• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

هاآرتص: سرسختی تهران، گزینه حمله دوباره آمریکا به ایران را تقویت کرده است

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۲:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

به گزارش هاآرتص، با گذشت چهار هفته از آتش‌بس میان آمریکا و حکومت ایران و عدم پیشرفت در مذاکرات، نارضایتی در واشینگتن افزایش یافته و گزینه ازسرگیری حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی دوباره در حال بررسی است.

این گزارش می‌افزاید در حالی که جنگ وارد سومین ماه خود شده، راهبرد دونالد ترامپ برای اعمال فشار اقتصادی - از جمله محاصره دریایی در نزدیکی تنگه هرمز - هنوز نتوانسته حکومت ایران را به پذیرش شروط واشینگتن وادار کند. تهران همچنان از توقف غنی‌سازی اورانیوم خودداری کرده و این موضوع به افزایش سرخوردگی در دولت آمریکا انجامیده است.

به نوشته هاآرتص، در صورت تداوم این بن‌بست، احتمال دارد آمریکا بار دیگر حملات هوایی را از سر بگیرد؛ حملاتی که این‌بار ممکن است بر زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه تاسیسات انرژی ایران متمرکز باشد؛ اهدافی که تاکنون کمتر مورد حمله قرار گرفته‌اند.

تردید درباره عملیات گسترده
این گزارش تاکید می‌کند که استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، امکان اقدام سریع را فراهم کرده و اسرائیل نیز برای چنین سناریویی آماده است؛ گزینه‌ای که به‌گفته تحلیلگران، مورد حمایت بنیامین نتانیاهو است.

با این حال، ترامپ احتمالاً از ورود به یک عملیات زمینی گسترده در خلیج فارس که می‌تواند طولانی و پرهزینه شود، پرهیز خواهد کرد. به‌ویژه آن‌که ولادیمیر پوتین در تماس اخیر خود با ترامپ درباره چنین سناریویی هشدار داده است.

شرط موفقیت: توقف غنی‌سازی
یک مقام ارشد نظامی اسرائیل نیز در گفت‌وگو با خبرنگاران تاکید کرده است که پایان جنگ بدون توقف غنی‌سازی اورانیوم و تعیین تکلیف حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران، «شکست» محسوب خواهد شد.

به نوشته هاآرتص، همین مساله باعث شده طرف‌ها بر مواضع خود پافشاری کنند و چشم‌انداز دستیابی به توافق همچنان دور از دسترس باشد.

تاثیر آتش‌بس بر جبهه لبنان
این گزارش همچنین به پیامدهای آتش‌بس در خلیج فارس بر جبهه لبنان پرداخته است. حدود یک هفته پس از توقف درگیری با حکومت ایران، ترامپ آتش‌بس در لبنان را نیز اعلام کرد، اما در عمل پیشرفت قابل توجهی در مذاکرات حاصل نشده و درگیری‌ها همچنان ادامه دارد.

به نوشته هاآرتص، در این میان، با وجود تلفات سنگین حزب‌الله، این اسرائیل است که با چالش‌های بیشتری مواجه شده است. محدودیت‌های عملیاتی اعمال‌شده باعث شده ارتش اسرائیل نتواند به‌طور گسترده در لبنان اقدام کند، در حالی که حزب‌الله استفاده از پهپادهای انتحاری با هدایت فیبر نوری را افزایش داده است.

چالش پهپادهای حزب‌الله
منابع نظامی اذعان دارند که در حال حاضر راه‌حل فناوری موثری برای مقابله با این نوع پهپادها وجود ندارد و برخی از آن‌ها حتی توانسته‌اند از خطوط دفاعی اسرائیل عبور کنند. این وضعیت باعث کشته و زخمی شدن شماری از نیروهای اسرائیلی در هفته‌های اخیر شده است.

فشار داخلی و نگرانی‌های امنیتی
در داخل اسرائیل نیز نگرانی‌ها افزایش یافته و محدودیت‌های امنیتی در مناطق مرزی شمالی تشدید شده است. آزمون مهم پیش‌رو، مراسم «لاگ بعومر» در کوه مرون است که نگرانی‌هایی درباره رعایت دستورالعمل‌های امنیتی در آن وجود دارد.

چالش چندجبهه‌ای برای واشینگتن
به گزارش هاآرتص، هم‌زمان گزارش‌هایی درباره احتمال تغییر در ساختار هماهنگی آمریکا در غزه و کاهش حضور نظامی این کشور منتشر شده که نشانه‌ای از فشار فزاینده بر واشینگتن برای مدیریت هم‌زمان چندین بحران در خاورمیانه است.

این گزارش نتیجه می‌گیرد که دولت آمریکا ممکن است در بلندمدت ناچار به بازتنظیم اولویت‌های خود در منطقه شود؛ تصمیمی که به گفته هاآرتص می‌تواند پیامدهای مهمی برای موقعیت راهبردی اسرائیل داشته باشد.

پربازدیدترین‌ها

معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟
۱
تحلیل

معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟

۲

لوموند: کشورهای خلیج فارس به‌شدت بر سر ادامه جنگ ایران دچار اختلاف‌ شده‌اند

۳

وال‌استریت ژورنال: تهران شرایط خود را برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تعدیل کرد

۴
تحلیل

چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

۵

احیای «عرق سگی» در نیویورک؛ مهاجران طعم ممنوعه را بازسازی کردند

انتخاب سردبیر

  • چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟
    تحلیل

    چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

  • سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵
    تحلیل

    سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی از ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۵

  • نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری
    تحلیل

    نظام آموزشی جمهوری اسلامی، میدان بحران، سرکوب و نابرابری

  • تهدید خاموش جمهوری اسلامی در حوزه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک

    تهدید خاموش جمهوری اسلامی در حوزه تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک

  • صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

    صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

  • بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

    بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

  • همزمان با افزایش تنش‌ها با جمهوری اسلامی، نتانیاهو جلسه کابینه امنیتی تشکیل می‌دهد

    همزمان با افزایش تنش‌ها با جمهوری اسلامی، نتانیاهو جلسه کابینه امنیتی تشکیل می‌دهد

  • رییس ستاد ارتش اسرائیل با فرمانده سنتکام برای هماهنگی سناریوهای احتمالی در تماس بود

    رییس ستاد ارتش اسرائیل با فرمانده سنتکام برای هماهنگی سناریوهای احتمالی در تماس بود

•
•
•

مطالب بیشتر

همزمان با افزایش تنش‌ها با جمهوری اسلامی، نتانیاهو جلسه کابینه امنیتی تشکیل می‌دهد

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)

به گزارش تایمز اسرائیل، نخست‌وزیر اسرائیل قصد دارد یکشنبه ۱۳ اردیبهشت جلسه کابینه امنیتی را برگزار کند؛ نشستی که به نوشته رسانه‌های اسرائیل در سایه تشدید تنش با حکومت ایران و بن‌بست در مذاکرات غزه، اهمیت ویژه‌ای یافته است.

بنیامین نتانیاهو قرار است فردا (یکشنبه) کابینه امنیتی را با حضور جمعی از وزرای ارشد از جمله گیدئون ساعر، ئسرائیل کاتز، بزالل اسموتریچ، ایتمار بن‌گویر و آریه دری تشکیل دهد. این نشست در ادامه جلسات اخیر این حلقه محدود از تصمیم‌گیران امنیتی برگزار می‌شود.

