اکونومیست: جنگ به فروپاشی اقتصاد غیرنظامی ایران و تقویت اقتصاد سپاه منجر شده است
نشریه اکونومیست در گزارشی نوشت همزمان با گسترش حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ایران، اقتصاد غیرنظامی این کشور با تورم، بیکاری و کاهش ارزش ریال تضعیف شده، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران از افزایش قیمت نفت و اختلال در تجارت منطقهای سود بردهاند
نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی نوشت همزمان با تشدید حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، اقتصاد غیرنظامی این کشور رو به فروپاشی رفته، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران تقویت شدهاند.
این گزارش که ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، به بررسی شکاف فزاینده میان اقتصاد عمومی و اقتصاد نظامی در ایران پرداخته است.
اکونومیست نوشت در ماه نخست جنگ، آمریکا و اسرائیل عمدتا زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار ندادند، اما از ۱۳ فروردین حملات به پلها، نیروگاهها و سایر زیرساختهای اقتصادی گسترش یافت. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تهدید کرده که در صورت باز نشدن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، حملات بیشتری به زیرساختها انجام خواهد شد.
به نوشته این نشریه، حملات به اهداف غیرنظامی بحثبرانگیز است و در اغلب موارد بر اساس حقوق بینالملل غیرقانونی محسوب میشود. این حملات همچنین ممکن است در دستیابی به هدف اصلی خود ناکام بماند، زیرا حکومت ایران و نیروی نخبه نظامی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اتکای اندکی به اقتصاد غیرنظامی دارند؛ اقتصادی که سالها در وضعیت بحرانی قرار داشته است.
فعالیتهای این ساختارها از طریق یک امپراتوری تجاری تامین مالی میشود و جنگ برای آنها به کسبوکار سودآوری تبدیل شده است. افزایش شدید قیمت نفت درآمدها را بالا برده و توانایی سپاه در بهرهبرداری از اختلال در کشتیرانی و تجارت نیز به تقویت منابع مالی آن کمک کرده است.
بر اساس این گزارش، سپاه در سال ۲۰۲۵ حدود نیمی از صادرات نفت ایران به ارزش دستکم ۳۰ میلیارد دلار را مدیریت کرده است. افزایش قیمت جهانی نفت در جریان جنگ نیز درآمدهای این نهاد را تقویت کرده است.
اکونومیست نوشت جمهوری اسلامی با وجود جنگ، دستکم به اندازه سال گذشته نفت ایران را صادر میکند اما درآمد آن تقریبا دو برابر شده است.
در مقابل، اقتصاد عمومی ایران با تورم بالا، کاهش ارزش ریال و بیکاری گسترده روبهرو است. نرخ تورم سالانه پیش از آغاز جنگ نزدیک به ۵۰ درصد بود و پس از آن نیز افزایش یافته است.
بهنوشته اکونومیست، حدود ۶۰ درصد جمعیت در سن کار، بیکار هستند و حملات هوایی و قطعی اینترنت، بخش خدمات را که نیمی از نیروی کار را در خود جای داده بود، فلج کرده است.
اکونومیست افزود شرکتهای وابسته به سپاه در حوزههایی چون صنایع غذایی، دارویی، فولاد و آلومینیوم از کاهش واردات و افزایش قیمتها سود بردهاند. همچنین درآمدهای حاصل از قاچاق و عوارض احتمالی از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز میتواند منابع مالی بیشتری برای این نهاد فراهم کند.
اکونومیست در پایان نتیجهگیری کرد که حمله به اهداف غیرنظامی ممکن است اقتصاد عمومی ایران را تضعیف کند، اما بدون هدف قرار دادن صادرات نفت، توان مالی سپاه بهطور کامل از بین نخواهد رفت.
