اورشلیمپست: مسکو مشخصات تاسیسات حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار تهران گذاشته است
نیروگاه زغالسنگسوز اوروت رابین در ساحل مدیترانه در نزدیکی شهر بندری خدرا، ۲۴ آوریل ۲۰۱۳ -رویترز
اورشلیمپست گزارش داد که دستگاه اطلاعاتی روسیه فهرستی حاوی اطلاعات دقیقی از ۵۵ زیرساخت حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار حکومت ایران قرار داده است؛ فهرستی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد حملات موشکی دقیقتری علیه شبکه انرژی اسرائیل انجام دهد.
این رسانه، دوشنبه ۱۷ فروردین به نقل از منبعی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اوکراین، این تبادل اطلاعات را نشانهای از «تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان مسکو و تهران» خواند و نوشت که روسیه به مقامهای جمهوری اسلامی اطلاع داده است که حتی آسیب زدن به چند جزء معدود اما حساس و هستهای شبکه برق اسرائیل میتواند به «فروپاشی کامل و بلندمدت» انرژی در این کشور بینجامد.
بهنوشته اورشلیمپست، روسیه اینطور ارزیابی میکند که شبکه برق اسرائیل «برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی منزوی» است و از آنجا که این کشور یک «جزیره انرژی» بدون اتکا به واردات برق از دیگر کشورها به شمار میآید، آسیب جزئی اما حیاتی به تاسیسات برق آن به خاموشیهای گسترده و اختلالهای فنی منجر میشود که بهراحتی قابل جبران نیست.
این نخستین بار نیست که منابع اطلاعاتی اوکراین روسیه را به همکاری نزدیک با جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری متهم میکنند.
پس از حمله سپاه پاسداران به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در جنوب ریاض در هفتم فروردین، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در گفتوگو با شبکه خبری اِنبیسی گفت که «صددرصد» اطمینان دارد که روسیه مسئول ارائه اطلاعات مرتبط با حمله به جمهوری اسلامی بوده و تنها چند روز پیش از حمله تصاویر ماهوارهای این پایگاه هوایی را در اختیار حکومت ایران قرار داده است.
در این حمله یک فروند هواپیمای «ایی-تری سنتری» که بخشی از سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد آمریکاست، دچار آسیب جدی شد.
زلنسکی در این گفتوگو خلاصهای از گزارش روزانه ریاستجمهوری را که از سوی نهادهای اطلاعاتی اوکراین دریافت میکند به اشتراک گذاشت. این گزارش نشان میداد ماهوارههای روسی در روزهای ۲۰ مارس، ۲۳ مارس و ۲۵ مارس (هفت تا دو روز پیش از حمله ۷ فروردین) از این پایگاه هوایی تصویربرداری کردهاند. بهگفته او این تصویربرداری پیدرپی نشان میدهد حملهای در حال برنامهریزی بوده است.
اورشلیمپست در گزارش تازه خود همچنین تاکید کرد که فهرست ارائهشده به جمهوری اسلامی اهداف مورد نظر را در یک دستهبندی دقیق «بر پایه اهمیت راهبردی» به سه سطح تاسیسات حیاتی تولید، مراکز عمده انرژی شهری و صنعتی، و زیرساختهای محلی تقسیم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سطح یک، مشخصات تاسیسات حیاتی تولید و مکانهایی قرار دارد که تخریب آنها به فلج شدن سیستم ملی انرژی میانجامد. نیروگاه «اوروت رابین» یکی از اهدافی است که مشخصات آن در سطح یک قرار گرفته است.
اوروت رابین [در زبان عبری به معنای چراغهای رابین] نیروگاه برق در شهر بندری خدرا در شمال تلآویو، بزرگترین نیروگاه اسرائیل است و بخش عمده برق این کشور را تامین میکند.
بخش عمده اهدافی که در سطح دوم قرار گرفتهاند در مرکز اسرائیل قرار دارند و به جمعیتهای بزرگ خدمات ارائه میدهند. سطح سوم نیز پستهای برق منطقهای را شامل میشود که از مناطق صنعتی و نیروگاههای کوچکتر پشتیبانی میکنند.
زلنسکی پیشتر در گفتوگو با اورشلیمپست درباره انتقال «دانش روسیه به خاورمیانه» هشدار داده و روسیه را متهم کرده بود که تجربه و اطلاعات بهدستآمده در میدانهای نبرد با اوکراین را به متحد خود، یعنی جمهوری اسلامی میدهد.
