• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مرتضی کاظمیان: جمهوری اسلامی نماینده واقعی مردم ایران نیست

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت: «واژه تسلیم در فرهنگ و ادبیات ایرانیان جایگاهی ندارد.»

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، می‌گوید جمهوری اسلامی نماینده واقعی مردم ایران و تامین‌کننده منافع ملی نیست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

مراسم چهلم به‌عنوان بازسازی جامعه از درون

۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

آنچه در برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان اهمیت دارد نه فقط اعتراض، بلکه بازسازی پیوندهای اجتماعی است.

در چنین نگاهی، جامعه زمانی پایدار می‌ماند که خانواده، سنت، حافظه تاریخی و حس تعلق ملی زنده و فعال باشند. چهلم در وضعیت کنونی ایران دقیقا در همین سطح معنا پیدا می‌کند.

۱. چهلم به‌مثابه احیای خانواده به‌عنوان هسته جامعه

مراسم چهلم در ایران نشان می‌دهد خانواده همچنان ستون جامعه است. خانواده داغدار تنها یک واحد خصوصی نیست؛ به محور همبستگی اجتماعی تبدیل می‌شود.

مردم برای حمایت از یک خانواده گرد هم می‌آیند. این گردهمایی نه صرفا سیاسی، بلکه اخلاقی و عاطفی است. جامعه از طریق همدلی، خودش را بازتولید می‌کند. این همان چیزی است که نظم پایدار را می‌سازد: وفاداری به خانواده، احترام به خون، و حفظ حرمت جانباختگان.

100%

۲. حافظه جمعی و انتقال نسل‌ها

چهلم یک ابزار انتقال حافظه است. در این مراسم‌ها نسل جوان در کنار نسل‌های مسن‌تر می‌ایستد. روایت‌ها منتقل می‌شود. تجربه‌ها بازگو می‌شود. خاطره به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود.

جامعه‌ای که حافظه تاریخی نداشته باشد، شکننده است. چهلم باعث می‌شود وقایع در حافظه عمومی تثبیت شوند و به بخشی از هویت مشترک بدل گردند. این فرآیند آرام و تدریجی، عمیق‌تر از هر شعار لحظه‌ای عمل می‌کند.

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید

مراسم چهلم به‌عنوان بازسازی جامعه از درون

۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

آنچه در برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان اهمیت دارد نه فقط اعتراض، بلکه بازسازی پیوندهای اجتماعی است.

در چنین نگاهی، جامعه زمانی پایدار می‌ماند که خانواده، سنت، حافظه تاریخی و حس تعلق ملی زنده و فعال باشند. چهلم در وضعیت کنونی ایران دقیقا در همین سطح معنا پیدا می‌کند.

۱. چهلم به‌مثابه احیای خانواده به‌عنوان هسته جامعه

مراسم چهلم در ایران نشان می‌دهد خانواده همچنان ستون جامعه است. خانواده داغدار تنها یک واحد خصوصی نیست؛ به محور همبستگی اجتماعی تبدیل می‌شود.

مردم برای حمایت از یک خانواده گرد هم می‌آیند. این گردهمایی نه صرفا سیاسی، بلکه اخلاقی و عاطفی است. جامعه از طریق همدلی، خودش را بازتولید می‌کند. این همان چیزی است که نظم پایدار را می‌سازد: وفاداری به خانواده، احترام به خون، و حفظ حرمت جانباختگان.

  • مراسم چهلم جاویدنامان در دست‌کم ۱۵ شهر ایران ادامه یافت

    مراسم چهلم جاویدنامان در دست‌کم ۱۵ شهر ایران ادامه یافت

۲. حافظه جمعی و انتقال نسل‌ها

چهلم یک ابزار انتقال حافظه است. در این مراسم‌ها نسل جوان در کنار نسل‌های مسن‌تر می‌ایستد. روایت‌ها منتقل می‌شود. تجربه‌ها بازگو می‌شود. خاطره به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود.

