وزارت خزانهداری آمریکا: مسیرهای تامین مالی حزبالله را قطع میکنیم
دفتر کنترل دارایی های خارجی در وزارت خزانه داری آمریکا (اوفاک) اعلام کرد که در ارتباط با حزبالله لبنان، از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، تحریمهایی را علیه دو شخص حقیقی، چهار شرکت و دو کشتی اعمال کرده است.
بر اساس گزارش سهشنبه ۲۱ بهمن سایت وزارت خزانهداری آمریکا، این تحریمها، افراد و شرکتها و کشتیهای فعال در خرید، حملونقل و تبادلات مالی از جمله طلا را هدف میگیرد و با هدف قطع مسیرهای تامین مالی حزبالله از طریق ایران اعمال شده است.
بر اساس این گزارش، آندری ویکتوروویچ بوریسوف، شهروند روسیه، و محمد ماجد محمدنایف، شهروند لبنان، مشمول تحریمهای ثانویه طبق مقررات تحریمهای مالی گروه حزبالله لبنان شدهاند.
همچنین شرکتهای «بریلیانس ماریتایم ونچورز» از پاناما، «جودسارل» از لبنان، «پلاتینیوم گروپ» از جمهوری آذربایجان، و « سی سرف لیمیتد» از ترکیه مشمول تحریمهای ثانویه طبق مقررات تحریمهای مالی حزبالله قرار گرفتهاند.
دو کشتی به نامهای «بریلیانس» با پرچم پاناما و «لارا» با پرچم سنت کیتس و نویس نیز بر این اساس مشمول تحریم شدهاند.
فهرست افراد و اشخاص بلوکهشده و اتباع خاص در وزارت خزانهداری آمریکا، شامل افراد، نهادها، کشتیها و هواپیماهایی است که اتباع آمریکایی از انجام هرگونه معامله با آنها منع شدهاند.
این فهرست توسط دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا تهیه و بهروز رسانی میشود تا تروریستها، قاچاقچیان مواد مخدر و افراد درگیر در فعالیتهای تهدیدکننده سیاست خارجی و امنیت ملی ایالات متحده را هدف قرار دهد و داراییهای آنها در ایالات متحده را مسدود و معاملات آنها را محدود کند.
پیش از این، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۵ آبان سال گذشته، سه عضو حزبالله لبنان، اسامه جابر و محمد جعفر محمد قصیر، هر دو شهروند لبنان، و سامر کَسبار، شهروند سوریه، را در ارتباط با حمایت از خلعسلاح این گروه نیابتی جمهوری اسلامی تحریم کرده بود.
•
•
وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیه خود، دلیل تحریم این افراد را «دستداشتن در تراکنشهای مالی و نقلوانتقال پول برای گروه حزبالله» اعلام و آنها را متهم کرده بود که با استفاده از موسسات صرافی، دهها میلیون دلار را از ایران برای این سازمان شبهنظامی منتقل کردهاند.
در همین ارتباط، جان هرلی، معاون وزارت خزانهداری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، ۱۸ آبان گفته بود که جمهوری اسلامی امسال با وجود تحریمها، حدود یک میلیارد دلار برای حزبالله ارسال کرده است.
پس از آن، آمریکا ۲۱ آبان با اعلام این که جمهوری اسلامی با وجود تحریمها حدود یک میلیارد دلار به حزبالله لبنان ارسال کرده است، از مقامات لبنانی خواست خلع سلاح این گروه و قطع جریان مالی از تهران را در اولویت قرار دهند.
همچنین مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۲۸ آذر با تاکید بر خلع سلاح حزبالله لبنان گفت که بیشتر کشورهای منطقه درباره این گروه نگران هستند و آن را عامل نفوذ جمهوری اسلامی میدانند.
از زمان آغاز ریاستجمهوری دوباره دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو بارها راهی آمریکا شده است. سفرهایی که از مدیریت جنگ غزه تا نگرانیها درباره مذاکرات ایران و آمریکا را در بر میگیرد و نشان میدهد رابطه واشینگتن-تلآویو بیش از همیشه به دیپلماسی بحران و تصمیمهای شخصی گره خورده است.
