روبیو: ۱۰ ملوان غیرنظامی در تنگه هرمز جان خود را از دست دادهاند
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز سهشنبه به خبرنگاران گفت که ۱۰ ملوان غیرنظامی در نتیجه درگیریهای جاری در تنگه هرمز جان خود را از دست دادهاند.
او افزود: «در نتیجه، بسیاری از کشورها بهصورت خصوصی و برخی بهصورت علنی از ایالات متحده خواستهاند کمک کند تا کشتیهایشان آزاد شوند و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و این شریان حیاتی تجارت جهانی بازگردانده شود.»
وزیر خارجه آمریکا گفت: «بنابراین رییسجمهور ترامپ، مثل همیشه، وارد عمل شد و به این درخواستها پاسخ داد. او به ارتش ایالات متحده دستور داده است که این کشتیهای گرفتار را به سمت امنیت هدایت کند، یک حلقه حفاظتی ایجاد کند تا بتوانند در آن حرکت کنند، کالاهایشان را جابهجا کنند و از منطقه خطر خارج شوند.»
روبیو تایید کرد که نیروهای آمریکا ۷ قایق تندرو ایرانی را در تنگه هرمز نابود کردهاند.
او گفت که آمریکا به پاکسازی مسیر عبور در تنگه هرمز برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی ادامه خواهد داد.
وزیر خارجه آمریکا تاکید کرد: «ما در برابر رژیمهای یاغی مانند رژیم تهران خواهیم ایستاد. و بدون هیچ شرم یا تردیدی از قدرت و توان خود برای اعمال قدرت نظامی در راستای منافع ملیمان استفاده خواهیم کرد—و این اولویت اصلی ما خواهد بود.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در نشست خبری کاخ سفید اعلام کرد: «رئیسجمهور پروژه آزادی را اعلام کرد و هدف آن، نجات نزدیک به ۲۳ هزار غیرنظامی از ۸۷ کشور مختلف است که در داخل خلیج فارس گرفتار شدهاند و توسط رژیم ایران در خلیج فارس رها شده و عملا به حال خود گذاشته شدهاند.»
وزیر خارجه آمریکا ادامه داد: «بیش از دو ماه است که این ملوانان بیگناه و اعضای خدمه تجاری در دریا سرگردان ماندهاند، چون ایران در حال اجرای چیزی است که نه تنها مجرمانه است بلکه اقدامی است از سر استیصال و مخرب.»
او افزود: «آمریکا در حال استقرار تجهیزات برای گسترش چتر دفاعی بر فراز کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز است».
روبیو گفت که آمریکا به هدف قرار دادن پهپادها و قایقهایی که تهدیدی برای نیروهای آمریکایی هستند ادامه خواهد داد.
او گفت: «در هیچ شرایطی ما هرگز نمیتوانیم اجازه دهیم ایران این موضوع را عادیسازی کند که بتواند کشتیهای تجاری را منفجر کند و در آبها مینگذاری کند».
روبیو افزود: «بنابراین پاسخ به این موضوع این است که ما کشتیهای شما را محاصره خواهیم کرد. اگر کشتیهای همه نتوانند خارج شوند، کشتیهای شما هم نمیتوانند خارج شوند. این یک اقدام جنگی نیست. این یک اقدام دفاعی است.»
پاپ لئو، رهبر کاتولیکهای جهان، در پاسخ به انتقادهای دونالد ترامپ گفت که میخواهد پیام دین مسیحیت را با صحبت درباره صلح گسترش دهد، اما مردم آزادند از او انتقاد کنند.
او گفت: «ماموریت کلیسا این است که انجیل و صلح را موعظه کند.»
پاپ افزود: «اگر کسی بخواهد مرا به خاطر موعظه انجیل نقد کند، من فقط امیدوارم که به خاطر ارزش کلام خدا شنیده شوم.»
لئو همچنین بهطور قاطع ایده حمایت خود از سلاحهای هستهای را رد کرد؛ سلاحهایی که کلیسای کاتولیک آنها را غیراخلاقی میداند.
او گفت: «کلیسا سالهاست علیه همه سلاحهای هستهای موضع گرفته است، در این مورد هیچ تردیدی وجود ندارد.»
گزارشهای اخیر ایراناینترنشنال از تنشهای بیسابقه در سطوح عالی قدرت در تهران، از وجود شکافی فراتر از یک اختلاف سلیقه مدیریتی حکایت دارد، بحرانی که میتوان آن را نشانهای از تغییر ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی و حرکت بهسوی نظمی امنیتیتر ارزیابی کرد.
آنچه امروز در فضای سیاسی ایران مشاهده میشود، عبور از مدل سنتی تقسیم کار میان دولت و نهادهای نظامی و حرکت به سمت وضعیتی است که در آن سپاه پاسداران از نقش پنهان و دستکم غیررسمی خود فراتر رفته و به بازیگر مسلط در تمامی ارکان تصمیمگیری تبدیل میشوند.
