پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد اعتبار کالابرگ شماری از شهروندان که قرار بود افزایش پیدا کند، پس از واریز مبلغ، دوباره از حساب آنها کم شده است. برخی مخاطبان هم میگویند مبلغ کالابرگ آنها هیچ افزایشی نداشته است.
اعتباری که شب آمد و صبح ناپدید شد
یکی از مخاطبان در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت پانزدهم مهرماه ساعت ۱۲ شب موجودی کالابرگ خود را استعلام کرده و اعتبار آن سه میلیون تومان بوده، اما ساعت ۱۰ صبح، زمانی که برای خرید به فروشگاه مراجعه کرده است، فروشنده به او گفته تنها دو میلیون تومان اعتبار دارد.
شهروندی هم که خود و دخترش مشمول دریافت کالابرگ هستند، گفت ساعت هفت صبح موجودی آنها در مجموع سه میلیون تومان بوده، اما پیش از خرید دوباره آن را بررسی کرده و دیده است اعتبار به دو میلیون تومان کاهش پیدا کرده است.
شهروند دیگری که ساکن شهرک ولیعصر تهران است، در تجربهای مشابه عنوان کرده که پانزدهم مهرماه، به کالابرگ او مبلغ ۵۰۰ هزار تومان اضافه و چند ساعت بعد حذف شده است.
معلولان بنا بود در اولویت طرح جدید کالابرگ باشند
افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی هم در پیامهایشان از شرایطی مشابه سخن گفتهاند.
یکی از مخاطبان نوشت برای معلولان تحت پوشش بهزیستی به ازای هر نفر بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان به کالابرگ یک میلیون تومانی اضافه شده بود، اما یک روز بعد مبلغ اضافهشده از اعتبار آنها کم شد و کالابرگ دوباره به همان یک میلیون تومان قبل بازگشت.
یکی از افراد دچار معلولیت در شهرستان ورامین هم تاکید کرد: «مبلغی که گفتند ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان واریز خواهد شد را نخست واریز کردند، ولی بعد از چند ساعت دقیقا همان مبلغ را برداشتند.»
خبرگزاری دانشجو چهاردهم مهرماه خبر داده بود در مرحله جدید شارژ کالابرگها، خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد، سازمان بهزیستی و نیروهای مسلح در مرحله نخست طرح افزایش مبلغ کالابرگها قرار خواهند داشت.
برای بعضیها اصلا چیزی اضافه نشد
در شرایطی که برخی از واریز و سپس برداشت مجدد مبالغی از اعتبار کالابرگ خود خبر میدهند، شماری دیگر از شهروندان گفتند اساسا هیچ افزایشی در کالابرگ آنها صورت نگرفته است.
مخاطبی نوشت: «به کالابرگ من که مبلغی اضافه نشده، بازنشسته هم هستم.»
شهروند دیگر هم گفت روز پانزدهم مهرماه کالابرگ خود را دریافت کرده، اما برخلاف وعدههای مطرحشده، مبلغ آن افزایش پیدا نکرده است.
همشهری آنلاین دوازدهم مهرماه نوشته بود، دولت در آستانه اجرای مرحله جدید حمایت معیشتی و افزایش اعتبار کالابرگ قرار گرفته و گفته میشود از پانزدهم مهر این برنامه آغاز میشود.
این طرح در زمان مقرر اجرایی نشده است و محمدرضا عارف، معاون اول رییسجمهوری، شانزدهم مهرماه به خبرگزاری تسنیم گفت افزایش مبلغ کالابرگ «همین روزها» قطعی میشود.
برخی مخاطبان هم در این بین از محدود شدن کالاهایی که میتوان با کالابرگ خریداری کرد، خبر دادهاند.
یک شهروند از میاندوآب گفت برای خرید با کالابرگ خود به فروشگاه رفته اما گوشت، چای، قند و لبنیات از اقلام قابل خرید حذف شده و تنها ماکارونی، رشته سوپ و پودر رختشویی در دسترس بوده است.
برخی اقلام خوراکی در حالی حذف شدهاند که پیش از این نیز شهروندان از ناکافی بودن اعتبار کالابرگ و ناتوانی آن در پوشش هزینههای ضروری زندگی گلایه کرده بودند.
کل کالابرگ این ماه به قیمت یک مرغ رسید
مخاطبان میگویند مبلغ کالابرگ در برابر هزینه مواد غذایی بخش کوچکی از نیازهای آنها را پوشش میدهد.
بهگفته یک شهروند، با یک میلیون تومان کالابرگ، یک شانه تخممرغ ۳۰ عددی، یک عدد پنیر و ماکارونی میتوان خرید.