او این موضوع را در شبکه اجتماعی ایکس نیز طرح کرده بود. رییسجمهوری اوکراین سوم فروردین با انتشار پستی ادامه حمایت اطلاعاتی روسیه را «بهوضوح مخرب» خواند و افزود در حالی که کشورهای مختلف در تلاشاند امنیت را تضمین و از گسترش بحران جلوگیری کنند، این حمایت اطلاعاتی بحران را تشدید میکند.
پس از سفر زلنسکی به عربستان و دیدار او با مقامهای ارشد این کشور، خبرهایی مبنی بر کمک تکنیکی متخصصان نظامی اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف مقابله موثرتر با حملات جمهوری اسلامی منتشر شد.
اورشلیمپست در ادامه نوشت که روسیه با انتقال این اطلاعات هدفی دوگانه را دنبال میکند؛ تقویت متحد اصلی خود در منطقه از یک سو و منحرف کردن توجه جهانی از جنگ در اوکراین از سوی دیگر.
این روزنامه اسرائیلی در پایان به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل نوشت که روسیه ادعاهای منابع اطلاعاتی اوکراین را رد و بر گفتوگو و همکاری با اسرائیل درباره مسائل امنیتی تاکید میکند.
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
نویسنده در ابتدای یادداشت خود تاکید کرده است: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
نویسنده در ابتدای یادداشت خود تاکید کرده است: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
او سپس در ادامه به بررسی تاثیرات این جنگ بر قدرتهای بزرگ جهانی از چین و هند گرفته تا روسیه و اروپا و خود آمریکا پرداخته و نوشته است: «چین هزاران کیلومتر از خلیج فارس فاصله دارد، اما هم بهدلیل نیاز خود به نفت خلیج فارس و هم بهخاطر تاثیرات جنگ ایران بر همسایگان و شرکای تجاری چین، این درگیری آثار عمدهای بر پکن گذاشته است. برخی از این آثار، از نگاه شی جینپینگ، مثبت هستند. بازگشت چین به برنامهاش برای ساخت جزایر جدید در دریای جنوبی چین تقریبا در واشینگتن بیتوجه مانده است؛ جایی که توجه بهطور کامل بر خاورمیانه متمرکز شده است. اما چین از افزایش قیمت سوخت استقبال نمیکند و اقتصاد وابسته به صادرات آن از هر رکود جهانی آسیب سختی خواهد دید.»
بهنوشته راسل مید، میتوان انتظار داشت پکن با شدت بسیار بیشتری بر کسب توانایی اعمال قدرت در خلیج فارس و پیرامون آن تمرکز کند. چین تاکنون توانسته است از رابطهاش با پاکستان برای تقویت نفوذ دیپلماتیک و امنیتی خود بر تحولات خاورمیانه بهره ببرد. این امر به احتمال زیاد، از جمله، به تشدید رقابت چین و هند در اقیانوس هند و خلیج فارس منجر خواهد شد. چین به دنبال دسترسی بیشتر به بنادر و مسیرهای راهبردی خواهد بود و هند برای ناکام گذاشتن این طرحها تلاش خواهد کرد.
در یادداشت والاستریت ژورنال آمده است: «ژاپن نیز دریافته است که فاصله، این کشور را از رویدادهای خاورمیانه مصون نمیکند. در عین حال، توکیو درک میکند که تردیدها درباره رییسجمهوری ترامپ، آن را از نیازش به رابطهای قوی با یک ایالات متحده نیرومند بینیاز نمیکند. تلاشهای چین برای افزایش قدرت و نفوذ خود در خلیج فارس و در امتداد مسیرهای اصلی دریایی، تهدیدهایی راهبردی برای دسترسی ژاپن به منابع خلیج فارس ایجاد میکند. توکیو بهخوبی میداند که بدون قدرت آمریکا، دسترسی به نفت و گاز خلیج فارس به دمدمیمزاجیهای یک حکومت در ایران وابسته خواهد شد که در آن متعصبان مذهبی همسو با روسیه و چین قدرت را در دست دارند. انتظار میرود ژاپن تلاشهای خود برای تجدید تسلیح، گسترش شراکتهای امنیتی با کشورهای دوست همسایه، و حفظ نزدیکترین روابط ممکن با واشینگتن غیرقابل پیشبینی را دوچندان کند.»
