روسای ستاد کل ارتش کویت و ترکیه درباره همکاریهای دفاعی و تحولات منطقه گفتوگو کردند


خالد درج سعد الشریعان، رییس ستاد کل ارتش کویت، در جریان سفر رسمی خود به ترکیه، با سلجوق بیرقداراوغلو، رییس ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه، دیدار کرد. در این دیدار، دو طرف روابط همکاریهای نظامی و دفاعی میان دو کشور را بررسی و درباره راههای توسعه و تقویت این همکاریها گفتوگو کردند.
در مقر ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه در آنکارا، مراسم استقبال رسمی از رییس ستاد کل ارتش کویت برگزار شد.
در این طرف، دو طرف همچنین شماری از موضوعهای مورد علاقه مشترک، از جمله آخرین تحولات منطقهای و بینالمللی، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در این سفر، هیاتی از فرماندهان ارشد ارتش کویت، رییس ستاد کل ارتش این کشور را همراهی میکنند.







وزارت خارجه قطر با صدور بیانیهای حملات مکرر جمهوری اسلامی به اردن، بحرین و کویت را به شدت محکوم کرد و این حملات را نقض آشکار حاکمیت این کشورها و نقض صریح قواعد حقوق بینالملل دانست.
در این بیانیه بر ضرورت دور نگه داشتن منطقه از پیامدهای حملات غیرقابل توجیه، ادامه گفتوگو و دیپلماسی و کاهش تنشها تاکید شده و آمده است این رویکرد به تقویت امنیت و ثبات در سطح منطقهای و بینالمللی کمک میکند.
وزارت خارجه قطر همچنین بر همبستگی کامل این کشور با اردن، بحرین و کویت تاکید کرد و حمایت خود را از همه اقدامهای این سه کشور برای حفظ حاکمیت و امنیتشان اعلام کرد.
یک گزارش محرمانه در جمهوری اسلامی که این هفته درز کرده، نشان میدهد میزان خشم عمومی در ایران به بالاترین سطح ثبتشده در میان همه کشورها رسیده و از هر ۱۰ ایرانی، ۹ نفر خواهان تغییر هستند. با این حال، توصیه اصلی این گزارش، نه رفع ریشههای نارضایتی، بلکه مدیریت خشم جامعه است.
این سند که با عنوان «ایران چه میخواهد» تهیه شده و ایرانوایر به آن دست یافته، از سوی علی ربیعی، مشاور اجتماعی مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، تدوین شده است.
ربیعی که سابقه فعالیت در وزارت اطلاعات و سخنگویی دولت را نیز دارد، گزارش خود را بر پایه نتایج نظرسنجی انجامشده در اردیبهشت ۱۴۰۵ از سوی مرکز پژوهشی «آرا» تنظیم کرده و این سند در خرداد در اختیار مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفته است.
نظرسنجی پس از اعتراضات خونین و در بحبوحه جنگ
زمان انجام این نظرسنجی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بررسی پس از اعتراضات سراسری دی ماه انجام شد؛ اعتراضاتی که بنا بر گزارش، نیروهای امنیتی ظرف چند روز دهها هزار معترض را کشتند. همچنین این نظرسنجی همزمان با جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا صورت گرفته؛ جنگی که به کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین جمهوری اسلامی، انجامیده است.
در حالی که رسانههای رسمی ایران هر شب تصاویر میدانهای مملو از جمعیت و شعارهای انتقامجویانه را پخش میکنند، این گزارش تصویری کاملا متفاوت از جامعه ارائه میدهد.
بر اساس نتایج این نظرسنجی، تنها ۹ درصد از پاسخدهندگان خواهان ادامه وضعیت موجود بودهاند و ۹۱ درصد دیگر از اصلاحات، اصلاحات عمیق یا تغییر کامل نظام سیاسی حمایت کردهاند.
این گزارش هیچ توضیحی درباره روششناسی نظرسنجی ارائه نمیکند و از آنجا که پاسخدهندگان در ایران ممکن است از بیان آزادانه نظرات خود در برابر نهادهای حکومتی هراس داشته باشند، نتایج آن با احتیاط تفسیر شده است.