آنچه در ادامه میآید، مروری است بر سفرهای نخستوزیر اسرائیل به آمریکا در دولت دوم ترامپ، تا سفر او در فوریه ۲۰۲۶.
سفر اول: آغاز فصل تازه رابطه با کاخ سفید (چهارم فوریه ۲۰۲۵)
نتانیاهو نخستین رهبر خارجی بود که پس از آغاز به کار دولت دوم ترامپ به واشینگتن رفت و در کاخ سفید با او دیدار کرد. این سفر در شرایط برقراری آتشبسی شکننده در غزه انجام شد، در حالی که گفتوگوها درباره گروگانها و آینده اداره غزه در جریان بود.
رسانهها این سفر را تلاشی برای تقویت پیوند نتانیاهو با دولت جدید ترامپ دانستند.
سفر دوم: نهادینه کردن حمایت ترامپ در چند جبهه (هفتم آوریل ۲۰۲۵)
کاخ سفید این ملاقات را بهعنوان «دومین دیدار نتانیاهو در کاخ سفید» ثبت کرد؛ نشانهای از آنکه ارتباط مستقیم دو رهبر بهسرعت به یک کانال دائمی بدل شده است.
این سفر در راستای تلاش نتانیاهو برای تثبیت حمایت واشینگتن در چند پرونده همزمان ارزیابی شد: ادامه جنگ غزه، ترتیبات امنیتی پس از آن و از سرگیری رویکرد «فشار حداکثری» آمریکا علیه ایران.
بازگشت این سیاست در هفتههای نخست دولت جدید ترامپ در پوشش رسانهای نیز بازتاب داشت.
سفر سوم: پس از جنگ ۱۲روزه؛ از مدیریت غزه تا تثبیت روایت پیروزی (هفتم و هشتم ژوئیه ۲۰۲۵)
سفر نتانیاهو به آمریکا در هفتم و هشتم ژوئیه ۲۰۲۵، نخستین دیدار او با ترامپ پس از پایان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی بود و از همین رو، ماهیتی متفاوت با سفرهای پیشین داشت.
اگرچه در سطح رسمی، محورهایی چون آتشبس غزه و سرنوشت گروگانها همچنان در دستور کار قرار داشت، اما لحن دیدارها آشکارا پساجنگی بود و بر «بازدارندگی احیاشده» و «ارسال پیام روشن به دشمنان منطقه» تاکید میکرد.
در این مقطع، تهران خلاف سفرهای پیشین، نه بهعنوان یک نگرانی بالقوه یا موضوعی برای گفتوگوهای پشت درهای بسته، بلکه به مثابه بازیگری که پیام جنگ را دریافت کرده، بهطور مستقیم در روایتهای رسانهای و سیاسی حضور یافت.
ثبت جداگانه شام کاری هشتم ژوئیه در تقویم کاخ سفید و اقدام نمادین نتانیاهو در ارائه نامه پیشنهاد نامزدی ترامپ برای جایزه صلح نوبل، بخشی از همین تلاش برای تثبیت شراکت راهبردی و نمایش پیروزی مشترک بود. سفری که کارکرد نمادینِ تحکیم روایت پساجنگ و موازنه بازدارندگی به نفع محور آمریکا-اسرائیل را داشت.
نتانیاهو پس از دومین دیدار این سفر خود با ترامپ، در اشاره به جنگ با جمهوری اسلامی گفت با رییسجمهوری آمریکا درباره «پیامدها و فرصتهای ناشی از پیروزی بزرگ» گفتوگو کرده است.
سفر چهارم: از تریبون سازمان ملل تا دیدار پشت درهای بسته در واشینگتن (۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵)
نتانیاهو پس از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، به واشینگتن رفت و در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد.
این سفر، هم ابعاد چندجانبه داشت و هم مستقیما به کانال دوجانبه آمریکا و اسرائیل پیوند خورد.
در همین زمان، گزارشهایی از «طرح مورد حمایت آمریکا برای غزه» منتشر شد که بازتابدهنده نقش فعال واشینگتن در مدیریت بحران بود.
