• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

برندگان پنهان جنگ ایران: از شورای امنیت تا بازار انرژی، بازی روسیه و چین

احمد صمدی

خبرنگار ایران‌اینترنشنال در آلمان

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

وتوی روسیه و چین علیه قطعنامه حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز فقط نشانه همسویی سیاسی با جمهوری اسلامی نیست؛ این دو قدرت از تداوم بحران ایران نیز سود می‌برند: یکی با جهش درآمدهای انرژی و دیگری با تقویت جایگاهش در بازار جهانی فناوری‌های انرژی پاک.

در نگاه نخست، وتوی پیش‌نویس قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز از سوی روسیه و چین که سه‌شنبه در شورای امنیت سازمان ملل انجام شد، ممکن است در چارچوب اتحاد سیاسی این دو کشور با جمهوری اسلامی ایران یا رقابت ژئوپلیتیک آن‌ها با ایالات متحده تحلیل شود. چنین برداشتی بی‌راه نیست، اما همه واقعیت را توضیح نمی‌دهد.

آنچه در این میان کمتر دیده می‌شود، منطق اقتصادی و منافع مالی مستقیم این دو قدرت در تداوم بحران است.

روسیه؛ جنگی که خزانه کرملین را پر کرد

پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد روسیه به‌واسطه تحریم‌های بین‌المللی تحت فشار جدی قرار داشت.

گزارش‌های رسانه‌ای، از جمله در نشریه آلمانی فرانکفورتر روندشاو، نشان می‌دهد که درآمدهای نفت و گاز این کشور به‌شدت کاهش یافته بود؛ به‌طوری‌که نفت روسیه با تخفیف‌های قابل توجه و حتی تا حدود یک‌سوم قیمت جهانی فروخته می‌شد. همزمان، کسری بودجه دولت به بیش از ۹۰درصد رقم هدف‌گذاری‌شده برای سال ۲۰۲۶رسیده بود.

اما با آغاز جنگ، شرایط به‌سرعت تغییر کرد. افزایش قیمت انرژی و اختلال در عرضه جهانی باعث شد درآمدهای نفت و گاز روسیه جهش پیدا کند.

برآوردها نشان می‌دهد که درآمد روزانه مسکو از این محل به حدود ۷۶۰میلیون دلار رسیده و مجموع درآمد ماهانه آن به نزدیک ۲۴میلیارد دلار افزایش یافته است.

به بیان دیگر، بحرانی که برای بسیاری از کشورها هزینه‌زا بوده، برای روسیه به یک فرصت اقتصادی کم‌سابقه تبدیل شده است.

چین؛ برنده پنهان در نظم جدید انرژی

در مورد چین، ماجرا متفاوت و پیچیده‌تر است. برخلاف روسیه، پکن به‌طور مستقیم از افزایش قیمت نفت سود نمی‌برد و حتی در صورت اختلال یا بسته شدن تنگه هرمز ممکن است با چالش‌های جدی مواجه شود.

با این حال، برخی تحلیل‌ها از جمله در واشینگتن پست نشان می‌دهد که چین می‌تواند در بلندمدت از این بحران منتفع شود.

افزایش بی‌ثباتی در بازار انرژی و رشد قیمت سوخت‌های فسیلی، کشورها را به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر سوق می‌دهد؛ حوزه‌ای که چین در آن برتری جهانی دارد. از تولید پنل‌های خورشیدی گرفته تا باتری‌ها و خودروهای برقی، پکن بازیگر اصلی زنجیره تأمین این فناوری‌هاست.

در نتیجه، هرچه بحران انرژی عمیق‌تر شود، وابستگی جهان به فناوری‌های تولیدی چین افزایش می‌یابد. البته این به معنای نبود ریسک نیست؛ چین همچنان به مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز وابسته است و از اختلال در آن‌ها آسیب‌پذیر خواهد بود.

بحران به‌مثابه فرصت

با در نظر گرفتن دو واقعیت سود مستقیم روسیه از افزایش قیمت انرژی و سود ساختاری چین از تغییر الگوی مصرف جهانی می‌توان پرسش مهم‌تری مطرح کرد: آیا تداوم بسته بودن تنگه هرمز و اختلال در کشتی‌رانی تجاری، در خدمت منافع این قدرت‌ها قرار نمی‌گیرد؟

این پرسش به‌ویژه در زمینه تصمیم‌گیری‌های سیاسی، از جمله مخالفت با ابتکاراتی که می‌تواند به کاهش تنش یا تضمین امنیت مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز منجر شود، اهمیت پیدا می‌کند.

