پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شدهاند

شبهنظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب دهها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگتر منطقه رقم زدهاند.

شبهنظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب دهها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگتر منطقه رقم زدهاند.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی تحلیلی به بررسی ابعاد جدیدی از درگیریها در خاورمیانه پرداخت.
حملات شبهنظامیان عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، این تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان را بیش از هر زمان دیگری به مرز درگیری آشکار با بغداد سوق داده است.
عراق مبدا نیمی از حملات پهپادی
مقامات سعودی در ارزیابیهای خود برآورد کردهاند که نیمی از حدود ۱۰۰۰ حمله پهپادی انجامشده به این پادشاهی، از داخل خاک عراق انجام شده است.
این حملات شامل هدف قرار دادن پالایشگاه حساس «ینبع» در دریای سرخ و میادین نفتی در استان شرقی عربستان میشود.
والاستریت ژورنال شامگاه دوشنبه ۳۱ فروردین به نقل از منابع آگاه گزارش داد پهپادهای شلیکشده از عراق، فرودگاه غیرنظامی کویت و مراکزی در بحرین را نیز پس از اعلام آتشبس از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هدف قرار دادند.
شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی همچنین به مراکز کشورهای جنوبی خلیج فارس در داخل خاک عراق، از جمله کنسولگری کویت در بصره و کنسولگری امارات متحده عربی در اقلیم کردستان، حمله کردهاند.
قدرتگیری گروههای شبهنظامی وابسته به تهران
والاستریت ژورنال نوشت شبهنظامیان عراقی وابسته به جمهوری اسلامی که دو دهه پیش و در پی حمله آمریکا شکل گرفتند، اکنون به قدرتی عظیم تبدیل شدهاند.
این گروهها شامل دهها تشکل با حدود ۲۵۰ هزار عضو و بودجهای چند میلیارد دلاری هستند که زرادخانهای از موشکهای دوربرد را در اختیار دارند.
گروههایی مانند «کتائب حزبالله» و «عصائب اهل حق» نفوذ قابل توجهی در حکومت عراق و ایران دارند.
رناد منصور، مدیر پروژه عراق در اندیشکده چتمهاوس، در این باره گفت: «احتمال فروپاشی یا تضعیف حکومت در تهران برای این گروههای مقاومت، مسالهای وجودی است؛ زیرا جمهوری اسلامی منبع اصلی قدرت آنهاست. استراتژی جمهوری اسلامی و این گروههای تحت فرمان، ایجاد هرجومرج و نشان دادن پیامدهای جنگ علیه تهران است.»
تحلیلگران معتقدند برخلاف درگیریهای گذشته، این بار شبهنظامیان با خویشتنداری کمتری عمل میکنند و در برخی موارد، به طور مستقیم در ساختار فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی ادغام شدهاند.
گسترش جنگ در داخل خاک عراق
کشورهای حوزه خلیج فارس پس از هفتهها تحمل حملات دقیق به زیرساختهای انرژی خود، اکنون به عراق به عنوان کشوری مینگرند که میتوانند به آن حمله کنند و پاسخ تهدیدات را بدهند، بدون آن که بخواهند مستقیم خاک ایران را هدف قرار دهند.
مایکل نایتز، مدیر تحقیق در شرکت مشاوره استراتژیک «هورایزن انگیج»، معتقد است: «عراق جایی است که همه این کشورها میتوانند به آن ضربه بزنند و این حملات نیز یک بازی منصفانه تلقی میشود. اگر آنها بخواهند نشان دهند که هیچ حملهای را بیپاسخ نمیگذارند، عراق جای خوبی برای قدرتنمایی است.»
به گفته نایتز، احتمال دارد عربستان سعودی حملات نمادینی را در عراق به عنوان هشدار به شبهنظامیان آغاز کند.
همچنین کویت و بحرین ممکن است به آمریکا اجازه دهند از خاک آنها برای حملات موشکی علیه این گروهها استفاده کند.
بحران دیپلماتیک و ضعف دولت مرکزی
این حملات روابط بغداد را با همسایگان عرب خود به شدت تیره کرده است.
عبدالعزیز علویشگ، معاون دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، معتقد است که در برخی موارد، شبهنظامیان از دولت ملی عراق قویتر هستند.
او تاکید کرد: «دولت عراق باید قدرت خود را اعمال کند.»
