نخواهد کرد و حزبالله بهای سنگینی برای این حملات خواهد پرداخت.
نتانیاهو تاکید کرد ارتش اسرائیل به عملیات خود برای مقابله با تهدیدها علیه نیروها و قلمرو اسرائیل ادامه خواهد داد و تا هر زمان که لازم باشد، در نوار امنیتی در جنوب لبنان باقی خواهد ماند.
در روزهای اخیر و پس از امضای یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن برای پایان دادن به جنگ، گزارشها از افزایش اختلاف نظر میان کاخ سفید و دولت اسرائیل حکایت دارند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۹ خرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس، رابطه خود با نتانیاهو را «خوب» ارزیابی کرد و در عین حال گفت باید او را «سر عقل نگاه داشت».
ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا میتواند مانع ادامه حملات اسرائیل به لبنان شود، افزود: «بله. آنها احترام زیادی برای من قائل هستند و کاری را که میگویم انجام میدهند... اگر من نبودم، اسرائیل امروز وجود نداشت.»
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست ۲۸ خرداد در سرمقالهای نوشت توافق اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده نباید شامل معاملهای بر سر امنیت مرزهای شمالی اسرائیل باشد، زیرا برقراری آرامش پایدار تنها در گرو خلع سلاح و حذف تهدیدهای حزبالله لبنان است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۹ خرداد حملات اسرائیل به جنوب لبنان را محکوم کرد و آمریکا را «مسئول مستقیم» این حملات دانست.
او افزود بر اساس تفاهمنامه اخیر، توقف درگیریها در لبنان بخش «لاینفک» توافق پایان جنگ به شمار میرود.
بقایی تهدید کرد جمهوری اسلامی تدابیر لازم را برای «صیانت» از متحدانش به کار خواهد گرفت.
محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز در پیامی در ایکس خطاب به تیم مذاکرهکننده نوشت: «اگر در مورد بند مربوط به لبنان عقبنشینی کنید و نقض آشکار را نادیده بگیرید و دشمن سستی شما را ببیند، قطعا نقد کردن سایر بندها مثل رفع تحریمها، آزاد کردن پولها و غیره غیرممکن خواهد بود.»
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز در شبکه ایکس نوشت: «با توجه به پیام رهبر که به جبهه مقاومت اشاره داشت، دولت باید از همین الان و از لبنان شروع کند و نگذاریم مردم مقاوم جنوب لبنان «قتلعام» شوند.»
پیشتر مجتبی خامنهای در پیامی مکتوب، اعلام کرد که درباره تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا «من نظر دیگری داشتم»، اما با «قبول مسئولیت» از سوی مسعود پزشکیان، اجازه اجرای آن را صادر کرده است.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در بند نخست این تفاهمنامه آمده است ایالات متحده و جمهوری اسلامی و متحدان آنها در جنگ جاری پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، را اعلام میکنند و متعهد میشوند دست به اقدام نظامی علیه یکدیگر نزنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.
مقامهای اسرائیلی در روزهای گذشته بارها تاکید کردهاند با وجود تفاهم تهران و واشینگتن، نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهند کرد.
پس از امضای یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، کارشناسان سازمان ملل هشدار دادند هر چارچوبی که به وضعیت حقوق بشر در ایران نپردازد، از اساس ناقص است. عفو بینالملل نیز اعلام کرد این تفاهم، در صورت نادیده گرفتن حقوق بشر و عدالت، میتواند پوششی برای ادامه سرکوب شود.
حقوق بشر نباید از توافق نهایی حذف شود
کارشناسان مستقل سازمان ملل جمعه ۲۹ خرداد با استقبال از امضای یادداشت تفاهم ۱۴ بندی میان آمریکا و جمهوری اسلامی هشدار دادند مردم ایران که هم از تجاوز نظامی خارجی و هم از سرکوب داخلی آسیب دیدهاند، در این چارچوب تقریبا نادیده گرفته شدهاند.
این بیانیه به امضای ۱۴ گزارشگر ویژه، کارشناس مستقل و سازوکار حقوق بشری سازمان ملل، از جمله مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، رسیده است.
به گفته آنها، این سند عمدتا بر «خروج نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات هستهای، کاهش تحریمها و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری» متمرکز است.
این کارشناسان اعلام کردند از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مقامهای جمهوری اسلامی سرکوب مخالفان را تشدید کردهاند. هزاران نفر بازداشت شدهاند و گزارشها از شکنجه، ناپدیدسازی قهری، اعدامهای ساختگی و اعترافگیری اجباری حکایت دارد.
