گزارش یک پرونده؛ میخواستند آنان را در پایگاه بسیج بسوزانند، حالا میخواهند اعدامشان کنند
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمدامین بیگلری و شش شهروند دیگر، با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدهاند. شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، یاسر رجاییفر و علی فهیم، دیگر معترضان محکوم به اعدام هستند.
بنا بر این اطلاعات، اتهام این شهروندان «محاربه، افساد فیالارض، تحریق وسایل و امکانات مورد استفاده عمومی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی و خارجی» عنوان شده است.
حکم اعدام این شهروندان ۱۸ بهمنماه، یعنی دقیقا ۳۰ روز پس از بازداشت، صادر شده است.
شایان شکیبایی، جوان ۲۹ ساله ساکن کرمان، ۱۸ دیماه در محل کارش در یک گیمنت در این شهر بازداشت شده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ویدیویی از اعرافات اجباری او نیز در رسانههای حکومتی منتشر شده و همچنین شاهین شکیبایی، برادر شایان نیز در روزهای گذشته بازداشت شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمدامین بیگلری و شش شهروند دیگر، با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدهاند. شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، یاسر رجاییفر و علی فهیم، دیگر معترضان محکوم به اعدام هستند.
بنا بر این اطلاعات، اتهام این شهروندان «محاربه، افساد فیالارض، تحریق وسایل و امکانات مورد استفاده عمومی و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی و خارجی» عنوان شده است.
حکم اعدام این شهروندان ۱۸ بهمنماه، یعنی دقیقا ۳۰ روز پس از بازداشت، صادر شده است.
پیشتر برنامه خبری ۲۰:۳۰ که از شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود، ویدیوهایی از اعترافات اجباری این شهروندان منتشر کرد. ویدیوهایی که در آنها، چهره این معترضان در بازداشت، تار شده اما موهای سرشان تقریبا از ته تراشیده، دیده میشود.
این خود یکی از نشانههای تحقیر افراد بازداشتشده است که بر اساس اصول کرامت انسانی در حقوق عمومی و نیز استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، از جمله اصل منع رفتارهای تحقیرآمیز و غیرانسانی، مصداق تعرض به حیثیت ذاتی انسان محسوب میشود.
شهاب زهدی
مطابق نظریههای حقوق بشری و اسناد الزامآور بینالمللی، هر فرد صرف نظر از اتهام منتسب، از حق احترام به شأن و منزلت انسانی برخوردار است و هرگونه اقدام نمادین یا عملی که با هدف شکستن شخصیت، القای بیارزشی، ایجاد انگ اجتماعی یا نمایش عمومی وضعیت تحقیرآمیز فرد صورت گیرد، میتواند در زمره رفتارهای موهن و ناقض اصل کرامت انسانی ارزیابی شود.
تراشیدن موی سر به شکل تحقیرآمیز و نمایش آن در رسانه رسمی، در چنین چارچوبی قابل تحلیل است.
موضوع پرونده چیست؟
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال و همچنین ویدیوهای اعترافات اجباری، موضوع این پرونده به شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه و آتشسوزی در یک پایگاه بسیج در حوالی خیابان نامجو در شرق تهران مربوط است؛ «پایگاه بسیج ۱۸۵ شهید محمود کاوه».
در ویدیویی که از اعترافات اجباری معترضان بازداشتشده در صدا و سیما پخش شده، ماجرا اینگونه روایت میشود که شامگاه ۱۸ دی، مقابل این پایگاه بسیج تجمعی شکل میگیرد، در پایگاه باز میشود و چندین موتورسیکلت از درون پایگاه به بیرون منتقل و سپس آتش زده میشوند.
در ادامه، چند تن از افراد بازداشتشده میگویند: «برخی افراد با اعتماد به نفس و بدون ترس در محل حضور داشتند و بیمحابا اقدام به آتش زدن موتورسیکلتها میکردند.»
یکی از افراد بازداشتشده ادامه میدهد: «در باز شد و ما به داخل ساختمان رفتیم. آتشی وجود نداشت. اما بعدتر ورودی ساختمان به گونهای آتش گرفته بود که راه بازگشت بسته شده بود. ما به طبقه اول رفتیم و هیچکس حتی صدایمان نکرد که میخواهیم این مکان را آتش بزنیم.»
