بر اساس پیام یک مخاطب از جویآباد خمینیشهر اصفهان، نیروهای امنیتی پس از اعتراضات دیماه با اعمال فشار شدید، خانوادهها را از اعلام نام کشتهشدگان و برگزاری مراسم عزاداری منع کردهاند.
به گفته این شاهد، از خانوادهها تعهد کتبی گرفتهاند و آنها را با تهدید به آسیبزدن به دیگر اعضای خانواده مجبور به سکوت کردهاند.
این مخاطب با اشاره به اینکه جویآباد در روزهای اخیر شاهد حضور گسترده مردم با شعار علیه خامنهای و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی بود، گفت: «ماموران کلانتری ۱۳ با سلاحهای جنگی و کلاشنیکف به مردم حمله کردند و در همین محله کوچک دستکم هشت جوان کشته شدند.»
بر اساس پیام یک مخاطب از مشهد، در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه یک راننده آمبولانس و یک پزشک به تعداد زیادی از مجروحان اعتراضات کمکرسانی کردند، اما در ۲۰ دیماه این دو نفر از سوی ماموران حکومتی شناسایی شدند.
طبق این روایت، ماموران با حمله به آمبولانس وارد خودرو شده و مجروحان داخل آن را با تیر خلاص به قتل رساندند. در میان قربانیان، یک دختر ۱۵ ساله نیز حضور داشته است.
به گفته شاهد، هر پنج مجروح داخل آمبولانس جان باختند و راننده و پزشکِ امدادرسان تهدید شدند که حق ادامه کمکرسانی ندارند.
این مخاطب همچنین گفت پیکر بیجان شماری از افرادی که پیشتر سالم بازداشت شده بودند، پس از حدود یک هفته به خانوادههایشان تحویل داده شد.
این روایتها از تشدید خشونت، هدفگیری مجروحان و فشار مستقیم بر کادر درمان در مشهد حکایت دارد.

یک پزشک عضو کادر درمان در یکی از بیمارستانهای واقع در محدوده غرب تهران، در شهادتی بر اساس مشاهدات مستقیم خود در جریان اعتراضات اخیر و روزهای پس از آن، اعلام کرد که شخصا پیکر ۴۷ کشتهشده را دیده و تعداد مجروحان در این بیمارستان چند صد نفر بوده است.
این پزشک در روایتی که در اختیار ایراناینترنشنال قرار داده است، تاکید کرد در روزهای پس از فراخوان عمومی برای تجمع، تعداد کشتهها «از شمار خارج» بود: «تنها در مشاهدات مستقیم خودم، دستکم ۴۷ پیکر جانباخته را دیدم. تعداد مجروحان به چند صد نفر میرسید. شرایط بهگونهای بود که در بسیاری از موارد، تشخیص اینکه فرد زخمی است یا جان باخته، بهسادگی ممکن نبود.»
او در ادامه روایت خود گفت: «من در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه، در بخش رادیولوژی مشغول به کار بودم. فقط مجروحانی به این بخش ارجاع داده میشدند که بر اثر اصابت گلوله دچار شکستگی استخوان شده بودند. به دلیل حجم بسیار بالای مجروحان، افرادی که با ساچمه زخمی شده بودند، در پارکینگ و محوطه بیمارستان مستقر میشدند.»
بر اساس دیدههای این پزشک و همچنین گزارش همکارانش، بیشترین جراحات ناشی از اصابت گلوله جنگی بوده است: «موارد متعددی از جراحت با ساچمه نیز وجود داشت. چند مورد اصابت از فاصله نزدیک گزارش شد که منجر به مرگ افراد شده بود.»
جمعه و قطع عضو
بر پایه روایت این عضو کادر درمان، او ۱۹ دی از یکی از همکارانش شنیده است که دستکم سه مورد قطع عضو (پا) ثبت شده است. شدت جراحات به حدی بوده که در برخی موارد، استخوانی برای انجام عمل جراحی باقی نمانده بوده.
او در ادامه گفت: «بیشترین حجم انتقال کشتهها و مجروحان در بازه زمانی حدود ساعت ۱۰ شب پنجشنبه تا سه صبح جمعه رخ داد. این بازه زمانی به لحاظ شدت و حجم تلفات، شرایطی شبیه به فاجعه انسانی داشت.»
بر اساس این شهادت، جمعه نیز شمار مجروحان بالا بوده است: «من در این روز در بخش دیگری از بیمارستان مستقر بودم که عمدتا برای تصویربرداری از مجروحان استفاده میشد.»
کشتهشدگان غرب تهران
بر اساس اطلاعاتی که هنگام انتقال اجساد و مجروحان در بیمارستان محل کار این پزشک اعلام میشده است، بیشترین پیکرهای جانباخته از مناطق ستارخان و کاشانی منتقل شده بودند.
مجروحانی از مناطق مختلف تهران از جمله پونک، آزادی و جناح نیز به این بیمارستان برده شده بودند.
این پزشک در ادامه روایت خود گفت: «بهدلیل تکمیل ظرفیت اورژانس، پیکرها و مجروحان ابتدا داخل خودروها یا آمبولانسها بررسی میشدند. اگر فرد فوت شده بود، مستقیما به سردخانه منتقل میشد و اگر زنده بود، به اورژانس انتقال مییافت. در بسیاری از موارد، تشخیص زنده یا فوتشده بودن افراد داخل خودرو انجام میشد. آمار کشتهها و مجروحان ثبت میشد؛ اما نه بر اساس روال معمول پزشکی و اداری.»
بر اساس شهادت این عضو کادر درمان، شنبه ۲۰ دی، نیروهای حراست به شکل دائم در بیمارستان مستقر شدند: «آنان مکررا هشدار میدادند که هرگونه انتقال اطلاعات و ثبت یا انتشار تصویر، مصداق جاسوسی تلقی شده و میتواند منجر به صدور احکام سنگین از جمله حبس طولانیمدت یا اعدام شود.»
او در ادامه گفت: «در بخشی که من فعالیت میکردم، حذف پرونده پزشکی مشاهده نکردم. این اقدامات بیشتر در بخشهای اداری انجام میشد و من شخصا شاهد حذف پرونده در بخش خودم نبودم.»
به گفته این پزشک، تمام تصاویر رادیولوژی مربوط به یک بیمارستان مشخص هستند و تاریخ ثبت دارند: «در تصاویر، نام بیماران و شماره پرونده وجود داشت که من شخصا آنها را حذف کردم تا برای مجروحان یا خانوادهها مشکلی ایجاد نشود.»
او همچنین تاکید کرد: «عدد ۴۷ کشته، حداقل تعداد پیکرهایی است که من شخصا با چشم خود شمردم؛ پیکرهایی که روی زمین، در بخشها، در سردخانه و داخل خودروها قرار داشتند. در مواردی، خودروها مملو از جنازه بودند.»
کشتاری غیرقابل تصور
در ادامه روایت این پزشک آمده است که حجم کشتار بهطور غیرقابل تصوری بالا بوده است: «ارقامی که بهصورت رسمی یا غیررسمی اعلام میشوند، بههیچوجه با آنچه ما دیدیم همخوانی ندارد. پیکرهایی مشاهده میشد که آثار اصابت همزمان چند گلوله جنگی بر بدن آنها کاملا مشخص بود. در مواردی، جای سه گلوله در یک بدن دیده میشد.»
به گفته او، در میان مجروحان، افرادی بودند که از ناحیه صورت هدف شلیک قرار گرفته بودند.
موردی هم بوده است که گلوله از پهلو وارد شده و به صورت اصابت کرده بود: «شدت جراحت به حدی بود که عملا بینی فرد از بین رفته بود.»
مخاطبی از دزفول در پیامی به ایراناینترنشنال با اشاره به آمار بالای کشتهشدگان، مجروحان و بازداشتشدگان در اعتراضات این شهر، گفت تحت فشار امنیتی، هر ۱۵ دقیقه یک نفر به خاک سپرده میشد.
به گفته او، ماموران بهسرعت خانوادهها را با استفاده از زور و خشونت متفرق میکردند.
این مخاطب افزود خاکساری جاویدنامهای دزفول به صورت شبانه و با حضور مامورها انجام میگرفت و تنها حدود ۱۰ نفر از اعضای خانواده اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را داشتند.
مخاطبی دیگر از همین شهر گفت نیروهای سرکوبگر، با تیر جنگی مردم را هدف قرار دادند و دهها نفر را کشتند.
او افزود: «تا چند روز سردخانه بیمارستان گنجویان پر از جسد بود. مردم باور نمیکردند فرزندانشان کشته شده باشند و خیلیها توان مراجعه به سردخانه برای شناسایی کشتهها را نداشتند.»