برای هند، از نظر والتر راسل مید، شوک جنگ ایران عمیق بوده است. این کشور از قیمتهای بالای انرژی و اختلال در کشتیرانی و سفر، ضربه اقتصادی جدی خورده است. افزون بر این، رقیب هند، پاکستان، درست در زمانی که رابطه خود را با چین عمیقتر کرده، توانسته است خود را وارد قلب دیپلماسی خاورمیانه کند. پاکستان، بهعنوان همسایه ایران و کشوری با اکثریت سنی و دارای پیوندهای تاریخی با کشورهای عربی خلیج فارس، جایگاه مناسبی برای ایفای نقش میانجی در گفتوگوهای صلح دارد. موفقیت اسلامآباد در معرفی خود به واشینگتن بهعنوان یک میانجی بالقوه، به این کشور نفوذ دیپلماتیک تازهای بخشیده است که هند اکنون باید برای مقابله با آن تلاش کند.
در ادامه این یادداشت، جنگ ایران برای اروپا، نمونه دیگری از کاهش اهمیت این قاره در امور جهانی، مشکلات حفظ رابطهای مثبت با آمریکا در دوران ترامپ، و دشواری همسو کردن سیاستهای کشورهای اروپایی در مسائل مهم قلمداد شده است.
بهنوشته راسل مید، کشورهای اروپایی در تصمیم آغاز جنگ مورد مشورت قرار نگرفتند، نفوذ آنها بر روند جنگ بسیار اندک یا نزدیک به صفر بوده، و بعید است منافعشان در صدر ذهن کسانی باشد که در نهایت به جنگ پایان میدهند. شاید بدتر از همه این باشد که این جنگ بیش از آنکه کشورهای اروپایی را متحد کند، آنها را از هم جدا کرده است. در حالی که آقای ترامپ و جنگ ایران تقریبا در همه جای اتحادیه اروپا بسیار نامحبوب هستند، ایتالیا و اسپانیا اقداماتی انجام دادهاند تا برای تلاش جنگی آمریکا مانع ایجاد کند، در حالی که آلمان و رومانی حمایت بیشتری از واشینگتن از خود نشان دادهاند.
نویسنده سپس به وضعیت روسیه پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته است پس از طرفهای درگیر واقعی، شاید روسیه بیشترین چیزها را برای از دست دادن در این جنگ داشته باشد. کمبود سوخت در مقطعی حساس، درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده است و جنگی طولانیتر احتمالا به معنای تقاضای بیشتر برای نفت و گاز روسیه با قیمتهای بالاتر در بازارهای بیشتری در سراسر جهان خواهد بود. فراتر از آن، منافع روسیه پیچیدهتر است. توانایی اوکراین در فروش تخصص پهپادی خود به کشورهای عربی خلیج فارس، حتما برای کرملین شوکی ناخوشایند بوده است. افزایش تلخی روابط میان ایران و همسایگان عرب آن نیز برای تلاشهای روسیه جهت حفظ پیوندهای عمیق خود با ایران و در عین حال توسعه همکاری با کشورهایی مانند امارات متحده عربی مشکلآفرین است. در همین حال، خطر بیگانه کردن دولت ترامپ رو به افزایش است. کرملین ممکن است از تلافی حمایت آمریکا از اوکراین از طریق کمک به حکومت ایران برای هدف قرار دادن تاسیسات آمریکایی در خلیج فارس، تا حدی رضایت عاطفی به دست آورد، اما هزینههای چنین اقدامی میتواند بالا باشد.
از منظر روسیه، بدترین پایان ممکن برای این جنگ، فروپاشی رژیم ایران و پایان انزوا و جدایی طولانی ایران از غرب خواهد بود. این امر، مسکو را از یک متحد محروم میکند و ارزش ادراکشده ائتلاف با روسیه را در میان مستبدان جهان کاهش میدهد. پیوستن ایران به غرب همچنین به هدفی که ولادیمیر پوتین بیش از همه عزیز میدارد، یعنی بازگرداندن قدرت روسیه در سراسر قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق، آسیب جدی وارد میکند.
از نگاه نویسنده، ادغام دوباره ایران در اقتصاد جهانی به توسعه مسیرهای متعدد خط لوله و حملونقل برای صادرات نفت، گاز و مواد معدنی از جمهوریهای محصور در خشکیِ سابق شوروی در آسیای مرکزی منجر خواهد شد، و احتمالا هر امیدی را برای اینکه مسکو بتواند بار دیگر بر هر یک از آنها سلطه پیدا کند، از میان خواهد برد.