یکی از ساکنان شهریار هم در پیامی گفته بود تنها زندگی میکند و کل اعتبار کالابرگ آن ماه او برای خرید یک مرغ هزینه شده است.
یک شهروند ساکن اصفهان به ایراناینترنشنال گفته بود که با دو میلیون تومان کالابرگ توانسته یک تکه بوقلمون به قیمت یک میلیون و۴۰۰ هزار تومان و یک روغن مایع به قیمت ۵۴۰ هزار تومان خریداری کند.
مخاطبی از گرگان هم نوشت: «یک خانواده سه نفره هستیم. رفتم با کالابرگ خرید کنم، از سه میلیون تومان بیشتر شد. با کلی خجالت، بعضی از چیزهایی را که گرفته بودم و خیلی هم واجب بود، سرجایش گذاشتم.»
کالابرگ هست، اما فروشگاه قبول نمیکند
شهروندان در حالی از ناکافی بودن مبلغ کالابرگها گلایه دارند که برخی واحدهای صنفی و مغازهداران نیز بهدلیل دریافت نکردن بهموقع مطالبات خود از دولت، از پذیرش کالابرگ خودداری میکنند.
یک مخاطب گفت تنها سه روز پس از دریافت کالابرگ، به هر مغازه یا تعاونی که مراجعه کردهاند، از پذیرش آن خودداری شده است.
شهروندی هم نوشت پس از مراجعه به فروشگاه، فروشنده به او گفته است دیگر کالابرگ قبول نمیکند، زیرا دولت پول کالابرگها را به فروشگاه پرداخت نمیکند.
یکم مردادماه نیز مخاطبان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از بدهی دولت به فروشگاهها برای تسویه کالابرگها خبر داده و گفته بودند برخی مغازهها بهدلیل طلب چند صد میلیون تومانی، از فروش کالا در قالب این طرح خودداری میکنند.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال در اینستاگرام، ۶۸ درصد شهروندان گفتند اعتقاد دارند فشارهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی، بیشتر به مردم آسیب میزند تا حکومت.
بیش از ۵۶ هزار نفر در این نظرسنجی اینستاگرامی شرکت کردند. ۲۳ درصد شرکتکنندگان گفتند این فشارها هم به مردم و هم به حکومت آسیب میزند و در مقابل، ۹ درصد نیز معتقدند بیشترین فشار به حکومت وارد میشود.
از نظر جنسیت، حدود ۷۶ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی را مردان و ۲۴ درصد را زنان تشکیل میدهند.
در شاخص سن نیز بیشترین مشارکت، مربوط به رده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال با حدود ۳۸ درصد است.
سنین ۳۵ تا ۴۴ سال ۲۹ درصد و رده سنی ۱۸ تا ۲۴ و ۴۵ تا ۵۴ سال هر کدام ۱۲ درصد را تشکیل میدهند.
بررسی هزاران کامنت ثبتشده زیر این پرسش نشان میدهد بحث تنها بر سر این نیست که چه کسی هزینه بیشتری میپردازد.
مخاطبان درباره تورم و کمبود کالا، نقش مسئولان در انتقال فشار به خانوارها، تاثیر تحریم بر درآمد حکومت و همچنین امکان تغییر سیاسی در نتیجه فشار خارجی، استدلالهای متفاوتی مطرح کردهاند.
مهمترین مضمون در میان پیامهایی که آسیب به مردم را برجسته میکنند، دشوارتر شدن زندگی روزانه است.
شهروندان از افزایش قیمتها، فرسایش درآمد، کاهش قدرت خرید و سنگینتر شدن بار زندگی خانوادههای کمدرآمد سخن گفتهاند.
برخی با اشاره به مشکلات درمان و دسترسی به دارو هشدار دادهاند پیامدهای تحریم برای همه یکسان نیست و شهروندانی که منابع مالی کمتری دارند، زودتر تحت فشار قرار میگیرند.
یکی از مخاطبان نوشت: «فقط مردم کمرشان خم میشود.»
توصیفی که این شهروند به کار برده، بازتابدهنده استدلالی پرتکرار است: حتی هنگامی که هدف رسمی فشارها حکومت است، هزینههای اقتصادی میتواند از مسیر قیمت کالاها و خدمات به زندگی عمومی منتقل شود.
چرا بسیاری از مسئولان مصون ماندهاند؟
در بخش دیگری از کامنتها، مساله اصلی شکاف میان زندگی مردم و مقامهای حکومتی است.
نویسندگان استدلال کردهاند که دسترسی به ثروت، منابع ارزی، موقعیتهای رانتی و امکانات ویژه، ممکن است مسئولان و نزدیکان آنان را از بخشی از فشارها دور نگه دارد.