در حال حاضر، آشفتگی سیاسی پس از انتخابات پارلمانی ماه نوامبر در عراق، توانایی رهبران این کشور را برای خلع سلاح شبهنظامیان کاهش داده است.
در حالی که گروههای وفادار به تهران با جدیت برای حفظ بقای خود میجنگند، مرزهای بین عراق و میدان جنگ منطقهای، بیش از پیش محو شده است.







رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت هشدار دیمیتری مدودف، رییسجمهوری پیشین روسیه، نگرانیهای کشورهای خلیج فارس را در این مورد تقویت کرده است که بازگشایی تنگه هرمز ممکن است تنها دستاورد مذاکرات ایران و آمریکا باشد و از کاهش تنش گستردهتری که آنها حیاتی میدانند، فاصله داشته باشد.
بهنوشته رویترز، مقامها و تحلیلگران انتظار دارند دور بعدی مذاکرات که قرار است در اسلامآباد برگزار شود، بیش از پیش نه بر موشکها یا نیروهای نیابتی منطقهای جمهوری اسلامی، بلکه بر محدودیتهای غنیسازی اورانیوم و نحوه مدیریت اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز، مهمترین مسیر انتقال نفت جهان، متمرکز شود.
مقامهای خلیج فارس هشدار میدهند این رویکرد خطر تثبیت کنترل ایران بر منابع انرژی خاورمیانه را بهدنبال دارد، زیرا بهجای برچیدن این اهرم، آن را مدیریت میکند و در عین اولویت دادن به ثبات اقتصادی جهانی، کشورهایی را که بیشترین آسیب را از پیامدهای انرژی و امنیتی میبینند، خارج از روند تصمیمگیری رسمی نگه میدارد.
منابع رویترز در خلیج فارس میگویند دیپلماسی واشینگتن و تهران اکنون کمتر بر مهار برنامه موشکی ایران متمرکز است و بیشتر بر سطح غنیسازی و پذیرش ضمنی اهرم تهران بر هرمز تمرکز دارد که حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت از آن عبور میکند.
با وجود اینکه مذاکرات همچنان بر سر غنیسازی متوقف مانده و جمهوری اسلامی هم غنیسازی صفر و هم انتقال ذخایر خود به خارج را رد کرده است، مقامهای خلیج فارس میگویند همین تغییر اولویتها نیز نگرانکننده است.
یک منبع خلیج فارس نزدیک به محافل دولتی به رویترز گفت: «در نهایت، هرمز خط قرمز خواهد بود.»
او افزود: «قبلا این موضوع مطرح نبود. حالا هست. معیارها تغییر کردهاند.»
بهنوشته رویترز دولتهای عربی خلیج فارس در برابر درخواستها برای اظهار نظر درباره مسائل مطرحشده در این گزارش، واکنش فوری نشان ندادند.
تهدیدهای حکومت ایران علیه کشتیرانی در خلیج فارس در طول جنگ، تابوهای دیرینه درباره این تنگه را شکسته و برای نخستین بار اختلال در آن را به یک اهرم واقعی در مذاکرات تبدیل کرده است.
مدودف، که اکنون معاون رییس شورای امنیت روسیه و از نزدیکترین متحدان ولادیمیر پوتین است، نزدیک به دو هفته پیش، ۸ آوریل، در پستی در شبکه اجتماعی اینکس بهصراحت به نقش محوری تنگه هرمز اشاره کرد.
او نوشت: «مشخص نیست آتشبس میان واشینگتن و تهران چگونه پیش خواهد رفت، اما یک چیز قطعی است ایران سلاح هستهای خود را آزمایش کرده است. نام آن تنگه هرمز است. ظرفیت آن پایانناپذیر است.»
این اظهارات هرمز را بهعنوان ابزاری معرفی کرد که به جمهوری اسلامی امکان میدهد بدون عبور از آستانه هستهای، هزینهها را افزایش و قواعد را شکل دهد.
هرمز؛ «دارایی طلایی»
مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور خصوصی این دیدگاه را تایید میکنند و تنگه هرمز را نه یک سناریو احتمالی، بلکه ابزاری از پیش طراحیشده برای بازدارندگی توصیف میکنند.
یک منبع ارشد امنیتی جمهوری اسلامی به رویترز گفت: «ایران سالها برای سناریو بستن تنگه هرمز آمادهسازی کرده و تمام مراحل را برنامهریزی کرده است.»