آنها افزودند از زمان آغاز جنگ، دستکم ۱۵۶ نفر اعدام شدهاند که ۴۲ نفر از آنها با اتهامهای سیاسی، از جمله اتهامهای مرتبط با جاسوسی و امنیت ملی، اعدام شدهاند.
کارشناسان سازمان ملل همچنین گفتند مقامهای جمهوری اسلامی داراییهای دستکم هزار و ۵۰۰ شهروند، از جمله صدها ایرانی ساکن خارج از کشور را مصادره کردهاند و بهائیان، کردها و بلوچها بیش از دیگران در معرض خطر قرار داشتهاند.
به گفته آنها، عفو اخیر مجتبی خامنهای نیز شامل محکومان پروندههای سیاسی و امنیتی نشده و بسیاری از بازداشتشدگان اعتراضات همچنان در زندان ماندهاند.
این کارشناسان افزودند جنگ خسارات انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی گستردهای بر جا گذاشته است. هزاران غیرنظامی در حملات هوایی کشته و میلیونها نفر آواره شدهاند و سه ماه قطع تقریبا کامل اینترنت که یکی از طولانیترین موارد ثبتشده تاکنون در جهان بوده، معیشت و ارتباط مردم با جهان خارج را مختل کرده است.
آنها از همه کشورها، از جمله کشورهای میانجی، خواستند هر توافق نهایی که قرار است طی ۶۰ روز آینده مذاکره شود، شامل توقف اجرای احکام اعدام، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه، اعلام سرنوشت ناپدیدشدگان قهری، بازگرداندن دسترسی به اینترنت آزاد و حفاظت از فضای مدنی باشد.
کارشناسان سازمان ملل همچنین تاکید کردند صدای ایرانیان، که میلیونها نفر از آنها برای مطالبه تغییرات بنیادین به خیابانها آمدند، باید در هر مذاکرهای که مدعی تضمین آینده آنهاست، شنیده شود.
تفاهم نباید به پوششی برای ادامه سرکوب تبدیل شود
عفو بینالملل هشدار داد یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، بدون تضمین حقوق بشر و جبران خسارت قربانیان، میتواند به پوششی برای ادامه سرکوب و مصونیت از مجازات تبدیل شود.
این سازمان اعلام کرد جنگی که موضوع این تفاهم است، به کشورهای همسایه نیز کشیده شد، بیش از شش هزار کشته در خاورمیانه بر جا گذاشت و اقتصاد جهانی را متزلزل کرد.
عفو بینالملل همچنین گفت این جنگ با «حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل در نقض منشور سازمان ملل» آغاز شد و سپس با اقدامات «غیرقانونی» مقامهای جمهوری اسلامی ادامه یافت؛ روندی که به رنج گسترده غیرنظامیان و نقض حقوق بشردوستانه، از جمله جنایتهای جنگی، انجامید.
عفو بینالملل تاکید کرد پایان بمبارانها بهتنهایی امنیت مردم ایران را تضمین نخواهد کرد، زیرا جمهوری اسلامی همزمان کارزار سرکوب داخلی را تشدید کرده است.
این سازمان اعلام کرد از زمان آغاز جنگ، دستکم ۴۴ نفر در ایران اعدام و بیش از شش هزار نفر بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند.
عفو بینالملل همچنین خواستار اتخاذ رویکردی «مردممحور» شد که شامل اقدامات مشخص برای جلوگیری از ارتکاب جنایتهای بیشتر از سوی مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله کشتار بیشتر معترضان، باشد.
این سازمان همچنین بر حمایت از مطالبات جامعه مدنی برای تغییرات بنیادین حقوق بشری، از جمله اصلاح قانون اساسی، تاکید کرد.
عفو بینالملل همچنین خواستار خروج اسرائیل از جنوب لبنان، بازگشت امن آوارگان، تامین عدالت برای قربانیان نقض حقوق بینالملل در لبنان از سال ۲۰۲۳ تاکنون و پایان دادن به آنچه «نسلکشی اسرائیل در غزه» میخواند، و خروج اسرائیل از سرزمینهای فلسطینی شد.
