دانشگاههای شریف و بهشتی دانشجویان معترض را به طور موقت اخراج کردند
در پی تجمعات ضد حکومتی دانشجویان در دانشگاهها، دانشگاههای صنعتی شریف و بهشتی با ارسال پیامک به برخی دانشجویان شرکتکننده در تجمعات اخیر اعلام کردند این افراد تا رسیدگی در کمیته انضباطی، از ورود به دانشگاه محروم و «موقتا از ادامه تحصیل محروم خواهند شد»
در پیامک ارسالشده از سوی دانشگاه شهید بهشتی به برخی دانشجویان، دلیل اقدام «ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه» عنوان شده و اعلام شده پرونده فرد به کمیته انضباطی ارجاع شده است.
در این پیامک گفته شده دانشجو «به طور موقت از ادامه تحصیل محروم خواهد شد» و تصمیم نهایی پس از صدور رای کمیته انضباطی اعلام میشود.
جعفر کاووسی روزبهانی، کارگر ۳۰ ساله و نانآور خانواده، شامگاه ۲۰ دی در مشکیندشت کرج هدف گلوله جنگی به قفسه سینه قرار گرفت. موتورسواران بسیجی پیکر او را مدتی در خیابان چرخاندند و سپس رها کردند. برخی عابران او را به بیمارستان بردند اما جعفر به دلیل شدت جراحات جان باخت.
جعفر کارگر نهالستان و آسفالتکاری بود و آن شب قصد داشت به مغازه برادرش برود که مستقیم به سینهاش شلیک کردند.
از خانوادهاش برای تحویل پیکر درخواست پول کردند اما چون خانواده وسع مالی نداشت، صاحبکار جعفر پیکر او را تحویل گرفت.
پیکر او ۲۴ دی در آرامستان بهشت فاطمه مشکین دشت به خاک سپرده شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمدرضا مجیدی اصل، ۳۴ ساله و تکنیسین تعمیرات تلفن همراه، که جمعه ۱۹ دیماه در محدوده خیابان جمهوری تهران از سوی نیروهای «سازمان اطلاعات سپاه» با خشونت بازداشت شد، به «محاربه» متهم شده است.
به گفته منابع مطلع، بازداشت این شهروند با ضربوشتم همراه بوده و او پس از انتقال به بازداشتگاه تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف اجباری قرار گرفته است. نزدیکان او گفتند روند بازجویی و تشکیل پرونده با سرعتی غیرمعمول انجام شده و امکان دسترسی به وکیل برای او فراهم نشده است.
پرونده محمدرضا مجیدی اصل در دادگاه انقلاب تهران در روندی کوتاه بررسی و اتهام «محاربه» به او تفهیم شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مجیدی اصل پس از بازداشت تنها تماسهای محدودی با خانواده داشته و آخرین تماس تلفنی او روز گذشته برقرار شده و در آن، بدون ارائه جزئیات، از شرایط دشوار خود خبر داده است.
نزدیکان محمدرضا مجیدی اصل اعلام کردهاند از محل نگهداری و وضعیت دقیق پرونده او بیاطلاع هستند.
با گذشت نزدیک به دو ماه از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، پیامهای بسیاری با موضوع اطلاعرسانی درباره بازداشتشدگان اعتراضات و وضعیت آنان به ایراناینترنشنال میرسد. بر اساس این گزارشها، بازداشت شهروندان همچنان ادامه دارد و برخی بهدلیل شرکت در مراسم چهلم جاویدنامان دستگیر شدهاند.
بر اساس گزارشها، نیما واحد، نوجوان ۱۷ ساله و بوکسور، ۱۸ دی در کرج بازداشت شد.
او برای «اعتراف دروغین به حمل سلاح» تحت شکنجه شدید قرار داشته است.
نزدیکان میثم حسنپور نیز به ایراناینترنشنال گفتند این شهروند ساعت دو بامداد ۲۵ دی بهدست نیروهای لباس شخصی در منزلش بازداشت شد.
میثم از آن زمان تاکنون از حق تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده و هیچ اطلاع روشنی از وضعیت او در دست نیست.
گزارشها حاکی است نیروانا تربتینژاد و مادرش سایه امیرخانی، سوم اسفند در مراسم چهلم حسین سلیمانی، از جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، همراه با خشونت بازداشت شدند.
نیروانا در جریان جنبش مهسا در سال ۱۴۰۱ نیز بازداشت شده بود.
