جیسون رضاییان، روزنامهنگار آمریکاییایرانی و زندانی پیشین اوین، در یادداشتی همزمان با اوجگیری اعتراضات سراسری در ایران نوشت که برای نخستین بار از زمان خروجش از ایران در سال ۲۰۱۶، به بازگشت احتمالی به این کشور امیدوار شده است.
او با یادآوری آزادیاش در قالب تبادل زندانیان همزمان با اجرای توافق هستهای، تاکید کرد آن تجربه و سالها گزارشگری در ایران، تصویری روشن از رابطه «مختل و سمی» حکومت با جامعه به او داده است.
رضاییان اعتراضات کنونی را «الهامبخش و در عین حال دردناک» توصیف کرد و هشدار داد که شمار کشتهها احتمالا افزایش خواهد یافت.
به نوشته او، قطع ارتباطات موثرترین ابزار سرکوب بوده و اولویت فوری جامعه جهانی باید بازگرداندن دسترسی مردم ایران به اینترنت باشد؛ چالشی که از ۲۰۰۹ تاکنون حل نشده است.
رضاییان با انتقاد از سیاست «فشار حداکثری» که به گفتهاش هزینه اصلی را بر دوش مردم گذاشت، همزمان تاکید کرد که تعویق برنامهریزی برای دوران پس از جمهوری اسلامی نیز خطاست.
پنج سازمان سندیکایی فرانسه در بیانیهای مشترک، حمایت کامل خود را از اعتراضات جاری در ایران اعلام کردند؛ اعتراضاتی که به گفته این اتحادیهها در بستر فروپاشی اقتصادی، ابرتورم و گسترش انفجاری فقر شکل گرفته است.
در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی در برابر «خشم برحق» و «بسیج گسترده مردمی»، به تشدید سرکوب، نقض نظاممند حقوق بشر و تعرض به آزادیهای بنیادین روی آورده است.
در این بیانیه تاکید شده که مطالبات اجتماعی و کارگری بهطور نظاممند جرمانگاری شده و دستگاه قضایی و امنیتی با ایجاد فضای رعب و وحشت در تلاش است هرگونه اعتراض جمعی را سرکوب کند.
اتحادیههای فرانسوی سرکوب اعتراضات را نقض آشکار تعهدات بینالمللی ایران، از جمله مقاولهنامههای بنیادین سازمان بینالمللی کار و میثاقهای بینالمللی حقوق بشر دانستهاند. آنها همچنین استفاده از دستگاه قضایی و امنیتی برای خاموشکردن اعتراضات را محکوم کردهاند.
در بخش دیگری از بیانیه، بر نقش محوری زنان در اعتراضات اخیر تاکید شده و آمده است که زنان نهتنها به دلیل مطالبات اقتصادی، بلکه در اعتراض به نقض آزادیهای بنیادین و تبعیض جنسیتی به خیابانها آمدهاند. اتحادیهها هشدار دادهاند که زنان با سرکوبی «خاص و بهویژه خشن» شامل بازداشتهای گسترده، خشونت جنسی و انواع خشونتهای جسمی روبهرو هستند.
اتحادیههای کارگری فرانسه ضمن اعلام همبستگی با کارگران و جامعه مدنی ایران، از دولت فرانسه، اتحادیه اروپا و نهادهای بینالمللی خواستهاند برای پایان فوری سرکوب و تضمین آزادیهای بنیادین اقدام کنند.
آنها خواستار توقف سرکوب اعتراضات اجتماعی و مدنی، آزادی همه بازداشتشدگان، رعایت تعهدات بینالمللی ایران و توقف فوری اعدامها شدهاند.
این اتحادیهها اعلام کردهاند که پیگیری این مطالبات را در سطوح ملی، اروپایی و بینالمللی ادامه خواهند داد.
پنج سازمان امضاکننده این بیانیه عبارتند از کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار، کنفدراسیون عمومی کار، کنفدراسیون متحده سندیکایی، اتحاد سندیکایی همبستگی و اتحاد ملی سندیکاهای مستقل.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، از معترضان ایرانی خواست به اعتراضات خود ادامه دهند و نهادها را تسخیر کنند و گفت کمک در راه است.
ترامپ هشدار داد عاملان سرکوب بهای سنگینی خواهند پرداخت و از مردم خواست نام آنها را ثبت کنند.
گفتوگو با آرش آرامش، حقوقدان و کارشناس امنیت ملی

در تاریخ اندیشه سیاسی و اجتماعی، کمتر مفهومی به اندازه «بیطرفی» چنین چهرهای آراسته و در عین حال چنین کارکردی مخرب داشته است.