در چنین فضایی، هشدار عفو بینالملل و کارشناسان سازمان ملل تنها ناظر بر متن یادداشت تفاهم نیست، بلکه متوجه پیامدهای آن برای مردم ایران است؛ اینکه پایان جنگ، بدون توقف سرکوب، تضمین دادرسی عادلانه، آزادی بازداشتشدگان خودسرانه و پاسخگو کردن عاملان نقض حقوق بشر، نمیتواند به معنای بازگشت امنیت و حقوق شهروندان باشد.
پیام مجتبی خامنهای درباره تفاهمنامه تهران و واشینگتن نهتنها به اختلافها در اردوگاه جمهوری اسلامی پایان نداد، بلکه موج تازهای از تسویهحساب سیاسی به راه انداخت؛ بخشی از اصولگرایان خواستار حمایت از تصمیم نهایی شدند و بخشی دیگر حامیان مذاکرات را به پاسخگویی فراخواندند.
مجتبی خامنهای در این پیام نوشت با وجود آنکه «علیالاصول» نظر دیگری داشته، بهدلیل تعهد مسعود پزشکیان و اعضای شورای عالی امنیت ملی به پذیرش مسئولیت این روند، اجازه پیشبرد تفاهمنامه را صادر کرده است.
همین عبارت کوتاه به دو برداشت متفاوت در اردوگاه جمهوری اسلامی منجر شد؛ گروهی بر بخش «اجازه آن را صادر کردم» تاکید کردند و آن را نشانه حمایت نهایی رهبر جمهوری اسلامی از روند طیشده دانستند و گروهی دیگر، عبارت «نظر دیگری داشتم» را نشانه مخالفت اولیه او تلقی کردند.
همزمان، برخی منتقدان میگویند مجتبی خامنهای نیز مانند علی خامنهای، هم اجازه تصمیم را داده و هم از همان ابتدا مسئولیت پیامدهای احتمالی آن را از خود دور کرده است.
به باور آنها، تاکید او بر اینکه «نظر دیگری» داشته اما با تعهد پزشکیان اجازه داده، راه را باز میگذارد تا در صورت شکست تفاهمنامه، مسئولیت متوجه دولت، شورای عالی امنیت ملی و تیم مذاکرهکننده شود.
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت پیام خامنهای نشانه پذیرش ناگزیر مذاکره در هسته سخت قدرت است، اما همزمان مسئولیت توافق را بر دوش دولت و شورای عالی امنیت ملی میگذارد.
علی شیرازی و کامیار بهرنگ، اعضای تحریریه ایراناینترنشنال نیز گفتند مجتبی خامنهای مانند پدرش پس از برجام، مسئولیت تصمیم را از خود دور کرده است.
شیرازی گفت این مسئولیت متوجه پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی شده و بهرنگ تاکید کرد خامنهای با سخنان دوپهلو، هم مسئولیتی نپذیرفته و هم اختلافات درون حاکمیت را حفظ کرده است.
پیامی که به دو روایت متضاد در حاکمیت منجر شد
محمدمنان رییسی، محسن مقصودی و مرتضی محمودی، از چهرههای اصولگرا، با استناد به پیام مجتبی خامنهای گفتند مخالفان مذاکرات از ابتدا درباره اعتماد به آمریکا هشدار داده بودند و اکنون حامیان این روند باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشند.
اسماعیل رمضانی، سخنران حکومتی نیز خواستار راهاندازی «جنبش بازگشت به نظر رهبری» شد و گفت حالا که مجتبی خامنهای اعلام کرده نظرش چیز دیگری بوده، حامیان حکومت باید خواستار بازگشت از مسیر تفاهم شوند.
او پیشنهاد کرد روند ۶۰ روزه مذاکرات «یکجوری» متوقف شود تا تجربه بیاعتمادی رهبر پیشین جمهوری اسلامی به مذاکرات تکرار نشود.
محمد زعیمزاده، سردبیر فرهیختگان نیز نوشت «نظر رهبری پذیرش متن نبوده است» اما او به خرد جمعی احترام گذاشته و اجازه توافق را منوط به تحقق شروط کرده است.
او همچنین گفت مسئولیت پیشبرد توافق و بهبود شرایط اقتصادی با دولت است و نباید از سطح رهبری برای این تفاهمنامه «چک سفید» صادر شود.
مجتبی یوسفی، عضو هیات رییسه مجلس، نیز پیام مجتبی خامنهای را نشانه تسلط او بر روند تصمیمگیری دانست، اما تاکید کرد دولت و شورای عالی امنیت ملی باید درباره تحقق شروط تعیینشده پاسخگو باشند و اجازه ندهند تجربه برجام تکرار شود.
