• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هاآرتص: توافق با ایران، ترامپ را از «برگ برنده» نتانیاهو به «بحران سیاسی» تبدیل کرد

۲۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰۴:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۵:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت توافق دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی، برخلاف انتظار بنیامین نتانیاهو، نه‌تنها به تقویت موقعیت سیاسی او منجر نشد، بلکه شکاف بی‌سابقه‌ای میان واشینگتن و تل‌آویو ایجاد کرده و نخست‌وزیر اسرائیل را در آستانه انتخابات با بحرانی تازه روبه‌رو کرده است.

روزنامه هاآرتص در تحلیلی نوشت نتانیاهو امیدوار بود سفر ترامپ به اسرائیل و حمایت علنی رییس‌جمهوری آمریکا، مهم‌ترین برگ برنده او در انتخابات پیش‌رو باشد. به نوشته این روزنامه، نتانیاهو انتظار داشت این سفر پس از «پیروزی کامل» بر جمهوری اسلامی، سقوط حکومت ایران و انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده برگزار شود، اما اکنون نه‌تنها هیچ‌یک از این اهداف محقق نشده، بلکه ترامپ تقریباً هر روز با اظهاراتی تحقیرآمیز از نخست‌وزیر اسرائیل انتقاد می‌کند.

100%

هاآرتص می‌نویسد توافق آمریکا و جمهوری اسلامی در اسرائیل به‌طور گسترده «فاجعه‌بار» تلقی می‌شود، زیرا ترامپ برخلاف وعده‌های اولیه خود، جنگ را بدون تحقق اهداف اعلام‌شده پایان داده است. به نوشته این روزنامه، رییس‌جمهوری آمریکا که پیش‌تر از «تسلیم بی‌قید و شرط» حکومت ایران سخن گفته بود، اکنون با توافقی موافقت کرده که کاهش تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و صدور معافیت برای صادرات نفت این کشور را در بر می‌گیرد، در حالی که جمهوری اسلامی تنها بار دیگر اعلام کرده قصد ساخت سلاح هسته‌ای ندارد و با رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم در داخل ایران و ادامه بازرسی‌های آژانس موافقت کرده است.

به باور نویسنده، این توافق جمهوری اسلامی را در موقعیت بهتری نسبت به پیش از جنگ قرار داده است. هاآرتص یادآور می‌شود که تهران نه‌تنها در برابر حملات آمریکا و اسرائیل دوام آورد، بلکه کنترل خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده، امتیازهای اقتصادی قابل توجهی به دست آورده و درخواست ترامپ برای انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به خارج از ایران را نیز نپذیرفته است. این روزنامه همچنین به اظهارات اخیر ترامپ اشاره می‌کند که گفته بود اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، «منصفانه نیست ایران از آن محروم باشد»؛ موضعی که در اسرائیل با نگرانی گسترده روبه‌رو شده است.

این تحلیل همچنین بر شکاف کم‌سابقه میان ترامپ و نتانیاهو تاکید دارد. هاآرتص می‌نویسد لحن رییس‌جمهوری آمریکا در قبال نخست‌وزیر اسرائیل از تمجیدهای گذشته به انتقادهای آشکار و گاه تحقیرآمیز تغییر کرده است. از نگاه نویسنده، ادامه حملات اسرائیل به لبنان نیز با مخالفت علنی ترامپ روبه‌رو شده و این اختلاف به یکی از عمیق‌ترین تنش‌ها میان دو متحد در دهه‌های اخیر تبدیل شده است.

هاآرتص در بخش دیگری از گزارش خود، پیامدهای داخلی این تحول را بررسی کرده و نوشته است که توافق با ایران، محبوبیت حزب لیکود را به‌شدت تحت تاثیر قرار داده است. به گفته نویسنده، حتی رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به نتانیاهو نیز از توافق انتقاد کرده و در مواردی شخص ترامپ را هدف حملات لفظی قرار داده‌اند؛ موضوعی که روایت دولت اسرائیل مبنی بر «پیروزی» در جنگ را تضعیف کرده است.

