کابوس امنیت، رویای پول؛ معمای آنکارا در جنگ منطقهای

صبح ۹ اسفند زمانی که ناقوس جنگ به صدا در آمد، جمهوری اسلامی آتش یک جنگ منطقهای را روشن کرد. ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه برای اینکه جنگ روی ندهد از دی ماه وارد میدان شده بود.

صبح ۹ اسفند زمانی که ناقوس جنگ به صدا در آمد، جمهوری اسلامی آتش یک جنگ منطقهای را روشن کرد. ترکیه به عنوان یکی از کشورهای منطقه برای اینکه جنگ روی ندهد از دی ماه وارد میدان شده بود.
وزیر امورخارجه ترکیه در یک مصاحبه تلویزیونی گفت ترامپ میخواست در دی ماه ایران را مورد هدف قرار دهد اما کشورهای منطقه ازجمله ترکیه، طرفین را به دیپلماسی دعوت کردند. اما حالا با دو پرتاب موشکی ایران به ترکیه، آنکارا جنگ را به خود بسیار نزدیک میبیند.
با وجود مورد حمله قرار گرفتن و مواضع نسبتا تند دستگاه دیپلماسی ترکیه، آنکارا خود را روی لبه تیغ میداند.
از یکسو نقض حاکمیت ملی ایران از سوی آمریکا و اسرائیل را محکوم میکند و از سوی دیگر، ماجراجوییهای موشکی تهران در منطقه را برنمیتابد. رجب طیب اردوغان، ریيسجمهوری این کشور گرچه ردای میانجیگری بر تن کرده، اما خود بهتر از هر کسی میداند که در فضای فعلی، این پیشنهاد بیشتر یک ژست نمادین است تا یک راهکار اجرایی.
آنکارا نمیخواهد وارد جنگ شود، همچنین نمیخواهد اعتبار سیاسی، وضعیت اقتصادی و مشروعیتش برای مدافعه سرزمینی زیر سوال برود. با این حال، یک «ایران ضعیف» که توان هستهای، موشکی و نفوذ منطقهایاش مهار شده باشد، فرصتی برای توسعه نفوذ ترکیه در منطقه است. اما مرز میان «تضعیف» دولت و «فروپاشی» آن برای ترکیه به باریکی یک مو است و به همین خاطر نگرانیهای بسیاری در کریدورهای قدرت آنکارا جریان دارد.

هراس از تولد نظم جدید در مرزهای غربی
برای دولتمردان ترکیه، جنگ، تنها یک بحران امنیتی در همسایگی نیست، بلکه تهدیدی موجودیتی علیه نظمی است که دههها ثبات مرزهای قومی را تضمین کرده بود. یکی از نگرانیهای عمده آنکارا، احتمال فعال شدن گسلهای قومی به واسطه تضعیف قدرت مرکزی در تهران است؛ خلائی که میتواند فضا را برای بازیگری گروههای مسلح کُرد فراهم کند.
تحلیلگران سیاسی ترکیه، به هرگونه تحرک در غرب ایران مانند قطعهای از یک پازل بزرگتر مینگرند. به همین خاطر ائتلاف احزاب کرد ایران در عراق را اقدامی خطرناک برای مناطق مرزی خود دانستند.
از دیدگاه امنیت ملی ترکیه، شکلگیری هرگونه منطقه خودمختار یا تشکل سیاسی جدید در این جغرافیا، فراتر از یک تغییر نقشه ساده، به معنای الهامبخشی مستقیم به کردها در داخل خاک ترکیه و برهم خوردن توازنی است که آنکارا دههها برای حفظ آن هزینه داده است.
اردوغان و هاکان فیدان که بر «تمامیت ارضی ایران» پافشاری میکنند، در واقع پیامی صریح به واشینگتن مخابره میکنند. آنها میگویند آمریکا نباید از کردها بهعنوان پیادهنظام استفاده کند و در نهایت با اعطای پاداشهای سیاسی یا شناسایی واحدهای جدید، یکپارچگی ارضی منطقه را به خطر بیندازد.
گزارشهای مربوط به حمایتهای اطلاعاتی سیا و موساد از گروهها و احزاب کُرد، علیرغم تضمینهای لفظی واشینگتن، تنشی پنهان اما عمیق را میان دو متحد ناتو رقم زده است.
سخنان اخیر ترامپ مبنی بر اینکه از کردها خواسته تا اقدامی انجام ندهند برای آنکارا یک برد سیاسی محسوب میشود. پیروزیای که فیدان آن را پیش از رییسجمهوری آمریکا اعلام کرد و گفت: «همتای آمریکاییام به من اطمینان داد که واشینگتن قصد ندارد کردها را وارد نبرد با ایران کند.»
با این حال آنکارا علیه اقلیم کردستان رویکرد هشدارآمیز دارد. ترکیه در این مدت به زبانهای مختلف به گروههای موجود در اقلیم گفته است هرگونه ورود به این ماجراجویی نظامی علیه ایران، به معنای انتحار اقتصادی و پایان ثبات در صادرات نفت خواهد بود.
برای ترکیه، بقای ساختار سیاسی فعلی ایران با تمام پیچیدگیهایش، به مراتب بر شکلگیری یک واحد سیاسی کردی جدید در مرزهای شرقی ارجحیت دارد.

