• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

۴۶ سال سیاست قدغن‌سازی آواز زنان؛ هانا کامکار: هدف، خفه کردن زن ایرانی است

سبا حیدرخانی
سبا حیدرخانی

ایران‌اینترنشنال

۱۸ اسفند ۱۴۰۳، ۰۶:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۴:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)
هانا کامکار در کنسرتی زیرزمینی، تهران، خرداد ۱۴۰۳
هانا کامکار در کنسرتی زیرزمینی، تهران، خرداد ۱۴۰۳

در کنسرتی کوچک در برلین، هانا کامکار با چشمانی بسته آواز می‌خواند؛ با صدایی که سال‌ها در وطنش سرکوب شده است. جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته، آواز زنان را ممنوع کرد و آن‌ها را با ابزارهای قضایی و امنیتی به سکوت واداشت، اما هانا و زنان دیگر این سد را شکستند.

هانا کامکار، خواننده، نوازنده و بازیگر ۴۴ ساله که حالا مدتی است از ایران خارج شده و در آلمان ساکن است، به ایران‌اینترنشنال می‌گوید کنسرتی که پس از مهاجرت در آلمان داشت، برایش بیشتر شبیه به یک دورهمی بود: «قبل‌تر، شیرینی جسارت و همراهی عزیزانم در وطن، زیر زبانم رفته بود و در برلین، دیگر کاملا آرام بودم.»

این آرامش، ثمره مسیر دشواری است که او و بسیاری از زنان ایرانی برای به گوش رساندن صدایشان پیموده‌اند.

ممنوعیت آواز زنان در ایران، سیاستی ریشه‌دار در ساختار جمهوری اسلامی است که از انقلاب ۵۷ آغاز شد و تا امروز، با شدت و اشکال مختلف، ادامه دارد.

چهار دهه سرکوب

پس از انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی با استناد به تفاسیر فقهی، آوازخوانی زنان را در حضور مردان حرام اعلام کرد. این تصمیم، نقطه پایانی بود بر فعالیت رسمی خوانندگان زنی که پیش از انقلاب در عرصه موسیقی ایران حضور داشتند.

با این تحولات، آثار ده‌ها خواننده زن از رسانه‌های رسمی حذف و صدایشان به حاشیه رانده شد.

هانا که در خانواده‌ای موسیقیدان بزرگ شده، از کودکی با این واقعیت تلخ آشنا شد: «در تماشای کنسرت زیرزمینی سیما بینا، اولین بار فهمیدم که زنان نمی‌توانند به شکل عمومی تک‌خوانی کنند. پدرم برایم توضیح داد اما برای من این دلیل موجه نبود و دلم می‌خواست بخوانم.»

در دهه ۶۰، سرکوب به اوج خود رسید. خوانندگان زن یا مجبور به ترک حرفه خود شدند یا به خارج از ایران مهاجرت کردند.

در دهه ۷۰ و با گشایش نسبی فضا، برخی زنان توانستند به‌صورت هم‌خوان یا در گروه‌های کُر فعالیت کنند اما تک‌خوانی همچنان خط قرمز بود.

هانا این محدودیت را نپذیرفت.

او می‌گوید: «من هیچ‌وقت زیر بار هم‌خوانی نرفتم. اگر هم این کار را کرده بودم، نمایشی بود؛ در واقع تک‌خوانی می‌کردم اما خواننده مرد دیگری در کنارم لب می‌زد.»

این ترفند، یکی از راه‌های دور زدن ممنوعیت‌ها بود که زنان خواننده خلاقانه در ایران به کار می‌گرفتند.

100%
کنسرت هانا کامکار در فستیوال جهانی فرهنگ و هنر بابل، عراق، اردیبهشت ۱۴۰۲

تلاش‌ها و مقاومت‌ها، شکستن دیوار سکوت

زنان ایرانی در برابر سرکوب، هیچ‌گاه تسلیم نشدند.

پرستو احمدی، ۲۱ آذر همراه گروهی از هنرمندان کنسرتی را در یک کاروانسرا در قم اجرا کرد. اجرایی که با نام «کنسرت فرضی» یا «کنسرت کاروانسرا» در یوتیوب به اشتراک گذاشت و احمدی در آن، بدون حجاب اجباری ظاهر شد و واکنش‌ها و تحسین‌های فراوان را هم به دنبال داشت.