پس از تعیین ضربالاجل دونالد ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاهها و پلهای ایران، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، نگرانی خود را از حمله به زیرساختهای حیاتی ابراز کردند. در عین حال، برخی دیگر بقای جمهوری اسلامی را خطرناکتر از آسیب به زیرساختها خواندند.
مهلت ۱۰ روزه ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی و بازگشایی تنگه هرمز، ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین (به وقت تهران) به پایان میرسد.
رییسجمهوری آمریکا پیشتر با تهدید سران جمهوری اسلامی به راه انداختن «جهنم» در ایران، گفته بود پایان این ضربالاجل روز حمله به تمام «نیروگاهها و پلها» خواهد بود.
نگرانی از قطع آب و برق و تهدید جان بیماران
بخش قابل توجهی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال در این زمینه، بر نگرانی از پیامدهای قطع احتمالی آب و برق و تاثیر آن بر زندگی روزمره و سلامت بیماران تاکید دارد.
یک شهروند نوشت: «ما در تهران نگران حمله به زیرساختهای انرژی هستیم؛ قطع برق و آب شرایط سخت زندگی را بدتر و مردم را فرسوده میکند.»
شهروند دیگری با اشاره به بیماران گفت: «لطفا فقط خود رژیم را ساقط کنید؛ با قطع برق، جان بسیاری از بیماران به خطر میافتد.»
در پیام دیگری آمده است: «از آمریکا و اسرائیل میخواهم نیروگاههای برق را نزنند، چون خود سپاه از زجر کشیدن مردم بیشتر خوشحال میشود.»
همزمان با این ابراز نگرانیها، مقامهای دولتی و نظامی جمهوری اسلامی، بهطور علنی از مردم خواستهاند تا بهعنوان مانعی در برابر حملات هوایی عمل کنند و کودکان، نوجوانان و غیرنظامیان به سمت نیروگاهها و مراکز حساس بروند و سپر انسانی بسازند.
علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم درخواست کرده است سهشنبه ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق کشور تجمع کنند.
حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، نیز با حضور در صداوسیما مستقیما والدین را خطاب قرار داد و خواستار اعزام کودکان به نقاط حساس شد.
یکی از کارکنان نیروگاه برق نکا در پیامی به ایراناینترنشنال گفت مدیران مجموعه همه مرخصیها را لغو کردهاند و اجازه نمیدهند پرسنل از نیروگاه بیرون بروند.
به گفته این شهروند، مدیران نیروگاه تاکید کردهاند همه کارکنان باید برای جلوگیری از هدف قرار گرفتن این تاسیسات اطراف آن زنجیره انسانی تشکیل دهند.
شهروندی دیگر با اشاره به ساختن این سپر انسانی در کنار تهدیدات ترامپ، گفت: «میدانم که همه این اتفاقات تقصیر جمهوری اسلامی است، اما امیدوارم ترامپ نیروگاههای مهم کشور را نزند. این نیروگاهها سرمایههای مردم کشور است و نباید تخریب شود.»
تاکید برخی شهروندان بر «خطر بیشتر» تداوم جمهوری اسلامی
در مقابل، شماری از شهروندان گفتند با وجود نگرانی از آسیب به زیرساختها، ادامه حیات جمهوری اسلامی را تهدیدی بزرگتر میدانند.
در یکی از پیامها آمده است: «ما از زدن زیرساختها میترسیم، اما بیشتر از آن از ماندن جمهوری اسلامی میترسیم. اگر بمانند، قطعا شاهد اعدامها و سرکوبهای زیادی خواهیم بود. تحمل میکنیم، برای نابودی اینها؛ یکبار برای همیشه.»
شهروند دیگری نوشت: «قطع آب و برق بهشدت ترسناک و استرسآور، اما ماندن جمهوری اسلامی وحشتناکتر است.»
در روزهای گذشته شماری از شهروندان از ذخیره آب، خشکبار، غذاهای فوری بستهبندی، کنسروها، خرید شمع، چراق قوه، باتری و حتی تجهیزات برق خورشیدی به منظور مقابله با احتمال قطع برق خبر داده بودند.