سفر پنجم: دیپلماسی شخصی در اقامتگاه مارالاگو (۲۹ دسامبر ۲۰۲۵)
در پایان سال ۲۰۲۵، نتانیاهو در اقامتگاه ترامپ در مارالاگو، واقع در پام بیچ فلوریدا با او دیدار کرد.
این بار دیدار در خارج از چارچوب رسمی کاخ سفید برگزار شد، که نشانهای از پررنگتر شدن روابط شخصی و وجه نمادین و نمایشی این دیپلماسی بود.
برخی تحلیلگران معتقد بودند رویکرد سختگیرانه نتانیاهو با تمایل ترامپ به مهار بحرانها از طریق توافقهای کنترلشده، میتواند منشاء تنش میان دو طرف شود.
سفر ششم: از محور غزه به محور ایران در گفتوگوهای هستهای (۱۰ فوریه ۲۰۲۶)
سفر فوریه ۲۰۲۶ در فضایی متفاوت صورت خواهد گرفت. نگرانی اسرائیل از روند مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی و تلاش نتانیاهو برای گسترش دامنه هر توافقی به مسائل موشکی و نیروهای نیابتی، محور اصلی این دیدار است.
همزمان، اختلافها بر سر کرانه باختری نیز در دستور کار قرار دارد.
خبرگزاری رویترز ۹ فوریه (۲۰ بهمن) گزارش داد کاخ سفید بار دیگر مخالفت ترامپ با الحاق کرانه باختری را اعلام کرده است؛ مسالهای که احتمالا در گفتوگوها مطرح خواهد شد.
همچنین گزارش شده دولت ترامپ قصد دارد ۱۹ فوریه نشستی سطح بالا درباره ابتکار خود در قبال غزه برگزار کند و سفر نتانیاهو میتواند برای تاثیرگذاری بر جهتگیری این ابتکارها باشد.
تثبیت دیپلماسی رهبرمحور در سایه بحرانهای پیدرپی
تکرار این سفرها بهجای روابط معمول دیپلماتیک، نشانگر وجود بحرانی چندلایه است.
از فوریه ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶، فاصله کوتاه میان دیدارهای ترامپ و نتانیاهو، حاکی از آن است که مدیریت پروندههای اسرائیل از سطح اداری و سفارتی فراتر رفته و به گفتوگوهای مستقیم رهبران تبدیل شده است. الگویی که معمولا در دوران جنگها و مذاکرات مهم شکل میگیرد.
محل دیدارها نیز معنای سیاسی خاص خود را دارد: از جلسات رسمی کاخ سفید در اوایل سال تا دیدار شخصی در مارالاگو. این تغییر مکان نشان میدهد مؤلفههای سیاست داخلی آمریکا و سبک شخصی ترامپ، نقش برجستهتری یافتهاند.
در نهایت، مسیر موضوعی دیدارها از غزه به ایران تغییر یافته، هرچند نقطه اتصال همه آنها، تلاش برای مدیریت نظم منطقهای جدید در خاورمیانه است.
محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی، با تاکید بر این که خروج اورانیوم غنی شده از ایران یا انتقال آن در دستور کار مذاکرات نبوده، گفت موضوع رقیقسازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد تنها در صورتی قابل بررسی است که در مقابل آن، تمامی تحریمها بهطور کامل لغو شود.
اسلامی دوشنبه ۲۰ بهمن تاکید کرد گمانهزنیها درباره خروج یا رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد، «تولید محتوا توسط عناصر فشار» است.
او افزود اگرچه ممکن است برخی کشورها پیشنهادهایی را برای کمک به روند گفتوگوها ارائه کرده باشند، اما «چنین موضوعی در مذاکرات بحث نشده» است.
رییس سازمان انرژی اتمی همچنین درباره احتمال ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به شورای امنیت گفت این موضوع به «اراده سیاسی و صداقت طرف مقابل» بستگی دارد و افزود تاکنون با وجود بازرسیهای گسترده، هیچ گزارشی مبنی بر عدم انطباق فعالیتهای ایران ارائه نشده و موضوعات مطرحشده، «سیاسی بوده» است.