سعید پیوندی، جامعهشناس، که متن کامل گزارش را برای ایرانوایر بررسی کرده، با وجود این محدودیتها، یافتههای آن را در مجموع معتبر دانسته و تاکید کرده است که ارقام منتشرشده احتمالا حداقل میزان واقعی نارضایتی را نشان میدهند، نه حداکثر آن را.
ایران خشمگینترین کشور ثبتشده جهان
مهمترین یافته گزارش، ثبت نرخ ۶۳.۶ درصدی خشم عمومی در ایران است؛ رقمی که بهگفته گزارش، در هیچ کشور دیگری تاکنون ثبت نشده است.
شاخص جهانی احساسات موسسه گالوپ تاکنون هیچ کشوری را با نرخ خشم بالاتر از ۴۷ درصد ثبت نکرده بود؛ رکوردی که پیشتر متعلق به کشور چاد بود. اما بر اساس این گزارش، میزان خشم در ایران از آذر ماه ۱۴۰۴ تاکنون ۱۲ واحد درصد افزایش یافته است.
در خود گزارش نیز تصریح شده که ایران اکنون از نظر میزان خشم و اندوه در صدر تمام کشورهایی قرار گرفته که گالوپ تاکنون بررسی کرده است.
ایران پیشتر نیز در این رتبهبندیها در کنار کشورهایی مانند عراق و افغانستان قرار داشت، اما اکنون از آنها نیز پیشی گرفته است.
نه جنگ، نه تسلیم
در موضوع رویارویی با آمریکا، نتایج نظرسنجی با هیچیک از دو روایت رایج همخوانی ندارد؛ نه روایت رسانههای رسمی که از آمادگی مردم برای جنگ سخن میگویند و نه روایت برخی محافل آمریکایی که انتظار تسلیم جمهوری اسلامی را دارند.
علی ربیعی در این گزارش و جمعبندی خود از نظر مردم ایران درباره جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل توضیحی نمیدهد و تصویری که از افکار عمومی ارایه میکند با اظهارنظر شهروندان و شادمانی آنها پس از کشته شدن رهبران جمهوری اسلامی تفاوتی چشمگیر دارد.
در این گزارش آمده است که ۴۴.۳ درصد پاسخدهندگان گفتهاند بهترین راه، حفظ آتشبس و ادامه مذاکرات است؛ رقمی که تقریباا دو برابر کسانی است که خواهان پایان مذاکرات و آماده شدن برای جنگ هستند.
در مقابل، تنها حدود یک نفر از هر ده نفر گفته حاضر است همه شروط آمریکا را بپذیرد و حدود دو سوم نیز با توقف کامل غنیسازی اورانیوم مخالفت کردهاند.
با این حال، این موضع به معنای اعتماد به مذاکرهکنندگان نیست. کمتر از یکسوم شرکتکنندگان اعتماد بالایی به تیم جدید مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ابراز کردهاند و نزدیک به نیمی از جامعه از آغاز دوباره جنگ بهشدت نگران هستند.
در مجموع، گزارش تصویری از جامعهای ارائه میدهد که هم جنگ را رد میکند و هم تسلیم را، اما در عین حال نه به دیپلماتها اعتماد دارد و نه به فرماندهان نظامی.
جامعهای در آستانه فروپاشی روانی
آمارهای احساسی این گزارش، تصویری بسیار نگرانکننده ترسیم میکند.
نیمی از مردم ایران احساس ناامیدی دارند؛ رقمی که نسبت به آذر ماه سال گذشته هشت واحد درصد افزایش یافته است.
حدود ۴۸ درصد از مردم از غم و افسردگی سخن گفتهاند و ۴۵ درصد نیز دچار ترس و اضطراب مزمن هستند.
بیشترین میزان ناامیدی در میان جوانان و افراد تحصیلکرده دیده میشود؛ همان گروهی که برای بازسازی آینده کشور بیشترین اهمیت را دارند.
ادعای همبستگی ملی زیر سؤال میرود
این گزارش، یکی از مهمترین ادعاهای حکومت در دوران جنگ را نیز زیر سوال میبرد.
بر اساس آمار رسمی خود دولت، ۴۷ درصد مردم حتی در یکی از تجمعهای شبانه حمایت از حکومت شرکت نکردهاند. این رقم در تهران به ۶۱ درصد میرسد.