مخاطبی با اشاره به احتمال بروز خاموشی گسترده، گفت با اینکه قطعی برق و از بین رفتن زیرساختهای کشور برای مردم خیلی سخت است، اما خیلیها حاضرند «چند سال سختی بکشند تا جمهوری اسلامی و مزدورانش از بین بروند».
شهروندی دیگر نیز در پیامی مشابه گفت: «برای من مهم فقط حذف جمهوری اسلامی است؛ زیرساختهای ما جوانانمان بودند که کشته شدند.»
«مراکز حکومتی را به جای زیرساختها بزنید»
در میان پیامها، برخی شهروندان از آمریکا و اسرائیل خواستند مراکز حکومتی را به جای زیرساختهای عمومی هدف قرار دهند.
در یکی از پیامها آمده است: «اگر به جای زیرساختها، حوزههای علمیه، مراکزی مانند دانشگاه امام صادق و دفاتر ائمه جمعه هدف قرار بگیرند، موثرتر از این تهدید است که زیرساختها زده شوند.»
شماری از شهروندان نیز با یادآوری تجربه قطعیهای آب و برق در سالهای گذشته، از وضعیت زیرساختها در کشور انتقاد کردند.
در یکی از پیامها آمده است: «وقتی در گرمای شدید جنوب، سر ظهر و در اوج گرما، چهار ساعت برق و آب قطع میشد، چرا کسی به فکر بیماران نبود؟»
شهروند دیگری نوشت: «کدام کشوری شب تا صبح آب لولهکشی مردم را قطع میکند؟ کدام کشوری در وسط تابستان و گرمای شدید برق مردم را قطع میکند؟»
در پیام دیگری نیز آمده است: «قطع آب و برق خیلی سخت است؛ آنقدر که تصورش هم اضطراب شدید میآورد. اما مگر با این حکومت ما آب و برق داشتیم؟ تحمل میکنیم تا اینها بروند.»
بحران انرژی در سالهای اخیر در ایران شدت بیشتری گرفته و در بسیاری از روزهای سال در هر چهار فصل، آب و برق به صورت مستمر و روزانه قطع بوده است.
برخی مخاطبان با اشاره به این مشکلات زیرساختی در سالهای گذشته، ادامه وضعیت موجود را تهدیدی جدی برای آینده ارزیابی کردند.
در یکی از پیامها آمده است: «مطمئن باشید اگر جمهوری اسلامی بماند، امسال صد برابر از پارسال شرایط بدتری خواهیم داشت.»
روزنامه لوموند در گزارشی تحلیلی به اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و تاثیر آن بر معادلات جنگ پرداخته و این آبراه حیاتی برای انرژی در جهان را برگ برنده تهران توصیف کرده است.
به نوشته این روزنامه، در حالی که تنها چند ساعت به پایان ضربالاجل دونالد ترامپ باقی مانده، تهران هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نمیدهد و همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند.
لوموند مینویسد که جمهوری اسلامی تنگه هرمز را به ابزاری برای تثبیت حاکمیت خود تبدیل کرده است و قصد دارد حتی پس از پایان جنگ، از این مسیر مهم استراتژیک برای چانهزنیهای اقتصادی و سیاسی استفاده کند.
بیاعتنایی تهران به «جهنم» ترامپ
دونالد ترامپ تهدید کرده که در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز یا پذیرش آتشبس، ایران را به «جهنم» تبدیل میکند، اما این تهدید تاثیری در تغییر سیاستهای جمهوری اسلامی نداشته و تهران همچنان نسبت به این سخنان بیتفاوت است.
بهنوشته لوموند، فشارهای نظامی و توهینهای اخیر رییسجمهوری آمریکا نهتنها تهران را تسلیم نکرده، بلکه باعث شده است با اعتمادبهنفس بیشتری خود را نماد «مقاومت» در برابر آمریکا و اسرائیل معرفی کند.