تغییر مواضع محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز مورد توجه قرار گرفت. او پس از پیام مجتبی خامنهای خواستار حفظ وحدت شد، اما پیشتر تفاهمنامه را «خسارتبار» خوانده و گفته بود آمریکا با این توافق به «پیروزی کامل» میرسد.
آغاز جدال بر سر مسئولیت
حسینعلی شهریاری، علی خضریان و ابراهیم رضایی، از نمایندگان مجلس نیز از روند پیشبرد تفاهم انتقاد کردند؛ از اعتراض به کنار گذاشته شدن مجلس و هشدار درباره تکرار برجام تا مخالفت با هرگونه عقبنشینی در موضوع هستهای و بازگشت بازرسیهای آژانس.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس هم تفاهمنامه را «نامتوازن» خواند، گفت همه خطوط قرمز رعایت نشده و هشدار داد هرگونه بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای خلاف قانون تعلیق همکاری با آژانس است و مجلس در برابر آن خواهد ایستاد. او پیشتر نیز خواسته بود برای توجیه توافق، از رهبر جمهوری اسلامی هزینه نشود.
در مقابل، سپاه پاسداران، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان از روند طیشده حمایت کردند، اما همزمان بر بیاعتمادی به آمریکا، آمادگی برای واکنش در صورت عهدشکنی و ضرورت اجرای دقیق شروط تعیینشده تاکید داشتند.
حسن روحانی، رییس پیشین دولت، در مقابل بر ضرورت حفظ «دستاورد تفاهم اولیه» تاکید کرد و گفت جمهوری اسلامی باید همزمان نسبت به عهدشکنی احتمالی طرف مقابل هوشیار باشد.
اسدالله بادامچیان، رییس شورای مرکزی حزب موتلفه نیز از اصل مذاکره دفاع کرد و گفت مذاکره خیانت نیست، بلکه پایان هر جنگی در نهایت به مذاکره میانجامد.
اکنون دو روایت همزمان در حاکمیت شکل گرفته است؛ یکی بر حمایت از تصمیم نهایی تاکید دارد و دیگری، با استناد به عبارت «نظر دیگری داشتم»، مسئولیت پیامدهای احتمالی تفاهم را متوجه دولت و شورای عالی امنیت ملی میداند. همین دوگانگی نشان میدهد وحدت اعلامشده در اردوگاه جمهوری اسلامی، شکننده و موقت است.
سایمون گس، سفیر سابق بریتانیا در تهران، هشدار داد دستیابی به یک توافق هستهای جدید با جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بهمراتب دشوارتر از زمان برجام خواهد بود، زیرا سطح بیاعتمادی میان طرفهای مذاکره افزایش یافته و دامنه اختلافات نیز گستردهتر شده است.
گس که در گفتوگوهای هستهای سال ۲۰۱۵ بهعنوان مذاکرهکننده ارشد بریتانیا حضور داشت، جمعه ۲۹ خرداد در یادداشتی در روزنامه فایننشالتایمز، به مقایسه روند مذاکرات برجام با گفتوگوهای آینده در چارچوب یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن پرداخت.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
گس در یادداشت خود نوشت: «۶۰ روز زمان کافی نخواهد بود. مذاکرات برجام ۲۰ ماه به طول انجامید. اکنون نیز به زمان نیاز است، زیرا مسائل مطرحشده فنی و پیچیده هستند و در فضایی آکنده از بیاعتمادی دنبال میشوند.»
به گفته این دیپلمات پیشین، موضوع مذاکرات صرفا به توقف غنیسازی یا تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم محدود نمیشود، بلکه مسائلی همچون نحوه و زمانبندی بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازوکارهای نظارتی نیز باید بهدقت مورد توافق قرار گیرند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پیشتر بر لزوم نقشآفرینی این نهاد در هرگونه توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن تاکید کرد و هشدار داد توافقی که فاقد سازوکار موثر راستیآزمایی باشد، در عمل «توهمی از توافق» خواهد بود.
جمهوری اسلامی با برچیدن برنامه هستهای خود موافقت نمیکند
گس در ادامه یادداشت خود نوشت مذاکرات پیشرو تنها به چالشهای فنی محدود نخواهد بود، بلکه با مباحث سیاسی دشواری نیز در داخل کشورهای طرف مذاکره همراه خواهد شد.
به گفته او، مذاکرهکنندگان ناچار خواهند بود هرگونه امتیازدهی را برای افکار عمومی و نهادهای سیاسی کشور خود توجیه کنند.