در این چارچوب، تداوم بحران را می‌توان نوعی «رولت روسی» در سیاست بین‌الملل دانست؛ قماری پرریسک با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی که در عین حال برای برخی بازیگران سودآور است.

در حالی که روسیه و چین از بی‌ثباتی در بازار انرژی و تحولات ژئوپلیتیک بهره می‌برند، جمهوری اسلامی آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینی بازی می‌کند که قواعد آن را قدرت‌های دیگر تعیین کرده‌اند.

تحلیل رفتار روسیه و چین در قبال بحران ایران، تنها با ارجاع به ملاحظات سیاسی یا امنیتی کامل نمی‌شود. اقتصاد انرژی و منافع مالی نقش تعیین‌کننده‌ای در این معادله دارند.

در چنین وضعی، تداوم بحران برای برخی بازیگران سود می‌سازد، اما برای ایران و مردمش هزینه‌ای سنگین‌تر بر جا می‌گذارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند
۱
اختصاصی

اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

۲

نیویورک‌پست: پسر معصومه ابتکار، از گروگانگیران تهران، در لس‌آنجلس زندگی مجللی دارد

۳

منابع امنیتی از تغییر ماهیت قدرت در ایران و تسویه حساب‌های سیاسی می‌گویند

۴

اورشلیم‌پست: مسکو مشخصات تاسیسات حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار تهران گذاشته است

۵

استفاده از سپر انسانی، راهبرد جمهوری اسلامی در آستانه سر رسیدن ضرب‌الاجل ترامپ

Banner

انتخاب سردبیر

  • واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»
    روایت شما

    واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»

  • ۴۰ روز خاموشی دیجیتال، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت

    ۴۰ روز خاموشی دیجیتال، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان خسارت

  •  حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب
    تحلیل

    حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب

  • احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها
    روایت شما

    احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها

  • اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند
    اختصاصی

    اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

  • مجید خادمی که بود و چرا کشته شدنش مهم است؟

    مجید خادمی که بود و چرا کشته شدنش مهم است؟

•
•
•

مطالب بیشتر

حاکمیت سایه‌ها؛ قدرت سپاه با ماسکی از رییس‌جمهوری و رهبر غایب

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

گزارش‌ اختصاصی اخیر ایران‌اینترنشنال مبنی بر اختلاف شدید پزشکیان و فرماندهان سپاه پاسداران از تعمیق بی‌سابقه شکاف در رأس هرم قدرت، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که خروجی آن یک کودتای ساختاری برای یکدست‌سازی قدرت در آستانه انتقال کامل جانشینی از دیکتاتور کشته شده ایران به فرزندش است.

از این فرزند اما حتی هیچ خط و نشانی دیده نشده و سپاه پاسداران با ساخت یک بستر لازم این جانشینی را به نفع خود مدیریت می‌کند.

برخورد تند مسعود پزشکیان با حسین طائب، فراتر از یک مجادله سیاسی، در واقع مواجهه «رییس‌جمهوری بی‌اختیار» با «کارگزارِ رهبرِ غایب» است. در حالی که کانون قدرت جمهوری اسلامی امروز در پناهگاه‌های زیرزمینی سپاه پاسداران است و این فرماندهان مسیر جنگ و فاجعه را برگزیده‌اند، بدنه عملیاتی و نیروهای پیاده نظام دستگاه جنگ و سرکوب در خیابان‌ها با گرسنگی و فروپاشی لجستیکی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ وضعیتی که نشان‌دهنده یک بن‌بست راهبردی میان رویاهای جاه‌طلبانه کانون قدرت و واقعیتِ ویرانِ میدان است.

تقابل عروسک خامنه‌ای با معمار انتقال قدرت به خامنه‌ای

دیدار میان مسعود پزشکیان و حسین طائب، نمادِ عریانِ بی‌اثری نهاد ریاست‌جمهوری در ساختار فعلی است. طائب که به‌عنوان هماهنگ‌کننده اصلی سپاه و مهره کلیدی در پروژه به قدرت رساندن مجتبی خامنه‌ای شناخته می‌شود، در این ملاقات نه به‌عنوان یک مقام امنیتی، بلکه در قامت نماینده تام‌الاختیارِ هسته پنهان قدرت ظاهر می‌شود.

حذف چهره‌های دفتر علی خامنه‌ای همچون حجازی و گلپایگانی(با سابقه مخالفت برای به صدر نشاندن مجتبی) در اینجا نشان می‌دهد صحنه‌گردان جدید حاکمان واقعی جمهوری اسلامی امروز کسانی هستند که رابطه‌شان با سپاه پاسداران از پیش تعیین شده بود.