او افزود: «امروز این یکی از موثرترین ابزارهای ماست؛ شکلی از اهرم جغرافیایی که بهعنوان یک عامل بازدارنده قدرتمند عمل میکند.»
این منبع، گفت: «تنگه هرمز یک دارایی طلایی است که ریشه در جغرافیای ایران دارد چیزی که جهان نمیتواند آن را از ایران بگیرد، دقیقا بهدلیل موقعیت آن.»
یک منبع دیگر نزدیک به سپاه پاسداران حتی فراتر رفت و به رویترز گفت که تابوی دیرینه استفاده از هرمز اکنون شکسته شده است.
این منبع هرمز را شمشیری «از نیام بیرونکشیدهشده» توصیف کرد که آمریکا و کشورهای منطقه نمیتوانند آن را نادیده بگیرند و به منطقه اهرمی در برابر قدرتهای خارجی میدهد.
بهنوشته رویترز تحلیلگران میگویند آنچه بیش از همه کشورهای عربی خلیج فارس را نگران میکند این است که در حالی که جمهوری اسلامی با موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی خود بارها به آنها حمله کرده، بهدلیل تاثیر تنگه هرمز بر اقتصاد جهان، مذاکرات بهطور فزایندهای تقریبا صرفا حول این تنگه تعریف میشود و این امر، نگرانیهای امنیتی خلیج فارس را به حاشیه میراند.
منابع خلیج فارس میگویند در اصل، اختلاف بر سر هرمز کمتر درباره این است که چه کسی تنگه را کنترل میکند و بیشتر درباره این است که چه کسی قواعد عبور را تعیین میکند، امری که نشاندهنده تغییر گستردهتر از هنجارهای بینالمللی ثابت به سمت ترتیبات مبتنی بر قدرت است.
ابتسام الکتبی، رییس مرکز سیاستگذاری امارات، به رویترز گفت این وضعیت نشاندهنده عدم توازن میان کسانی است که قواعد را تعیین میکنند و کسانی که پیامدهای نقض آنها را تحمل میکنند.
الکتبی گفت: «آنچه امروز در حال شکلگیری است یک توافق تاریخی نیست، بلکه مهندسی آگاهانه یک درگیری پایدار است.»
او افزود: «چه کسانی از موشکها و نیروهای نیابتی آسیب میبینند؟ اسرائیل، و بهطور مشخص کشورهای خلیج فارس.» او ادامه داد: «یک توافق خوب برای ما باید به موضوع موشکها، نیروهای نیابتی و تنگه هرمز بپردازد. به نظر میرسد آنها به موشکها یا نیروهای نیابتی اهمیتی نمیدهند.»
هشدار درباره کاهش تحریمها
تحلیلگران هشدار میدهند چنین رویکردی در مذاکرات نهچندان به حل تنشها بلکه به تثبیت آنها در سطحی قابل مدیریت منجر میشود؛ نتیجهای که ممکن است برای واشینگتن و تهران مناسب باشد، اما چنین نتیجهای خطر تثبیت بیثباتی برای کشورهای خلیج فارس را در پی دارد که زیر تهدید موشکها زندگی میکنند.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند آغاز شد، اقتصادهای خلیج فارس را همین حالا هم تحت تاثیر قرار داده است؛ از حملات به زیرساختهای انرژی گرفته تا افزایش هزینههای صادرات و بیمه. مسیرهای جایگزین صادراتی هزینهها را افزایش داده، ضمن اینکه این مسیرهای جایگزین نیز همچنان در معرض همان تهدیدهای موشکی جمهوری اسلامی قرار دارند.
دیپلماتها میگویند مقامهای خلیج فارس به واشینگتن توصیه کردهاند از لغو کامل تحریمها خودداری کند و بهجای آن رویکردی مرحلهای برای آزمودن رفتار جمهوری اسلامی در پیش بگیرد. آنها میگویند تهدیدهای اصلی همچنان حلنشده باقی ماندهاند، بهویژه موشکهایی که قادر به هدف قرار دادن پایتختهای خلیج فارس هستند و نیروهای نیابتی مسلح جمهوری اسلامی که بهعنوان امتداد دولت ایران عمل میکنند.