یک مخاطب از مشهد، در پیامی به حجم گسترده سرکوبها در این شهر اشاره کرد و گفت در شهر چناران نزدیک مشهد، سولهها را پر از جنازه کرده بودند، بهطوریکه پیکرها «روی هم تلنبار شده بودند».
او همچنین گفت یکی از دوستانش فردی را تا بیمارستان همراهی کرد که به پایش شلیک شده بود؛ اما بعد از چند دقیقه به او اطلاع دادند این معترض مجروح، جان خود را از دست داده است.
این شهروند شرح مفصلی از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ارائه کرد و گفت در شب نخست فراخوان، حدود یک میلیون نفر در مناطق مختلف این شهر به خیابانها آمدند؛ تنها در خیابان وکیلآباد دستکم ۵۰۰ هزار نفر جمع شده بودند.
به گفته او، در منطقه هفتتیر، معترضان در آستانه به دست گرفتن کنترل کلانتری بودند اما با تیراندازی مستقیم ماموران از بالای برج آرمیتاژ، مردم مجبور به عقبنشینی شدند.
این شهروند تاکید کرد: «هجدهم دی، مشهد به معنی واقعی کلمه سقوط کرده و کنترل شهر به دست مردم افتاده بود.»

یک عضو کادر درمان در مشهد به ایراناینترنشنال گفت پیش از شکلگیری تجمعات، شماری از پزشکان و پرستاران شماره تلفنهای خود را در استوری اینستاگرامیشان اعلام کرده بودند تا اگر کسی مجروح شد، به طور مستقیم با پزشکان در ارتباط باشد.
به گفته او، بسیاری از مراکز درمانی در مشهد وابسته به نهادهای امنیتی هستند و بیم بازداشت مجروحان میرفت.
در روزهای گذشته گزارشهایی نیز از یورش نیروهای امنیتی به بیمارستانها در شماری از شهرهای ایران و بازداشت معترضان مجروح منتشر شده است.
عضو کادر درمان مشهد خبر داد به اورژانس ۱۱۵ اعلام شده بود در دو شب اعتراضات به هیچعنوان تلفنها را جواب ندهند و برای انتقال معترضان مجروح به بیمارستان، آمبولانس اعزام نکنند.
او توضیح داد، حتی گفته شده بود در صورتی که فردی خودش به پایگاه مراجعه کرد و گلوله خورده بود خدمات درمانی به او ارائه نشود.
این شهروند گفت در مشهد، کادر درمان با تکیه بر خدمات پرستاری در منازل و از طریق پلتفرمهای خصوصی، توانستند شماری از مجروحان را درمان کنند.
او همچنین از حجم بالای کشتهها و زخمیها در مشهد خبر داد.





