اتحادیه اروپا با مردم ایران و مطالبات مشروع آنان ابراز همبستگی کرد

اتحادیه اروپا جمعه ۱۹ دی در بیانیهای با ابراز همبستگی با مردم ایران و مطالبات مشروع آنها برای زندگی بهتر، آزادی و کرامت، اعلام کرد وضعیت ایران را با نگرانی جدی دنبال میکند.

اتحادیه اروپا جمعه ۱۹ دی در بیانیهای با ابراز همبستگی با مردم ایران و مطالبات مشروع آنها برای زندگی بهتر، آزادی و کرامت، اعلام کرد وضعیت ایران را با نگرانی جدی دنبال میکند.
اتحادیه اروپا ضمن محکوم کردن استفاده از خشونت، بازداشتهای خودسرانه و اقدامات تهدیدآمیز نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی علیه معترضان، خواستار آزادسازی فوری همه کسانی شد که بیگناه هستند و تنها بهخاطر اعمال حقوق بنیادین خود بازداشت شدهاند.
در این بیانیه از مقامات جمهوری اسلامی خواسته شد که به تعهدات بینالمللی خود احترام بگذارند و حقوق آزادی بیان، آزادی تجمع مسالمتآمیز و آزادی انجمنها را بهطور کامل رعایت کنند.
اتحادیه اروپا همچنین تأکید کرد باید دسترسی به اطلاعات تضمین شود و خواستار آن شد که اینترنت برای همه دوباره برقرار شود تا مردم بتوانند آزادانه به اطلاعات دسترسی داشته باشند.







در سیزدهمین روز اعتراضات سراسری، هنگامی که خیابانها دیگر تنها صحنه رویارویی نیستند، جمهوری اسلامی نشانهای آشکار از عمیقترین هراس خود بروز داده است: تردید در وفاداری نیروهای مسلح.
هشدار کمسابقه سپاه پاسداران درباره «محاکمه و برخورد قاطع» با هرگونه نافرمانی در پادگانها نشان میدهد که بحران از سطح اعتراض مردمی عبور کرده و به قلب دستگاه بقا رسیده است؛ جایی که تصمیم ارتش میتواند مسیر آینده ایران را برای دههها تغییر دهد.
در حالی که ایران وارد فاز گستردهتر از اعتراضات سراسری شده و جمهوری اسلامی یکی از حساسترین بزنگاههای سیاسی خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ را تجربه میکند، نشانهها حاکی از آن است که نگرانی حاکمیت صرف خیابانها، اعتصابها یا شعارها نیست؛ بلکه در عمل وفاداری نیروهایی که بقای نظام به آنها گره خورده است، میتواند تشویشی بزرگ محسوب شود.
صدور بیانیه تند سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در روز جمعه، که در آن هرگونه «سرپیچی، ترک خدمت یا نافرمانی» در میان نیروهای نظامی با «محاکمه و برخورد قاطع» مواجه خواهد شد، دقیقا از همین نقطه ضعف پرده برمیدارد.
حکومتها زمانی زبان تهدید را به درون پادگانها میبرند که مطمئن نیستند دستورها در لحظه بحران اجرا خواهد شد. تجربه تاریخی نشان میدهد که چنین هشدارهایی نه نشانه اقتدار، بلکه علامت تزلزل است. بدون شک اگر وفاداری نیروهای مسلح بدیهی و تضمینشده بود، نیازی به این سطح از هشدار علنی وجود نداشت.
همانطور که در مقاله تحلیلی رسانه هیل در گزارشی تحت عنوان «ارتش ایران ممکن است از رژیم جدا شود» آمده، ایران امروز، به نقطهای نزدیک شده که از زمان انقلاب بیسابقه است. سقوط شدید ارزش ریال، کمبودهای گسترده آب و برق، فلجشدن اقتصاد روزمره و انسداد کامل اصلاحات سیاسی، جامعه را به مرحلهای رسانده که ترس دیگر ابزار کارآمدی برای حکومت نیست. اعتراضات گذشته ممکن بود سرنگونی به همراه نداشتهاند، اما یک دستاورد تعیینکننده داشتهاند: فرسایش قدرت در نظام و افزایش همگرایی در مردم.

در چنین شرایطی، نقش ارتش و نیروهای مسلح تعیینکننده میشود. برخلاف سپاه پاسداران که هویت و منافعش بهطور مستقیم با بقای جمهوری اسلامی گره خورده، ارتش نهادی قدیمیتر است؛ نهادی که پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته و از نظر ساختاری و فرهنگی، کمتر ایدئولوژیک و بیشتر متکی بر مفهوم کلاسیک دفاع از کشور است. همین تفاوت است که امروز برای حاکمیت نگرانکننده شده است.