فریادهای پزشکیان علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه سپاهیان، در واقع ناله ناتوانیِ بازیچه‌ای است که علی خامنه‌ای تنها برای نمایش مشروعیت از آن استفاده کرده بود و اکنون او را مجبور به تمکین از فرامین سپاه کرده‌اند.

  • اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

    اختلاف شدید در راس قدرت؛ پزشکیان: وحیدی و عبداللهی، کشور را به سمت فاجعه می‌برند

این تقابل نشان می‌دهد که دولت در ایران عملا به یک پوسته توخالی تبدیل شده و تصمیمات کلان نه در پاستور، بلکه در لایه‌های پنهانی اتخاذ می‌شود که طائب وظیفه هماهنگی و ابلاغ آنها را بر عهده دارد.

کودتای ژنرال‌های بی‌حکم؛ آرایش جنگی برای بلعیدن قدرت

در لایه نظامی، شاهد نوعی «کودتای درونی» از سوی حلقه‌ای از فرماندهان هستیم که بدون طی کردن روال‌های قانونی و تنها با اتکا به فرامین مستقیم و پنهانی، هدایت ماشین جنگی نظام را به دست گرفته‌اند. احمد وحیدی در حالی به عنوان فرمانده سپاه نقش‌آفرینی می‌کند که هیچ حکم رسمی برای این جایگاه ندارد و تنها با تکیه بر جایگاهش به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه (منصوب علی خامنه‌ای)، به همراه علی عبداللهی و عزیز جعفری، مسیر برخورد نظامی را پیش می‌برد.

این مثلث قدرت که از سوی چهره‌هایی چون محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدر و سمتی دیگر محمدباقر قالیباف پشتیبانی می‌شود، هدفی فراتر از جنگ منطقه‌ای را دنبال می‌کند؛ آنها در حال تثبیت هژمونیِ جریانی هستند که قرار است گذار به دوران پس از علی خامنه‌ای را تضمین کند، حتی اگر این مسیر به قیمت نابودی زیرساخت‌های کشور و فاجعه ملی تمام شود.

ارتش گرسنه و فروپاشی در لایه پشتیبانی

بزرگ‌ترین تناقض این آرایش جنگی، شکاف عمیق میان نقشه‌های بلندپروازانه فرماندهان کودتاگر و واقعیتِ میدانیِ نیروهای تحت امر آنهاست. گزارش‌های میدانی از وضعیت نیروهای سپاه و بسیج، توصیف‌گر ارتشی است که به تعبیر نظامی «دیگر روی شکمش راه نمی‌رود».

گرسنگی سربازان، توزیع غذای فاسد، خوابیدن نیروها در خیابان به‌دلیل تخریب پایگاه‌ها و از همه مهم‌تر، قطع شدن شریان‌های مالی ناشی از فلج شدن بانک سپه، نشان‌دهنده یک شکست لجستیکی تمام‌عیار است. نظامی که حقوق سربازش را پرداخت نمی‌کند و توان تامین جیره اولیه او را ندارد، در حالی به سمت تشدید تنش حرکت می‌کند که بدنه عملیاتی‌اش به‌دلیل خستگی مفرط و تضعیف روحیه، در آستانه نافرمانی قرار گرفته است.

  • پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

    پایان جمهوری اسلامی، آغاز حکومت متزلزل پاسداران

این بن‌بست، یعنی جمهوری اسلامی در حالی به‌دست «کارگزاران مجتبی خامنه‌ای» به سمت جنگ هدایت می‌شود که ابزار اصلی این جنگ، یعنی نیروی انسانی، در ابتدایی‌ترین سطوح معیشتی فروپاشیده است.

بن‌بست نهایی؛ فاجعه در سایه توهم قدرت

واقعیتِ صحنه نشان می‌دهد که هشدارهای پزشکیان درباره فروپاشی اقتصادی و فاجعه عظیم، اگرچه از نظر کارشناسی دقیق است اما کامل نیست چراکه اقتصاد جمهوری اسلامی پیش از جنگ هم اقتصادی پویا و شکوفا نبود که حالا در آستانه فروپاشی قرار بگیرد. دولت‌های ناتوان در جمهوری اسلامی توان کنترل تورم را نداشته‌اند و تنها هنر آنها به تعویق انداختن فاجعه‌ها بوده است.