بهنوشته راسل مید، از دیدگاه آمریکا، افزایش پویایی اقتصادی آسیای مرکزی و در عین حال کاهش وابستگی آن به چین و روسیه، شانس دستیابی به صلحی پایدار در بلندمدت در جهان را بهطور چشمگیری بهبود خواهد بخشید.
نویسنده در پایان یادداشت خود نوشته است: «این جنگ به همه ما نشان میدهد که امنیت خلیج فارس برای همه اهمیت دارد. اگر در پایان جنگ، ایران توانایی بستن تنگه هرمز را حفظ کند، هر کشوری روی زمین برای دسترسی به سوخت و کالاهای حیاتی به رضایت تهران نیاز خواهد داشت. فارغ از آنکه کسی درباره آقای ترامپ و تصمیم او برای آغاز خصومتها چه فکر میکند، پیروزی سریع و کامل آمریکا بهترین امید را برای آیندهای صلحآمیز در خلیج فارس و فراتر از آن فراهم میکند.»
در ششمین هفته از آغاز درگیریهای نظامی اسرائیل و ایالاتمتحده با جمهوری اسلامی، منابع آگاه در خاورمیانه از تغییر ساختار حکمرانی در تهران خبر میدهند. این منابع نسبت به عواقب تداوم این حکومت در درازمدت، هم به مردم ایران و هم به بسیاری از کارگزاران داخلی نظام، هشدار میدهند.
یک منبع آگاه منطقهای در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.
به گفته او، انتصاب مجتبی خامنهای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیشنیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.
پیش از این، ایراناینترنشنال، گزارش داده بود پیوند بیت و سپاه تقویت شده و مرکز تصمیمگیری در ایران جابهجا شده است.
ایراناینترنشنال از جمله ۱۲ اسفند گزارش داد مجلس خبرگان زیر فشار سپاه، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرده است که چهرهای با پیوند نزدیک، عمیق و بلندمدت با سپاه و شاخههای امنیتی است.
۱۱ فروردین هم ایراناینترنشنال گزارش داد که مسعود پزشکیان در «بنبست کامل سیاسی» قرار گرفته و سپاه پاسداران، با مقاومت در برابر انتصابات و تصمیمهای او، در عمل مدیریت اجرایی کشور را از کنترل دولت خارج کرده است.
بر اساس این گزارش، تشدید تنش میان دولت و فرماندهان نظامی، موجب دست بالا گرفتن سپاه در ساختار تصمیمگیری شده است. وضعیتی که با روایت منابع آگاه درباره تغییر ماهیت قدرت در تهران همخوانی دارد.
به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال گفتوگو می کرد، جمهوری اسلامی یک ماه پس از کشته شدن علی خامنهای، دیگر هویت پیشین خود را ندارد. در عوض، رژیمی در حال تثبیت است که بازیگر و تصمیمگیرنده اصلی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. روندی که موجب افراطیتر شدن نظام و اعمال خشونتی بهمراتب شدیدتر علیه منتقدان و حتی شهروندان عادی خواهد شد. خشونتی که در «روز پس از جنگ»، گریبان مقامات کنونی و پیشین متمایل به میانهروی، از محمدجواد ظریف تا مسعود پزشکیان، را نیز خواهد گرفت.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که در هفتههای اخیر، حملات لفظی تند جناحهای وابسته به سپاه علیه پزشکیان و ظریف شدت گرفته است. این تنشها از زمانی آغاز شد که پزشکیان بابت حملات سپاه به کشورهای همسایه از آنها «عذرخواهی» کرد.
در روزهای اخیر، این تقابل به تهدیدهای عریان فیزیکی رسیده است؛ چنانکه سعید حدادیان، مداح نزدیک به هسته سخت قدرت، با تعیین ضربالاجلی سهروزه برای ظریف، تهدید کرد که در صورت عدم توبه و عذرخواهی، به خانه او «لشکرکشی» خواهد کرد.
با حذف علی خامنهای از صحنه قدرت، دیگر وزنه تعادلی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات داخلی به تسویهحسابهای خونین وجود ندارد.
منبع آگاه دیگری که به شرط ناشناسماندن با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد معتقد است خشونت کلامی در جریان و چهرههای وابسته به سپاه بهزودی به برخورد فیزیکی تمامعیار بدل خواهد شد.
به گفته او، نهتنها مخالفان جدی، بلکه جناحهای اصلاحطلب و حتی بخشهایی از ارتش که مخالف بلعیده شدن قدرت از سوی سپاه هستند، باید نگران امنیت خود در پایان جنگ باشند.
