• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

خبرنگار شبکه خبری «ولت» آلمان: ترامپ باید در برابر سرکوب در ایران مداخله کند

۲۲ دی ۱۴۰۴، ۱۵:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

هانس-اولریش یورگِس، خبرنگار شبکه خبری «ولت» آلمان، با اشاره به سرکوب اعتراضات در ایران گفت امیدوار است دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، «مداخله کند» و با توجه به آنچه «خشونت شدید و دراماتیک» حکومت ایران علیه معترضان خواند، افزود ترامپ باید «آیت‌الله‌ها را بمباران کرده و از میان بردارد».

او تاکید کرد تاکنون نیز «شماری از معترضان» جان خود را از دست داده‌اند و هشدار داد این خشونت‌ها می‌تواند خونین‌تر هم بشود، چرا که به باور او، نظام حاکم برای بقای خود می‌جنگد.

یورگِس گفت وضعیت کنونی دیگر صرفا یک جنبش اعتراضی نیست، بلکه به مرحله یک انقلاب رسیده است.

به گفته او، شعارهای مردم در خیابان‌ها نشان‌دهنده این تغییر بنیادین است؛ معترضان به‌طور آشکار «مرگ بر جمهوری اسلامی» سر می‌دهند و دیگر به دنبال اصلاحات یا تغییرات جزئی نیستند. او گفت مردم ایران به‌طور کامل از این نظام خسته شده‌اند و خواهان پایان یافتن آن هستند.

این خبرنگار در پایان هشدار داد اگر غرب، به‌ویژه ایالات متحده، اجازه دهد این مقطع حساس بدون اقدام موثر از دست برود، «مرتکب یک اشتباه بزرگ تاریخی» خواهد شد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

قطع اینترنت در ایران؛ از انحصار روایت تا سرکوب «اثر گلوله‌برفی»

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

قطع اینترنت به‌دست جمهوری اسلامی یک استراتژی حساب‌شده برای کنترل ذهنیت عمومی و سرکوب اعتراضات است. این اقدام با هدف ایزوله کردن معترضان و مدیریت روایت‌های سیاسی انجام می‌شود.

۱. شکستن «اثر گلوله‌برفی» (Snowball Effect)

اثر گلوله‌برفی در جنبش‌های اجتماعی به این معناست که یک حرکت کوچک با پیوستن افراد بیشتر، به تدریج بزرگ‌تر و قدرتمندتر می‌شود. در عصر دیجیتال، این پدیده مستقیما به «تایید اجتماعی» وابسته است.

کاهش آستانه ترس: تماشای ویدیوهای حضور مردم در خیابان، حس تنهایی را از بین می‌برد و ترس را به شجاعت جمعی تبدیل می‌کند. وقتی ارتباط قطع می‌شود، فرد تصور می‌کند تنهاست و قدرت حرکت جمعی تحلیل می‌رود.

جلوگیری از هماهنگی: قطع اینترنت مانع از آن می‌شود که اعتراضات در نقاط مختلف شهر به هم پیوند بخورند. این کار حرکت را در سطح محلی نگه می‌دارد و از تبدیل شدن آن به یک بهمن سراسری جلوگیری می‌کند.

۲. گسستن زنجیره همدلی: پنهان کردن سوگواری و داغ‌دیدگی

یکی از کلیدی‌ترین اهداف خاموشی دیجیتال، جلوگیری از انتشار تصاویر سوگواری است. در فرهنگ ایران، خونِ بی‌گناه و عزاداری برای مظلوم، همواره موتور محرک تغییرات بزرگ بوده است.

انزوای غم: مقامات تلاش می‌کنند تا داغ‌دیدگی خانواده‌ها در سکوت و انزوا باقی بماند. وقتی مردم تصویر مادری داغدار یا تشییع جنازه‌ای غریبانه را نبینند، آن جرقه عاطفی که می‌تواند «خشم جمعی» ایجاد کند، کمتر شعله‌ور می‌شود.

جلوگیری از تکثیر درد: دیدن رنج هموطن باعث می‌شود کسانی که هنوز به اعتراضات نپیوسته‌اند، احساس تکلیف کنند. قطع اینترنت این پیوند عاطفی میان شهرها و محله‌ها را هدف قرار می‌دهد.

۳. انحصار روایت و میدان‌داری صدا و سیما

با قطع اینترنت جهانی، فضای اطلاع‌رسانی داخلی در اختیار رسانه‌های دولتی، به‌ویژه صدا و سیما، قرار می‌گیرد.