برای دههها، یک توافق نانوشته برقرار بود: ارتش سکوت کند و سپاه سرکوب داخلی را بر عهده بگیرد. این الگو در اعتراضات مختلف، از دی ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱، کموبیش تکرار شد. اما استمرار بحران اقتصادی و تداوم اعتراضات، این معادله را فرسوده کرده است. وقتی سربازان وظیفه از خانوادههایی میآیند که خودشان در صف نان و دارو ایستادهاند، وفاداری دیگر یک دستور ساده نیست؛ یک انتخاب اخلاقی و وجودی است.
حاکمیت این را میداند. هشدار اخیر سپاه بیش از آنکه برای مهار نافرمانی باشد، تلاشی برای پیشگیری از آن است. تجربههای تاریخی نشان میدهد که رژیمهای اقتدارگرا درست در همین نقطه میشکنند: زمانی که مردم به خیابان میآیند و نیروهای مسلح به این نتیجه میرسند که ادامه وضع موجود، برای کشور، خطرناکتر از تغییر است.
رومانی در سال ۱۹۸۹ نمونهای کلاسیک است. تصاویر چائوشسکو در حافظه جمعی مانده، اما آنچه دیکتاتوری را پایان داد، تصمیم ارتش برای توقف تیراندازی بود. در مصر ۲۰۱۱ نیز، میدان التحریر نماد اعتراض شد، اما سقوط مبارک زمانی قطعی شد که ژنرالها به این جمعبندی رسیدند که حفظ او برای بقای دولت و منافع خودشان پرهزینهتر از کنار گذاشتنش است.
ایران امروز در وضعیتی مشابه قرار دارد، با این تفاوت که یک تجربه تلخ تاریخی نیز بر دوش ارتش سنگینی میکند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، صدها افسر ارتش در دادگاههای شتابزده اعدام شدند. ارتش آن زمان، به امید جلوگیری از جنگ داخلی و حفظ ثبات، سکوت کرد. آن سکوت، نهتنها ارتش را نجات نداد، بلکه به پاکسازی، تحقیر ساختاری و تبدیل آن به نهادی حاشیهای زیر سایه سپاه انجامید. بدون شک این حافظه نهادی هنوز زنده است.
امروز، پرسش اصلی برای سران جمهوری اسلامی این است که با تداوم اعتراض مردم؛ ارتش و نیروهای مسلح چه زمانی به این انقلاب میپیوندند. البته پیوستن ارتش به مردم به معنای دموکراسی فوری شاید نباشد و نباید آن را رمانتیک کرد. اما میتواند یک اثر قطعی و روشن داشته باشد: شکستن توهم تداوم جمهوری اسلامی. نظامی که بقایش بر این تصور بنا شده که هیچ بدیلی درون ساختار قدرت وجود ندارد، چرا که برای حفظ اقتدار یک جریان الیگارش هر نیروی نظامی وفادار به میهن پیشتر قلع و قمع شده است.
هشدار سپاه نشان میدهد که این شکاف دیگر یک فرض نظری نیست؛ یک نگرانی واقعی است. اکنون، ارتش ایران با انتخابی تاریخی روبهروست: تکرار سکوتی که یکبار در سال ۱۳۵۷ هزینهاش را کشور پرداخته، یا ایفای نقشی که شاید آخرین فرصت برای جبران دههها انفعال و جلوگیری از فروغلتیدن ایران به چرخهای طولانیتر از خشونت و فروپاشی باشد.

در پی تشدید بحران ارزی و گسترش اعتراضات سراسری در ایران، تحلیلها در رسانههای غربی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در یکی از شکنندهترین مقاطع حیات خود قرار گرفته؛ وضعیتی که میتواند آینده این نظام را بهطور جدی تحت تاثیر قرار دهد.
به نوشته فارینپالیسی، بحران عمیق اقتصادی و سقوط بیسابقه ارزش پول ملی ایران در هفتههای اخیر، به شکلگیری بزرگترین موج اعتراضات علیه جمهوری اسلامی از زمان سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ انجامیده است.
فارینپالیسی مینویسد این اعتراضات در شرایطی رخ میدهد که حکومت ایران، هم در داخل و هم در سطح منطقهای، ضعیفتر از هر زمان دیگری از زمان تاسیس خود در سال ۱۳۵۸ به نظر میرسد.
بر اساس این تحلیل، شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه، از حزبالله لبنان تا حکومت بشار اسد در سوریه، بهشدت تضعیف شدهاند و توان موشکی ایران نیز در جریان جنگ ۱۲روزه با اسرائیل ضربه قابل توجهی خورده است.
