علی دادپی: اعتماد به ریال به پایینترین حد خود رسیده است
در ادامه افزایش بهای ارزهای خارجی در بازار ایران، برخی صرافیهای آنلاین پیش از آغاز روز کاری دوشنبه، قیمت هر دلار آمریکا را بیش از ۱۹۰ هزار تومان اعلام کردند.
علی دادپی، اقتصاددان، در مصاحبه با ایراناینترنشنال درباره تشدید بحران اقتصادی ایران توضیح میدهد.
به گزارش هاآرتص، همزمان با بنبست در مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران، اختلافات داخلی در تهران و تناقض در راهبرد واشینگتن، مسیر تصمیمگیری دو طرف را پیچیدهتر کرده و اولویتهای جدیدی را شکل داده است.
در این تحلیل آمده است روند گفتوگو میان تهران و واشینگتن به شکلی کند و غیرمستقیم پیش میرود؛ بهطوری که اسناد موضعگیری از طریق میانجیها مبادله شده و بخشهایی از آن برای سنجش واکنشها به رسانهها درز میکند. با این حال، برخلاف برخی پیشبینیها، فشارهای اقتصادی آمریکا - از جمله محاصره دریایی - هنوز [حکومت] ایران را به عقبنشینی وادار نکرده و در مقابل، گزینه بازگشت به جنگ نیز همچنان در ابهام باقی مانده است.
به نوشته هاآرتص، در حالی که دونالد ترامپ از [حکومت] ایران خواسته وضعیت رهبری خود را مشخص کند، نهادهای اطلاعاتی غربی نیز تصویر روشنی از سازوکار تصمیمگیری در تهران ندارند. اطلاعات درباره رقابتهای درونی، تصمیمات کلان و حتی وضعیت چهرههای کلیدی، عمدتاً بر پایه گزارشهای ناقص و غیرقطعی است.
شکاف در راس قدرت ایران این تحلیل به نشانههایی از اختلاف میان چهرههایی چون محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و عباس عراقچی اشاره میکند؛ اختلافاتی که بهویژه بر سر نحوه تعامل با آمریکا و مسیر مذاکرات شکل گرفته است.
در همین حال، رسانههای نزدیک به جریانهای مختلف سیاسی در ایران نیز این شکافها را بازتاب دادهاند. برای نمونه، وبسایتهای نزدیک به مخالفان مذاکره، رویکرد گفتوگو با آمریکا را زیر سؤال بردهاند، در حالی که برخی رسانههای دیگر این مواضع را عامل ایجاد تفرقه دانستهاند.
شباهت منازعه داخلی در ایران و آمریکا هاآرتص تاکید میکند همانگونه که در آمریکا بحث درباره ادامه جنگ به موضوعی داخلی تبدیل شده، در ایران نیز رقابت میان جناحها بر سر نحوه مدیریت بحران شدت گرفته است.
با این حال، تفاوت اصلی در ساختار تصمیمگیری است: در آمریکا تصمیم نهایی در اختیار رییسجمهوری است، اما در ایران بازیگران متعدد باید به اجماعی برسند که در نهایت به تایید «رهبری» برسد.
پیشنهاد تهران و تاکتیک مذاکره این تحلیل به پیشنهاد اخیر [حکومت] ایران نیز اشاره میکند که شامل درخواست پایان جنگ در همه جبههها، رفع محاصره تنگه هرمز، خروج نیروهای آمریکایی، تضمین عدم حمله، لغو تحریمها و ایجاد سازوکار جدید برای کشتیرانی است.
به نوشته هاآرتص، یکی از نکات کلیدی این پیشنهاد، تفکیک مذاکرات مربوط به تنگه هرمز از پرونده هستهای است؛ بهطوری که جمهوری اسلامی خواستار آن است که گفتوگو درباره برنامه هستهای تنها پس از توافق بر سایر مسائل آغاز شود. این رویکرد، علاوه بر کارکرد مذاکرهای، به حفظ وجهه و «عزت ملی» ایران نیز مرتبط دانسته شده است.
تغییر اولویتهای جنگ به گزارش هاآرتص، اهداف اولیه جنگ - از جمله تغییر رژیم، حذف تهدید موشکی و پایان برنامه هستهای - اکنون دستخوش تغییر شده و برخی از آنها از اهداف عملی به چشماندازهای بلندمدت تبدیل شدهاند.