با همه اینها همین هشدارهای نیم‌بند در گوشِ فرماندهانی که سرنوشت خود را به بقای هسته سخت قدرت گره زده‌اند، شنیده نمی‌شود. نظام در وضعیتی قرار گرفته که رأس آن (سپاه و صحنه‌گردانان غیررسمی دفتر رهبر غایب جمهوری اسلامی) درگیر بازی قدرت برای جانشینی و تنش‌زایی بین‌المللی است، میانه‌اش (دولت) بازیچه‌ای بی‌اراده و شکست‌خورده است، و قاعده آن (بدنه نظامی و اقتصادی) دچار اضمحلال و گرسنگی شده است.

این تضادِ ساختاری میان «اراده به جنگ در بالا» و «فقدان توانِ بقا در پایین»، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده است که در آن فاجعه نه یک احتمال، بلکه یک حتمیتِ گریزناپذیر است که از درونِ همین شکاف‌های لجستیکی و سیاسی سر بر خواهد آورد.

اکونومیست: جنگ به فروپاشی اقتصاد غیرنظامی ایران و تقویت اقتصاد سپاه منجر شده است

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه اکونومیست در گزارشی نوشت هم‌زمان با گسترش حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های ایران، اقتصاد غیرنظامی این کشور با تورم، بیکاری و کاهش ارزش ریال تضعیف شده، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران از افزایش قیمت نفت و اختلال در تجارت منطقه‌ای سود برده‌اند

نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی نوشت هم‌زمان با تشدید حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، اقتصاد غیرنظامی این کشور رو به فروپاشی رفته، اما ساختارهای اقتصادی وابسته به سپاه پاسداران تقویت شده‌اند.

این گزارش که ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، به بررسی شکاف فزاینده میان اقتصاد عمومی و اقتصاد نظامی در ایران پرداخته است.

اکونومیست نوشت در ماه نخست جنگ، آمریکا و اسرائیل عمدتا زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار ندادند، اما از ۱۳ فروردین حملات به پل‌ها، نیروگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های اقتصادی گسترش یافت. دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تهدید کرده که در صورت باز نشدن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی، حملات بیشتری به زیرساخت‌ها انجام خواهد شد.

  • وقتی جنگ به قلب پتروشیمی ایران رسید

    وقتی جنگ به قلب پتروشیمی ایران رسید

به نوشته این نشریه، حملات به اهداف غیرنظامی بحث‌برانگیز است و در اغلب موارد بر اساس حقوق بین‌الملل غیرقانونی محسوب می‌شود. این حملات همچنین ممکن است در دستیابی به هدف اصلی خود ناکام بماند، زیرا حکومت ایران و نیروی نخبه نظامی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اتکای اندکی به اقتصاد غیرنظامی دارند؛ اقتصادی که سال‌ها در وضعیت بحرانی قرار داشته است.

فعالیت‌های این ساختارها از طریق یک امپراتوری تجاری تامین مالی می‌شود و جنگ برای آنها به کسب‌وکار سودآوری تبدیل شده است. افزایش شدید قیمت نفت درآمدها را بالا برده و توانایی سپاه در بهره‌برداری از اختلال در کشتی‌رانی و تجارت نیز به تقویت منابع مالی آن کمک کرده است.

بر اساس این گزارش، سپاه در سال ۲۰۲۵ حدود نیمی از صادرات نفت ایران به ارزش دست‌کم ۳۰ میلیارد دلار را مدیریت کرده است. افزایش قیمت جهانی نفت در جریان جنگ نیز درآمدهای این نهاد را تقویت کرده است.

اکونومیست نوشت جمهوری اسلامی با وجود جنگ، دست‌کم به اندازه سال گذشته نفت ایران را صادر می‌کند اما درآمد آن تقریبا دو برابر شده است.

در مقابل، اقتصاد عمومی ایران با تورم بالا، کاهش ارزش ریال و بیکاری گسترده روبه‌رو است. نرخ تورم سالانه پیش از آغاز جنگ نزدیک به ۵۰ درصد بود و پس از آن نیز افزایش یافته است.

به‌نوشته اکونومیست، حدود ۶۰ درصد جمعیت در سن کار، بیکار هستند و حملات هوایی و قطعی اینترنت، بخش خدمات را که نیمی از نیروی کار را در خود جای داده بود، فلج کرده است.

اکونومیست افزود شرکت‌های وابسته به سپاه در حوزه‌هایی چون صنایع غذایی، دارویی، فولاد و آلومینیوم از کاهش واردات و افزایش قیمت‌ها سود برده‌اند. همچنین درآمدهای حاصل از قاچاق و عوارض احتمالی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز می‌تواند منابع مالی بیشتری برای این نهاد فراهم کند.

