• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فرهاد مجیدی: مدیران دین‌دزد جشن‌ها را جمع کردند و مملکت را غارت کردند، تسلیت به مردم ایران

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

فرهاد مجیدی، سرمربی پیشن تیم فوتبال استقلال، در واکنش به کشتار بی‌سابقه مردم ایران به‌دست جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان، نوشت: «مدیران دین‌دزد جشن‌ها را جمع کردن و پول مملکت را غارت کردند و این شد روزگار ما. تسلیت به همه مردم کشورم، ایران.»

مجیدی در استوری اینستاگرامی ضمن بازنشر ویدیویی از شعرخوانی یک فرد مسن در تشریح ویرانی ایران به دست جمهوری اسلامی، نوشت: «اگر در جامعه‌ای هنر و آزادی نباشد، خشونت جای آن را می‌گیرد. سالهاست هنر و آزادی و سواد از کشور ما حذف شده است.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

۵
تحلیل

پاکستان چگونه با شناخت شخصیت ترامپ به میانجی اصلی مذاکره تهران و واشینگتن تبدیل شد؟

انتخاب سردبیر

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

•
•
•

مطالب بیشتر

کشتار کور در سمنان، درگیری‌های خیابانی در دزفول؛ گزارش‌هایی از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

شاهدان عینی اعتراضات در دزفول و سمنان، از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به معترضان، استفاده از سلاح‌های سنگین و سرکوب خبر دادند. به گفته آنان، شدت سرکوب و کشتار، شهرها را به صحنه «جنگ خیابانی» تبدیل کرد.

شاهدان عینی از اعتراضات در دزفول به ایران‌اینترنشنال گفتند نیروهای امنیتی در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه با شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان، اقدام به سرکوب گسترده کردند.

به گفته منابع محلی، شدت درگیری‌ها به حدی بوده که وضعیت شهر به «جنگ خیابانی» شباهت پیدا کرده و هر فردی که در خیابان دیده می‌شده، هدف تیراندازی قرار می‌گرفته است.

بر اساس روایت یک شهروند، نیروهای حکومتی با استفاده از موتورسیکلت، معترضان را محاصره کرده و با شلیک ساچمه، شمار زیادی از آنها را مجروح کردند.

این شاهد عینی همچنین از شلیک تیر خلاص و تیراندازی هم‌زمان هوایی و مستقیم با هدف ایجاد رعب و وحشت خبر داده است.

به گفته این منبع، شمار کشته‌شدگان در دزفول حدود ۴۰۰ نفر و تعداد بازداشت‌شدگان هزاران نفر برآورد می‌شود. آماری که ایران‌اینترنشنال به‌طور مستقل قادر به تایید آن نیست.

  • ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

    ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

روایت‌ها از اعتراضات در سمنان

هم‌زمان، یک شاهد عینی از اعتراضات سمنان به ایران‌اینترنشنال گفت با وجود فضای شدید امنیتی در پی فراخوان‌ شاهزاده رضا پهلوی، جمعیت قابل توجهی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به خیابان‌ها آمدند.

به گفته او، نیروهای لباس‌شخصی در میان معترضان حضور داشتند و اقدام به شناسایی افراد می‌کردند.

این شاهد افزود که در شب ۱۹ دی‌ماه، با افزایش شمار معترضان، نیروهای امنیتی بدون تفکیک سن و جنس، به‌سوی جمعیت و حتی خانواده‌ها شلیک کردند.

بر اساس این روایت، اتوبوس‌هایی با پوشش برای انتقال بازداشت‌شدگان و مجروحان به محل آورده شده بود.

به گفته این منبع، در جریان درگیری‌ها ساختمان دادگستری و دفتر امام جمعه در سمنان به آتش کشیده شد و شماری از خودروهای دولتی آسیب دیدند.

شاهدان گفتند در شب ۱۹ دی نیروهای مسلح با سلاح‌های سنگین از جمله مسلسل وارد شهر شدند و حتی به سوی افرادی که از داخل خانه‌ها اعتراضات را تماشا می‌کردند، شلیک کردند.

  • شاهزاده رضا پهلوی: آنچه در ایران جریان دارد یک انقلاب تمام‌عیار است، نه اعتراض

    شاهزاده رضا پهلوی: آنچه در ایران جریان دارد یک انقلاب تمام‌عیار است، نه اعتراض

مقاومت تا پشت در اتاق عمل

یک پرستار با ارسال پیامی برای ایران‌اینترنشنال، از شدت خشونت علیه معترضان و پیامدهای آن در مراکز درمانی گفت.