شاهین واحدپرست کلور
معترض بازداشتشده دیگری در این ویدیو میگوید: «میخواستند آنجا ما را گیر بیندازند. به یکباره دود همه جا را گرفت و امکان تنفس وجود نداشت. بعد از چند دقیقه، یک نفر از پشتبام فریاد زد که در باز است، بیایید بالا.»
در این ویدیو، بیگلری میگوید: «انگار عامدانه میخواستند ما آنجا گیر بیفتیم تا بسوزیم.»
معترض دیگری نیز میگوید: «برای ما سوال بود که آن افراد چه کسانی بودند که میخواستند ما را آنجا حبس کنند تا آتش بگیریم و بسوزیم.»
بر اساس همین ویدیوی اعتراف اجباری نیز مشخص است که هفت معترض بازداشتشده محکوم به اعدام، نه اقدام به تخریب کردهاند و نه تحریق؛ بلکه صرفا وارد ساختمانی شدهاند که در آن گرفتار شدهاند و افرادی دیگر این شهروندان را درون ساختمان پایگاه بسیج محبوس کرده و ساختمان را به آتش کشیدهاند تا آنان درون ساختمان کشته شوند.
اما این افراد چه کسانی بودهاند؟
ایراناینترنشنال پیشتر ویدیویی از تجمعهای گسترده معترضان در محدوده خیابان گرگان تهران، حوالی خیابان نامجو منتشر کرد که در آن، سیل جمعیت معترضان دیده میشود و دقایقی بعد چندین موتورسیکلت در خیابان میسوزند.
این ویدیو مربوط به مقابل آن پایگاه بسیج نیست، اما فضای کلی و عمومی ۱۸ دیماه در همان حوالی را به تصویر میکشد.
شاهدان عینی چه میگویند؟
ایراناینترنشنال با دو شاهد عینی که همان شب مقابل پایگاه بسیج کاوه حضور داشتند گفتوگو کرده است.
یکی از این شاهدان که همراه دوستدخترش، حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دیماه در مقابل همان پایگاه بسیج حضور داشته، گفت: «ما از ابتدای شب در خیابان گرگان بودیم. جمعیت انبوهی حضور داشت، اما با شروع تیراندازی ماموران به سوی مردم، تلاش کردیم به سمت خانه برویم. هر مسیری که میرفتیم بسته بود. نفهمیدیم چگونه به آن پایگاه بسیج رسیدیم.»
او در ادامه گفت: «وقتی رسیدیم، دیدیم که در پایگاه باز است، تابلوی پایینی سردر پایگاه که مربوط به بسیج زنان بود کنده شده و چند نفر مشغول آتش زدن موتورسیکلتها در بیرون پایگاه هستند.»
این شاهد عینی افزود: «نسبت به آن افراد حس خوبی نداشتیم، چون انگار هیچ ترسی نداشتند. به دوستدخترم گفتم بیا عقب بایستیم، اینها مشکوکاند. او گفت یعنی از خودشان هستند؟ مگر میشود؟»
علی فهیم
این شهروند اضافه کرد: «یک لحظه احساس کردیم همان افراد چند نفر را به داخل پایگاه هل دادند و در را بستند. عجیب اینکه ماموران نیز در آن محل حضور داشتند اما هیچ اقدامی نمیکردند. چند لحظه بعد، همان افرادی که موتورها را آتش زده بودند، هم در ورودی پایگاه را آتش زدند و هم کوکتل مولوتوف به داخل پرتاب کردند و سپس دود و آتش گستردهای فضای ساختمان را فرا گرفت.»
این شاهد عینی ادامه داد: «در همان لحظه، یکی دو نفر که در نزدیکی ما ایستاده بودند، آرام گفتند اینها بسیجیاند، به خدا بسیجیاند .... خودشان پایگاه خودشان را آتش میزنند. واقعا ترسیده بودم، نه از جان خودم، بلکه برای دوستدخترم. گفتم بیا اینجا را ترک کنیم. در همین لحظات، یکی دو نفر جلو رفتند و به آن افرادی که چهرههای خود را پوشانده بودند، گفتند آن آدمهایی که رفتند داخل، میسوزند، راه فراری ندارند. اما یکی از آنها فریاد میزد که خفه شوید و از اینجا بروید.»
