ترامپ: احتمال حمله بزرگ آمریکا به تاسیسات هستهای کوه کلنگ وجود دارد
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه دوشنبه ۲۲ تیر در گفتوگو با شبکه خبری «سِیلِم» گفت احتمال دارد تاسیسات هستهای کوه کلنگ گزلا هدف یک حمله بزرگ باشد و نیروهای آمریکایی به ورودی این تاسیسات حمله کنند.
او گفت: «ما با نیروهای ویژه و همه امکانات دیگرمان روی تاسیسات هستهای ایران اشراف اطلاعاتی داریم و بهطور گسترده آنها را تحت نظر داریم. کوه کلنگ هم یکی از اهداف احتمالی است؛ هدفی که میشود یک ضربه بزرگ و محکم درست به ورودیاش وارد کرد. فکر میکنم شاید چنین چیزی را ببینید.»
ترامپ در ادامه این گفتوگو بار دیگر تکرار کرد که جمهوری اسلامی نیروی هوایی و دریایی ندارد و تاکید کرد: «تمام کاری که آنها میکنند حرف زدن است و البته از رسانههای جعلی هم بهره میبرند. در استفاده از رسانههای جعلی بسیار موفق هستند، چون این رسانهها دوست دارند ما شکست بخوریم.»
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر از روزنامه نیویورکتایمز نیز انتقاد کرد و گفت این روزنامه پیشتر نوشته بود جمهوری اسلامی نسبت به چهار ماه قبل در موقعیت بهتری قرار دارد. او همچنین مدعی شد نرخ تورم ایران از پنج درصد به ۳۰۱ درصد رسیده است.
شبکه خبری سِیلِم یک شبکه گفتوگومحور نزدیک به جریان راست در آمریکا است و تحت مدیریت سیلم میدیا گروپ اداره میشود. این رسانه آشکارا خود را یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محتوای مسیحی در آمریکا معرفی میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه دوشنبه ۲۲ تیر در گفتوگو با شبکه خبری «سِیلِم» گفت تفاهمنامه میان واشینگتن و تهران در واقع آزمونی برای سنجش میزان پایبندی جمهوری اسلامی بوده است، اما مقامهای ایرانی به آن عمل نکردند.
ترامپ گفت در آمریکا معمول است که طرفها ابتدا به یک یادداشت تفاهم برسند و سپس توافق نهایی را امضا کنند، اما او از مذاکرهکنندگان آمریکایی خواسته بود بهطور مستقیم سراغ توافق نهایی بروند.
او افزود: «این تا حدی یک آزمون بود، اما آنها [جمهوری اسلامی] از پس آن برنیامدند و به آن پایبند نماندند.»
رییسجمهوری آمریکا گفت توافق با جمهوری اسلامی چندین بار نهایی شده بود، اما تهران هر بار از اجرای آن خودداری کرد.
ترامپ همچنین ارزش حقوقی و عملی یادداشت تفاهم را ناچیز دانست و گفت چنین اسنادی، بهویژه هنگام مذاکره با طرفهایی که قابل اعتماد نیستند، معنای چندانی ندارند.
شبکه خبری سِیلِم یک شبکه گفتوگومحور نزدیک به جریان راست در آمریکا است و تحت مدیریت سیلم میدیا گروپ اداره میشود. این رسانه آشکارا خود را یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محتوای مسیحی در آمریکا معرفی میکند.
کیلیان امباپه زیر نظر یورگن کلوپ، در لیورپول؛ زمانی که این تیم در اوج دوران خود قرار داشت. بازی و درخشش مقابل هواداران آنفیلد که هر لحظه خیرهکننده او را با شور و شوق در آغوش میکشیدند. فکر کردن به چنین تصویری، وسوسهبرانگیز نیست؟
اظهارنظرهای یورگن کلوپ در بوستون، هفته گذشته، پس از آنکه فرانسه با درخشش امباپه مراکش را شکست داد و به نیمهنهایی جام جهانی رسید، بار دیگر این تصور را زنده کرد.
رسانه اتلتیک در گزارشی درباره امباپه و لیورپول مینویسد: یکی از بهترین بازیکنان جهان در یک دهه گذشته، اگر به لیورپول میرفت، چگونه میتوانست تاریخ پرافتخار موفقترین باشگاه انگلیس را بازنویسی کند؟
آیا کلوپ میتوانست این ستاره فوقالعاده فرانسوی را حتی بهتر از آنچه هست، کند؟ آیا امباپه میتوانست در دورهای که لیورپول بارها تا آستانه سبقت گرفتن از منچسترسیتی پپ گواردیولا پیش رفت، همان تفاوت سرنوشتساز را رقم بزند؟
فرض ساده این است که اگر امباپه در هر مقطعی بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ به مرسیساید میرفت، حضورش لیورپول را به موفقیتهای حتی بزرگتری میرساند.
