اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را نمیتوان در چارچوب ساده «یک موج اعتراضی دیگر» فهمید. این رخداد، در فاصلهای کوتاه، از یک اعتراض اقتصادی به یک بحران سراسری و سپس به یکی از شدیدترین سرکوبهای ثبتشده در جمهوری اسلامی تبدیل شد.
آنچه این اعتراضات را از موجهای پیشین از دی ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ متمایز میکند، نه فقط دامنه و سرعت گسترش، بلکه همزمانی سه پدیده است: بسیج گسترده اجتماعی، کشتار متمرکز در بازهای بسیار کوتاه، و تلاش سازمانیافته برای پنهانسازی ابعاد آن.
از اعتراض معیشتی تا انفجار سیاسی
اعتراضات از اواخر آذر و اوایل دی ۱۴۰۴، در واکنش به فشارهای اقتصادی، افزایش قیمتها و فرسایش شدید قدرت خرید آغاز شد. اما این اعتراضات بهسرعت از سطح مطالبات اقتصادی عبور کرد و به اعتراضاتی با ماهیت سیاسی تبدیل شد. شعارها، در فاصلهای کوتاه، از نقد وضعیت معیشتی به نفی کلیت ساختار قدرت تغییر کرد.
ویژگی مهم این مرحله، سرعت گسترش جغرافیایی بود. گزارشهای میدانی نشان میدهد اعتراضات در دهها شهر و در بخش بزرگی از استانهای کشور شکل گرفت و بهسرعت از یک نقطه به نقاط دیگر منتقل شد.
برخلاف برخی موجهای پیشین که دارای کانونهای مشخص بودند، در اینجا با نوعی انتشار همزمان و چندکانونی مواجهیم؛ الگویی که نشاندهنده انباشت نارضایتی در سطوح مختلف جامعه است.
در اوج اعتراضات، گزارشهایی از حضور گسترده در خیابانها منتشر شد؛ سطحی از مشارکت که آن را در ردیف بزرگترین بسیجهای اجتماعی پس از انقلاب قرار میدهد. همین دامنه گسترده، بهنظر میرسد یکی از عوامل تعیینکننده در نوع واکنش حکومت بود.
نقطه عطف خونین؛ ۱۸ و ۱۹ دی
تقریبا تمام روایتهای مستند، بر یک نقطه عطف تاکید دارند: روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴. در این بازه زمانی، سرکوب به شکلی ناگهانی و بسیار شدید وارد فاز تازهای شد. گزارشها و مستندات نشان از وقوع کشتار گسترده در این دو روز دارد؛ کشتاری که میتوان آن را بزرگترین سرکوب فشرده در تاریخ جمهوری اسلامی خواند.
آنچه این مقطع را متمایز میکند، نه فقط تعداد کشتهشدگان، بلکه تمرکز زمانی آن است. در حالی که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یا خیزش ۱۴۰۱، خشونت در طول چند روز یا هفته توزیع شده بود، در دیماه ۱۴۰۴ بخش قابل توجهی از تلفات در یک بازه ۴۸ ساعته رخ داد.
این «فشردهسازی خشونت» یک تغییر مهم در الگوی سرکوب محسوب میشود؛ رویکردی که هدف آن، شکستن سریع موج اعتراض پیش از تثبیت آن است.
گزارشهای معتبر بینالمللی، بهویژه عفو بینالملل، دیدبان حقوق بشر و روایتهای پزشکی و میدانی منتشر شده در رسانهها تصویری نسبتا روشن از نوع سلاحها و ابزارهای کشتار در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ارائه میدهند.
بر اساس این منابع، نیروهای امنیتی از گلوله جنگی و سلاحهای گرم مرگبار بهصورت گسترده و مستقیم علیه معترضان استفاده کردند؛ از جمله تفنگهای تهاجمی، شاتگانها و حتی در برخی موارد تیربارهای سنگین (مانند DShK) که معمولا در میدانهای جنگ به کار میروند.
همچنین گزارشها به حضور تکتیراندازها در نقاط مرتفع و شلیک هدفمند به سر، سینه و اندامهای حیاتی اشاره دارند؛ الگویی که نشاندهنده سیاست «شلیک برای کشتن» است، نه کنترل جمعیت.
در کنار اینها، استفاده از ابزارهای بهاصطلاح «کمکشنده» مانند گلولههای ساچمهای و گاز اشکآور نیز ثبت شده، اما حتی این سلاحها نیز بهگفته عفو بینالملل بهطور عامدانه به نقاط حساس بدن شلیک شدهاند و موجب نابینایی یا آسیبهای دائمی شدهاند.
افزون بر این، برخی گزارشهای میدانی از بهکارگیری چاقو و خشونت مستقیم فیزیکی از سوی نیروهای لباسشخصی سخن میگویند.
مجموع این دادهها نشان میدهد که ابزارهای بهکاررفته در این سرکوب، از سطح کنترل شورش فراتر رفته و به سطح کاربرد تسلیحات جنگی علیه غیرنظامیان رسیده است.
