کشتار سازمانیافته در نجفآباد؛ نیروهای سرکوب از کلانتری و مسجد به مردم شلیک کردند

یک شاهد عینی با ارسال پیامی صوتی به ایراناینترنشنال، از ابعاد تکانکننده سرکوب و کشتار مردم معترض در شهر نجفآباد اصفهان به دست نیروهای جمهوری اسلامی پرده برداشت.

یک شاهد عینی با ارسال پیامی صوتی به ایراناینترنشنال، از ابعاد تکانکننده سرکوب و کشتار مردم معترض در شهر نجفآباد اصفهان به دست نیروهای جمهوری اسلامی پرده برداشت.
این شهروند یکشنبه ۱۹ بهمن در پیام خود گفت اکثر مردم نجفآباد در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در خیابانهای شهر حضور داشتند و جمهوری اسلامی برای مقابله با آنان به «قتلعام» روی آورد.
به گفته او، پس از آغاز اعتراضات در شامگاه ۱۸ دی، گروهی از لباسشخصیها با نفوذ در میان مردم، جمعیت را به سوی فرمانداری و کلانتری نجفآباد منحرف کردند و سپس نیروهای سرکوب مستقر در کلانتری به سوی مردم آتش گشودند.
این شاهد عینی از کشته و زخمی شدن شمار فراوانی از معترضان در ۱۸ دی خبر داد و افزود تعداد مجروحان به حدی زیاد بود که برخی از آنان با وانت به مراکز درمانی شهر منتقل شدند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
پیشتر یک مقام سابق وزارت کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه یک «روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری شده است.
به گفته او، در مواردی، اراذل و اوباش برای ایفای نقش «لیدر» در تجمعات آموزش دیدهاند و با هدف «شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی» از سوی حکومت به کار گرفته شدهاند.
تیراندازی از مسجد به معترضان
شاهد عینی اهل نجفآباد در ادامه پیام خود گفت با وجود کشتار معترضان در ۱۸ دی، مردم شامگاه ۱۹ دی بار دیگر به خیابان آمدند.
او وضعیت نجفآباد در ۱۹ دی را به «میدان جنگ» تشبیه کرد و افزود ماموران حکومت با دوشکا در شهر مستقر شده بودند.
به گفته این شهروند، نیروهای سرکوب ۱۹ دی از مسجد صفا واقع در خیابان شریعتی نجفآباد به سوی معترضان تیراندازی کردند.
این شاهد عینی با اشاره به تداوم سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی پس از کشتار معترضان گفت ماموران از تحویل پیکرهای جاویدنامان خودداری میکردند و خانوادهها ناچار شدند برای یافتن عزیزانشان در سردخانه را بشکنند.
او اضافه کرد پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، عملا در نجفآباد فضایی مشابه «حکومت نظامی» برقرار شد.
با گذشت زمان، هر روز ابعاد تازهتری از جنایات گسترده جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر آشکار میشود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۱۹ بهمن در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
در این بیانیه که یکشنبه ۱۹ بهمن در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد، آمده است: «دوصد نیمکت خالی؛ دوصد نام که نباید بیجان میشدند و این پایان نیست. دوصد نام؛ نامهایی که تکرارشان خواهیم کرد تا روز دادخواهی.»
این تشکل افزود: «هر نام یک "کاش" با خودش دارد: کاش زنده بود؛ کاش مدرسهاش هنوز منتظرش بود؛ کاش مادری مجبور نبود نام فرزندش را در فهرستها بخواند. اینها کودک بودند؛ زندگی داشتند، شیطنت داشتند و رویا داشتند، اما دستهایی تصمیم گرفتند که زندگیشان قابل حذف است.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
با گذشت زمان، هر روز ابعاد تازهتری از جنایات گسترده و هولناک جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر آشکار میشود.
قتلعام سازمانیافته معترضان و مشارکت مستقیم سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای نیابتی در آن، بیش از هر زمان دیگری مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بینالمللی به چالش کشیده است.