در این میان، راهبرد ترامپ نیز با تناقضهایی همراه است؛ از یکسو به [حکومت] ایران فرصت تصمیمگیری داده میشود و از سوی دیگر تهدید به ازسرگیری حملات مطرح است.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا خط قرمز این تحلیل در نهایت به یک پرسش کلیدی اشاره میکند: آیا [حکومت] ایران تنگه هرمز را به یک موضوع ایدئولوژیک و غیرقابل معامله تبدیل خواهد کرد یا آن را بهعنوان ابزار چانهزنی در مذاکرات به کار میگیرد؟
بر اساس تحلیل هاآرتص، نشانهها حاکی از آن است که تهران در حال استفاده از این گذرگاه راهبردی بهعنوان یک اهرم مذاکره است.
هاآرتص نتیجه میگیرد که در شرایط فعلی، نه فشارهای اقتصادی آمریکا و نه اختلافات داخلی ایران به نتیجه قطعی منجر نشدهاند. در چنین وضعیتی، هر دو طرف در حال بازتعریف اولویتهای خود هستند؛ روندی که میتواند مسیر آینده جنگ و مذاکرات را تعیین کند.
ارزش واحد پول هر کشور یکی از کلیدیترین شاخصهایی است که قدرت و ثبات اقتصادی آن را بازتاب میدهد. بررسی روند تغییرات «شِکِل» (واحد پول اسرائیل) در سه سال گذشته و مقایسه ضمنی آن با ریال ایران، بهخوبی نشاندهنده تفاوتهای ساختاری در اقتصاد این دو کشور است.
در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که جنگهای کنونی با حمله حماس به اسرائیل و کشتار بیش از ۱۲۰۰ نفر آغاز شد، بازارهای مالی اسرائیل تعطیل بودند. در آخرین روز کاری پیش از این حمله، ارزش هر دلار آمریکا معادل ۳.۸ شِکِل بود. با آغاز نخستین روز کاری پس از جنگ، واحد پول اسرائیل روندی نزولی به خود گرفت و این سقوط تا حدود سه هفته ادامه یافت؛ تا جایی که در اواخر ماه اکتبر، نرخ هر دلار به مرز ۴.۱ شِکِل نیز رسید.
اما از هفته چهارم، ورق برگشت و با وجود افت و خیزهای مقطعی، ارزش شکل روندی صعودی را طی کرد. امروز بهای هر دلار آمریکا به کمتر از ۳ شِکِل رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد واحد پول اسرائیل هماکنون در قویترین وضعیت خود در بیش از سه دهه گذشته قرار دارد. اما دلیل این پدیده، که برخلاف بسیاری از پیشبینیهای اولیه رخ داد، چیست؟
کارشناسان چندین دلیل اقتصادی و یک عامل راهبردی سیاسی-امنیتی را برای این موضوع برمیشمرند. از منظر سیاسی-امنیتی، بازارهای مالی و سرمایهگذاران بینالمللی بر این باورند که در پایان این نبردها، موقعیت امنیتی اسرائیل بهبود چشمگیری خواهد یافت. توان نظامی حماس عملاً از میان رفته و بازسازی آن سالها زمان خواهد برد. حزبالله لبنان نیز، اگرچه همچنان توان پرتاب موشک و پهپاد را حفظ کرده، اما قدرت امروزش تنها کسری از تواناییهای این گروه در سه سال پیش است.
در مورد جمهوری اسلامی نیز، توان نظامی تهران در پی عملیاتهای گسترده اسرائیل و ایالات متحده بهشدت تضعیف شده و با ضربه خوردن نیروهای نیابتی، نفوذ منطقهای آن کاهش یافته است. مجموع این عوامل، تصویری مثبت از افق امنیتی اسرائیل ترسیم میکند که مستقیماً به معنای تشویق سرمایهگذاری خارجی، ورود ارز و در نتیجه تقویت واحد پول ملی است.
در بعد اقتصادی، نخستین نکته مورد توجه کارشناسان، استقلال بانک مرکزی اسرائیل است. این استقلال در تصمیماتی نظیر حفظ نرخ بهره بالاتر از ۴ درصد (علیرغم فشارهای سیاسی) متجلی شد. این سیاست نه تنها مانع هجوم نقدینگی به بازار ارز شد، بلکه تورم در شرایط جنگی را نیز مهار کرد.