به گفته این شاهد عینی، تمامی این اتفاقات در برابر چشمان ماموران موتورسوار رخ داد: «ما همان لحظه محل را ترک کردیم و به خانه دوستدخترم که حدود ۵۰۰ متر با آنجا فاصله داشت، رفتیم و دیگر از ادامه ماجرا خبری نداشتیم.»
وقتی به این شهروند گفته شد همان هفت نفری که داخل ساختمان بودند، اکنون به اتهام آتش زدن همان پایگاه بسیج به اعدام محکوم شدهاند، گفت: «حالا دیگر مطمئنم آنها بسیجی بودند و میخواستند آن شهروندان را داخل پایگاه آتش بزنند تا بعدتر بگویند مردم بسیجیها را زنده زنده آتش زده بودند.»
گزارشهای پخش شده از صداوسیما چه میگویند؟
صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ۴۰ روز گذشته، چندین خبر و گزارش منتشر کرده و در آنها مدعی شده معترضان چند پایگاه بسیج و مسجد را در حالی که نیروهای بسیجی در آنها حضور داشتهاند به آتش کشیدهاند و افراد حاضر در آن مکانها، زنده زنده در آتش سوختهاند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارشی از اظهارات یک مامور سرکوب منتشر کرد که در آن، او تایید کرده است آتش زدن بانکها و مساجد کار خود ماموران بوده: «در همه جا، ابتدا تا جایی که میتوانستند آن مکان را پیش از سوزاندنش تخلیه میکردند. یک مورد را شخصا شاهد بودم که پیش از آتش زدن مسجد تاکید شد وسایل ارزشمند آن از داخل خارج شود.»
شاهد عینی دیگری که پس از خاموش شدن آتش پایگاه بسیج کاوه در بامداد ۱۹ دی در محل حاضر شده، به ایراناینترنشنال گفت: «وقتی به آنجا رسیدم، آتش ساختمان خاموش شده بود و دهها نفر از ماموران سپاه پاسداران، بسیج، لباس شخصی و دو گروه فیلمبردار، وارد ساختمان شده بودند.»
این شهروند افزود: «برداشت من این بود که آنان از دیدن افرادی در ساختمان که هنوز زنده بودند، شوکه شدهاند. نمیدانم تعداد افراد داخل ساختمان دقیقا چند نفر بود، اما قطعا کمتر از ۱۰ نفر بودند. آنها را داخل ساختمان به شدت کتک زده بودند، به گونهای که وقتی به بیرون آورده شدند، غرق خون بودند.»
او ادامه داد: «صبح یکشنبه، یعنی چند روز بعد که دوباره به همان محل رفتم تا ببینم چه خبر است، دیدم خون این افرادی که از داخل ساختمان خارج کرده بودند هنوز روی زمین باقی است؛ یعنی شدت خونریزی خیلی زیاد بوده است.»
روایت شاهدان عینی و نیز ویدیوی اعتراف اجباری این هفت شهروند محکوم به اعدام، همگی موید آن است که آنان نه تنها هیچ نقشی در تحریق یا تخریب ساختمان این پایگاه نداشتهاند، بلکه خود قربانی سناریویی از پیش طراحی شده هستند.
بر اساس این سناریو، نهادهای امنیتی با همکاری بسیج قصد کشتهسازی در پایگاه بسیج را داشتهاند تا پس از سوزاندن معترضان در داخل پایگاه، مدعی شوند آنان بسیجیانی بودهاند که به دست معترضان کشته و سوزانده شدهاند. اما پس از ناکامی در اجرای این سناریو، اکنون در پی آن هستند که همان قربانیان را با اتهامهای واهی به چوبه دار بسپارند.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود بیگلری، جوان ۱۹ سالهای که در یک سالن پیرایش مردانه در تهران کار میکند، ۱۸ دیماه بازداشت شد.