این جلسه در حالی برگزار می‌شود که دونالد ترامپ به‌تازگی از پیشنهاد جدید آتش‌بس جمهوری اسلامی ابراز نارضایتی کرده و اعلام کرده در صورت عدم دستیابی به توافق، گزینه‌های نظامی برای وارد کردن «ضربات شدید» به حکومت ایران بررسی شده است. هم‌زمان، یک مقام ارشد ایرانی نیز هشدار داده که احتمال بازگشت به جنگ با آمریکا وجود دارد.

تمرکز بر غزه در کنار پرونده ایران
بر اساس گزارش رسانه دولتی کان، یکی از محورهای اصلی این نشست بررسی احتمال ازسرگیری جنگ در نوار غزه است؛ جایی که مذاکرات برای خلع سلاح حماس و اجرای طرح آتش‌بس پیشنهادی آمریکا با بن‌بست مواجه شده است.

  • رییس ستاد ارتش اسرائیل با فرمانده سنتکام برای هماهنگی سناریوهای احتمالی در تماس بود

    رییس ستاد ارتش اسرائیل با فرمانده سنتکام برای هماهنگی سناریوهای احتمالی در تماس بود

یک منبع اسرائیلی در این باره گفته است: «حماس به توافق خلع سلاح پایبند نیست» و تاکید کرده که گفت‌وگوها با میانجی‌ها همچنان ادامه دارد.

اختلاف بر سر خلع سلاح حماس
طبق گزارش الشرق الاوسط، حماس در قاهره پاسخ خود را به نقشه راه ۱۵ ماده‌ای ارائه‌شده از سوی نیکولای ملادنوف برای اجرای مرحله دوم طرح صلح ترامپ ارائه کرده است.

این پاسخ با شگفتی میانجی‌ها و برخی گروه‌های فلسطینی مواجه شده، زیرا حماس خواستار آتش‌بس کامل و خروج نیروهای اسرائیلی از غزه شده و با خلع سلاح مرحله‌ای مخالفت کرده است. این گروه اعلام کرده مساله سلاح باید در چارچوب حقوق سیاسی فلسطینیان، تشکیل ساختار ملی و ترتیبات امنیتی جامع بررسی شود.

حماس همچنین بر ضرورت تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی و تضمین حق تعیین سرنوشت تاکید کرده است.

به گزارش تایمز اسرائیل، نشست پیش‌روی کابینه امنیتی در شرایطی برگزار می‌شود که هم‌زمان دو پرونده حساس - تنش با حکومت ایران و بن‌بست در غزه - در حال شکل‌دهی به تصمیمات راهبردی اسرائیل هستند؛ وضعیتی که می‌تواند مسیر تحولات نظامی و دیپلماتیک در منطقه را در کوتاه‌مدت تعیین کند.

رییس ستاد ارتش اسرائیل با فرمانده سنتکام برای هماهنگی سناریوهای احتمالی در تماس بود

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

رییس ستاد ارتش اسرائیل در روزهای اخیر با فرمانده سنتکام گفت‌وگو کرده تا درباره سناریوهای احتمالی در قبال حکومت ایران هماهنگی‌های لازم را انجام دهد.

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، ارتش این کشور در حال آماده‌سازی برای سناریوی حمله احتمالی آمریکا به جمهوری اسلامی است؛ در حالی که ارزیابی‌ها در تل‌آویو نشان می‌دهد شکست محاصره اقتصادی و دریایی در دستیابی به توافق، می‌تواند به اقدام نظامی منجر شود.

بر اساس گزارش شبکه خبری کانال ۱۲ اسرائیل، در اسرائیل این جمع‌بندی شکل گرفته که اگر محاصره اقتصادی و دریایی علیه حکومت ایران در کوتاه‌مدت به توافقی منجر نشود، دونالد ترامپ ممکن است دستور حمله به ایران را صادر کند. با این حال، مقام‌های اسرائیلی هنوز نمی‌دانند که آیا ایالات متحده در حال برنامه‌ریزی برای یک عملیات محدود در منطقه تنگه هرمز است یا یک حمله گسترده‌تر.

در روزهای اخیر، هم‌زمان با این ارزیابی‌ها، یک «پل هوایی» از هواپیماهای ترابری و انتقال هزاران واحد مهمات برای آمادگی در صورت ازسرگیری درگیری‌ها برقرار شده است.

هماهنگی نظامی و آماده‌باش در جبهه شمالی
در همین حال، ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، در روزهای اخیر با همتای آمریکایی خود در فرماندهی مرکزی (سنتکام) گفت‌وگو کرده تا سناریوهای احتمالی را هماهنگ کند.

  • مقام ارشد ارتش اسرائیل: بدون خروج اورانیوم، جنگ ایران «شکست بزرگ» خواهد بود

    مقام ارشد ارتش اسرائیل: بدون خروج اورانیوم، جنگ ایران «شکست بزرگ» خواهد بود

به گزارش منبع، ارتش اسرائیل همچنین در حال تطبیق فعالیت‌های خود در لبنان با محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی واشینگتن است. در جریان آخر هفته، نیروی هوایی اسرائیل حدود ۱۰۰ هدف را در جنوب لبنان هدف قرار داد و هم‌زمان نیروهای زمینی به تخریب زیرساخت‌های حزب‌الله ادامه دادند.

کاهش نیروها و نگرانی از تهدید پهپادی
نیروهای اسرائیلی در حال حاضر در ۶۸ روستا در جنوب لبنان حضور دارند، اما بخشی از نیروها برای استراحت و بازسازی توان رزمی از این منطقه خارج شده‌اند. مقام‌های نظامی می‌گویند برای حفظ کنترل منطقه نیازی به حضور کامل همه نیروها نیست و این اقدام همچنین برای کاهش خطر حملات پهپادی حزب‌الله انجام شده است.

با این حال، این نیروها همچنان در حالت آماده‌باش باقی می‌مانند و در صورت ازسرگیری درگیری با حکومت ایران، اسرائیل می‌تواند دامنه عملیات خود علیه نیروهای وابسته به تهران در لبنان را گسترش دهد.

موضع سخت‌گیرانه ترامپ در قبال مذاکرات
در همین حال، رییس‌جمهوری آمریکا، جمعه ۱۱ اردیبهشت در سخنرانی خود در فلوریدا از کندی روند مذاکرات با حکومت ایران انتقاد کرد و گفته بود: «صادقانه بگویم، شاید اصلاً بدون توافق بهتر باشد.»

ترامپ افزود: «نمی‌توانیم اجازه دهیم این وضعیت ادامه پیدا کند. این روند بیش از حد طول کشیده است.»

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، هم‌زمان با بن‌بست نسبی در مذاکرات و ادامه فشارهای اقتصادی، سناریوی اقدام نظامی آمریکا علیه حکومت ایران بیش از گذشته در محاسبات امنیتی اسرائیل برجسته شده و ارتش این کشور نیز در حال آماده‌سازی برای پیامدهای احتمالی آن است.

لوموند: کشورهای خلیج فارس به‌شدت بر سر ادامه جنگ ایران دچار اختلاف‌ شده‌اند

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه لوموند در گزارشی با اشاره به سفر اخیر ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، به کشورهای جنوبی خلیج فارس نوشت او با متحدانی دیدار کرد که درباره ازسرگیری احتمالی حملات آمریکا به جمهوری اسلامی اکنون مواضعی کاملا متضاد دارند.