بر اساس گزارش شهروندان، میثم یزدانی، دایی محمدجواد زاهدی (از کشتهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی»)، نیز سوم اسفند بهدلیل فعالیتهایش در فضای مجازی و حضور در مراسم چهلم جاویدنامان بازداشت شد.
خانواده از وضعیت میثم اطلاعی ندارند.
مخاطبی هم از بازداشت شهرام بحری، فرزند صفرعلی بحری و برادر شهید هرمز بحری، در شهسوار (تنکابن) خبر داد و گفت خانواده از وضعیت او بیاطلاعاند.
به گفته شهروندان، از دوم اسفند در شهسوار و رامسر در حال یورش به خانه افرادی هستند که در آنها مراسم چهلم جاویدنامان برگزار شده است.
در یک نمونه، ماموران با یورش به خانه جاویدنام پژمان نوروز رجبی و تیراندازی، برادر او بهنام را بازداشت کردند.
آذر، خواهر جاویدنام مهدی ساحلی، نیز پس از سخنرانی بر مزار برادرش در مراسم چهلم او، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
بر اساس گزارشها، آذین و سمیرا کردی، خالههای جاویدنام سورنا گلگون نیز پس از مراسم چهلم بازداشت شدند.
سورنا ۱۸ ساله، دانشجوی ترم اول و ساکن شهر شهسوار بود که ۱۹ دی در این شهر از پشت هدف قرار گرفت و با اصابت گلوله به قلبش کشته شد.
پس از مراسم چهلم باباخان اشکور قربانی، کارگر ۴۲ ساله، در سلیمانآباد شهسوار، نیز حدود ۴۰ نفر از اهالی محل با خشونت زیاد بازداشت شدند.
گزارشهایی نیز حاکی از بازداشت بستگان مانی هداوند، از جمله مادربزرگ و حتی پدربزرگ اوست.
به نزدیکان آنها گفتهاند «کسی برای پیگیری مراجعه نکند، زیرا آزادشان نخواهند کرد».
مانی، نوجوان ۱۷ساله ساکن اسلامشهر بود که ۱۹ دی با شلیک گلوله کشته شد.
در مراسم چهلم او در دورود لرستان، حاضران شعارهایی مانند «جاوید شاه» سر دادند.
شمار زیادی از پیامهای شهروندان به اطلاعرسانی درباره شهروندانی اختصاص دارد که ۱۸ و ۱۹ دی بازداشت شدند.
بر اساس این پیامها، حسین رهنما همان زمان بازداشت و به زندان دهدشت منتقل شد.
او در اعتراض به مشخص نبودن وضعیتش، دست به اعتصاب غذای خشک زده است.
به گفته یک مخاطب، آرش مقنی که در خیابان راهنمایی مشهد بازداشت شد، از زندان وکیلآباد با مادرش تماس گرفته و گفته که «در خطر اعدام» است.
وحید خدریخواه، ۳۲ ساله از مشهد که در زندان وکیلآباد زندانی است هم در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد.
وحید ۱۹ دیماه از ناحیه پهلو زخمی شد و با توجه به اینکه پدر و مادرش را در ۱۲ سالگی از دست داده، برای درمان به خانه یکی از دوستانش منتقل شد.
شامگاه ۲۹ دی، ماموران امینی با یورش به این محل، او را بازداشت کردند.
وحید به «رهبری اعتراضات و محاربه» متهم شده و در معرض صدور حکم اعدام قرار دارد.
محمد صالحی، شهروند ۲۶ ساله اهل نجفآباد، شامگاه ۲۳ دی با یورش نیروهای امنیتی به منزل خانوادگیاش بازداشت شد.
بر اساس گزارشها، برای محمد دو پرونده با اتهام «محاربه» تشکیل شده است و در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد.
این شهروند بازداشتی از حق انتخاب وکیل مستقل محروم بوده و خانوادهاش تاکنون به جزییات پرونده او دسترسی نداشتهاند.
علی شریفزاده اردکانی، وکیل دادگستری، چهارم اسفند از صدور حکم اعدام برای محمد عباسی، معترض بازداشتشده در ملارد، و ۲۵ سال حبس برای دخترش از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی خبر داد.
این وکیل دادگستری به کانال امتداد گفت پرونده به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شده و این شعبه از پذیرش وکلا خودداری کرده است.
دانشجویان شماری از دانشگاههای ایران در سومین روز پیاپی تجمع اعتراضی برگزار کردند و شعارهایی علیه علی خامنهای و در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سردادند. در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا، دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند.