جامعه‌ای که حافظه تاریخی نداشته باشد، شکننده است. چهلم باعث می‌شود وقایع در حافظه عمومی تثبیت شوند و به بخشی از هویت مشترک بدل گردند. این فرآیند آرام و تدریجی، عمیق‌تر از هر شعار لحظه‌ای عمل می‌کند.

  • ایرانیان در چهلم کشته‌شدگان سرکوب دی‌ماه با نافرمانی سوگواری می‌کنند

    ایرانیان در چهلم کشته‌شدگان سرکوب دی‌ماه با نافرمانی سوگواری می‌کنند

۳. شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی اعتماد

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این مراسم‌ها، ایجاد شبکه‌های افقی میان مردم است. همسایه‌ها، دوستان، آشنایان و حتی غریبه‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند. این تماس‌های مکرر، سرمایه اجتماعی تولید می‌کند.

سرمایه اجتماعی مهم‌تر از ساختارهای رسمی است. اعتماد میان مردم، زیرساخت هر تغییر و هر ثباتی است. مراسم چهلم عملاً به تمرین اعتماد تبدیل شده است. مردم یاد می‌گیرند کنار هم بایستند، بدون دستور رسمی، بدون سازمان‌دهی متمرکز.

۴. بازگشت به نمادهای هویتی

در بسیاری از این مراسم‌ها، نشانه‌های هویت ملی برجسته می‌شود. این موضوع نشان‌دهنده جست‌وجوی ریشه‌های مشترک است. جامعه در لحظه بحران، به عناصر تاریخی و فرهنگی خود بازمی‌گردد.

ملت یک قرارداد موقت نیست؛ یک پیوند تاریخی است. وقتی مردم در کنار دادخواهی، به نمادهای ملی رجوع می‌کنند، در واقع در حال بازتعریف هویت جمعی هستند. این بازگشت به ریشه‌ها، واکنشی طبیعی در برابر بی‌ثباتی است.

  • برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان با هم‌خوانی سرودهای میهنی

    برگزاری مراسم چهلم جاویدنامان با هم‌خوانی سرودهای میهنی

۵. انضباط خودجوش اجتماعی

نکته مهم دیگر، شکل‌گیری نوعی انضباط درونی است. برخلاف تصور رایج که تجمع را با بی‌نظمی یکی می‌داند، در بسیاری از مراسم‌ها نوعی نظم خودخواسته دیده می‌شود. مردم مراقب یکدیگرند. مراقب خانواده داغدارند. مراقب حرمت مراسم‌اند.

این رفتار نشان می‌دهد جامعه هنوز توانایی خودتنظیمی دارد. و جامعه‌ای که خودتنظیمی دارد، ظرفیت ساختن آینده را هم دارد.

جمع‌بندی

مراسم چهلم در شرایط کنونی، بیش از آنکه صرفاً میدان اعتراض باشد، صحنه بازسازی جامعه از درون است. خانواده تقویت می‌شود. حافظه تثبیت می‌شود. اعتماد تولید می‌شود. هویت ملی بازخوانی می‌شود.

در چنین فرآیندی، آنچه شکل می‌گیرد فقط یک لحظه سیاسی نیست؛ یک پیوند اجتماعی عمیق‌تر است و هر جامعه‌ای که بتواند در دل بحران، پیوندهای خود را مستحکم کند، دیر یا زود توان بازآفرینی نظم تازه‌ای را نیز خواهد داشت.

حامد شیبانی‌راد: دانشگاه‌ها امروز امتداد جامعه و خیابان هستند

۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۳:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

حامد شیبانی‌راد، دبیر نخست حزب ایران‌نوین، گفت: «دانشگاه‌ها امروز امتداد جامعه و خیابان هستند.»

او تاکید کرد: «شعارهای دانشجویان ایران از سال ۱۴۰۱ به بعد، جدای از شعارهایی که در کف خیابان شنیده می‌شود، نیست.»

کیانی: امنیت دانشجویان و فعالان فکری، شرط اساسی تداوم فضای دانشگاهی است

۲ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

علی‌رضا کیانی، سردبیر نشریه فریدون می‌گوید تکثر فکری در دانشگاه‌ها یک واقعیت انکارناپذیر است و همه جریان‌های فکری حق دارند دیدگاه‌های خود را مطرح کنند.