بر کسی پوشیده نیست که لیورپول در چندین مقطع برای جذب او تلاش کرد؛ مهمترین آن در سال ۲۰۱۷ بود، زمانی که کلوپ با یک جت اختصاصی از بلکپول پرواز کرد تا با خانواده این مهاجم درباره انتقال او از موناکو، جایی که در نوجوانی ستاره شده بود، گفتوگو کند.
لیورپول از سالها قبل، زمان و منابع قابل توجهی را صرف استعدادیابی امباپه کرده بود؛ بازیکنی که از همان ابتدا نشانههای تبدیل شدن به یکی از ستارههای بزرگ فوتبال جهان را داشت.
در سالهای بعد نیز، از جمله پیش از آنکه امباپه در سال ۲۰۲۲ قراردادش را با پاریسنژرمن تمدید کند، در بخش جذب بازیکن لیورپول بار دیگر درباره امکان جذب او گفتوگوهایی انجام شد.
پس آیا میتوان گفت امباپه همان بازیکنی بود که از دست رفت؟
آمار خیرهکننده گلزنی امباپه و نمایشهای سطح جهانی او، کاملا انتظاراتی را که پس از درخشش او در ۱۶ سالگی شکل گرفته بود، برآورده کرده است.
اما فوتبال همیشه مسیرهای غیرمنتظرهای را طی میکند و هیچ تضمینی وجود نداشت مهاجمی که اکنون در ۲۷ سالگی ۴۴۰ گل برای باشگاه و تیم ملی به ثمر رسانده است، در لیورپول نیز همان موفقیتی را تجربه کند که امروز تصور آن آسان به نظر میرسد.
برای مثال، اگر حضور او تعادل تیم را بر هم میزد چه؟
آیا سادیو مانه اگر امباپه در تیم حضور داشت، همچنان همان بازیکن تاثیرگذار میماند؟
آیا محمد صلاح افت میکرد یا حتی اساسا هرگز به لیورپول نمیآمد؟
و آیا لیورپول مجبور میشد برای تامین هزینه انتقال امباپه، بازیکنانی را بفروشد که بعدها نقش بسیار مهمی در موفقیتهای تیم ایفا کردند؟
فهرست متغیرها طولانی است، اما احساس غالب این است که وقتی بازیکنی در حد و اندازه امباپه در اختیار داشته باشید، کیفیت فردی او کل تیم را به سطحی بالاتر میبرد.
استیون جرارد سالها چنین تاثیری در لیورپول داشت.
لیونل مسی آرژانتین را به قهرمانی جام جهانی ۲۰۲۲ رساند.
امباپه نیز با تاثیرگذاریاش در تیم ملی فرانسه، جایگاه خود را در میان بزرگترین بازیکنان تاریخ کشورش تثبیت کرده است.
او در ۱۹ سالگی قهرمان جام جهانی شد، در سال ۲۰۲۲ به مقام نایبقهرمانی رسید و اکنون نیز در حالی فرانسه را به نیمهنهایی رسانده که همراه با مسی، بهترین گلزن مسابقات است.
امباپه سالها است که در بزرگترین صحنه فوتبال جهان میدرخشد.
اما هنوز مدال قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را در ویترین افتخاراتش ندارد و از زمان پیوستن به رئال مادرید، دو سال پیش، هنوز موفق نشده است لالیگا یا جام حذفی اسپانیا را فتح کند.
البته پیش از آن، یک قهرمانی لیگ فرانسه با موناکو و قهرمانیهای متعدد در لیگ و جام حذفی فرانسه با پاریسنژرمن را تجربه کرده بود.
لیورپول تا چه اندازه به جذب او نزدیک شد؟
سال ۲۰۱۷، زمانی که امباپه ۱۸ سال داشت و لیگ فرانسه را تحت تاثیر قرار داده بود، لیورپول منابع قابل توجهی را صرف تلاش برای جذب این ستاره نوظهور کرد؛ تلاشی که حتی شامل جلسهای خصوصی در هواپیما نیز میشد.