در سراسر خلیج فارس عربی، نگرش نسبت به واشینگتن اکنون از نارضایتی خاموش تا افزایش ناامیدی و سردرگمی نسبت به تصمیمگیریهای یکجانبه آمریکا متغیر است.
عبدالعزیز ساجر، رییس مرکز تحقیقات خلیج فارس در عربستان، به رویترز گفت رسیدگی به موضوع جمهوری اسلامی نیازمند «رویکردی متفاوت» است.
او افزود: «ایالات متحده بخشی جداییناپذیر از امنیت منطقه است... اما این به معنای اقدام یکجانبه، پیش رفتن کامل بدون مشارکت منطقه، نیست.»
در حالی که رهبران خلیج فارس از کنار گذاشته شدن ناراضیاند، بهطور خصوصی و علنی اذعان دارند که توانمندیهای نظامی آمریکا همچنان بهدلیل برتری بیرقیب آن، نتایج را شکل میدهد.
عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه در امارات، گفت کشورهای عربی خلیج فارس تا حد زیادی بهدلیل سامانههای دفاعی خود و تسلیحات پیشرفته تامینشده از سوی آمریکا مانند سامانههای دفاع هوایی تاد و پاتریوت از جنگ جان سالم به در بردهاند.
مشکل اتکا به یک حامی واحد
با این حال، عبدالله گفت در حالی که آمریکا غیرقابل جایگزین است، اما بینقص نیست و به آنچه او «دستکم گرفتن احتمال رویارویی بر سر تنگه هرمز» خواند، اشاره کرد.
ایالات متحده بارها در طول جنگ متعهد شده است از متحدان خلیج فارس خود از طریق همکاری در دفاع هوایی و موشکی، امنیت دریایی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی دفاع کند.
محمد بهارون، مدیر مرکز پژوهشی «بحوث» در دبی، به رویترز گفت یکی از درسهای این جنگ، محدودیت اتکا به یک حامی خارجی واحد است.
حاکمان عرب خلیج فارس میگویند مدتها به واشینگتن درباره درگیری با جمهوری اسلامی هشدار داده بودند، اما از زمان آغاز جنگ بهطور عمومی سکوت کردهاند. این خویشتنداری نهتنها بازتاب دیپلماسی بلکه ناشی از عدم قطعیت درباره جنگی است که هزینههای اقتصادی و دفاعی آن را میپردازند، اما کنترلی بر آن ندارند.
اکنون، در حالی که واشینگتن و تهران در حال مذاکره هستند، مقامهای خلیج فارس استدلال میکنند که کنار گذاشته شدن آنها از مذاکرات دیگر صرفا یک موضوع منطقهای نیست، بلکه با توجه به اهمیت جهانی تنگه هرمز، به مسالهای جهانی تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گزارشها درباره تحت فشار بودنش برای رسیدن به توافق با حکومت ایران را رد کرد و با تاکید بر اینکه «زمان دشمن من نیست»، گفت آنچه اهمیت دارد سامان دادن به بحرانی است که به گفته او در ۴۷ سال گذشته شکل گرفته است.
او دوشنبه ۳۱ فروردین همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره دومین دور مذاکرات میان دو کشور در اسلامآباد، در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «زمان دشمن من نیست؛ تنها چیزی که اهمیت دارد این است که ما بالاخره، بعد از ۴۷ سال، این آشفتگی را که روسای جمهور دیگر اجازه دادند به وجود بیاید، سامان بدهیم، چون آنها شجاعت یا دوراندیشی لازم برای انجام کاری را که باید در رابطه با ایران انجام میشد نداشتند.»
رییسجمهوری آمریکا در ادامه افزود: «ما درگیر هستیم و این کار به درستی انجام خواهد شد، و ما اجازه نخواهیم داد دموکراتهای ضعیف و رقتانگیز، که همگی خائن هستند و سالها درباره خطرات جمهوری اسلامی صحبت کردهاند و گفتهاند که باید کاری انجام شود، اما حالا چون من دارم آن را انجام میدهم، دستاوردهای ارتش ما و دولت ترامپ را کوچک جلوه دهند.»
ترامپ بار دیگر مساله ایران را با ونزوئلا مقایسه کرد و گفت: «این عملیات بهطور کامل و دقیق، شبیه به ونزوئلا در حال اجراست؛ فقط بزرگتر و پیچیدهتر. نتیجه همان خواهد بود.»