این در حالی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی خرداد ۱۴۰۴ اعلام کرد تهران به تعهدات خود ذیل توافقات پادمانی بهطور کامل «پایبند نبوده» است.
این نتیجهگیری یک اظهارنظر سیاسی نبود، بلکه بهعنوان یافته فنی و حقوقی در قالب قطعنامه شورای حکام صادر شد.
آژانس گفت ایران توضیحات معتبر و قابل راستیآزمایی درباره ذرات اورانیوم کشفشده در چند سایت اعلامنشده ارائه نکرده و این موضوع بهصراحت بهعنوان «عدم همکاری کافی و عدم پایبندی» توصیف شد.
پزشکیان به دنبال برد-برد
مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، ۲۰ بهمن با تاکید بر این که «ایران مذاکره برابر و برد-برد را میپذیرد»، گفت: «دور جدید مذاکرات هستهای با حمایت همسایگان، فرصت خوبی برای حلوفصل عادلانه است؛ به شرطی که طرفین بدون زیادهخواهی، متعهد باشند.»
پزشکیان افزود: «ما بهدنبال تضمین حقوق خود درباره رفع تحریمهای ظالمانه هستیم.»
او تاکید کرد: «دور جدید مذاکرات هستهای که با کمک و حمایت همسایگان ما در کشور عمان آغاز شده، فرصت بسیار خوبی برای حل و فصل عادلانه، منطقی، منصفانه و مرضی الطرفین این مسئله است.»
این در حالی است که اوفیر آکونیس، کنسول اسرائیل در نیویورک، ۱۹ بهمن با اشاره به این که باید مانع دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای شد، گفت: «اما تصمیم هر اقدام نظامی احتمالی آمریکا با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا است.»
آکونیس افزود تهران نشانهای از مصالحه نشان نداده و اسرائیل معتقد است ایران حتی پس از جنگ ۱۲ روزه، توان هستهای خود را حفظ کرده است.
همزمان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۰ بهمن اعلام کرد: «دیوار بیاعتمادی نسبت به آمریکا وجود دارد.»
او گفت: «به دنبال مذاکرات واقعی برای رسیدن به نتیجه هستیم، به شرطی که طرف مقابل ما هم جدیت داشته باشد.»
عراقچی تاکید کرد: «امیدواریم اعتماد لازم برای این که مذاکرات به نتیجه برسد، به وجود بیاید.»
پیش از این و در ۱۹ بهمن، وندی شرمن، معاون سابق وزیر خارجه آمریکا، گفت که با توجه به سابقه عراقچی، هیات آمریکایی مذاکرات دشواری با جمهوری اسلامی پیش رو دارد.
او با اشاره به این که حفظ گزینه نظامی ضروری است و احتمال جنگ بسیار جدی است، افزود: «ترامپ خواهان پیروزی سریع است، اما چنین نتیجهای بعید است.»
ارتش اسرائیل در بیانیهای از بازداشت یک عضو ارشد گروه «الجماعه الاسلامیه» در عملیاتی شبانه در جنوب لبنان خبر داد.
بر اساس این بیانیه، سربازان لشکر ۲۱۰ «باشان»، زیرمجموعه نیروی زمینی اسرائیل، این فرد را شامگاه یکشنبه ۱۹ بهمن داخل ساختمانی در منطقه کوه دوو در نزدیکی مرز اسرائیل دستگیر کردند.
ارتش اسرائیل افزود اطلاعات بهدستآمده در هفتههای اخیر درباره این عضو الجماعه الاسلامیه، در نهایت به تصمیمگیری برای اجرای این عملیات منجر شد.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل دوشنبه ۲۰ بهمن نوشت الجماعه الاسلامیه یک گروه سنی است که بخشی از شبکه سیاسی گستردهتر اخوانالمسلمین به شمار میآید.
شاخه نظامی این گروه با نام «نیروهای الفجر» که در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، در جریان جنگ اخیر میان اسرائیل و حزبالله، بارها از خاک لبنان اسرائیل را هدف قرار داد و اغلب در هماهنگی با این گروه نیابتی جمهوری اسلامی دست به اقدام زد.