توصیف مسعود پزشکیان از اقدامات سپاه با عنوان «جنون» و هشدار او درباره پیامدهای جبرانناپذیر این رویکرد را میتوان اعتراف به این واقعیت خواند که نهاد نظامی، نهاد سیاست را به حاشیه رانده است و حاکمیت به سوی نوعی کودتای غیررسمی حرکت میکند.
در تصویر کلی، یک کودتای رسمی منطبق بر تعاریف مرسوم از کودتا دیده نمیشود، اما با بررسی میانِ خطوط میتوان دید که هیات وزیران در عمل یا از فرمانده سپاه دستور میگیرند یا اقداماتی که انجام میدهند در راستای سیاستهای تاییدی و تعیینی آنهاست.
پایان افسانه حاکمیت دوگانه و فلج راهبردی در میدان
مدل حاکمیت دوگانه جمهوری اسلامی سالها بر پایه تعامل دیپلماسی و میدان بنا شده بود. اما اکنون نشانههایی از فروپاشی درونی این تعامل و حرکت سریع بهسوی شکل دیگری دیده میشود که اگر نگوییم «فقط»، بیشتر بر میدان متکی است.
به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی اکنون بهدست همان فرضیهای که زمانی برای تقویت موجودیت جمهوری اسلامی ایجاد شده بود، در حال بلعیده شدن است.
آنچه زمانی «میدان» نامیده میشد؛ یعنی استفاده از نیروهای نیابتی و توان موشکی و نظامی برای تقویت دیپلماسی، حالا به مسیری یکطرفه تبدیل شده است. در این مسیر، دیگر دیپلماسی نیست که از نیروی نظامی بهره میگیرد؛ بلکه سیاست خارجی بیش از پیش زیر سایه نگاه امنیتی و نظامی قرار گرفته است.
در چارچوب روابط بینالملل، وقتی ابزارهای نظامی بدون هماهنگی با بدنه دیپلماتیک وارد عمل میشوند، سیستم دچار ناکارآمدی استراتژیک میشود. بر این اساس، اقدام نظامی بدون اطلاع یا همراهی دولت، نشانهای از چندپارگی در تصمیمگیری و تضعیف انسجام راهبردی است.
آنچه از میانِ خطوط خبرها به نقل از منابع آگاه خوانده میشود، از ناهمسویی سپاه و دولت در حمله به کشورهای همسایه، بهویژه امارات متحده عربی حکایت دارد. این خوانش از فقدانِ انسجام راهبردی در تصمیمهای اساسی خبر میدهد.
در این وضعیت، وزیر امور خارجه بیش از آنکه مجری یک راهبرد دیپلماتیک منسجمْ برآمده از ساختار دیپلماسی و دولت باشد، به کارگزار فرمانده سپاه تبدیل میشود و تصمیمهایی را مدیریت و پیامهایی را منتقل میکند که خارج از دستگاه دیپلماسی اتخاذ شدهاند. این استحاله نشان میدهد که «میدان» دیگر نهتنها یک بازوی مکمل دیپلماسی نیست، بلکه به نیرویی تبدیل شده که جهت سیاست خارجی را تعیین میکند و دولت را به دنبال خود میکشاند.
سیاست جانشینی و ظهور داور نهایی در خلاء قدرت
در نظامهای تمامیتخواه و اقتدراگرا مانند جمهوری اسلامی، وجود «ناظم» اهمیت تعیینکننده دارد؛ نیرویی که اختلافهای درونی را مهار کند و مانع بروز بیرونی شکافهای قدرت شود. در سالهای گذشته علی خامنهای، دیکتاتور ایران، چنین نقشی را ایفا میکرد. اما اکنون، درخواست پزشکیان برای دیدار فوری با مجتبی خامنهای، آن هم با هدف مهار اقدامات سپاه، نشان میدهد مرکز ثقل سنتی قدرت در جمهوری اسلامی دیگر توان سابق برای کنترل بحران و برقراری تعادل میان نخبگان نظام را ندارد. توجه به این موضوع نیز ضروری است که مجتبی خامنهای در دنیای غیرمکتوب وجود ندارد و هنوز نتوانسته در جایگاه یک ناظم مقتدر پیش چشم عموم ظاهر شود. اخباری که از درون ساختار قدرت به بیرون درز میکند نشان میدهد غیبت رهبر سوم جمهوری اسلامی بهتدریج در لایههای قدرت و حتی میان هواداران نظام نمود بیشتری پیدا میکند.
رهبری مجتبی، خارج از شکل تعریفشده «رهبری» در جمهوری اسلامی است و صورتی فرقهای و آخرالزمانی پیدا کرده است؛ رهبری که گویی از عالم غیب پیام میفرستد و آن هم از طریق کسی که خود یکی از طرفهای دعوای درون نظام است.