بیطرفی معمولا در زبان رسمی با عقلانیت، اعتدال و پرهیز از افراط همراه میشود؛ مفهومی شیک، آرام و بیخطر که بهظاهر وعده فاصله گرفتن از خشونت و تنش میدهد. اما تجربه تاریخی نشان میدهد که در بزنگاههای واقعی، درست در لحظههایی که جامعه با نابرابری عریان، سرکوب سیستماتیک و بحران اخلاقی روبهروست، بیطرفی اغلب نه راهحل، بلکه بخشی از مساله است.
بیطرفی در چنین لحظههایی، بیش از آنکه نشانه خرد باشد، نشانه امتناع از مسئولیت است. نه به این دلیل که انسان بیطرف الزاما بدخواه است، بلکه چون ساختار قدرت بهگونهای عمل میکند که سکوت و بیعملی را به سرمایه خود تبدیل میکند.
دو گزاره شناختهشده این واقعیت را با وضوحی خیرهکننده بیان میکنند. جملهای که دانته در کمدی الهی میگوید: «تاریکترین جایگاههای دوزخ از آنِ کسانی است که در زمان بحران اخلاقی بیطرف میمانند.»
و دزموند توتو، در دل تجربه زیسته مبارزه با آپارتاید، همین معنا را به زبان سیاست روزمره ترجمه میکند: «اگر در برابر بیعدالتی بیطرف باشید، در واقع جانب ستمگر را گرفتهاید.»
این دو جمله صرفا داوری اخلاقی یا شعار سیاسی نیستند. آنها توصیف فشردهای از منطق عمل قدرتاند. قدرت فقط با باتوم و زندان و قانون سرکوبگر پیش نمیرود؛ قدرت به همان اندازه به بیتصمیمی شهروندان، تعلیق موضع نخبگان و عادیشدن بیعدالتی نیاز دارد. در این چارچوب، بیطرفی نه وضعیت خنثی، بلکه یک کنش اجتماعی کامل است؛ کنشی که نتیجهاش تقریباً همیشه تثبیت وضع موجود است.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، بیطرفی فقط زمانی میتواند معنایی اخلاقی داشته باشد که طرفین یک منازعه از سطحی حداقلی از توازن برخوردار باشند. اما در جامعهای که یک سوی معادله به ابزارهای قانون، رسانه، سرمایه، مشروعیت رسمی و خشونت سازمانیافته دسترسی دارد و سوی دیگر حتی از حق دیدهشدن محروم است، دعوت به بیطرفی چیزی جز پاککردن نابرابری از صحنه تحلیل نیست. در چنین شرایطی، بیطرفی نه بیغرضی، بلکه امتیاز کسانی است که هزینه نمیدهند.
بیطرفی در این معنا، یک امتیاز طبقاتی است. تنها کسانی میتوانند «درگیر نشوند» که ضربه نمیخورند. تنها کسانی میتوانند اخلاق را به تعویق بیندازند که بدنشان میدان سیاست نیست. از همینروست که بیطرفی اغلب نه از دل رنج، بلکه از دل فاصله زاده میشود؛ فاصله از خیابان، فاصله از زندان، فاصله از حذف.
تجربه قرن بیستم بهروشنی نشان داد که شر لزوما با چهرههای هیولایی ظاهر نمیشود. شر مدرن اغلب از دل عادیسازی، بوروکراسی و اطاعت خاموش بیرون میآید. هانا آرنت در تحلیل مفهوم «ابتذال شر» نشان میدهد که فجایع بزرگ تاریخی، اغلب نه محصول نفرت افراطی، بلکه نتیجه امتناع از اندیشیدن و داوری اخلاقی بودهاند. بیطرفی، در این معنا، یکی از صورتهای مدرن همان امتناع است؛ امتناع از قضاوت، از موضع، از ایستادن.
در این چارچوب، بیطرفی به شکلی از اطاعت بدون فرمان بدل میشود. کسی دستور نمیدهد، اما نتیجه همان است. کسی تهدید نمیکند، اما نظم حفظ میشود. ساختار قدرت دقیقا همینجا کار میکند: جایی که خشونت نیاز به توجیه ندارد، چون سکوت آن را طبیعی کرده است.
زبان در این میان نقش کلیدی دارد. همانطور که جورج اورول هشدار میدهد، زبان میتواند واقعیت را پنهان کند. «بیطرفی» یکی از آن واژههایی است که با ظاهر اخلاقیاش، امکان نامرئیکردن خشونت را فراهم میکند. وقتی سرکوب «حفظ نظم» نام میگیرد و اعتراض «افراطگرایی»، بیطرفی به نقابی تبدیل میشود برای فرار از نامگذاری درست امور.