به‌نوشته لوموند این کشورها که درگیر اختلافات و درگیری‌ها با یکدیگرند، اکنون در پی دستیابی به خودمختاری بیشتر در حوزه دفاعی هستند.

لوموند نوشت سفر وزیر امور خارجه فرانسه به پادشاهی‌های خلیج فارس در حالی جمعه اول مه پایان یافت که خطر شروع دوباره جنگ وجود دارد.

به‌نوشته این روزنامه، عربستان سعودی انتظار دارد ظرف ۴۸ ساعت آینده، آمریکا حملات جدیدی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران انجام دهد. چنین اقدامی، همان‌گونه که تهران هشدار داده، می‌تواند به واکنش مشابه جمهوری اسلامی علیه کشورهای خلیج فارس منجر شود.

لوموند نوشت فرانسه در تلاش بود در جریان آتش‌بسی شکننده، بر مذاکراتی که میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی به بن‌بست رسیده تاثیر بگذارد اما هماهنگ‌سازی پاسخ میان اروپایی‌ها که از هزینه اقتصادی عظیم انسداد تنگه هرمز نگران‌اند و کشورهای خلیج فارس که مستقیما از آن متاثر می‌شوند اما هنوز از گفت‌وگو با تهران خودداری می‌کنند، دشوار به نظر می‌رسد.

  • مقام ارشد ایرانی به رویترز: پیشنهاد ما شامل بازگشایی تنگه هرمز بود که از سوی ترامپ رد شد

    مقام ارشد ایرانی به رویترز: پیشنهاد ما شامل بازگشایی تنگه هرمز بود که از سوی ترامپ رد شد

پادشاهی‌های خلیج فارس در برابر این تهدید به‌شدت دچار شکاف شده‌اند. عربستان سعودی، که تاکنون نسبتا از حملات جمهوری اسلامی در امان مانده، خواهان تشدید تنش نیست. در مقابل، امارات متحده عربی که بیشترین حملات تهران را طی بیش از سی روز متحمل شده، آمریکا و اسرائیل را به ادامه جنگ تشویق می‌کند.

فرصت

به‌نوشته لوموند، پاریس با این حال در بلندمدت نشانه‌هایی از یک همگرایی بالقوه میان متحدانی می‌بیند که از سیاست‌های دولت ترامپ که پایه‌های امنیت آنها را تضعیف کرده آسیب دیده‌اند، اما همچنان آن‌قدر به چتر امنیتی آمریکا وابسته‌اند که صدایشان در واشینگتن شنیده شود.

ژان-نوئل بارو جمعه گفت: «همانند اروپایی‌ها، کشورهای خلیج فارس نیز به‌دنبال تقویت تاب‌آوری و حاکمیت خود در حوزه دفاعی و امنیت اقتصادی هستند. این فرصتی است تا دو منطقه ما در این مسیر با یکدیگر همکاری کنند.»

پاریس در حال بررسی مشارکت‌های نظامی جدید با این کشورهاست؛ کشورهایی که از کمک فرانسه در رهگیری پهپادها و موشک‌های ایرانی در نخستین روزهای جنگ قدردانی کرده‌اند.

به‌نوشته لوموند فرانسه شاهد آن است که این پادشاهی‌ها در حال بازنگری در معماری دفاعی خود هستند: از توانمندی‌های جنگ الکترونیک گرفته تا سامانه‌های پدافند هوایی و ناوگان بالگردی. پاریس همچنین به پروژه‌های عظیم زیرساختی حمل‌ونقل در منطقه توجه دارد که می‌تواند در بلندمدت وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهد.

  • چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

    چرا ترامپ ممکن است بمباران ایران را از سر بگیرد؟

در سال‌های اخیر، برخی کشورهای خلیج فارس تلاش کرده‌اند با تنوع‌بخشی به شرکای بین‌المللی خود، وابستگی‌شان به آمریکا که آن را غیرقابل پیش‌بینی می‌دانند کاهش دهند. فرانسه در این میان در تلاش است جایگاه خود را تثبیت کند.

با این حال، عمر حمزاوی، تحلیلگر مرکز کارنگی، در مجله فارن افرز هشدار داده است: «این بحران محاسبات راهبردی آنها را به‌سرعت تغییر می‌دهد. کشورهای خلیج فارس بیش از پیش به توانمندی‌های نظامی آمریکا، به‌ویژه در حوزه پدافند هوایی پیشرفته و تبادل اطلاعات، وابسته می‌شوند.»

شوک وجودی

به‌نوشته لوموند، در حال حاضر، تهران می‌تواند از ایجاد شکاف میان همسایگانش خرسند باشد. در هفته‌های نخست جنگ، حملات جمهوری اسلامی پراکنده به نظر می‌رسید و حتی موشک‌هایی به ترکیه و آذربایجان نیز پرتاب شد اما در ادامه حکومت ایران موفق شد روند تشدید تنش را کنترل کند. با وجود نابودی بخش زیادی از مراکز فرماندهی، که مسئولیت شلیک‌ها را به فرماندهان محلی واگذار کرده، به نظر می‌رسد دستورالعمل‌های از پیش تعیین‌شده همچنان موثر بوده‌اند.

این روند به تقسیم‌بندی کشورهای خلیج فارس انجامیده است: کشورهایی که رویکردی ملایم‌تر داشتند مانند عربستان، قطر و عمان کمتر هدف قرار گرفتند، در حالی که امارات و بحرین، که در سال ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل عادی کرده بودند، بیشترین حملات را متحمل شدند.

محمد بهارون، تحلیلگر اماراتی، به لوموند گفت: «قطر که از همان آغاز جنگ تولید گاز طبیعی مایع خود را متوقف کرد، از این تصمیم سود برد و کمتر از همسایگانش هدف حمله قرار گرفت.»

  • رویترز: ترامپ به‌دنبال محاصره طولانی‌مدت جنوب ایران است

    رویترز: ترامپ به‌دنبال محاصره طولانی‌مدت جنوب ایران است

با این حال، حملات به تاسیسات گازی قطر همچنان آسیب قابل‌توجهی به این کشور وارد کرده است.

به‌نوشته لوموند برای امارات، این جنگ یک شوک وجودی بوده است. ابوظبی به امکان دستیابی به توافق صلح با جمهوری اسلامی باور ندارد. ارتش این کشور حتی پس از آتش‌بس ۸ آوریل، دو تاسیسات نفتی ایران را هدف قرار داد. امارات همچنین به همراه اسرائیل از محاصره تنگه هرمز از سوی ارتش آمریکا حمایت کرده و اکنون به نظر می‌رسد خود را برای ادامه جنگ آماده ساخته و حتی به فروپاشی رژیم ایران می‌اندیشد.

یک منبع دیپلماتیک به لوموند گفت: «از نگاه اماراتی‌ها، تنها سه کشور در طول جنگ به آنها کمک کردند: آمریکا، اسرائیل و فرانسه.»

در روزهای اخیر گزارش شده که اسرائیل سامانه‌های دفاعی پیشرفته‌ای از جمله «گنبد آهنین» و «پرتو آهنین» را در امارات مستقر کرده است.