اکونومیست در پایان نتیجه‌گیری کرد که حمله به اهداف غیرنظامی ممکن است اقتصاد عمومی ایران را تضعیف کند، اما بدون هدف قرار دادن صادرات نفت، توان مالی سپاه به‌طور کامل از بین نخواهد رفت.

احساسات دوگانه شهروندان درباره ضرب‌الاجل ترامپ برای حمله به زیر‌ساخت‌ها

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

پس از تعیین ضرب‌الاجل دونالد ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و پل‌های ایران، شماری از شهروندان در پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، نگرانی خود را از حمله به زیرساخت‌های حیاتی ابراز کردند. در عین حال، برخی دیگر بقای جمهوری اسلامی را خطرناک‌تر از آسیب به زیرساخت‌ها خواندند.

مهلت ۱۰ روزه ترامپ برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی و بازگشایی تنگه هرمز، ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین (به وقت تهران) به پایان می‌رسد.

رییس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر با تهدید سران جمهوری اسلامی به راه انداختن «جهنم» در ایران، گفته بود پایان این ضرب‌الاجل روز حمله به تمام «نیروگاه‌ها و پل‌ها» خواهد بود.

نگرانی از قطع آب و برق و تهدید جان بیماران

بخش قابل توجهی از پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال در این زمینه، بر نگرانی از پیامدهای قطع احتمالی آب و برق و تاثیر آن بر زندگی روزمره و سلامت بیماران تاکید دارد.

یک شهروند نوشت: «ما در تهران نگران حمله به زیرساخت‌های انرژی هستیم؛ قطع برق و آب شرایط سخت زندگی را بدتر و مردم را فرسوده می‌کند.»

شهروند دیگری با اشاره به بیماران گفت: «لطفا فقط خود رژیم را ساقط کنید؛ با قطع برق، جان بسیاری از بیماران به خطر می‌افتد.»

در پیام دیگری آمده است: «از آمریکا و اسرائیل می‌خواهم نیروگاه‌های برق را نزنند، چون خود سپاه از زجر کشیدن مردم بیشتر خوشحال می‌شود.»

هم‌زمان با این ابراز نگرانی‌ها، مقام‌های دولتی و نظامی جمهوری اسلامی، به‌طور علنی از مردم خواسته‌اند تا به‌عنوان مانعی در برابر حملات هوایی عمل کنند و کودکان، نوجوانان و غیرنظامیان به سمت نیروگاه‌ها و مراکز حساس بروند و سپر انسانی بسازند.

علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از مردم درخواست کرده است سه‌شنبه ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاه‌های برق کشور تجمع کنند.

حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، نیز با حضور در صداوسیما مستقیما والدین را خطاب قرار داد و خواستار اعزام کودکان به نقاط حساس شد.

یکی از کارکنان نیروگاه برق نکا در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت مدیران مجموعه همه مرخصی‌ها را لغو کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند پرسنل از نیروگاه بیرون بروند.

به گفته این شهروند، مدیران نیروگاه تاکید کرده‌اند همه کارکنان باید برای جلوگیری از هدف قرار گرفتن این تاسیسات اطراف آن زنجیره انسانی تشکیل دهند.

شهروندی دیگر با اشاره به ساختن این سپر انسانی در کنار تهدیدات ترامپ، گفت: «می‌دانم که همه این اتفاقات تقصیر جمهوری اسلامی است، اما امیدوارم ترامپ نیروگاه‌های مهم کشور را نزند. این نیروگاه‌ها سرمایه‌های مردم کشور است و نباید تخریب شود.»

  • ترامپ: ایرانیان برای رسیدن به آزادی حاضرند این رنج را تحمل کنند

    ترامپ: ایرانیان برای رسیدن به آزادی حاضرند این رنج را تحمل کنند

تاکید برخی شهروندان بر «خطر بیشتر» تداوم جمهوری اسلامی

در مقابل، شماری از شهروندان گفتند با وجود نگرانی از آسیب به زیرساخت‌ها، ادامه حیات جمهوری اسلامی را تهدیدی بزرگ‌تر می‌دانند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «ما از زدن زیرساخت‌ها می‌ترسیم، اما بیشتر از آن از ماندن جمهوری اسلامی می‌ترسیم. اگر بمانند، قطعا شاهد اعدام‌ها و سرکوب‌های زیادی خواهیم بود. تحمل می‌کنیم، برای نابودی اینها؛ یک‌بار برای همیشه.»