این روزنامه در پایان می‌نویسد در حالی که انتخابات اسرائیل احتمالاً در ماه اکتبر برگزار خواهد شد، ژنرال بازنشسته گادی آیزنکوت به رقیب اصلی نتانیاهو تبدیل شده و در نظرسنجی‌ها روندی صعودی دارد. نویسنده معتقد است مجموعه عواملی مانند توافق با جمهوری اسلامی، انتقادهای علنی ترامپ از نتانیاهو و نارضایتی داخلی از عملکرد دولت، این هفته را به «بدترین هفته لیکود از زمان حملات هفتم اکتبر» تبدیل کرده است.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد
۱

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

۲

اکسیوس: احتمال دارد یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن زودتر از جمعه دوباره امضا شود

۳

بلومبرگ: مرد هزار میلیارد دلاری ابوظبی به چهره کلیدی حل‌وفصل بحران ایران تبدیل شده است

۴

مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

۵
تحلیل

اندیمشک؛ بحران درمانی فراتر از یک بیمارستان

انتخاب سردبیر

  • چرا دستیابی به توافق هسته‌ای جدید دشوارتر از دوران برجام است؟
    تحلیل

    چرا دستیابی به توافق هسته‌ای جدید دشوارتر از دوران برجام است؟

  • رویترز: سپاه پاسداران برای حمله به کشورهای خلیج فارس هسته‌های مخفی در عراق ایجاد کرده است

    رویترز: سپاه پاسداران برای حمله به کشورهای خلیج فارس هسته‌های مخفی در عراق ایجاد کرده است

  • شکاف در جمهوری‌خواهان؛ تفاهم ترامپ با حکومت ایران «بدترین اشتباه سیاست خارجی» است

    شکاف در جمهوری‌خواهان؛ تفاهم ترامپ با حکومت ایران «بدترین اشتباه سیاست خارجی» است

  • صلح با آمریکا آری؛ با زنان نه!
    تحلیل

    صلح با آمریکا آری؛ با زنان نه!

  • مجتبی خامنه‌ای: با وجود نظر متفاوت، اجازه امضای تفاهم‌نامه با آمریکا را صادر کردم

    مجتبی خامنه‌ای: با وجود نظر متفاوت، اجازه امضای تفاهم‌نامه با آمریکا را صادر کردم

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

گاردین: توافق با حکومت ایران اعتراف به ناکامی ترامپ در دستیابی به اهداف جنگ است

۲۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
گاردین: توافق با حکومت ایران اعتراف به ناکامی ترامپ در دستیابی به اهداف جنگ است
100%

روزنامه گاردین در تحلیلی درباره تفاهم‌نامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی نوشت این توافق نشان می‌دهد واشینگتن در مقایسه با مواضعی که پیش از آغاز جنگ مطرح کرده بود، از بسیاری از خواسته‌های خود عقب‌نشینی کرده است.

پاتریک وینتور، دبیر دیپلماتیک گاردین، نوشت اگر مفاد تفاهم‌نامه با پیشنهاد آمریکا در سال ۲۰۲۵ مقایسه شود، مشخص می‌شود شماری از خطوط قرمز پیشین واشینگتن کنار گذاشته شده‌اند. به نوشته گاردین، آمریکا پیش از جنگ خواهان محدودیت‌های گسترده بر غنی‌سازی اورانیوم در ایران، انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور و توقف برخی فعالیت‌های مرتبط با چرخه سوخت هسته‌ای بود، اما در تفاهم‌نامه فعلی ادامه غنی‌سازی در ایران پذیرفته شده و سرنوشت ذخایر اورانیوم نیز به مذاکرات بعدی موکول شده است.

این روزنامه نوشت تفاهم‌نامه را نمی‌توان یک «سند تسلیم» دانست، اما این سند نشان می‌دهد آمریکا نتوانسته از طریق جنگ به اهدافی که دنبال می‌کرد دست یابد. گاردین افزود امتیازهای اقتصادی پیش‌بینی‌شده در توافق، از جمله تسهیل صادرات نفت ایران و کاهش محدودیت‌های مرتبط با مبادلات مالی، می‌تواند بخشی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی را تضعیف کند.

گاردین همچنین نوشت بازگشایی تنگه هرمز، که یکی از اهداف اصلی توافق عنوان شده، هنوز دستاوردی قطعی نیست. به نوشته این روزنامه، متن تفاهم‌نامه نشان می‌دهد وضعیت عبور و مرور در این آبراه پس از دوره ۶۰ روزه فعلی نیازمند مذاکرات بیشتری خواهد بود.

این روزنامه تفاهم‌نامه کنونی را با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ قابل مقایسه ندانست و نوشت برجام یک توافق جامع با محدودیت‌های مشخص و سازوکارهای گسترده راستی‌آزمایی بود، در حالی که تفاهم‌نامه فعلی بیشتر چارچوبی برای مذاکرات بعدی محسوب می‌شود و بسیاری از موضوعات اصلی، از جمله نحوه نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران، همچنان بدون پاسخ مانده‌اند.