این برداشت در برخی پیامها با انتقاد از فساد و نحوه تخصیص منابع دولتی همراه است.
یک شهروند نوشت: «بار اصلی فشار روی مردم است. اگرنه، حکومت که خوشحال هم میشود ببیند مردم روز به روز بدبختتر میشوند.»
گروهی دیگر گفتهاند حکومت خود نیز از محدودیتهای اقتصادی، کاهش درآمدها و دشوارتر شدن تامین منابع آسیب میبیند، اما میتواند بخشی از این هزینه را به مردم منتقل کند. بنابراین برای آنان، پاسخ به پرسش یک انتخاب ساده میان دو طرف نیست؛ شدت آسیب و مسیر انتقال آن اهمیت دارد.
یکی از پررنگترین اختلافنظرها درباره نسبت رنج کنونی و چشمانداز تغییر سیاسی است.
شماری از کاربران با وجود اذعان به آسیب دیدن شهروندان، تحمل فشار را به امید تضعیف یا تغییر حکومت، قابل قبول میدانند.
در یکی از کامنتها آمده است: «مردم تحمل میکنند، چون برای رسیدن به فردای ایران آزاد، این رنج ارزشش را دارد.»
در سوی دیگر، مخالفان چنین رویکردی گفتهاند هیچ تضمینی وجود ندارد که فشار اقتصادی به تغییر مطلوب منجر شود.
از نگاه آنان، فرسایش سفره خانوادهها ممکن است سریعتر و ملموستر از هر اثر سیاسی بر ساختار قدرت رخ دهد.
برخی نیز سیاستهای آمریکا و عملکرد حکومت ایران را همزمان در تشدید فشار بر زندگی مردم موثر دانستهاند.
در چند کامنت، تحریم به درمانی دردناک تشبیه شده است؛ تشبیهی که نشان میدهد حتی میان موافقان افزایش فشار خارجی نیز آگاهی از هزینه انسانی آن وجود دارد.
در مقابل، شهروندان دیگری معتقدند تبدیل شدن این هزینه به تغییر سیاسی روشن، فرضی اثباتنشده است و نمیتوان از پیش درباره آن اطمینان داشت.
نتیجهای فراتر از سه گزینه
بررسی جوابها، غلبه برداشت «آسیب بیشتر به مردم» را در میان پاسخدهندگان به پرسش ایراناینترنشنال نشان میدهد. اما همزمان، تصویر پیچیدهتری نیز ارائه شده است: برخی اثر فشار را منفی و بیحاصل دانستهاند؛ برخی آن را پرهزینه اما از نظر سیاسی ضروری قلمداد کردهاند؛ و عدهای نیز میان آثار فوری بر خانوار و آثار احتمالی درازمدت بر حکومت، تمایز قائل شدهاند.
این تفاوت مهم است، زیرا انتخاب گزینه «مردم» لزوما به معنای مخالفت با تمام اشکال فشار خارجی نیست؛ همانطور که انتخاب گزینه «حکومت» الزاما به معنای انکار دشواریهای معیشتی مردم نیست.
نظرات شهروندان نشان میدهند موضعگیری درباره فشارهای آمریکا با برداشت مخاطبان از مسئولیت حکومت، تجربه اقتصادی شخصی و امید یا تردید نسبت به تغییر سیاسی، درهمتنیده است.
یک عضو یگان تکاوری پلیس در حمله افراد مسلح در منطقه نصرتآباد زاهدان کشته شد. همچنین حمله به خودروی حامل کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در مسیر نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان یک کشته بر جای گذاشت.
وبسایت حالوش پنجشنبه ۱۶ مهر از حمله افراد مسلح به خودروی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در منطقه نصرتآباد زاهدان خبر داد.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، نوشت: «افراد مسلح خودروی نیروهای یگان تکاوری را هدف قرار دادند که در جریان آن خودرو متوقف شد و سرنشینان آن دچار تلفات شدند.»
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی، از جمله خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، این حمله را «تروریستی» خواندند و به نقل از پلیس سیستان و بلوچستان گزارش دادند ستوانسوم وحید عنایت، عضو یگان تکاوری، در جریان آن جان باخته است.
پلیس استان نام نیروی انتظامی کشته شده را وحید عنایت اعلام کرد و از «شناسایی مهاجمان» و ادامه عملیات برای بازداشت آنها خبر داد.
جمشید رخشانینسب، فرماندار زاهدان، در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا، این حمله را به «اشرار» نسبت داد و گفت مهاجمان هنگام گشتزنی نیروهای یگان تکاوری در منطقه نصرتآباد به سوی آنان تیراندازی کردند.
او افزود: «این حمله به سرعت با واکنش متقابل نیروهای پلیس مواجه شد.»
تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی نیز هویت مهاجمان را اعلام نکردهاند.
سیستان و بلوچستان در هفتههای اخیر شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
بر اساس گزارشها، دستکم پنج عضو فاطمیون ۱۰ مهر در حمله افراد مسلح در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند.
لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد الشعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب انقلاب ملی ایرانیان ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران، به کشتار معترضان پرداخت.
حمله به کارکنان نیروی زمینی ارتش
روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای اعلام کرد افراد مسلح به خودروی حامل کارکنان این لشکر در استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
در این بیانیه آمده است: «مینیبوس حامل کارکنان لشکر مستقر در سواحل مکران که برای تعویض شیفت در مسیر بودند، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.»
به گفته روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی، در این حمله یک نفر به نام محمدرضا اوکاتی جان باخت و سه نفر دیگر زخمی شدند.
ایرنا نیز گزارش داد این حمله در محدوده نیکشهر، واقع در ۵۱۰ کیلومتری جنوب زاهدان، رخ داده است.
در هفتههای اخیر، افراد مسلح چندین بار به مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی در سیستان و بلوچستان حمله کردهاند.
۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور نیروی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایستبازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
۱۵ شهریور نیز ابوالفضل عودی و کیوان رمرودی، دو نیروی «قرارگاه عملیاتی شهید میرحسینی»، در تیراندازی افراد مسلح به یک خودروی پشتیبانی در منطقه کورین زاهدان جان باختند.
حمله به مقر فرماندهی انتظامی گلشن
شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، افراد مسلح به مقر فرماندهی انتظامی شهرستان گلشن در شهر جالق استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
جبهه مبارزین مردمی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد اعضای این گروه در این حمله از مین و آرپیجی نیز استفاده کردهاند.
بر اساس این بیانیه، مهاجمان هنگام ورود خودروی حامل فرمانده ستاد به محوطه مقر، به سوی آن آتش گشودند و سپس نیروهای مستقر در ساختمان را هدف گرفتند.
جبهه مبارزین مردمی افزود در جریان این حمله، شش نفر از نیروهای فراجا «مورد اصابت قرار گرفتند».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان شامگاه ۱۵ مهر از وقوع انفجاری مهیب در محدوده ستاد فرماندهی انتظامی جالق و شنیده شدن صدای تیراندازی ممتد در منطقه خبر داده بود.
این نهاد نوشته بود: «شماری از نیروهای نظامی در جریان این درگیری مجروح و برای درمان به مراکز درمانی منتقل شدند.»
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ»، از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
خبر کمک ۲۰۰ میلیون دلاری تهران به حزبالله لبنان، که با واکنش ایالاتمتحده هم مواجه شد، خشم شهروندان را برانگیخت. مخاطبان ایراناینترنشنال با اشاره به فقر و کاهش قدرت خرید، حکومت را به نادیده گرفتن نیازهای ایرانیان و هزینه کردن منابع کشور برای نیروهای نیابتی متهم کردند.
تامی پیگات، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در گفتوگو با یک رسانه لبنانی گفت حزبالله «برای انتشار چنین داستانهایی از قول منابع ناشناس، همه دلایل لازم را دارد، اما پولی آنجا نیست».
به گفته این مقام آمریکایی، حزبالله با «داستانهای جعلی درباره سرازیر شدن پول از ایران» میخواهد نشان دهد هنوز میتواند از هوادارانش حمایت کند. این در حالی است که فشار آمریکا بر منابع مالی این گروه افزایش یافته است.
پیگات درباره وضعیت جمهوری اسلامی هم گفت: «صادرات نفت ایران در محاصره است، ارزش پولش در حال سقوط آزاد است و حکومت نگران پشت سر خود است.»
در پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از شهروندان با مقایسه هزینههای زندگی و درآمد خود با مبالغ ادعایی اختصاصیافته به حزبالله، از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ابراز انزجار کردند.
برخی نیز با اشاره به مشکلات معیشتی خانوادهها، ناتوانی شهروندان در تامین هزینههای زندگی و نیازهای اولیه و وضعیت بیماران، گفتند هزینهکرد حکومت برای لبنان در شرایط بحران اقتصادی ایران، نشانه بیاعتنایی به فقر ایرانیان است.
یکی از شهروندان با اشاره به وضعیت معیشتی مردم گفت: «به هر خانواده حزبالله ۸۰۰ میلیون تومان میدهید، اما برای مردم ایران نفری ۵۰۰ هزار تومان سبد کالا واریز میکنید و چند ساعت بعد همان را هم پس میگیرید. پول این کشور حق مردم است، نه حزبالله.»