شهروند دیگری نوشت: «قطع آب و برق به‌شدت ترسناک و استرس‌آور، اما ماندن جمهوری اسلامی وحشتناک‌تر است.»

در روزهای گذشته شماری از شهروندان از ذخیره آب، خشکبار، غذاهای فوری بسته‌بندی، کنسروها، خرید شمع، چراق قوه، باتری و حتی تجهیزات برق خورشیدی به منظور مقابله با احتمال قطع برق خبر داده بودند.

مخاطبی با اشاره به احتمال بروز خاموشی گسترده، گفت با اینکه قطعی برق و از بین رفتن زیرساخت‌های کشور برای مردم خیلی سخت است، اما خیلی‌ها حاضرند «چند سال سختی بکشند تا جمهوری اسلامی و مزدورانش از بین بروند».

شهروندی دیگر نیز در پیامی مشابه گفت: «برای من مهم فقط حذف جمهوری اسلامی است؛ زیرساخت‌های ما جوانانمان بودند که کشته شدند.»

«مراکز حکومتی را به جای زیرساخت‌ها بزنید»

در میان پیام‌ها، برخی شهروندان از آمریکا و اسرائیل خواستند مراکز حکومتی را به جای زیرساخت‌های عمومی هدف قرار دهند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «اگر به جای زیرساخت‌ها، حوزه‌های علمیه، مراکزی مانند دانشگاه امام صادق و دفاتر ائمه جمعه هدف قرار بگیرند، موثرتر از این تهدید است که زیرساخت‌ها زده شوند.»

شماری از شهروندان نیز با یادآوری تجربه قطعی‌های آب و برق در سال‌های گذشته، از وضعیت زیرساخت‌ها در کشور انتقاد کردند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «وقتی در گرمای شدید جنوب، سر ظهر و در اوج گرما، چهار ساعت برق و آب قطع می‌شد، چرا کسی به فکر بیماران نبود؟»

شهروند دیگری نوشت: «کدام کشوری شب تا صبح آب لوله‌کشی مردم را قطع می‌کند؟ کدام کشوری در وسط تابستان و گرمای شدید برق مردم را قطع می‌کند؟»

در پیام دیگری نیز آمده است: «قطع آب و برق خیلی سخت است؛ آن‌قدر که تصورش هم اضطراب شدید می‌آورد. اما مگر با این حکومت ما آب و برق داشتیم؟ تحمل می‌کنیم تا اینها بروند.»

بحران انرژی در سال‌های اخیر در ایران شدت بیشتری گرفته و در بسیاری از روزهای سال در هر چهار فصل، آب و برق به صورت مستمر و روزانه قطع بوده است.

برخی مخاطبان با اشاره به این مشکلات زیرساختی در سال‌های گذشته، ادامه وضعیت موجود را تهدیدی جدی برای آینده ارزیابی کردند.

در یکی از پیام‌ها آمده است: «مطمئن باشید اگر جمهوری اسلامی بماند، امسال صد برابر از پارسال شرایط بدتری خواهیم داشت.»

گزارش روزنامه لوموند از تاثیر تنگه هرمز بر معادلات جنگ: برگ برنده جمهوری اسلامی

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه لوموند در گزارشی تحلیلی به اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و تاثیر آن بر معادلات جنگ پرداخته و این آبراه حیاتی برای انرژی در جهان را برگ برنده تهران توصیف کرده است.

به نوشته این روزنامه، در حالی که تنها چند ساعت به پایان ضرب‌الاجل دونالد ترامپ باقی مانده، تهران هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد و همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کند.

لوموند می‌نویسد که جمهوری اسلامی تنگه هرمز را به ابزاری برای تثبیت حاکمیت خود تبدیل کرده است و قصد دارد حتی پس از پایان جنگ، از این مسیر مهم استراتژیک برای چانه‌زنی‌های اقتصادی و سیاسی استفاده کند.

بی‌اعتنایی تهران به «جهنم» ترامپ

دونالد ترامپ تهدید کرده که در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز یا پذیرش آتش‌بس، ایران را به «جهنم» تبدیل می‌کند، اما این تهدید تاثیری در تغییر سیاست‌های جمهوری اسلامی نداشته و تهران همچنان نسبت به این سخنان بی‌تفاوت است.

به‌نوشته لوموند، فشارهای نظامی و توهین‌های اخیر رییس‌جمهوری آمریکا نه‌تنها تهران را تسلیم نکرده، بلکه باعث شده است با اعتمادبه‌نفس بیشتری خود را نماد «مقاومت» در برابر آمریکا و اسرائیل معرفی کند.

