عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، «اعتصاب عمومی و یکپارچه در بیش از ۵۰ شهر کردستان» را که پنجشنبه ۱۸ دی در پی فراخوان هفت حزب کردستان ایران برگزار شد، «موفقیتی بینظیر» توصیف کرد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که این اعتصاب سراسری «بار دیگر همبستگی، اراده راسخ و توانمندی مردم کردستان را نشان داد» و افزود: «این اتحاد و پیروزی شکوهمند را به مردم آگاه کردستان و بە جنبش آزادیخواهانه در سراسر ایران تبریک میگویم.»
مهتدی اضافه کرد: «پس از اعتصاب و در پی دومین فراخوان مشترک احزاب، مردم کردستان، از بعدازظهر در بسیاری از شهرها اعتراضات خیابانی خود را آغاز کردند.»
او اشاره کرد: «متاسفانه گزارشهای میدانی حاکی از سرکوب خونین اعتراضات توسط نیروهای امنیتی، و کشته و زخمی شدن معترضان در چند شهر است.»
مهتدی همچنین با اشاره به محدود شدن دسترسی به اینترنشنال نوشت:«دلهای همە ما با مردممان است و شجاعت، صلابت و ایستادگی آنان را ارج مینهیم.»
او خطاب به جوانان و مردم کردستان و سراسر ایران نوشت: «در صورت عزم شما، چیزی به پایان عمر این رژیم باقی نمانده است؛ پیروزی نهایی در گروی همبستگی، گسترش و میلیونی کردن این اعتراضات برحق است.»

در ادامه اعتراضات سراسری در ایران، فشار فزاینده اقتصادی، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و فروپاشی اعتماد عمومی، به نقطهای رسیده که وضعیت برای بخش بزرگی از جامعه «دیگر قابل تحمل نیست» و همین موضوع، موتور اصلی موج تازه اعتراضات را شکل داده است.
روزنامه هاآرتص چهارشنبه ۱۸ دیماه در گزارشی تحلیلی نوشت آنچه امروز در خیابانها و بازارهای ایران دیده میشود، صرفا واکنشی مقطعی به گرانی نیست، بلکه نتیجه انباشتهشدن سالها کسری بودجه، تحریم، سوءمدیریت و سیاستهای خارجی پرهزینهای است که زندگی روزمره مردم را به بنبست رسانده است.
هاآرتص با استناد به روایتهای شهروندان تهرانی مینویسد سقوط سریع ارزش ریال در ماههای اخیر، بهویژه پس از جنگ کوتاه اما شوکآور با اسرائیل، موجی از وحشت اقتصادی ایجاد کرده است.
بسیاری از کسبه و صاحبان مشاغل خرد، برای حفظ ارزش داراییهای خود، به خرید کالاهای بادوام یا ارز روی آوردهاند و همزمان فعالیت اقتصادی را متوقف کردهاند.
به گفته یکی از بازاریان، فروش کالا عملا بیمعنا شده، زیرا جایگزینی آن حتی یک روز بعد، با قیمتی بسیار بالاتر ممکن است.
این شرایط باعث شده بازار سنتی تهران، که معمولا نماد محافظهکاری و ثبات است، اینبار به یکی از کانونهای اعتراض تبدیل شود؛ اتفاقی که به باور تحلیلگران هاآرتص، از نظر تاریخی اهمیت ویژهای دارد.
در ادامه گزارش آمده است که اعتراضات بهسرعت از شهرهای بزرگ فراتر رفته و به مناطق مختلف کشور گسترش یافته است. شعارها نیز از مطالبات معیشتی عبور کرده و مستقیما مشروعیت کل نظام سیاسی را هدف گرفتهاند.
هاآرتص تاکید میکند حضور بازاریان در کنار اقشار کمدرآمد، کارگران و طبقه متوسط شهری، نشاندهنده شکلگیری نوعی همگرایی اجتماعی کمسابقه است؛ همگراییای که پیشتر تنها در بزنگاههای تاریخی مانند انقلاب ۱۳۵۷ مشاهده شده بود.