او پیشتر در پستی دیگر در همین شبکه اجتماعی، لغو برجام را یادآوری کرده و گفته بود توافقی که «تحت نام ترامپ» حاصل شود، تضمینکننده «امنیت و صلح» نه فقط در خاورمیانه و اسرائیل، بلکه برای اروپا، آمریکا و همه جای دیگر جهان خواهد بود.
ترامپ در آن پست نوشت: «این توافق، بهجای سالها شرمساری و تحقیر ناشی از رهبری ضعیف و فاقد جسارت، چیزی خواهد بود که تمام جهان به آن افتخار خواهد کرد.»
ترامپ همچنین بار دیگر به ارسال پول نقد از سوی آمریکا برای حکومت ایران در زمان اجرای برجام اشاره کرد و گفت: «آنها در واقع ۱.۷ میلیارد دلار پول نقدی را که در یک بوئینگ ۷۵۷ بارگیری شده بود، به ایران منتقل کردند تا رهبران ایران آن را هرطور که میخواهند خرج کنند. او تمام پول نقد را از بانکهای واشینگتن دیسی، ویرجینیا و مریلند [دو ایالت همجوار پایتخت آمریکا] خارج کرد. آن زمان بانکداران گفتند که هرگز چیزی شبیه به آن ندیدهاند. علاوه بر این، صدها میلیارد دلار به [حکومت] ایران پرداخت شد.»
او در ادامه، در دفاع از عملکرد خود در جنگ ایران افزود: «با وجود اینکه جنگ جهانی اول ۴ سال و ۳ ماه و ۱۴ روز طول کشید، جنگ جهانی دوم ۶ سال و ۱ روز، جنگ کره ۳ سال و ۱ ماه و ۲ روز، جنگ ویتنام ۱۹ سال و ۵ ماه و ۲۹ روز، و عراق ۸ سال و ۸ ماه و ۲۸ روز، آنها [منتقدان] دوست دارند بگویند که من وعده داده بودم در ۶ هفته جمهوری اسلامی را شکست دهم، در حالی که از نظر نظامی، این کار بسیار سریعتر از آن انجام شد، اما من اجازه نمیدهم آنها ایالات متحده را به سمت توافقی ببرند که به اندازهای که میتوانست خوب باشد، خوب نیست.»
تازهترین گمانهزنیها درباره ادامه مذاکرات میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده به میانجیگری پاکستان از برگزاری این جلسه ساعاتی پیش از پایان آتشبس کنونی در عصر سهشنبه یکم اردیبهشت حکایت دارد.
در حالیکه دونالد ترامپ یکشنبه ۳۰ فروردین به سفر نمایندگان آمریکا به اسلامآباد اشاره کرد و همچنین مقامهای کاخ سفید از حضور جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در این مذاکرات خبر دادند، حضور مقامهای جمهوری اسلامی برای دور دوم گفتوگوهای مستقیم با آمریکا در اسلامآباد هنوز بهطور رسمی تایید نشده است.
اورشلیم پست در گزارشی نوشت که حملات جمهوری اسلامی، نهتنها زیرساختهای کلیدی انرژی را فلج کرده، بلکه سبب تزلزل جایگاه سیاسی و اعتبار اقتصادی دوحه را به عنوان پایگاهی امن برای سرمایهگذاری بینالمللی شده است؛ ضایعهای که بهراحتی جبران نمیشود.
روزنامه اورشلیمپست، ۳۱ فروردین، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای جنگ بر جایگاه قطر پرداخت نوشت که این کشور پس از حملات موشکی و پهپادی گسترده جمهوری اسلامی با یک «شوک بیسابقه» روبهرو شده است.
حملات ایران و فلج شدن شریانهای اقتصادی
طبق گزارش اورشلیمپست، تعداد حملات پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی به خاک قطر حدود ۷۰۰ مورد برآورد شده است.
اگرچه سامانههای پدافندی مانع از بروز تلفات جانی در میان غیرنظامیان شدند، اما پیامدهای اقتصادی این حملات، ساختار مالی قطر را دچار بحران کرده است.
اورشلیمپست تاکید میکند که این حملات به «سقوط کامل صنعت گردشگری و خروج گسترده اتباع خارجی» منجب شده است.
همچنین زمینگیر شدن ناوگان هوایی قطر تنها بخشی از تبعات اولیه این حملات بود که فضای کسبوکار را در این کشور به بنبست کشانده است.