بر اساس ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، دوشنبه چهارم اسفند تجمعهایی در دانشگاههای صنعتی اصفهان، فردوس کلاهدوز مشهد، سجاد مشهد، تربیت مدرس، امیرکبیر، علم و فرهنگ، شریف، تهران و الزهرا شکل گرفت.
در شماری از این دانشگاهها، از جمله تهران، نیروهای بسیجی به دانشجویان حمله کردند.
در ویدیویی دیگر، لحظه آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی در دانشگاه تهران دیده میشود.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان تربیت مدرس تهران چهارم اسفند در تجمع خود شعار «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» سردادند.
دانشجویان دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد با شعارهایی چون «جاوید شاه» دست به تجمع زدند. معترضان نیروهای بسیجی را «بیشرف» خطاب کردند.
در دانشگاه صنعتی اصفهان نیز دانشجویان شعارهایی چون «جاوید شاه» سردادند.
دانشجویان معترض همچنین پرچم شیر و خورشید را در محوطه این دانشگاه برافراشتند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دانشجویان دانشگاه الزهرا شعارهایی چون «ما ملت کبیریم، ایران رو پس میگیریم»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»، «مرگ بر حکومت بچهکش» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سردادند.
دانشجویان معترض مقابل دانشکده هنر «بگو: آزادی، آزادی آزادی» را فریاد زدند و خطاب به نیروهای بسیجی شعار «بیشرف» سردادند.
«الزهرا بسشه، فرح دیگه اسمشه» از دیگر شعارهای دانشجویان معترض بود.
نام قدیمی این دانشگاه که سال ۱۳۴۳ افتتاح شد، تا پیش از انقلاب ۵۷ «فرح پهلوی» بود.
سوم اسفند نیز دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمع اعتراضی خود شعار «شریف دیگه بسشه، آریامهر اسمشه» سر داده بودند. اشاره آنها به نام پیشین این دانشگاه هنگام افتتاح آن در آبان سال ۱۳۴۴ است.
چهارم اسفند همچنین تجمعی اعتراضی در دانشگاه علم و فرهنگ تهران با شعار «جاوید شاه» برگزار شد.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان این دانشگاه شعار «مرگ بر دیکتاتور» را فریاد زدند.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان دانشگاه تهران چهارم اسفند در تجمعی برای حمایت از انقلاب ملی، شعار «شاه میاد به خونه، ضحاک سرنگونه» سردادند.
«مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» و «تا آخوند کفن نشود، این وطن، وطن نشود» از دیگر شعارهای دانشجویان معترض بود.
همچنین مقابل دانشکده فنی شعار «جاوید شاه» سرداده شد.
دانشجویان معترض نیروهای بسیجی حاضر در محل تجمع را «بیشرف» خواندند.
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران نیز چهارم اسفند تجمع کردند و شعارهایی چون «خامنهای قاتله» و «مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد» سردادند.
بر اساس گزارشها، نیروهای بسیجی در دانشگاه امیرکبیر به تجمع مسالمتآمیز دانشجویان حمله و ماسک روی صورت برخی از آنان را پاره کردند.
در این دانشگاه، دانشجویان شعار «شاه میاد به کشورش، دانشجوها پشت سرش» سردادند.
تهدید دانشجویان معترض
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از تهدید دانشجویان معترض و تلاش برای شناسایی و بازداشت آنان حکایت دارد.
طبق این پیامها، دانشجویان معترض مشهد که در دانشگاههای این شهر تجمع کرده بودند، تهدید به اخراج شدهاند.
همچنین بر اساس گزارشها، نیروهای امنیتی و حراست دانشگاه بهشتی شامگاه سوم اسفند اتاقهای خوابگاه را برای بازداشت دانشجویان معترض بازرسی کردند.
برای شماری از دانشجویان این دانشگاه نیز پیامکهایی با این مضمون ارسال شده است: «طبق آییننامه انضباطی، بهدلیل ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه پرونده تخلفات شما به کمیته انضباطی ارسال شد. لذا تا اتخاذ تصمیم کمیته، موقتا از ادامه تحصیل محروم خواهید شد.»
روزهای دوم و سوم اسفند دانشجویان دانشگاههایی مانند تهران، صنعتی شریف، بهشتی، خواجهنصیر، علم و صنعت، امیرکبیر، فردوسی مشهد و سجاد مشهد تجمع کردند.
در برخی از این تجمعها، نیروهای بسیجی به دانشجویان معترض حمله کردند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد آرش طلوع شیخزاده، معترضی که پس از اعتراضات دیماه مشهد بازداشت شده و پس از شکنجه شدید و شکستن دستها و پاها و سرش به کما رفته و در بیمارستان ولایت این شهر بستری شده بود، علیرغم نشانههای بهبود نسبی با قطع روند درمان جان باخته است.