این منبع تاکید کرد: «ایستهای بازرسی در خیابانهای ایران با توقف غرش جنگندهها جمع نخواهند شد؛ بلکه در آن لحظه، نیروهای بسیج و سپاه برای تسویهحسابهای سیاسی و شخصی وارد میدان میشوند.»
او در ادامه خطاب به چهرههای موسوم به میانهرو، هشدار داد که آنها هدف اصلی پاکسازیهای پس از جنگ خواهند بود و باید «علاج واقعه را قبل از وقوع» کنند: «زمان برای واکنشی سریع فرا رسیده است؛ پیش از آنکه ساختار فعلی جمهوری اسلامی کاملا فرو بپاشد و جای خود را رسما به حکومت نظامی سپاه پاسداران بدهد، باید دست به اقدام بزنید.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در یک کنفرانس خبری گفت مردم ایران از حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی حمایت میکنند و حاضرند برای رسیدن به آزادی این رنج را تحمل کنند.
او که به همراه شماری از اعضای دولت خود از جمله پیت هگست وزیر جنگ، دن کین رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، و جان رتکلیف رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) دوشنبه ۱۷ فروردین در یک نشست خبری شرکت کرده بود، نجات دو خلبان آمریکایی را یک رویداد تاریخی خواند و درباره موضوعات متعددی از جمله ضربالاجلی که به حکومت ایران داده شده و موضوع قیام مردم ایران علیه جمهوری اسلامی سخن گفت.
قیام علیه جمهوری اسلامی
ترامپ در بخشی از صحبتهای خود به خبرنگاران گفت که معتقد است اگر آتشبس اعلام شود، مردم ایران باید علیه حکومت در این کشور قیام کنند.
با این حال او در پاسخ به این پرسش که اگر ایرانیها دوباره به خیابانها بیایند چه واکنشی نشان میدهد، اذعان کرد که این کار میتواند حکم مرگ داشته باشد.
ترامپ گفت: «آنها باید این کار را انجام دهند. اما پیامدهای آن زیاد است. به آنها گفته شده است اگر اعتراض کنید، فورا به شما شلیک خواهد شد.»
رییسجمهوری آمریکا در عین حال گفت که مردم ایران از حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی حمایت میکنند.
او افزود: «آنها حاضرند برای رسیدن به آزادی این رنج را تحمل کنند.»
ترامپ گفت: «ما بارها ارتباطاتی با ایرانیها داشتهایم که میگویند لطفا بمباران کنید. اینها کسانی هستند که در جایی زندگی میکنند که بمبها در آنجا منفجر میشوند و وقتی ما میرویم و آن مناطق را نمیزنیم، آنها میگویند لطفا برگردید. برگردید. برگردید.»
او افزود: «نمیدانم آنها چه میکنند. تنها چیزی که میتوانم به شما بگویم این است که آنها آزادی میخواهند. آنها در دنیایی زندگی کردهاند که شما هیچ چیز دربارهاش نمیدانید. دنیایی خشونتآمیز و وحشتناک که اگر اعتراض کنید، به شما شلیک میشود.»
ترامپ همچنین درباره احتمال ورود نیروهای کرد به جنگ علیه جمهوری اسلامی گفت: «ترجیح میدهم کردها دور بمانند چون با خودشان یک سری مشکلات و دشواری میآورند که برای خودشان هم مناسب نیست و ترجیح میدهم دور بمانند. آنها خودشان را به کشتن میدهند.»
ضربالاجل سهشنبه
ترامپ در این نشست خبری بار دیگر به جمهوری اسلامی هشدار داد که تا سهشنبه شب و تا پایان مهلتی که داده شده شروط آمریکا را بپذیرد و به یک توافق تن دهد.
او گفت به حکومت ایران تا ساعت ۸ شب فردا به وقت واشینگتن مهلت داده است تا به توافق برسد و تنگه هرمز را باز کند، پیش از آنکه آمریکا حمله به نیروگاهها و پلهای ایران را آغاز کند.
پیش از در خبری که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی منتشر کرد اعلام شد که تهران شروط آمریکا برای آتشبس و باز کردن تنگه هرمز را رد کرده است.
ترامپ در ادامه صحبتهای خود گفت: «تمام کشور میتواند در یک شب از بین برود، و آن شب ممکن است فردا شب باشد.»
رییسجمهوری آمریکا با نهایی خواندن ضربالاجل سهشنبه افزود پیشنهاد حکومت ایران «قابل توجه» بوده اما «به اندازه کافی خوب نیست.»