در همین زمینه، مجتبی فردوسی، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در قاهره، بهصراحت اعلام کرد که آنها یک آتشبس ساده را نمیپذیرند و پیش از هر توافقی، باید تضمین داده شود که هیچ حمله دیگری علیه ایران صورت نخواهد گرفت.
بهنوشته لوموند، برای تهران کنترل بر تنگه هرمز اکنون از برنامه هستهای هم باارزشتر شده است، چرا که بستن این تنگه بهطور مستقیم به اقتصاد جهان ضربه میزند.
آمارهای اقتصادی نیز نشاندهنده عمق فاجعه برای بازار جهانی است. کاهش عرضه روزانه ۱۱ میلیون بشکه نفت، معادل ۱۱ درصد عرضه جهانی، ضربه بزرگی به بازار انرژی زده است.
لوموند نوشته است تنگه هرمز سلاحی کارآمد است که برخلاف سلاح هستهای، بستن آن آسان و عملی است و جمهوری اسلامی میتواند هر زمان که بخواهد فشار را زیاد و پس از دریافت امتیاز، مسیر را باز کند.
در حالی که ترامپ از عدمهمراهی اروپا خشمگین است و ایده حمله زمینی برای بازگشایی تنگه را مطرح میکند، فرانسه راه خود را جدا کرده است؛ بهگونهای که امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، ایدههای نظامی را «غیرواقعی» خواند و تاکید کرد که جهان به آرامش نیاز دارد، نه یک نمایش تبلیغاتی.
از سوی دیگر، کارشناسان نظامی هشدار میدهند که حمله برای بازگشایی تنگه هرمز میتواند آمریکا را وارد یک جنگ چریکی بیپایان کند. جمهوری اسلامی با استفاده از پهپادها، قایقهای تندرو و زیردریاییهای کوچک، میتواند هزینهای سنگین به نیروهای آمریکایی تحمیل کند.
تحلیلگران بر این باورند که ایرانیها حاضرند برای دفاع از هر وجب از خاک و جزایر خود، هزاران سرباز را فدا کنند.
تنگه هرمز بهطور کامل مسدود نشده است، اما حکومت ایران با ایجاد ناامنی برای کشتیهای کشورهایی که آنها را «متخاصم» میخواند، باعث شده است هزینه بیمه کشتیرانی بهشدت افزایش یابد و عملا حرکت در این مسیر متوقف شود.
در مقابل، جمهوری اسلامی مسیر را برای کشورهای «دوست» باز نگه داشته است.
در این آخر هفته، تنها ۲۱ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که پیش از این در مدت زمان مشابه، ۱۳۵ کشتی از این مسیر میگذشتند.
اکنون نفتکشهای عراقی و کشتیهای هندی با توافق و چراغ سبز تهران اجازه عبور یافتهاند.
بهنوشته لوموند، جمهوری اسلامی با استفاده از این موقعیت استراتژیک، جهان را به گروگان گرفته است. از نظر تهران، تنگه هرمز دیگر صرفا یک مسیر تجاری نیست، بلکه ابزاری دائمی برای تعریف نظم جدید در خاورمیانه پس از جنگ است و این کشور حتی به دنبال آن است که برای صدور مجوز عبور کشتیها، مبالغی را تحت عنوان حق عبور دریافت کند.
جمهوری اسلامی در تلاشی سازمانیافته برای افزایش هزینه حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل، با فراخوان کودکان، نوجوانان و غیرنظامیان به سمت نیروگاهها و مراکز حساس، در حال ایجاد سپر انسانی است.
با نزدیک شدن به ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین در ایران، یعنی پایان مهلت تعیینشده از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس، مقامهای جمهوری اسلامی در تلاش برای ایجاد سپر انسانی در اطراف نیروگاهها و حضور کودکان و نوجوانان در مراکز پرخطر هستند.