گاردین در پایان نوشت اظهارات دونالد ترامپ نشان می‌دهد نگرانی از پیامدهای اقتصادی ادامه جنگ، از جمله افزایش قیمت انرژی، اختلال در بازارهای جهانی و خطر رکود اقتصادی، یکی از عوامل اصلی پذیرش این تفاهم‌نامه از سوی دولت آمریکا بوده است.

نشنال ریویو: توافق ترامپ باحکومت ایران یک تحقیر کامل برای آمریکا است

۲۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه محافظه‌کار آمریکایی نشنال ریویو در یادداشتی با عنوان «تحقیر فوری و کامل ترامپ» نوشت: تفاهم‌نامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی را نمی‌توان چیزی جز یک عقب‌نشینی تحقیر آمیز برای واشینگتن توصیف کرد.

نشنال ریویو، استدلال می‌کند که دولت ترامپ در مهم‌ترین موضوعات مورد اختلاف پیش از جنگ، در نهایت به مواضع مورد نظر جمهوری اسلامی نزدیک شده است.

این نشریه محافظه‌کار که در نیویورک منتشر می‌شود، نوشت ممکن است برخی استدلال کنند که بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از آسیب بیشتر به اقتصاد جهانی، دولت آمریکا را ناچار به پذیرش چنین توافقی کرده است، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که نتیجه نهایی از دید منتقدان، نوعی عقب‌نشینی در برابر جمهوری اسلامی بوده است.

نشنال ریویو همچنین تاکید کرد برای رد این برداشت باید بر ماه‌ها اظهارات دونالد ترامپ، پیش و در جریان جنگ، درباره اهداف آمریکا چشم‌ بست.

جمشید برزگر: الگوی «سلب مسئولیت» در ساختار جمهوری اسلامی تکرار می‌شود

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

جمشید برزگر، تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، درباره پیام اخیر مجتبی خامنه‌ای درباره تفاهم‌نامه با آمریکا، با اشاره به الگوهای رفتاری در ساختار قدرت جمهوری اسلامی تاکید کرد که مشابه دوره رهبری علی خامنه‌ای، همچنان نوعی تقسیم نقش میان تصمیم‌گیری و عدم پذیرش مسئولیت در حال بازتولید است.

او با اشاره به نقش مجتبی خامنه‌ای در تداوم این الگو گفت برخی پیام‌ها و مواضع منتشرشده، یادآور شیوه‌ای است که در آن مسئولیت تصمیم‌ها به چهره‌های اجرایی یا سیاسی دیگر منتقل می‌شود، در حالی که مرکز اصلی قدرت از پاسخگویی مستقیم فاصله می‌گیرد.

او همچنین با اشاره به فضای پس از تحولات اخیر و بحث‌های مربوط به مذاکرات و توافق‌ها، از طرح انتقادها علیه چهره‌هایی چون محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان سخن گفت و افزود در این روند، مسئولیت‌های سیاسی به‌طور نامتوازن میان بازیگران مختلف توزیع می‌شود.

او افزود: «در کنار مسئولیت‌گریزی، حفظ توازن میان جناح‌ها و مراکز قدرت نیز اهمیت دارد. در این پیام نه‌تنها مسئولیت به گردن پزشکیان انداخته شده، بلکه به نوعی از قالیباف نیز حمایت و حفاظت می‌شود و به نیروهای معروف به تندروتر هم فضا و امکان برای ادامه اعتراضات اخیرشان داده می‎‌شود.»

آیا دلار در صورت توافق سقوط خواهد کرد؟

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

در سال ۱۳۶۷، با پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ و پایان جنگ هشت‌ساله، نرخ دلار از حدود ۱۴۰ تومان به زیر ۵۰ تومان سقوط کرد.

اما این کاهش کوتاه‌مدت بود و پس از وقفه‌ای کوتاه، دلار از سطح پیش از آتش‌بس نیز فراتر رفت و روند صعودی خود را برای سال‌ها ادامه داد.

اکنون، با انتشار خبر تفاهم میان ایران و آمریکا، بار دیگر نرخ دلار رو به کاهش گذاشته است.