این انحصار به حکومت اجازه می‌دهد تا به روایت‌سازی یک‌طرفه بپردازد و در غیاب صدای شهروند-خبرنگاران، با وارونه جلوه دادن حقایق، تلاش کند تا افکار عمومی را مهندسی کند و به سرکوب‌ها وجهه قانونی ببخشد.

۴. نقش رسانه‌های خارج از کشور و شکست انحصار خبری

رسانه‌های خارج از کشور نقشی حیاتی در درهم‌شکستن این حصار اطلاعاتی ایفا می‌کنند؛ آن‌ها با دریافت و بازنشر صداها و ویدیوهای شهروند-خبرنگاران، به تریبونی برای صداهای خاموش‌شده در زمان قطع اینترنت تبدیل می‌شوند و نقشی کلیدی خواهند داشت.

صدا و سیما در حالی سعی در انحصار روایت دارد که با بحران عمیق عدم اعتماد از سوی بخش بزرگی از جامعه روبه‌روست. در واقع، پیشینه این رسانه در وارونه‌نمایی واقعیت‌ها باعث شده تا حتی در زمان خاموشی کامل اینترنت، مردم به جای پذیرش روایت‌های رسمی، به دنبال روزنه‌ای برای دسترسی به اخبار رسانه‌های مستقل و خارجی باشند.

این تقابل نشان می‌دهد که انحصار خبری در دنیای امروز دیگر با قطع‌ اینترنت به دست نمی‌آید، چرا که رسانه‌های حکومتی و در راس آن صدا‌وسیما نزد اکثریت مردم اعتباری ندارند و ضریب نفوذ رسانه‌های خارج از کشور که می‌کوشند واقعیت‌ها را بازتاب دهند، عملا تلاش‌های جمهوری اسلامی برای مهندسی افکار عمومی را با شکست مواجه خواهد کرد.

ایران در نقطه بی‌بازگشت: چرا جهان باید مداخله کند؟

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

قطع کامل اینترنت، تحویل برنامه‌ریزی‌شده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانواده‌های سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست.

آنچه در ایران می‌گذرد، پروژه‌ای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بی‌بازگشت رسیده است.

آنچه در این روزها در ایران رخ می‌دهد، صرفا خشونت حکومتی نیست؛ ما با تغییر کارکرد مرگ در منطق قدرت مواجه‌ایم. آنچه در فیلم‌های منتشر شده از کهریزک می‌بنیم، مصداق بارز کشتار جمعی‌ست، خشونت افسارگسیخته‌ای از جنس تاریک‌ترین نقاط تاریخ بشر، شبیه خونین‌ترین جنگ‌ها، و سیاه‌ترین جنایت‌هاست.

جنازه‌ها در کیسه‌های سیاه، بر خاک، حاصل تصادف نیستند. این شکل نمایش مرگ، خود پیام است.

100%

قدرتی که این جسدها را روی زمین می‌گذارد، نه فقط می‌کشد، بلکه معنا را ارادی تولید می‌کند: معنای بی‌ارزشی جان شهروندان، تعلیق انسان حتی پس از مرگ، معنای این‌که بدن معترض دیگر متعلق به خانواده، جامعه یا آیین‌های انسانی نیست، بلکه به دولت تعلق دارد تا به خیال خود، آنطور که می‌تواند تحقیرش کند.

این‌جا باید به ترتیب وقایع توجه کرد، چون ترتیب، خودِ سیاست است. اول اینترنت قطع می‌شود. نه به‌عنوان واکنش، بلکه به‌عنوان پیش‌شرط اعمال خشونت. قطع ارتباط، به معنای حذف شاهد است؛ حذف امکان همدلی جمعی و جهانی، دهن‌کجی به فشار خارجی. در این تاریکیِ عمدی، کشتن «کم‌هزینه» می‌شود.

سپس کشتار رخ می‌دهد.

و بعد، جنازه‌ها نه پنهان، بلکه آشکارا و کنترل‌شده تحویل داده می‌شوند؛ گاه با تهدید، گاه با مطالبه پول تیر، گاه مشروط به سکوت. این مرحله تصادفی نیست. این ادامه همان منطق است: مرگ هم باید مدیریت شود.

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید

ایران در نقطه بی‌بازگشت: چرا جهان باید مداخله کند؟

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۲۰:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

قطع کامل اینترنت، تحویل برنامه‌ریزی‌شده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانواده‌های سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست. آنچه در ایران می‌گذرد، پروژه‌ای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بی‌بازگشت رسیده است.