از همین رو، حتی اگر فرض شود مجتبی خامنهای از سلامت و قدرت کافی برای هماهنگی امور برخوردار است، سادهانگارانه است که تصور کنیم درخواست پزشکیان برای دیدار با او و گلایه از سپاه پاسداران، بتواند تغییری در راهبرد نظام ایجاد کند.
تقابل عقلانیت ابزاری با رادیکالیسم آخرالزمانی
در نهایت، بحران کنونی را میتوان برخورد دو جهانبینی متفاوت در راس هرم قدرت دانست. رییس دولت و رییس مجلس بر پایه عقلانیت ابزاری و منطق هزینه-فایده، نسبت به ویرانی کامل کشور و فروپاشی غیرقابل بازگشت معیشت مردم در صورت تکرار جنگ هشدار میدهند. در مقابل، لایهای از قدرت نظامی به فرماندهی احمد وحیدی قرار دارد که با نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی و ظرفیتهای واقعی کشور، نوعی رادیکالیسم تهاجمی را دنبال میکند. ادعای وحیدی مبنی بر اینکه همه پستهای کلیدی باید تحت مدیریت سپاه باشند، به معنای تیر خلاص به تهمانده بوروکراسی غیرنظامی است. این وضعیت کشور را در موقعیت «انتحار راهبردی» قرار داده است؛ جایی که منطق بقای نظام فدای ماجراجوییهایی میشود که هیچ تناسبی با توان زیرساختی و ظرفیتهای ملی ایران ندارد.
با این حال، این اختلاف را نباید به معنای وجود یک سوی مردمی در برابر یک سوی ضد مردمی در درون جمهوری اسلامی فهمید. پزشکیان-قالیباف در یک سوی جریان تندروی مصلحتگرای درون نظام قرار دارند و گروهی از سرداران سپاه به رهبری احمد وحیدی در سوی دیگر نماینده جریان تندوری آخرالزمانی. اما هر دو جریان در نهایت بر یک اصل مشترک تکیه دارند: «حفظ نظام اوجب واجبات است.» پزشکیان که در قتل عام مردم در دیماه مسئولیت جدی دارد، همانقدر میتواند مدعی دغدغه مردم باشد که احمد وحیدی. با این همه، این واقعیت نافی اختلاف درونی جمهوری اسلامی نیست؛ شکافی درون یک نظامِ فرقهای که نه بر سر حقوق مردم، بلکه بر سر شیوه حفظ قدرت و مسیر بقای خود به اختلاف خورده است.
پرستیوی، وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی سهشنبه گزارش داد که تهران یک سازوکار جدید برای مدیریت عبور کشتیها از تنگه هرمز ایجاد کرده است.
جمهوری اسلامی به نیروی دریایی آمریکا هشدار داده است که از تنگه هرمز دور بماند و همچنین کشتیهای تجاری باید هرگونه عبور را با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی هماهنگ کنند.
در نقشه جدید جمهوری اسلامی از این تنگه، منطقه کنترل حکومت ایران گسترش یافته است.
سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در بیانیهای نوشت که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در روزهای گذشته «هیچ گونه عملیات موشکی و پهپادی علیه کشور امارات انجام ندادهاند» و گزارشهای وزارت دفاع امارات درباره حملات به این کشور «به طور مطلق تکذیب می شود.»
سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا افزود: «هشدارمیدهیم اگر از خاک امارات، اقدامی علیه جزایر ایرانی، بنادر و سواحل کشور ما صورت پذیرد، پاسخ کوبنده و پشیمانکننده خواهیم داد.»
ساعاتی قبل، وزارت دفاع امارات متحده عربی روز سهشنبه اعلام کرد که سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی هستند که از سوی ایران انجام میشود.
این دومین روز از حملات پس از یک دوره چهار هفتهای آرامش نسبی است که از زمان اعلام آتشبس توسط ایالات متحده آغاز شد.
وزارت دفاع امارات متحده عربی افزود که صداهای شنیدهشده در سراسر کشور ناشی از عملیات سامانههای پدافندی امارات برای مقابله با موشکهای بالستیک، کروز و پهپادها بود.
همچنین محمد بن زاید، رییس امارات متحده عربی اعلام کرده که این کشور با تکیه بر توانمندی نیروهای مسلح، انسجام اجتماعی و قدرت الگوی حکمرانی خود، قادر است هرگونه تجاوز را با کارآمدی پاسخ دهد.
او افزود که امارات متحده عربی در برابر هر تهدید علیه حاکمیت، امنیت و سلامت شهروندان و ساکنان خود با قاطعیت و قدرت برخورد خواهد کرد.
روزنامه جروزالم پست در گزارشی بر اساس اظهارات مقامات اسرائیلی نوشت که حملات جمهوری اسلامی به سوی امارات متحده عربی «شلیکهای هشداردهنده» بودند.