خبرگزاری رویترز نوشت مقامهای آمریکایی در آستانه مذاکرات آخر هفته با جمهوری اسلامی در اسلامآباد، نسبت به نتایج این گفتوگوها بدبین هستند و معتقدند شکافهای عمیق میان دو طرف، دستیابی به پیشرفت سریع را دشوار میکند.
واشینگتن درباره امکان بازگشایی سریع تنگه هرمز تردید دارد، در حالی که تهران لغو تحریمها، آزادی داراییهای بلوکهشده و گنجاندن لبنان در آتشبس را مطرح کرده است.
اختلاف میان طرح پیشنهادی ۱۰ مادهای ایران و طرح ۱۵ مادهای آمریکا نیز بر پیچیدگی مذاکرات افزوده است.
با این حال، مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند حتی در صورت آغاز گفتوگوها، خطر بازگشت تنشها همچنان جدی است.
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چین در حال آمادهسازی ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران در هفتههای آینده است. اقدامی که میتواند بر آتشبس شکننده اخیر میان تهران و واشینگتن سایه بیندازد و بر مذاکرات میان دو طرف، اثر بگذارد.
در گزارش اختصاصی سیانان که شنبه ۲۲ فروردین و در آستانه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد پاکستان منتشر شد، بر اساس ارزیابیها و اظهارات سه منبع آگاه، پکن قصد دارد سامانههایی را به ایران منتقل کند که میتواند توان دفاعی جمهوری اسلامی را تقویت کند. موضوعی که در صورت تحقق، با توجه به نقش ادعایی چین در میانجیگری آتشبس، «اقدامی تحریکآمیز» تلقی میشود.
این تحولات در حالی رخ میدهد که قرار است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اوایل ماه آینده میلادی (کمتر از یک ماه دیگر) برای دیدار با شی جینپینگ، همتای خود در چین، به این کشور سفر کند.
احتمال انتقال سامانههای دوشپرتاب و مسیرهای غیرمستقیم
دو منبع به سیانان گفتند نشانههایی وجود دارد که چین در حال بررسی انتقال این تجهیزات از طریق کشورهای ثالث است تا منشا واقعی آنها پنهان بماند.
به گفته این منابع، سامانههای مورد نظر، موشکهای ضد هوایی دوشپرتاب موسوم به «منپدس» (Man-Portable Air-Defense Systems - MANPADS) هستند. سلاحهایی که در طول جنگ پنج هفتهای، تهدیدی نامتقارن برای هواپیماهای نظامی آمریکا در ارتفاع پایین ایجاد کرده بودند و در صورت فروپاشی آتشبس، میتوانند بار دیگر چنین تهدیدی را به وجود بیاورند.
این ارزیابیها همچنین نشان میدهند حکومت ایران ممکن است از آتشبس برای بازسازی برخی از توانمندیهای نظامی خود با کمک شرکای خارجی استفاده کند.
سخنگوی سفارت چین در واشینگتن این گزارش را رد کرد و گفت: «چین هرگز به هیچ طرفی در این درگیری سلاح ارائه نکرده است. اطلاعات مطرحشده نادرست است.»
او تاکید کرد پکن به تعهدات بینالمللی خود پایبند است و از آمریکا خواست از «اتهامات بیاساس» و «فضاسازیهای هیجانی» خودداری کند و در عوض برای کاهش تنشها تلاش کند.
پیشتر نیز چین اعلام کرده بود از زمان آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، برای تحقق آتشبس تلاش کرده است.
ترامپ پیشتر گفت جنگنده اف-۱۵یی که هفته گذشته بر فراز ایران سرنگون شد، با یک «موشک دوشپرتاب حرارتی» هدف قرار گرفته است.
تهران نیز از استفاده از یک سامانه «جدید» پدافند هوایی خبر داده، اما جزییات بیشتری ارائه نکرده و مشخص نیست این سامانه منشا چینی داشته است یا نه.
