تشکل دانشجویان پیشرو با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد که دانشجویان دادخواه و داغدار خون دوستان و همکلاسیهای خود هستند.
این گروه دانشجویی به کشته شدن صدا و احتمالا هزاران دوست و همکلاسی دانشجویان اشاره کرد و افزود که دانشجویان به مبارزه تا نابودی حکومت خامنهای ادامه خواهند داد.
این تشکل خواستار تجمعهای دادخواهانه، تحریم گسترده کلاسها و به تعطیلی کشاندن دانشگاههای سراسر کشور در تمامی مقاطع، بیاعتبار کردن مسئولین دانشگاهی و تسخیر فضای دانشگاهها برای اخراج تمام عناصر امنیتی-حکومتی شد.
در ادامه بیانیه آمده است: «نمیتوانید هزار هزار از ما بکشید و از فردای قتل عام، ما را وادار به اطاعت و زندگی زیر سایه وحشت کنید.»

مجتبی (شاهمراد) شهپری، معترضی از شهر ایذه در جنوبغرب ایران که در جریان اعتراضات سراسری مجروح شد و بعدا جسدش در یک سردخانه در اصفهان پیدا شد، مطابق آخرین وصیتش در حالی به خاک سپرده شد که پیکرش در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود.
به گفته افرادی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند اما نخواستهاند نامشان فاش شود، شهپری ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهر بهارستان، از توابع استان اصفهان، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر جمههوری اسلامی قرار گرفت.
در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، صدای شلیک گلوله همزمان با شعار جاوید شاه معترضان در بهارستان در ۱۸ دی شنیده میشود.
این منابع گفتند نیروهای سرکوبگر آن شب بهطور بیهدف به سوی معترضان شلیک کردند.
یکی از منابع گفت: «آن شب به همه شلیک میکردند؛ زن و مرد، پیر و جوان.»
به گفته این منبع، نیروهای سرکوبگر مجتبی شهپری را بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹ شب به وقت محلی در خیابان ایثار بهارستان از ناحیه پا هدف گلوله قرار دادند و او را به زمین انداختند.
این منبع افزود که او با وجود جراحت، زنده بود و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا در اصفهان منتقل شد.
او گفت: «مجتبی وقتی به بیمارستان برده شد، زنده بود.»
در روزهای بعد، خانواده شهپری در بیمارستانهای مختلف اصفهان به دنبال او گشتند. به گفته این منبع، مقامها بارها به خانواده گفته بودند که او مجروح و زنده است، اما از گفتن محل نگهداریاش خودداری میکردند.
به گفته این منبع، بعد از آن، دیگر هیچ پاسخی داده نشد.
سه روز بعد، جستوجوی خانواده در نزدیکی قبرستان باغ رضوان، بزرگترین گورستان اصفهان، به پایان رسید.
به گفته این منبع، بهدلیل پر بودن سردخانه قبرستان، اجساد در یک انبار نگهداری میشد؛ انباری که از آن معمولا برای نگهداری میوه و سبزیجات در نزدیکی قبرستان باغ رضوان استفاده میشود.
او گفت: «هیچ جایی نبود… اجساد را داخل یک انبار گذاشته بودند. تا چشم کار میکرد، جنازه بود.»
او شمار اجساد را دستکم ۵۰۰ نفر برآورد کرد.

هنگامی که پیکر شهپری پیدا شد، آثار اصابت گلوله در سر او دیده میشد؛ زخمی که به گفته منبع، هنگام انتقال او به بیمارستان وجود نداشت.
این منبع گفت خانواده باور دارند که او با شلیک گلوله اعدام شده و بدون اطلاع خانواده، تحت عمل جراحی در ناحیه شکم قرار گرفته و سپس دوباره بخیه شده است.
یک منبع دیگر در بهارستان نیز به ایراناینترنشنال گفت که در اوج اعتراضات، «چندین کانتینر پر از جنازه» نیمهشب به باغ رضوان منتقل و در انبارها تخلیه شد.
به گفته این منبع، برخی از اجساد هنوز زنده و در حالت نیمههوشیار بودند.
مجتبی شهپری، ۳۲ ساله، اصالتا اهل ایذه در استان خوزستان و از لرهای بختیاری بود، اما برای یافتن کار به اصفهان مهاجرت کرده بود.
او برای تامین معاش، شبها بهعنوان نگهبان ساختمان کار میکرد و روزها به تخلیه بار بهعنوان کارگر مشغول بود.
یکی از منابع گفت: «او آزادیخواه بود. با مذهب مخالف بود و از نظام پادشاهی حمایت میکرد.»
مجتبی شهپری ۲۸ دی ۱۴۰۴ در روستای نشیلدو، نزدیک ایذه، به خاک سپرده شد.
یکی از منابع به ایراناینترنشنال گفت: «او را در حالی دفن کردند که در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود؛ همانطور که خودش خواسته بود… همانطور که همه ما میخواهیم.»