در چنین شرایطی، جملههایی مانند «همه طرفین مقصرند» یا «باید صدای هر دو طرف را شنید» اغلب نه نشانه انصاف، بلکه نشانه تعلیق مسئولیت هستند. این زبان، واقعیت نابرابر را متقارن نشان میدهد و با این کار، خشونت را از مرکز تصویر بیرون میراند.
آنچه دانته و توتو، هر یک در بستر تاریخی خود، به ما یادآوری میکنند همین پیوند ناگسستنی اخلاق و سیاست است. انتخاب نکردن، خود یک انتخاب است. سکوت، خود یک موضع است. و در زمانه بحران، این موضع تقریبا همیشه به سود قدرتمندترها تمام میشود.
جامعهای که بیطرفی را به ارزش مسلط بدل میکند، نه به سوی صلح حرکت میکند و نه به سوی عقلانیت. چنین جامعهای به سمت انجماد اخلاقی میرود؛ وضعیتی که در آن ظلم عادی میشود، خشونت روزمره میگردد و مسئولیت فردی پشت جمله آشنای «من دخالتی ندارم» پنهان میشود. در این وضعیت، نه فریاد خطرناک است و نه سرکوب؛ خطر اصلی همان سکوتی است که همهچیز را قابلتحمل جلوه میدهد.
شاید به همین دلیل است که تاریخ، در نهایت، کمتر از ستمگران سؤال میپرسد. ستمگران کار خود را میکنند. پرسش اصلی تاریخ، همیشه از خاموشانِ کنار صحنه است؛ از آنان که میتوانستند ببینند، بفهمند و موضع بگیرند، اما ترجیح دادند بیطرف بمانند.

بیش از ۱۷۰ چهره هنری و فرهنگی در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان خواستار دیدار دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با شاهزاده رضا پهلوی شدند. همچنین هیات سیاسی اجرایی «گروه اقدام مشترک» (گام)، متشکل از ۳۰ گروه مدنی و سیاسی نیز قطع اینترنت را «پوششی برای جنایت علیه بشریت» توصیف کرد.
در این بیانیه که سهشنبه ۲۳ دی منتشر شد، آمده است: «ما انتظار داریم دولت آمریکا و شخص پرزیدنت ترامپ، بهعنوان قدرتمندترین سیاستمدار جهان، به وعدههای خود در حمایت از مردم ایران پایبند بمانند و در کنار ملت ایران بایستند.»
امضاکنندگان بیانیه نوشتند: «از پرزیدنت ترامپ صمیمانه درخواست میکنیم که هرچه سریعتر برای شنیدن صدای واقعی ملت ایران، با رهبر خیزش ملی آنان، شاهزاده رضا پهلوی، دیدار کنند» و افزودند: «این دیدار میتواند شفافترین و مؤثرترین مسیر برای درک خواست مردم ایران و گامی اساسی در جهت نجات آنان باشد؛ خواستی که میلیونها ایرانی در داخل و خارج کشور بر آن تاکید دارند.»
در این بیانیه همچنین از ایرانیان خارج از کشور خواسته شد تا «با تجمعات آرام و همدلانه در مقابل سفارتها و کنسولگریهای آمریکا در سراسر جهان، این پیام را بهروشنی به گوش پرزیدنت ترامپ و دیگر دولتمردان جهان برسانند که حمایت از مردم ایران، حمایت از صلح و ثبات منطقهای و جهانی و حقوق و کرامت بشر است.»
ابراهیم حامدی (ابی)، ارژنگ امیرفضلی، احسان کرمی، بابک امینی، برزو ارجمند، پژمان حدادی، پرستو صالحی، روناک یونسی، سهیل زند، شبنم طلوعی، شاهکار بینشپژوه، شاهین نجفی، شهرام آذر، حمید فرخنژاد، کاوه یغمایی، لیلا فروهر، ماندانا خضرایی، مژگان شجریان، مهناز افشار، نوشآفرین و مری اپیک از جمله امضاکنندگان بیانیه هستند.
هشدار «گروه اقدام مشترک» نسبت به وقوع فاجعه انسانی در ایران
هیات سیاسی اجرایی «گروه اقدام مشترک» (گام)، متشکل از ۳۰ گروه مدنی و سیاسی از سراسر جهان، در بیانیهای نسبت به «وقوع یک فاجعه انسانی» در ایران هشدار داد و گفت: «در حالی که اینترنت و تمامی ابزارهای ارتباطی در سراسر ایران به طور کامل قطع شده و کشور در تاریکی مطلق اطلاعاتی فرو رفته است، گزارشهای هولناک از میدانهای نبرد شهری حاکی از استفاده گسترده نیروهای امنیتی از سلاحهای جنگی علیه معترضان بیدفاع است.»