ربیعی همچنین اذعان کرده است که طرح ثبتنام داوطلبان برای دفاع ملی، برخلاف تبلیغات گسترده حکومت، با استقبال اندکی روبهرو شد و دلیل آن را نگرانی مردم از قضاوت دیگران عنوان کرده است.
گزارش نشان میدهد که ایرانیان میان دفاع از کشور و دفاع از جمهوری اسلامی تفاوت قائل هستند. اکثریت گفتهاند اگر کشور دوباره مورد حمله قرار گیرد از ایران دفاع خواهند کرد، اما این به معنای حمایت از نظام سیاسی نیست.
ایرانی، اما کمتر مذهبی
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش به هویت مردم اختصاص دارد.
بیش از ۸۵ درصد پاسخدهندگان گفتهاند به ایرانی بودن خود افتخار میکنند و سهم کسانی که هویت نخست خود را «ایرانی» میدانند، نه «ایرانی مسلمان»، نسبت به گذشته افزایش یافته است؛ افزایشی که در میان جوانان چشمگیرتر است.
در مقابل، پایبندی مذهبی بهشدت کاهش یافته است.
چهار سال پیش از انقلاب ۱۳۵۷، ۷۹ درصد ایرانیان گفته بودند در ماه رمضان روزه میگیرند. این رقم در سال ۱۴۰۲ به ۴۲ درصد رسید و امسال به حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.
مردم به آینده ایران امید ندارند
با وجود افزایش حس ملیگرایی، تمایل به مهاجرت همچنان بسیار بالاست.
حدود یکسوم مردم گفتهاند اگر امکانش را داشته باشند از ایران مهاجرت خواهند کرد. این رقم در میان افراد زیر ۳۰ سال و تحصیلکردگان دانشگاهی به حدود ۵۰ درصد میرسد.
به تعبیر گزارش، مردم فقط در حال ترک ایران نیستند؛ بلکه آینده ایران را ترک میکنند.
توصیه حکومت: مدیریت نارضایتی، نه حل آن
آنچه این سند را بیش از همه قابل توجه میکند، نه دادههای آن، بلکه توصیههایی است که به مقامهای جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
در این توصیهها هیچ سخنی از اصلاحات سیاسی دیده نمیشود.
به جای آن پیشنهاد شده است که مقامها مردم را قانع کنند که علت مشکلات اقتصادی، تحریمها است نه سوءمدیریت؛ صداوسیما چهرهای فراگیرتر از خود نشان دهد و توزیع کالاهای یارانهای ادامه یابد.
این در حالی است که طبق نتایج همین نظرسنجی، مردم ناکارآمدی مسئولان را، حتی بیش از تحریمها، عامل اصلی مشکلات کشور دانستهاند.
یکی از مهمترین توصیههای گزارش این است که نهادهای حکومتی از اجرای سیاستهایی که آنها را در تقابل مستقیم با جامعه قرار میدهد، پرهیز کنند.
به باور بسیاری از ایرانیان، کاهش سختگیریها در اجرای برخی مقررات اجتماعی نیز نه نشانه مدارا، بلکه تلاشی برای حفظ توان حکومت و جلوگیری از رویارویی گستردهتر با جامعه است.
در پایان، گزارش به مفهوم «اکنونزدگی» یا (Presentism) اشاره میکند؛ وضعیتی که جامعه نه گذشته خود را میخواهد و نه میتواند آیندهای برای خود تصور کند.
این اصطلاح نخستین بار در سال ۱۳۵۳ برای توصیف فضای ایران به کار رفت. چهار سال بعد، همان جامعه انقلاب کرد.
وزارت برق دولت اقلیم کردستان اعلام کرد تولید برق این اقلیم در پی توقف موقت فعالیت میدان گازی خورمور، حدود ۲۵۰۰ مگاوات کاهش یافته است. به گفته این وزارتخانه، کاهش گاز ارسالی به نیروگاهها به دلیل یک «اختلال امنیتی» رخ داده و مقامها در تلاشاند هرچه سریعتر انتقال گاز را از سر بگیرند.