«تا وقتی مرگ کودک بیهزینه است، هیچ نظم سیاسی مشروع نیست»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در ادامه بیانیه خود، اسامی دانشآموزان کشتهشده را منتشر کرد و نوشت: «این فهرست آرشیو مرگ نیست؛ کیفرخواستی است علیه سیستمی که کودک را نه صاحب زندگی، که مانعی برای بقای خود میبیند.»
این تشکل با اشاره به تداوم سیاستهای سرکوبگرانه حکومت اضافه کرد: «پس از مرگشان هم دست برنداشتند: نامها را ممنوع کردند، خاکسپاریها را بیصدا پیش بردند و حقیقت را انکار کردند. حذف، انکار و تحریف، ادامه همان سیاستی بود که پیشتر جانها را گرفته بود.»
این تشکل تاکید کرد نیمکتهای خالی در مدارس یادآور جنایات جمهوری اسلامی و سیاستی هستند که «کودک را از کلاس به گورستان فرستاد».
در پایان این بیانیه آمده است: «ما این نامها را مینویسیم تا آموزش از بیطرفی دروغین بیرون بیاید و جامعه بداند تا وقتی مرگ کودک بیهزینه است، هیچ نظم سیاسیای مشروع نیست... نامها میمانند؛ برای مطالبه، برای پاسخگویی و برای پایاندادن به سیاست قتل کودک.»
پیشتر یک مقام سابق وزارت کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه یک «روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری شده است.
ویدیوهای منتشرشده و روایتهای شهروندان از شلیک مستقیم گلوله جنگی، به رگبار بستن معترضان از ساختمانهای مرتفع، استفاده از سلاحهای ساچمهای، بهکارگیری تکتیراندازها، یورش به بیمارستانها و زدن تیر خلاص به مجروحان در جریان انقلاب ملی حکایت دارد.

جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات داخلی و جنگ کوتاهمدت با آمریکا و اسرائیل، بار دیگر وارد مذاکره شده است؛ اما نیویورکتایمز مینویسد تهران با تکیه بر تجربه طولانی در فرسایشیکردن مذاکرات، امیدوار است ترامپ بهدنبال یک پیروزی سریع باشد، نه جنگی پرهزینه.
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ در حالی مسیر دیپلماسی با ایران را دوباره در پیش گرفته که دامنه مانور این راهبرد بهدلیل اختلافهای بنیادین دو طرف، آرایش نظامی آمریکا در منطقه و نگرانیهای امنیتی اسرائیل، بسیار محدود توصیف میشود. مذاکرات روز جمعه در عمان بدون تنش علنی یا اقدام نظامی پایان یافت و طرفین بر ادامه گفتوگوها درباره «چارچوبی» برای مذاکرات آینده توافق کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، این گفتوگوها را «شروعی خوب» خواند اما همزمان تاکید کرد تهران بر حق غنیسازی اصرار دارد و برنامه موشکیاش قابل مذاکره نیست. در مقابل، ترامپ اعلام کرد عجلهای برای توافق ندارد و شرط اصلی واشینگتن «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» است؛ موضعی که بهگفته نیویورکتایمز با پیامهای متناقض همراه بوده، زیرا مذاکرهکنندگان آمریکایی از «غنیسازی صفر» بهعنوان خط قرمز یاد کردهاند.
به نوشته این روزنامه، مطالبات آمریکا شامل تحویل کامل اورانیوم غنیشده - بهویژه ذخایر نزدیک به درجه تسلیحاتی - محدودسازی برد موشکهای بالستیک و توقف حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه است. اسرائیل نیز نگران بازسازی سریع زیرساختهای تولید موشکی ایران است و آن را هدف اولیه هر سناریوی نظامی میداند.
