در حالی که پکن بر دیپلماسی فعال برای توقف جنگ تاکید دارد، همزمان به دنبال راهی است تا ضمن تامین امنیت انرژی خود، از تقابل مستقیم با واشینگتن در آستانه دیدارهای دیپلماتیک مهم پیش رو، اجتناب کند.
روزنامه لوموند، سهشنبه ۲۵ فروردین در گزارشی تحلیلی به بررسی سیاست چین در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی پرداخت.
پکن در تلاش برای حفظ تعادل میان حمایت از متحد دیرینهاش، تهران، و مدیریت روابط با دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، است.
لوموند نوشت بحران در تنگه هرمز، چین را در وضعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو، پکن بزرگترین شریک تجاری تهران است و پیش از آغاز جنگ اخیر، بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکرد.
از سوی دیگر، این کشور ناچار است در آستانه سفر احتمالی ترامپ به پکن، از تحریک بیرویه واشینگتن خودداری کند.
دیپلماسی چین به دنبال راهی است که نه تهران را برنجاند و نه مسیر مذاکره با آمریکا را مسدود کند.
پکن برخلاف کشورهای غربی، تهران را مقصر اصلی انسداد تنگه هرمز نمیداند، بلکه معتقد است حملات آمریکا و اسرائیل، حکومت ایران را به واکنش و تلافی واداشته است.
گو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، در این باره گفت: «علت اصلی اختلال در تنگه هرمز، درگیریهای نظامی است و برای حل این مشکل، جنگ باید هرچه سریعتر متوقف شود.»
جنگ اخیر برای پکن هم سود داشته و هم زیان. این جنگ نظم جهانی مبتنی بر تجارت را لرزانده، امنیت انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان را به خطر انداخته و به پکن آسیب زده است.
اما از سوی دیگر، این درگیری باعث شده آمریکا در خاورمیانه درگیر شود و ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کند.
این موضوع تمرکز نظامی آمریکا بر شرق آسیا و مهار چین را کاهش میدهد. همچنین، اکنون واشینگتن نیز مانند تهران به عنوان عاملی برای تهدید آزادی ناوبری معرفی میشود.
دیپلماسی پرکار پکن
چین در هفتههای اخیر در دیپلماسی بسیار فعال بوده است. وانگ یی، وزیر خارجه چین، ۲۶ تماس تلفنی با مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل، کشورهای عربی و روسیه داشته است.
پکن حتی پیش از نشست اسلامآباد، طرحی پنج مادهای برای صلح پیشنهاد داده بود که شامل توقف فوری درگیریها و عدم حمله به اهداف غیرنظامی بود.
رییسجمهوری آمریکا ۱۸ فروردین گفت فشار چین باعث شده ایران پای میز مذاکره بیاید، اما رسانههای دولتی چین تلاش دارند این تصور را که «ایران فقط به حرف چین گوش میدهد»، رد کنند تا پکن مسئول رفتارهای بعدی تهران شناخته نشود.
بزرگترین پرسش فعلی این است که چین تا چه حد حاضر است به بازسازی توان نظامی ایران کمک کند.
در حالی که گزارشهای تاییدنشده از احتمال ارسال سیستمهای پدافند هوایی دوشپرتاب از طریق کشورهای ثالث به ایران خبر میدهند، پکن این ادعاها را بهشدت تکذیب کرده و آنها را «اخبار جعلی» خوانده است.
چین میخواهد به عنوان «یک نیروی ثباتدهنده» در جهان شناخته شود، اما وابستگی شدید به نفت ایران و رقابت پیچیده با آمریکا، پکن را به حرکت روی لبه تیغ واداشته است.
این کشور فعلا بر آتشبس دوهفتهای اصرار دارد تا شاید از این طریق، هم امنیت انرژی خود را تامین کند و هم از رویارویی مستقیم با ترامپ بگریزد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، با اشاره به مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت واشینگتن بهوضوح برای تهران روشن کرده است که چه اقدامهایی باید انجام دهد و اکنون توپ در زمین آنها است.
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، مواضع آمریکا در قبال گفتوگوها با تهران را بررسی میکند.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، مردم ایران را تهدید کرد که این نهاد در رسیدگی به پروندههای مخالفان سیاسی «تا اطلاع ثانوی آرایش جنگی دارد».
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در این رابطه توضیح میدهد.
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت دونالد ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم ترامپ برای محاصره تنگه هرمز، بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است.
به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.