به گفته منابع، ارسال چنین سامانههایی در صورت تحقق، سطح حمایت چین از حکومت ایران را نسبت به گذشته افزایش میدهد.
هرچند شرکتهای چینی پیشتر نیز فناوریهای دوگانه تحت تحریم را به جمهوری اسلامی فروختهاند، اما انتقال مستقیم سامانههای تسلیحاتی از سوی دولت چین، سطح تازهای از حمایت بهشمار میآید.
در عین حال، منابع مطلع گفتهاند که چین تمایلی به ورود آشکار به این درگیری ندارد و تلاش میکند ضمن حفظ روابط راهبردی با تهران - بهویژه در حوزه انرژی - در ظاهر بیطرف باقی بماند تا پس از پایان جنگ بتواند موضع خود را مدیریت کند.
سیانان گزارش داد: «چین همچنین ممکن است استدلال کند سامانههای پدافند هوایی ماهیتی دفاعی دارند، در حالی که روسیه با ارائه اطلاعات به ایران در طول جنگ، به این کشور در هدفگیری نیروها و منافع آمریکا در منطقه کمک کرده است.»
ایران از مدتها پیش روابط نظامی و اقتصادی نزدیکی با چین و روسیه دارد.
تهران در جنگ اوکراین با ارسال پهپادهای شاهد به روسیه کمک کرد و بخش عمده نفت تحت تحریم خود را به چین میفروشد.
بررسی دادههای گوگل ترندز در دوره قطع دسترسی عمومی مردم ایران به اینترنت جهانی در جریان جنگ اخیر، نشان میدهد الگوی جستوجوی کاربران ایرانی دارای سیمکارت سفید که به اینترنت دسترسی داشتهاند، همزمان با نگرانی برای بقای نظام سیاسی به سمت غرایز سرکوبشده میل کرده است.
در مقایسه با این مقطع، بررسی سه مقطع زمانی دیگر، دوره زمانی مشابه در سال گذشته، دوره یک ماهه پیش از شروع جنگ و دوره یک سال منتهی به جنگ، نشان میدهد که الگوی جستوجوی کاربران با آیپی ایران در این دورهها، بیشتر متمرکز بر دغدغههای عمومی بوده و کلماتی مانند فیلم، طلا، نوروز و رمضان (تقارن زمانی) بیشتر جستجو شدهاند.
این در حالی است که در ۳۵ روز اخیر که دسترسی عموم مردم در ایران به اینترنت قطع بود و تنها کارتسفیدها می توانستند به اینترنت جهانی وصل شوند، قیمت نفت، نهادهای قدرت، چهرههای سیاسی، اخبار جنگ و محتوای مستهجن بیشتر جستوجو شدهاند.
برای درک اهمیت این تغییر معنادار، باید به سازوکار ثبت دادهها در موتورهای جستوجو توجه کرد.
در شرایط عادی، شهروندان ایرانی برای دور زدن فیلترینگ از ابزارهای تغییر آیپی استفاده میکنند؛ در نتیجه، جستوجوی آنها برای محتوای فیلترشده در پایگاه داده گوگل به نام کشورهای دیگر ثبت میشود. اما در زمان قطعی کامل اینترنت، تنها مقامها، مدیران نهادهای خاص، رسانههای حکومتی و افراد دارای «سیمکارت سفید» مستقیما و بدون نیاز به فیلترشکن در فضای وب جستوجو میکنند. در این بازه زمانی، تمام ردپای دیجیتالی که با آیپی ایران ثبت شده، منحصرا رفتار همین طبقه خاص را بازتاب میدهد.
روزمرگی و اضطراب؛ دغدغه مردم پیش از خاموشی
بررسی دادههای یک سال گذشته (ژانویه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) نشان میدهد که اینترنت برای شهروندان عادی، با وجود فیلترینگ گسترده، ابزاری برای دور زدن بحرانهای اقتصادی و پیگیری زندگی روزمره بوده است. در این دوره، واژههایی مانند «قیمت طلا»، «دلار»، «ثبتنام ماشین» و «دیوار» در صدر جستوجوها قرار داشتند.