این روزنامه اسرائیلی بخش مهمی از بحران کنونی را به پیامدهای جنگ ۱۲روزه نسبت میدهد؛ جنگی که به گفته هاآرتص، نهتنها خسارات امنیتی و روانی بهجا گذاشت، بلکه ضربهای جدی به اعتماد عمومی وارد کرد.
پس از این جنگ، بازار سرمایه ایران شاهد خروج گسترده سرمایههای خرد بود و دخالتهای دولت، بورس را به فضایی «مصنوعی و غیرقابل پیشبینی» تبدیل کرد. همزمان، نگرانی از بازگشت تحریمهای شدیدتر، کمبود آب و برق و سهمیهبندی انرژی، فضای نااطمینانی را تشدید کرده است.
هاآرتص با اشاره به گزارشهای رسمی در داخل ایران مینویسد کسری ساختاری بودجه و اتکای دولت به استقراض از بانک مرکزی، تورم مزمن را به بخشی دائمی از زندگی مردم تبدیل کرده است.
افزایش مداوم مالیاتها در اقتصادی راکد، فشار مضاعفی بر کسبوکارها وارد کرده و چرخهای معیوب از تورم، کاهش قدرت خرید و هجوم به بازار ارز ایجاد کرده است.
به نوشته این روزنامه، دولت عملا گزینهای جز به تعویق انداختن بحران ندارد و این تعویق، هزینههای اجتماعی سنگینتری به همراه آورده است.
در بخش دیگری از گزارش، هاآرتص به افزایش شدید قیمت مواد غذایی اشاره میکند و مینویسد حتی اقلامی مانند تخممرغ، که زمانی غذای ارزان محسوب میشد، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی لوکس تبدیل شده است.
با ثابت ماندن دستمزدها و جهش هفتگی قیمتها، بخش بزرگی از جامعه تنها در پی تامین حداقلهای معیشتی است.
به باور نویسنده هاآرتص، همین شکاف عمیق میان وعدههای رسمی و واقعیت زندگی روزمره، سوخت اصلی اعتراضاتی است که نشانهای از فروکش کردن آنها دیده نمیشود.
همزمان با حضور میلیونی مردم در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و گسترش خیزش ملی علیه حکومت به شهرها و روستاها، گزارشها حاکی از قطع شدن خطوط تلفن در برخی مناطق ایران است.
همچنین دسترسی به اینترنت در بسیاری از شهرها قطع شده است.
اولف کریسترسون، نخستوزیر سوئد در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به خیزش ملی ایرانیان نوشت: «مردم ایران بار دیگر علیه ستم و سرکوب به پا خاستهاند. ما صدای آنها را میشنویم و از مبارزه شجاعانه آنها برای آزادی پشتیبانی و حمایت میکنیم.»
او افزود خواستههای بدیهی برای آزادی و آیندهای بهتر را نمیتوان در درازمدت با خشونت و فشار خاموش کرد.
کریسترسون تاکید کرد سوئد تمامی تلاشها برای سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز را قویا محکوم میکند.
مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، خواستار آن شد که ایالات متحده صد درصد از معترضان در ایران حمایت کند.
او در مصاحبهای با شبکه خبری فاکس گفت: «از دانشآموزان گرفته تا سالمندان، مردم ایران در سراسر کشور به خیابانها میآیند تا دولتی را مطالبه کنند که برای آنها کار کند، نه برای آیتالله.»

اسرائیل همزمان با بررسی گزینههای نظامی علیه حزبالله در لبنان، نگران است هرگونه عملیات گسترده بتواند توجه افکار عمومی و رسانههای بینالمللی را از اعتراضات ضدحکومتی در ایران منحرف کند.
وبسایت واینت پنجشنبه ۱۸ دی در تحلیلی نوشت که به گفته یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل، هرچند از نظر نظامی دلایل کافی برای آغاز یک عملیات وسیع بهمنظور خلع سلاح حزبالله وجود دارد، اما در مقطع کنونی، چنین اقدامی میتواند به نفع تهران تمام شود و به حکومت ایران فرصت دهد فشارهای ناشی از ناآرامیهای داخلی را به حاشیه براند.