بحران در قلب تپنده انرژی
در بخش دیگری از این گزارش، به ضربه کاری حملات ایران به منطقه استراتژیک «راسلفان» اشاره شده است.
اورشلیمپست مینویسد در حالی که ناامنی در تنگه هرمز صادرات انرژی را متوقف کرده، حملات مستقیم موشکی اواخر اسفند به تاسیسات راسلفان، خساراتی میلیاردی برجای گذاشته است.
این گزارش با استناد به برآوردهای رسمی تخمین میزند که بازسازی این زیرساختها ممکن است تا پنج سال به طول بکشد. این به معنای از دست رفتن سالانه ۲۰ میلیارد دلار درآمد است که بیش از ۳۷ درصد بودجه دولت قطر را شامل میشود.
این بحران نهتنها قطر، بلکه امنیت انرژی کشورهایی نظیر ژاپن و ایتالیا را نیز تهدید میکند.
شکست دیپلماسی اقتصادی برای خرید نفوذ سیاسی
اورشلیمپست مینویسد که حملات و فشارهای نظامی، همزمان با یک بیداری تلخ سیاسی برای سران دوحه همراه بوده است.
قطر که سالها تلاش کرد با دلارهای نفتی و سرمایهگذاریهای کلان در پروژههای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای خود در واشینگتن نفوذ بخرد، اکنون خود را در حاشیه میبیند.
بر اساس تحلیل این روزنامه، حتی وعده سرمایهگذاری ۱.۲ تریلیون دلاری نیز نتوانست جایگاه قطر را به سطح نفوذ اسرائیل در کاخ سفید برساند.
به تعبیر تحلیلگران، برای مقامهای قطری روبهرو شدن با این واقعیت که نسبت به رقبای منطقهای نفوذ سیاسی بسیار کمتری در کاخ سفید دارند، چیزی شبیه به یک «سیلی محکم» است.
آینده مبهم اعتبار بینالمللی
در نهایت، گزارش اورشلیمپست این سوال بنیادین را مطرح میکند که آیا قطر همچنان یک شریک قابل اعتماد خواهد بود؟
اگرچه ثروت عظیم صندوقهای مالی حکومتی ممکن است ضربات مالی کوتاهمدت را جبران کند، اما تخریب اعتبار این کشور به عنوان یک «کشور امن» ضایعهای جبرانناپذیر است.
کارشناسان اقتصادی در گفتوگو با اورشلیمپست گفتند که این بحران، توسعه اقتصادی منطقه را ۲۰ سال به عقب رانده و قطر اکنون با بحران جدی بازسازی اعتماد از دست رفته خود در سطح جهانی روبهرو است؛ بحرانی که با بازسازی ساختمانها و تاسیسات نفتی و گازی حل نخواهد شد.
اسماعیل بقایی با تاکید بر «بیاعتمادی مطلق» به واشینگتن، اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال حاضر هیچ تصمیمی برای انجام دور جدید مذاکرات در اسلامآباد ندارد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۳۱ فروردین خود چشمانداز دیپلماسی میان تهران و واشینگتن را تیره توصیف و اعلام کرد که در حال حاضر هیچ برنامهای برای بازگشت به میز مذاکره با آمریکا وجود ندارد.
بنبست در مسیر دیپلماسی
بقایی با اشاره به وضعیت جاری روابط دو کشور تاکید کرد که جمهوری اسلامی در مقطع فعلی جدیتی در طرف آمریکایی نمیبیند.
او گفت: «تا این لحظه برنامهای برای دور بعدی مذاکرات نداریم و هیچ تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است. تضاد آشکار میان گفتار و رفتار مقامهای آمریکایی، بدگمانی ملت ایران نسبت به نیت آنها را تشدید کرده است.»
بقایی همچنین با اشاره به سفر هیات آمریکایی به اسلامآباد، این اقدام را بیارتباط با تهران دانست و تصریح کرد که «هیچ اعتمادی بین ایران و آمریکا وجود ندارد».
او درباره هرگونه توافق احتمالی در آینده گفت که چنین توافقی «باید بهگونهای باشد که اهرمهای قدرت ایران، خود تضمینکننده اجرای آن باشند».
