دو تشکل کارگری از تجمع اعتراضی شماری از کارگران پالایشگاههای عسلویه و همچنین بندر کنگان در صبح چهارشنبه ۱۷ دی خبر دادند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) نوشت: «همکاران در پالایشگاه های عسلویه و کنگان با عبور از سدهای امنیتی و وعدههای دروغین مدیریت پارس جنوبی و مدیریت نفت، تجمعات اعتراضی خود را با دست کشیدن کامل از کار بهصورت اعتصاب کامل آغاز کردند.»
این شورا اضافه کرد کارگران اعلام کردند: «در حمایت از اعتراضات سراسری جاری جنگ ما بر سر معیشت هم اکنون آغاز شده و تا برطرف شدن کامل خواستههایمان دست به کار نخواهیم زد.»
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت هم گفت که کارگران «دو پالایشگاه پارس جنوبی و کنگان در همبستگی با اعتراضات مردم در کف خیابان و دراعتراض به مشکلات معیشتی خود با تاکید بر حذف پیمانکاران و جمع شدن بساط مافیایی آنها» تجمع کردند.
به گفته این شورا، کارگران اعلام کردند تا وقتی پاسخ نگیرند به اعتصاب خود ادامه میدهند.
بر اساس این گزارش، اعتصاب سرانجام به تجمع مشترک مردم و کارگران در کنگان منجر شد و «نیروهای سرکوب به تظاهرات مردم و کارگران معترض یورش بردند.»
شورا خواستار کارگران و کارکنان صنعت نفت را به «همبستگی با همکاران دو پالایشگاه پارس جنوبی و کنگان و اعتراضات مردمی که شهرهای بسیاری را در بر گرفته است» فرا خواند.
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) نیز در مورد حمله نیروهای حکومتی به معترضان در کنگان نوشت: «با وجود اعلام معترضان در کنگان و برافراشته نمودن پلاکارد اعتراض معیشتی، ماموران انتظامی و لباس شخصی در محدوده خیابان وحدت با شلیک مستقیم به مردم و کارگران معترض حمله کردند.»
این شورا به نقل از «گزارشهای رسیده» نوشت: «تعداد زیادی از معترضان بهدلیل جراحات مستقیم ناشی از تیراندازی عوامل سرکوب در شرایط وخیمی به بیمارستان کنگان منتقل شدند.»
بر اساس این گزارش، کنگان بزرگترین شهر در مجاورت منطقه اقتصادی پارس جنوبی، «بهدلیل شرایط خاص، تحت شدیدترین سرکوب امنیتی با حضور حداکثری نیروهای سرکوب در التهاب و شرایط جنگ رو در روی مردم با عوامل سرکوب قرار دارد.»

نشریه واشینگتنتایمز در یادداشتی با تمرکز بر تحولات همزمان در ونزوئلا و ایران نوشت رویدادهای هفته گذشته نشان داد چگونه در برخی مقاطع، تحولات چند دههای میتوانند در عرض چند روز رقم بخورند.
این روزنامه در تحلیلی که چهارشنبه ۱۷ دیماه منتشر شد نوشت که بازداشت نیکولاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، و انتقال او به ایالات متحده برای محاکمه، در کنار گسترش ناآرامیها و اعتراضات در ایران، بار دیگر بحث آینده جمهوری اسلامی را به صدر تحلیلهای سیاسی بازگردانده است.
واشینگتنتایمز با اشاره به عملیات نیروهای ویژه آمریکا برای بازداشت مادورو، این اقدام را با حمله ایالات متحده به پاناما در سال ۱۹۸۹ و بازداشت مانوئل نوریگا مقایسه کرد و نوشت واشینگتن اکنون بهطور علنی از اداره موقت ونزوئلا تا زمان برگزاری انتخابات آزاد سخن میگوید.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرده است ایالات متحده فروش نفت ونزوئلا به دیگر کشورها را آغاز خواهد کرد و تا زمان شکلگیری ساختار جدید سیاسی، نقش محوری در این کشور خواهد داشت.