به گفته او، گازهای استفاده‌شده به‌شدت به ریه و حنجره‌ها آسیب می‌زد و موارد متعددی از مصدومان با مشکلات تنفسی حاد به بیمارستان منتقل شدند.

او افزود پرستاران در همراهی با معترضان، در برابر ورود ماموران امنیتی به بخش‌ها مقاومت می‌کردند و برای ادامه درمان بیماران تلاش داشتند.

به گفته این پرستار، برخی بیمارستان‌ها برای کاهش خطرات امنیتی، معترضان را بدون ثبت‌نام پذیرش می‌کردند.

این شاهد عینی تاکید کرد «جنایات زیادی» به چشم دیده است و در مواردی مردم پشت در اتاق‌های عمل شعار «مرگ بر خامنه‌ای» سر داده‌اند.

  • کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

    کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

هادی فروغ، بسکتبالیست، با شلیک نیروهای سرکوب، به قتل رسید

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

بنابر اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال هادی فروغ، بسکتبالیست، قهرمان مسابقات دانشگاهی ایران و مربی بسکتبال، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در آریاشهر تهران با شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سینه‌اش، کشته شد.

منابع آگاه به ایران اینترنشنال گفته‌اند که خانواده جاویدنام هادی فروغ دو روز در کهریزک به دنبال پیکرش بودند تا او را پیدا کنند. آنها با تهدیدهای امنیتی در هنگام خاکسپاری مواجه شدند.

گفته شده برادرزاده هادی فروغ پیش از خاکسپاری بازداشت شده است. ماموران خانواده را تهدید کرده‌اند که اگر در مراسم شعار داده شود، او را نخواهند دید.

خانواده جاویدنام هادی فروغ، پیکرش را روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ تحویل گرفتند و در نهایت روز دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ در اسدآباد همدان به خاک ‌سپرده شد.

او متولد دی ۱۳۶۱ و ۴۳ ساله بود و فوق لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه بهشتی داشت. جاویدنام هادی فروغ یک پسر ۳ ساله دارد.

جاویدنام فروغ با تیم بسکتبال پگاه همدان در لیگ برتر هم بازی کرده بود. او با تیم دانشگاه بهشتی، قهرمان مسابقات دانشگاه‌های کشور شد. در آن تیم ملی‌پوشانی مثل بهشاد عرب‌زاده و امیرحسین رضایی‌فر بازی می‌کردند.

جاویدنام هادی فروغ یک فروشگاه فروش لپ‌تاپ و کامپیوتر در پاساژ نور تهران داشت.

پیام یک عضو کادر درمان: حکومت پرونده کشتار معترضان را در بیمارستان‌ها دستکار می‌کند

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده درباره فشارهای امنیتی به کادر درمان برای همراهی با حکومت در سرکوب‌ها، حکومت با کنترل بیمارستان‌ها اقدام به دستکاری پرونده‌های مجروحان و کشته‌شدگان کرده‌اند تا آمار کشتن مردم با تیراندازی ماموران را کاهش دهند.

طبق این اطلاعات که یک کادر درمان آن را مطرح کرده، در برخی مراکز سه سوله مملو از اجساد گزارش شده که پیکرها بدون پوشش نگه‌داری می‌شدند. در این روایت‌ آمده است ماموران اجساد معترضان را «مثل آجر» داخل کامیون‌های خاور تخلیه می‌کردند و در مواردی به‌صورت گروهی دفن می‌شدند؛ همچنین گفته شده غسل انجام نمی‌شده و برخی پیکرها با لباس دفن شده‌اند.

طبق این مکالمات، برای تحویل پیکرها بر اساس نوع گلوله مبالغی مطالبه می‌شده؛ به‌عنوان نمونه برای هر گلوله تا ۳۰۰ میلیون تومان ذکر شده است. همچنین این کادر درمان از تجویز قرص‌های آرام‌بخش به افراد خبر داده می‌شود.

کادر درمان در این فایل‌ها از کنترل امنیتی شدید می‌گویند؛ از جمله ضبط کارت ملی پرسنل، ممنوعیت تماس و دستکاری پرونده‌های پزشکی به‌منظور ثبت علت‌های دیگر برای مرگ کشته‌شدگان. این روایت‌ها از فشار سیستماتیک بر کادر درمان و تلاش برای پنهان‌سازی ابعاد کشتار حکایت دارد.

علیرضا نجاتی در زندان؛ علیرضا دبیر در جشنواره حکومتی فیلم عمار

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

درحالی که گزارش شده علیرضا نجاتی، قهرمان کشتی به دلیل حمایت از انقلاب ملی ایرانیان بازداشت شده است، تصاویری که خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران منتشر کرده نشان می‌دهد علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در افتتاحیه جشنواره حکومتی فیلم عمار در جمع نزدیکان علی خامنه‌ای حضور دارد.