او گفت: «آنها یک پیشنهاد دادند، و این یک پیشنهاد قابل توجه است. یک گام مهم است. اما به اندازه کافی خوب نیست. جنگ میتواند خیلی سریع تمام شود، اگر آنها کاری را که باید انجام دهند، انجام دهند. آنها این را میدانند.»
ترامپ افزود که جمهوری اسلامی تا مهلت سهشنبه باید با ایالات متحده به توافقی برسد که برای او قابل قبول باشد، و عبور آزاد نفت از تنگه هرمز باید بخشی از آن باشد.
او گفت: «ما باید تا مهلت سهشنبه، توافقی که برای من قابل قبول باشد داشته باشیم.»
ترامپ تاکید کرد در غیر این صورت «همه پلها در ایران تا نیمه شب سهشنبه نابود خواهد شد و همه نیروگاهها تا نیمه شب تعطیل خواهد شد.»
رییسجمهوری آمریکا گفت: «منظورم این است که تخریب کامل تا ساعت ۱۲ خواهد بود، و اگر بخواهیم طی چهار ساعت این اتفاق میافتد. ما نمیخواهیم این اتفاق بیفتد، ممکن است حتی در بازسازی کشورشان به آنها کمک کنیم.»
او افزود: «آیا میخواهم زیرساختهای آنها را نابود کنم؟ نه، الان برای بازسازی ۱۰۰ سال زمان نیاز دارند. اگر امروز ترک کنیم، ۲۰ سال طول میکشد تا کشورشان را بازسازی کنند.»
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز در این نشست خبری گفت بیشترین حجم حملات از زمان آغاز عملیات علیه جمهوری اسلامی روز دوشنبه انجام خواهد شد. او هشدار داد که حملات روز سهشنبه حتی شدیدتر خواهد بود.
برنامه برای ایران و پاسخ به انتقادها
دونالد ترامپ در بخش دیگری از سخنانش، در پاسخ به انتقادها، گفت: «در مورد برنامه جنگ گفته میشود برنامهای وجود ندارد، اما اینطور نیست. برنامه وجود دارد، فقط نمیتوان آن را علنی کرد. این ادعا که برنامهای وجود ندارد، منصفانه نیست.»
او افزود: «ما برای ایران برنامه داریم، همه چیز از قبل بررسی و طراحی شده است. ممکن است انتقاد و حمله رسانهای وجود داشته باشد، اما تصمیمگیرندگان بر اساس برنامه عمل میکنند.»
چگونگی نجات خلبانان در خاک ایران
بخش عمدهای از این نشست خبری به ارائه جزییاتی درباره عملیات نجات دو خلبان هواپیمای اف-۱۵ ای آمریکا که جمعه ۱۴ فروردین بر فراز ایران سرنگون شد، اختصاص داشت.
ترامپ در آغاز این نشست به خبرنگاران گفت که میخواهد «موفقیت یکی از بزرگترین، پیچیدهترین و هولناکترین عملیاتهای جستوجوی رزمی» را که ارتش تاکنون انجام داده، جشن بگیرد.
او بدون ارائه جزئیات گفت: «افراد زیادی به ما کمک کردند، افراد بسیار بزرگی.»
پیشتر، ایراناینترنشنال در گزارشی اختصاصی خبر داده بود که اسرائیل از جمله با اعزام دو گردان در عملیات نجات خلبان و یک افسر دیگر سرنشین این جنگنده نقش داشته است.
ترامپ با ستایش از شجاعت دو خلبان نجاتیافته، گفت: «کمی هم شانس آوردیم.»
او عملیات نجات این دو خلبان را «عملیاتی پرخطر» خواند و گفت: «به نیروهای مسلح آمریکا دستور داده بودم هر کاری لازم است انجام دهند تا این جنگجویان شجاع ما را به خانه بازگردانند.»
ترامپ گفت: «ممکن بود با ۱۰۰ کشته مواجه شویم، به جای نجات جان یک یا دو نفر. تصمیم سختی است، اما در ارتش ایالات متحده، ما هیچ آمریکایی را پشت سر نمیگذاریم.»
او افزود ۲۱ هواپیما در جستوجوی خلبان و خدمه دوم شرکت داشتند و «در روشنایی روز به مدت هفت ساعت بر فراز ایران پرواز کردند و در مواقعی با آتش بسیار بسیار سنگین دشمن مواجه شدند.»