سپر دفاعی لرزان و نگرانی از مهاجرت
یکی از موضوعاتی که ترکیه پیش از جنگ بارها در مورد آن سخن گفته است نگرانی از به وجود آمدن موج جدیدی از مهاجران به مرزهایش است. در روزهایی که فضا بین جنگ و توافق در نوسان بود، مقامات ترکیه از اجرای تدابیر جدی در مناطق مرزی خود با ایران گفتند و اعلام کردند که تدابیر نظامی در مرزها را افزایش دادهاند.
کارشناسان ترک معتقدند حملات هوایی بهتنهایی باعث موج مهاجرت نمیشود، اما اگر این حملات منجر به جنگ داخلی یا تلاش برای تغییر رژیم در ایران شود، ترکیه با موج گستردهای از پناهجویان روبرو خواهد شد.
با تمام این نگرانیها خبرنگاران ترک که در مرز ترکیه و ایران مستقر شدهاند با تعجب در روزهای گذشته از عبور و مرور عادی از مرز و ایرانیانی گزارش دادهاند که در شرایط جنگی به خانه خود باز میگردند.
نگرانی مهمتر ترکیه اما گسترش جنگ به مرزهایش است. ترکیه از آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر مدام تاکید کرده است که اسرائیل به دنبال نبرد با ترکیه است و آنها به خاک آناتولی چشم دوختهاند. اما شلیک دو موشک از سمت ایران به ترکیه میان مردم این کشور، این نگرانی را زنده کرد که آیا جنگ موعود از مرزهای ایران آغاز خواهد شد؟
وزارت دفاع ترکیه در دو بیانیه جداگانه از ورود دو موشک در ۴ و ۹ مارس به آسمان این کشور خبر داده است که با دخالت پدافند ناتو در شرق مدیترانه سرنگون شدهاند. بعد از موشک اول تهران مدعی شد: «به حاکمیت کشور دوست و همسایه، ترکیه، احترام میگذاریم و هیچ موشکی به سمت آن شلیک نکردهایم.» اما آنکارا که خطر تغییر نظم سیاسی در ایران را جدی میبیند، گمان میکند جمهوری اسلامی در حال فروپاشی، قابلیت هرگونه اقدامی را دارد.
با این حال ترکیه نگران است که ورودش به جنگ فاجعهای جدید بیافریند.
ریشه هراس ترکیه در خلاء جدی استراتژی دفاعی این کشور نهفته است. با وجود جهش در بومیسازی تجهیزات، این کشور هنوز از داشتن یک سپر دفاعی قابل اتکا در برابر موشکهای بالستیک دوربرد ایران محروم است.
از سوی دیگر، ناوگان اف-۱۶ بهعنوان ستون فقرات نیروی هوایی، با فرسودگی دست و پنجه نرم میکند و نیازمند نوسازی است. یکی از نقاط قوت ترکیه پهپادهای «بایراکدار» و «آکینجی» است که در نبرد میتوانند نقشی قابل ملاحظه بازی کنند.
اما نکته قوت اصلی ترکیه حضور نظامی آمریکا و ناتو در ۱۶ نقطه خاک این کشور است، از جمله پایگاه استراتژیک «اینجیرلیک». با این حال خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از جنوب ترکیه در روزهای گذشته در میان برخی از مردم این کشور این شائبه را به وجود آورده است که آیا آمریکا پشت آنها را خالی خواهد کرد؟
با وجود داشتن اهرم قدرت ناتو، ترکیه فعلا از این کارت استفاده نکرده است. چندی پیش مارک روته، دبیرکل ناتو، به روشنی اعلام کرد که فعال کردن «ماده ۵» در دستور کار نیست و ترکیه بعد از مهار موشک، برای بررسی آن درخواستی نداده است.
برآورد نهایی در آنکارا بر این اصل استوار است که تهران، با آگاهی از هزینههای تقابل با کل توان دفاعی ناتو، تمایلی به گشودن جبههای جدید علیه همسایه خود ندارد.