در همین زمینه، مجتبی فردوسی، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در قاهره، به‌صراحت اعلام کرد که آنها یک آتش‌بس ساده را نمی‌پذیرند و پیش از هر توافقی، باید تضمین داده شود که هیچ حمله‌ دیگری علیه ایران صورت نخواهد گرفت.

  • فرمانده پیشین سنتکام: آمریکا توان بازگشایی تنگه هرمز را دارد، عملیات آغاز شده است

    فرمانده پیشین سنتکام: آمریکا توان بازگشایی تنگه هرمز را دارد، عملیات آغاز شده است

تنگه هرمز ارزشمندتر از بمب اتم

به‌نوشته لوموند، برای تهران کنترل بر تنگه هرمز اکنون از برنامه هسته‌ای هم باارزش‌تر شده است، چرا که بستن این تنگه به‌طور مستقیم به اقتصاد جهان ضربه می‌زند.

آمارهای اقتصادی نیز نشان‌دهنده عمق فاجعه برای بازار جهانی است. کاهش عرضه روزانه ۱۱ میلیون بشکه نفت، معادل ۱۱ درصد عرضه جهانی، ضربه بزرگی به بازار انرژی زده است.

لوموند نوشته است تنگه هرمز سلاحی کارآمد است که برخلاف سلاح هسته‌ای، بستن آن آسان و عملی است و جمهوری اسلامی می‌تواند هر زمان که بخواهد فشار را زیاد و پس از دریافت امتیاز، مسیر را باز کند.

  • شورای امنیت درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز رای‌گیری می‌کند

    شورای امنیت درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز رای‌گیری می‌کند

شکاف در جبهه غرب

در حالی که ترامپ از عدم‌همراهی اروپا خشمگین است و ایده حمله زمینی برای بازگشایی تنگه را مطرح می‌کند، فرانسه راه خود را جدا کرده است؛ به‌گونه‌ای که امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، ایده‌های نظامی را «غیرواقعی» خواند و تاکید کرد که جهان به آرامش نیاز دارد، نه یک نمایش تبلیغاتی.

از سوی دیگر، کارشناسان نظامی هشدار می‌دهند که حمله برای بازگشایی تنگه هرمز می‌تواند آمریکا را وارد یک جنگ چریکی بی‌پایان کند. جمهوری اسلامی با استفاده از پهپادها، قایق‌های تندرو و زیردریایی‌های کوچک، می‌تواند هزینه‌ای سنگین به نیروهای آمریکایی تحمیل کند.

تحلیلگران بر این باورند که ایرانی‌ها حاضرند برای دفاع از هر وجب از خاک و جزایر خود، هزاران سرباز را فدا کنند.

  • سخنگوی کمیسیون امنیت ملی: شرایط تنگه هرمز به پیش از جنگ بازنمی‌گردد

    سخنگوی کمیسیون امنیت ملی: شرایط تنگه هرمز به پیش از جنگ بازنمی‌گردد

مهندسی عبور و مرور؛ فقط برای «دوستان»

تنگه هرمز به‌طور کامل مسدود نشده است، اما حکومت ایران با ایجاد ناامنی برای کشتی‌های کشورهایی که آنها را «متخاصم» می‌خواند، باعث شده است هزینه بیمه کشتی‌رانی به‌شدت افزایش یابد و عملا حرکت در این مسیر متوقف شود.

در مقابل، جمهوری اسلامی مسیر را برای کشورهای «دوست» باز نگه داشته است.

در این آخر هفته، تنها ۲۱ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که پیش از این در مدت زمان مشابه، ۱۳۵ کشتی از این مسیر می‌گذشتند.

اکنون نفت‌کش‌های عراقی و کشتی‌های هندی با توافق و چراغ سبز تهران اجازه عبور یافته‌اند.

به‌نوشته لوموند، جمهوری اسلامی با استفاده از این موقعیت استراتژیک، جهان را به گروگان گرفته است. از نظر تهران، تنگه هرمز دیگر صرفا یک مسیر تجاری نیست، بلکه ابزاری دائمی برای تعریف نظم جدید در خاورمیانه پس از جنگ است و این کشور حتی به دنبال آن است که برای صدور مجوز عبور کشتی‌ها، مبالغی را تحت عنوان حق عبور دریافت کند.

تیراندازی در نزدیکی کنسولگری اسرائیل در استانبول؛ یک مهاجم کشته شد، اردوغان محکوم کرد

۱۸ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

در پی درگیری میان پلیس استانبول و سه مهاجم مسلح در برابر برجی که کنسولگری اسرائیل در آن قرار دارد، یکی از مهاجمان کشته شد و دو تن دیگر زخمی و بازداشت شدند. این حادثه همچنین به جراحت دو مامور پلیس انجامید. رییس‌جمهوری ترکیه این حمله را خائنانه خواند و آن را محکوم کرد.

