سازمان حقوق بشری ههنگاو اعلام کرد: «خشونت دولتی در مواجه با معترضین لردگان در استان چهارمحال و بختیاری در اعتراضات چهارشنبه ۱۷ دی، بسیار شدید بوده است.»
این سازمان حقوق بشری نوشت: «شهروندان هدف مستقیم تیراندازی نیروهای سرکوبگر» قرار گرفتهاند و «چندین شهروند» کشته شدهاند.
ههنگاو با استناد به «ویدیوهای دریافتی» نوشت که آنها «نشاندهنده عمق خشونت دولتی در مواجهه با این اعتراضات» هستند.

پس از تحولات اخیر ونزوئلا، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح شده است که آیا میتوان الگوی مشابهی را در ایران پیاده کرد؟ یعنی بدون فروپاشی کامل نظام، راس قدرت تغییر کند، چهرهای جدید با ظاهری معتدلتر روی کار بیاید و جهان نیز با این نسخه جدید جمهوری اسلامی کنار بیاید.
این همان چیزی است که از آن بهعنوان «ظهور بناپارت» یا «پوستاندازی نظام» یاد میشود؛ تغییر ظاهر جمهوری اسلامی، حذف لایههای تندرو و تحویل آن به افرادی معتدلتر در درون نظام!
در سیاست هیچ چیزی ناممکن نیست اما یک مشکل کوچک این وسط وجود دارد: ایران، ونزوئلا نیست.
در ونزوئلا، گرچه فساد ساختاری، رانتخواری و انحصار قدرت وجود دارد، اما ماهیت نظام سیاسی آن، امنیتی–ایدئولوژیک و فراملیتی به معنای جمهوری اسلامی نیست. در ونزوئلا با یک حکومت عمدتاً مافیایی طرف هستیم که میتواند در صورت تغییر موازنه قدرت، وفاداریها و ائتلافهایش را بازتعریف کند.
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته یک ماشین قدرت امنیتی–ایدئولوژیک پیچیده ساخته که قلب آن در سپاه پاسداران و شبکههای وابسته به آن میتپد. این ماشین، فقط ابزارِ نظام نیست؛ خودِ نظام است. سپاه، نیروی قدس، نهادهای اطلاعاتی موازی و شبکهای از گروههای نیابتی در چند کشور منطقه، درهمتنیدهترین ساختار قدرت را شکل دادهاند. مشکل جهان با پوسته جمهوری اسلامی نیست که با «پوستاندازی» حل شود.
با رفتن خامنهای، فرهنگ سازمانی جمهوری اسلامی از میان نمیرود. میراث این نظام فقط شخص رهبر و حلقه نزدیک به او نیست که با مرگ یا برکناریاش پاک شود. در دل جمهوری اسلامی، طی چهار دهه یک ساختار سلسلهمراتبی شکل گرفته که هزاران نفر را در سطوح مختلف سپاه، نهادهای امنیتی و مجموعههای وابسته درگیر کرده است. این افراد با شبکهای از نیروهای همسو در کشورهایی چون عراق، سوریه، لبنان، یمن، افغانستان و پاکستان همکاری عملیاتی داشتهاند و در میدان جنگ، مذاکره و مدیریت بحرانهای مشترک مشارکت کردهاند.

بخشی دیگر از همین بدنه، سالها بر روی برنامههای موشکی و هستهای کار کرده و پیرامون آن دانش، تجربه و منافع سازمانی ساخته است. این مجموعه، حاصل «زندگی سیاسی و امنیتی مشترک» است؛ شبکهای که در آن روابط، اعتمادها و منافع لایهلایه شکل گرفته، انباشته شده و در طول سالها تثبیت شده است.