ارتش اسرائیل فرد دستگیرشده را عضو ارشد الجماعه الاسلامیه توصیف کرد، اما توضیحات بیشتری در مورد او ارائه نداد.
در ادامه این بیانیه آمده است این فرد «بازداشت و برای انجام بازجوییهای بیشتر به خاک اسرائیل منتقل شد. همچنین در ساختمان محل دستگیری او سلاحهایی کشف شد».
ارتش اسرائیل هشدار داد الجماعه الاسلامیه «در طول جنگ توان عملیاتی خود را گسترش داد و همچنان در تلاش است فعالیتهای تروریستی علیه دولت اسرائیل و شهروندان آن را در جبهه شمالی پیش ببرد».
در سوی دیگر، الجماعه الاسلامیه با انتشار بیانیهای هویت عضو دستگیرشده خود را عطوی عطوی اعلام کرد و گفت نیروهای اسرائیلی پس از نفوذ به منطقه حاصبیا و «ایجاد رعب و وحشت، او را از منزلش ربودند و خانوادهاش را مورد ضرب و شتم قرار دادند».
این گروه از دولت لبنان خواست برای آزادی عطوی و دیگر افرادی که به دست اسرائیل بازداشت شدهاند، بکوشد و بر لزوم توقف «نقض» آتشبس از سوی اسرائیل تاکید کند.
الجماعه الاسلامیه افزود در صورت «وارد آمدن هرگونه آسیبی» به عطوی، مسئولیت آن بر عهده اسرائیل خواهد بود.
پیشتر در هشتم آذر، شبکه کان به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد چند مهاجم وابسته به الجماعه الاسلامیه که در جنوب سوریه بازداشت شدهاند، به دریافت کمک مالی از جمهوری اسلامی، حماس و حزبالله اعتراف کردهاند.
اسرائیلهیوم در آستانه سفر نخستوزیر اسرائیل به ایالات متحده، در شرایطی که مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی به دومین دور وارد میشود، خطرناکترین سناریو از منظر اسرائیل را دادن «طناب نجاتی» از سوی واشینگتن به تهران برای بازیابی توان نظامی خوانده است.
این رسانه اسرائیلی در تحلیلی به قلم آبراهام بنزوی، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تلآویو، که یکشنبه ۱۹ بهمن منتشر شد، نوشته است: زمانی که رژیم ایران در یکی از پایینترین نقاط تاریخی خود قرار دارد، با بحران شدید اقتصادی و دیگ در حال جوشی از نارضایتی و خشم عمومی ناشی از سرکوب موجهای اعتراضی روبهروست، خطرناکترین سناریو از منظر اسرائیل این است که دولت ترامپ، یک طناب نجات و فضای تنفس حیاتی در اختیار این رژیم قرار دهد تا بتواند خود را بازیابی کند.
بنزوی چنین اقدامی را «از دست دادن یک پنجره فرصت برای وارد آوردن ضربهای فلجکننده به رژیم ایران» توصیف کرده است.
بر اساس این تحلیل، یکی از اصلیترین دغدغههای تلآویو، تمایل احتمالی دولت آمریکا به محدود کردن مذاکرات با جمهوری اسلامی به موضوع هستهای و نادیده گرفتن دیگر مولفههای تهدیدآمیزِ حکومت ایران، از جمله برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای است.
به نوشته اسرائیل هیوم، تمرکز صرف بر پرونده هستهای میتواند به تهران فرصت دهد تا در سایه کاهش فشارها، توان نظامی خود را بازسازی و شبکه نیروهای نیابتیاش در منطقه را تقویت کند.
این تحلیل هشدار میدهد که چنین روندی ممکن است تهدید علیه اسرائیل را از مسیر لبنان، نوار غزه و یمن افزایش دهد.
در بخش دیگری از این تحلیل، نویسنده رویکرد احتمالی دولت ترامپ را با سیاست عملی هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در مذاکره با چین و تنشزدایی با شرق در دهه ۱۹۷۰ مقایسه کرده است.