کلوپ به یک شبکه تلویزیونی آلمانی گفت: «گرانترین انتقالی که هرگز انجام نشد، برای لیورپول همین بود. ما از بلکپول به نیس پرواز کردیم. در نیس، تمام اعضای خانواده امباپه سوار جت اختصاصی شدند؛ هواپیمایی که فکر میکنم پنج اتاق داشت یا چیزی شبیه به آن.»
او گفت: «واقعا هر کاری از دستمان برمیآمد انجام دادیم. بعد مدتی با هواپیما پرواز کردیم، با خانواده صحبت کردیم، غذای خوبی خوردیم و در نهایت او به پاریس رفت.»
آن دیدار در دومین فصل حضور کلوپ روی نیمکت لیورپول انجام شد؛ زمانی که تیم او هنوز در حال گذراندن دوران گذار بود.
سادیو مانه، جورجینیو واینالدوم و جوئل ماتیپ، در نخستین فصل حضور کلوپ خریدهای موفقی از کار درآمده بودند و ترنت الکساندر آرنولد نیز از آکادمی باشگاه به تیم اول راه پیدا کرده و به یکی از پدیدههای جوان تبدیل شده بود.
اما فصل ۱۸-۲۰۱۷، فصلی تحولآفرین بود؛ محمد صلاح، اندرو رابرتسون و ویرجیل فندایک به تیم اضافه شدند و یک سال بعد نیز آلیسون بکر به آنها پیوست.
اگر امباپه نیز در کنار آنها حضور داشت و در خط حمله، کنار روبرتو فیرمینو بازی میکرد، خط حمله لیورپول میتوانست به ترکیبی فوقالعاده تبدیل شود.
البته مانه در سمت چپ خط حمله پدیدهای کمنظیر بود و حضور صلاح در سمت راست، جهشی بزرگ در نتایج لیورپول طی سالهای بعد ایجاد کرد.
اما امباپه؟
امباپه زیر نظر کلوپ؟ ایدهای است که آنقدر جذاب است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی گذشت.
لیورپول تصور میکرد شانس جذب او را دارد، اما در عین حال میدانست از نظر مالی، انجام چنین انتقالی تا چه اندازه دشوار است.
واقعیت این بود که احتمال حضور امباپه در آن مقطع بسیار اندک بود و حتی اگر این انتقال انجام میشد، برنامههای نقلوانتقالاتی دیگر باشگاه نیز تغییر میکرد.
در همان تابستانی که امباپه با قراردادی قرضی همراه با بند خرید اجباری به ارزش **۱۸۰ میلیون یورو** (۱۶۵ میلیون و ۷۰۰ هزار پوند؛ ۲۰۵ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار) به پاریسنژرمن رفت، محمد صلاح، دومینیک سولانکه و الکس اکسلید چمبرلین به آنفیلد آمدند.
شاید جذب سولانکه و اکسلید چمبرلین قربانی انتقال امباپه میشد.
اما اگر این قربانی، محمد صلاح بود چه؟
با همه آنچه امروز درباره امباپه میدانیم، آیا او میتوانست با همتیمیهای هجومی لیورپول ارتباطی بهتر از مثلث مشهور «مانه–فیرمینو–صلاح» برقرار کند؟
با وجود این، رویاپردازی هواداران متوقف نشد.
سال ۲۰۱۹، هشتگ #Mbappe2020 در شبکههای اجتماعی ترند شد.
گمانهزنیهایی نیز مطرح بود مبنی بر اینکه قرارداد جدید لباس لیورپول با شرکت **نایکی**، که اسپانسر امباپه نیز بود، شاید بتواند به این انتقال کمک کند.
اما کلوپ بهخوبی میدانست مبلغ مورد نیاز برای جذب امباپه، بسیار فراتر از چیزی است که مالکان باشگاه، گروه Fenway Sports Group، حاضر باشند پرداخت کنند.
او آن زمان به خبرنگاران گفت: «مطلقا هیچ شانسی وجود ندارد. بابت اینکه این داستان را تمام میکنم، متاسفم.»
شاید جذابترین سناریو این بود که امباپه در سال ۲۰۲۲ به لیورپول میپیوست.
در آن مقطع، لیورپول زیر نظر کلوپ قهرمان لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا شده بود، اما محمد صلاح هنوز درباره تمدید قراردادش تصمیم نگرفته بود و سادیو مانه نیز در ماه ژوئن راهی بایرن مونیخ شد.
با این حال، امباپه تصمیم گرفت قراردادش را با پاریسنژرمن تمدید کند؛ آن هم در شرایطی که با باشگاههای دیگری، بهویژه رئال مادرید، مذاکره کرده بود.