نیویورکتایمز مینویسد ترامپ ظاهراً بهدنبال توافقی سریع است که بتواند آن را «پیروزی» اعلام کند، بیآنکه وارد جنگی منطقهای و فرسایشی شود؛ جنگی که میتواند تلفات آمریکایی، ضربه به اسرائیل و شوک به بازار انرژی جهان را در پی داشته باشد و با پایگاه سیاسی ضدجنگ او در تعارض است. با این حال، ایران - حتی پس از جنگ ژوئن و سرکوب خونین اعتراضات - در کشدادن مذاکرات تجربه دارد و متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز بهدلیل بیم از تشدید درگیری، راهحل دیپلماتیک را توصیه میکنند.
تحلیلگران به این روزنامه گفتهاند فشار نظامی برای امتیازگیری طراحی شده، اما آمادهسازی برای جنگ زمان میبرد و همین، پنجرهای محدود برای گفتوگو باز میکند. در عین حال، حمایت لفظی اولیه ترامپ از معترضان ایرانی - که هزاران نفرشان کشته شدند - اعتبار او را در معرض آزمون گذاشته و احتمال اقدام نظامی را نسبت به گذشته افزایش داده است. با این همه، تردیدهای جدی درباره پیامدهای مداخله نظامی باقی است؛ از جمله خطر شکلگیری دولتی سختگیرتر و نظامیتر در ایران و شتاب بهسوی بازدارندگی هستهای.
بهگزارش نیویورکتایمز، حتی یک توافق محدود بر سر غنیسازی - مثلاً کاهش آن به حدود ۳ درصد - نیز برای ترامپ از نظر سیاسی دشوار است، زیرا شباهتی به توافق ۲۰۱۵ خواهد داشت که خود او آن را «بدترین توافق تاریخ» میدانست. در نتیجه، این روزنامه جمعبندی میکند که دیپلماسی ادامه دارد، اما مسیر آن باریک است و هر دو گزینه - توافق ناقص یا فروپاشی مذاکرات - هزینههای سیاسی و امنیتی قابلتوجهی دارند.

بهنوشته واینت، گفتوگوهای دولت ترامپ با نمایندگان علی خامنهای، در شرایطی که معترضان ایرانی بهتازگی هدف قتلعام قرار گرفتهاند، خشم و وحشت گستردهای در داخل ایران ایجاد کرده و بیم تثبیت دوباره حاکمیت را افزایش داده است.
در گزارشی تحلیلی، وبسایت واینت نوشت که رویکرد اخیر دونالد ترامپ در قبال ایران، بهویژه برگزاری مذاکرات مستقیم با نمایندگان جمهوری اسلامی، عملاً به مشروعیتبخشی به حاکمیتی انجامیده که تنها چند هفته پیش یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ خود را علیه معترضان رقم زد؛ تحولی که از نگاه نویسنده، با وحشت و ناباوری از سوی افکار عمومی ایران دنبال میشود.
به نوشته واینت، رژیم ایران تا پیش از اعلام حمایت ترامپ از معترضان، در مسیری روشن بهسوی فروپاشی قرار داشت. بحران عمیق اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، کمبود انرژی در کشوری نفتخیز، و همزمان تشدید نارضایتیهای اجتماعی، شرایطی را ایجاد کرده بود که اعتراضات سراسری اواخر دسامبر میتوانست به نقطه عطفی برای تضعیف جدی حاکمیت تبدیل شود. اما ورود آمریکا به فاز مذاکره، آن هم پس از سرکوبی که به کشتار گسترده معترضان انجامید، به گفته واینت نهتنها به تغییر رژیم کمکی نکرد، بلکه در عمل به تقویت آن انجامیده است.
این گزارش با یادآوری تجربههای تاریخی، از جمله سیاست مماشات نویل چمبرلین در کنفرانس مونیخ، تاکید میکند که تمایل دموکراسیها به «صلح به هر قیمت» اغلب با نادیدهگرفتن ماهیت رژیمهای سرکوبگر همراه میشود. نویسنده مینویسد همانگونه که در گذشته، اشتیاق به صلح موجب تقویت حکومتهای خطرناک شد، امروز نیز مذاکرات واشینگتن و تهران میتواند به تحکیم «رژیم ترور» در ایران بینجامد.