ایراناینترنشنال همچنین مطلع شد که پدر او پس از گذشت سه هفته از بازداشتش، اتفاقی و از طریق برخی زندانیان آزاد شده از زندان قزلحصار، از زندانی بودن فرزندش باخبر شده است؛ در حالی که تا پیش از آن، حتی در میان پیکرهای بیجان معترضان در کهریزک نیز به دنبال او گشته بود.
بر اساس اطلاعات به دست آمده، این جوان در حال حاضر در یک سوییت در زندان قزلحصار نگهداری میشود.
از وضعیت نگهداری شش متهم دیگر این پرونده اطلاعات دقیقی در دست نیست.
حسن آقاخانی، حقوقدان و یکی از وکلای بیگلری، ۲۹ بهمن به کانال امتداد گفت: «پرونده موکلم به همراه شش نفر دیگر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به صورت یکجا رسیدگی شده و برای همه متهمان، اشد مجازات در نظر گرفتهاند. به نظر میرسد عنوان اتهامی موکلم، محاربه باشد.»
این وکیل دادگستری همچنین گفت: «هر قدر تلاش کردیم، اجازه ندادند پرونده را مطالعه کنیم. متاسفانه وکیل تسخیری به خانواده گفته است موکلم اقرار کرده؛ در حالی که مشخص نیست چه اقراری انجام داده است.»
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود قوه قضاییه جمهوری اسلامی از صدور بیش از ۱۰ هزار قرار جلب به دادرسی و حدود ۹ هزار کیفرخواست برای معترضان بازداشتشده در اعتراضات دیماه خبر داده است.
مراسم چهلم جانباختگان اعتراضات دیماه در همایونشهر، نورآباد ممسنی، مبارکه اصفهان، کرج، بابل، نجفآباد، گیلان، لنگرود، قزوین، نیشابور، محلات، شاهینشهر، یزدانشهر، مشکیندشت استان البرز و چاف برگزار شد. همزمان گزارشهایی نیز از بازداشت شهروندان در سمنان و کرمان منتشر شد.
بر اساس ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال در جمعه اول اسفند در همایونشهر اصفهان مراسم چهلم حسام شومالی با همخوانی ترانه «اگر که جان دادیم، اگر جوان دادیم، بهای انسان بود برای آزادی» برگزار شد. مادر او در این مراسم گفت: «خدا قاتلینش را رسوا کند.»
در همین شهر، جمعیت چندین هزار نفره در راهپیمایی پس از مراسم چهلم، شعارهایی از جمله «مرگ بر خامنهای»، «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم» و «ای شاه خوبان برگرد به ایران» سر دادند.
در نورآباد ممسنی نیز ویدیوها نشان میدهد جمعیت گستردهای برای چهلم جاویدنامان تجمع کرده و شعار «جاوید شاه» سر دادند.
در یزدانشهر حاضران شعار «پهلوی برمیگرده» سر دادند.
مراسم چهلم دانیال دیانی نیز با شعارهایی علیه خامنهای و جمهوری اسلامی برگزار شد و شرکتکنندگان گفتند: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده.»
در شهرستان مبارکه اصفهان، حاضران در مراسم چهلم مهدی فخاری همزمان با دفنوازی، شعار «مرگ بر خامنهای» سر دادند و برای تولد او فریاد «تولدت مبارک» گفتند.
در کرج، مراسم چهلم غزل دمرچلی، نوجوان ۱۷ ساله که در اعتراضات دیماه کشته شد، با شعار «خون ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم» برگزار شد.
در بابل نیز در چهلم عرفان آزرده، جوان ۲۰ ساله که ۱۸ دی با شلیک چهار گلوله کشته شد، حاضران شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» سر دادند.
در نجفآباد، تصاویر شبهای ۲۹ و ۳۰ بهمنماه نشان میدهد جمعیت گستردهای در آرامستان حاضر شدند و با پخش ترانه و شعار به یاد جاویدنامان مراسم برگزار کردند.
در شاهینشهر نیز مراسم چهلم به راهپیمایی و شعارهای اعتراضی انجامید.
در گیلان، مراسم چهلم علی پورامامعلی برگزار شد و در این مراسم گفته شد او «به میدان نیرنگ و اهریمن رفت و تیر خورد تا بچههای ایران درد نکشند.»