مدیریت تنگه هرمز
بقایی، اقدامات اخیر آمریکا از جمله حمله به کشتی تجاری ایران و تلاش برای محاصره دریایی را مصداق بارز «عمل تجاوزکارانه» طبق قطعنامههای سازمان ملل خواند.
ایالات متحده پیش از این از توقیف یک کشتی باری با پرچم جمهوری اسلامی ایران در دریای عمان خبر داد؛ در حالی که مقامهای ایرانی این اقدام را نقض آتشبس و «دزدی دریایی مسلحانه» توصیف کرده و درباره پاسخ متقابل هشدار دادند.
بقایی با دفاع از اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز بخش عمدهای از آبهای سرزمینی ایران است و اقدام ما در این منطقه، یک تدبیر دفاعی مسئولانه در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل بوده است. مسئول ناامنی فعلی و خودداری کشتیها از تردد، طرف متجاوز است، نه ایران.»
خط قرمز هستهای؛ اورانیوم از ایران خارج نمیشود
یکی از بخشهای سخنان بقایی، تکذیب قاطع انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از ایران بود.
او گفت: «در هیچ یک از مراحل مذاکرات، موضوع انتقال ذخایر اورانیوم ایران به آمریکا یا هر کشور دیگری مطرح نبوده و اساسا این گزینه در دستور کار ما قرار ندارد. موضع قطعی نظام، حفظ تمام دستاوردهای هستهای در داخل خاک ایران است.»
میانجیگری پاکستان و تشکر از چین و روسیه
بقایی ضمن تایید اینکه در حال حاضر پاکستان تنها میانجی رسمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا است، از اقدام روسیه و چین در وتوی قطعنامه اخیر شورای امنیت قدردانی کرد و آن را «اقدامی مسئولانه در برابر یک قطعنامه ضد صلح» دانست.
در همین زمینه، وزارت خارجه چین در بیانیهای اعلام کرد که فرایند گفتوگوها میان تهران و واشینگتن به مرحلهای «بسیار بحرانی و حساس» رسیده است.
پکن با ابراز نگرانی عمیق از توقیف کشتی ایرانی از سوی آمریکا، از همه طرفها خواست تا با مسئولیتپذیری کامل در راستای اجرای توافق آتشبس گام بردارند.
همزمان، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد دولت پاکستان از یکشنبه ۳۰ فروردین، رایزنیهای فشردهای را با مقامهای هر دو کشور آغاز کرده تا زمینه برگزاری دور دوم مذاکرات در سهشنبه اول اردیبهشت، فراهم شود.
سایه تهدید و ابهام بر سر میز مذاکره؛ آمادگی نظامی یا دیپلماسی؟
در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با متهم کردن تهران به نقض آتشبس در تنگه هرمز، از اعزام تیم مذاکرهکننده خود به اسلامآباد خبر داده است، تهران هرگونه توافق برای دور جدید گفتوگوها را تکذیب میکند.
همزمان، گزارشهای میدانی از اسلامآباد حاکی از تخلیه هتلهای محل مذاکره و فرود هواپیماهای ترابری سنگین آمریکا تحت تدارکات شدید امنیتی است.
در فضای داخلی ایران، سناریوی غافلگیری نظامی آمریکا یا حمله به جزایر ایرانی محتملتر از ادامه مذاکرات ارزیابی شده و هشدار داده شده است که در صورت وقوع هرگونه حمله، جمهوری اسلامی «با کنار گذاشتن خویشتنداری پیشین»، پاسخهای سختی را علیه زیرساختهای استراتژیک منطقه در دستور کار قرار خواهد داد.
بر اساس اعلام اسرائیل، یک شبکه زیرزمینی که برای هدف قرار دادن مقامهای ارشد اسرائیلی و زیرساختهای استراتژیک در سراسر جهان طراحی شده بود، در پی عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی اخیر علیه جمهوری اسلامی، بهشدت آسیب دیده است.
موساد، ارتش اسرائیل و سرویس امنیت عمومی (شاباک)، دوشنبه ۳۱ فروردین در یک بیانیه مشترک و بیسابقه، پرده از یک شبکه «تروریستی» گسترده و مخفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برداشتند.
عملیات از باکو تا قبرس
نشریه واینت و نهادهای امنیتی گزارش دادند این افشاگری در بستری از سلسله عملیاتهای خنثیسازی صورت میگیرد که از سوی واحد ۸۴۰ در جریان نبرد «غرش شیران» انجام شد.