همچنین مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال گذشته (اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴) نشان میدهد که جامعه در شرایط عادی بیشترین توجه را به مناسبتهای فرهنگی و مذهبی مانند «تبریک سال نو»، سریال مناسبتی «پایتخت ۷» و اعمال ماه رمضان داشته است.
با نزدیک شدن به سایه جنگ در یک ماه پیش از قطعی سراسری (فوریه ۲۰۲۶)، اضطراب و تقلای مردم برای دسترسی به اخبار آزاد به اوج رسید.
در این مقطع، عباراتی مانند «اینترنت کی وصل میشه» با رشد ۴۸۰۰ درصدی و جستوجوی نام انواع فیلترشکنها از جمله «npv tunnel» (با رشد ۳۸۵۰ درصدی)، «viva vpn» (با رشد ۲۱۰۰ درصدی) و «سایفون» (با رشد ۲۰۰۰ درصدی)، صدر جدول جستوجوهای گوگل را تسخیر کردند. این دادهها تصویر شفاف جامعهای تشنه اطلاعات در آستانه یک بحران بزرگ نظامی است.
سیمکارتهای سفید؛ از بیت رهبری تا محتوای مستهجن
با آغاز درگیریهای نظامی و قطع دسترسی دهها میلیون شهروند ایرانی به اینترنت جهانی، استخر دادههای گوگل در ایران از کاربران عادی خالی شد. دادههای بازه ۳۵ روزه جنگ (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، نشاندهنده دوگانه عجیبی در رفتار صاحبان سیمکارت سفید است: ترس برای بقای سیاسی و فوران غرایز جنسی.
در بخش دغدغههای حاکمیتی، در حالی که موشکها زیرساختهای کشور را تهدید میکردند، وابستگان حکومت در حال رصد اخبار حساس داخلی و درآمدهای ارزی بودند.
رشد خیرهکننده جستوجوی کلماتی مانند «قیمت نفت برنت» (با جهش ۲۵۰۰ درصدی) در کنار اسامی چهرههای کلیدی قدرت نظیر «مجتبی خامنهای» (با رشد ۱۷۰۰ درصدی)، «اعرافی» (با رشد ۲۲۵۰ درصدی)، «اژهای» (با رشد ۹۰۰ درصدی) و عباراتی چون «پاستور تهران» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی) و «بیت رهبری» (با رشد ۱۰۰۰ درصد) نشان میدهد که در بحبوحه جنگ با آمریکا، پیگیری مناسبات قدرت و مساله جانشینی، دغدغه اصلی این طبقه بوده است.
افزون بر این، جستوجوی کلیدواژه «میناب» با رشد چشمگیر (ثبت جهش ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ درصدی)، تایید میکند که این کاربران به دقت در حال رصد فاجعه اصابت موشک به مدرسه دخترانه این شهر بودند.
بخش قابلتوجه دیگر این دادهها، رفتار کاربران سیمکارت سفید در جستوجوی محتوای جنسی است. از آنجا که به نظر میرسد این کاربران برای وبگردی نیازی به ابزارهای دور زدن سانسور ندارند، برای نخستین بار در آمار گوگل، جستوجوهای مستهجن آنها مستقیما با آیپی ایران ثبت شده است.
در غیاب مردم عادی، عباراتی نظیر «سوپر» و «فیلم بدون سانسور» که هر دو مستقیما به لیست کلمات برتر و پرجستوجو یا TOP راه یافتهاند، «زناشویی» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی)، «زگیل تناسلی» (با رشد ۷۵۰ تا ۹۰۰ درصدی) و «صیغه محرمیت» (با جهش ۱۰۰۰ درصدی و کلمه «صیغه» با رشد ۱۰۵۰ درصدی) در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن (نظیر واژن/Vagina با رشد ۵۰۰ درصدی، بیضه/Testicle با رشد ۶۰۰ درصدی و مقعد/Anus با رشد ۴۰۰ درصدی)، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
«زناشویی»، «زگیل تناسلی» و «صیغه محرمیت» در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
ریاکاری دیجیتال در ساختار اینترنت طبقاتی
آمار گوگل ترندز در این مقطع بحرانی، سندی روشن از عملکرد «اینترنت طبقاتی» در جمهوری اسلامی است. هنگامی که دسترسی مردم عادی به جریان آزاد اطلاعات قطع شد، رفتار واقعی مالکان سیمکارتهای سفید عیان شد.