ترامپ گفت: «این موج نخست نیروهای جستوجو و نجات با موفقیت خلبان اف-۱۵ را پیدا کردند و او با یک بالگرد اچاچ-۶۰دبلیو جالی گرین ۲ از خاک دشمن خارج شد، در حالی که نیروهای ما با تیراندازی در فاصله بسیار نزدیک روبهرو بودند.»
او گفت خدمه دوم، که افسر سیستم تسلیحاتی بود، «در فاصله قابل توجهی از خلبان فرود آمده بود.»
رییسجمهوری آمریکا افزود: «او به شدت مجروح و در منطقهای که پر از تروریستهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود گرفتار شده بود.»
ترامپ گفت: «با وجود خطر، این افسر مطابق آموزشهایش عمل کرد و به مناطق کوهستانی خطرناک صعود کرد»
ترامپ افزود: «او در حالی که به شدت خونریزی داشت از صخرهها بالا رفت، زخمهای خود را درمان کرد و با استفاده از یک دستگاه بسیار پیشرفته شبیه پیجر، با نیروهای آمریکایی تماس گرفت تا موقعیت خود را ارسال کند.»
بهگفته رییسجمهوری آمریکا، سپس یک عملیات عظیم با مشارکت ۱۵۵ هواپیما برای نجات این خلبان به کار گرفته شد.
ترامپ گفت این عملیات شامل مقدار زیادی «فریب» بود، زیرا آمریکا میخواست حکومت ایران تصور کند این خلبان در مکانی متفاوت از محل واقعی او قرار دارد.
او گفت هزاران نیروی آمریکایی به مناطقی اعزام شدند که آمریکا میدانست محل واقعی حضور این خلبان ساقطشده نیست.
ترامپ درباره عملیات نجات دو خلبان آمریکایی همچنین گفت: «در نمایشی خیرهکننده از مهارت و دقت، قدرت و مرگباری، ارتش آمریکا وارد منطقه واقعی شد، با دشمن درگیر شد، افسر گرفتار را نجات داد، تمام تهدیدها را نابود کرد و بدون هیچ تلفاتی از خاک ایران خارج شد.»
جان راتکلیف، رییس سازمان سیا، نیز به خبرنگاران گفت این سازمان در یک «کارزار فریب» مشارکت داشت تا نیروهای جمهوری اسلامی را متقاعد کند که این خلبان در جای دیگری است.
راتکلیف گفت صبح شنبه، سیا توانست تایید کند که «یکی از بهترین و شجاعترین آمریکاییها زنده است و در شکاف یک کوه پنهان شده. او همچنان برای دشمن نامرئی اما برای سیا قابل مشاهده بود.»
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز گفت این خلبان گمشده از یک فرستنده اضطراری برای اعلام موقعیت خود استفاده کرد و اولین پیام او این بود: «خدا خوب است.»
او در اظهارات خود درباره نجات خلبان دوم از اشاراتی مذهبی استفاده کرد و گفت این افسر که بیش از یک روز از اسارت گریخته بود، در «جمعه نیک» سرنگون شد، روز شنبه «در یک غار پنهان بود» و در یکشنبه عید پاک، «یک خلبان دوباره متولد شد، سالم و حاضر.»
دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده، نیز در این نشست خبری با بیان جزییاتی از عملیات نجات خلبانان گفت: «ماموریت ما این بود که هر کاری میتوانیم بکنیم تا این آمریکایی را نجات دهیم. آماده بودیم چند حالت مختلف را اجرا کنیم و بهواسطه عزم و پشتکار موفق شدیم. کاری کردیم که هیچ نیروی مسلح دیگری قادر به انجام آن نیست. کل تیم بدون تلفات به خانه بازگشتند.»
رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده گفت: «مردان و زنان ما مهمتر از سختافزارها و جنگافزارهای ما هستند. همانطور که وزیر جنگ گفت این عملیات یک پیام به دشمن میفرستد که نیروهای آمریکا چه قابلیتی دارند و ما سربازانمان را در هر شرایطی پیدا میکنیم و نجات میدهیم.»
روزنامه اورشلیمپست در تحلیلی نوشت که ورود احتمالی نیروهای زمینی آمریکا به خاک ایران میتواند آستانهای خطرناک در جنگ را فعال کند و به واکنشهای زنجیرهای در سراسر خاورمیانه و حتی اقتصاد جهانی منجر شود.