ترامپ هشدار داده است در صورت تداوم وضعیت کنونی، زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله پلها و نیروگاههای برق، نابود خواهند شد.
فراخوان رسمی برای حضور در نقاط خطرناک
مقامهای دولتی و نظامی جمهوری اسلامی، بهطور علنی از مردم خواستهاند تا بهعنوان مانعی در برابر حملات هوایی عمل کنند.
علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم درخواست کرده است سهشنبه ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق کشور تجمع کنند.
در همین زمینه، حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، با حضور در صداوسیما مستقیما والدین را خطاب قرار داد و خواستار اعزام کودکان به نقاط حساس شد.
او با بیان جملاتی همچون «بچهها را بفرستید ایستبازرسی تا مرد شوند»، بر استفاده از نسل جوان در این بحران تاکید کرد.
نقض پروتکلهای بینالمللی و بهکارگیری کودکان
پیشتر، اقدام سپاه تهران در کاهش سن حضور در طرحهای نظامی به ۱۲ سال، موجی از نگرانیهای بینالمللی را برانگیخته بود.
رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه تهران، رسما از نوجوانان ۱۲ و ۱۳ ساله برای عضویت در طرح «برای ایران» دعوت کرده است.
سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» با ارسال نامهای فوری به سازمان ملل، این اقدامات را نقض صریح «کنوانسیون حقوق کودک» و پروتکلهای ممنوعیت استفاده از کودکان در درگیریهای مسلحانه دانست.
استراتژی استفاده از سپر انسانی تنها به داوطلبان محدود نمیشود و وضعیت زندانیان سیاسی و دوتابعیتی نیز به شدت نگرانکننده است.
خانواده لیندزی و کریگ فورمن، پیشتر اعلام کردند که از این زوج در زندان، عملا بهعنوان «سپر انسانی» استفاده شده است: «انفجاری در نزدیکی زندان اوین موجب شکسته شدن پنجرههای بند محل نگهداری کریگ فورمن شده و تکههای گچ بر سر زندانیانی که برای در امان ماندن زیر تختها پناه گرفته بودند، فرو ریخته است.»
این زوج در جریان یک سفر موتورسیکلتی دور دنیا از ارمنستان وارد ایران شدند و پس از اقامت در شهرهای تبریز، تهران و اصفهان قصد داشتند به کرمان بروند اما ۱۴ دی ۱۴۰۳ در مسیر این شهر به اتهام «جاسوسی» دستگیر شدند؛ اتهامی که هر دو آن را بهطور قاطع رد کردهاند.
در حالی که تنها چند ساعت تا پایان ضربالاجل ترامپ باقی مانده است، به نظر میرسد تهران با جایگزین کردن تدابیر دیپلماتیک با استراتژی مخاطرهآمیز «سپر انسانی»، میخواهد با به خطر انداختن جان غیرنظامیان و کودکان، هزینه انسانی حملات آمریکا و اسرائیل را بالا ببرد.
در ادامه واکنشها به سخنان دونالد ترامپ، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، «حفظ اقتدار» را یک ضرورت اجتنابناپذیر خواند و گفت: «جمهوری اسلامی از موضع قدرت، جنگ را تمام خواهد کرد.»
محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، به بررسی دیدگاههای مردم ایران درباره جنگ کنونی و احتمال برقراری آتشبس پرداخت.
اکبرین گفت: «مردم بهدنبال راهی برای خلاصی از نکبت جمهوری اسلامی و برخورداری از حداقلهای زندگی هستند.»
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی آغاز شد. دونالد ترامپ ششم فروردین گفت انتظار دارد عملیات ۴ تا ۶ هفته طول بکشد و اکنون این جنگ در هفته پنجم است. چه چیزی در پایان این عملیات در پیش خواهد بود؟
برای آن که به برآوردی درباره آنچه در پیش است دست یابیم، ابتدا باید بر اساس شواهد، روزنهای به واقعیت ایران بیابیم که در قطعی اینترنت، زیر غبار تحلیلها و جنگ روانی پنهان مانده است.