شکل‌گیری تنش

ابوظبی از نبود رهبری منطقه‌ای گلایه دارد و با خروج از سازمان اوپک، اختلاف خود با عربستان سعودی را تشدید کرده است. این کشور قصد دارد بدون محدودیت تولید، نفت خود را در اختیار کاخ سفید قرار دهد. این رقابت میان متحدان عربی، برای تهران مطلوب به نظر می‌رسد.

  • جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

    جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

به‌نوشته لوموند، در پشت‌پرده منابعی در عربستان نوعی خشم نسبت به این متحد «سرکش» ابراز کرده‌اند. ریاض در شرایطی که بسته شدن تنگه هرمز امارات را به مسیرهای زمینی وابسته کرده، در حال بررسی اقدامات تلافی‌جویانه است.

در مقابل، عربستان تلاش می‌کند با ایجاد یک چارچوب منطقه‌ای برای آشتی، از منطق تقابل آمریکا و اسرائیل فاصله بگیرد. این کشور به ترکیه، مصر و پاکستان نزدیک‌تر شده و حتی در سال ۲۰۲۵ با اسلام‌آباد توافق دفاعی امضا کرده است. این رویکرد جدید، بستری برای میانجی‌گری در مذاکرات صلح در اسلام‌آباد فراهم کرده و می‌تواند به توافقی برای عدم تجاوز با ایران منجر شود؛ مشروط به آنکه همه کشورهای منطقه خلیج فارس در آن مشارکت داشته باشند و تضمین‌های متقابل ارائه شود.

فرانسه با احتیاط این چارچوب در حال شکل‌گیری را دنبال می‌کند، چرا که هیچ قدرت غربی در آن حضور ندارد. با این حال، بارو از تلاش متحدان عرب برای ایفای نقش در مذاکراتی که آمریکا در آن گرفتار شده، استقبال می‌کند.

او می‌گوید: «کشورهای خلیج فارس برای حل مساله هسته‌ای ایران به آمریکا تکیه دارند.» اما در عین حال، «آنها ترجیح می‌دهند مذاکرات درباره برنامه موشکی ایران در چارچوبی منطقه‌ای انجام شود که هنوز شکل مشخصی ندارد.»

جنگ ایران فرصتی بی‌نظیر برای ارزیابی توان رزمی آمریکا در اختیار رقبا گذاشته است

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۷:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه وال‌استریت ژورنال، در گزارشی به سود نظامی چین، روسیه و کره شمالی، به‌عنوان رقبای اصلی ایالات متحده، از جنگ ایران پرداخته و نوشته این کشورها با دقت تمام قدرت آتش و توان نظامی و تجهیزاتی آمریکا در جریان جنگ با جمهوری اسلامی را زیر نظر دارند.

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، جنگ ایران تصویری لحظه به لحظه از قدرت آتش آمریکا به رقبای واشینگتن می‌دهد زیرا دشمنان آمریکا دیده‌اند که این کشور چگونه ذخایر موشکی خود را مصرف می‌کند، فناوری‌های جدیدش را در میدان به کار می‌گیرد و شاهد بوده‌اند که تسلیحات ارزان چگونه می‌توانند در برابر دشمنی قدرتمندتر موثر واقع شوند.

وقتی از دریادار ساموئل پاپارو، فرمانده نیروهای آمریکایی در اقیانوس آرام، پرسیده شد که چین چه برداشتی از جنگ ایران دارد، او به کنگره گفت: «فکر می‌کنم آنها قدرت مهمات کوچک و کم‌هزینه را می‌بینند.»

بخشی از تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی از فناوری چینی مهندسی معکوس شده است یا به قطعات چینی متکی است. به همین دلیل، پکن علاقه‌مند است به داده‌های عملیاتی خاص دست یابد یا برای مثال بفهمد حکومت ایران چگونه توانسته پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس را هدف قرار دهد.

  • قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری پنتاگون برای مین‌روبی در تنگه هرمز با هوش مصنوعی

    قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری پنتاگون برای مین‌روبی در تنگه هرمز با هوش مصنوعی

نادیا حلمی، کارشناس چین در دانشگاه بنی‌سویف مصر، به وال‌استریت ژورنال گفت: «جنگ ایران به‌عنوان یک آزمایشگاه زنده برای سنجش کارایی و اثربخشی فناوری و داده‌های چینی در برابر سلاح‌های پیشرفته غربی و آمریکایی عمل می‌کند.»

روسیه نیز نگاهی عمیق‌تر به عملکرد سلاح‌های آمریکایی در برابر تسلیحات ایرانی—به‌ویژه با توجه به هم‌پوشانی فناوری پهپادی—به دست می‌آورد. این اطلاعات برای روسیه در جنگش با اوکراین، که به‌شدت به سلاح‌های آمریکایی متکی بوده، یا در هر درگیری احتمالی آینده با متحدان ناتو در اروپا ارزشمند است.

اما فشار واردشده بر ذخایر مهمات آمریکا و جمهوری اسلامی اهمیت افزایش تولید تسلیحات را برجسته می‌کند.

ژنرال الکسیوس گرینکویچ، فرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا و فرمانده ارشد نظامی ناتو، در ماه مارس در کنگره گفت روسیه با وجود سال‌ها جنگ توانسته سطح بالایی از تولید موشک و پهپاد را حفظ کند.

او افزود: «اقتصاد جنگی روسیه با تمام توان در حال فعالیت است.»

این جنگ همچنین برای کره شمالی اهمیت سلاح‌های هسته‌ای را در بازدارندگی در برابر حمله خارجی برجسته می‌کند. در روزهای اخیر، نماینده ارشد هسته‌ای کره جنوبی خواستار افزایش فوریت جهانی برای خلع سلاح برنامه اتمی کیم جونگ اون شد و آن را «مهم‌ترین چالش عدم اشاعه» در جهان خواند.

در جلسه استماع کنگره در روز چهارشنبه، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از شباهت‌ها میان جمهوری اسلامی و کره شمالی سخن گفت و از جمله به استفاده از «سپر متعارف» متشکل از موشک‌ها برای خرید زمان جهت پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای اشاره کرد. او با مطرح کردن مساله کره شمالی، تلاش کرد که اقدام نظامی علیه تهران را توجیه کند. هگست گفت: «کره شمالی درس ماست. همه فکر می‌کردند کره شمالی نباید سلاح داشته باشد.»

از آغاز عملیات «خشم حماسی» در ۹ اسفند، آمریکا بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران مورد حمله قرار داده است. به گفته فرماندهی مرکزی آمریکا، این حملات رهبری ارشد جمهوری اسلامی، زیرساخت‌های کلیدی نظامی و بیش از ۱۵۰ شناور را از بین برده است.

  • تنگه هرمز چگونه الگوی جنگ‌های آینده را تغییر می‌دهد

    تنگه هرمز چگونه الگوی جنگ‌های آینده را تغییر می‌دهد

در میان سلاح‌های جدیدی که برای نخستین‌بار در میدان نبرد استفاده شده‌اند، موشک دقیق PrSM است که از پرتابگرهای متحرک شلیک می‌شود. آمریکا همچنین یک پهپاد تهاجمی یک‌بارمصرف و کم‌هزینه جدید به نام «لوکاس» را به کار گرفته است.

البته محدودیت‌هایی برای درس‌هایی که روسیه، چین و کره شمالی می‌توانند از این جنگ بگیرند وجود دارد. این سه قدرت، برخلاف ایران، دارای سلاح هسته‌ای هستند.