به نوشته اسرائیل هیوم، کیسینجر با تکیه بر «دیپلماسی مرحلهای» تلاش میکرد مسائل پیچیده را به بخشهای کوچکتر تقسیم و از طریق پیشرفت تدریجی، اعتماد متقابل ایجاد کند.
این رویکرد بهویژه در روند عادیسازی روابط آمریکا و چین در سال ۱۹۷۲ به موفقیت رسید و به واشینگتن امکان داد در فضای رقابت با اتحاد شوروی، نفوذ خود را در شرق آسیا گسترش دهد.
با این حال، بنزوی تاکید میکند که شرایط کنونی ایران با چین دهه ۷۰ میلادی قابل مقایسه نیست.
به گفته او، برخلاف رهبری وقت چین که به دنبال تثبیت جایگاه بینالمللی خود بود، جمهوری اسلامی بر پایه یک ایدئولوژی تقابلی و بیاعتماد به غرب بنا شده و پایبندی به توافقها را در اولویت قرار نمیدهد.
از این منظر، بازگشت به الگوی گامبهگام کیسینجر در قبال تهران، از نگاه اسرائیل، نهتنها تضمینکننده ثبات نیست، بلکه میتواند به تقویت موقعیت جمهوری اسلامی منجر شود.
بنزوی در ادامه تاکید کرده است که دستیابی به توافقی محدود میتواند به تعلیق عملی گزینه نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی منجر شود و رسیدگی به مسائل بنیادی را به آیندهای نامشخص موکول کند.
به گفته او، در صورت شکلگیری چنین توافقی، بازگرداندن فشار حداکثری بر تهران در مراحل بعدی، برای واشینگتن بسیار دشوار خواهد بود.
این تحلیلگر همچنین هشدار داده است که تجربههای گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی از دورههای کاهش فشار برای تقویت توان دفاعی و تهاجمی خود استفاده کرده است.
ماموریت دشوار نتانیاهو در واشینگتن
اسرائیل هیوم سفر پیشِ روی نتانیاهو به واشینگتن را تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری این سناریو توصیف کرده و نوشته است که او در دیدار با دونالد ترامپ تلاش خواهد کرد آمریکا را به اتخاذ رویکردی جامعتر در قبال ایران ترغیب کند؛ رویکردی که علاوه بر برنامه هستهای، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای تهران را نیز در بر بگیرد.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که وابستگی فزاینده اسرائیل به حمایتهای نظامی و سیاسی آمریکا پس از حملات هفتم اکتبر، دامنه مانور نتانیاهو را محدود کرده است.
بنزوی در پایان نوشته است: «با وجود رابطه نزدیک و همکاریمحور میان کاخ سفید و دفتر نخستوزیری اسرائیل، فضای مانور نتانیاهو برای جلوگیری از هرگونه نرمش در رویکرد آمریکا بسیار محدود به نظر میرسد؛ مگر آنکه او با نوعی «مدرک قاطع» درباره نیتهای فوری جمهوری اسلامی، توان واقعی آن و طرحهای پنهانش به واشینگتن وارد شود.
در جریان سه انتخاباتی که یکشنبه ۱۹ بهمن در کشورهای ژاپن، تایلند و پرتغال برگزار شد، رایدهندگان در دو کشور آسیایی کاندیداهای راستگرا و محافظهکار را برگزیدند و در پرتغال جریان راست رقابت را به نامزدی از حزب چپ میانه واگذار کرد.
انتخابات مجلس نمایندگان ژاپن، مشهور به مجلس سفلی، به پیروزی حزب حاکم لیبرال دموکرات به رهبری سانائه تاکایچی انجامید و این حزب توانست اکثریت کرسیها را کسب کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ساعاتی پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات مجلس نمایندگان ژاپن، در پیامی در شبکههای اجتماعی پیروزی ائتلاف تاکایچی را تبریک گفت و برای او «موفقیت بزرگ در پیشبرد دستور کار محافظهکارانه صلح از طریق قدرت» آرزو کرد.
ترامپ نوشت: «او رهبری بسیار محترم و محبوب است. تصمیم جسورانه و خردمندانهی سانائه برای برگزاری انتخابات، نتیجهای بسیار بزرگ به همراه داشت.»