آبدانان شهری از شهرهای استان ایلام است که بسیاری از مردم ایران تا دیماه ۱۴۰۴ نام آن را نشنیده بودند. شهرت اخیر این شهر بهدلیل حجم خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آن بود. اهالی آبدانان حتی وقتی سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، برای مراسم چهلم همشهریان خود گرد هم آمدند، با تیراندازی نیروهای سرکوب مواجه شدند. همان مردم که حتی سوگشان هم سرکوب شد، ۱۷ روز بعد، این صحنه از انفجار مهیب کلانتری شهرشان را دیدند.
این تنها یک مورد از هزاران مورد است که در قطعی اینترنت خبرش به بیرون رسید.
کلانتری و پاسگاه بهویژه در شهرهای کوچک، نماد اقتدار حکومت مرکزی هستند. تعدادشان هم چندان زیاد نیست.
در شهری مثل آبدانان، دو ماه بعد از سرکوب خونین دیماه و حدود دو هفته پس از تیراندازی به مراسم سوگواری، دیدن انفجار و انهدام پاسگاه و مقر سپاه پاسداران، برای اهالی، احتمالا تصویر بسیار عمیقی از عدالت از یکسو و شکست اقتدار جمهوری اسلامی ترسیم میکند.
خبر هدف قرار گرفتن دهها کلانتری و پایگاه بسیج از پایتخت کشور تا شهرهای کوچک تاکنون منتشر شده است. ۱۳۰ مورد آن قابل شناسایی بوده، اما قطعا این عدد نهایی نیست.
اعلانهای رسمی آمریکا و اسرائیل، از دستکم ۱۵ هزار هدف خبر میدهند که روزبهروز در حال افزایش است. قطعا تمام این ۱۵ هزار هدف، کلانتری نبودند و حجم زیادی از آنها مربوط به پایگاههای موشکی و تعداد کمتری مربوط به شناورهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است.
۱۵ هزار هدف قطعا تلفات سنگینی داشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نزدیک به ۵ هزار نیروی سرکوب کشته و حدود ۲۱ هزار نفر نیز زخمی شدند.
شواهد بیشتری نشان میدهد عملیات اسرائیل و تا حدودی ایالات متحده در ایران، صرفا رفع تهدید نظامی علیه اسرائیل نیست.
در مرکز پایتخت، شهروندان وقتی از خیابان شریعتی وارد خیابان معلم میشدند، حال و هوایی غیر عادی بر فضا حاکم بود. پارک کردن در حاشیه بخشی از این خیابان ممنوع بود. آنجا دادگاه انقلاب بود. ساختمانی که نمادی از بیرحمی و بیعدالتی جمهوری اسلامی بهشمار میرفت.
بسیاری از ایرانیان که در طول عمر جمهوری اسلامی، در چند دقیقه احکام اعدام دریافت کردند، در همین ساختمان محاکمه نمایشی شدند.
شعبه محل خدمت ابولقاسم صلواتی، مشهور به «قاضی صلواتی» در همین ساختمان واقع شده بود. یکشنبه ۱۰ اسفند، تمام کسانی که با وحشت وارد آن ساختمان شده بودند، به چشم دیدند که آن بنا منفجر شد، منهدم شد و فروریخت.
این تصویری از ریزش اقتدار جمهوری اسلامی بود.
سازمان صداوسیما که علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، آن را مستقیما زیر نظر داشت، محلی برای اخذ اعترافات اجباری بود.
روحالله زم، مدیر مجموعهای به نام «آمد نیوز»، بهدست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده و در دادگاه جمهوری اسلامی، به اعدام محکوم شد. اما این تمام قصه نبود. ۲۲ مهر ۱۳۹۸، علی رضوانی، یکی از کارکنان سازمان امنیتی صداوسیما، مقابل او نشست و در نمایشی، این زندانی را ریشخند کرد.
