بازگشت ترامپ به کاخ سفید، فرصتها و چالشهای پیش روی پکن
پیروزی تاریخی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به احتمال فراوان معادلات سیاسی و اقتصادی جهان را دستخوش تغییرات اساسی خواهد کرد. در این میان، چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان با چشماندازی مبهم و غیرقابل پیشبینی روبهرو شده است.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید میتواند هم فرصتهای بیسابقهای برای پکن فراهم کند و هم چالشهای جدی برای این کشور به همراه داشته باشد.
بر اساس گزارش سیانان، شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در پیام تبریک خود به ترامپ، بر ضرورت یافتن «راه درست» برای همزیستی در «دوران جدید» تاکید کرده است.
این لحن محتاطانه نشان میدهد پکن به خوبی از پیچیدگیهای پیش روی خود آگاه است.
اگرچه ترامپ در دوره قبلی ریاست جمهوریاش بارها از پینگ به عنوان «دوست بسیار خوب» یاد کرده اما سیاستهای عملی او در قبال چین، روابط دو کشور را به پایینترین سطح در دهههای اخیر رسانده است.
بازگشت ترامپ احتمالا با وضع تعرفههای سنگین ۶۰ درصدی بر کالاهای چینی همراه خواهد بود که این اقدام میتواند به رشد اقتصادی چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان آسیب جدی وارد و تنشهای موجود میان این دو ابرقدرت را بیش از پیش تشدید کند.
از سوی دیگر، رویکرد معاملهگرایانه ترامپ در عرصه سیاست خارجی، میتواند به تضعیف پیمانهای آمریکا و جایگاه رهبری این کشور در جهان بینجامد.
این وضعیت میتواند فرصتی در اختیار پکن قرار دهد تا خلاء ناشی از عقبنشینی آمریکا را پر کرده و نظم جهانی جدیدی را پایهگذاری کند.
شن دینگلی، تحلیلگر سیاست خارجی مستقر در شانگهای، در این باره به سیانان میگوید: «بازگشت ترامپ به قدرت بیتردید هم فرصتهای بیشتر و هم خطرات بزرگتری را برای چین به همراه خواهد داشت. این که کدام یک از این دو، خطرات یا فرصتها، غالب شود، به چگونگی تعامل دو کشور با یکدیگر بستگی دارد.»
تعرفههای سر به فلک کشیده
در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، او که وعده «شکوه دوباره آمریکا» را داده بود، جنگ تجاری شدیدی علیه چین به راه انداخت.
ترامپ، هوآوی، غول مخابراتی چینی را به بهانه امنیت ملی تحریم کرد و چین را مسئول همهگیری کووید-۱۹ دانست.
در پایان دوره چهار ساله ریاست جمهوری او، روابط دو کشور به پایینترین سطح خود در چند دهه اخیر رسید.
اکنون ترامپ در کارزار انتخاباتیاش تهدید کرده تعرفههای ۶۰ درصدی بر کالاهای چینی وضع خواهد کرد که این اقدام میتواند ضربه سنگینی به اقتصاد چین وارد کند که هماکنون با بحران مسکن، کاهش مصرف، روند نزولی قیمتها و افزایش بدهیهای دولتهای محلی دستوپنجه نرم میکند.
بانک سرمایهگذاری مککواری تخمین میزند که تعرفههای ۶۰ درصدی، رشد اقتصادی چین را تا دو درصد، چیزی کمتر از نصف نرخ رشد پنج درصدی فعلی این کشور، کاهش خواهد داد.
لری هو، اقتصاددان ارشد چین در مککواری میگوید: «جنگ تجاری جدید میتواند به الگوی رشد چین که متکی بر صادرات و تولید است، پایان دهد.»
تعرفهها که در واقع نوعی مالیات بر واردات هستند، نه تنها به مصرفکنندگان کشور وضعکننده آسیب میزنند، بلکه به کسبوکارهایی که برای تولید محصولات نهایی به مواد اولیه و کالاهای واسطهای وارداتی نیاز دارند نیز ضربه میزنند.
تشدید تنشهای تجاری جهانی فراتر از چین و آمریکا، به همه کشورهای درگیر در زنجیره تامین جهانی، آسیب خواهند رساند.