در لنگرود نیز مراسم چهلم عباس آرزو، مربی فوتبال که ۱۹ دیماه کشته شد، با پخش قطعه «وطن عشق من» و کفزدن حاضران همراه بود. بر اساس گزارشها، او پس از اصابت گلوله و انتقال به پارک، با ضربات باتوم جان باخت.
در قزوین، خانواده نازنینزهرا اسمیخانی بر مزار او قند سابیدند. در همین شهر، مراسم چهلم مهدی کشاورز، نوجوان ۱۶ ساله که ۱۸ دی با شلیک گلوله به قفسه سینه کشته شد، با شعار «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» برگزار شد.
در نیشابور، همزمان با مراسم چهلم بهار شاهمهری، ویدیوها نشان میدهد ایست بازرسی در مسیر مراسم مستقر شده بود اما مردم برای حضور در مراسم به مسیر خود ادامه دادند.
در محلات نیز مراسم چهلم بهنام کاشانی با ترانهخوانی و تشویق برگزار شد. در مراسم چهلم رستم مبارکآبادی نیز شعار «خامنهای ضحاک، میکشیمت زیر خاک» شنیده شد.
بازداشتهای گسترده
همزمان با این مراسمها، گزارشهایی از بازداشتها منتشر شده است. یک ویدیو نشان میدهد ماموران لباس شخصی در سمنان جواد عربعامری را که پس از اعتراضات دیماه در ویدیویی شعار «مرگ بر خامنهای» داده بود، در خانه بستگانش با ضرب و شتم بازداشت کردند.
بر اساس گزارش رسیده، ماموران تلفن همراه و برخی اقلام شخصی او را نیز ضبط کردند.
همچنین فاطمه (سارا) میرجعفری، رواندرمانگر ۲۹ ساله اهل کرمان، ۶ بهمن با یورش ماموران به محل کارش بازداشت شد.
او حدود یک هفته تحت بازجویی قرار داشت و سپس به زندان منتقل شد. با گذشت سه هفته، خانواده او اطلاعی از وضعیتش دریافت نکردهاند.
ویدیویی دیگر نشان میدهد دانشآموزان پدر صدرا سلطانی، جوان ۲۴ سالهای که در تهران با گلوله ماموران کشته شد، در مدرسه مراسم چهلم برگزار کردند و این معلم با دیدن عکسهای فرزندش گریه کرد.
سمانه حسینیمقدم، متولد ۱۳۷۸ و روانشناس، ۲۱ دیماه در منزل شخصی خود در شهر کرمان بازداشت شده است.
با گذشت حدود ۴۰ روز از زمان بازداشت، او همچنان در بازداشت بهسر میبرد و تاکنون اطلاعات روشنی درباره اتهامات مطرحشده، محل دقیق نگهداری و روند رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است.
کریگ و لیندسی فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در ایران، اعلام کردهاند از ۱۳ اسفند در اعتراض به ادامه بازداشت خود اعتصاب غذا میکنند. آنها میگویند ۱۴ ماه است بدون صدور حکم قطعی در بازداشت هستند و روند رسیدگی به پروندهشان حتی ناقض چندین اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده است.
بر اساس نامههای رسیده به ایراناینترنشنال، این دو اعلام کردهاند تا زمان آزادی به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.
بازداشت آنها از ۱۴ دی ۱۴۰۳ آغاز شده و تا ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، به یک سال و دو ماه میرسد؛ بیآنکه حکمی قطعی برایشان صادر شده باشد.
خانواده فورمن ۳۰ بهمن اعلام کرد این زوج به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند که حکمی اولیه است. این حکم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی صادر شده است.
فورمنها پیش از این و پنج ماه پیش در یک جلسه سه ساعته در دادگاه انقلاب اسلامی تهران حاضر شدند. آنان اجازه دفاع از خود را نیافتند.
وزیر امور خارجه بریتانیا حکم ۱۰ سال زندان برای این زوج را «کاملا تکاندهنده و غیرقابل قبول» خواند.
ایوت کوپر گفت که پرونده فورمنها را بیوقفه پیگیری خواهد کرد؛ تا زمانی که این زوج سالم به بریتانیا بازگردند.