این مقام که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به واینت گفت اسرائیل ارزیابی کرده است که یک جنگ فراگیر در لبنان ممکن است تمرکز جهانی را از اعتراضاتی که مشروعیت جمهوری اسلامی را به چالش کشیده، منحرف کند.
او تاکید کرد: «ما نمیخواهیم ناخواسته به ایران کمک کنیم تا روایت بحران داخلی خود را تغییر دهد.» به گفته او، اسرائیل با دقت تحولات ایران را دنبال میکند و از هر اقدامی که بتواند به تضعیف جنبش اعتراضی منجر شود، پرهیز دارد.
در همین حال، مقامهای اسرائیلی هشدار میدهند که حزبالله با حمایت مستقیم حکومت ایران در حال بازسازی توان نظامی خود است.
به گزارش واینت، منابع امنیتی میگویند انتقال منابع مالی از تهران به حزبالله ادامه دارد و نیروهای وابسته به نیروی قدس سپاه پاسداران، گاه با پوشش دیپلماتیک، وارد لبنان میشوند.
از نگاه اسرائیل، دولت لبنان توان یا اراده لازم برای جلوگیری از این روند را ندارد و همین مساله تردیدها درباره کارآمدی هرگونه توافق آتشبس را افزایش داده است.
با وجود این نگرانیها، اسرائیل در حال حاضر ترجیح میدهد بهجای آغاز یک عملیات تمامعیار، سیاست حملات محدود و هدفمند را ادامه دهد؛ راهبردی که در محافل امنیتی اسرائیل از آن بهعنوان نسخه تقویتشده سیاست «مهار تدریجی» یاد میشود.
این رویکرد بر انجام حملات دقیق علیه زیرساختها و فرماندهان حزبالله تمرکز دارد، بدون آنکه منطقه را وارد جنگی گسترده کند. به گفته این مقام، «در کوتاهمدت برنامهای برای عملیات بزرگ وجود ندارد، هرچند تحولات میدانی میتواند همه محاسبات را تغییر دهد.»
واینت همچنین گزارش داد که دفتر بنیامین نتانیاهو ادعاهای مطرحشده از سوی ارتش لبنان درباره خلع سلاح حزبالله در جنوب رود لیتانی را رد کرده و این اقدامات را ناکافی دانسته است.
به گفته مقامهای اسرائیلی، هرچند برخی گامهای اولیه برداشته شده، اما حزبالله همچنان انبارهای سلاح، شبکه تونلهای زیرزمینی و توان موشکی خود را حفظ کرده و روند خلع سلاح واقعی آغاز نشده است.
در ارزیابیهای ارتش اسرائیل، یگان ویژه رضوان حزبالله که برای نفوذ به خاک اسرائیل آموزش دیده بود، بهشدت تضعیف شده و دیگر توان اجرای حملات گسترده فرامرزی را ندارد.
با این حال، حزبالله همچنان قادر است حملات محدود، از جمله شلیک راکتهای کوتاهبرد، عملیات ضدزره و یورشهای موضعی انجام دهد. مقامهای اسرائیلی تاکید میکنند این توان باقیمانده نباید دستکم گرفته شود.
در بعد منطقهای، اسرائیل معتقد است اعتراضات گسترده در ایران میتواند نفوذ تهران در لبنان و سایر نقاط خاورمیانه را کاهش دهد.
به همین دلیل، به گزارش واینت، تلآویو در حال حاضر راهبردی محتاطانه را در پیش گرفته تا بدون دخالت مستقیم در تحولات ایران، از هر اقدامی که بتواند به تضعیف معترضان ایرانی منجر شود، خودداری کند.
این محاسبه، به گفته ناظران، نشاندهنده پیوند فزاینده میان تحولات داخلی ایران و موازنههای امنیتی در مرزهای شمالی اسرائیل است.