موتور محرک اقتصاد اسرائیل، یعنی بخش فنآوری (High-Tech) و استارتاپها، نه تنها با جنگ متوقف نشدند، بلکه در مواردی با قدرت بیشتری به کار خود ادامه دادند. بسیاری از این شرکتها بودجه خود را به دلار دریافت کرده یا محصولاتشان را در بازارهای جهانی به دلار میفروشند، اما برای پرداخت حقوق کارمندان و هزینههای داخلی، ناچار به فروش دلار و خرید شِکل هستند؛ تقاضایی دائمی که به تقویت پول ملی میانجامد. ماهیت دیجیتال این کسبوکارها نیز باعث شده که برخلاف صنایع سنتی، تحت تاثیر حملات موشکی یا مسدود شدن تنگهها قرار نگیرند.
علاوه بر فناوری، صنایع نظامی و انرژی نیز دو ستون دیگر ثبات کنونی هستند. تجهیزات دفاعی اسرائیل که کارایی خود را در میدان جنگ ثابت کردهاند، اکنون مشتریان جهانی فراوانی دارند. از سوی دیگر، اسرائیل با کشف میادین گازی نظیر «تامار» و «لویاتان»، از یک واردکننده انرژی به صادرکننده بدل شده است. بحران تنگه هرمز و اختلال در صادرات خلیج فارس، هم بهای گاز صادراتی اسرائیل را افزایش داده و هم مشتریان جدیدی برای آن ایجاد کرده است.
درآمد حاصل از این میادین در صندوق ثروت ملی (صندوق شهروندان اسرائیل) ذخیره میشود تا در بازارهای بینالمللی سرمایهگذاری شود. این رویکرد مانع از بروز «بیماری هلندی» و تورم ناشی از ورود ارز به اقتصاد داخلی میشود و ثروت را برای نسلهای آینده حفظ میکند.
در نهایت، هیچکدام از این موفقیتها بدون زیربنای قوی میسر نبود. اسرائیل با مازاد تراز حساب جاری و ذخایر ارزی بیسابقهای بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیارد دلار وارد این جنگ شد. همین پشتوانه عظیم به بانک مرکزی اجازه داد تا در روزهای نخست با تزریق میلیاردها دلار به بازار، شوک اولیه جنگ را مهار کرده و اجازه دهد بازار با خروج از شوک، روند منطقی خود را بازیابی کند.
در تحلیل نهایی، ثبات خیرهکننده شِکل در میانه یکی از طولانیترین نبردهای تاریخ اسرائیل، حاصل دههها انضباط مالی و استقلال نهادهای اقتصادی است. تفاوت بنیادین اینجاست که در اقتصادهای رانتی و دستوری نظیر آنچه در جمهوری اسلامی شاهد هستیم، هر تنش سیاسی به سرعت به سقوط آزاد ارزش ریال و تبخیر داراییهای مردم منجر میشود؛ چرا که واحد پول در آنجا نه بر پایه تولید، بلکه بر پایه هیجانات سیاسی نوسان میکند.
اما در اسرائیل، حتی زیر بار سنگینترین هزینههای نظامی، واحد پول ملی به جای سقوط، تقویت میشود. این پدیده حامل یک پیام روشن برای مخاطب ایرانی است: ساختار اقتصادی اگر بر پایه تولید ثروت واقعی و استقلال کامل از تصمیمات ابزاری سیاستمداران بنا شده باشد، حتی جنگ هم نمیتواند پشتوانههای مالی آن را در هم بشکند. شِکِل امروز برای بازارهای جهانی، نه پولِ یک کشور در حال درگیری، بلکه نماد اقتصادی است که توانسته ثبات خود را از میدانهای نبرد مصون بدارد و برتری خود را نه با شعار، بلکه با اعداد و ارقام در تابلوهای صرافیهای جهان به اثبات برساند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای همزمان با روز معلم، از تعطیلی کلاسهای درس در بحبوحه جنگ و ادامه کشتار، بازداشت و سرکوب معلمان خبر داد.
علی شیرازی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، به بررسی تشدید سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه معلمان و دانشآموزان میپردازد.
روحالله رحیمپور، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت محاصره دریایی جمهوری اسلامی از سوی آمریکا ابعاد گستردهتری یافته است.
او افزود: «موضوع جنگ محتملتر شده و ما به شروع مجدد جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی نزدیکتر میشویم.»