بابک خاربو، عموی علیرضا خاربو، از جاویدنامان اعتراضهای دیماه، که ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در شهرستان دیزیچه اصفهان بازداشت شده بود، اکنون با اتهامهای سنگینی روبهروست و حق دسترسی به وکیل از او سلب شده است. به خانواده او گفتهاند که وضعیت این زندانی را پیگیری نکنند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، بابک پس از بازداشت تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفته و سپس به زندان دستگرد منتقل شده است. او حق دسترسی به وکیل ندارد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند به همسر بابک اطلاع داده شده است از پیگیری روند آزادی او خودداری کند.
این زندانی ۳۳ ساله، پدر سه فرزند خردسال است.
روایت جانباختن علیرضا خاربو
علیرضا خاربو ۲۰ ساله، ۱۸ دی ۱۴۰۴ در شهر دیزیچه، از توابع بخش مرکزی شهرستان مبارکه در جنوب غربی استان اصفهان، با شلیک گلوله جنگی از سوی نیروهای بسیج، از ناحیه پا زخمی شد.
بر اساس این گزارشها، او در حال کمک به یکی از مجروحان که هدف گلوله قرار گرفته بود، با شلیک مستقیم به پا زمینگیر و سپس بازداشت شد.
یک هفته بعد، پیکر او با آثار اصابت سه گلوله به خانوادهاش تحویل داده شد؛ یک گلوله در پا، یک گلوله در پهلو و یک گلوله در صورت که «تیر خلاص» توصیف شده است.
علیرضا بهتازگی ازدواج کرده بود و تنها یک سال از عقد او میگذشت.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علاوه بر علیرضا، سه معترض دیگر به نامهای حجت ملکی، محمد جباری و مهدی نوری در اعتراضهای ۱۸ دی دیزیچه کشته شدهاند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت: «دستکم دو هزار نفر از جمعیت حدود ۲۵ هزار نفری دیزیچه در اعتراضهای ۱۸ دی شرکت کرده بودند.»
شهر دیزیچه با مساحت حدود ۳۶ کیلومتر مربع، در سال ۱۳۷۲ در بهروزرسانی تقسیمات کشوری به شهر تبدیل شد. در سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر ۱۹ هزار و ۲۳۹ نفر اعلام شده بود.
به گفته این شاهد عینی، زمانی که معترضان به سمت پایگاه بسیج حرکت کردند از پشت خودروی بسیج به سمت معترضان با گلوله جنگی شلیک شد.
این منبع گفت علیرضا از خانوادهای با وضعیت مالی «ضعیف» بود و «مادرش با پخت نان» فرزندانش را بزرگ کرده بود.
به گفته این شاهد، علیرضا به تازگی سربازیاش تمام شده و یک وانت بار گرفته بود و با آن کار میکرد.
به گفته شاهدان محلی، در حال حاضر نیز اطراف پشتبام ساختمان بسیج با کیسههای شنی سنگربندی شده و نیروهای مسلح در آن محل مستقرند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.