آنچه در این روزها در ایران رخ می‌دهد، صرفا خشونت حکومتی نیست؛ ما با تغییر کارکرد مرگ در منطق قدرت مواجه‌ایم. آنچه در فیلم‌های منتشر شده از کهریزک می‌بنیم، مصداق بارز کشتار جمعی‌ست، خشونت افسارگسیخته‌ای از جنس تاریک‌ترین نقاط تاریخ بشر، شبیه خونین‌ترین جنگ‌ها، و سیاه‌ترین جنایت‌هاست.

جنازه‌ها در کیسه‌های سیاه، بر خاک، حاصل تصادف نیستند. این شکل نمایش مرگ، خود پیام است.

قدرتی که این جسدها را روی زمین می‌گذارد، نه فقط می‌کشد، بلکه معنا را ارادی تولید می‌کند: معنای بی‌ارزشی جان شهروندان، تعلیق انسان حتی پس از مرگ، معنای این‌که بدن معترض دیگر متعلق به خانواده، جامعه یا آیین‌های انسانی نیست، بلکه به دولت تعلق دارد تا به خیال خود، آنطور که می‌تواند تحقیرش کند.

این‌جا باید به ترتیب وقایع توجه کرد، چون ترتیب، خودِ سیاست است. اول اینترنت قطع می‌شود. نه به‌عنوان واکنش، بلکه به‌عنوان پیش‌شرط اعمال خشونت. قطع ارتباط، به معنای حذف شاهد است؛ حذف امکان همدلی جمعی و جهانی، دهن‌کجی به فشار خارجی. در این تاریکیِ عمدی، کشتن «کم‌هزینه» می‌شود.

سپس کشتار رخ می‌دهد.
و بعد، جنازه‌ها نه پنهان، بلکه آشکارا و کنترل‌شده تحویل داده می‌شوند؛ گاه با تهدید، گاه با مطالبه پول تیر، گاه مشروط به سکوت. این مرحله تصادفی نیست. این ادامه همان منطق است: مرگ هم باید مدیریت شود.

  • منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال: انتظار می‌رود آمریکا در «هفته‌های آینده» به ایران حمله کند

    منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال: انتظار می‌رود آمریکا در «هفته‌های آینده» به ایران حمله کند

مطالبه پول تیر، اگرچه از نظر اخلاقی تکان‌دهنده است، اما از نظر تحلیلی افشاگرانه‌تر است. این مطالبه نشان می‌دهد که دولت، قتل را نه استثنا، بلکه خدمت امنیتی قابل‌ محاسبه می‌داند. گلوله هزینه دارد، و این هزینه باید از خانواده قربانی بازستانده شود. این‌جا خشونت از سطح سرکوب عبور می‌کند و به سطح تحقیر نهادینه می‌رسد؛ جایی که قربانی باید بهای مرگ خود را بپردازد.

این سیاست، فقط حذف فیزیکی معترض نیست. هدف اصلی، ویران‌کردن روان جمعی است.

تصویر جنازه‌ها، خانواده‌های سرگردان، تکیه‌دادن سرها به شانه هم، و صدای گریه… همه بخشی از یک سازوکارند: جامعه باید دچار شوک، ترس، و فروپاشی عاطفی شود: «النصر بالرعب». جامعه‌ باید در وحشت معلق نگه داشته شود، تا توان سازمان‌یابی، همبستگی و آینده‌سازی را از دست بدهد. این همان جایی است که نفرت، عامدانه در بافت اجتماعی پخش می‌شود؛ نفرت از حکومت و نفرت از همدیگر، نفرت از زندگی روزمره.

این وضعیت، آخرالزمانی است نه به‌معنای استعاری، بلکه به‌معنای دقیق نظری. آخرالزمان، لحظه‌ای است که هنجارها فرو می‌ریزند و مرگ عادی می‌شود. وقتی جسد ابزار پیام است، وقتی سوگواری کنترل می‌شود، وقتی ارتباط با جهان بیرون قطع می‌شود، ما وارد نقطه‌ای می‌شویم که بازگشت اخلاقی از آن بسیار دشوار است. این جنایت، به همین دلیل، غیرقابل بازگشت و غیرقابل گذشت است. نه به‌خاطر شدت خشونت، بلکه به‌خاطر تخریب آگاهانه امکان ترمیم.