طبقهای که از یک سو محدودیت، فیلترینگ و پیامرسانهای داخلی را برای جامعه تجویز میکند و از سوی دیگر، در امنترین فضاهای خود با رانت اینترنت نامحدود، همزمان در حال رصد معادلات قدرت در «بیت رهبری» و جستوجوی آزادانه محتوای مستهجن و واژههایی چون «صیغه محرمیت» است.
شبکه سیانان به نقل از یک مقام وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که کارکنان سفارت ایالات متحده در بغداد روز چهارشنبه در نزدیکی فرودگاه بینالمللی بغداد هدف چند حمله پهپادی از سوی یک گروه شبهنظامی عراقی قرار گرفتند. به گفته این مقام، هویت گروه مهاجم مشخص نشده است.
این مقام افزود: «همه کارکنان سالم هستند و حضورشان تایید شده است.»
بر اساس این گزارش، از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، دهها حمله علیه نیروها و تاسیسات آمریکا در عراق از سوی نیروهای همسو با حکومت ایران انجام شده است.
حادثه روز چهارشنبه از این جهت حائز اهمیت است که در نخستین روز کامل آتشبسی رخ داد که میان آمریکا و جمهوری اسلامی مورد توافق قرار گرفته بود.
پاکستان در میانه جنگ علیه جمهوری اسلامی، با استفاده از موقعیت جغرافیایی، روابط همزمان با تهران و واشینگتن و دیپلماسی فعال، به پلی غیرمنتظره میان دو دشمن تبدیل شده و حالا میزبان نخستین مذاکرات مستقیم برای پایان دادن به جنگ است.
شبکه سیانان جمعه ۲۱ فروردین در گزارشی تحلیلی نوشت این نقشآفرینی، نشاندهنده تغییری قابل توجه در جایگاه بینالمللی پاکستان است.
کشوری که تا سالهای اخیر بهعنوان شریک غیرقابل اعتماد آمریکا شناخته میشد اکنون، بهدلیل تغییر رویکرد سیاست خارجی واشینگتن و تلاش اسلامآباد برای گسترش روابط، به یک میانجی موثر تبدیل شده است.
تحلیلگران این تحول را نتیجه مجموعهای از عوامل میدانند؛ از جمله موقعیت جغرافیایی پاکستان، روابط همزمان با تهران و واشینگتن، و تغییر آرایش قدرت در منطقه.
به گفته فاروا آمر، از موسسه سیاستگذاری آسیا، این موفقیت دیپلماتیک «اعتبار قابل توجهی» برای پاکستان به همراه دارد و آن را به بازیگری فعال در تعیین آینده منطقه تبدیل میکند.
در این گزارش همچنین به نقش چین در تقویت این روند اشاره شده است.
تدابیر امنیتی
در آستانه این مذاکرات، اسلامآباد با اعلام تعطیلی دو روزه و اجرای تدابیر شدید امنیتی، عملا به حالت قرنطینه درآمده و فعالیتهای دیپلماتیک در پشت این محدودیتها با شدت در جریان است.
در روزهای منتهی به مذاکرات، تدابیر امنیتی در پایتخت پاکستان بهطور چشمگیری افزایش یافته و مناطق حساس تحت کنترل شدید قرار گرفتهاند. هتل سرنا، محل احتمالی برگزاری گفتوگوها، بهطور کامل به این مذاکرات اختصاص داده شده است.
قرار است مقامهایی از جمله جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در این گفتوگوها حضور داشته باشند.