شهروندی دیگر گفت: «به سربازی که هشت ماه زیر موشک بود و هیچ راه فراری نداشت، هفت میلیون تومان حق جنگ دادند؛ بعد به حزبالله، از پول ما، ۸۰۰ میلیون دادند.»
خبرگزاری رویترز ۱۵ مهر در گزارشی نوشت حزبالله این پول را در ماه سپتامبر دریافت کرده و قرار است در مرحله نخست به هر خانواده سه هزار دلار پرداخت کند.
نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران اکنون حدود ۲۶۷ هزار تومان است و سه هزار دلار معادل حدود ۸۰۰ میلیون تومان میشود.
شهروندی از نیشابور نوشت مردم ایران در فقر زندگی میکنند، اما جمهوری اسلامی سرمایههای کشور را در اختیار گروههای نیابتی خود قرار میدهد.
مخاطبی از ملارد نیز با اشاره به کمک مالی به حزبالله گفت سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی فشار اقتصادی را بر مردم ایران تشدید کرده است.
مقایسه کمک به حزبالله با دستمزد کارمندان و کارگران
بخش دیگری از واکنشها به مقایسه مبلغ کمک به حزبالله با حقوق کارکنان دولت، کارگران، کارمندان و هزینههای زندگی اختصاص یافته است.
یک معلم ساکن تهران با ۱۸ سال سابقه کار گفت: «حقوق یک سال من حدود ۳۰۰ میلیون تومان است، بعد شما ۸۰۰ میلیون پول ما را به لبنانیها دادید.»
یک کارمند فرمانداری نیز با اشاره به ۲۹ سال سابقه کار و مدرک کارشناسی ارشد خود گفت مجموع دریافتی ماهانهاش ۳۵ میلیون تومان است.
مقامهای جمهوری اسلامی انتقال این مبلغ را بهطور رسمی تایید نکردهاند. دولت آمریکا نیز روایت مطرحشده درباره انتقال پول را رد کرده است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در بیانیهای حزبالله را متهم کرد که «با داستانهای جعلی درباره ورود پول از ایران، تلاش میکند آبروی خود را حفظ کند».
با این حال، آنچه در پیامهای شهروندان برجسته است، خشم آنان نسبت به فاصله میان درآمد مردم ایران و منابع مالی اختصاصیافته به متحدان منطقهای جمهوری اسلامی است.
شهروندی یادآوری کرد مسعود پزشکیان و معاونش از اولویت داشتن مردم سخن میگویند، اما همزمان منابع مالی کشور را در اختیار حزبالله قرار میدهند.
او همچنین نگرانی خود را از نقش این کمکها در ادامه درگیریهای مسلحانه و کشته شدن غیرنظامیان بیان کرد.
اینجا مردم وسایل خانه را برای خرید دارو میفروشند
شماری از شهروندان در پیامهای خود، کمک به حزبالله را با هزینههای روزمره زندگی در ایران مقایسه کردند و از پیامدهای بحران معیشتی گفتند.
شهروندی گفت همسر و پسرش برای تامین مخارج خانه ناچار شدهاند تلفنهای همراه خود را بفروشند.
او افزود در حالی که خانوادهاش برای تامین هزینههای روزمره با مشکل روبهروست، حکومت منابع مالی کشور را به لبنان اختصاص میدهد.
شهروند دیگری با اشاره به افزایش هزینه درمان پدرش گفت: «فقط سه قلم داروی فشار خون و قلب برای پدرم خریدم که هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد. برای خرید بقیه داروها پول نداشتم. انسولین هم پیدا نمیشود. قبلا این داروها حتی ۵۰۰ هزار تومان هم نمیشد.»
او از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزبالله در شرایطی که خانوادهاش توان خرید داروهای ضروری را ندارد، انتقاد کرد.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود کمبود گسترده دارو و افزایش قیمتها، شماری از بیماران را به قطع درمان، کاهش دوز دارو یا مصرف یک روز در میان داروهایشان وادار کرده است.
برخی دیگر با اشاره به افزایش قیمت مواد غذایی و ناکافی بودن درآمد و کمکهای معیشتی، سیاست هزینه کردن منابع کشور در خارج از مرزها را محکوم کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت وضعیت کار و درآمد خانوادهاش چنان وخیم شده که از پس مخارج زندگی برنمیآیند.
او افزود حکومت برای پرداخت یارانه و کالابرگ بر مردم ایران منت میگذارد، اما برای حمایت مالی از گروههای مورد حمایت خود در لبنان هزینه میکند.
رویترز اواخر خرداد نیز گزارش داده بود حزبالله پس از متحمل شدن خسارتهای جنگ، در انتظار دریافت حمایت مالی بیشتر از جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر خبر داده بود تهران در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرده است.