در چنین وضعیتی، تاکید بر «راه‌حل داخلی» یا «صبر تاریخی» نوعی خود فریبی اخلاقی است. وقتی دولتی عامدانه ارتباط مردم با جهان را قطع می‌کند و سپس به کشتار دست می‌زند، این دیگر صرفا مساله حاکمیت ملی نیست؛ یک بحران انسانی است. منطق حقوق بین‌الملل و اخلاق بشردوستانه دقیقا برای همین لحظات طراحی شده است: لحظاتی که دولت، خود به منبع تهدید برای جان شهروندانش بدل می‌شود.

100%

دخالت بین‌المللی در این‌جا به‌معنای جنگ یا اشغال نیست؛ به‌معنای شکستن محاصره اطلاعاتی، حفاظت از غیرنظامیان، و ایجاد سازوکار پاسخگویی است. بی‌عملی جهان، نه بی‌طرفی، بلکه مشارکت منفعلانه در استمرار خشونت است.

و در نهایت، مسئولیت را نمی‌توان در مه ساختار گم کرد و تقلیل داد، این سیاستِ مرگ، بدون اراده در رأس، ممکن نیست. این جنایت، جنایت خامنه‌ای است؛ نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان تحلیل مسئولیت سیاسی. نظامی که سال‌هاست بقا را بر حذف، تحقیر و ارعاب بنا کرده، در این نقطه به نهایت منطق خود رسیده است.

این متن برای ثبت یک حقیقت نوشته شده است: این‌جا دیگر فقط انسان‌ها کشته نمی‌شوند؛ امکان زندگی جمعی، اعتماد و آینده نیز به گلوله بسته شده است.

و این، چیزی نیست که جهان بتواند از کنار آن عبور کند.

فوربس: دومین حمله نظامی ترامپ علیه حکومت ایران چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

نشریه فوربس گزارش داد که دونالد ترامپ، ريیس‌جمهوری آمریکا، پس از دریافت توضیحات محرمانه درباره گزینه‌های نظامی علیه ایران، همچنان در حال بررسی این است که آیا حمله‌ای تازه می‌تواند توازن قوا را به سود اعتراض‌های گسترده اما کم‌سلاح مردم ایران تغییر دهد یا نه.

به گزارش فوربس، ترامپ طی بیش از یک هفته گذشته بارها هشدار داده که در صورت تداوم سرکوب خونین معترضان در ایران، ارتش آمریکا بار دیگر وارد عمل خواهد شد.

فوربس نوشت ترامپ در روزهای اخیر در جریان مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی قرار گرفته، از جمله سناریوهایی که می‌تواند شامل حملات محدود و هدفمند باشد، هرچند هنوز تصمیم نهایی برای صدور دستور حمله اتخاذ نشده است.

100%

این در حالی است که منابع آگاه یک‌شنبه ۲۱ دی به ایران‌اینترنشنال خبر دادند انتظار می‌رود آمریکا «طی هفته‌های آینده» ایران را هدف قرار دهد.

این منابع گفتند در هفته گذشته، تجهیزات نظامی زیادی به خاورمیانه منتقل شده است و این روند در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

بر اساس گزارش فوربس، اعتراض‌های کنونی که از اواخر دسامبر و در پی بحران شدید اقتصادی آغاز شد، به‌سرعت به یک خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نظامی که از سال ۱۳۵۷ بر ایران حکومت می‌کند.

فوربس تاکید می‌کند که هشدار اولیه ترامپ به تهران، ساعاتی پیش از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، متحد نزدیک حکومت ایران، مطرح شد.

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید

فوربس: دومین حمله نظامی ترامپ علیه حکومت ایران چه شکلی می‌تواند داشته باشد؟

۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

نشریه فوربس گزارش داده است که دونالد ترامپ، ريیس‌جمهوری آمریکا، پس از دریافت توضیحات محرمانه درباره گزینه‌های نظامی علیه ایران، همچنان در حال بررسی این است که آیا حمله‌ای تازه می‌تواند توازن قوا را به سود اعتراض‌های گسترده اما کم‌سلاح مردم ایران تغییر دهد یا نه.

به گزارش فوربس، ترامپ طی بیش از یک هفته گذشته بارها هشدار داده است که در صورت تداوم سرکوب خونین معترضان در ایران، ارتش آمریکا بار دیگر وارد عمل خواهد شد. فوربس می‌نویسد ترامپ در روزهای اخیر در جریان مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی قرار گرفته، از جمله سناریوهایی که می‌تواند شامل حملات محدود و هدفمند باشد، هرچند هنوز تصمیم نهایی برای صدور دستور حمله اتخاذ نشده است.