با این حال، شی جین‌پینگ، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون می‌توانند تصور کنند که برای هر درگیری آینده با آمریکا یا متحدانش چه چیزهایی را باید ذخیره، توسعه و تولید کنند.

روسیه، که بر اساس گزارش‌ها تصاویر ماهواره‌ای، پشتیبانی فنی و اطلاعاتی برای کمک به هدف‌گیری نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در اختیار تهران گذاشته، پس از حمله به اوکراین در سال ۲۰۲۲ هزاران پهپاد شاهد از جمهوری اسلامی خریداری کرد و از آن زمان تولید داخلی این سلاح را آغاز کرده است.

در اوکراین، روسیه با استفاده از پهپادها تلاش کرده سامانه‌های دفاعی پاتریوت را تحت فشار بگذارد و آنها را با ترکیب حملات پهپادی و موشک‌های مافوق صوت هدف قرار دهد.

در درگیری کنونی خاورمیانه نیز پهپادهای ایرانی در برابر سامانه دفاع موشکی تاد (Thaad)، یکی دیگر از سامانه‌های پیشرفته آمریکایی، موثر بوده‌اند؛ موضوعی که احتمالا توجه مسکو را جلب کرده است.

وال‌استریت ژورنال سپس به‌نقل از دو منبع آگاه افزود رادارهای تاد در اردن و امارات متحده عربی در اثر حملات پهپادی جمهوری اسلامی از بین رفته‌اند.

نیکول گراژوسکی، کارشناس روابط روسیه و ایران در دانشگاه ساینس‌پو پاریس، به این روزنامه گفت: «روسیه اکنون می‌تواند بخش زیادی از چیزهایی را که برای جنگی در اروپا آماده می‌کند، در خاورمیانه بیاموزد.»

یک حساب کاربری وابسته به ارتش چین در شبکه اجتماعی ایکس در سوم مارس پستی منتشر کرد که در آن «پنج درس از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی» فهرست شده بود. این درس‌ها شامل «واقعیت سرد: منطق برتری قدرت آتش» و «اتکای نهایی: خوداتکایی» بود که به برتری نظامی آمریکا و ضرورت رسیدن چین به آن اشاره داشت.

در همین حال، کیم جونگ اون بار دیگر تاکید کرده که حاضر به کنار گذاشتن سلاح‌های هسته‌ای نیست و گفته این سلاح‌ها کشورش را امن‌تر کرده‌اند. پیونگ‌یانگ و واشینگتن از سال ۲۰۱۹ تاکنون گفت‌وگوی رسمی برای خلع سلاح نداشته‌اند.

  • گلف‌نیوز: با وجود آتش‌بس، آینده جنگ وابسته به نحوه استفاده از گزینه‌های نظامی پیشرفته است

    گلف‌نیوز: با وجود آتش‌بس، آینده جنگ وابسته به نحوه استفاده از گزینه‌های نظامی پیشرفته است

کیم در سخنرانی ماه مارس گفت: «وضعیت کنونی به‌روشنی نشان می‌دهد که گزینه‌ها و تصمیمات راهبردی کشور ما در رد فریب دشمن و تداوم حفظ سلاح هسته‌ای تا چه اندازه درست بوده است.»

کره شمالی اخیرا آزمایش‌هایی از انواع سلاح‌هایی که در خاورمیانه استفاده می‌شوند انجام داده است، از جمله موشکی مجهز به بمب خوشه‌ای که می‌تواند صدها مهمات فرعی را در یک منطقه گسترده پخش کند. همچنین کیم به‌تازگی سوار یک ناو جنگی شد تا پرتاب موشک‌های کروز دریا به سطح را مشاهده کند. پهپادهای انتحاری نیز همچنان در صدر فهرست تسلیحاتی مورد نظر او قرار دارند.

جیمز پارک، مقام پیشین امنیتی کره جنوبی، گفت: «کیم جونگ اون آموخته که سلاح‌های جدیدش می‌توانند واقعا موثر باشند.»

این جنگ همچنین چالش‌های آمریکا در جایگزینی سریع ذخایر عظیم مهمات مصرف‌شده را نشان داده است.

پیش از آتش‌بس ۸ آوریل، آمریکا و اسرائیل روزانه بیش از ۶۰۰ هدف را هدف قرار می‌دادند، در حالی که جمهوری اسلامی روزانه حدود ۲۰ حمله انجام می‌داد.

مارک کانسیان، یکی از نویسندگان گزارشی درباره مصرف مهمات آمریکا در جنگ ایران، گفت پنتاگون مجبور شد تجهیزات و نیروهای کلیدی را از آسیا به خاورمیانه منتقل کند.

بر اساس این گزارش، از میان هفت نوع مهمات اصلی مورد استفاده، چهار مورد ممکن است بیش از نیمی از ذخایر پیش از جنگ خود را مصرف کرده باشند.

کریس اچ. پارک، یکی از نویسندگان گزارش، گفت: «این جنگ مشکلات بزرگی را برای ارتش آمریکا آشکار می‌کند. ما به تجهیزات بسیار بیشتری نیاز داریم.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که جایگزینی کامل موشک‌های تهاجمی و دفاعی آمریکا ممکن است تا شش سال زمان ببرد.

شان پارنل، سخنگوی پنتاگون، گفت ارتش آمریکا همچنان قدرتمندترین نیروی نظامی جهان است و به اندازه کافی مهمات در اختیار دارد تا در زمان و مکان مورد نظر رییس‌جمهوری عملیات انجام دهد.

آنکیت پاندا، پژوهشگر ارشد سیاست هسته‌ای، گفت چین، روسیه و کره شمالی احتمالا به‌دنبال راه‌هایی خواهند بود تا اطمینان حاصل کنند نیروهای هسته‌ای و سامانه‌های فرماندهی آنها در برابر حمله اولیه آمریکا دوام بیاورند.

او گفت: «جنگ ایران رقبای آمریکا را وادار خواهد کرد به شیوه‌های جالبی واکنش نشان دهند.»

معنا و پیامد شکاف‌ها در قدرت؛ چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟

۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرش سهرابی

مهم‌ترین پرسش در تهران شاید همان پرسشی باشد که دادن پاسخی قاطع به آن چندان امکان نداشته باشد: چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد؟

ماه‌ها پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای، مسعود پزشکیان نسبت به خطری که در صورت وقوع اتفاقی برای رهبر جمهوری اسلامی پیش خواهد آمد هشدار داده بود. او گفته بود: «آن‌وقت با هم درگیر خواهیم شد. اسرائیل حتی نیازی به آمدن نخواهد داشت.»

از زمان کشته شدن علی خامنه‌ای و معرفی پسرش مجتبی به‌عنوان جانشین، نظم مستقر در ایران یا بقایای آن هنوز فرونپاشیده، اما شفاف‌تر هم نشده است. به نظر می‌رسد آنچه شکل گرفته، نظمی نظامی‌تر، مبهم‌تر و کمتر متمرکز است: داور قدیمی از میان رفته، رهبر جدید دیده نمی‌شود و اردوگاه‌های رقیب در حال آزمودن این واقعیت هستند که تا چه حد می‌توانند پیش بروند بدون آنکه اساس حکومتی را که همگی خواهان حفظ آن هستند، در هم بشکنند.