هماهنگ با چین
پاکستان که روابط نزدیکی با پکن دارد، از طریق گفتوگوهای اخیر میان اسحاق دار، وزیر امور خارجه این کشور، و وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، کانالی برای هماهنگی ایجاد کرده است.
تحلیلگران معتقدند این هماهنگی با چین در ترغیب تهران به ورود به مذاکرات موثر بوده است.
پاکستان در عین حال منافع مستقیمی در پایان این جنگ دارد. این کشور که بخش زیادی از انرژی خود را از خاورمیانه تامین میکند، بهشدت از اختلال در تنگه هرمز تاثیر پذیرفته است.
همچنین توافق دفاعی اخیر با عربستان سعودی، خطر درگیر شدن اسلامآباد در صورت گسترش جنگ را افزایش داده بود.
با وجود این، پاکستان تلاش کرده بیطرفی خود را حفظ کند. این کشور نه میزبان پایگاه نظامی آمریکا است و نه هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته است. اسلامآباد در عین حال روابط خود با تهران را نیز حفظ کرده است. این موقعیت خاص، به گفته تحلیلگران، امکان ایفای نقش میانجی را برای اسلامآباد فراهم کرده است.
در عین حال، شکنندگی آتشبس همچنان ادامه دارد. سپاه پاسداران اعلام کرده عبور و مرور در تنگه هرمز متوقف شده و این اقدام را به نقض آتشبس در لبنان نسبت داده است. پاکستان نیز حملات اسرائیل را محکوم کرده و آن را تضعیفکننده تلاشها برای صلح دانسته است.
سیانان در پایان نوشت مجموعه این تحولات نشان میدهد پاکستان در مقطع کنونی توانسته جایگاه راهبردی خود را تقویت کند و به یکی از بازیگران کلیدی در مدیریت بحران میان جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل شود.
در حالی که نمایندگان آمریکا و جمهوری اسلامی برای دیدار در پاکستان و بررسی راهی برای پایان جنگ آماده میشوند، چین از شرق نظارهگر است؛ بازیگری تاثیرگذار اما محتاط که به پیشبرد دیپلماسی کمک کرده، اما بعید است نقش تضمینکنندهای را که تهران میخواهد بر عهده بگیرد.
آتشبسی که پس از شش هفته جنگ شکل گرفت همچنان شکننده است، حتی در حالی که نشانههای دیپلماتیک از واشینگتن، تهران و اسلامآباد حاکی از آن است که دیدار هیاتهای جمهوری اسلامی و آمریکا بهاحتمال زیاد برگزار خواهد شد.
در میان این عدم قطعیت و بیاعتمادی، چندان عجیب نبود که عبدالرضا رحمانی فضلی، سفیر جمهوری اسلامی در چین، بهطور علنی ابراز امیدواری کند پکن بتواند نقش تضمینکننده این روند را ایفا کند.
این پیشنهاد پس از گزارشهایی مطرح شد که نشان میداد چین در جریان تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به آتشبس، با هر دو طرف در تماس بوده است.
با این حال، وزارت امور خارجه چین در پاسخ به این موضوع از دادن هرگونه تعهد خودداری کرد و تنها گفت پکن امیدوار است «همه طرفها اختلافها را از طریق گفتوگو و مذاکره حل کنند» و چین به ارتباط با طرفهای درگیر ادامه خواهد داد.
این رویکرد نشاندهنده الگوی کلی رفتار چین در این جنگ است: اعمال نفوذ بدون پذیرش تعهد.
پکن درگیر است، اما تا حدی محدود. چین روابط اقتصادی خود با ایران را حفظ کرده، همچنان نفت این کشور را خریداری میکند و به شکلهایی از اقتصاد ایران در شرایط فشار حمایت میکند.
اما هیچیک از این اقدامات به معنای حمایتی نیست که تهران در یک بحران حیاتی به آن نیاز دارد. نه تضمین امنیتی وجود دارد، نه مشارکت نظامی و نه تمایلی برای پذیرش ریسکهای راهبردی جدی.