جنگ آمارها؛ کشتاری که هنوز عدد ندارد
یکی از پیچیدهترین ابعاد این اعتراضات، اختلاف شدید در آمار کشتهشدگان است. خود حکومت رقم رسمی حدود سه هزار کشته را اعلام کرده است.
در مقابل، گزارشهای منتشرشده در ایراناینترنشنال بر پایه منابع مختلف از جمله اسناد داخلی دامنهای بسیار گستردهتر را نشان میدهد: از برآوردهای اولیه چند هزار نفری تا ارقامی در بازه ۱۲ تا ۲۰ هزار، و حتی گزارشهایی که از بیش از ۳۶ هزار کشته سخن میگویند.
در کنار این ارقام، گزارشهایی نیز وجود دارد که به هزاران کشتهای اشاره میکنند که هویت آنها ثبت نشده یا هنوز در دست بررسی است. نهادهای بینالمللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل، نیز با اشاره به محدودیتهای راستیآزمایی، از احتمال بسیار بالاتر بودن تعداد قربانیان نسبت به آمار رسمی سخن گفتهاند.
این شکاف آماری، صرفا یک اختلاف عددی نیست؛ بلکه خود نشانهای از شرایطی است که در آن، همزمان با سرکوب، تلاش برای کنترل روایت و پنهانسازی نیز جریان داشته است.
سرکوب چند لایه؛ از خیابان تا بیمارستان و گورستان
اگر در اعتراضات قبلی، سرکوب عمدتا به خیابان محدود میشد، در دیماه ۱۴۰۴ با یک الگوی چندلایه مواجهیم که حوزههای مختلف را در بر میگیرد. در خیابان، گزارشها از استفاده گسترده از سلاح گرم و شلیک مستقیم به معترضان حکایت دارد. اما سرکوب به اینجا ختم نشد.
گزارشها نشان میدهد که در جریان سرکوب ۱۷ و ۱۸ دی، نیروهای امنیتی وارد بیمارستانها شدند و مجروحان را بازداشت کردند؛ امری که عملا درمان را به یک خطر امنیتی تبدیل کرد. این اقدام، علاوه بر افزایش تلفات، نشاندهنده گسترش دامنه سرکوب به خارج از میدان اعتراض است.
در مرحله بعد، مدیریت اجساد و کنترل مراسم سوگواری نیز به بخشی از سازوکار سرکوب تبدیل شد. پیدا کردن پیکر جانباختگان به یک چالش بزرگ تبدیل شد. نگهداری پیکرها در سولههای پزشکی قانونی و تلاش خانوادههای برای یافتن پیکر عزیزانشان در میان انبوه جانباختگان، از تاثربرانگیزترین تصاویر این دوران بود. در اغلب موارد اجساد با تاخیر یا تحت شرایط خاص به خانوادهها تحویل داده شد و در بسیاری موارد نیز دفنها تحت نظارت و محدودیت انجام شد.
این روند، نشان میدهد که کنترل پیامدهای اجتماعی کشتار، به اندازه خود سرکوب اهمیت داشته است.
اینترنت؛ ابزار سرکوب و پنهانسازی
قطع و محدود سازی اینترنت، در این اعتراضات نقشی کلیدی داشت. اما تفاوت مهم این دوره با ۱۳۹۸ در این بود که قطع ارتباطات، صرفا واکنشی به گسترش اعتراضات نبود، بلکه همزمان با سرکوب و در راستای پنهانسازی آن اجرا شد.
این بار این اختلالات برای مدت طولانیتری ادامه داشت و بهصورت مدیریتشده اعمال شد؛ بهگونهای که دسترسی به اطلاعات، ارسال تصاویر و حتی ارتباطات روزمره شهروندان بهشدت مختل شد. این وضعیت، نهتنها کار راستیآزمایی را دشوار کرد، بلکه امکان امدادرسانی و ثبت مستقل وقایع را نیز محدود ساخت.
تفاوت واقعی با موجهای پیشین
در مقایسه با اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، دیماه ۱۴۰۴ چند تفاوت کلیدی دارد. نخست، همزمانی گستردگی اعتراض و شدت سرکوب است؛ در حالی که در گذشته، معمولا یکی از این دو عامل غالب بود.
دوم، تمرکز زمانی خشونت در بازهای بسیار کوتاه، که نشاندهنده تغییر در راهبرد سرکوب است. سوم، گسترش سرکوب به حوزههایی فراتر از خیابان؛ از بیمارستان تا گورستان و فضای اطلاعاتی.
بهبیان دیگر، اگر آبان ۱۳۹۸ نماد سرکوب در شرایط قطع اینترنت بود و ۱۴۰۱ نماد تداوم اعتراض در برابر فشار امنیتی، دیماه ۱۴۰۴ را باید نقطهای دانست که در آن، سرکوب به یک سازوکار چندلایه و همزمان در حوزههای مختلف تبدیل شد.