این در حالی است که منابع آگاه یک‌شنبه ۲۱ دی به ایران‌اینترنشنال خبر دادند انتظار می‌رود آمریکا «طی هفته‌های آینده» ایران را هدف قرار دهد. این منابع گفتند در هفته گذشته، تجهیزات نظامی زیادی به خاورمیانه منتقل شده است و این روند در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

بر اساس گزارش فوربس، اعتراض‌های کنونی که از اواخر دسامبر و در پی بحران شدید اقتصادی آغاز شد، به‌سرعت به یک خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نظامی که از سال ۱۳۵۷ بر ایران حکومت می‌کند. فوربس تاکید می‌کند که هشدار اولیه ترامپ به تهران، ساعاتی پیش از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، متحد نزدیک حکومت ایران، مطرح شد.

  • منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال: انتظار می‌رود آمریکا در «هفته‌های آینده» به ایران حمله کند

    منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال: انتظار می‌رود آمریکا در «هفته‌های آینده» به ایران حمله کند

فوربس می‌نویسد حکومت ایران در واکنش به اعتراض‌ها صدها نفر—و به‌گفته برخی منابع حتی هزاران نفر—را کشته و هم‌زمان با قطع کامل اینترنت و ارتباطات، تلاش کرده است ابعاد سرکوب را پنهان کند؛ اقدامی که به باور نویسنده، یادآور الگوی سرکوب رژیم بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۱۱ است. در این چارچوب، به نوشته فوربس، «خط قرمز» اعلام‌شده از سوی ترامپ درباره کشتن معترضان مسالمت‌جو عملاً نقض شده است.

این گزارش به تهدیدهای متقابل تهران نیز اشاره می‌کند و می‌نویسد مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که هرگونه حمله آمریکا با هدف قرار دادن پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد. در همین حال، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اعتراض‌ها را به «خرابکاران» نسبت داده و دادستان کل حکومت ایران مشارکت در اعتراض‌ها را مصداق «دشمنی با خدا» دانسته است؛ تعبیری که فوربس آن را یادآور اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۶۷ توصیف می‌کند.

به نوشته فوربس، ترامپ تاکید کرده است که هرگونه اقدام نظامی احتمالی بدون اعزام نیروی زمینی خواهد بود؛ موضوعی که احتمال تکرار الگوی حملات محدود پیشین را تقویت می‌کند. این نشریه به عملیات «چکش نیمه‌شب» در پایان جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در خرداد سال جاری اشاره می‌کند؛ عملیاتی که طی آن آمریکا با بمب‌افکن‌های بی‌۲ تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد و پس از پاسخ محدود تهران، دو طرف تنش‌زدایی کردند.

بر اساس این گزارش، یکی از گزینه‌های مورد بحث می‌تواند هدف قرار دادن نیروهای امنیتی مسئول کشتار معترضان باشد، اما مقام‌های آمریکایی نگران‌اند چنین اقدامی به زنجیره‌ای از حملات تلافی‌جویانه علیه نیروها و دیپلمات‌های آمریکا در منطقه منجر شود.

فوربس همچنین می‌نویسد در حال حاضر نشانه‌ای از تصمیم ترامپ برای هدف قرار دادن مستقیم خامنه‌ای وجود ندارد، هرچند او پیش‌تر گفته بود از محل اختفای رهبر جمهوری اسلامی آگاه است و هشدار داده بود که «صبر آمریکا رو به پایان است». به باور نویسنده، اگر کشتار معترضان ادامه یابد، دامنه گزینه‌های روی میز می‌تواند گسترش پیدا کند.

در بخش دیگری از گزارش به نقش شاهزاده رضا پهلوی اشاره شده است؛ چهره‌ای که از معترضان خواسته است تنها به حضور خیابانی بسنده نکنند و برای در اختیار گرفتن مراکز شهری آماده شوند. فوربس تاکید می‌کند که حتی حملات هوایی محدود آمریکا ممکن است به‌تنهایی برای پیروزی معترضان کافی نباشد، به‌ویژه با توجه به قدرت آتش سپاه پاسداران نسبت به ارتش متعارف ایران.

این گزارش در جمع‌بندی می‌نویسد که هرچند بعید به نظر می‌رسد ترامپ به یک مداخله طولانی و پرهزینه تن دهد، اما با توجه به تشدید سرکوب در ایران و افزایش فشار سیاسی بر واشینگتن، کنار گذاشتن هیچ‌یک از گزینه‌ها در این مقطع زودهنگام نخواهد بود.