موضوع فقط زم نبود؛ وقتی کانال تلگرامی زم را در گوشی موبایل به او نشان میداد و با نیشخند به او میگفت «فکر میکردی به دام بیافتی؟» رضوانی به سایر ایرانیانی که به طور بالقوه احتمال مخالفت داشتند، درس عبرت میداد.
اکنون آن ساختمان برای دومین بار هدف قرار گرفت.
موضوع فقط نیرو نیست!
بسیاری از ساختمانها پیش از حملات تخلیه شده بودند.
یکی از بالاترین تلفات نیروهای سرکوب، در حمله به سالن ۱۲ هزار نفری استادیوم آریامهر (آزادی) رخ داد. جایی در غرب تهران و در نزدیکی مقر یگانهای تخصصی سرکوبگر فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) که به نظر میرسد همان نیروها به آن سالن منتقل شده بودند.
همین یک مورد بهخوبی نشان میدهد بانک اهداف آمریکا و اسرائیل تا چه حد بهروز است.
پس چرا ساختمانها را هدف قرار میدهند؟
پاسخ شاید این است که این ساختمانها نماد هستند. پایگاه بسیج مقداد در غرب تهران، تنها یک ساختمان نیست. اهالی پایتخت به خوبی می دانستند آنجا ساختمانی عادی نیست. در ۲۵ خرداد ۸۸، از بالای در همین پایگاه با سلاح جنگی به معترضان شلیک شد. معترضانی که در راهپیمایی سکوت، راه اعتراض مسالمتآمیز را امتحان میکردند. آنجا، در مجاورت هیات رزمندگان غرب تهران هم قرار داشت. محفلی برای توزیع رانت. بسیاری از مداحان شناخته شده حکومتی، از همین محفل به مراسم بیت رهبری راه یافته بودند.
در شرق تهران هم پایگاه بسیج کربلا، نقشی مشابه پایگاه مقداد داشت.
از طرفی، یگانهای امنیتی «امام علی»، که برخلاف نامشان چیزی جز دستههای موتورسوار نیستند، تجهیزاتی دارند. موتورهای سنگین که اکثرا دستکاری شدهاند تا صدای بیشتری از اگزوزشان خارج شود، در اعتراضات به میان مردم میروند تا رعب و وحشت ایجاد کنند.
این موتورها، کامپیوترها، پروندهها و سرورها و بسیاری دیگر از ابزار سرکوب باید جایی مستقر شوند. آنها چه در این پایگاهها بودند، چه در ورزشگاه، هدف قرار گرفتند.
یکی از همین دستهجات «امام علی» در یک ورزشگاه در تهران مخفی شده بود که همان هم هدف قرار گرفت.
ویدیوهای منتشر شده از حملات هم به دفعات نشان دادهاند که پس از انفجار در ساختمانی بهظاهر مسکونی یا تجاری، ورقههایی از احکام و اسناد رسمی، نظیر امریههای سپاه پاسداران برای سربازی اجباری، در هوا پخش شدهاند.
شلیک به اقتدار
هنوز دو ماه نشده که مجید خادمی، فرمانده کشتهشده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اواخر بهمن ۱۴۰۴ در یک برنامه تلویزیونی گفت به هزاران تن از نیروهای امنیتی که در معرض ریزش بودند، تذکر داده شده و تعداد زیادی از آنها هم احضار شدند.
اکنون او مُرده است. پیش از او هم وزیر اطلاعات کشته شد. اکنون آن کسانی که تذکر دریافت کرده بودند، در صفحه تلویزیون صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلان مرگ او و کسانی را تماشا میکنند که در بالاترین سطح هرمی حضور داشتند که آنها را تهدید کرده بود.