همزمان، کمبود گسترده آب، خاموشیهای برق، تورم افسارگسیخته و افزایش فقر، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را با بحران مواجه کرده است؛ بحرانی که اکنون به خیابانها کشیده شده است.
فارینپالیسی جرقه اصلی اعتراضات اخیر را به مناقشه بر سر حذف نرخ ترجیحی ارز نسبت میدهد؛ نرخی که سالها بهعنوان ابزاری برای توزیع رانت در اختیار شبکههای نزدیک به حکومت بوده است.
به نوشته این نشریه، پیشنهاد دولت برای حذف این نرخ، در شرایطی که هیچ جایگزین شفافی ارائه نشده بود، به وحشت ارزی، جهش قیمتها و اعتصابهای گسترده در بازار بزرگ تهران و دیگر شهرها انجامید.
اعتصاب بازاریان، از نگاه ناظران، اهمیت نمادین ویژهای دارد؛ چرا که بازار در انقلاب ۱۳۵۷ نقشی کلیدی ایفا کرده بود.
در ادامه گزارش آمده است که برخلاف دورههای پیشین، اینبار تنها کسبه خرد یا اقشار کمدرآمد به اعتراضات نپیوستهاند، بلکه بخشهایی از طبقه متوسط و حتی متوسطِ روبهبالا نیز که پیشتر حامی ثبات بودند، اکنون زیر فشار اقتصادی به معترضان پیوستهاند.
روایتهایی از ناتوانی خانوادهها در تامین ابتداییترین اقلام غذایی، از جمله گوشت و مرغ، به نمادی از فروپاشی معیشتی بدل شده است.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که اعتراضات کنونی لزوما به معنای فروپاشی قریبالوقوع حکومت نیست. نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنان توان سرکوب گسترده را در اختیار دارند و انتصاب چهرههایی چون احمد وحیدی در ساختار فرماندهی سپاه، نشانهای از آمادگی نظام برای تشدید برخوردها تلقی میشود.
همزمان، دستگاه قضایی نیز با صدور هشدارهای صریح، پیام روشنی درباره «عدم مدارا» با معترضان ارسال کرده است.
این نشریه در عین حال به شکافها در میان مخالفان حکومت اشاره میکندو مینویسد، اپوزیسیون ایران بیش از پیش دچار تفرقه شده و اختلافات میان جریانهای سلطنتطلب و دیگر گروههای مخالف، مانعی جدی بر سر راه شکلگیری یک رهبری منسجم به شمار میرود.
در چنین فضایی، خشم عمومی فراوان است، اما هماهنگی و سازماندهی، همچنان کمیاب باقی مانده است.
در بخش دیگری از گزارش، واکنشهای بینالمللی، بهویژه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مورد توجه قرار گرفته است.
تهدیدهای ترامپ درباره واکنش شدید در صورت سرکوب خونین معترضان بر محاسبات تهران سایه انداخته، هرچند بسیاری از ایرانیان نسبت به هرگونه «تغییر از بیرون» بدبین هستند و خواهان گسستی واقعی از ساختار کنونی قدرتاند.
فارینپالیسی در جمعبندی مینویسد جمهوری اسلامی امروز در ضعیفترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، اما ضعف لزوما به معنای سقوط فوری نیست.
آینده این نظام، به توان معترضان برای تداوم اعتراضات، گسترش اعتصابها، ارائه چشماندازی روشن برای «روز بعد» و شکستن ائتلافهای اقتصادی و امنیتی حاکم بستگی دارد؛ مسیری که به باور نویسنده فارینپالیسی هنوز با موانع جدی روبهرو است.

روزنامه بریتانیایی تلگراف به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت که علی خامنهای سرنوشت خود را به سپاه پاسداران سپرده و به آنها دستور داده است که سطح آمادگی خود را به میزانی حتی «حتی بالاتر از جنگ ۱۲روزه» افزایش دهد.
این روزنامه در گزارشی تفصیلی درباره انقلاب ملی جاری در ایران که جمعه ۱۹ دی منتشر شد، به نقل از همین مقام ارشد افزود: «رهبر ارتباط نزدیکتری با سپاه دارد تا با ارتش یا پلیس، زیرا معتقد است احتمال ریزش در سپاه تقریبا صفر است، در حالی که در دیگر نهادها پیشتر چنین اتفاقی افتاده است. او سرنوشت خود را به دست سپاه سپرده است.»
یک مقام دیگر جمهوری اسلامی نیز به این رسانه گفت: «رهبر تهران را ترک نخواهد کرد، حتی اگر بمبافکنهای بی-۵۲ بالای سرش پرواز کنند.»