همزمان، شرکت اماراتی دانا گس، بهرهبردار میدان گازی خورمور، اعلام کرد به دلیل آنچه «تهدیدهای امنیتی معتبر» و تشدید تنشهای منطقهای خواند، فعالیت تاسیسات اصلی تولید این میدان را به طور موقت متوقف کرده است. این شرکت گفت این تصمیم برای حفظ ایمنی کارکنان و تاسیسات اتخاذ شده و ازسرگیری فعالیتها به بهبود شرایط امنیتی بستگی دارد.
میدان گازی خورمور در استان سلیمانیه، مهمترین منبع تامین گاز طبیعی نیروگاههای برق اقلیم کردستان است و بخش عمده برق شهرهای این منطقه با گاز تولیدی این میدان تامین میشود.
بهنام سعیدی، عضو هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس جمهوری اسلامی، گفت اگر حملات علیه جمهوری اسلامی تکرار شود، کشورهای حاشیه خلیج فارس در «تاریکی مطلق» فرو خواهند رفت.
او افزود اگر آمریکا به ایران حمله زمینی کند، نیروهای آمریکایی «یا اسیر میشوند یا قتلعام» و جمهوری اسلامی «درسی سخت» به آمریکا خواهد داد تا به گفته او، دیگر به حمله به خاک ایران فکر نکند.
او همچنین با اشاره به روابط تهران و واشینگتن، بدعهدیهای آمریکا را «بیسابقه» توصیف کرد و گفت مذاکره با چنین طرفی با چالشهای جدی روبهرو است.
دنا کراری، شهروند ۵۳ ساله ایرانی-آمریکایی و فعال حوزه فناوری و امور خیریه، پس از حدود ۱۹ ماه ممنوعیت خروج، بازجوییهای متعدد و پیگیریهای حقوقی، ایران را ترک کرد و در مسیر بازگشت به آمریکا قرار گرفت.
سیانان پنجشنبه ۲۵ تیر گزارش داد خروج کراری در حالی انجام شد که او هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شده بود و نگرانیهایی جدی درباره وضعیت جسمانیاش در روزهای پیش رو وجود داشت.
جرد گنسر، وکیل کراری، خروج موکلش از ایران در میانه جنگ و با توجه به بیماری او را «اتفاقی شبیه به معجزه» توصیف کرد.
گنسر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «میخواهم عمیقترین قدردانی خود را از بنیاد جیمز فولی، دایان فولی و بهویژه لیز ریچاردز ابراز کنم که به ما کمک کردند موکلمان، دنا کراری را که از آذر ۱۴۰۳ بر پایه اتهامهای بیاساس در ایران گرفتار شده بود، به خانه بازگردانیم.»
او افزود: «در لحظههای جشن، بسیار مهم است به یاد داشته باشیم که هر پیروزی حاصل تلاش گروهی است و افراد بیشماری، شناختهشده و ناشناس، بیوقفه برای تحقق آن تلاش میکنند.»
گنسر ادامه داد ریچاردز در بنیاد جیمز فولی، علاوه بر پروندههای دیگر، تلاشها برای آزادی شهروندان آمریکایی زندانی و گروگانها را هدایت کرده و بدون انتظار برای تشکر یا دیدهشدن، در تمام این مسیر دوست و همراهی استوار برای کراری و تیم حقوقی او بوده است.
او نوشت: «مطمئنم بدون او، امروز فرا نمیرسید.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه چهارشنبه ۲۴ تیر در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ایران به یک شهروند آمریکایی که در دسامبر ۲۰۲۴، در دوران ریاستجمهوری جو بایدن خوابآلود، بهناحق بازداشت شده بود، اجازه داد کشور را ترک کند. او اکنون بهسلامت خارج از ایران است و وضعیت جسمانی خوبی دارد. ایالات متحده آمریکا از این اقدام ایران که نشانه حسن نیت بود، قدردانی میکند.»
ترامپ در این پیام نام این شهروند آمریکایی را اعلام نکرد. هویت او ساعاتی بعد از سوی گنسر تایید شد.
سفر به ایران و آغاز پرونده
پرونده کراری تا پیش از اعلام ترامپ بهصورت عمومی مطرح نشده بود. او شهروند دوتابعیتی ایرانی-آمریکایی بود که یک سازمان غیرانتفاعی به نام «بنیاد کودکان مهر» را اداره میکرد. نام شرکت محل فعالیت او منتشر نشده است.