  • پزشکیان و قالیباف خواستار برکناری عراقچی هستند

    پزشکیان و قالیباف خواستار برکناری عراقچی هستند

هیچ‌کس خارج از دایره درونی قدرت در ایران نمی‌تواند دقیقا بداند اکنون چه کسی تصمیم می‌گیرد. اما نشانه‌های قابل مشاهده به سیستمی اشاره دارند که بیش از آنکه بر سر بقا اختلاف داشته باشد، بر سر تاکتیک‌ها دچار شکاف است. شکاف آشنای «تندروها» و «میانه‌روها» ممکن است بخشی از تنش‌های واقعی را نشان دهد، اما می‌تواند یک دوگانه گمراه‌کننده نیز باشد؛ هم برای تهران، هم برای دولت‌های خارجی و، هم خطرناک‌تر از همه، برای مردم ایران.

برای شهروندان عادی، مساله این نیست که کدام جناح نرم‌تر سخن می‌گوید. نکته این است که همان نظام همچنان جنگ، سرکوب، زندگی عمومی و حدود انتخاب سیاسی را کنترل می‌کند. نام‌ها ممکن است تغییر کنند، اما روش و منش یکسان و ثابت است.

ژنرال‌ها، حلقه‌ها و رهبری که دیده نمی‌شود

بر روی کاغذ، مجتبی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است. اما در عمل، او هنوز نقشی را که پدرش برای دهه‌ها ایفا می‌کرد، بر عهده نگرفته است: حضور در انظار عمومی، سخن گفتن مستقیم، پایان دادن به اختلافات جناحی و تعیین خط نهایی دولت.

این غیبت مهم است، اما نباید بیش از حد بزرگ‌نمایی شود. ممکن است همچنان با مجتبی مشورت شود یا از او برای تایید رسمی تصمیم‌ها نظر خواسته شود. نکته مهم‌تر این است که به نظر می‌رسد قدرت به ساختاری منتقل شده که دیدن آن دشوارتر است: نظمی امنیت‌محور که با حلقه‌های هم‌پوشان شکل گرفته، حلقه‌هایی که هم‌زمان با یکدیگر همکاری و رقابت می‌کنند و در عین حال به هم بی‌اعتمادند.

  • شکاف میان پزشکیان و وحیدی درباره مدیریت جنگ و پیامدهای اقتصادی آن شدت گرفته است

    شکاف میان پزشکیان و وحیدی درباره مدیریت جنگ و پیامدهای اقتصادی آن شدت گرفته است

منابعی در اوایل آوریل به ایران‌اینترنشنال گفتند تنش میان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه، دولت را به «بن‌بست کامل سیاسی» کشانده و سپاه پاسداران عملا کنترل بخش‌های کلیدی حکومت را به دست گرفته است.

به‌گفته این منابع، سپاه مانع برخی انتصاب‌ها از جمله برای معرفی وزیر جدید اطلاعات از سوی رییس دولت شد ریاست‌جمهوری شد. این منابع به ایران‌اینترنشنال گفتند که احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه و یکی از چهره‌های اصلی نظم امنیتی کنونی، اصرار دارد که پست‌های حساس باید در این شرایط جنگی به‌طور مستقیم به‌دست سپاه مدیریت شوند.

این منابع همچنین گفتند پزشکیان بارها خواستار دیدار فوری با مجتبی خامنه‌ای شده، اما پاسخی دریافت نکرده است. در عین حال، «شورای نظامی» متشکل از افسران ارشد سپاه، حلقه‌ای امنیتی پیرامون رهبر جدید ایجاد کرده و مانع رسیدن گزارش‌های دولت به او شده است.

اما نباید سپاه را یک جناح ساده و یکدست در نظر گرفت. تقریبا همه بازیگران اصلی بحران کنونی به‌نوعی با سپاه، نسل جنگ، دستگاه امنیتی یا دفتر رهبر مرتبط‌اند. تمایز واقعی نه میان «سپاه و غیرنظامیان»، بلکه میان حلقه‌هایی است که اکنون بر سر نحوه بقای نظام با یکدیگر رقابت می‌کنند.

حلقه‌ای دیگر به مسیر مذاکره نزدیک‌تر است. این حلقه شامل مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف رییس مجلس، عباس عراقچی وزیر امور خارجه، و علی باقری کنی مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای است.

  • بن‌بست در پاستور و بحران در بیت؛ سپاه پاسداران کنترل کامل دولت را به دست گرفته است

    بن‌بست در پاستور و بحران در بیت؛ سپاه پاسداران کنترل کامل دولت را به دست گرفته است

تمایل نسبی به گفت‌وگو ممکن است آنها را از نظر تاکتیکی انعطاف‌پذیرتر نشان دهد، اما این به هیچ‌وجه به معنای «میانه‌رو» بودن این گروه در معنای دموکراتیک و رایج کلمه نیست. آنها نیز در چارچوب منطق امنیتی جمهوری اسلامی عمل می‌کنند، اما بیشتر با تلاش برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماتیک با واشینگتن و تبدیل فشارها به نوعی توافق شناخته می‌شوند.

به نظر می‌رسد حلقه سوم به تصمیم‌گیری مستقیم نظامی و امنیتی نزدیک‌تر باشد. احمد وحیدی چهره کلیدی این حلقه است و پس از او محمدباقر ذوالقدر، فرمانده پیشین ارشد سپاه قرار دارد که اکنون دبیر شورای‌عالی امنیت ملی است.

دیگر چهره‌های ساختار امنیتی، از جمله اسماعیل احمدی‌مقدم فرمانده پیشین پلیس، امیر حاتمی وزیر دفاع پیشین، احمدرضا رادان فرمانده پلیس، و غلامحسین محسنی‌اژه‌ای رییس قوه قضاییه، نیز اغلب به این نظم قهری نزدیک‌تر از مسیر مذاکره دیده می‌شوند.

حلقه چهارم، اردوگاه فشار ایدئولوژیکی است که پیرامون سعید جلیلی، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای و چهره امنیتی تندرو، و همچنین چهره‌هایی مانند حمید رسایی، امیرحسین ثابتی، محمد نبیان و صادق محصولی شکل گرفته است. این جریان به‌شدت با مذاکره با واشینگتن مخالف است و در بحران کنونی نقش آن تعریف هرگونه مصالحه به‌عنوان خیانت، حمله به مذاکره‌کنندگان و ادعای دفاع از خطوط قرمز رهبر است.

این‌ جناح‌ها کاملا جدا از هم نیستند. اعضای آنها هم‌پوشانی دارند و مواضعشان می‌تواند تغییر کند. همه آنها در بقای جمهوری اسلامی ذی‌نفع‌اند. آنچه تفاوت ایجاد می‌کند، روش آنهاست: مذاکره تاکتیکی، تشدید قهری، انضباط ایدئولوژیک یا ترکیبی از اینها. بنابراین، بهترین راه برای درک این وضعیت نه رسیدن به یک نام مشخص، بلکه ترسیم نقشه‌ای از روابط است.

  • قالیباف توبیخ شد و از ریاست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی کناره‌گیری کرد

    قالیباف توبیخ شد و از ریاست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی کناره‌گیری کرد

شکاف پیش چشم همگان

اختلاف بر سر مذاکره با ایالات متحده، این شکاف‌ها را بیش از هر زمان قابل مشاهده کرده است.