کنسرت احمدی اگرچه نمایشی تمام‌عیار از یک اجرای کامل و شجاعانه بود اما او ادامه‌دهنده راهی شد که قبل‌تر، زنان خواننده دیگری، هموارش کرده بودند.

یکی از این زنان، هانا بود که از همان جوانی تصمیم گرفت راه خود را برود. او تک‌خوانی را سال ۱۳۸۰ با تئاتر نیمروز خواب‌آلود آغاز کرد؛ اگرچه اولین تجربه تلخش در مواجهه با سرکوب‌های حکومت، سه سال قبل آن اتفاق افتاده بود: «در ۱۷-۱۸ سالگی، با تئاتر رویای شب نیمه تابستان و به‌عنوان نوازنده دف روی صحنه رفتم. در یکی از شب‌های اجرا، انصار حزب‌الله به سالن ریختند و خطاب به ما فریاد زدند: "بیا پایین، ساکت شو". تئاتر را به هم ریختند و فردایش نمایش متوقف شد.»

این اتفاق که هانا آن را «به شکلی وصف‌ناشدنی غم‌انگیز» توصیف می‌کند، آغاز رویارویی او با محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی بود که بعدها بارها تکرار شد.

با این‌ حال، مقاومت هانا تنها به تئاتر محدود نشد. او در سال ۲۰۱۰ میلادی در کنسرتی در هلند تک‌خوانی کرد و در ایران، به اجراهای زیرزمینی روی آورد. اوج این جسارت، کنسرت پنهانی خرداد ۱۴۰۳ در تهران بود؛ اجرایی زیرزمینی که بدون حجاب اجباری برگزار شد و در هر سانس آن ۱۵۰ نفر حضور داشتند.

هانا حس این کنسرت را «شیرین، مثل چای و عسل» وصف می‌کند.

این کنسرت، نمونه‌ای از تلاش زنان برای بازپس‌گیری صدایشان در داخل کشور بود اما این مقاومت، بی‌هزینه نبود. هانا می‌گوید بعدها کنسرتش لو رفت ولی قبل از بازجویی‌ها، پاسپورت المثنی گرفت و سریع از ایران خارج شد.

زنان دیگری مانند زارا اسماعیلی و هیوا سیفی‌زاده نیز راه‌های مشابهی را پیمودند. برخی در کنسرت‌های زیرزمینی و اجراهای خیابانی خواندند، برخی ویدیوهای آواز خود را در فضای مجازی منتشر کردند و عده‌ای مهاجرت را برگزیدند.

هانا این طغیان جمعی را ستایش می‌کند و می‌گوید در سال‌های اخیر، سدها و تابوهای زیادی در آوازخوانی زنان شکسته شده و حالا دخترها چه داخل ایران بمانند و چه مهاجرت کنند، کار خودشان را کرده‌اند.

این خواننده معتقد است این مبارزه مانند سیلی است که هر لحظه قوی‌تر می‌شود، چون نسل تازه و خشمگینی در حال ظهور است که به هیچ شکلی زیر لوای «آقا بالاسر» نمی‌رود.

پس از شکل‌گیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، این مقاومت پررنگ‌تر شد؛ زنانی که نه‌ تنها حجاب اجباری از سر برداشتند، بلکه تصمیم گرفتند سکوت تحمیلی بر صدایشان را نیز بشکنند.

100%
شعارنویسی در حمایت از اعتراضات ۱۴۰۱ و گرامی‌داشت هشت مارس، روز جهانی زن

برخوردهای قضایی، هزینه سنگین آواز

تلاش زنان برای خواندن در فضای عمومی یا انتشار صدایشان در رسانه‌های اجتماعی، اغلب با واکنش شدید نهادهای امنیتی و قضایی همراه بوده است.

جمهوری اسلامی با ابزارهای مختلف از جمله اعمال فشار از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صداوسیما و نهادهای امنیتی، بر این ممنوعیت نظارت دارد.

هانا می‌گوید نخستین تجربه دادگاهی شدنش در آذر ۹۶ و پس از اجرای نمایش «ترانه‌های قدیمی: پیکان جوانان» بود. بعد از این برخورد قضایی، دردسرهایش بیشتر شد.