در این قسمت از چرتکه، محمد ماشین‌چیان بررسی می‌کند که چرا موتور اصلی نرخ دلار تورم داخلی است و نه خبر توافق؛ شرایط امروز را با تجربهٔ تاریخی پس از قطعنامهٔ ۵۹۸ مقایسه کرده، و نرخ دلار را بر اساس سناریوهای مختلف تا پایان سال ۱۴۰۵ تخمین می‌زند:

صلح با آمریکا آری؛ با زنان نه!

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصوره حسینی یگانه
صلح با آمریکا آری؛ با زنان نه!
100%

۴۷ سال زمان کمی نیست. نسلی کامل در ایران متولد شد، بزرگ شد و به میانسالی رسید، بدون آنکه روزی را به یاد بیاورد که جمهوری اسلامی و آمریکا روابطی عادی داشته باشند.

حالا اما بعداز نزدیک به نیم قرن خصومت، دو کشور به نقطه‌ای رسیده‌اند که از تفاهم، مذاکره و همکاری سخن گفته می‌شود؛ تحولی که تا چند سال پیش برای بسیاری غیرقابل تصور بود.

این تحول از یک جهت دیگر هم قابل توجه است. عمر دشمنی رسمی جمهوری اسلامی با آمریکا تقریبا با عمر حجاب اجباری در ایران برابری می‌کند. هر دو محصول سال‌های نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ هستند؛ دو سیاستی که از دل یک نگاه ایدئولوژیک متولد شدند و قرار بود مرزهای هویتی نظام تازه‌تاسیس را تعریف کنند. یکی در سیاست خارجی با شعار تقابل با آمریکا و دیگری در سیاست داخلی با کنترل پوشش زنان.

اما درست در همان روزهایی که مقام‌های جمهوری اسلامی از گفت‌وگو، تفاهم و عبور از دشمنی‌های تاریخی سخن می‌گویند، خبر دیگری از داخل ایران منتشر می‌شود؛ خبری که نشان می‌دهد برخی از قدیمی‌ترین سیاست‌های جمهوری اسلامی همچنان بدون تغییر ادامه دارند.

۱

پرستو احمدی، خواننده ایرانی، به‌دلیل اجرای بدون حجاب و انتشار ویدیو کنسرت خود با حکم قضایی روبه‌رو شده است؛ حکمی که در آن مجازات ۷۴ ضربه شلاق نیز دیده می‌شود.

صرف‌نظر از جزئیات پرونده، آنچه اهمیت دارد خود عدد ۷۴ است؛ عددی که ایرانیان را به نخستین سال‌های پس از انقلاب بازمی‌گرداند؛ به دورانی که جمهوری اسلامی در حال تثبیت ساختارهای ایدئولوژیک خود بود و مجازات‌هایی از این دست را برای مقابله با آنچه «بدحجابی» یا تخطی از هنجارهای رسمی تلقی می‌شد، وارد قوانین و رویه‌های قضایی کرد.

  • مسیح علی‌نژاد حکم شلاق پرستو احمدی و ۸ دست‌اندرکار «کنسرت کاروانسرا» را قرون‌وسطایی خواند

    مسیح علی‌نژاد حکم شلاق پرستو احمدی و ۸ دست‌اندرکار «کنسرت کاروانسرا» را قرون‌وسطایی خواند

هم‌زمان فرمانده سپاه تهران هم از ادامه گشت‌های امنیتی در پایتخت خبر می‌دهد؛ گشت‌هایی که بخش مهمی از ماموریت آنها به کنترل فضای اجتماعی و نظارت بر زنان مربوط می‌شود.

در سیاست خارجی، آمریکا به «شیطان بزرگ» تبدیل شد و قطع رابطه با واشینگتن به بخشی از هویت جمهوری اسلامی بدل شد. در سیاست داخلی هم کنترل پوشش زنان به یکی از نخستین پروژه‌های حکومت جدید تبدیل شد؛ پروژه‌ای که خیلی زود با قانون، مجازات و سازوکارهای امنیتی تثبیت شد.

جمهوری اسلامی پذیرفته که نمی‌توان برای همیشه در وضعیت تقابل مطلق با آمریکا باقی ماند. واقعیت‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی، تحولات منطقه‌ای و ضرورت‌های بقا، حکومت را به سمت مذاکره و توافق سوق داده است. همان نظامی که زمانی گفت‌وگو با آمریکا را نشانه ضعف می‌دانست، امروز از ضرورت تعامل و تفاهم سخن می‌گوید.