ایران‌اینترنشنال ۱۰ آوریل گزارش داد که مقامات ارشد درباره اختیارات هیات مذاکره‌کننده با واشینگتن در اسلام‌آباد دچار اختلاف شده‌اند.

به گفته منابع، احمد وحیدی خواستار محدود کردن اختیارات قالیباف، رییس مجلس و از فرماندهان پیشین سپاه که رهبری تیم مذاکره را بر عهده داشت، و همچنین عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، بوده است. او همچنین خواهان حضور ذوالقدر در تیم و جلوگیری از هرگونه مذاکره درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی بوده است.

با تضعیف مذاکرات، این اختلافات گسترده‌تر شد. منابع در ۲۳ آوریل گفتند هیاتی آماده اعزام برای ادامه گفت‌وگوها بود که پیامی از حلقه نزدیک به مجتبی بحث درباره مسائل هسته‌ای را منتفی اعلام کرد و تیم وزارت امور خارجه را به‌خاطر مذاکرات قبلی مورد توبیخ قرار داد. عراقچی هشدار داد حضور در چنین شرایطی بی‌فایده خواهد بود.

یک روز بعد، منابع گفتند قالیباف پس از توبیخ به‌دلیل تلاش برای طرح موضوع هسته‌ای، از ریاست تیم مذاکره کنار رفته است. عراقچی سپس به‌تنهایی به اسلام‌آباد سفر کرد تا پیشنهاد تهران را ارائه دهد؛ پیشنهادی که آن هم بعدا از سوی ترامپ رد شد.

100%

نشانه‌های تازه حاکی از وضعیت آشفته‌تری است. دو منبع مطلع گفتند پزشکیان و قالیباف اکنون به‌دنبال برکناری عراقچی هستند و او را متهم می‌کنند که بیش از آنکه مانند یک وزیر کابینه عمل کند، مانند دستیار احمد وحیدی رفتار کرده است. این منابع گفتند عراقچی طی دو هفته گذشته بدون اطلاع کافی پزشکیان خود را با فرمانده سپاه هماهنگ کرده است. این تحول را می‌توان مهم دانست زیرا نشان می‌دهد شکاف صرفا میان «مذاکره‌کنندگان» و «تندروها» نیست. حتی چهره‌های مرتبط با مسیر دیپلماتیک نیز یکدیگر را به خدمت در فرماندهی امنیتی متهم می‌کنند.

نشانه‌های علنی نیز به همان اندازه گویاست. قالیباف از مذاکرات غیرمستقیم دفاع کرد، در حالی که منتقدان تندرو او را به خیانت متهم کردند و حتی از «کودتا» سخن گفتند.

ایران‌اینترنشنال بعدا گزارش داد قالیباف در یک نشست خصوصی چهره‌هایی مانند جلیلی و ثابتی را بازیگرانی افراطی و شبه‌نظامی توصیف کرد که می‌توانند ایران را نابود کنند. او آنها را متهم کرد که با استفاده از صداوسیما و بسیج حامیان تندرو، مخالفت با مذاکرات را تشدید می‌کنند.

  • اختصاصی؛ نارضایتی در سطوح عالی حاکمیت از عملکرد ذوالقدر در پرونده تنگه هرمز

    اختصاصی؛ نارضایتی در سطوح عالی حاکمیت از عملکرد ذوالقدر در پرونده تنگه هرمز

سپس «دعوا بر سر لوبیای سحرآمیز» شکل گرفت و جنگ رسانه‌ای کم‌سابقه‌ای درون اردوگاه تندرو پدید آمد.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه، یادداشتی را بازنشر کرد که خواسته‌های حداکثری برای توافق، از جمله لغو کامل تحریم‌ها و آتش‌بس جامع با متحدان منطقه‌ای ایران، را خیال‌پردازانه و شبیه انتظار برای «لوبیای سحرآمیز» توصیف می‌کرد. در مقابل، رجانیوز، نزدیک به جریان جلیلی، تسنیم را به تضعیف خطوط قرمز رهبر و تکرار مسیری که به توافق هسته‌ای انجامید و آن را «خسارت محض» نامید، متهم کرد.

تسنیم این مطلب را حذف کرد، اما به حمله رجانیوز به‌شدت واکنش نشان داد و گردانندگان این سایت را به ایجاد شکاف و کمک به تکمیل پروژه ترامپ در ایران متهم و همچنین به بازداشت‌هایی به‌دلیل «تحرکات مشکوک برای تضعیف وحدت مقدس» اشاره کرد.

این نوع ادبیات، نقد معمول جناحی نیست و بیشتر نشان‌دهنده رقابتی در درون اردوگاه انقلابی بر سر این است که چه کسی وفاداری را تعریف می‌کند، چه کسی می‌تواند به‌جای رهبر سخن بگوید و چه کسی در صورت شکست مذاکرات یا اجبار به امتیازدهی مقصر شناخته خواهد شد.

شکاف چه چیزی نیست

این شکاف واقعی است، اما نباید آن را به‌عنوان یک گشایش تعبیر کرد.

این منازعه، رقابتی میان دموکرات‌ها و اقتدارگرایان نیست. نشانه‌ای از وجود یک جناح لیبرال که منتظر قدرت‌گیری باشد هم نیست. حتی شکافی ساده میان سپاه پاسداران و دولت غیرنظامی نیز نیست، چرا که آنچه «چهره‌های غیرنظامی» نامیده می‌شوند نیز در چارچوب سیستمی عمل می‌کنند که از سوی سپاه، دفتر رهبر و ساختار امنیتی شکل گرفته است.

این شکاف میان جناح‌هایی از جمهوری اسلامی است که بر سر بهترین راه حفظ نظام با یکدیگر اختلاف دارند.

  • منابع امنیتی از تغییر ماهیت قدرت در ایران و تسویه حساب‌های سیاسی می‌گویند

    منابع امنیتی از تغییر ماهیت قدرت در ایران و تسویه حساب‌های سیاسی می‌گویند

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز نکته مشابهی را مطرح کرد. او به فاکس‌نیوز گفت: «همه آنها در ایران تندرو هستند.» اما او میان تندروهایی که می‌دانند باید یک کشور و اقتصاد را اداره کنند و آنهایی که «کاملا با انگیزه‌های ایدئولوژیک» عمل می‌کنند، تمایز قائل شد.

روبیو رییس‌ دولت، وزیر امور خارجه، رییس مجلس و دیگر مقامات سیاسی را نیز تندرو توصیف کرد، اما گفت آنها می‌دانند «مردم باید نان بخورند» و دولت باید حقوق‌ها را پرداخت کند. به گفته او، هسته سخت‌تر شامل سپاه پاسداران، رهبر و شورای پیرامون اوست: «متاسفانه تندروهایی با دیدگاهی آخرالزمانی، قدرت نهایی را در آن کشور در اختیار دارند.»

دونالد ترامپ نیز با ادبیاتی تندتر گفت حکومت ایران «به‌شدت دچار شکاف» شده و رهبران آن در تلاش‌اند بفهمند چه کسی در رأس قرار دارد. این اظهارات باید هم به‌عنوان ارزیابی واشینگتن و هم بخشی از کارزار فشار آن در نظر گرفته شود.

تهران با شعاری در دفاع از وحدت پاسخ داد که ناخواسته همان نکته را تایید می‌کرد. پزشکیان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در ایران تندرو و میانه‌رو وجود ندارد؛ همه ما ایرانی و انقلابی هستیم.»