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه ای با اشاره به کشتار معترضان در جریان انقلاب ملی ایرانیان اقدامات رژیم طی دو هفته اعتراضات را برابر با چهل و هفت سال «استیلای خونین» آن دانست.
کانون نویسندگان در این بیانیه به قطع هرگونه امکان ارتباط، از اینترنت گرفته تا پیامک و خطوط تلفن، اغتشاشگر نامیدن قتلعامشدگان، ربودن مجروحان بیمارستانها، دفن مخفیانه کشتگان و بازداشت هزاران نفر اضافه کرد که حکومت «بر شمار ناپدیدشدگان قهری این چهل و هفت سال افزود و با تداوم سیاست ارعاب، کوشید صدای شاهدان جنایت، از جمله کادر درمان را خفه کند.»
در ادامه بیانیه آمده است: «حکومت در سایهی خفقان و تکصدایی حاکم، این همه را چون نمایشی فاتحانه در رسانههای خود ثبت کرد.»
در این بیانیه همچنین آمده است: «تاریخ نشان داده است که نیرو و ارادهی مردم بهجانآمده از فساد و تبعیض و نابرابری از میان نخواهد رفت، آگاهانه سازمان خواهد یافت و خود را بر صاحبان قدرت و سرمایه تحمیل خواهد کرد.»
کانون نویسندگان ایران از «نویسندگان آزادیخواه و نهادهای همسو در سراسر جهان» خواستار آن شد که صدای معترضان و بازماندگان و بازداشتشدگان باشند.
بر اساس اطلاعات و پیامهای رسیده از مخاطبان، فرهاد نادعلی، پزشک بیمارستان «۵ آذر» گرگان، به دست ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده است.
علت بازداشت او مداوای مجروحان اعتراضات و اعتراض به استقرار نیروهای مسلح در محوطه و روی سقف بیمارستان عنوان شده است.
بر اساس این گزارشها، نیروهای مسلح با استقرار روی سقف بیمارستان ۵ آذر اقدام به شلیک به سوی معترضان کردند؛ اقدامی که به گفته شاهدان به کشته و زخمیشدن دهها نفر انجامیده است.
بازداشت این پزشک در ادامه فشارهای امنیتی بر کادر درمان و جلوگیری از درمان مجروحان و افشای استفاده امنیتی از مراکز درمانی صورت گرفته است.
پیامهای دیگر مخاطبان نیز فشار به کادر درمان، بازداشت شماری از آنها و جلوگیری از مداوای معترضان مجروح را تایید میکند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار بیانیهای، کشتار معترضان را «گسترده و هولناک» توصیف کرد و نوشت این سرکوب از نظر ابعاد و شدت، فراتر از سرکوبهای دهه ۶۰ و نیز وقایع دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ است.
در این بیانیه آمده است: «حاکمیت با قتلعام هزاران نفر از مردم بار دیگر نشان داد که هیچ ارزشی برای جان شهروندان قائل نیست.» سندیکا تاکید کرده است استفاده سازمانیافته از خشونت مرگبار علیه مردم، نشانهای روشن از ماهیت سرکوبگر حکومت است.
سندیکای کارگران شرکت واحد همچنین تصریح کرده است که رهایی مردم ایران «تنها از مسیر رهبری جمعی، مشارکت آگاهانه و سازمانیافته طبقه کارگر و اقشار ستمدیده در داخل کشور» امکانپذیر است و نه از طریق «دخالت نظامی آمریکا، اسرائیل یا دیگر قدرتهای خارجی».
شاهزاده رضا پهلوی در شبکه ایکس نوشت: «پس از قتلعام هولناک بیش از شش میلیون یهودی در هولوکاست، جهان متعهد شد «هرگز دوباره». ما متعهد شدیم در برابر شر مطلق سکوت نکنیم و اجازه ندهیم غیرنظامیان بیگناه قتلعام شوند.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «امروز، دقیقا همین اتفاق در ایران در حال وقوع است. جهان وظیفه اخلاقی دارد که با اقدام قاطع، از مردم شجاع ایران حمایت کند. همزمان با بزرگداشت قربانیان هولوکاست، به جهان آزاد هشدار میدهیم که اجازه ندهد یک کشتار دیگر بیپاسخ بماند.»