در تصاویری که خبرگزاری فارس منتشر کرده، در این جشنواره حکومتی فیلم عمار که وحید جلیلی، قائم مقام صدا و سیمای جمهوری اسلامی و از اعضای بیت رهبری برگزار می‌کند، دبیر در کنار او و دیگر منصوبان و اعضای دفتر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

علیرضا دبیر در جایگاه رییس فدراسیون کشتی، کشتی‌گیران را از موضع‌گیری در حمایت از مردم ایران منع کرده است. او بارها گفته که کشتی‌گیران «سواد سیاسی» ندارند و به همین دلیل حق ندارد موضع‌گیری‌هایی غیرورزشی داشته باشند.

با این‌حال، در جریان انقلاب ملی ایرانیان، کشتی‌گیرها بیش از قبل، از مردم ایران حمایت کردند. هرچند که گزارش‌هایی درباره تلاش علیرضا دبیر برای ساکت کردن آنها منتشر شده است.

از سوی دیگر، ایران اینترنشنال مطلع شده است که علیرضا دبیر با اینکه وعده داده بوده برای علیرضا نجاتی، فرنگی‌کار ۲۷ ساله تلاش کند، اما تاکنون تغییری در وضعیت ستاره کشتی فرنگی ایران رخ نداده و ملی‌پوشان این رشته، نگران جان او هستند.

نجاتی پس از حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران در سال ۱۴۰۱، توسط علیرضا دبیر از تیم ملی کنار گذاشته شد.

۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

یک ویدیوی ۱۲ دقیقه‌ای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بی‌رحمانه قلب را می‌شکافد و بیرون نمی‌آید، در جان میلیون‌ها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار می‌شود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»

این صدا تنها فریاد یک پدر نیست. ناله ملتی است که سال‌هاست فرزندانش را در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و سلول‌ها از دست می‌دهد و بعد، در سردخانه‌هایی تاریک و بی‌نام، دنبالشان می‌گردد.

پدر سپهر با گوشی‌ای در دست که بیشتر شبیه عصا شده تا ابزار ثبت تصویر، قدم‌به‌قدم میان پیکرهای سرد و بی‌جان حرکت می‌کند.

دوربین می‌لرزد، نفس‌ها سنگین است، گریه‌ها با خشم و ناباوری گره خورده‌اند. دوربین او روی پیکرها مکث می‌کند، گاهی به سوگواری می‌ایستد و گاهی به احترام و همه چیز را از نظر می‌گذراند. کسانی که در پس‌زمینه فریاد می‌کشند، صورت‌هایی که هیچکدام سپهر نیستند اما به سپهر شبیه‌اند و ردی نادیدنی از خون که در تمام مسیر پدر را به جلو می‌کشاند.

او ۱۲ دقیقه تمام فقط یک چیز می‌خواهد: پسرش را پیدا کند. سپهر در قاب پیدا نمی‌شود، اما درد چرا. درد، بی‌واسطه و عریان، از صفحه عبور می‌کند و به ما می‌رسد؛ به خانه‌هایمان، به تخت‌هایمان، به خواب‌هایمان، به همان‌جایی که خیال می‌کردیم شاید از فاجعه دور باشد.

پرسش اینجاست: چرا این ویدیو، در میان انبوه تصاویر و فیلم‌های تکان‌دهنده از کهریزک و روزهای خونین هجدهم و نوزدهم دی، چنین عمیق اثر گذاشته است؟

پاسخ شاید در ساده بودن آن باشد؛ در بی‌پردگی‌ای که مجال فاصله گرفتن را از ما می‌گیرد.

اینجا خبری از روایت رسمی، گزارش تحلیلی، موسیقی غم‌انگیز یا تدوین حرفه‌ای نیست. فقط یک پدر است، یک گوشی معمولی، و جست‌وجویی ناامیدانه.

هیچ فیلتری روی این درد کشیده نشده. صدای نفس‌های بریده‌بریده، لرزش دست، تکرار بی‌وقفه نام «سپهر»؛ همه‌چیز ما را بی‌درنگ به مرکز فاجعه پرتاب می‌کند. انگار خودمان آنجاییم. انگار آن پدر، خود ما هستیم.

این ویدیو چیزی را نشان می‌دهد که معمولا از چشم دوربین‌ها پنهان می‌ماند: هولناک‌ترین و ویران‌کننده‌ترین لحظات زندگی یک انسان. لحظاتی که یک پدر به جای اینکه تسکین بگیرد، باید با چشم‌ها و دست‌های خود، پیکر فرزندش را بیابد و شناسایی کند.