خبرگزاری رویترز سه‌شنبه ۱۸ فروردین به‌نقل از شاهدان عینی گزارش داد تیراندازی دست‌کم ۱۰ دقیقه در نزدیکی یک ایست بازرسی امنیتی در مرکز قطب مالی ترکیه ادامه یافت.

ویدیویی که در اختیار رویترز قرار گرفته، نشان می‌دهد یکی از مهاجمان با پوششی تیره و کوله‌پشتی بر دوش، در میان ماشین‌های پلیس و نیروهای امنیتی در حرکت است و با سلاح‌های خودکار و کمری اقدام به تیراندازی می‌کند.

مقام‌های ترکیه و اسرائیل اعلام کردند در زمان وقوع این حمله، هیچ‌یک از کارکنان اسرائیلی کنسولگری که در یکی از طبقات این برج شیشه‌ای قرار دارد، در محل کار خود حضور نداشتند.

مصطفی چیفتچی، وزیر کشور ترکیه، بدون ذکر نامی مشخص اعلام کرد مهاجمان با گروهی در ارتباط بودند که «از دین سوءاستفاده می‌کند».

او افزود دو نفر از مهاجمان برادر بودند و با خودرویی اجاره‌ای از شهر ازمیت به محل آمده بودند.

مقام‌های ترکیه تا لحظه تنظیم این خبر انگیزه مهاجمان را اعلام نکرده‌اند.

داوود گل، استاندار استانبول، ۱۸ فروردین گفت در جریان تیراندازی‌ها در این شهر، دو مامور پلیس دچار جراحات سطحی شدند.

واکنش اردوغان و سفیر آمریکا

رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه، حمله استانبول را «هولناک» خواند و آن را محکوم کرد.

اردوغان گفت: «ما به مبارزه خود علیه همه اشکال تروریسم ادامه خواهیم داد و اجازه نمی‌دهیم که تحریکات ننگین به فضای امنیتی ترکیه آسیب برساند.»

او ادامه داد: «همه بدانند که ما حمله خائنانه‌ای را که در بشیکتاش استانبول رخ داد و با مداخله نیروهای امنیتی قهرمانمان خنثی شد، محکوم می‌کنیم.»

در سوی دیگر، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت هدف این حمله کنسولگری اسرائیل بوده است. باراک این حمله را محکوم کرد.

  • ترکیه ۱۱۵ مظنون وابسته به داعش را به اتهام برنامه‌ریزی برای حملات در کریسمس بازداشت کرد

    ترکیه ۱۱۵ مظنون وابسته به داعش را به اتهام برنامه‌ریزی برای حملات در کریسمس بازداشت کرد

روابط سرد ترکیه و اسرائیل

کمی پس از آغاز جنگ حماس و اسرائیل در سال ۲۰۲۳، دیپلمات‌های اسرائیلی کنسولگری این کشور در استانبول را ترک کردند.

این درگیری موجی از اعتراضات گسترده حامیان فلسطین را در برابر کنسولگری اسرائیل در استانبول و سایر نقاط ترکیه برانگیخت و به تیره‌ شدن چشمگیر روابط دیپلماتیک دو کشور انجامید.

ترکیه که از منتقدان جدی کارزار نظامی اسرائیل در غزه به شمار می‌رود، در نوامبر ۲۰۲۳ سفیر خود را از اسرائیل فراخواند و از آن زمان روابط دیپلماتیک دو طرف در حالت تعلیق قرار دارد.

رویترز در ادامه نوشت از آن زمان تاکنون، نیروهای پلیس مجهز به سلاح‌های سنگین در محدوده وسیعی پیرامون کنسولگری مستقر هستند.

در سال‌های اخیر، سطح خشونت‌های شبه‌نظامیان در ترکیه به‌طور قابل توجهی کاهش یافته است. این در حالی است که در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، هم‌زمان با گسترش بحران داخلی سوریه، گروه‌های اسلام‌گرا، کرد و چپ‌گرا مجموعه‌ای از حملات را در ترکیه انجام داده بودند.

آخرین رویداد از این دست به اواخر سال گذشته میلادی بازمی‌گردد؛ در جریان درگیری مسلحانه در شهر یالوا در شمال‌غرب ترکیه، سه مامور پلیس و شش عضو داعش کشته شدند.