در این بیانیه، قطع اینترنت در ایران «پوششی برای جنایت علیه بشریت» توصیف شده است که جمهوری اسلامی بار دیگر با «تکرار الگوی سرکوب خونین آبان ۹۸، دسترسی بیش از ۸۰ میلیون شهروند را به شبکه جهانی قطع کرده است.»
گام این اقدام جمهوری اسلامی را «یک سلاح جنگی» برای پنهان کردن ابعاد وسیع کشتار، شکنجه و بازداشت های خودسرانه دانست و هشدار داد که هر ثانیه قطعی اینترنت، «فرصتی برای پیشروی ماشین کشتار رژیم در سکوت خبری است.»
در بیانیه بر اساس «مستندات دریافتی»، اشاره شد که نیروهای نظامی و لباس شخصی جمهوری اسلامی با یورش به بیمارستانها، ربودن مجروحان و شلیک مستقیم به سر و سینه معترضان در شهرهای مختلف، از جمله ایلام، تهران، کرج و مشهد، عملا قوانین بینالمللی و حق حیات را ملغی کردهاند.
بر اساس این گزارش، تعداد کشتهشدگان، از جمله کودکان، با سرعتی نگرانکننده در حال افزایش است.
گام از جامعه جهانی، به ویژه کشورهای دموکراتیک و نهادهای ناظر، خواستار فشار دیپلماتیک حداکثری، از طریق فراخوانی فوری سفرای کشورهای غربی از تهران و اخراج کارداران جمهوری اسلامی به عنوان اعتراض به کشتار سیستماتیک شد.
«استفاده از تمامی ابزارهای فنی و ماهوارهای برای شکستن حصار دیجیتال و برقراری ارتباط مردم ایران با جهان آزاد»، «تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن وضعیت فعلی ایران به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی و جنایت علیه بشریت» و «اعمال تحریمهای فوری علیه تمامی آمران و عاملان قطع اینترنت و فرماندهان میدانی سرکوب» از دیگر خواستهای گام هستند.
هشدار دانشگاهیان و متخصصان فناوری به نهادهای جهانی درباره قطع اینترنت در ایران
جمعی از دانشگاهیان، پژوهشگران، فعالان حقوق بشر و متخصصان فناوری در نامهای سرگشاده به اتحادیه بینالمللی مخابرات، سازمان ملل و نهادهای جهانی اینترنت هشدار دادند که حکومت ایران همزمان با اعتراضات سراسری، با قطع گسترده ارتباطات، عملا مسیر سرکوب و کشتار معترضان را هموار کرده است.
امضاکنندگان تاکید کردند که در روزهای اخیر، اینترنت بینالمللی، تلفن همراه و تلفن ثابت در بخشهای گستردهای از ایران قطع یا بهشدت مختل شده و حتی مسیرهای جایگزین ارتباطی نیز هدف قرار گرفتهاند.
به گفته امضاکنندگان نامه، این وضعیت نه یک اختلال فنی، بلکه بخشی از سازوکار سرکوب حکومتی است.
در متن نامه آمده است: «وقتی اینترنت قطع میشود، گلولهها شلیک میشوند.»
امضاکنندگان با اشاره به استانداردهای بینالمللی حقوق بشر، دسترسی به اینترنت را یک حق بنیادین دانستند و تاکید کردند که این حق نباید به ابزاری برای پنهانسازی خشونت دولتی تبدیل شود.
آنها نوشتند همانگونه که شلیک به غیرنظامیان محکوم است، قطع ارتباطاتی که مانع ثبت و گزارش این شلیکها میشود نیز باید بهعنوان نقض جدی حقوق بشر محکوم شود.
در بخش پایانی نامه، نویسندگان از نهادهای بینالمللی خواستند قطع اینترنت در ایران را بهطور رسمی بهعنوان نقض گسترده حقوق بشر به رسمیت بشناسند و با آنچه «سلاحسازی زیرساختهای ارتباطی» خواندند، مقابله کنند.
اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، آخر هفته گذشته دیداری محرمانه با شاهزاده رضا پهلوی داشته و با او درباره اعتراضات سراسری ایران گفتوگو کرده است.
این نخستین تماس سطحبالا میان دولت ترامپ و اپوزیسیون ایران از آغاز اعتراضات اخیر به شمار میرود.





