رقابت تاریخی واشینگتن و مسکو؛ از پایان جنگ جهانی دوم تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی
رونالد ریگان و میخاییل گورباچف، رهبران وقت آمریکا و شوروی، نشست ریکاویک، ۱۱ اکتبر ۱۹۸۶
در آستانه دیدار دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین، سابقه رویارویی تاریخی آمریکا و روسیه، از جمله در دوران «جنگ سرد» میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، مورد توجه قرار گرفته است.
از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱، آمریکا و شوروی درگیر رقابتی جهانی شدند که به «جنگ سرد» شهرت یافت؛ نبردی بدون رویارویی مستقیم که چهره سیاست جهان را دگرگون کرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم واشینگتن و مسکو وارد یک رقابت چهار و نیم دههای شدند که سراسر جهان را تحت تاثیر قرار داد.
مورخان، مسیر این رویارویی را از زمان شکلگیری دو بلوک رقیب در اواخر دهه ۱۹۴۰، عبور از بحرانهای هستهای و جنگهای نیابتی، تا دوران تنشزدایی و در نهایت فروپاشی سیاسی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ترسیم میکنند.
آغاز رقابت و تشدید اولیه (۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳)
با شکست آلمان نازی، بیاعتمادی عمیق ایدئولوژیک و اهداف امنیتی متعارض میان واشینگتن و مسکو، به سرعت به رقابت آشکار تبدیل شد. در سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸، ایالات متحده با اعلام دکترین ترومن، اجرای طرح مارشال و مشارکت در تأسیس ناتو (۱۹۴۹)، بلوک غرب را تثبیت کرد.
دکترین ترومن، سیاست اعلامشده رییسجمهوری هری ترومن در سال ۱۹۴۷ بود. هدف، حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از کشورهایی بود که با فشار یا تهدید کمونیسم روبهرو بودند، بهویژه یونان و ترکیه.
طرح مارشال هم برنامه کمک اقتصادی آمریکا بود که از ۱۹۴۸ آغاز شد و با ارائه میلیاردها دلار وام و کمک بلاعوض به کشورهای اروپایی جنگزده، بازسازی اقتصاد اروپا را تسریع و نفوذ شوروی را مهار کرد.
در مقابل، شوروی با تحکیم کنترل بر اروپای شرقی، پایههای بلوک شرق را بنا نهاد. این اقدامات عملا اروپا را به دو اردوگاه متقابل تقسیم کرد.
در ژوئن ۱۹۴۸، شوروی تمام مسیرهای زمینی و ریلی به برلین غربی را مسدود کرد تا کنترل کامل بر شهر را به دست آورد. پاسخ آمریکا و متحدانش، پل هوایی برلین بود که به مدت ۱۱ ماه، نیازهای شهر را از طریق هوا تامین کرد. محاصره در مه ۱۹۴۹ بدون موفقیت شوروی پایان یافت و این رویداد، جدایی آلمان به دو کشور و شکاف اروپا را تثبیت کرد.
آزمایش بمب اتمی شوروی در ۱۹۴۹ به انحصار هستهای آمریکا پایان داد و مسابقه تسلیحاتی را آغاز کرد.
در آمریکا، سند NSC-68 که یک گزارش محرمانه راهبردی از شورای امنیت ملی آمریکا بود، در آوریل ۱۹۵۰ تهیه شد و مسیر سیاست خارجی آمریکا را در سالهای آغازین جنگ سرد تعیین کرد.
در این سند، شوروی بهعنوان تهدید اصلی برای امنیت جهانی معرفی و توصیه شد که ایالات متحده برای مهار کمونیسم، بهطور چشمگیر بودجه نظامی خود را افزایش دهد، توان هستهایاش را گسترش دهد و از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی در سراسر جهان فعالانهتر عمل کند. این رویکرد بعدها مبنای سیاست «مهار» در مقیاس جهانی شد.
همزمان، جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) بهعنوان نخستین جنگ بزرگ نیابتی میان دو بلوک، ماهیت جهانی این رویارویی را آشکار ساخت.
بحرانها، دیوارها و موشکها (۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳)
پس از مرگ استالین در ۱۹۵۳، امیدهایی برای کاهش تنش پدید آمد، اما قیامهای مردمی در اروپای شرقی بهشدت سرکوب شد. در سال ۱۹۵۶، شوروی با نیروی نظامی قیام مجارستان را خاموش کرد. برلین همچنان نقطهای بحرانی باقی ماند تا اینکه در ۱۹۶۱، دولت آلمان شرقی با حمایت شوروی دیوار برلین را بنا کرد؛ دیواری که نماد جدایی شرق و غرب شد.
در اکتبر ۱۹۶۲، تصاویر شناسایی هوایی آمریکا، استقرار موشکهای هستهای شوروی در کوبا را فاش کرد. ایالات متحده با اعلام «قرنطینه دریایی» و هشدار به شوروی، جهان را در یک رویارویی ۱۳ روزه به آستانه جنگ اتمی کشاند.
در نهایت، مسکو با خروج موشکها موافقت کرد و واشینگتن نیز تعهد داد به کوبا حمله نکند. توافق محرمانهای نیز برای جمعآوری موشکهای آمریکا از ترکیه صورت گرفت. این بحران به ایجاد خط تماس مستقیم واشینگتن-مسکو و آغاز گفتوگوهای جدی کنترل تسلیحات منجر شد.
از تقابل تا تنشزدایی (اواسط دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۱۹۷۰)
پس از سالها افزایش سریع زرادخانههای هستهای، دو قدرت به سوی کنترل رقابت گام برداشتند.
