روزنامه اورشلیمپست در یادداشتی نوشت همزمان با طرح اتهام «جنایت جنگی» علیه دونالد ترامپ توسط منتقدان، پرسش کلیدی این است که چرا استفاده حکومت ایران از شهروندان - از جمله کودکان - بهعنوان سپر انسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اورشلیمپست در این یادداشت تحلیلی با اشاره به اینکه برخی دموکراتها ورود ترامپ به جنگ با ایران را زیر سوال میبرند و اتهاماتی درباره «جنایت جنگی» مطرح شده است، این پرسش را مطرح کرده است که «چگونه رژیم ایران میتواند مردم خود - از جمله کودکان - را بهعنوان سپر انسانی پیرامون تاسیسات انرژی قرار دهد، بدون آنکه این اقدام بهعنوان جنایت جنگی تلقی شود؟»
نویسنده این اقدام حکومت ایران را در چارچوب الگوهایی مشابه با گروههایی مانند حماس ارزیابی کرده است.







ساندیتایمز گزارش داد که جیدی ونس در حالی هدایت مذاکرات با حکومت ایران در اسلامآباد را بر عهده گرفته که پیشتر با آغاز این جنگ مخالف بوده و اکنون بهگفته منابع نزدیک به دولت، «این پرونده کاملاً بر عهده او گذاشته شده است.»
این مذاکرات بالاترین سطح تماس مستقیم میان آمریکا و حکومت ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بهشمار میرود.
به نوشته این روزنامه بریتانیایی، ماموریت ونس پر کردن شکاف میان دو طرف و تبدیل یک آتشبس شکننده به توافقی پایدار است، اما نشانههای اولیه حاکی از دشواری این ماموریت است. نگرانیهای امنیتی درباره پاکستان، درخواستهای لحظه آخری حکومت ایران از جمله آزادسازی داراییهای بلوکهشده، و اختلافات عمیق میان دو طرف، احتمال موفقیت مذاکرات را کاهش داده است. همزمان، بیاعتمادی تهران به استیو ویتکاف - که بههمراه جرد کوشنر در پاکستان حضور دارد اما هدایت مذاکرات را بر عهده ندارد - به برجسته شدن نقش ونس کمک کرده است.
ساندیتایمز مینویسد که افزایش نقش ونس در شرایطی رخ داده که او در مراحل اولیه جنگ حضور کمرنگتری داشت و چهرههایی مانند مارکو روبیو و پیت هگست بیشتر در کنار دونالد ترامپ دیده میشدند. این تغییر در حالی صورت گرفته که تصمیمگیری در دولت ترامپ در دوره دوم بیش از گذشته بر وفاداری متمرکز شده و صدای مخالفان کمتر شنیده میشود.
این گزارش همچنین به بحثهای داخلی در کاخ سفید درباره گزینه «تغییر رژیم» در ایران اشاره میکند؛ ایدهای که بهگفته نویسنده، بنیامین نتانیاهو در جلسهای در کاخ سفید مطرح کرده و حتی نامهایی مانند [شاهزاده] رضا پهلوی را بهعنوان گزینههای جایگزین پیشنهاد داده است. با این حال، ونس تنها مقام ارشد آمریکایی بوده که بهصراحت با این رویکرد مخالفت کرده و نسبت به پیامدهای آن هشدار داده است، هرچند در نهایت از تصمیم رییسجمهوری تبعیت کرده است.
به نوشته ساندیتایمز، بسیاری از هشدارهای اولیه درباره جنگ نیز اکنون محقق شده است؛ از جمله نبود قیام گسترده در داخل ایران و افزایش نگرانیها درباره پیامدهای انسانی و امنیتی در منطقه. در همین حال، تحلیلگران این عملیات را به سیاست «چمنزنی» تشبیه کردهاند؛ راهبردی برای تضعیف دورهای توان نظامی [حکومت] ایران بدون دستیابی به تغییرات اساسی.
این روزنامه همچنین تاکید میکند که نتیجه مذاکرات میتواند پیامدهای مهمی برای آینده سیاسی ونس داشته باشد، بهویژه در آستانه احتمال نامزدی او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸. در سطحی گستردهتر، مقامهای آمریکایی معتقدند حتی اگر جنگ بهزودی پایان یابد، پیامدهای آن برای سالها باقی خواهد ماند و میتواند مسیر سیاست خارجی آمریکا در دهه آینده را تغییر دهد.
در نهایت، ساندیتایمز مینویسد که رویکرد پرریسک ترامپ - از تهدیدهای شدید تا تغییر ناگهانی به سمت آتشبس - همچنان عامل تعیینکننده در این بحران است و سرنوشت مذاکرات تا حد زیادی به این بستگی دارد که رییسجمهوری به چه توصیههایی گوش دهد و مسیر بعدی را چگونه انتخاب کند.
روزنامه اورشلیمپست در یادداشتی نوشت همزمان با طرح اتهام «جنایت جنگی» علیه دونالد ترامپ توسط منتقدان، پرسش کلیدی این است که چرا استفاده حکومت ایران از شهروندان - از جمله کودکان - بهعنوان سپر انسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اورشلیمپست در این یادداشت تحلیلی با اشاره به اینکه برخی دموکراتها ورود ترامپ به جنگ با ایران را زیر سوال میبرند و اتهاماتی درباره «جنایت جنگی» مطرح شده است، این پرسش را مطرح کرده است که «چگونه رژیم ایران میتواند مردم خود - از جمله کودکان - را بهعنوان سپر انسانی پیرامون تاسیسات انرژی قرار دهد، بدون آنکه این اقدام بهعنوان جنایت جنگی تلقی شود؟»
نویسنده این اقدام حکومت ایران را در چارچوب الگوهایی مشابه با گروههایی مانند حماس ارزیابی کرده است.