فردای اعلام پایان جنگ و قضیه زیرساختها
اظهارات ترامپ نشان میدهد اطلاعات دقیقتری از واقعیت جامعه ایران نسبت به بسیاری از تحلیلگران دارد. او در ابتدای جنگ دوم به مردم ایران گفته بود در خانه بمانند تا کار ارتش آمریکا و اسرائیل تمام شود.
چیز زیادی تا ۶ هفته شدن حملات باقی نمانده است. شاید با اختلافی کم و بیش، اما عملیات نظامی بالاخره به پایان خواهد رسید. پس از پایان چه باقی میماند؟
گزارش رسمی مرکز آمار از تورم اسفند نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها اسفند ۱۴۰۴، از ۱۱۳ درصد گذشته است. در مواردی نظیر روغن، تورم تا ۲۲۰ درصد هم ثبت شده است. اینها ارقامی تاریخی هستند که در گرد و غبار جنگ، چندان به آنها توجه نشده است. دور از ذهن نیست که این تورم خوراکیها، با فاصلهای کوتاه، در بهار ۱۴۰۵ خود را در اجارهبها نشان دهد.
شهروندان ایرانی میماند و روغنی که ۲۲۰ درصد گران شده است، نانی که ۱۴۰ درصد افزایش قیمت داشته و حقوقی که تنها ۲۰-۳۰ درصد افزایش یافته است.
آن زمان که جنگی رخ نداده بود، توجیه مقامهای جمهوری اسلامی برای وضعیت وخیم اقتصادی، تحریم آمریکا بود. اکنون و پس از جنگ، جنگ هم به آن اضافه میشود. اما به هر دلیل واقعی و بهانهای، این سفره مردم است که از قبل هم کوچکتر خواهد شد.
خاموشیهای منظم در ایران از سال ۱۴۰۳ شدت گرفت. علت هم عدم تخصیص اعتبار ۲۰ تا ۳۵ میلیارد دلاری برای بهینهسازی شبکه توزیع و نوسازی زیرساختهای انتقال بود.
ساخت هر نیروگاه یکهزار مگاواتی، حدودا ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار هزینه دارد. بر این اساس، سالها عدم نوسازی شبکه برق کشور، معادل ۲۰ تا ۷۰ نیروگاه متوسط به کشور آسیب زده است. توجه کنید که این آسیب، ناشی از فعالیت جمهوری اسلامی در خاک ایران بوده، نه حملات خارجی. اکنون در کل کشور، ایران فقط ۲۰ نیروگاه بیش از ۱۰۰۰ مگاواتی دارد.
در واقع ورای تحلیلهای سیاسی، اعداد هم میگویند ادامه حیات جمهوری اسلامی، شبیه به جنگی خانمانبرانداز اما خاموش، بزرگترین آسیبها را به ایران وارد کرده است.
به گفته ترامپ، ۴۵ هزار ایرانی در دیماه قتلعام شدند. با در نظر گرفتن دایره سوگ، اکنون چیزی حدود ۸۰۰ هزار بازمانده از آن روزهای شوم وجود دارد؛ ۸۰۰ هزار بازمانده سوگوار خشمگین که با چشم خود، انهدام مراکز سرکوب و فرماندهانی را دیدند که فرمان قتل عزیزانشان را صادر کردند.
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی دیگر آن اقتدار و هیمنه سابق را ندارد. دیوارهای وزارت اطلاعات فرو ریخته و مردم پشت آن ساختمان مرموز را دیدند.
کسی نمیداند زیرساختهای کشور چرا و چقدر آسیب دیده و چقدر آسیب خواهد خورد. اما احتمالا آسیب به توربین اصلی واحد «فجر-۱» شرکت «فجر انرژی خلیج فارس» در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، آنقدر برای مرد یا زنی که فرزند برومندش در آبدانان دو ماه قبل کشته شد، اهمیت ندارد، که دیدن انفجار کلانتری آبدانان برایش مهم بود.