این مقام افزود: «شهرهای موشکی زیرزمینی سپاه که در جنگ ۱۲روزه دستنخورده باقی ماندند، همگی در آمادهباش کامل هستند. اینبار شرایط کاملا متفاوت خواهد بود.»
تلگراف نوشته است که مقامهای جمهوری اسلامی اصرار دارند که خامنهای هیچ برنامهای برای ترک ایران ندارد و به گفته نزدیکانش «ادعاهای مرتبط با برنامه او برای ترک کشور» به شخصیت او شبیه نیست.
به گزارش این رسانه بریتانیایی، سپاه پاسداران از سال ۲۰۱۵ تاکنون از چهار شهر موشکی زیرزمینی رونمایی کرده است. گمان میرود بخشهایی از این پایگاههای محرمانه در غرب ایران قرار داشته باشد تا امکان حمله احتمالی به اسرائیل فراهم شود.
یکی از مقامهای جمهوری اسلامی در گفتوگو با تلگراف «احساس تهدید» در حاکمیت را بیسابقه خواند و تاکید کرد که در حال حاضر نگرانی اصلی حکومت اعتراضات نیست، «تهدیدهای دونالد ترامپ» است.
او افزود: «ما دیدهایم که او در ونزوئلا چه کرد. اما آن سناریوهای سینمایی در اینجا [ایران] صدق نمیکند. آنچه در ونزوئلا رخ داد معترضان را جسورتر کرده است. برای نخستینبار، آنها واقعا باور دارند که تغییر بزرگ ممکن است.»

در میانه گسترش خیزش ملی ایرانیان، نشریه آتلانتیک نوشته است که تضعیف همزمان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، فرصتی کمسابقه برای تغییر ایجاد کرده؛ فرصتی که به باور این نشریه، میتواند با تصمیمهای سریع و قاطع آمریکا به نقطه عطفی تاریخی تبدیل شود.
نشریه آتلانتیک، در تحلیلی که به تحولات اخیر ایران اختصاص یافته، نوشته اعتراضات کنونی در شرایطی جریان دارد که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری از زمان تاسیس خود در سال ۱۳۵۸، هم در داخل کشور فرسوده و هم در برابر فشار خارجی آسیبپذیر شده است.
آتلانتیک تاکید میکند که این وضعیت، امکان فروپاشی حکومت علی خامنهای را از یک سناریوی نظری به یک احتمال واقعی نزدیک کرده است.
آتلانتیک با اشاره به ویدیویی از اعتراضات بروجرد مینویسد زنی میانسال که در کنار دیگر معترضان راهپیمایی میکرد، با وجود خونآلود بودن صورتش فریاد میزد که «نمیترسم» و «۴۷ سال است که مردهام».
به نوشته این نشریه، این جمله بازتاب احساس مشترک بخش بزرگی از معترضان است؛ مردمی که پس از نزدیک به نیم قرن حاکمیت دینی، خود را در آستانه نوعی تولد دوباره ملی میبینند.
در این تحلیل آمده است که ایران در دو دهه گذشته بارها شاهد اعتراضات گسترده بوده؛ از جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ گرفته تا اعتراضات بنزین در ۱۳۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱.
هرچند همه این موجها با سرکوب شدید مواجه شدند، اما به باور تحلیلگران آتلانتیک، تفاوت اعتراضات امروز در بستر آن است: حکومت نهتنها با بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی روبهروست، بلکه همزمان تحت فشار بیسابقه خارجی قرار دارد.
نشریه آتلانتیک مینویسد در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی با تحریمهای سنگین، فشار دیپلماتیک و در نهایت اقدام نظامی مستقیم روبهرو شد؛ از جمله مشارکت آمریکا در مرحله پایانی حملات اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در خرداد ۱۴۰۴.
نتیجه این روند، به گفته نویسندگان، تضعیف جدی پایههای اقتصادی و امنیتی حکومت بوده است.
با این حال، آتلانتیک هشدار میدهد که نباید تصور کرد این افول بهخودیخود به سرنگونی منجر میشود، چرا که حکومت ایران بارها نشان داده برای بقا به خشونت گسترده متوسل میشود.
این نشریه تاکید میکند سیاست «فشار حداکثری» تنها زمانی میتواند به تغییر واقعی منجر شود که با «حمایت حداکثری» از اعتراضات داخلی همراه شود.