واینت با اشاره به تجربه جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، تصریح میکند که نگرانی مخالفان مداخله نظامی بیپایه نیست؛ جنگهای طولانی خاورمیانه هزینههای انسانی عظیمی داشته و میلیونها کشته و آواره بر جای گذاشتهاند. با این حال، گزارش تاکید میکند که گزینه جایگزین جنگ زمینی، لزوما مماشات نیست. به باور نویسنده، فشار اقتصادی و تحریمهای فلجکننده، همانگونه که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ تجربه شد، موثرترین ابزار برای تضعیف رژیم ایران بوده است.
در این چارچوب، واینت یادآوری میکند که خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، اقتصاد ایران را تا مرز ورشکستگی پیش برد؛ بهگونهای که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی بعدها به وارد آمدن صدها میلیارد دلار خسارت اعتراف کردند و حکومت ناچار به کاهش شدید بودجه دفاعی شد. اما با روی کار آمدن دولت جو بایدن و ازسرگیری مذاکرات، این فشارها کاهش یافت و به گفته گزارش، همین روند به تقویت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، از جمله حوثیها، حزبالله و حماس انجامید.
به نوشته واینت، اکنون این خطر وجود دارد که ترامپ نیز، با وجود تفاوتهای لفظی با بایدن، عملاً در همان مسیر گام بردارد. مذاکراتی که قرار بود ابزاری برای مهار حکومت ایران باشد، ممکن است به فرایندی فرسایشی تبدیل شود که در نهایت به کاهش فشارها، تقویت اقتصادی رژیم و تثبیت دوباره قدرت آن بینجامد؛ آن هم در شرایطی که اعتراضات داخلی با خشونت سرکوب شده و جامعه ایران در وضعیت شوک و عزاداری به سر میبرد.
گزارش واینت در پایان هشدار میدهد که اگر نتیجه این مسیر، نه تغییر رفتار یا تضعیف حاکمیت، بلکه بازتولید و تحکیم آن باشد، ترامپ ممکن است در حافظه معترضان ایرانی، نه بهعنوان حامی آزادی، بلکه بهعنوان سیاستمداری ثبت شود که ناخواسته به بقای رژیمی کمک کرد که مردمش را به گلوله بست.

یک منتقد قدیمی حکومت ایران و یکی از مربیان سابق تیم ملی کشتی این کشور، چند هفته پس از کشتار هزاران معترض توسط نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله کشته شدن ۳۰ ورزشکار، از سازمانهای ورزشی در جهان میخواهند که ایران را از مسابقات محروم کنند.
شبکه فاکسنیوز در گزارشی در این مورد با اشاره به اینکه ورزش کشتی، ورزش ملی در ایران محسوب میشود، نوشت که کشتی به شدت تحت تاثیر کشتار معترضانی قرار گرفته است که به دنبال پایان دادن به ۴۷ سال حکومت تمامیتخواه اسلامی بودند.
فاکسنیوز در گزارش خود به خبر جمعه ۱۷ بهمن ایران اینترنشنال مبنی بر کشته شدن پارسا لرستانی، یک معترض و کشتیگیر ۱۵ ساله اهل شهر زاغه در غرب ایران، اشاره کرد. لرستانی ۱۸ دی توسط یک تکتیرانداز نیروهای جمهوری اسلامی در شهر خرمآباد کشته شد.
بر اساس این گزارش، سردار پاشایی، قهرمان پیشین کشتی جهان و مربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی ایران، نیز جمعه در مورد یک کشتیگیر دیگر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «عرفان کاری، تنها ۲۰ سال داشت. قهرمان کشتی استان تهران بود. در جریان اعتراضات شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه با شلیک دو گلوله به گردنش به قتل رسید. حکومت او را کشت در حالی که میتوانست قهرمانی پرافتخار شود. حکومتی کودککش او را کشت.»