با این حال، به نوشته واشینگتنتایمز، مخالفت دلسی رودریگز، رییسجمهوری موقت ونزوئلا، با این روند، آینده قدرت در این کشور را همچنان نامشخص نگه داشته است.
در بخش دیگری از این یادداشت، واشینگتنتایمز به تحولات ایران پرداخته و نوشته است همزمان با ناآرامیهای داخلی، اظهارات ترامپ درباره آمادگی آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی، توجه بسیاری را جلب کرده است.
ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال هشدار داده بود در صورت ادامه کشتار معترضان مسالمتآمیز، ایالات متحده آماده مداخله است.
این روزنامه مینویسد چنین اظهاراتی، هرچند بازتاب گستردهای یافته، اما هنوز مشخص نیست تا چه اندازه به اقدام عملی منجر خواهد شد.
به نوشته واشینگتنتایمز، اعتراضات در ایران با کشته شدن شماری از معترضان و اعضای سپاه پاسداران همراه بوده و برخی گزارشها حتی از تبدیل شدن اعتراضات به درگیریهای مسلحانه سخن گفتهاند.
با این حال، این روزنامه تاکید میکند که جمهوری اسلامی همچنان بر ساختارهای اصلی قدرت، بهویژه سپاه پاسداران، تسلط دارد؛ نهادی که نهتنها بازوی نظامی، بلکه ستون فقرات اقتصادی و سیاسی حکومت به شمار میرود.
واشینگتنتایمز همچنین به نقش چین اشاره کرده و نوشته است پکن که خریدار بخش عمده نفت صادراتی ایران است، نسبت به هرگونه تغییر ناگهانی در تهران بیتفاوت نخواهد بود.
به باور نویسنده یادداشت، این وابستگی اقتصادی به این معناست که تغییر رژیم در ایران صرفا یک مساله داخلی یا دوجانبه با آمریکا نیست، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای خواهد داشت.
در جمعبندی، واشینگتنتایمز مینویسد برخلاف ونزوئلا، تغییر حکومت در ایران بهسادگی یک عملیات خارجی یا فشار از بیرون نخواهد بود.
به نوشته این روزنامه، اگر قرار است جمهوری اسلامی سقوط کند، این تحول باید در نهایت از درون جامعه ایران رقم بخورد. کمک خارجی ممکن است نقش حمایتی داشته باشد، اما سرنوشت نهایی حکومت ایران به اراده و کنش خود ایرانیان گره خورده است.
شماری از نهادها وکلکتیوهای چپ، دموکرات، فمینیست، کوئیرو (ال جی بی تی کیو پلاس) در خارج از ایران در بیانیهای اعلام کردند که روز ۲۰ دی در ۹ شهر اروپایی تجمعی را در «حمایت از اعتراضات سراسری» برگزار خواهند کرد.
قرار است این تجمعها در استراسبورگ، برلین، فرانکفورت، کلن، کاسل، هامبورگ، هانوفر، لندن و ونیز برگزار شوند.
در این بیانیه تاکید شده است: «رژیم جنایتپیشه در چنبره ابربحرانهای چندوجهی و ترکیبی گرفتار شده است؛ رژیمی که در تأمین مایحتاج عمومی عاجز مانده و با وجود حکمرانی متکی بر سرکوب، توان مقابله با خیزش مردم برای نان و آزادی را ندارد.»
تشکلهای امضاکننده بیانیه افزودند: «جمهوری اسلامی بر سر دو راهی تصمیمگیری برای نوشیدن جام زهر و سازش خفتبار با غرب، یا ادامه وضعیت موجود ــ که دیگر شدنی نیست ــ در نوسان است.»
آنها تاکید کردند که ادامه «مبارزات مردم و همکاری جنبشهای اجتماعی و تقویت جامعه مدنی میتواند به شکلگیری گفتمانی رهاییبخش یاری رساند؛ گفتمانی که حاکمیت مردم بهدست اکثریت مردم و برای اکثریت مردم را رقم بزند.»