۲

چهار سال از مرگ مهسا امینی می‌گذرد؛ مرگی که به دلیل بازداشت بر سر مساله پوشش رخ داد و جرقه جنبش «زن، زندگی، آزادی» را زد؛ اعتراضی که به بزرگ‌ترین چالش اجتماعی جمهوری اسلامی در دهه‌های اخیر تبدیل شد و بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری صدها کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.

با این حال، روایت سال‌های پس از آن فقط روایت پایداری حکومت نیست؛ روایت مقاومت جامعه هم هست. زنان ایرانی، بدون برخورداری از حمایت قانونی و با وجود فشارهای امنیتی و قضایی، در قالب نوعی نافرمانی مدنی گسترده توانسته‌اند بخشی از خواست خود را به واقعیت روزمره جامعه تبدیل کنند.

امروز در بسیاری از خیابان‌های ایران، آنچه دیده می‌شود بیش از آنکه بازتاب قوانین رسمی باشد، نتیجه مقاومت مدنی زنانی است که حاضر نشدند به الگوی مطلوب حکومت بازگردند.

  • واکنش شهروندان به کنسرت پرستو احمدی: صدای «زن، زندگی، آزادی» است

    واکنش شهروندان به کنسرت پرستو احمدی: صدای «زن، زندگی، آزادی» است

اما همین واقعیت، جمهوری اسلامی را در موقعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو بخش مهمی از کنترل خود بر فضای عمومی را از دست داده و از سوی دیگر می‌کوشد این عقب‌نشینی عملی را با ابزارهای حقوقی، قضایی و امنیتی جبران کند. به همین دلیل، اگرچه زنان در عرصه اجتماعی بخشی از خواست خود را به حکومت تحمیل کرده‌اند، در سطح ساختار حکمرانی نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود. نه قانونی لغو شده، نه نهادی منحل شده و نه بودجه‌ای از دستگاه‌های تبلیغاتی، نظارتی و اجرایی مرتبط با حجاب اجباری حذف شده است.

برعکس، حکومت در سال‌های پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تلاش کرده با طرح‌ها و قوانین تازه‌ای همچون قانون موسوم به «حجاب و عفاف»، ابزارهای جدیدی برای حفظ همان سیاست قدیمی ایجاد کند.

از این منظر، احکام قضایی، گشت‌های امنیتی و قوانین تازه بیش از آنکه نشانه اقتدار باشند، نشانه تلاش حکومت برای حفظ سیاستی هستند که در عرصه اجتماعی با چالشی بی‌سابقه روبه‌رو شده است.

جمهوری اسلامی امروز پذیرفته است که می‌توان با آمریکا مذاکره کرد، پای تفاهم‌نامه نشست و از بخشی از خصومت‌های تاریخی عبور کرد. اما در رابطه با زنان، نه قانون تغییر کرده، نه ساختارها دگرگون شده‌اند و نه ابزارهای تنبیهی کنار گذاشته شده‌اند. گویی آنچه در سیاست خارجی قابل بازنگری است، در سیاست داخلی همچنان غیرقابل تغییر تلقی می‌شود.

۳

شاید به همین دلیل باشد که برای بسیاری از ایرانیان، خبر تفاهم با آمریکا بیش از آنکه نشانه پایان یک دشمنی تاریخی باشد، یادآور پرسشی دیگر است: چگونه حکومتی که توانسته پس از ۴۷ سال با دشمن دیرینه خود پای میز مذاکره بنشیند، هنوز حاضر نشده با نیمی از جمعیت کشورش به تفاهم برسد؟

تاریخ جمهوری اسلامی فقط در اتاق‌های مذاکره و توافق‌های دیپلماتیک نوشته نمی‌شود. بخشی از این تاریخ در خیابان‌های ایران، در سرنوشت زنانی که به‌خاطر نوع پوشش بازداشت می‌شوند، در احکام قضایی صادرشده برای هنرمندانی چون پرستو احمدی و در قوانینی نوشته می‌شود که نزدیک به نیم قرن از عمر آنها می‌گذرد.

اگر تفاهم با آمریکا نشانه‌ای از پذیرش واقعیت‌های جدید جهان باشد، برخورد حکومت با زنان همچنان نشانه پافشاری بر واقعیت‌های دهه شصت است.

با این حال حرکت زنان در تمام این سال‌ها نشان داده از تهدیدها فرصت ساخته‌ و پیشروی کرده‌اند. حالا اما در دوران پس از دیکتاتور کشته شده ایران، فرصت‌ها بیش از تهدیدهاست و این برای زنان یک فرصت تازه برای فروریختن دیوارهاست.