در این ارتباط، مسیح علینژاد، روزنامهنگار مخالف حکومت ایران، هم جمعه در ایکس نوشت: «جمهوری اسلامی بیش از ۴۰ هزار معترض، هزاران نفر از آنها ورزشکار، کودک، نوجوان، جوان، زن، مرد و از رشتههای مختلف ورزشی را قتل عام کرده است. در عین حال، رژیم بیشرمانه از رویدادهای ورزشی بینالمللی برای مشروعیت بخشیدن به خود و تطهیر جنایات خود سوءاستفاده میکند. با توجه به اینکه جام جهانی فوتبال در ایالات متحده برگزار میشود، ما از فیفا میخواهیم که موضعی قاطع و اصولی اتخاذ کند.»
علینژاد اشاره کرد که سپاه پاسداران که توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته میشود، تمام جنبههای جامعه ایران، از جمله ورزش را کنترل میکند.
او گفت: «فیفا، کمیته بینالمللی المپیک و همه سازمانهای ورزشی در جهان باید از مشروعیت بخشیدن به سیستمی که مردم و ورزشکاران خود را به دلیل مطالبه آزادی و کرامت انسانی قتل عام میکند، خودداری کنند. جمهوری اسلامی را از تمام مسابقات ورزشی بینالمللی محروم کنید.»
در همین حال، افسون روشنضمیر جانستون، اولین کشتیگیر زن آمریکایی که حدود ۲۷ سال پیش در مسابقات قهرمانی جهان مدال گرفت، به فاکسنیوز گفت که کشتار معترضان در سرزمین مادریاش او را بیمار کرده است.
او گفت: «با قلبی بسیار غمگین و اندوهگین از طرف مردم ایران و وضعیت وخیمی که در حال حاضر در سرزمین مادریام در حال وقوع است، صحبت میکنم. من که در طول انقلاب ۱۹۷۹ دختر جوانی در ایران بودم، به وضوح احساس می کنم ۱۰۰ سال به عقب برگشتهایم، زیرا آزادیهای زنان و حقوق اساسی بشر یک شبه از بین رفت.»
روشنضمیر جانستون گفت: «ما دیگر نمیتوانیم چشم خود را بر این وحشیگری ببندیم. زمان آن رسیده است که فراخوان عمل بدهیم: ما باید راهی برای اعمال فشار غیرقابل انکار بر رژیم برای پایان دادن به این کشتارهای جمعی بدون سلب فرصتهای به سختی به دست آمده ورزشکارانمان پیدا کنیم. جهان باید قبل از اینکه تعداد بیشتری از شجاعترین افراد ما از دست بروند، در کنار مردم ایران بایستد.»
پاشایی به فاکسنیوز گفت که او همچنین در حال تلاش برای جلوگیری از حضور ایران در مسابقات توسط کمیته بینالمللی المپیک و فدراسیون جهانی کشتی است.
در این ارتباط، دن راسل، مدیر اجرایی سازمان کشتی برای صلح مستقر در ایالات متحده، گفت که ورزش و دیپلماسی میتوانند پیچیده باشند، اما در شرایط فعلی، ورزشکاران باید در کنار هم بایستند.
راسل گفت: «بیطرفی نمیتواند به معنای بیتفاوتی در زمانی باشد که جان انسانها در خطر است. ورزش باید برای صلح، احترام و کرامت انسانی موضع بگیرد.»
او افزود: «باید هر گزینهای را برای درخواست توقف فوری اعدامها، آزادی کشتیگیران زندانی مانند صالح محمدی و علیرضا نجاتی و حمایتهای اولیه از ورزشکاران، در نظر گرفت.»
در این میان، سخنگوی هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل از پاسخ به پرسش فاکسنیوز خودداری کرد.
بر اساس این گزارش، اما همه منتقدان «رژیم بیرحم تهران» از ممنوعیت حضور ایران در مسابقات ورزشی حمایت نمیکنند.
