قطع اینترنت در ایران؛ از انحصار روایت تا سرکوب «اثر گلولهبرفی»

قطع اینترنت بهدست جمهوری اسلامی یک استراتژی حسابشده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایتهای سیاسی انجام میشود.

قطع اینترنت بهدست جمهوری اسلامی یک استراتژی حسابشده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایتهای سیاسی انجام میشود.
۱. شکستن «اثر گلولهبرفی» (Snowball Effect)
اثر گلولهبرفی در جنبشهای اجتماعی به این معناست که یک حرکت کوچک با پیوستن افراد بیشتر، به تدریج بزرگتر و قدرتمندتر میشود. در عصر دیجیتال، این پدیده مستقیما به «تایید اجتماعی» وابسته است.
کاهش آستانه ترس: تماشای ویدیوهای حضور مردم در خیابان، حس تنهایی را از بین میبرد و ترس را به شجاعت جمعی تبدیل میکند. وقتی ارتباط قطع میشود، فرد تصور میکند تنهاست و قدرت حرکت جمعی تحلیل میرود.
جلوگیری از هماهنگی: قطع اینترنت مانع از آن میشود که اعتراضات در نقاط مختلف شهر به هم پیوند بخورند. این کار حرکت را در سطح محلی نگه میدارد و از تبدیل شدن آن به یک بهمن سراسری جلوگیری میکند.
۲. گسستن زنجیره همدلی: پنهان کردن سوگواری و داغدیدگی
یکی از کلیدیترین اهداف خاموشی دیجیتال، جلوگیری از انتشار تصاویر سوگواری است. در فرهنگ ایران، خونِ بیگناه و عزاداری برای مظلوم، همواره موتور محرک تغییرات بزرگ بوده است.
انزوای غم: مقامات تلاش میکنند تا داغدیدگی خانوادهها در سکوت و انزوا باقی بماند. وقتی مردم تصویر مادری داغدار یا تشییع جنازهای غریبانه را نبینند، آن جرقه عاطفی که میتواند «خشم جمعی» ایجاد کند، کمتر شعلهور میشود.
جلوگیری از تکثیر درد: دیدن رنج هموطن باعث میشود کسانی که هنوز به اعتراضات نپیوستهاند، احساس تکلیف کنند. قطع اینترنت این پیوند عاطفی میان شهرها و محلهها را هدف قرار میدهد.
۳. انحصار روایت و میدانداری صدا و سیما
با قطع اینترنت جهانی، فضای اطلاعرسانی داخلی در اختیار رسانههای دولتی، بهویژه صدا و سیما، قرار میگیرد.
این انحصار به حکومت اجازه میدهد تا به روایتسازی یکطرفه بپردازد و در غیاب صدای شهروند-خبرنگاران، با وارونه جلوه دادن حقایق، تلاش کند تا افکار عمومی را مهندسی کند و به سرکوبها وجهه قانونی ببخشد.
۴. نقش رسانههای خارج از کشور و شکست انحصار خبری
رسانههای خارج از کشور نقشی حیاتی در درهمشکستن این حصار اطلاعاتی ایفا میکنند؛ آنها با دریافت و بازنشر صداها و ویدیوهای شهروند-خبرنگاران، به تریبونی برای صداهای خاموششده در زمان قطع اینترنت تبدیل میشوند و نقشی کلیدی خواهند داشت.
صدا و سیما در حالی سعی در انحصار روایت دارد که با بحران عمیق عدم اعتماد از سوی بخش بزرگی از جامعه روبهروست. در واقع، پیشینه این رسانه در وارونهنمایی واقعیتها باعث شده تا حتی در زمان خاموشی کامل اینترنت، مردم به جای پذیرش روایتهای رسمی، به دنبال روزنهای برای دسترسی به اخبار رسانههای مستقل و خارجی باشند.
این تقابل نشان میدهد که انحصار خبری در دنیای امروز دیگر با قطع اینترنت به دست نمیآید، چرا که رسانههای حکومتی و در راس آن صداوسیما نزد اکثریت مردم اعتباری ندارند و ضریب نفوذ رسانههای خارج از کشور که میکوشند واقعیتها را بازتاب دهند، عملا تلاشهای جمهوری اسلامی برای مهندسی افکار عمومی را با شکست مواجه خواهد کرد.