امباپه سال ۲۰۲۲ تایید کرد که هنگام بررسی گزینههای مختلف، با لیورپول نیز گفتوگو کرده است.
او به دیلی تلگراف گفت: «کمی صحبت کردیم، اما نه خیلی زیاد. با لیورپول صحبت کردم، چون این باشگاه، تیم محبوب مادرم است؛ مادرم عاشق لیورپول است. نمیدانم چرا؛ باید از خودش بپرسید!»
امباپه گفت: «لیورپول باشگاه بزرگی است و پنج سال قبل هم با آنها ملاقات کرده بودیم. زمانی که در موناکو بودم، با آنها دیدار کردم. باشگاه بزرگی است.»
تابستان ۲۰۲۳ نیز بار دیگر نام لیورپول در کنار امباپه مطرح شد؛ زمانی که شایعاتی درباره احتمال جدایی قرضی یکساله او منتشر شد.
باشگاه الهلال عربستان پیشنهادی ۲۵۹ میلیون پوندی، که در آن زمان رکورد جهان محسوب میشد، برای جذب او ارائه کرده بود.
با این حال، کلوپ تاکید کرد که هیچ چیز برای لیورپول تغییر نکرده است.
او گفت: «میتوانم بگویم بازیکن فوقالعادهای است، اما شرایط مالی این انتقال اصلا با وضعیت ما همخوانی ندارد.»
یک سال بعد، زمانی که امباپه سرانجام به رئال مادرید پیوست، وضعیت مالی لیورپول تغییری نکرده بود و این باشگاه نیز دیگر در رقابت برای جذب او حضور نداشت.
امروز، در شرایطی که امباپه در اوج دوران حرفهای خود قرار دارد، انتقال او به لیورپول چیزی جز یک خیال نیست.
تصویری که از در آغوش گرفتن کلوپ و امباپه پس از گفتوگوی آنها در کنار زمین ثبت شد، فقط بر جذابیت این داستان افزود.
کلوپ پیش از آنکه جزئیات تازهای از تلاش لیورپول برای جذب امباپه در سال ۲۰۱۷ را فاش کند، برای مادر او که روی سکوها حضور داشت، بوسهای فرستاد.
برخی انتقالها تاریخ را میسازند. برخی دیگر، برای همیشه در خیال باقی میمانند و «امباپه در لیورپول»، یک خیال است؛ و شاید نیمی از جذابیت این داستان نیز دقیقا در همین باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در نامهای به کنگره اعلام کرد نیروهای آمریکایی از بامداد سهشنبه ۱۶ تیرماه، حملات «دفاعی» تازهای را علیه اهداف نظامی در ایران آغاز کردهاند و برای اقدامات بیشتر آمادهاند. او تاکید کرده نیروهای زمینی آمریکا در این حملات دخالت ندارند.
ترامپ در این نامه که ۱۹ تیر برای کنگره ارسال کرده است، آغاز دور تازه حملات نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی را تایید کرد و گفته است هدفش «آگاه کردن» کنگره از اقدام نظامی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران است.
ترامپ در نامه خود نوشته است نیروهای مسلح آمریکا به دستور او حملاتی را علیه سایتهای پرتاب موشک، سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات و داراییهای نظامی دریایی، زیرساختهای پشتیبانی نظامی و قابلیتهای فرماندهی و کنترل در داخل ایران آغاز کردهاند.
او با تاکید بر اینکه نیروهای زمینی آمریکا در این حملات دخالت ندارند، نوشته عملیات بهگونهای «محدود، سنجیده و برنامهریزیشده» اجرا شده است تا تلفات غیرنظامیان به حداقل برسد.
آمادهباش آمریکا برای حملات بیشتر
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از نامه خود اعلام کرد نیروهای این کشور همچنان برای انجام اقدامات نظامی بیشتر آمادهاند تا «در صورت ضرورت و متناسب با شرایط، با تهدیدها و حملات بیشتر علیه ایالات متحده یا متحدان و شرکای آن مقابله کنند.»
ترامپ در این نامه هدف حملات را حفاظت از نیروهای آمریکایی در منطقه، دفاع از خاک آمریکا، پیشبرد منافع ملی این کشور، تامین عبور ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز و دفاع از متحدان و شرکای منطقهای واشینگتن اعلام کرد.
او همچنین گفت هدف گستردهتر عملیات، اطمینان یافتن از این است که دولت جمهوری اسلامی «دیگر تهدیدی برای ایالات متحده و متحدان و شرکای آن نباشد».