پیکر این معترض ۳۵ ساله شنبه دوم اسفند در میان حضور پرشمار نیروهای لباسشخصی و نظامی به خانوادهاش تحویل داده شد و در آرامستان «بهشت رضا» در مشهد به خاک سپرده شد.
بر اساس شهادت یک منبع نزدیک به خانواده، مادر و دیگر اعضای خانواده آرش که با وجود مخالفت ماموران موفق شدند پیکر او را پیش از دفن ببینند، تایید کردند آثار شکنجه از جمله کبودی شدید سر و صورت و «رد واضح ضربات سنگین باتوم بر استخوان شکسته سر» بهوضوح نمایان بوده است.
ماموران امنیتی در روزهایی که آرش در کما بود، در پاسخ به پیگیریهای مادرش گفته بودند که هیچ ضرب و جرحی در کار نبوده و این جوان سالم «خودش سکته کرده است»، اما شواهد بعدی نشان داد او زیر شکنجههای ماموران اطلاعات سپاه به کما رفته است.
این معترض جوان با سطح هوشیاری ۲.۵، روز ۲۳ بهمن در بیمارستان ولایت تحت تدابیر شدید امنیتی بستری شد، اما سه روز بعد در ۲۶ بهمن، با وجود نشانههای بهبود نسبی، با خاموش کردن دستگاه تنفس مصنوعی به زندگی او پایان داده شد.
آرش معترض بود
آرش متولد ۲۳ آذر ۱۳۶۷، جوانی هنرمند بود که بهتنهایی در مشهد زندگی میکرد و بهعنوان باریستا در یک کافه کار میکرد.
او بر اساس آنچه در صفحه اینستاگرامش دیده میشود، جوانی حساس به موضوعات اجتماعی و سیاسی بود که از بیان دیدگاههایش هراسی نداشت.
او از جمله در یکی از پستهایش در دی ۱۴۰۰، باورهای مذهبی خرافی را نقد کرد و هشدار داد جهل سرچشمه همه مشکلات است.
آرش در پستی دیگر در خرداد ۱۴۰۱ با بازنشر آهنگ انتقادی «سلام پسمانده»، پس از زدن هشتگ «سلام فرمانده» خطاب به علی خامنهای نوشت: «بعد از سلام، خواستم بگم کمکم جمع بکن بساطتو که وقت رفتنه.»
آرش که با هشتگ «انقلاب ۱۴۰۱» هم درباره خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» پست منتشر کرده بود، در آخرین پستش در ۹ بهمن ۱۴۰۴، ویدیویی ترکیبی از اعتراضات مردمی مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی منتشر کرد.
یک هفته پس از انتشار این پست، آرش ۱۷ بهمن با هجوم ماموران اطلاعات سپاه به خانهاش بازداشت شد.
منبع آگاه در این رابطه گفت: «مادرش پس از چند روز بیخبری از آرش و اینکه گوشی را جواب نمیدهد و بعد هم موبایلش کلا خاموش شده، به خانهاش میرود و میبیند خانه به هم ریخته، شیشهها شکسته و خبری از پسرش نیست.»
بازداشت، شکنجه و انتقال به بیمارستان
پس از پیگیری مادر آرش و مراجعه به نهادهای امنیتی، اطلاعات سپاه اعلام کرد او در بازداشت این نهاد است، اما به او اجازه تماس یا دیدار با فرزندش را نمیدهند. همچنین به او هشدار دادند در مورد بازداشت آرش سکوت کند تا برای پسر دیگرش هم اتفاقی نیفتد.
چند روز بعد در ۲۳ بهمن، خانواده آرش از طریقی مطلع میشوند که «ماموران اطلاعات سپاه او را با دست و پا و سر شکستهشده و جمجمه آسیبدیده» به بیمارستان ولایت مشهد منتقل کردهاند.
این منبع به خانواده آرش اطلاع میدهد که او با سطح هوشیاری ۲.۵ به کما رفته، در آیسییو بستری شده و با کمک دستگاه تنفس مصنوعی زنده است.
مادر آرش پس از آگاهی از این موضوع، چندین روز متوالی به بیمارستان مراجعه کرد تا بتواند پسرش را ملاقات کند: «بار اول که مادرش به بیمارستان رفت، پس از تلاش زیاد اجازه دادند بچهاش را از دور از پشت شیشه ببیند. او میبیند سر آرش باندپیچیشده، دستها و پاهایش هم باندپیچی شده و کلا بیهوش و در کماست.»