پتکین آذرمهر، کارشناس بریتانیایی-ایرانی، گفت: «من طرفدار ممنوعیت حضور تیم کشتی ایران نیستم. اگر تیم کشتی ایران در مسابقات شرکت کند، فرصتی برای اعتراض بیشتر تماشاگران علیه رژیم خواهد بود که از تلویزیون پخش خواهد شد و این اعتراض به میلیونها بیننده در داخل ایران نیز خواهد رسید.»
او گفت: «این ممنوعیت فقط قربانی کردن کامل سایر کشتیگیرانی است که ساعتهای طولانی برای این کار تمرین کردهاند. با این حال، کمیته بینالمللی المپیک و فدراسیون جهانی کشتی باید بیانیهای صادر کنند و مطمئن شوند که تماشاگران اجازه دارند تصاویر کشتیگیران کشتهشده را به نمایش بگذارند.»

حمیدرضا امیری، همسر ویدا ربانی، از ضرب و جرح همسرش در زندان تنکابن خبر داد و گفت آثار کبودی بر بدن این روزنامهنگار زندانی مشهود است.
امیری ۱۸ بهمن در استوری صفحه ایکس خود از ضرب و جرح همسرش در زندان تنکابن خبر داد و نوشت او را «به شدت» کتک زدهاند. به گفته او، زندانبانان به دلیل نپذیرفتن حجاب اجباری، موهای سر ربانی را کشیدند و او را مورد ضرب و جرح قرار دادند.
او افزود همسرش با مشتی از موهای کندهشده خود دستبندی بافته و آن را کنار کبودیهای دستش بسته است.
روایت همسر ربانی از ملاقات
به گفته امیری، آثار کبودی روی بدن ربانی «بسیار زیاد و آشکار» بود. او نوشت این صحنه، با دستبندی از موهای کندهشده در کنار کبودیها، تصویری «عجیب و تکاندهنده» ساخته بود.
ربانی ۱۱ بهمن به همراه عبدالله مومنی و مهدی محمودیان، از زندانیان سیاسی پیشین و امضاکنندگان بیانیه موسوم به «۱۷ تن»، بازداشت شدند.
این بازداشت یک روز پس از آن انجام شد که بنیاد بینالمللی حمایت از مدافعان حقوق بشر (فرانتلاین دیفندرز)، نسبت به بازداشت گسترده فعالان حقوق بشر، وکلا، روزنامهنگاران و اعضای کادر درمان در ایران ابراز نگرانی شدید کرده بود.
بیانیه «۱۷ تن» که ربانی نیز از امضا کنندگان آن است، گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی را ضروری میداند و خواستار نظمی دموکراتیک مبتنی بر حاکمیت مردم و روابط عادی با همه کشورها است.
معترضانی که دیگر بازنگشتند
امیری همچنین در استوری دیگری با اشاره به سپری شدن یک ماه از کشتار بیسابقه معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت یک ماه پیش، هزاران نفر «برای آخرین بار» امید داشتند، ترسیدند اما پا پس نکشیدند و دیگر بازنگشتند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدند.
این در حالی است به گفته شاهدان عینی، منابع آگاه و نهادهای حقوق بشری، در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی به برخی بازداشتشدگان، بهویژه معترضان زخمی، مواد ناشناخته تزریق میشود و همزمان از دسترسی آنان به خدمات درمانی جلوگیری میشود.
در این رابطه شیوا محبوبی، زندانی سیاسی سابق و سخنگوی کمپین آزادی زندانیان سیاسی، ۱۳بهمن با اشاره به روایتهای دریافتی به ایران اینترنشنال گفت این گزارشها از یک روند «نگرانکننده و تکرارشونده» حکایت دارد و ممکن است مرگهایی خاموش در زندانها در جریان باشد.
ربانی متولد ۱۳۶۸ و عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران است. او پیشتر در دی ۱۳۹۸ هنگام تهیه گزارش از اعتراضات مربوط به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت و به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد.