فرماندهی مرکزی آمریکا پیشتر اعلام کرده بود در دور نخست حملات تازه، بیش از ۸۰ هدف را در ایران زده و بیش از ۶۰ شناور کوچک متعلق به سپاه پاسداران را هدف قرار داده است.
یک مقام آمریکایی نیز گفت سامانههای پدافند هوایی، تجهیزات نظارت ساحلی، موشکهای زمینبههوا، موشکهای کروز ضدکشتی و سایتهای پرتاب پهپاد در میان اهداف بودهاند.
وزارت بهداشت جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد این حملات در دو روز دستکم ۱۴ کشته و ۷۸ زخمی در پنج استان بر جای گذاشته است.
از تفاهمنامه آتشبس تا حمله به کشتیها
ترامپ در نامه خود با اشاره به سابقه آتشبس در جنگ با جمهوریاسلامی، نوشت دولت او در دوره آتشبس برای دستیابی به راهحلی دیپلماتیک تلاش کرد که نتیجه آن امضای یک یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی در ۲۷ خرداد بود.
متن تفاهمنامه موقت که کاخ سفید یک روز پس از امضا برای کنگره فرستاد، «یادداشت تفاهم اسلامآباد میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» نام داشت.
بر اساس آن، واشینگتن متعهد شده بود محاصره دریایی بندرهای ایران را ظرف ۳۰ روز پایان دهد و جمهوری اسلامی نیز باید عبور رایگان و ایمن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را برای ۶۰ روز تضمین میکرد. دو طرف همچنین قرار بود در همین مهلت درباره توافقی نهایی مذاکره کنند.
ترامپ در نامه تازه خود جمهوری اسلامی را متهم کرد که با وجود این تعهد، در فاصله ششم تا هفتم ژوئیه به چند کشتی تجاری با پرچم کشورهای بیطرف در تنگه هرمز حمله کرده است.
سپاه ۱۶ تیر دستکم دو موشک به سوی دو کشتی تجاری در نزدیکی تنگه هرمز شلیک کرده است. یکی از آنها یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطر بود که پس از اصابت، در اتاق موتور آن آتشسوزی رخ داد.
قطر جمهوری اسلامی را مسئول حمله به کشتی حامل گاز خود دانست، اما تهران این اتهام را رد کرد و در مقابل، حملات آمریکا را نقض تفاهمنامه آتشبس خواند.
ترامپ پس از آغاز حملات تازه گفت حتی در صورت ادامه مذاکرات، آتشبس «پایان یافته است». مقامهای جمهوری اسلامی همزمان گزارشها درباره درخواست تهران برای بازگشت به مذاکرات را رد کردند و بر اجرای طرح خود برای «مدیریت تنگه هرمز» تاکید کردند.
ترامپ در مقابل، ۲۲ تیر اعلام کرد آمریکا محاصره دریایی ایران را از سر میگیرد و کشتیهای ایرانی اجازه عبور از تنگه هرمز را نخواهند داشت؛ اقدامی که چشمانداز بازگشت به آتشبس را مبهمتر میکند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، درباره افزایش حملات متقابل آمریکا و جمهوری اسلامی گفت: «اگر آمریکا موفق شود امنیت عبور کشتیهای تجاری را در تنگه هرمز دوباره برقرار کند، این احتمال وجود دارد که سپاه پاسداران با تشدید حملات به ناوگان آمریکا و کشتیهای تجاری، تلاش کند این مسیر دریایی را ناامن کند.»
او افزود: «در صورت تشدید درگیریها، با توجه به موضع پیشین جمهوری اسلامی درباره صادرات نفت، احتمال هدف قرار گرفتن نفتکشها و تاسیسات نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز قابل تصور است.»
روزنامه هاآرتص در گزارشی تحقیقی نوشت موساد در چارچوب پروژهای برای تغییر حکومت در ایران، محمود احمدینژاد را بهعنوان گزینه رهبری ایران پس از جمهوری اسلامی در نظر گرفته بود و ارتباط با او از یک سال پیش از حمله هفتم اکتبر آغاز شده بود.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، میگوید پرسش اصلی این است که آیا ارتباط محمود احمدینژاد با موساد با اطلاع و هماهنگی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی انجام شده است یا خیر. به گفته او، احمدینژاد در مقطعی که انتظار میرفت اقدامی انجام دهد، هیچ اقدامی نکرد، سپس از خانه امن خارج شد، خود را در اختیار دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی قرار داد و بعدتر نیز در مراسم تشییع علی خامنهای شرکت کرد.