انتقاد از اولویتهای هزینهکرد منابع کشور
برخی مخاطبان با محاسبه معادل ریالی کمک ۲۰۰ میلیون دلاری، تلاش کردند ابعاد این مبلغ را در مقایسه با نیازهای اقتصادی خانوارهای ایرانی نشان دهند.
یکی از شهروندان گفت این مبلغ میتواند به تامین هزینههای زندگی دهها هزار خانواده ایرانی کمک کند.
مخاطب دیگری با خطاب قرار دادن مجتبی خامنهای، گفت: «ملت خودت را رها کردهای و از پول ملت ایران به مردم لبنان میدهی. ارث پدرت که نیست. چراغی که به خانه رواست، به لبنانیها حرام است.»
در پیام دیگری، یکی از شهروندان با اشاره به فشار تورم و هزینههای روزمره گفت دولت برای افزایش اندک اعتبار کالابرگ با محدودیت روبهروست، اما صدها میلیون دلار به حزبالله اختصاص میدهد.
شماری از مخاطبان نیز حمایت مالی از حزبالله را نه اقدامی جداگانه، بلکه بخشی از سیاست چندین ساله جمهوری اسلامی در تامین مالی گروههای نیابتی منطقه دانستند.
در پیامهای این مخاطبان، خشم از وضعیت معیشتی با مخالفت با سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیوند خورده است.
مجله آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههایی برای حمله به اهدافی در ایران تهیه کند که پیش از انتخابات میاندورهای قابل اجرا باشند. به گفته منابع این رسانه، هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای این حملات گرفته نشده است.
این مجله چهارشنبه ۱۵ مهر به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت این برنامهریزی نشاندهنده تمایل شدید دونالد ترامپ به کاهش قیمت بنزین و نشان دادن پیشرفت در مناقشه با جمهوری اسلامی پیش از رایگیری است. انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان برگزار میشود.
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، که هماهنگی عملیات جنگی را بر عهده دارد، این طرحها را تهیه میکند. دامنه حملات احتمالی، اهداف و تصمیم نهایی درباره اجرای آن همچنان محل بحث است.
یک فرد جمهوریخواه آگاه از رایزنیهای دولت آمریکا که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به این مجله گفت چنین اقدامی میتواند این تصویر را ایجاد کند که ترامپ به پیروزی رسیده و قیمت بنزین نیز در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، به نوشته آتلانتیک، حتی حامیان این طرحها اذعان دارند که حملات محدود، بهتنهایی، حکومت ایران را به پای میز مذاکره نمیکشاند، عبور امن از تنگه هرمز را برقرار نمیکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات پایین نمیآورد.
این رسانه نوشت موافقان حمله معتقدند اقدام نظامی تازه پس از ماهها آرامش شکننده میتواند فرصتی برای قدرتنمایی و اعلام نوعی پیروزی به ترامپ بدهد و موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات تقویت کند. عملیات محدود ممکن است پس از انتخابات با اقدام نظامی گستردهتری دنبال شود.
گزینههای حمله و اختلاف بر سر زمان اجرا
یک مقام کاخ سفید به آتلانتیک گفت ترامپ «همواره، همه گزینهها» را در اختیار دارد. او افزود: «کار به یکی از دو شکل پیش خواهد رفت؛ راه آسان یا راه سخت.» این مقام به پرسشهای مجله درباره زمان حملات احتمالی پاسخ نداد.
به گزارش آتلانتیک، پنتاگون در هفتههای اخیر گزینههایی برای ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات به ترامپ ارائه کرده بود؛ از حملات کوچک تا عملیات بسیار گسترده، از جمله ضربات بیشتر به صنعت انرژی ایران. سنتکام اکنون گزینههای حمله پیش از انتخابات را نیز تدوین میکند.
این مجله نوشت ترامپ نشانههایی از تمایل خود به حمله دوباره به جمهوری اسلامی بروز داده است، اما مشاورانش معتقدند بهتر است این اقدام به پس از انتخابات موکول شود. استراتژیستهای جمهوریخواه نیز تاکید کردهاند که این حزب از بازگشت جنگ به صدر خبرها استقبال نمیکند، بهویژه اگر به کشته شدن شمار بیشتری از آمریکاییها منجر شود.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با تایم که نهم مهر منتشر شد، احتمال ازسرگیری حملات هوایی پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده بود. او ۳۱ شهریور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی را در صورت نرسیدن به توافق، به «نابودی سریع» تهدید کرد.