این اقدامات به کشته شدن مقامهای ارشد و فعالان کلیدی جمهوری اسلامی منجر شده است.
نیروهای امنیتی اسرائیل چند هفته پیش در جمهوری آذربایجان، یک زیرساخت «تروریستی» را از بین بردند که در حال پیشبرد تلاشهایی برای ضربه زدن به یک هدف استراتژیک بود.
هدف اصلی شبکه جمهوری اسلامی، تخریب خط لوله نفتی باکو-تفلیس-جیهان (BTC) بود که از گرجستان و ترکیه میگذرد.
علاوه بر این، چندین هدف و نهاد یهودی در این کشور، از جمله سفارت اسرائیل، کنیسه باکو و رهبران جامعه یهودی نیز در فهرست حملات این گروه قرار داشتند.
مقامهای امنیتی در این باره اعلام کردند: «نیروهای امنیتی آذربایجان اعضای این شبکه را بازداشت کردند. همچنین پهپادهای انتحاری و بستههای انفجاری را که از ایران قاچاق شده بود، ضبط کردند. این افراد طبق دستور مستقیم از تهران، افراد را تعقیب و از اهداف تصویربرداری میکردند.»
فروپاشی هرم فرماندهی؛ حذف مقدم و خادمی
اطلاعات بهدستآمده از بازجوییها و فعالیتهای میدانی، ساختار فرماندهی این شبکه مخفی را نمایان کرد.
رحمان مقدم از مدیران میانی «بخش عملیات ویژه» (واحد ۴۰۰۰) سپاه قدس بود.
مقدم که مسئولیت هدایت عملیات در خارج از ایران و قاچاق تسلیحات پیشرفته به داخل اسرائیل را بر عهده داشت، در ابتدای نبرد «غرش شیران» هدف حمله هوایی قرار گرفت.
ارتش اسرائیل همچنین تاکید کرد تمامی این فعالیتها با هماهنگی و هدایت مستقیم مجید خادمی، رییس سازمان اطلاعات سپاه، انجام میشد که او نیز در جریان نبرد اخیر کشته شده است.
شناسایی اپراتورهای میدانی و نفوذ در اروپا
محسن سوری یکی دیگر از مهرههای این شبکه بود. او بهعنوان یک مقام میانی در واحد ۴۰۰۰، وظیفه آموزش هستههای محلی در خارج از ایران را بر عهده داشت.
موساد و شاباک پس از شناسایی مخفیگاه اضطراری سوری، طی یک عملیات دقیق اطلاعاتی، او را کشتند.
مهدی یکهدهقان، معروف به «دکتر» نیز از دیگر افراد شناساییشده در این پرونده است.
او که از ژانویه ۲۰۲۶ تحت تعقیب بود، مسئولیت عملیات در ترکیه و انتقال پهپادهای انتحاری به قبرس را بر عهده داشت.
این گزارش خبری فاش کرد: «شبکه تحت هدایت دهقان نهتنها اهداف اسرائیلی، بلکه اطلاعات مربوط به پایگاه هوایی اینجرلیک آمریکا در ترکیه را نیز جمعآوری میکرد.»
پایان استراتژی انکار
نهادهای امنیتی اسرائیل تاکید کردند که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر دهها محور «تروریستی» را علیه اهداف غرب و اسرائیل فعال کرده است.
این گزارشها نشان میدهند ساز و کار مخفی مذکور حتی با شبهنظامیان طرفدار تهران در عراق نیز برای تحقق اهداف خود همکاری میکرد.
موفقیتهای اخیر اطلاعاتی، استراتژی «انکار» (مسئولیتگریزی) ایران را با شکست مواجه کرده است: «جمهوری اسلامی همواره تلاش میکند با ایجاد فاصله ظاهری میان خود و شبکههای عملیاتی، از پیامدهای حقوقی و سیاسی بگریزد، اما هماکنون با افشای این ساختارها، دیگر نمیتواند این کار را انجام دهد.»
موساد، ارتش و شاباک در پایان این اطلاعیه متعهد شدند به همراه شرکای بینالمللی خود در سازمانهای امنیتی جهان، به «خنثیسازی هرگونه تهدید تروریستی از سوی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش، چه در داخل اسرائیل و چه در خارج از مرزهای آن، ادامه دهند».