این سطح محدود از مداخله، بازتابی از تواناییها و اولویتهای چین است. اقدامات پکن در نهایت با هدف جلوگیری از آسیب به برنامههای کلان راهبردیاش و با کمترین هزینه انجام میشود. کمک به کاهش تنش میتواند در همین چارچوب قرار گیرد، اما فقط تا جایی که منافع مشخص چین را تامین کند.
در آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، چین بهواسطه ذخایر راهبردی که در سال ۲۰۲۵ ایجاد کرده بود، افزایش استفاده از برق در اقتصاد و منابع عظیم زغالسنگ داخلی، آمادگی نسبی برای جذب شوک اولیه را داشت. همچنین بهسرعت مشخص شد جمهوری اسلامی میتواند از حملات اولیه جان سالم به در ببرد.
در عین حال، راهبرد منطقهای چین بهطور فزایندهای به سمت کشورهای پادشاهی خلیج فارس متمایل شده و این موضوع ترجیح پکن برای حفظ توازن و عدم تعهد را تقویت کرده است.
این جنگ همچنین فرصتهایی راهبردی برای چین ایجاد کرده است. با انتقال منابع نظامی و توجه سیاسی آمریکا به خاورمیانه، فشار بر چین در منطقه هند-اقیانوس آرام کاهش یافته است. همچنین این جنگ اطلاعاتی درباره توانمندیها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا فراهم کرده است.
با این حال، این مزایا به محدود ماندن جنگ وابسته است. یک جنگ طولانی، مانند سناریویی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا با هشدار «نابودی یک تمدن کامل» مطرح کرد، خطرات جدی به همراه دارد.
چین آمادگی لازم برای تحمل آسان یک رکود جهانی را ندارد. صادرات همچنان نقشی حیاتی در حفظ تولید صنعتی، رشد اقتصادی و اشتغال دارد. کاهش تقاضای خارجی همراه با اختلال در تامین مواد اولیه صنعتی و کشاورزی میتواند یکی از پایههای اصلی اقتصاد این کشور را تضعیف کند.
پکن همچنین به روابط باثبات با واشینگتن نیاز دارد، از جمله برای خرید زمان جهت تقویت اقتصاد خود در برابر فشارهای آینده آمریکا.
علاوه بر این، در صورت تشدید جنگ، مساله حفاظت یا تخلیه صدها هزار شهروند چینی در منطقه به موضوعی فوری تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایطی بود که چین تصمیم به اقدام گرفت. از یک سو، پکن قطعنامه پیشنهادی بحرین در شورای امنیت سازمان ملل را که میتوانست پوشش حقوقی برای حملات بیشتر علیه تهران فراهم کند، وتو کرد و از سوی دیگر، به ایجاد یک مسیر دیپلماتیک برای خروج از بحران کمک کرد؛ مسیری که رییسجمهوری آمریکا به آن نیاز داشت.
نقش چین در این بحران، هم قدرت و هم محدودیتهای نفوذ آن را نشان میدهد. پکن توانسته در مقاطع حساس بر روندها تاثیر بگذارد، اما تمایلی به پذیرش نقش یک تامینکننده امنیت ندارد.
اقدامات چین بهشدت وابسته به شرایط است؛ اگر آمریکا تمایلی به کاهش تنش نداشت یا فرصت دیپلماتیکی ایجاد نمیشد، توان مداخله چین بسیار محدودتر میبود.
به بیان دیگر، رهبری چین بهدنبال حل کامل بحران نیست، بلکه میخواهد پیامدهای آن را مدیریت کند. این کشور برای ایجاد نظم پایدار وارد عمل نمیشود، بلکه برای جلوگیری از نتایجی که به برنامههای کلانش آسیب میزند، مداخله میکند.
تا زمانی که این محاسبه ادامه داشته باشد، چین در امنیت خاورمیانه بازیگری تاثیرگذار، اما در نهایت محتاط و محدود باقی خواهد ماند.