به گفته منبع آگاه، «مادر آرش پریشان از این وضعیت، از ماموری که او را همراهی کرده، پرسید چرا بچهام اینطوریه؟ مامور میگوید ما کاری نکردیم. او خودش سکته کرده و در پاسخ به چرایی شکسته شدن دستها و پاهایش هم میگوید ما کاری نکردیم، همینطور بود.»
این ادعاها در حالی مطرح میشود که آرش در جریان اعتراضات مشهد آسیبی ندیده و سالم مانده بود و روزهای پس از اعتراضات هم تا زمان بازداشت، سر کارش حاضر شد.
مراجعه مادر آرش در چند روز پیاپی بعد از آن برای ملاقات فرزندش بینتیجه ماند و هر بار ماموران حراست بیمارستان با این عنوان که اجازه ملاقات ندارد، مانع ورود او شدند.
قتل حکومتی در بیمارستان
سهشنبه ۲۸ بهمن یک منبع بیمارستانی به خانواده آرش که برای گرفتن خبری از او تماس گرفته بودند، گفت آرش یکشنبه ۲۶ بهمن «فوت کرده است».
منبع بیمارستانی اما تاکید کرد حال آرش «بهوضوح رو به بهبود بود» و تصمیم برای قطع دستگاه ونتیلاتور منجر به مرگش شد: «وقتی آرش را به بیمارستان میبرند، سطح هوشیارش ۲.۵ بود، اما پس از سه روز بستری، سطح هوشیارش به ۵ رسیده بود که نشانهای از بهبود نسبی است، با این حال دستگاه آرش را قطع کردند و عملا او را کشتند.»
خانواده آرش پس از این تماس به بیمارستان ولایت مراجعه کردند، اما ماموران دوباره مانع ورود آنها شدند: «بهدروغ گفتند آرش زنده است و حالش هم بهتر شده و به یک بخش دیگر منتقل شده، شما بروید ما خودمان خبرتان میکنیم.»
به گفته منبع نزدیک به خانواده، با وجود مرگ آرش، آنها نمیخواستند همزمان با شروع مراسمهای چهلم جانباختهها، پیکر او را تحویل دهند و برای همین بهدروغ به خانواده میگفتند او زنده است.
با ادامه پیگیریها و مراجعه مداوم خانواده آرش به بیمارستان و اطلاعات سپاه، ماموران جمعه اول اسفند به مادرش اطلاع دادند که پیکر پسرش را تحویل میدهند: «گفتند جنازه را میدهیم. اجازه کالبدشکافی ندارید. دفن بیسروصدا، فقط اقوام درجه یک. اینکه لباس روشن بپوشید، بخواهید دست بزنید، شادی کنید، برقصید و این داستانها را نباید داشته باشید. خیلی بیسروصدا. اگر نه، جنازه را تحویل نمیدهیم.»
رد باتوم روی سرش مانده بود
قرار میشود پیکر را شنبه دوم اسفند ساعت ۳ بعد از ظهر در بهشت رضا تحویل دهند: «برای ساعت سه گفته بودند اما دیر تحویل دادند و دور و بر پر از مامور بود، هم با لباس شخصی و بعضیها هم علنا با لباس نظامی. حال پدر مادرش بد بود و در شوک بودند. فقط به کسانی که آمده بودند، گفتند ما نمیتوانیم چیزی بگوییم ولی شما بدانید که بچه ما را کشتند.»
ماموران امنیتی تاکید کرده بودند خانواده حق ندارند کفن دور آرش را باز کنند و باید بلافاصله خاکسپاری انجام شود: «وقتی پیکر را آوردند، مادر و خانوادهاش طاقت نیاورند و کفن را از سر و صورت آرش کنار زدند. موهای سرش را تراشیده بودند، صورتش کبود بود و ورم کرده بود، رد باتوم روی سرش و شکستگی استخوان بادکرده کاملا واضح بود. وحشتناک بود. بچه را چقدر شکنجه کرده بودند.»
خشونتی بیرحمانه که به گفته منبع نزدیک به خانواده، «بهخاطر حضور آرش در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی و عدم هراس از انتشار ویدیوی این اعتراضات در صفحه اینستاگرامش بود».
به گفته این منبع، گوشی تلفن همراه آرش همچنان در دست اطلاعات سپاه است و دوستانش متوجه شدهاند ماموران با حساب کاربری آرش، در حال چک کردن استوریها و رصد شبکههای اجتماعی نزدیکان او هستند.