این تشکلها اضافه کردند: «زنان ایران، در کنار کارگران و زحمتکشان، تهیدستان شهری، بیکاران، جوانان و ملتهای تحت ستم در جغرافیای ایران، موتور پایان دادن به این حکومت کودککش خواهند بود.»
از جمله امضاکنندگان بیانیه «شورای همبستگی با جنبش دموکراتیک مردم ایران- استراسبورگ، کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران ـ برلین، کانون پناهندگان سیاسی ایرانی- برلین، جامعه زنان آزاد شرق کردستان در برلین و کلن، کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران- فرانکفورت، شورای ایرانیان چپ و دموکرات- ماینز، انجمن زنان ایرانی ـ آلمانی کلن، کارزار علیه اعدام در ایران ـ لندن، انجمن دمکراتیک ایرانیان در ایتالیا – ونیز، و کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست هانوفر» هستند.

فاکسنیوز گزارش داد همزمان با تشدید اعتراضات سراسری در ایران و گسترش سرکوب امنیتی، شماری از معترضان بهطور مستقیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را خطاب قرار داده و از او خواستهاند مانع کشتار معترضان شود.
این رسانه در گزارشی که چهارشنبه ۱۷ دی منتشر کرد نوشت؛ ویدیوهایی که طی ساعات اخیر منتشر شده نشان میدهد یک معترض در تهران بهطور نمادین نام یک خیابان را به نام ترامپ تغییر داده و در تصاویر دیگر، نوشتههای دستنویسی با مضمون «نگذارید ما را بکشند» دیده میشود.
بنا بر این گزارش، این پیامها در شرایطی منتشر شده که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دامنه عملیات خود را گسترش دادهاند و از گاز اشکآور و نیروهای مسلح در نزدیکی مراکز غیرنظامی مهم در تهران استفاده کردهاند.
در ادامه آمده است حضور نیروهای امنیتی در اطراف بیمارستانها، مراکز خرید و نقاط پررفتوآمد شهری افزایش یافته و برخورد با معترضان شدت گرفته است.
فاکسنیوز با اشاره به واکنشها در خارج از ایران نوشت شاهزاده رضا پهلوی، چهره مخالف جمهوری اسلامی، ناآرامیهای کنونی را «فرصتی تاریخی» برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی توصیف کرده است.
او در گفتوگویی تلویزیونی گفته است در سالهای گذشته هیچگاه شرایطی مشابه وضعیت کنونی در ایران وجود نداشته و سطح اعتراضات از نظر گستره و شدت، بیسابقه است.
به گفته شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضات به بیش از ۱۰۰ شهر گسترش یافته و تحولات در بازارهای ایران، بهویژه بازار بزرگ تهران، نشانهای از تغییر مهم در موازنه اجتماعی به شمار میرود.
او همچنین از افزایش موارد ریزش در بدنه حکومت سخن گفته و تاکید کرده است که حکومت در مسیر فروپاشی قرار گرفته است.
فاکسنیوز همچنین به گزارشهای منتشرشده درباره تلفات انسانی اشاره کرد و نوشت بر اساس اعلام نهادهای حقوق بشری، از آغاز اعتراضات دستکم ۳۴ معترض کشته شدهاند و شمار بازداشتشدگان از دو هزار نفر فراتر رفته است.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون آمار رسمی و بهروزشدهای درباره کشتهها و بازداشتها ارائه نکردهاند.

این رسانه افزود ویدیوهای تازهای از شهرهای مختلف ایران، از جمله شیراز و قزوین، نشان میدهد معترضان با روشن کردن آتش در خیابانها و سر دادن شعارهایی علیه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به اعتراضات ادامه میدهند.
در برخی شهرها نیز شعارهایی در خطاب به نیروهای انتظامی شنیده شده که از آنها میخواهد به مردم بپیوندند.