این دیگر صرفا اعتراض سیاسی یا سندی از سرکوب نیست، بلکه مواجهه عریان با فقدان است. فقدانی که زبان سیاست از توصیفش ناتوان است.

درد پدری است که همه رویاهایش را در یک نام خلاصه کرده و حالا همان نام را، مثل وردی بی‌اثر، در قدم‌زدنی طولانی میان جسدها تکرار می‌کند.

  • کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

    کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

سپهر، پسر عزیز خانواده، افتخار پدرش، حالا نامی است که در ذهن میلیون‌ها بیننده پژواک می‌یابد.

کهریزک در این تصویر، فقط یک مکان نیست؛ استعاره‌ای است از وضعیتی که یک حکومت جنایتکار برای شهروندانش ساخته است. جایی سرد، خاکی و بی‌رحم که انسان‌ها در آن به شماره و برچسب تقلیل می‌یابند و در کیسه‌های سیاه، به بدن‌هایشان بی‌حرمتی می‌شود. جایی که سوگواری به یک آیین عمومی تبدیل شده و هر نفر صاحب هزاران پیکر خونین است.

این ویدیو نشان می‌دهد خشونت فقط در لحظه شلیک یا ضربه باتوم اتفاق نمی‌افتد؛ خشونت قاب به قاب ادامه پیدا می‌کند و نگاه در این جست‌وجوی ویران‌کننده، در این بلاتکلیفی میان امید و مرگ، سرگردان می‌ماند.

بی‌دلیل نیست که این فریاد، ناخودآگاه ما را به یاد صدای دیگری می‌اندازد که چند سال پیش قلب‌ها را لرزاند: در حمله داعش به دانشگاه کابل در ۱۲ آبان ۱۳۹۹، پدر حنیفه افشار، پس از «یورش تروریستی»، ۲۵۲ بار به دخترش زنگ زد و هنگامی که پاسخی دریافت نکرد، به او پیام داد: «جان پدر کجاستی؟»

پیکر بی‌جان حنیفه، دانشجوی ۲۲ ساله، به سختی و از روی چادر و انگشترش شناسایی شد.

همان شکستگی صدا، همان التماس عریان، همان جست‌وجوی بی‌ثمر در دل مرگ .... دو پدر، دو جغرافیا، دو زمان؛ و دردی واحد.

انگار در چنین لحظاتی، تاریخ و مرز و ملیت فرو می‌ریزند و آنچه باقی می‌ماند، رنجی جهان‌شمول است: از دست دادن فرزند در اوج جوانی، بی‌آنکه حتی فرصت خداحافظی داده شود.

قدرت این تصاویر در همین جهان‌شمولی است.

آن‌ها ما را از موضع تماشاگر بیرون می‌کشند و در جایگاه شریک رنج می‌نشانند. دیگر نمی‌توان گفت «مساله آن‌‌هاست» یا «حادثه‌ای دور».

این صدا، این لرزش، این تکرار نام، مرزها را محو می‌کند و ما را وادار می‌کند بپرسیم: این چه نظمی است که چنین صحنه‌هایی را عادی می‌کند؟ چه سیستمی است که فرزندان را می‌کشد و بعد حتی حق عزاداری را از خانواده‌ها می‌گیرد؟

سپهر پیدا شد؛ اما چه پیدا شدنی. دیر، تلخ و ویرانگر. با این همه، فریاد پدرش هنوز در گوش ما می‌پیچد: «سپهر بابا کجایی؟»

این پرسش بی‌پاسخ، خطاب به جامعه‌ای است که سال‌هاست جواب روشنی برای این همه مرگ ندارد. ما همه سپهر هستیم. ما همه پدر سپهر هستیم و تا زمانی که پاسخی واقعی، انسانی و عادلانه به این فریاد داده نشود، این درد ادامه خواهد داشت و تکثیر خواهد شد؛ از پدری به پدر دیگر، از کهریزکی به کهریزکی دیگر.

و شاید همین، سهم ما از دیدن این ویدیو باشد: به خاطر سپردن. به خاطر سپردن اینکه پشت هر عدد، پشت هر خبر کوتاه، صدایی‌ست که می‌لرزد و نامی که بی‌وقفه تکرار می‌شود. نفرین بر سکوتی که این صداها را می‌بلعد، و لعنت بر نظمی که چنین رنجی را بازتولید می‌کند.

سپهر! بابا هنوز منتظرت است و ما، با تمام ناتوانی‌مان، هنوز صدایش را می‌شنویم.