در همین حال، آسوشیتدپرس دهم مهر از اعزام حدود ۹ هزار نیروی نظامی آمریکا با مجموعهای از ناوهای جنگی به خاورمیانه خبر داد. به نقل از یک مقام آمریکایی، این جابهجایی ممکن است شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را تا پایان اکتبر، اوایل آبان، به سه فروند برساند.
دو مقام دولت آمریکا به آتلانتیک گفتند کاخ سفید معتقد است تهران از آغاز درگیریها تاکنون، هیچگاه به این اندازه ضعیف نبوده است. یک مشاور نزدیک ترامپ نیز گفت گاهی به نظر میرسد سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد و گاهی مقامهای سیاسی که تا حدی میانهروتر هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، تندروها در مجموع دست بالا را دارند و تمایل چندانی به توافق یا حتی نرمتر کردن مواضع خود نشان ندادهاند. با این حال، برخی از اطرافیان ترامپ معتقدند زمان وادار شدن این گروه به امتیاز دادن نزدیک است. مقامهای دولت در عین حال هشدار دادهاند که [حکومت] ایران ممکن است چند ماه دیگر نیز برای ورود به مذاکرات جدی صبر کند.
این رایزنیها در شرایطی ادامه دارد که رویترز ۱۵ مهر، به نقل از منابع امنیت دریایی، از ثبت بالاترین شمار هفتگی حملات به نفتکشها در هرمز از آغاز جنگ خبر داد. بر اساس دادههای سه منبع، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت و گاز در محدوده تنگه رخ داده است.
آتلانتیک نوشت هر شکلی از حملات تازه، حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه و متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدام تلافیجویانه جمهوری اسلامی قرار میدهد و ذخایر مهمات آمریکا را بیشتر کاهش میدهد. این مجله با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزود قیمت نفت خام معمولا پس از ازسرگیری حملات آمریکا افزایش یافته است.
به ارزیابی آتلانتیک، حمله پیش از انتخابات ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران برای امتیاز دادن انجام شود، اما میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و درست هنگام رایگیری، جنگ و پیامدهای آن را به کانون توجه رایدهندگان بازگرداند.
اطلاعات اختصاصی یک نهاد اطلاعاتی بینالمللی به ایراناینترنشنال نشان میدهد واحد عملیات خارجی حزبالله لبنان، موسوم به واحد ۹۱۰، با هماهنگی نیروی قدس سپاه پاسداران، از میان اتباع خارجی ساکن در ایران، بهویژه دانشجویان موسسه جامعهالمصطفی، جذب میکند.
بر اساس این اطلاعات، حزبالله دستکم چهار واحد مسکونی در قم و تهران را برای جذب، آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده در اختیار دارد. آموزشها شامل کار با سلاح، عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و جاسوسی است.
اطلاعات ارائهشده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که تماس حزبالله با دانشجویان خارجی جامعهالمصطفی و جذب نیرو از میان دانشجویان، دستکم از پنج سال پیش آغاز شده است.
مجموعه اطلاعات ارائهشده، مسئول جذب نیرو، یکی از همکاران او و چهار نفر از افراد جذبشده را معرفی میکند و جزییاتی از محلهای فعالیت این شبکه در ایران ارائه میدهد.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم است که حدود ۱۸ سال پیش به دستور علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، تاسیس شد. این نهاد، با شعبههایی در بیش از ۶۰ کشور دنیا، یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مسئول جذب نیرو و ارتباط با واحد ۹۱۰
یک منبع آگاه از این موضوع در گفتوگو با ایراناینترنشنال، مسئول پرونده عملیاتی حزبالله در ایران را فردی به نام محمد حسن، اهل اندونزی و فارغالتحصیل جامعهالمصطفی معرفی کرد. او زیر نظر فرماندهانی از نیروی قدس سپاه پاسداران، برای طلال حمیه، فرمانده یگان ۹۱۰ حزبالله، کار میکند.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک واحد مسکونی در شهرک ولایت قم برای جذب و آموزش نیرو استفاده میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر، در سال ۲۰۱۲، طلال حمیه را به دلیل حمایت از فعالیتهای تروریستی حزبالله تحریم کرده بود. او در بیانیه وزارت خزانهداری «مسئول سازمان امنیت خارجی حزبالله» معرفی شده بود. وزارت خارجه آمریکا نیز برای اطلاعاتی که به شناسایی محل حضور، بازداشت یا محکومیت او منجر شود، تا ۷ میلیون دلار پاداش تعیین کرده است.
حمیه پس از کشتهشدن مصطفی بدرالدین، به فرماندهی یگان ۹۱۰ رسید و اکنون محمد حسن مشغول جذب نیرو برای او در شهر قم است.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک خانه تیمی در برج کاشانه ۲ در شهرک ولایت، نزدیک بلوارهای حکیم و پیامبر اعظم در شهر قم، برای جذب نیرو و آموزش آنها استفاده میکند.