او تیر ۱۴۰۲ در مراسم تولد ۸۳ سالگی عباس کیارستمی بدون حجاب اجباری آواز خواند و نتیجه‌اش این بود که پرونده‌اش قطورتر و بازجویی‌هایش بیشتر شد. فشارهایی که در نهایت او را به مهاجرت واداشت.

موارد مشابه او اما کم نیست. در ماه‌ها و سال‌های گذشته خوانندگان زن زیادی مانند نگار معظم، بیتا رسولی و بیتا حاجی‌صادقیان به دلیل اجراهای غیررسمی یا انتشار ویدیو در فضای مجازی، احضار، تهدید و حتی بازداشت شده‌اند.

نام و هویت بسیاری از این زنان هم نامشخص است. مانند چهار خواننده زن دی‌جی در شهرستان میناب که تیر ۱۴۰۱ و دو ماه قبل از شکل‌گیری خیزش انقلابی به جرم خواندن در عروسی‌ها بازداشت شدند.

این برخوردها نشان می‌دهند ممنوعیت آواز زنان تنها یک قانون روی کاغذ نیست بلکه با ابزارهای قضایی و امنیتی به شدت اجرا می‌شود. سرکوب‌هایی که به گفته هانا، هدف آن «خفه کردن زنان ایرانی» است.

گستردگی آواز زنان، یک جهان ناپیدا

بیش از چهار دهه سرکوب، حضور زنان را تنها در عرصه عمومی موسیقی محدود نکرده، بلکه بر کیفیت و ابعاد هنری آوازشان نیز اثر گذاشته است.

به گفته هانا، زنان خواننده هنوز اعتمادبه‌نفس مردان را ندارند و هنوز در خواندنشان ترس وجود دارد و هنوز «گلویشان رها نشده».

اما او به نکته‌ امیدوارکننده‌ای هم اشاره می‌کند: «با وجود این مشکلات، تنوع صدای زنان شگفت‌انگیز است و هر زنی که می‌خواند، جنس صدای خودش را دارد. اگر ممنوعیت‌ها کنار برود، با دایره بزرگی از صداها روبه‌رو خواهیم شد که هیچ‌وقت از شنیدنشان خسته نمی‌شویم.»

هانا، آواز سنتی مردان در ایران را به چند الگوی محدود خلاصه می‌داند: «یا صدای استاد شجریان است یا بنان. اما صدای زنان از نظر تنوع، گستردگی فراوانی دارد.»

این تنوع، ظرفیتی است که در سایه ممنوعیت‌ها مهار شده اما هرگز از بین نرفته است.

مهاجرت، آزادی در تبعید

مهاجرت برای هانا، یک نقطه عطف است. او در توصیف لحظه خروجش می‌گوید تا وقتی از گیت سپاه پاسداران در فرودگاه رد نشده بود، باورش نمی‌شد که این اتفاق، شدنی است. در هواپیما هم تا توانست، زمین زیر پایش را تماشا کرد چون نمی‌دانست چه زمانی می‌تواند به خاکش برگردد.

با این حال، هانا می‌گوید که این آزادی برایش با دلتنگی همراه بود: «در استانبول، لحظاتی کشنده از دلتنگی برای ایران داشتم اما در اوج غم، نوری به قلبم تابیده بود که حالا می‌توانم کارهایی را که دوست داشته‌ام، در آزادی انجام دهم.»

این تجربه مشترک بسیاری از خوانندگان زنی است که برای دنبال کردن رویاهایشان مجبور به ترک وطن شدند. کسانی چون سارا نائینی، سوگند و دریا دادور که راه قدیمی‌ترهایی مانند هایده، مهستی، گوگوش و بسیاری دیگر را رفتند تا بتوانند در فضایی آزاد بخوانند.

هانا تاکید می‌کند مبارزه در داخل و خارج از ایران، هر دو ارزشمند است: «در هر دو صورت، ما به ناکام کردن سیستم در خفه کردن صدایمان ادامه می‌دهیم.»

100%
فستیوال آواز زنان ایران، برلین، فروردین ۱۳۹۶

صدایی که خاموش نمی‌شود

ممنوعیت آواز زنان، همانند حجاب اجباری و دیگر اشکال سرکوب، بخشی از دی‌ان‌ای جمهوری اسلامی است.