دانیل راسل، معاون امنیت بینالملل و دیپلماسی موسسه سیاست جامعه آسیا میگوید: «ترامپ دوره نخست ریاستجمهوری خود را با ستایش شی جین پینگ آغاز کرد اما در ادامه به وضع تعرفهها و تحقیر پکن در دوران همهگیری پرداخت.»
راسل که پیشتر مشاور ارشد باراک اوباما، رییسجمهوری اسبق آمریکا در امور آسیا بوده، میافزاید: «از این رو، پکن احتمالا با احتیاط به رییسجمهوری منتخب [آمریکا] نزدیک خواهد شد تا از خواستههای ترامپ و فرصتهای احتمالی آگاه شود.»
چالشها و فرصتها
با این حال، سیاست خارجی معاملهمحور ترامپ میتواند فرصتهای استراتژیک مهمی را برای پکن فراهم کند.
تانگ ژائو، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، معتقد است که اگرچه پکن عمیقا نگران غیرقابل پیشبینی بودن سیاستهای ترامپ است اما این چالشها میتوانند فرصتهای جدیدی را نیز به همراه داشته باشند.
به گفته او، با وجود نگرانی از آغاز دوباره جنگ تجاری، پکن بر این باور است که سیاستهای سختگیرانه تعرفهای ترامپ در اروپا با مخالفت شدید روبهرو خواهد شد.
این موقعیتی است برای چین تا روابط اقتصادی خود را با اروپا تقویت کند و با تلاشهای آمریکا برای محدودسازی فنآوری و جداسازی زنجیره تامین بین چین و کشورهای غربی مقابله کند.
موضع منفی ترامپ نسبت به ناتو و نهادهای بینالمللی نیز میتواند به نفع پکن تمام شود.
در شرایطی که جو بایدن، رییسجمهوری فعلی، تلاش گستردهای برای تقویت اتحادهای آمریکا در مقابله با چین انجام داده، رویکرد انزواگرایانه ترامپ میتواند این دستاوردها را تضعیف کند. این امر برای چین که از استراتژی واشینگتن در ایجاد «ناتوی آسیایی» نگران است، میتواند خبر خوشایندی باشد.
مساله تایوان و روابط با روسیه
مساله تایوان نیز یکی از محورهای اصلی روابط چین و آمریکا در دوره جدید خواهد بود. حزب کمونیست چین، با وجود آن که هرگز بر این جزیره حکومت نکرده، آن را بخشی از خاک خود میداند.
اظهارات اخیر ترامپ در مورد تایوان، از جمله متهم کردن این جزیره به «دزدیدن» صنعت تراشه از آمریکا و موضع مبهم او در خصوص حمایت نظامی از تایوان، نشاندهنده رویکرد معاملهگرایانه او نسبت به این موضوع است.
ژائو میگوید: «با توجه به بیمیلی نسبی ترامپ به دفاع از تایوان، پکن ممکن است با استفاده از مشوقها و اهرمهای فشار، به دنبال امتیازگیری از واشینگتن باشد تا حمایت نظامی و سیاسی آمریکا را از تایوان کاهش دهد.»
در عرصه روابط بینالمللی، بازگشت ترامپ میتواند پیچیدگیهای جدیدی در روابط سهجانبه چین، روسیه و آمریکا ایجاد کند.
روابط نزدیک ترامپ با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه و احتمال پایان جنگ اوکراین میتواند معادلات موجود را تغییر دهد.
لیو دونگشو، استادیار امور بینالملل در دانشگاه سیتی هنگکنگ، معتقد است که بهبود روابط آمریکا و روسیه میتواند به کاهش وابستگی مسکو به پکن و شکاف میان روسیه و چین بینجامد.
از گفتههای ترامپ پیداست که او چین را دشمن اصلی میداند، نه روسیه.
روز پنجشنبه ۱۷ آبان، پوتین پیروزی ترامپ را تبریک گفت و برای تعامل با آمریکا، اعلام آمادگی کرد.
او در نشستی سیاسی در سوچی گفت که سخنان ترامپ درباره پایان جنگ اوکراین و بهبود روابط با روسیه «شایان توجه است» و در پاسخ به پرسش مجری درباره تمایل به گفتوگو با ترامپ گفت: «بله، این کار را خواهیم کرد. ما آمادهایم.»
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.