شهرام دبیری و حمید پورمحمدی؛ دو متهم فساد اقتصادی معاون پزشکیان شدند
مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم روز یکشنبه، ۱۴ مرداد در سه حکم جداگانه، علی طیبنیا را به عنوان «مشاور عالی»، شهرام دبیری، «معاون پارلمانی» و حمید پورمحمدی را به عنوان «رییس سازمان برنامه و بودجه» منصوب کرد.
این انتصابهای پزشکیان، در نوع خود بحثبرانگیز است. زمانی که علی طیبنیا، وزیر اقتصاد دولت اول حسن روحانی به کمپین انتخاباتی مسعود پزشکیان پیوست، از او به عنوان فرمانده اقتصادی دولت و یا حتی معاون اول احتمالی رییس جمهور نام برده میشد. با حکم مشاورت اما، به نظر میرسد آن گمانه زنیها درست نبوده یا دستکم چرخشی در ایدههای مسعود پزشکیان رخ داده است.
دو انتصاب دیگر او اما حاشیهساز تر است. شهرام دبیری و حمید پورمحمدی، هر دو در سالهای پیش با اتهام مشابه فساد اقتصادی بازداشت شده بودند.
اتهام معاون پزشکیان در فساد مدیریت شهری تبریز
شهرام دبیری که متولد سال ۱۳۳۹ است، در جریان یک پرونده فساد مرتبط با شورای شهر و شهرداری تبریز، در روز ۱۳ خرداد سال ۱۳۹۹ بازداشت شد. این پرونده در ادامه فسادهای سریالی بود که در شورا وشهرداری تبریز رخ داد. در سال ۱۳۹۷، تعداد ۱۲ نفر از اعضای شورای شهر و شهرداری تبریز به اتهام فساد اقتصادی محکوم شده بودند.
پیشتر و در ۶ آبان ۱۳۹۵، فرماندار وقت تبریز، از «احراز محکومیت شهرام دبیری در پرونده مسافرتهای خارجی و هزینه کرد مواد ۱۶ و ۱۷ بودجه شهرداری (اهدا به اشخاص حقیقی و حقوقی) با استناد به گزارش سازمان بازرسی آذربایجان شرقی» خبر داده بود.
دبیری همان زمان گفته بود که این محکومیت، محکومیت اداری است و ربطی به احکام صادره از سوی قوه قضاییه ندارد.
سرنوشت بازداشت و اتهامات دبیری در سال ۱۳۹۹ مشخص نشد اما او حالا، معاون پارلمانی مسعود پزشکیان شده است.
متهم فساد سه هزار میلیاردی
حمید پورمحمدی که توسط مسعود پزشکیان به عنوان معاون رییس جمهوری و رییس سازمان برنامه و بودجه منصوب شد، یکی از متهمان پرونده معروف فساد سه هزار میلیارد تومانی در دولت احمدینژاد بود. پرونده فسادی که تا آن روز به عنوان بزرگترین فساد تاریخ ایران شناخته میشد.
در پرونده فساد سه هزار میلیاردی در نهایت مهآفرید خسروی، به عنوان متهم ردیف اول در روز سوم خرداد ۱۳۹۳ اعدام شد و محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین بانک ملی به کانادا گریخت.
حمید پورمحمدی که در مهر سال ۱۳۸۸ با حکم محمود احمدینژاد، رییس دولت وقت، قائم مقام بانک مرکزی ایران شده بود، ۵ آبان ۱۳۹۰ به عنوان متهم پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی بازداشت شد.
بر اساس گزارش ها، پورمحمدی، ۲۸ آذر همان سال با وثیقه ۵ میلیارد ریالی آزاد شد و بعد از آن در سمت قائم مقام بانک مرکزی ماند و به کار خود ادامه داد.
همان زمان، احمد توکلی، رییس وقت مرکز پژوهشهای مجلس گفته بود «پورمحمدی اصلا دکترا ندارد و به دروغ خود را دکتر معرفی میکند.»
در نهایت مشخص نشد سرنوشت پرونده پورمحمدی و برخی دیگر از متهمان به کجا رسید، اما او در سال ۱۳۹۳ در خصوص بازداشت خود گفته بود «در تمام دولت دهم، این من بودم که مانع افزایش قیمت دلار بودم و وقتی که بازداشت شدم، قیمت دلار از ۹۰۰ تومان به ۳ هزار و ۶۰۰ تومان افزایش یافت.»
یکی از نکات جالب توجه در خصوص پورمحمدی، حمایت تمامقد احمدینژاد از او بود. رسانههای منتقد دولت احمدینژاد، پورمحمدی را «چهره موثر در سیاستگذاری اقتصاد کشور» توصیف میکردند.
پورمحمدی در دولت روحانی نیز، معاون برنامهریزی محمدباقر نوبخت، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رییسجمهوری بود.
انتصاب دو چهرهای که در گذشته با اتهام فساد اقتصادی بازداشت شده بودند، شاید حاشیههایی برای مسعود پزشکیان ایجاد کند، کسی که با شعار عدالت در انتخابات حاضر شد و حامیانش، پاکدستی او و اطرافیانش را مهمترین خصوصیت پزشکیان میدانستند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.