در ادامه، این تحلیل به سابقه حملات منتسب به حکومت ایران و نیروهای نیابتی آن علیه منافع آمریکا اشاره کرده و میگوید طی چهار دهه گذشته حدود هزار آمریکایی در این حملات کشته شدهاند. همچنین با اشاره به حملات موشکی اخیر و استفاده از کلاهکهای خوشهای، بر پیامدهای انسانی و حقوقی این اقدامات تاکید شده است.
این یادداشت همچنین به گزارشهایی درباره یورش نیروهای امنیتی حکومت ایران به بیمارستانها و بازداشت معترضان زخمی اشاره کرده و این اقدامات را در چارچوب احتمالی «جنایت علیه بشریت» یا «جنایت جنگی» مطرح میکند.
اورشلیمپست در این تحلیل به نقش پاکستان در میانجیگری آتشبس دو هفتهای میان جمهوری اسلامی و آمریکا نیز پرداخته و همزمان ادامه حملات موشکی به اسرائیل و رهگیری آنها توسط کشورهای منطقه را نشانهای از شکنندگی این توافق دانسته است.
در بخش دیگری از این یادداشت، به مواضع ترامپ، بهخصوص تهدید به «محو تمدن ایران»، اشاره شده که از یک سو با ادبیاتی تند ایران را تهدید کرده و از سوی دیگر بارها اعلام کرده که آمریکا در کنار مردم ایران ایستاده است.
این تحلیل همچنین مجموعهای از پرسشها درباره آینده تحولات مطرح میکند؛ از جمله اینکه آیا حکومت ایران عبور آزاد کشتیها از تنگه هرمز را خواهد پذیرفت، آیا نیروهای نیابتی مانند حوثیها به حملات خود ادامه خواهند داد و آیا امکان شکلگیری مسیری برای تغییر وضعیت داخلی ایران وجود دارد یا نه.
در ادامه، این یادداشت به نقش حزبالله بهعنوان یکی از متحدان اصلی حکومت ایران اشاره کرده و بر حمایت مالی قابلتوجه تهران از این گروه تاکید میکند.
در جمعبندی، نویسنده تاکید میکند که شکاف میان دو نظام [آمریکا و جمهوری اسلامی] - یکی مبتنی بر دموکراسی و دیگری بهگفته او سرکوبگر - بسیار عمیق است و هرگونه توافق صلحی که به ارزش جان انسانها توجه نکند، نمیتواند پایدار باشد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی میگوید نیروی دریایی آمریکا در حال ارزیابی شرایط تنگه هرمز است.
به گفته او، گزارشهایی از مینگذاری مطرح شده اما هنوز تأیید نشده و ورود ناوشکنها با هدف سنجش وضعیت انجام شده است.
مهدی مصلحی، کارشناس بازار نفت با اشاره به پست جدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفت صنعت نفت آمریکا مازاد تولید دارد که میتواند به بازار عرضه کند، اما بازار تنها از تولید و عرضه نفت تاثیر نمیپذیرد. او تاکید کرد: «نفت هست، اما امن نیست»
او تاکید کرد تداوم حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران، ریسک ماندگاری است که حتی در صورت انجام یک توافق، باعث میشود قیمت نفت بالای صد دلار در هر بشکه باقی بماند.
دونالد ترامپ به تازهگی گفته است نفتکشهای خالی پرشماری به سوی آمریکا حرکت کردند تا «بهترین و شیرینترین» نفت جهان را بارگیری کنند.
روزنامه گاردین گزارش داد اعزام جیدی ونس به مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی در اسلامآباد در شرایطی پرریسک و با اهرمهای محدود انجام میشود.
به نوشته این روزنامه، ونس که پیشتر منتقد جنگهای آمریکا در خاورمیانه بود، اکنون با مذاکرهکنندگانی روبهروست که با تکیه بر کنترل تنگه هرمز و مقاومت در برابر حملات اخیر، موقعیت خود را تقویتشده میبینند.
گاردین مینویسد ماموریت ونس پر کردن شکاف میان یک آتشبس شکننده و دستیابی به توافقی پایدار است، اما او با انتخابی دشوار مواجه است: یا امتیازهای قابلتوجهی بدهد تا آتشبس حفظ شود، یا خطر بازگشت به جنگ را بپذیرد.
این گزارش به اختلاف بر سر گنجاندن لبنان در آتشبس و پیششرط تهران برای آزادی داراییهای بلوکهشده اشاره کرده و تاکید میکند مذاکرهکنندگان ایرانی به رویکردی فرسایشی مشهورند؛ چالشی که برای ونس با تجربه محدود دیپلماتیک، آزمونی جدی خواهد بود.
گاردین همچنین نتیجه این مذاکرات را برای آینده سیاسی ونس مهم ارزیابی کرده است.
جزییات بیشتر را در اینجا بخوانید.