فاکسنیوز در پایان نوشت در کنار اعتراضات خیابانی، نشانههایی از نافرمانی مدنی و اعتصاب نیز دیده میشود؛ از جمله گزارشهایی درباره اعتصاب کارگران در پالایشگاه گاز پارس جنوبی و تعطیلی گسترده مغازهها در بازارهای تهران و تبریز.
این رسانه تاکید کرد ادامه اعتراضات و افزایش فشارهای امنیتی، ایران را وارد مرحلهای تازه و پرتنش کرده است.
با ادامه حمایت فعالان و تشکلهای صنفی از خیزش ملی ایرانیان، ۵۵۵ نفر از معلمان در بیانیهای حمایت خود را از معترضان اعلام کردند و خواستار همراهی همه معلمان با مردم ایران شدند.
این گروه از معلمان در این بیانیه که چهارشنبه ۱۷ دی منتشر شد، با اشاره به بحران فراگیر و مزمن در ایران نوشتند: «اگرچه فشارهای اقتصادی و معیشتی یکی از محرکهای اصلی اعتراضات مردمی است، اما تجربه زیسته جامعه ایران در بیش از چهار دهه گذشته نشان میدهد که این بحران ریشهایتر از نوسان قیمتها یا حتی سوءمدیریتها است.»
آنها در توضیح این موضوع نوشتند در طول ۴۷ سال گذشته با آمد و رفت ۱۴ دولت و ۱۲ مجلس نهتنها مشکلات کشور و از جمله مشکلات معیشتی حل نشده، بلکه بهصورت مستمر عمیقتر و فراگیرتر شده و هر کدام امروز به یک بحران ویرانگر تبدیل شده است.
امضاکنندگان بیانیه ریشه همه مشکلات را «ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و مبانی آن» دانستند و افزودند: بدون تغییر بنیادین آن و بنانهادن نظامی عقلانی، سکولار، توسعه گرا و دموکراتیک نه تنها امکان حل و برطرف شدن این مشکلات نیست بلکه هر روز بر دامنه و عمق مشکلات افزوده خواهد شد.
آنها در بخشی از بیانیه اضافه کردند: «ما ضمن درک و پذیرش وجود گرایشهای سیاسی متفاوت در جامعه، دستیابی به این هدف ملی و نجاتبخش را بدون همسویی و همراهی همه مردم امکانپذیر نمیدانیم. همچنین معتقدیم رقابت میان حامیان جریانهای سیاسی مختلف در شرایط کنونی موجب کاهش توان جمعی ما و افزایش امکان بقای رژیم خواهد شد.»
در این بیانیه از نیروهای انتظامی و کسانی که به هر شکل در مواجهه با اعتراضات مردمی قرار دارند، خواسته شد که از سرکوب، خشونت و بهویژه کشتار شهروندان بیدفاع پرهیز کنند زیرا مردم معترض، دشمن این سرزمین نیستند،
امضاکنندگان بیانیه خطاب به نیروهای حکومتی نوشتند: «مسئولیت اخلاقی، انسانی و تاریخیِ هر فرد ایجاب میکند که در برابر فرمانهای غیرقانونی و ضدانسانی، جانب حق را بگیرد و خود را شریک جنایت علیه مردم نکند. وظیفه شما حفاظت از نظم، امنیت و جان مردم است نه حفاظت از حکومت؛ آنهم حکومتی که عامل همه مشکلاتی است که شما نیز آسیب دیده آن هستید.»
در بیانیه همچنین از همه معلمان ایران خواسته شد که «پرشورتر از گذشته به شیوههای مسئولانه و مدنی در کنار مردم معترض که برای برخورداری از آزادی، عدالت و زندگی شرافتمندانه به خیابان آمدهاند، بایستند.»

نشریه دیلیوایر در گزارشی با طرح این پرسش که آیا ایران به «لحظه گورباچف» خود نزدیک شده است، نوشت موج تازه اعتراضات ضدحکومتی بار دیگر بحث فروپاشی جمهوری اسلامی را در محافل سیاسی و امنیتی غرب زنده کرده است.