او تاکید کرد حفظ امنیت دانشجویان و فعالان فکری، شرط اساسی تداوم فضای دانشگاهی است.

نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

۲ اسفند ۱۴۰۴، ۱۳:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

نوجوانان در ایران در وضعیتی «طبیعی» به معترض تبدیل نشده‌اند. آن‌ها محصول یک انباشت بحران‌اند که هم‌زمان خانه، مدرسه و خیابان را درگیر کرده است.

نوجوان امروز ایران در فضایی بزرگ می‌شود که خبر بازداشت هم‌سن‌وسال‌هایش، نیمکت‌های خالی کلاس‌ها و نام دوستان کشته‌شده، با برنامه درسی روزانه‌اش درهم‌تنیده است.

صبح، زیر نگاه دوربین و مامور و پوسترهای رسمی وارد مدرسه‌ای می‌شود که دیگر پناهگاهی امن نیست، «حیاط خلوت نهادهای امنیتی» شده و هر جمله و نگاهش می‌تواند صورت‌جلسه شود.

عصر، در گوشی‌اش ویدیوهای اعتراض و سرکوب را بالا و پایین می‌کند و می‌بیند کسانی که تا دیروز کنار او در حیاط مدرسه می‌خندیدند، حالا در گزارش‌های حقوق بشری به‌عنوان «معترض کشته‌شده» یا «بازداشتی در خطر اعدام» نام برده می‌شوند.

در این میان، ترکیبی از خشم فروخورده و ترس دائمی، جای خیال‌پردازی‌های معمول نوجوانی را گرفته؛ آینده برایش نه یک افق روشن، که یک مه غلیظ و نامطمئن است و احساس «شنیده نشدن» در برابر قدرتی که فقط زبان تهدید بلد است، او را به این یقین تلخ رسانده که اگر خودش حرف نزند، هیچ‌کس از او دفاع نخواهد کرد.

  • بیش از ۶۰ فعال هنر کودکان: جمهوری اسلامی با کشتار نوجوانان، آینده جهان را تهدید می‌کند

    بیش از ۶۰ فعال هنر کودکان: جمهوری اسلامی با کشتار نوجوانان، آینده جهان را تهدید می‌کند

از «نسل محافظت‌شده» تا «نسل معترض»

در یک فضای امن سیاسی، کودکان و نوجوانان باید از تنش‌های سیاسی و خیابانی دور بمانند؛ بزرگسالان اعتراض می‌کنند و خردسالان در حاشیه می‌مانند.​

اما در ایران پس از ۱۴۰۱ و به‌ویژه در خیزش دی ۱۴۰۴، این معادله وارونه شده است: درصد چشمگیری از بازداشتی‌ها زیر ۲۰ سال‌اند و بخش قابل توجهی از کشته‌شدگان، دانش‌آموزند.

برآوردها از اعتراضات اخیر نشان می‌دهد حدود ۲۵ تا ۲۸ درصد بازداشت‌شدگان زیر ۲۰ سال بوده‌اند. یعنی بخش مهمی از «خط مقدم» را نوجوانان تشکیل داده‌اند.​

  • حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

    حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از شناسایی هویت بیش از ۲۰۰ دانش‌آموز و کودک کشته‌شده در جریان انقلاب ملی و خیزش ۱۴۰۴ خبر داده است. این عدد برای نسلی که هنوز روی نیمکت مدرسه است، به معنای مواجهه مستقیم با خشونت سیاسی است.

گزارش‌ها از مدارس و محلات نشان می‌دهند بعد از سرکوب خیابانی، اعتراض به داخل مدرسه منتقل شده: تحریم کلاس، غیبت هماهنگ، سرودهای اعتراضی و مقاومت در برابر برنامه‌های رسمی.

به این ترتیب، مدرسه که باید «حریم امن» باشد، خود به یکی از میدان‌های اصلی سیاست خیابانی تبدیل شده است.