این مقام سابق بریتانیایی با اشاره به تحولات داخلی جمهوری اسلامی افزود فضای سیاسی در تهران نسبت به دوران مذاکرات برجام «سختتر» شده است؛ نهادهای امنیتی، بهویژه سپاه پاسداران، نفوذ بیشتری پیدا کردهاند و بسیاری از افراد وابسته به این نهاد معتقدند درگیریها دیر یا زود از سر گرفته خواهد شد و مذاکرات چیزی جز ادامه همان رویارویی از مسیری متفاوت نیست.
گس تاکید کرد جمهوری اسلامی ممکن است با اعمال «محدودیتهای معنادار و زماندار» بر برنامه هستهای خود موافقت کند، اما حاضر نخواهد شد به حذف کامل این برنامه تن دهد.
به گفته او، تهران همچنین تجربه کشورهایی مانند لیبی و اوکراین را که از برنامه هستهای خود صرفنظر کردند، زیر نظر داشته و این موضوع بر محاسبات جمهوری اسلامی تاثیرگذار بوده است.
۲۸ خرداد، مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پیامی مکتوب اعلام کرد با وجود آنکه «نظر دیگری» نسبت به تفاهم اخیر با ایالات متحده داشته، با تعهد پزشکیان در خصوص «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، با آن موافقت کرده است.
سایه بیاعتمادی بر مذاکرات
گس در ادامه یادداشت خود نوشت جمهوری اسلامی در موضوع رفع تحریمها دیگر حاضر به پذیرش توافقی مشابه برجام نخواهد بود، زیرا از نگاه تهران، وعده لغو تحریمها در چارچوب آن توافق هرگز بهطور کامل و موثر محقق نشد.
او افزود در مذاکرات آتی، امتیازهای هستهای جمهوری اسلامی تنها در صورتی قابل تحقق خواهد بود که با اقدامات «متقابل و فوری» طرف مقابل همراه شود؛ اقداماتی که از دید تهران پایدار و ملموس باشند و لغو آنها برای دولتهای آینده آمریکا دشوار باشد.
به گفته سفیر پیشین بریتانیا در تهران، یادداشت تفاهم اخیر از دقت کافی برخوردار نیست؛ به گونهای که هر طرف میتواند آن را به نفع خود تفسیر و طرف مقابل را به سوءنیت متهم سازد.
او هشدار داد این مساله بهویژه در شرایطی مشکلساز است که هیچیک از دو طرف باور ندارد طرف مقابل بتواند به تعهدات بلندمدت خود پایبند بماند.
پیشتر وزارت خارجه سوئیس اعلام کرد مذاکرات تهران و واشینگتن که قرار بود ۲۹ خرداد در این کشور برگزار شود، انجام نخواهد شد.
یک سخنگوی کاخ سفید نیز از انصراف جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، از سفر برنامهریزیشده خود به سوئیس برای دیدار با مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی خبر داد.
دلیل این تصمیم «پیچیدگیهای لجستیکی و هماهنگیهای مربوط به مذاکرات» عنوان شده است.
گس در ادامه تاکید کرد مذاکرات جدید در مقایسه با زمان برجام با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو خواهد بود، زیرا شمار بیشتری از بازیگران خواهان مشارکت و اثرگذاری در روند آن هستند.
بر اساس این یادداشت، تهران اکنون تنگه هرمز را یکی از عناصر اصلی راهبرد بازدارندگی منطقهای خود میداند؛ اهرمی که بر منافع حیاتی کشورهای خلیج فارس و حتی فراتر از آن تاثیر میگذارد.
گس افزود بسیاری از کشورها نیز نسبت به اتکا به آمریکا برای حفاظت از منافع خود اطمینان کامل ندارند و در این میان، اسرائیل ممکن است توافقی را که آن را «فاجعهبار» میداند، نابود کند.
با این حال، گس معتقد است امضای یادداشت تفاهم اخیر نشان میدهد نه تهران و نه واشینگتن تمایلی به بازگشت به یک جنگ تمامعیار ندارند.
در پی انتشار متن تفاهمنامه تهران و واشینگتن، انتقادها از دولت دونالد ترامپ در میان جمهوریخواهان شدت گرفته است. شماری از سناتورها و چهرههای سرشناس محافظهکار این تفاهمنامه را امتیازدهی به جمهوری اسلامی و عقبنشینی از دستاوردهای نظامی آمریکا توصیف کردهاند.