او افزود که با «اطاعت کامل از رهبر»، ایران کاری خواهد کرد که «متجاوز جنایتکار» از اقدامات خود پشیمان شود.

سپس همین جملات را قالیباف، عراقچی، محسنی‌اژه‌ای و دیگر مقامات ارشد جمهوری اسلامی منتشر کردند تا شکاف موجود را انکار کنند اما برای بسیاری از ایرانیان، عبارت «ایرانی و انقلابی» معنای دیگری نیز دارد: در جمهوری اسلامی، تفاوت سیاسی جایی پایان می‌یابد که وفاداری به انقلاب آغاز می‌شود.

برداشت دقیق‌تر این است که جمهوری اسلامی بر سر تاکتیک‌ها دچار اختلاف است، نه بر سر بقا؛ و بیش از آنکه معتدل‌تر شده باشد، نظامی‌تر شده است. همین‌جا است که دام آغاز می‌شود: یک شکاف واقعی می‌تواند همچنان به یک انتخاب نادرست منجر شود.

  • پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

    پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

دوگانه کاذب: بد، بدتر و سیاست اهرم‌سازی

چارچوب «تندرو در برابر میانه‌رو» همواره بیش از یک مخاطب داشته است.

برای دیپلمات‌های خارجی، این چارچوب وسوسه‌ای آشنا ایجاد می‌کند: پیش از آنکه گزینه بدتر قدرت را در دست بگیرد، با گزینه کمتر بد توافق کنید. برای جمهوری اسلامی، این یک هشدار است: امتیاز بدهید، زیرا جایگزین آن هرج‌ومرج یا تشدید تنش است. برای مردم ایران، این چارچوب سیاست را به انتخابی خفه‌کننده محدود می‌کند: این جناح را بپذیرید یا آن یکی را تحمل کنید.

شکاف‌های داخلی ممکن است واقعی باشند، اما جمهوری اسلامی سال‌ها از ارائه سیاست به‌عنوان انتخابی میان بد و بدتر بهره برده است؛ انتخابی که تخیل جامعه ایران و حتی دیپلمات‌های خارجی را محدود می‌کند.

این همان دوگانه کاذبی است که در مرکز بحران کنونی قرار دارد.

شکاف واقعی است: اختلاف بر سر مذاکره، خطوط قرمز هسته‌ای، تیم مذاکره‌کننده و میزان امتیازدهی وجود دارد. اما این شکاف تحریف‌شده نیز هست: پزشکیان، عراقچی و قالیباف ممکن است بیشتر به مذاکره گرایش داشته باشند، اما خارج از سیستم نیستند.

این شکاف می‌تواند کارکردهایی هم داشته باشد. یک مذاکره‌کننده می‌تواند با اشاره به تندروها امتیاز بگیرد. یک تندرو می‌تواند مذاکره‌کننده را به خیانت متهم کند تا هزینه سازش را بالا ببرد. دولت می‌تواند در ظاهر وجود شکاف را انکار کند، اما هم‌زمان ابهام کافی ایجاد کند تا دولت‌های خارجی ندانند چه کسی قادر به تضمین یک توافق است.

وقتی هیچ‌کس به‌طور روشن صاحب قدرت تصمیم‌گیری نیست، هیچ‌کس هم به‌طور روشن مسئول پیامدها نیست. مذاکرات می‌تواند آغاز شود، متوقف شود، از سر گرفته شود و لغو شود. یک هیات می‌تواند اعزام شود، محدود شود، توبیخ شود و جایگزین شود. سپس به مردم گفته می‌شود که نپرسند چه کسی مسئول است، زیرا کشور در حال جنگ است و وحدت مقدس است.

چه این وضعیت خودجوش باشد، چه مدیریت‌شده یا ترکیبی از هر دو، جمهوری اسلامی بارها از شکاف‌های درونی به‌عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کرده است. از مردم خواسته می‌شود میان بد و بدتر انتخاب کنند؛ از دولت‌های خارجی خواسته می‌شود با گزینه بد مذاکره کنند تا از گزینه بدتر جلوگیری شود.

  • حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

    حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

شکاف چه چیزی را تغییر می‌دهد و چه چیزی را تغییر نمی‌دهد

این وضعیت هم در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی و هم در عرصه داخلی پیامدهایی فوری دارد. در حوزه دیپلماسی، مذاکرات دشوارتر می‌شود، در عین حال، مردم ایران همچنان در معرض تصمیم‌هایی قرار می‌گیرند که از سوی سیستمی گرفته می‌شود که آنها نمی‌توانند آن را پاسخ‌گو کنند.

این نکته به این معنا نیست که جمهوری اسلامی نمی‌تواند مذاکره کند. بلکه به این معناست که هر توافقی باید از چند آزمون داخلی عبور کند: محاسبه هسته امنیتی، تایید یا سکوت مجتبی خامنه‌ای، واکنش ایدئولوژیک، روایت رسانه‌های حکومتی و ترس حکومت از ضعیف به نظر رسیدن در برابر پایگاه خود.

چالش این نیست که تهران نمی‌تواند مذاکره‌کننده‌ای بفرستد؛ چالش این است که هیچ نماینده‌ای به‌راحتی نمی‌تواند کل نظام را پشت سر خود متحد کند.

اما برای مردم ایران، این بحث که چه کسی بر تهران حکومت می‌کند، نه یک معمای انتزاعی بلکه واقعیتی است که در تصمیم‌های پشت درهای بسته تجربه می‌شود: جنگ، فشار اقتصادی، سرکوب، تهدید به برخورد با هر حرکت اعتراضی جدید، و محدود شدن فضای زندگی عمومی.

حلقه‌های رقیبی که اکنون در تهران دیده می‌شوند، ممکن است بر سر تاکتیک‌ها اختلاف داشته باشند، اما همگی در چارچوب سیستمی عمل می‌کنند که پیش از پاسخ‌گویی به جامعه، به حفظ خود می‌اندیشد.

جمهوری اسلامی ممکن است کمتر متمرکز شده باشد، اما این به معنای پاسخ‌گوتر شدن آن نیست. ممکن است در عرصه عمومی بیشتر دچار شکاف باشد، اما این به معنای بازتر شدن آن نیست. ممکن است به دیپلماسی نیاز داشته باشد، اما این به معنای نمایندگی مردم از سوی مذاکره‌کنندگانش نیست.

نقشه درونی قدرت تغییر کرده است. رهبر پیشین دیگر وجود ندارد. رهبر جدید دیده نمی‌شود. شبکه‌های امنیتی قوی‌تر به نظر می‌رسند. اردوگاه ایدئولوژیک پرصداتر شده است. مذاکره‌کنندگان آسیب‌پذیرتر شده‌اند. حلقه‌های رقیب بیشتر حاضرند یکدیگر را در عرصه عمومی هدف قرار دهند.

اما برای مردم ایران، واقعیت اصلی چندان تغییر نکرده است. آنها همچنان باید با پیامدهای تصمیم‌هایی زندگی کنند که نمی‌توانند هیچ نقشی در آنها داشته باشند؛ تصمیم‌هایی که از سوی مردانی گرفته می‌شود که برای قدرت رقابت می‌کنند، در حالی که بر سر بقای سیستمی که به مردم هیچ قدرت واقعی نمی‌دهد، با یکدیگر توافق دارند.