از «رکود تورمی» تا رویای تبدیل شدن به «هاب لجستیک»
وزیر امور خارجه ترکیه در ۷ مارس گفت: «جنگ علیه ایران پیامدهایی منفی به دنبال خواهد داشت و هیچکس از آن برنده بیرون نخواهد آمد.»
یکی از دلایل سخن وی ضربات اقتصادی ناشی از این جنگ بود. ترکیه مدتهاست در گیرودار یک «فشار رکود تورمی» است. اگر جنگ طولانی شود، رویای کاهش نرخ تورم در ترکیه به تعویق میافتد و سال ۲۰۲۶ سالی سخت برای رشد اقتصادی این کشور خواهد شد.
سلوا دمیرآلپ، استاد دانشگاه کوچ، معتقد است جنگ باعث افزایش قیمت نفت و کاهش درآمدهای گردشگری ترکیه میشود که هر دو ضربه سنگینی به اقتصاد این کشور وارد میکنند.
ترکیه بهعنوان واردکننده خالص انرژی، با افزایش قیمت نفت دچار بزرگی کسری بودجه و افزایش هزینههای تولید داخلی میشود. با افزایش ریسک جهانی، سرمایههای خارجی نیز از ترکیه خارج میشوند که نتیجهاش فشار بر نرخ لیر است.
برخی تحلیلگران اقتصادی در ترکیه فراتر از آمارها، معتقدند این جنگ میتواند بهمثابه پوششی برای ناکارآمدیهای ساختاری دولت در حوزه معیشت عمل کند. اوزگور اورهانغازی، اقتصاددان تاکید میکند که جنگ در شرق ترکیه صرفا یک چالش مالی نیست، بلکه یک «سپر ایدئولوژیک» است؛ ابزاری که به دولت اجازه میدهد بحرانهای ریشهدار خود را پشت شعارهای امنیت ملی پنهان و هرگونه اعتراض به فقر و کاهش دستمزدها را در نطفه خفه کند.
برخی تحلیلگران نزدیک به دولت ترکیه، این جنگ را فرصتی برای تثبیت جایگاه این کشور بهعنوان «پناهگاه امن لجستیکی» در اوراسیا میدانند. به باور آنها، ناامنی در خلیج فارس و ایران میتواند ترافیک کالا را به سوی «کریدور میانی» یعنی مسیر چین، دریای خزر تا اروپا و «جاده توسعه» یعنی مسیر فاو تا جنوب ترکیه، سوق دهد. برای بهرهگیری از این موقعیت، آنکارا باید با توسعه ناوگان دریای خزر، تقویت زیرساختهای ریلی و حذف بوروکراسی مرزی، هزینهها را کاهش دهد و خود را به تنها جایگزین پایدار در زنجیره تامین جهانی تبدیل کند.