در مه ۱۹۷۲، پیمان محدودسازی سامانههای ضدبالستیک (ABM) و توافق موقت سالت یک امضا شد. سالت یک بخشی از مذاکرات «محدودسازی تسلیحات راهبردی» میان آمریکا و شوروی بود که در مه ۱۹۷۲ در مسکو به امضای ریچارد نیکسون و لئونید برژنف رسید.
این توافق موقت، برای یک دوره پنجساله، تعداد سامانههای پرتاب موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM) و موشکهای بالستیک زیردریاییپرتاب (SLBM) دو کشور را در سطح موجود آن زمان «فریز» میکرد؛ یعنی اجازه افزایش تعداد این سکوهای پرتاب را نمیداد، هرچند توسعه کیفی و نوسازی سامانهها را محدود نمیکرد.
این توافق همراه با پیمان سامانههای ضدبالستیک (ABM Treaty)، نخستین گام جدی دو ابرقدرت برای مهار رقابت هستهای در دوران جنگ سرد بود.
در سال ۱۹۷۵، سند نهایی هلسینکی میان ۳۵ کشور اروپایی با تاکید بر مرزهای اروپا، امنیت، همکاری اقتصادی و حقوق بشر به تصویب رسید. این سند به مخالفان سیاسی در بلوک شرق زبان مشترکی برای بیان اعتراضاتشان داد. این سند، گرچه الزامآور نبود، اما نقطه عطفی در روند تنشزدایی جنگ سرد شد.
حتی در دوره تنشزدایی، رقابت ژئوپلیتیکی پایان نیافت. آمریکا و شوروی در جنگهای نیابتی در جنوبشرقی آسیا، خاورمیانه و آفریقا فعال بودند. در دسامبر ۱۹۷۹، تهاجم شوروی به افغانستان بهعنوان نقطه پایانی تنشزدایی، موجب اعمال تحریمهای غرب، تحریم المپیک مسکو و بازگشت به فضای تقابل شد.
بازگشت رقابت و مسیر به سوی کاهش تنش (دهه ۱۹۸۰)
در اوایل دهه ۱۹۸۰، آمریکا هزینههای دفاعی را بهشدت افزایش داد و موشکهای جدیدی در اروپا مستقر کرد، در حالی که شوروی با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکرد.
در سال ۱۹۸۵، میخائیل گورباچف با دو سیاست گلاسنوست (فضای باز سیاسی) و پروسترویکا (بازسازی اقتصادی) به قدرت رسید. این اصلاحات زمینهساز آغاز مذاکرات گستردهتر شد.
نشست ریکیاویک در اکتبر ۱۹۸۶ هرچند به توافق نهایی منجر نشد، اما راه را برای امضای پیمان موشکهای میانبرد (INF) در ۸ دسامبر ۱۹۸۷ هموار کرد؛ پیمانی که برای نخستین بار، یک طبقه کامل از موشکهای دو کشور را حذف کرد.
پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی (۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱)
انقلابها در اروپای شرقی: سال ۱۹۸۹ با موج انقلابهای ضدکمونیستی آغاز شد. سقوط دولتهای وابسته به شوروی، از لهستان تا چکسلواکی و سقوط دیوار برلین در نوامبر همان سال، نشانه پایان سلطه شوروی بر اروپای شرقی بود.
در نشست مالتا (۲ تا ۳ دسامبر ۱۹۸۹)، جورج بوش و گورباچف عملا پایان جنگ سرد را اعلام کردند، هرچند مورخان بر سر تاریخ دقیق «پایان» اختلاف نظر دارند.
کودتای نافرجام اوت ۱۹۹۱ علیه گورباچف، اقتدار مرکزی را تضعیف کرد. جمهوریهای اصلی، از جمله روسیه، اوکراین و بلاروس، استقلال خود و در ۸ دسامبر تشکیل جامعه کشورهای مستقل همسود (CIS) را اعلام کردند.
در ۲۵ دسامبر، گورباچف استعفا کرد و پرچم شوروی در کرملین پایین کشیده شد. روز بعد، مجلس اعلای شوروی، نهاد قانونگذاری عالی اتحاد جماهیر شوروی که از دو مجلس هماختیار یعنی شورای اتحاد و شورای ملیتها تشکیل میشد، انحلال رسمی این کشور را اعلام کرد و جنگ سرد پایان یافت.
چرا این رویارویی «سرد» باقی ماند؟
سه عامل کلیدی مانع از آغاز جنگ مستقیم میان دو ابرقدرت شد. نخست، بازدارندگی هستهای که با تجربه بحران موشکی کوبا به روشنی نشان داد تشدید تنش میتواند به فاجعه منجر شود و همین آگاهی رهبران دو طرف را به ایجاد کانالهای ارتباطی و امضای پیمانهای کنترل تسلیحات سوق داد.
دوم، سیاست ائتلافی و موازنه قوا که با وجود تشدید رقابت از طریق ناتو و پیمان ورشو، «خطوط قرمز» روشنی ایجاد کرد و امکان مذاکره و معامله را فراهم ساخت.
سوم، محدودیتهای داخلی که در قالب فشارهای اقتصادی، نارضایتی عمومی، بهویژه در آمریکا پس از جنگ ویتنام و در اروپای شرقی بهدلیل کمبودها و ضرورت اصلاحات سیاسی در شوروی، هر دو طرف را به سمت کاهش تنش کشاند.
جنگ سرد، با وجود بحرانهای شدید و رقابتهای جهانی، هرگز به یک جنگ مستقیم بین آمریکا و شوروی تبدیل نشد، اما ساختار سیاسی و امنیتی جهان را برای نیم قرن شکل داد. پایان این دوران در ۱۹۹۱، آغازی برای نظم جدید جهانی بود؛ نظمی که میراث و پیامدهای آن هنوز هم بر سیاست بینالملل سایه انداخته است.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.