  • دانش‌آموزان به‌دلیل همراهی با چهلم جاویدنامان تهدید به اخراج شدند

    دانش‌آموزان به‌دلیل همراهی با چهلم جاویدنامان تهدید به اخراج شدند

چرا نوجوانان به معترض تبدیل می‌شوند؟

پاسخ کوتاه به پرسش بالا این است: وقتی سیاست به زندگی روزمره حمله می‌کند، نوجوان ماندن در «حاشیه سیاست» عملا ناممکن می‌شود.

برای درک این وضعیت، چند لایه اصلی را می‌شود تشخیص داد:

یکی بحران معیشت و آینده است. نوجوان امروز ایران با تورم، ناامنی شغلی و سقوط امید به آینده روبه‌روست. وقتی خانواده در فشار دائمی اقتصادی است، سیاست برای او یک مقوله انتزاعی نیست، بلکه مستقیما به سفره، دانشگاه و مهاجرت گره خورده است.

تجربه زیسته خشونت هم باعث گرایش نوجوانان به مشارکت سیاسی می‌شود. 

دیدن هم‌کلاسی و هم‌سن‌وسالی که در اعتراضات کشته یا ناپدید شده، شکلی از «سیاسی شدن اجباری» است.

پرونده «نیمکت‌های خالی» که به نام دانش‌آموزان کشته‌شده اشاره دارد، این تجربه را به یک تجربه تلخ در حافظه جمعی تبدیل کرده است.

حضور نوجوانان در ناآرامی‌ها، محصول گسست هویتی، فقدان رویای ملی و ضعف روایت‌سازی رسمی است؛ چون نظام آموزشی نتوانسته افق معناداری برای این نسل ترسیم کند.​

در جامعه‌ای مثل ایران، مرز خصوصی و عمومی نیز به هم می‌ریزد.

وقتی اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ویدیوهای خشونت و اعتراض، مرز بین «جهان کودک» و «جهان بزرگسال» را از بین می‌برد، نوجوان نه تماشاگر، بلکه بازیگر بالقوه هر بحران سیاسی می‌شود.​​

نگاه به جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که آن‌ها نیز از مدرسه به‌عنوان پایگاه اعتراض استفاده می‌کردند: تن ندادن به حجاب اجباری، پاره کردن تصاویر رهبران جمهوری اسلامی، سر دادن شعارها و هم‌خوانی سرودهای اعتراضی در کلاس و موارد دیگر.

این الگو در سال ۱۴۰۴ رادیکال‌تر شده و با هزینه‌های سنگین‌تری همراه شده است.

  • دانش‌آموزان در همراهی با چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، مراسم یادبود برگزار کردند

    دانش‌آموزان در همراهی با چهلم جاویدنامان انقلاب ملی، مراسم یادبود برگزار کردند

تناقض؛ ضرورت حفاظت در برابر حق مشارکت

بدیهی است که کودکان و نوجوانان باید از خشونت خیابانی و ریسک‌های امنیتی محافظت شوند. این یک اصل اخلاقی و تربیتی است، نه صرفا یک توصیه حقوقی. اما از سوی دیگر، وضعیت ایران به نقطه‌ای رسیده که خود «کوشش برای ساکت کردن نوجوانان» به عامل تشدید اعتراض تبدیل شده است.

با اینکه بسیاری از خانواده‌ها تلاش می‌کنند فرزندانشان را از خیابان دور نگه دارند اما مدرسه کانون اصلی اعتراض نوجوانان است.​

بخش مهمی از معترضان نوجوان در ۱۴۰۴، محصول تجربه پیشین خیزش ۱۴۰۱ هستند؛ نسلی که در کودکی یا اوایل نوجوانی خشونت و سرکوب را دیده و حالا در سن فعال‌تری، خود وارد میدان شده است.​​

هم‌زمان، بازداشت، تهدید و پرونده‌سازی علیه دانش‌آموزان نه فقط امنیت را تامین نکرده، بلکه حس بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی را تعمیق می‌کند.

در چنین وضعیتی، «حفاظت از نوجوان» را نمی‌شود صرفا با «ساکت نگه داشتن او» عملی کرد چون سکوت اجباری، خود بخشی از خشونت ساختاری است که این نسل تجربه می‌کند.