حکومت ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای دیگر منطقه، هرگونه تغییر در جایگاه زنان را تهدیدی برای بقای خود می‌داند. این ممنوعیت نه‌تنها ریشه در احکام شرعی و تفاسیر فقهی دارد بلکه به ابزاری سیاسی برای کنترل زنان تبدیل شده است.

اما مقاومت زنان، این ساختار را به چالش کشیده است.

هانا می‌گوید: «۲۰ سال پیش دوستی به من گفت "هانا، تو مثل ماشین کوکی هستی، حتی وقتی به دیوار می‌خوری، برمی‌گردی و راهت را ادامه می‌دهی". در تمام این سال‌ها بارها به دیوار خوردم اما در جا نزدم.»

با وجود تمام این سرکوب‌ها، زنان ایرانی همچنان به خواندن ادامه می‌دهند و صدای آن‌ها در خانه‌ها، در کنسرت‌های زیرزمینی، در ویدیوهای آنلاین و در مهاجرت شنیده شده و حالا بیش از قبل، به شکلی شجاعانه به عرصه عمومی آمده است.

داستان هانا، پرستو، زارا، هیوا و بسیاری دیگر نشان می‌دهد که سرکوب، اگرچه می‌تواند حضور فیزیکی زنان را محدود کند اما قادر به خاموش کردن صدای آن‌ها نیست.

Banner

پربازدیدترین‌ها

چین به آمریکا هشدار داد: اجازه اخلال در همکاری با ایران را نمی‌دهیم
۱

چین به آمریکا هشدار داد: اجازه اخلال در همکاری با ایران را نمی‌دهیم

۲

ترامپ: مین‌روبی تنگه هرمز تکمیل شد، هر تلاش تازه برای مین‌گذاری را هدف می‌گیریم

۳

بزرگ‌ترین تهاجم مالی؛ تهدید تهران به تلافی و خودداری آمریکا از اعمال فوری تحریم‌های ثانویه

۴

سرویس مخفی آمریکا: از انتشار ویدیوی تهدیدآمیز تهران علیه بارون ترامپ آگاهیم

۵

توافق تهران و مسقط بر سر مین‌روبی پس از اعلام تکمیل پاکسازی تنگه هرمز از سوی ترامپ

انتخاب سردبیر

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟
    تحلیل

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

  • مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

    مجید آدینه، معترض اعدام شده، حامی کودکان بی‌سرپرست بود

  • رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

    رویترز: عراق می‌تواند الگویی برای فشار آمریکا بر شرکای تجاری جمهوری اسلامی باشد

  • ۶۰۰ روز بازداشت در ایران؛ خانواده زوج بریتانیایی خواستار اقدام فوری لندن شدند

    ۶۰۰ روز بازداشت در ایران؛ خانواده زوج بریتانیایی خواستار اقدام فوری لندن شدند

  • با انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه، نیروهای مسلح کُرد در ارتش این کشور ادغام شدند

    با انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه، نیروهای مسلح کُرد در ارتش این کشور ادغام شدند

•
•
•

مطالب بیشتر

مطالعه جدید دانشمندان؛ آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲.۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲.۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.

100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲.۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲.۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

یک تحقیق جدید: امواج گرما زوال عقل را تشدید می‌کند

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماری‌های کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما می‌تواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماری‌های عفونی را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهش‌گران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، قرار گرفتن طولانی‌مدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال‌ شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماری‌های عفونی دارد.

دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماری‌ها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.

سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گسترده‌ای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامع‌تری از پیامدهای مرتبط ارائه می‌دهد.»

کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماری‌های عفونی را تشدید می‌کند.»

زنگ خطر بیماری‌های پنهان

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض گرما می‌تواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.

هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشه‌گیری شود و درد مفاصل و بی‌تحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.

میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد که تاکنون در ارزیابی‌های مشابه به آن پرداخته نشده است.»

او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرم‌تر یا سیل مداوم ممکن است با بیماری‌های مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.

با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های کلیوی را تشدید می‌کند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کرده‌ایم.»

یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گام‌های بعدی شامل تجزیه و تحلیل داده‌های بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر می‌گذارند».

تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض می‌کند.

در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط ​​حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرم‌تر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.

اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.

پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسان رخ داده، با پدیده ال‌نینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.