در ژاپن نخستوزیر بهصورت غیرمستقیم از طریق پارلمان دومجلسی شامل مجلس نمایندگان یا سفلی و مجلس مشاوران یا اعلی انتخاب میشود و مجلس نمایندگان نقش اصلی را در این فرایند بر عهده دارد.
اکنون پیشبینی میشود که انتخاب تاکایچی مسیر را برای کاهشهای مالیاتی وعدهدادهشده و افزایش هزینههای نظامی با هدف مقابله با چین هموار کند. تغییرات مالیاتی مد نظر دولت تاکایچی سبب نگرانی بازارهای مالی شده است.
پیروز حزب محافظهکارِ حامی سلطنت در تایلند
در تایلند نیز حزب محافظهکار و سلطنتطلب «بومجایتای» به رهبری آنوتین چارنویراکل در انتخابات عمومی پیروزی روشنی به دست آورد. این پیروزی احتمال تشکیل ائتلافی باثباتتر را افزایش داده است و تحلیلگران امیدوارند چنین ائتلافی که بتواند به دورهای طولانی از بیثباتی سیاسی در تایلند پایان دهد.
حزب بومجایتای در این انتخابات بیشترین تعداد کرسیهای مجلس نمایندگان را تصاحب کرد و رقبای اصلاحطلب و میانهرو را پشت سر گذاشت.
چارنویراکل پس از اعلام خبر پیروزی حزب در یک نشست رسانهای، پیروزی حزب بومجایتای را «پیروزی تمام مردم تایلند» خواند و افزود: « این پیروزی متعلق به همه مردم است؛ چه آنهایی که به این حزب رای دادهاند، چه آنهایی که ندادهاند. ما باید با تمام توان خود در خدمت مردم تایلند باشیم.»
تحلیلگران معتقدند این نتیجه نشاندهنده تمایل بخش بزرگی از جامعه تایلند به ثبات سیاسی و حفظ ساختارهای سنتی قدرت، بهویژه نقش سلطنت است.
چارنویراکل ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ پس از چند روز آشفتگی سیاسی از سوی پارلمان تایلند بهعنوان نخستوزیر جدید این کشور انتخاب شده بود. او وعده داده بود که در صورت تصدی سمت نخستوزیری، انتخابات زودهنگام برگزار کند.
حزب بومجایتای متعهد شده است که که وضعیت موجود سلطنت را حفظ و در واکنش به درگیری مرزی با کامبوج، در مرز با این کشور دیوار مرزی احداث کند.
پیروزی نامزد چپ میانه در پرتغال
هرچند انتخاباتی که یکشنبه در ژاپن و تایلند برگزار شد به ماندن جریانهای راستگرا در قدرت انجامید، اما دور دوم انتخابات ریاستجمهوری در پرتغال با پیروزی آنتونیو ژوزه سِگورو، نامزد چپ میانه، در برابر آندره ونتورا، از حزب راستگرای چگا، همراه بود.
نتایج نظرسنجیها و شمارش اولیه آراء نشان میدهد که رایدهندگان پرتغالی بار دیگر جریان میانهرو و سوسیالیست را انتخاب و از واگذاری قدرت به جریان راست در این کشور خودداری کردند.
بر اساس پیشبینیهای دو شبکه تلویزیونی ملی در پرتغال که بر پایه نظرسنجیهای خروجی انجام شده است، سگورو، نامزد ۶۳ ساله، بین ۶۷ تا ۷۳ درصد آرا را به دست آورده، در حالی که سهم آرای ونتورای ۴۳ ساله بین ۲۷ تا ۳۳ درصد بوده است. به این ترتیب سگورو در یک دوره پنجساله رییسجمهوری پرتغال خواهد بود.
او پس از اعلام پیروزی به خبرنگاران گفت: «پاسخی که امروز مردم پرتغال دادند، تعهدشان به آزادی، دموکراسی و آیندهی کشورمان، مرا عمیقا تحت تاثیر قرار داد. به ملتمان افتخار میکنم.»