  • «کارش را تمام کردند»؛ روایت پدر از کشتن نوجوان معترض در بیمارستان

    «کارش را تمام کردند»؛ روایت پدر از کشتن نوجوان معترض در بیمارستان

آیا نوجوانان حق فعالیت سیاسی دارند؟

در سطح حقوقی، پاسخ روشن‌تر از سطح سیاست در ایران است. پیمان‌نامه حقوق کودک که ایران در سال ۱۳۷۲ به آن ملحق شده، برای کودکان (افراد زیر ۱۸ سال) حق ابراز عقیده، مشارکت و شنیده شدن در امور مربوط به خود قائل است.

ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق کودک بر حق کودک بر «اظهار نظر آزادانه در همه امور مربوط به خودش» و الزام دولت‌ها به فراهم کردن امکان شنیده شدن تاکید می‌کند.​

ایران این کنوانسیون را پذیرفته؛ هرچند با شرط کلی «عدم مغایرت با موازین اسلامی و قوانین داخلی». با این حال، اصل حق مشارکت را به رسمیت شناخته است.

اگر سیاست را نه فقط «حضور در خیابان»، بلکه مشارکت در گفت‌وگو، نقد، اعتراض مدنی، تشکل‌یابی صنفی و حضور در فضای عمومی بدانیم، نوجوانان به‌صراحت حق دارند درباره وضع مدرسه، محله و کشورشان نظر بدهند؛ در اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز به شرایطی که به زندگی‌شان ضربه می‌زند نقش داشته باشند و در قالب‌های امن‌تر از طریق تشکل‌های صنفی، شوراهای دانش‌آموزی و فعالیت مدنی و رسانه‌ای، در فضای عمومی حضور پیدا کنند.​

مساله اصلی در ایران این است که ساختار سیاسی، حتی برای بزرگسالان هم فضای مشارکت امن فراهم نمی‌کند؛ بنابراین نوجوانی که می‌خواهد از این حقوق استفاده کند، تقریبا بلافاصله با سرکوب کیفری و امنیتی مواجه می‌شود.

  • دانش‌آموزان شماری از شهرهای ایران هم‌زمان با چهلم جاویدنامان، مدرسه را تعطیل کردند

    دانش‌آموزان شماری از شهرهای ایران هم‌زمان با چهلم جاویدنامان، مدرسه را تعطیل کردند

وضع موجود؛ سیاسی شدن بدون نمایندگی

آنچه در ایران امروز دیده می‌شود، ترکیبی است از «سیاسی‌ شدن شدید» و «فقدان نمایندگی و کانال‌های رسمی».

نوجوانان به‌دلیل تجربه مستقیم بحران و خشونت، سیاسی شده‌اند و به‌خاطر نبود ساختارهای مشارکت مانند احزاب، رسانه‌های آزاد، تشکل‌های مستقل و ...، ناچارند از خیابان و مدرسه به‌عنوان تنها صحنه‌های قابل دسترس استفاده کنند.

آنان به این ترتیب، با پاسخ امنیتی یا به زندان و خشونت سپرده می‌شوند، یا به سکوت و انزوا رانده.

در چنین وضعی، پرسش این نیست که «آیا باید نوجوانان را از سیاست دور نگه داشت؟» بلکه این است که چگونه می‌توان هم حق مشارکت سیاسی و مدنی آن‌ها را به رسمیت شناخت، هم هزینه حضورشان در میدان‌های پرخطر را به حداقل رساند و هم جلوی نهاد مدرسه را گرفت تا به جای محیط سرکوب، به فضای تمرین گفت‌وگو، نقد و مشارکت تبدیل شود.

تا زمانی که ساختار سیاسی، سیاست را با امنیت مساوی بداند و برای عموم شهروندان کانال مشارکت امن باز نکند، جامعه ایران همچنان با نسلی روبه‌رو خواهد بود که «پیش از آن‌که شهروند بالغ شود، یک معترض صدمه‌دیده» است.