بر اساس روایت این زوج، ۱۴ دی ۱۴۰۳ به آنها گفته شد برای حدود نیم ساعت به دفتری مراجعه کنند و به چند پرسش پاسخ دهند. اما پس از حضور، به گفته خودشان، به شکل تهاجمی به خودرویی بدون نشان رسمی منتقل شدند، چشمبند زده شدند و به مکانی نامعلوم برده شدند.
آنها تاکید کردند که پس از برهنه شدن اجباری و دریافت لباس زندان، به سلولهایی کثیف و بیاثاثیه، به ابعاد حدود دو و نیم متر در دو و نیم متر منتقل شدند و ۵۶ روز نخست را روزانه بیش از ۲۳ ساعت در انفرادی گذراندند؛ بدون آنکه توضیحی درباره وضعیت خود دریافت کنند.
این زوج گفتند نحوه بازداشت و رفتار با آنها، ناقض اصل «حفظ کرامت انسانی» بوده است.
آنها همچنین گفتند در طول بازجوییها بارها به ایشان گفته شده «میدانیم شما جاسوس هستید» و تهدید شدهاند در صورت همکاری نکردن، با رفتار شدیدتری روبهرو خواهند شد.
لیندسی فورمن نوشت که بارها درباره دیدگاهش درباره اسرائیل و مذهب بازجویی شده و به او گفته شده است یهودی، فمینیست و حامی اسرائیل است و ایران را کشوری «تاریک» میداند.
فورمنها تاکید کردند در هفتم مرداد ۱۴۰۴ در دادگاه حاضر شدند و به آنها اعلام شد به اتهام جاسوسی محکوم شدهاند، «بدون ارائه مدرک و بدون برگزاری دادگاه علنی».
آنها اعلام کردند که بین ۱۶ دی ۱۴۰۳ تا ششم اردیبهشت ۱۴۰۴ بارها درخواست وکیل دادهاند اما از حق انتخاب وکیل محروم بودهاند.
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴، نخستین وکیل تسخیری برایشان تعیین شده است که به گفته آنها در لایحه دفاعیه اعلام کرده هیچ مدرکی دال بر ارتکاب جرم وجود ندارد و خواستار آزادی ایشان شده است.
این زوج همچنین گفتند در ششم مرداد، با این تصور که آزاد خواهند شد با پرواز تجاری از کرمان به تهران منتقل شدند، اما پس از رسیدن به مقصد، دوباره به سلول انفرادی فرستاده شدند.
به گفته لیندسی فورمن، در جلسه پایانی دادگاه که پس از جلسات پنجم شهریور، پنجم مهر و ۳۰ مهر ۱۴۰۴ برگزار شد، هنگام درخواست مشاهده مستندات تنها عکسی از کارت ورود به یک کنفرانس اروپایی به او نشان داده شده که نام فردی روی آن بوده که احتمال داده شده اهل اسرائیل باشد.
او تاکید کرد که همین تصویر به عنوان مدرک جاسوسی علیه او مطرح شده است.
کریگ فورمن نیز خبر داد که در مورد او هیچ مدرکی ارائه نشده است.
او همچنین نوشت پیامی از قاضی پرونده - از طریق وکیلش - به او منتقل شده که گفته است اگر او ایرانی بود، آزاد میشد، اما به دلیل تابعیت بریتانیایی در بازداشت خواهد ماند.
این زوج با اشاره به ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری جمهوری اسلامی اعلام کردند که بازداشت موقت بدون صدور حکم نباید بیش از ۱۲ ماه ادامه یابد؛ در حالی که آنها پس از گذشت بیش از یک سال هنوز حکم قطعی دریافت نکردهاند.
کریگ و لیندسی فورمن اعلام کردند از ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ اعتصاب غذا را آغاز میکنند و تا زمان آزادی به آن ادامه خواهند داد.
آنها ادامه بازداشت خود را مغایر قانون اساسی و قوانین داخلی ایران دانستند و خواستار آزادی فوری شدهاند.
اعتصاب غذای اعلامشده از سوی هر دوی این زندانیان، در صورت آغاز، میتواند پرونده این زوج را وارد مرحله تازهای کند. پروندهای که پس از ۱۴ ماه بازداشت، اکنون به نقطهای حساس رسیده است.