منابع ایراناینترنشنال همچنین، حبیب مصطفی زعتر، یک روحانی نسبتا جوان ساکن قم، را از همکاران محمد حسن در جذب نیرو معرفی کردهاند. به گفته این منابع، زعتر متولد جبل عامل لبنان، مقیم قم و شهروند آمریکاست و سالانه چند بار به این کشور سفر میکند.
زعتر در حوزه علمیه قم، شرح لمعه و بخش حدود را درس میدهد، بهعنوان مشاور در مرکز اسلامی نور فعال است و در آکادمی بینالمللی حکمت در شهر قم، مباحث دینی شیعه را به زبان انگلیسی درس میدهد.
افزون بر این، زعتر با حوزه علمیه نجف هم ارتباط نزدیکی دارد، مدرس و پژوهشگر آستان عباسی عراق است و شماری از کتابهای دینی مشهور شیعیان را به زبان انگلیسی برگردانده است.
به گفته منابع، تسلط زعتر به زبان انگلیسی، او را به مهره کلیدی جذب نیرو برای حزبالله از میان اتباع خارجی حاضر در حوزه علمیه و مرکز آموزشی جامعهالمصطفی تبدیل کرده است.
هویت چهار فرد معرفیشده به عنوان نیروهای جذب شده
ایران اینترنشنال همچنین توانسته هویت چهار نیروی جذبشده حزبالله را شناسایی کند؛ محمد زکی فطونی، احمد دزیلال مخلص، سید محمدمهدی علی العطاس و محمد صالح سالهاست در ایران آموزش میبینند.
محمد صالح، در تجمع حامیان حکومت
محمد زکی فطونی، رییس شورای رهبری منطقهای بنیاد اهلبیت اندونزی و عضو انجمن فارغالتحصیلان جامعهالمصطفی است. او در مهر ۱۴۰۴ بهعنوان نماینده اندونزی در چهارمین کنگره بینالمللی نهجالبلاغه و حکمرانی علوی در تهران شرکت کرد.
احمد دزیلال مخلص نیز در جامعهالمصطفی درس خوانده و اکنون عضو انجمن فارغالتحصیلان آن است.
سید محمدمهدی علی العطاس، تبعه اندونزی، ریاست انجمن دانشجویان اندونزیایی مشغول تحصیل در ایران را بر عهده دارد و عضو شورای اهلبیت اندونزی است. او در پادکست خود از جمهوری اسلامی حمایت میکند و مواضعی علیه اسرائیل و صهیونیسم دارد. چندی پیش، تصویری از او در راهپیمایی حکومتی و سازمانیافته موسوم به «روز قدس» در شهر قم منتشر شد.
علی العطاس در راهپیمایی روز قدس در شهر قم
چهارمین عضو جذبشده حزبالله در ایران محمد صالح، دانشجوی جامعهالمصطفی و عضو انجمن محصلان حوزه علمیه است که ۹ بهمن ۱۴۰۴، بهعنوان یکی از اعضای انجمنهای طلاب اندونزیایی، تایلندی و مالزیایی، با رضا رمضانی، دبیرکل مجمع جهانی اهلبیت، دیدار کرد.
واحدهای مسکونی مورد استفاده شبکه در قم و تهران
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شبکه تحت هدایت محمد حسن، علاوه بر واحد مسکونی قم، از دستکم سه مکان در محلههای نفت، راهآهن و پونک تهران استفاده میکند.
این مکانها در اطلاعات ارائهشده «خانه عملیات» نامیده شدهاند و نیروی قدس و حزبالله از این واحدها برای آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده استفاده میکنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یکی از خانههای تیمی حزبالله در تهران در خیابان کیش هفتم در شهرک نفت قرار دارد. این گروه همچنین از ملکی در خیابان سروستان سوم غربی در محله راهآهن و ساختمانی در کوچه سرو در خیابان البرز در محله پونک بهعنوان خانه تیمی استفاده میکند.
تمام این فعالیتها در پوشش جامعهالمصطفی انجام میشود؛ بنیادی که در بودجه سالانه کشور یک ردیف بودجه اختصاصی دارد و در سال ۱۴۰۵، ۱۸۰۰ میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص یافت.
وزارت خزانهداری آمریکا در آذر ۱۳۹۹ جامعهالمصطفی را به دلیل کمک به جذب نیرو برای نیروی قدس تحریم کرد. این وزارتخانه اعلام کرد نیروی قدس از دانشجویان خارجی این مرکز برای فعالیتهای اطلاعاتی و جذب نیرو برای گروههای شبهنظامی وابسته به خود استفاده میکند.