آتلانتیک مینویسد حضور میلیونها نفر در خیابانها، امکان تغییر حکومت را بدون تکرار تجربههای پرهزینه اشغال نظامی در عراق و افغانستان فراهم کرده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که ایالات متحده باید از اقداماتی که ناخواسته به تبلیغات جمهوری اسلامی کمک میکند پرهیز کند؛ از جمله استفاده از ادبیاتی که اعتراضات را به «آشوب» تقلیل میدهد یا باز کردن دوباره مسیر مذاکراتی که حکومت از آن برای خرید زمان استفاده میکند.
به باور آتلانتیک، پیامهای صریح درباره حمایت از مردم و هشدار به حکومت در برابر سرکوب، نقش مهمی در تضعیف ترس و تقویت روحیه معترضان دارد.
این نشریه همچنین بر ضرورت تشدید فشار اقتصادی تاکید کرده و مینویسد بخش انرژی ایران، شریان اصلی تامین مالی سرکوب است و باید بیش از گذشته محدود شود.
آتلانتیک افزوده است که قطع دسترسی حکومت به منابع مالی، بهطور مستقیم توان نیروهای امنیتی را کاهش میدهد.
در پایان، آتلانتیک نتیجه میگیرد که حتی اگر موج فعلی اعتراضات فروکش کند، بحرانهای ساختاری حلنشده باقی خواهد ماند.
به نوشته این نشریه، هر اعتراض تازه در ایران از نقطه توقف موج قبلی آغاز میشود و به همین دلیل، «فوران بعدی» نه یک احتمال دور، بلکه مسالهای اجتنابناپذیر در آینده نزدیک است.

همزمان با ادامه خیزش ملی ایرانیان، واینت نوشته که تحلیلها نشان میدهد موج کنونی ناآرامیها اگرچه هنوز به نقطه سرنوشتساز نرسیده، اما در بستری کمسابقه و شکننده برای جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
پایگاه خبری واینت، جمعه ۱۹ دیماه، در تحلیلی با عنوان «آزمون تهران» نوشت اعتراضات جاری نخستین موج ناآرامیها در ایران پس از جنگ اخیر و عملیات موسوم به «طلوع شیران» است، عملیاتی که به گفته ناظران، ضربههایی بیسابقه به ساختار قدرت جمهوری اسلامی وارد کرده است.
واینت تاکید کرده این اعتراضات همزمان با دوره تازه ریاستجمهوری دونالد ترامپ در آمریکا رخ داده؛ رییسجمهوری که بهنوشته این رسانه، در تهران بهعنوان سیاستمداری شناخته میشود که بخشی از تهدیدهایش را عملی میکند.
این گزارش میافزاید بحران عمیق اقتصادی، عامل اصلی خشم عمومی توصیف شده؛ بحرانی که با تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول ملی و فروپاشی خدمات پایه همراه است.
واینت رسیدن نرخ دلار به حدود یکونیم میلیون ریال را نشانهای روشن از بنبست اقتصادی دانسته است.
به نوشته این رسانه، بحران آب و مشکلات زیستمحیطی، بهویژه در تهران، به نماد ناکارآمدی حکومت تبدیل شده و حتی طرحهایی مانند جابهجایی پایتخت نیز مطرح شده است.
همزمان، تجربه تاریخی نشان میدهد اعتراضات اقتصادی در ایران بهندرت در همین سطح باقی میماند و بهسرعت به مطالبات سیاسی گسترش مییابد؛ روندی که اکنون نیز با شعارهای مستقیم علیه علی خامنهای قابل مشاهده است.
واینت تاکید میکند حکومت تلاش کرده با وعدههایی مانند پرداختهای نقدی محدود و کاهش قیمتها، دامنه اعتراضات را مهار کند، اما این اقدامات در برابر عمق بحران، تاثیر محسوسی نداشته است.
با این حال، کارشناسانی که این رسانه به آنها استناد کرده، نبود رهبری سازمانیافته و ساختار منسجم مخالفان را مانع اصلی تغییر بنیادین میدانند.
در ادامه این تحلیل آمده است که جمهوری اسلامی اکنون با همزمانی تهدیدهای داخلی و خارجی روبهروست؛ وضعیتی که پیشتر تجربه نکرده بود.
با این حال، واینت مینویسد حکومت از پیامدهای هرگونه ماجراجویی خارجی آگاه است و میداند چنین اقدامی میتواند به ضربهای تعیینکننده منجر شود.
جمعبندی این گزارش آن است که حتی در صورت فروکش کردن موج کنونی، زمینههای نارضایتی همچنان باقی خواهد ماند.
به نوشته واینت، هر اعتراض تازه از نقطه پایان اعتراض قبلی آغاز میشود و به همین دلیل، فوران بعدی نه یک احتمال دور، بلکه مسالهای اجتنابناپذیر است.