بر اساس این تحلیل با ورود جنگ میان آمریکا و حکومت ایران به مرحلهای جدید، نگرانیها در پایتختهای منطقه از تعداد حملات هوایی فراتر رفته و اکنون بر احتمال حضور نیروهای آمریکایی در خاک ایران متمرکز شده است. هرچند واشینگتن هنوز از برنامهای برای تهاجم گسترده سخن نگفته، اما سناریوهایی مانند عملیات ویژه، حملات محدود زمینی و تصرف اهداف استراتژیک اکنون بهطور جدی مطرح هستند.
تحلیلگران میگویند حتی حضور محدود و کوتاهمدت نیروهای آمریکایی در ایران میتواند وضعیت شکننده منطقه را بهشدت برهم بزند و واکنشهایی را در مسیرهای حیاتی حملونقل، بازارهای انرژی و موازنههای سیاسی به دنبال داشته باشد.
نگرانیهای اقتصادی مصر و شوک دوگانه انرژی در این تحلیل آمده است که برای مصر، تهدید اصلی اقتصادی است. کاهش تردد در کانال سوئز و فشارهای مالی موجود، این کشور را در برابر تشدید جنگ آسیبپذیر کرده است.
سمیر راغب، ژنرال پیشین ارتش مصر، هشدار داده که در صورت گسترش جنگ، تردد در کانال سوئز ممکن است تقریباً متوقف شود و شرکتهای کشتیرانی مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند. او این وضعیت را «شوک دوگانه» توصیف کرد: افزایش قیمت انرژی در کنار کاهش درآمدهای حیاتی کانال.
به گفته او، این روند میتواند به تورم شدید و بیثباتی اجتماعی در مصر منجر شود.
عربستان؛ نگرانی از هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی در عربستان سعودی، نگرانی اصلی متوجه زیرساختهای انرژی است. تحلیلگران میگویند حضور مستقیم آمریکا در ایران ممکن است تهران یا نیروهای همپیمانش را به حمله به تاسیسات نفتی و مسیرهای حیاتی دریایی در خلیج فارس سوق دهد.
عبدالعزیز الشعبانی، تحلیلگر سیاسی سعودی، تاکید کرده که رویکرد ریاض «محتاطانه» است و اولویت آن جلوگیری از گسترش جنگ است. او نسبت به حملات موشکی، اختلال در صادرات نفت و تهدید مسیرهای دریایی هشدار داد.
ترکیه؛ بیمیلی به ورود به جنگ و نگرانیهای داخلی این تحلیل میافزاید ترکیه تمایلی به پیوستن به یک کارزار نظامی علیه حکومت ایران ندارد. بارین کایاوغلو، استاد دانشگاه آنکارا، گفته افکار عمومی در این کشور بهشدت مخالف جنگ و نقش آمریکا و اسرائیل است.
در عین حال، وابستگی ترکیه به ساختار ناتو باعث میشود بیطرفی کامل برای آن دشوار باشد. نگرانیهای اقتصادی، افزایش قیمت انرژی و مسائل امنیتی در مناطق مرزی نیز از دیگر عوامل احتیاط آنکارا عنوان شدهاند.
عراق؛ خطر تبدیل شدن دوباره به میدان جنگ نیابتی به نوشته اورشلیمپست، عراق با نگرانی عمیقتری به این تحولات مینگرد. مصطفی سعدون، رییس دیدهبان حقوق بشر عراق، هشدار داده که کشورش ممکن است بار دیگر به میدان جنگ نیابتی تبدیل شود.
او تاکید کرد نفوذ گروههای همسو با حکومت ایران در ساختار سیاسی و امنیتی عراق، سیاست بیطرفی بغداد را تضعیف کرده و هرگونه درگیری مستقیم میتواند ثبات شکننده این کشور را فروبپاشد.
عبور از یک خط قرمز خطرناک در جمعبندی این تحلیل آمده است که خطر اصلی نه یک تهاجم کامل، بلکه عبور از «خط قرمز» حضور زمینی آمریکا در ایران است. چنین اقدامی - حتی اگر محدود باشد - میتواند بهسرعت دامنه درگیری را گسترش دهد و ساختارهای شکننده منطقه را تحت فشار شدید قرار دهد.
تحلیل منتشر شده در اورشلیمپست تاکید میکند که کشورهای منطقه خود را نه فقط برای ادامه جنگ، بلکه برای ورود به مرحلهای جدید و بسیار خطرناک آماده میکنند؛ مرحلهای که میتواند زنجیرهای از پیامدهای غیرقابل کنترل در اقتصاد جهانی، بازار انرژی و معادلات سیاسی ایجاد کند.