به گزارش اکونومیک تایمز، کراری آذر ۱۴۰۳ برای دیدار با خانوادهاش به شیراز سفر کرد.
گنسر به سیانان گفت هنگامی که او قصد خروج از ایران را داشت، ماموران جمهوری اسلامی گذرنامههای ایرانی و آمریکاییاش را ضبط کردند و مانع خروجش شدند.
بهگفته گنسر، حدود یک ماه بعد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی خودرو حامل کراری و اعضای خانوادهاش را متوقف کردند و کراری برای مدتی کوتاه بازداشت و ساعتها بازجویی شد.
او پس از آن نیز دهها بار مورد بازجویی قرار گرفت و تحت آنچه وکیلش «ممنوعیت اجباری خروج» خواند، قرار داشت.
بهنوشته اکونومیک تایمز، مقامهای جمهوری اسلامی کراری را به «همکاری با دولت متخاصم» و «جاسوسی» متهم کرده بودند. گنسر این اتهامها را بیاساس خواند و گفت موکلش متهم شده، اما هرگز رسما تفهیم اتهام نشده بود.
با این حال، یک منبع آگاه به سیانان گفت کراری بازداشت و تفهیم اتهام شد و سپس با قرار وثیقه آزاد شد، اما ممنوعیت خروج او از ایران ادامه یافت.
بهگفته گنسر، کراری بهدلیل اداره «بنیاد کودکان مهر» هدف قرار گرفت. این سازمان غیرانتفاعی با حمایت مالی اهداکنندگان خصوصی و بر اساس مجوز دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک)، به کودکان محروم در ایران کمک میکرد.
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامهای باقیمانده علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و گفت آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
بهگفته گنسر، ممنوعیت خروج کراری در بهار سال جاری، به دلایلی که هنوز کاملا روشن نیست، منقضی شد و گذرنامههایش به او بازگردانده شد؛ با این حال، نخستین تلاش او برای خروج از ایران ناکام ماند و مقامها او را بازگرداندند.
گنسر افزود با آغاز مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر یادداشت تفاهم، تیم حقوقی کراری فورا با کاخ سفید و مذاکرهکنندگان آمریکایی تماس گرفت و از آنان خواست پرونده او را پیگیری کنند.
او گفت بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، این موضوع در مذاکرات مطرح شده بود و کراری سرانجام ۲۴ تیر از مرز عبور کرد و ایران را ترک کرد.
گنسر همچنین گفت کراری هفته گذشته دچار حمله قلبی شدید شد و درباره وضعیت جسمانی او در روزهای پیش رو نگرانیهای جدی وجود داشت.
او افزود انتظار دارد موکلش در روزهای آینده درباره آنچه بر او گذشته است، توضیح دهد، اما اکنون باید استراحت کند و سلامتی خود را بازیابد.
درخواست برای آزادی دیگر زندانیان
گنسر از جمهوری اسلامی خواست اتهامها علیه افرادی را که در ایران با بنیاد کودکان مهر همکاری میکردند، لغو کند و تاکید کرد آنان بیگناهاند و مرتکب جرمی نشدهاند.
او همچنین خواستار آزادی همه آمریکاییهایی که بهناحق در ایران زندانی شدهاند، همه افرادی که تحت ممنوعیت اجباری خروج قرار دارند و نیز همه زندانیان سیاسی در ایران شد.
سیانان بهنقل از یک مقام آمریکایی نوشت دولت ایالات متحده تا ماه گذشته پرونده دستکم شش شهروند آمریکایی بازداشتشده در ایران را پیگیری میکرد.
رضا ولیزاده و کامران حکمتی از جمله افرادی هستند که دولت آمریکا آنان را رسما در شمار شهروندان «بهناحق بازداشتشده» قرار داده است.
سازمان «گلوبال ریچ» که برای آزادی کامران حکمتی فعالیت میکند، در بیانیهای از خروج کراری استقبال کرد و ابراز امیدواری کرد این تحول نشانهای باشد که حکمتی نیز بهزودی از زندان اوین آزاد خواهد شد.