چنین شبکهای با رفتن یک نفر یا یک گروه فرو نمیپاشد. نه شبکههای نیابتی در منطقه بهصرف تغییر راس هرم از کار میافتند، نه ساختارهای چندلایهای که روی برنامههای موشکی و هستهای کار کردهاند ناگهان متوقف میشوند. روابط و منافع امنیتیای که طی دههها ساخته شده، با «پوستاندازی» در راس قدرت دود نمیشود؛ بلکه بهصورت طبیعی، خود را بازتولید میکند و مسیر پیشین را، با اندکی کم و کاست، ادامه میدهد.
در جمهوری اسلامی، فردِ اول فقط نوک یک هرم گسترده است. هرم قدرت بهگونهای طراحی شده که حتی با جابهجایی او، منطق عمل نظام ثابت میماند.
این منطق بر چند اصل بنیادین استوار است:
توسعه برنامه هستهای
توسعه توان موشکی و پهپادی
حفظ و گسترش شبکههای نیابتی در منطقه
تعریف هویت سیاسی در تقابل با غرب و آمریکا
ترجیح امنیت ساختاری بر هر نوع اصلاح سیاسی
اینها تاکتیکهای قابلچانهزنی نیستند؛ ستونهای بقا و ذات جمهوری اسلامیاند. تکیه بر هر کسی از درون این نظام، به سودای اجرای سناریوی «پوستاندازی» یعنی پاک کردن خون با خون.
تصور «سردارِ معتدل» یا «رهبر اهل معامله» در قامت یک «بناپارت» که بیاید و رفتار آن را دگرگون کند، بیشتر شبیه یک رویای سیاسی است تا یک احتمال عملی. هر فردی از درون این ساختار که در راس این ساختار قرار بگیرد، لاجرم در چارچوب همین ساختار حرکت خواهد کرد.
مقایسه ایران با ونزوئلا، مقایسه دو ساختار ناهمسان است. در ونزوئلا میتوان ائتلافها را تغییر داد و ساختار را حفظ کرد. در ایران، خودِ ساختار، منبع بحران است. ظرف و مظروفِ جمهوری اسلامی، یکی است. بنابراین، سناریوی «پوستاندازی» مساله را حل نمیکند.
مشکل مردم ایران و جهان با جمهوری اسلامی، با تعویض چهره حل نمیشود. افرادی که این نظام را ساختهاند، بحران را بازتولید خواهند کرد. تنها زمانی میتوان از حل پایدار مساله سخن گفت که این ساختار، جای خود را به نظم و بازیگرانی با ماهیت متفاوت بدهد.
واکنشهای مسئولان نظام به اعتراضات مردم:
انکار، کج فهمی، فرار به جلو و خود گول زنک!
«یک ایران صدای شما را میشنود»
دوشنبه تا پنجشنبه ۱۱ شب تهران
از تلویزیون ایران اینترنشنال
ویدیوی دریافتی نشان میدهد شهروندی در اعتراضات شامگاه ۱۷ دیماه در بندرعباس بر اثر شلیک مستقیم مأموران جمهوری اسلامی زخمی شده و چند شهروند او را حمل میکنند.
تا لحظه انتشار این ویدیو، ایراناینترنشنال اطلاعات بیشتری درباره هویت یا وضعیت سلامت این فرد ندارد.
گوهر عشقی، مادر دادخواه، در پیامی ویدیویی در واکنش به تهدید جمهوری اسلامی برای بازداشت او و دخترش سحر بهشتی، خطاب به علی خامنهای گفت: «ما مادر و فرزند تا زندهایم از هیچ چیز نمیترسیم و کوتاه نمیآییم.»
او افزود: «از روزی که ستار بهشتی دفن شد، ترسهای ما ریخته است و هیچ ترسی نداریم. این گوی و این میدان، هر کاری میخواهید بکنید.»
کرامت انسانی به سادگی حراج نمی شود
پیام معترضان آبدانان ایلام، در فروشگاه افق کوروش.
«یک ایران صدای شما را میشنود»
دوشنبه تا پنجشنبه ۱۱ شب تهران
از تلویزیون ایران اینترنشنال