به نوشته این رسانه، هرچند زمان دقیق سقوط حکومت ایران قابل پیشبینی نیست، اما تجربه تاریخی نشان میدهد یکی از مهمترین شاخصها برای سنجش تابآوری یک نظام، میزان وفاداری نیروهای امنیتی آن است؛ عاملی که اکنون در ایران بیش از گذشته زیر سوال رفته است.
این گزارش با اشاره به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ مینویسد اگرچه آن رویداد برای بسیاری غیرمنتظره بود، اما نشانههای هشداردهندهای از پیش وجود داشت.
دیلیوایر با مقایسه شرایط امروز ایران و شوروی، تاکید میکند ایالات متحده و متحدانش باید از هماکنون برای سناریوی فروپاشی یا تضعیف شدید کنترل مرکزی در ایران برنامهریزی کنند؛ بهویژه برای تامین امنیت اورانیوم غنیشده، دیگر مواد هستهای، ذخایر سلاحهای شیمیایی و تسلیحات راهبردی که در صورت آشوب میتواند تهدیدی جدی برای منطقه و جهان باشد.
به نوشته دیلیوایر، برخلاف میخاییل گورباچف که در دوره بیثباتی شوروی با انتقال برخی تسلیحات هستهای تلاش کرد از سناریوهای خطرناک جلوگیری کند، رهبران جمهوری اسلامی چنین احتیاطی از خود نشان ندادهاند و احتمال از دست رفتن کنترل بر مواد و تسلیحات حساس در ایران جدی است.
این رسانه میافزاید پیشبینی سرنوشت اعتراضات همواره دشوار بوده و تاریخ نشان داده است که گاه سرکوب خونین به تثبیت حکومت میانجامد و گاه به شتاب گرفتن سقوط آن.
دیلیوایر در ادامه تاکید میکند عامل تعیینکننده، شکاف در صفوف نیروهای امنیتی است. به نوشته این رسانه، مواردی از ریزش و جدایی نیروهای درون ساختار حکومت ایران رخ داده که اگرچه عمدتا پنهان ماندهاند، اما میتوانند از جداییهای علنی نیز مخربتر باشند.
این گزارش همچنین مینویسد نفوذ گسترده اسرائیل در ساختارهای امنیتی ایران بدون همکاری نیروهای ناراضی درون حکومت ممکن نبود.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است جمهوری اسلامی همزمان با تشدید اعتراضات، بر شدت سرکوب افزوده و طی ماههای اخیر دهها هزار نفر را بازداشت کرده و موجی بیسابقه از اعدامها را به راه انداخته است.
در کنار این سرکوب، ناتوانی حکومت در تامین نیازهای اولیه مردم، از بحران شدید کمآبی و کمبود برق و گاز گرفته تا تعطیلی مکرر مدارس، فشار اجتماعی را افزایش داده است.
دیلیوایر همچنین به ساختار چندقومیتی ایران اشاره کرده و نوشته است برخلاف مرکز کشور، که کانون اصلی اعتراضات است، اقلیتهای قومی در استانهای مرزی هنوز بهطور گسترده وارد صحنه نشدهاند.
با این حال، به باور نویسنده گزارش، در صورت تغییر موازنه و شکلگیری چشماندازی روشنتر پس از جمهوری اسلامی، این مناطق میتوانند نقشی تعیینکننده ایفا کنند؛ همانگونه که جمهوریهای غیرروسی در فروپاشی شوروی نقش کلیدی داشتند.
در پایان، دیلیوایر هشدار میدهد که بروز ناگهانی آشوب در ایران میتواند پیامدهایی مشابه عراق و لیبی داشته باشد و بیثباتی ناشی از آن، امنیت منطقهای و جهانی را تهدید کند.
به همین دلیل، این رسانه نتیجه میگیرد که واشینگتن و متحدانش باید هرچه زودتر برای چنین سناریویی آماده شوند، زیرا تحولات ایران میتواند بسیار سریعتر از آنچه تصور میشود، وارد مرحلهای برگشتناپذیر شود.






