• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مهران انصاری: مردم می‌دانند که مشکل اصلی جمهوری اسلامی است

۱۲ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

مهران انصاری، تحلیل‌گر مسائل ایران، گفت: «مردم می‌دانند که مشکل اصلی جمهوری اسلامی است و این‌بار جامعه، آلترناتیو را نیز می‌شناسد و صدا می‌زند.» او افزود: «این‌بار مردم می‌دانند پس از فروپاشی حکومت چه می‌خواهند و چه چشم‌اندازی پیش روست.»


Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

نماینده پارلمان بریتانیا: ایران در آستانه مرحله‌ای سرنوشت‌ساز قرار دارد

۱۲ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

یک نماینده پارلمان بریتانیا می‌گوید بازگشت ایرانیان به خیابان‌ و گستره جغرافیایی این خیزش‌ها نشان می‌دهد که این تحولات صرفا فورانی گذرا از خشم نیست، بلکه بخشی از روندی طولانی از فروپاشی تدریجی حکومتی است که بیش از چهار دهه با اتکا به ترس، رانت و خشونت سازمان‌یافته حکومت کرده است.

تام توگندهات، نماینده کنونی پارلمان بریتانیا، وزیر سابق امنیت این کشور و افسر پیشین ارتش بریتانیا در جنگ‌های عراق و افغانستان، پنجشنبه ۱۱ دی ماه در مقاله‌ای تحلیلی، اعتراضات اخیر در ایران را نشانه ورود جمهوری اسلامی به مرحله‌ای «تعیین‌کننده و پرخطر» توصیف کرده است.

به باور او، بریتانیا نه می‌تواند و نه باید سرنوشت این روند را تعیین کند، اما آنچه در ایران رخ می‌دهد، به‌طور مستقیم امنیت، اقتصاد و نظم بین‌المللی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

توگندهات تاکید می‌کند که جمهوری اسلامی صرفا یک حکومت اقتدارگرا با سیاست‌هایی نامطلوب برای غرب نیست، بلکه نظامی است که بقای خود را بر سرکوب داخلی و تهاجم خارجی بنا کرده و عامدانه بریتانیا و شهروندان بریتانیایی را هدف قرار داده است.

او به برنامه‌ریزی برای ترور و حمله در خاک بریتانیا، تعقیب روزنامه‌نگاران و مخالفان، سازمان‌دهی خشونت علیه نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه و تلاش برای کشتن دیپلمات‌های بریتانیایی اشاره می‌کند و می‌نویسد نقش ایران در بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای از افغانستان تا لبنان، موج‌های پناهجویی را به راه انداخته که به اروپا و بریتانیا رسیده و فشار فزاینده‌ای بر خدمات عمومی، همبستگی اجتماعی و اعتماد سیاسی وارد کرده است.

  • اعتراضات این‌بار فرق دارد؛ آنچه رسانه‌های غربی را میخکوب کرده است

    اعتراضات این‌بار فرق دارد؛ آنچه رسانه‌های غربی را میخکوب کرده است

در بخش دیگری از این مقاله، پیامدهای اقتصادی و امنیتی سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بررسی شده است. توگندهات می‌نویسد تسلیحات ایرانی در اختیار حوثی‌ها به مختل شدن کشتیرانی تجاری در دریای سرخ انجامیده و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، حق بیمه و قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان اروپایی و بریتانیایی به دنبال داشته است.

او همچنین به گسترش توان نظامی حزب‌الله و شراکت نظامی تهران با مسکو اشاره می‌کند؛ شراکتی که با تامین پهپادها، موشک‌ها و قطعات، به تداوم جنگ روسیه در اوکراین کمک کرده و هزینه غذا و سوخت را در سراسر اروپا افزایش داده است، در حالی که چین با دور زدن تحریم‌ها از نفت ارزان ایران بهره می‌برد و صنعت اروپا بهای بیشتری می‌پردازد.

توگندهات در ادامه مقاله خود می‌نویسد پیامدهای تغییر معنادار یا ادامه زوال ایران، جهانی و فوری خواهد بود. به گفته او، یک ایران متفاوت می‌تواند بازارهای انرژی را یک‌شبه دگرگون کند.

بازگشت بیش از شش میلیون بشکه نفت در روز، به کاهش قیمت‌ها، فروکش کردن تورم در اروپا و آمریکای شمالی و وارد آمدن فشار مالی شدید بر دولت‌های نفتی، به‌ویژه روسیه، منجر خواهد شد.

او تاکید می‌کند کاهش ریسک انرژی که از سال ۲۰۲۲ اقتصادها را مختل کرده، پیامدهای مستقیمی بر هزینه‌های تولید، قبوض خانوارها و بودجه‌های دولتی خواهد داشت.

به نوشته توگندهات، در چنین سناریویی چین دسترسی خود به نفت تخفیف‌دار ایران را که از طریق دور زدن تحریم‌ها به دست آورده، از دست خواهد داد؛ موضوعی که نفوذ پکن در خلیج فارس را تضعیف کرده و هزینه‌ها را برای پالایشگاه‌ها و تولیدکنندگان در سراسر آسیا افزایش می‌دهد.

او می‌افزاید این تغییر، فاصله هزینه‌ای میان آسیا و اروپا را کاهش داده و چین را وادار می‌کند وابستگی خود به مسکو و آسیای مرکزی را برای تامین انرژی عمیق‌تر کند.

در همین حال، روسیه چیزی فراتر از پهپادهای ارزان را از دست خواهد داد؛ مشارکت نظامی و سیاسی‌اش با تهران فرو می‌پاشد، همکاری در سوریه و قفقاز پایان می‌یابد و نفوذ مسکو در خاورمیانه بدون ایران به‌عنوان متحدی راهبردی، به‌طور چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.

  • ۱۰ ویژگی که اعتراض‌های ایران را قوی‌تر می‌کند

    ۱۰ ویژگی که اعتراض‌های ایران را قوی‌تر می‌کند

توگندهات در بخش پایانی این تحلیل می‌نویسد در صورت تضعیف یا فروپاشی ساختار کنونی جمهوری اسلامی، شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران متلاشی خواهند شد، قدرت حزب‌الله کاهش می‌یابد و تداوم حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی به‌مراتب دشوارتر خواهد شد.

به گفته او، با کاهش هزینه‌های بیمه و متعادل شدن قیمت‌های حمل‌ونقل جهانی، عراق نیز با تضعیف سلطه شبه‌نظامیان فضای بیشتری برای حکمرانی به دست خواهد آورد و جریان‌های انرژی بیشتری از خلیج فارس آزاد می‌شود؛ تحولی که مزیتی مضاعف برای کشورهای واردکننده انرژی در سراسر جهان خواهد بود.

در جمع‌بندی، توگندهات تاکید می‌کند که آینده ایران را تنها مردم ایران تعیین خواهند کرد، اما آنچه در این کشور رخ می‌دهد، محدود به مرزهایش نخواهد ماند.

به باور او، ایران بار دیگر به حرکت درآمده، زیرا این نظام از درون در حال پوسیدن است؛ روندی که می‌تواند به نوزایی یا فاجعه منجر شود، اما در هر صورت، اهمیتی تعیین‌کننده برای ایران، بریتانیا و جهان دارد؛ لحظه‌ای که به گفته او، تاریخ از زبان مردم در خیابان‌ها سخن می‌گوید و جهان باید به آن گوش کند.

آیا جمهوری اسلامی بحران داخلی را به ماجراجویی خارجی بدل می‌کند؟

۱۱ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

هم‌زمان با گسترش اعتراضات در ایران و تشدید نارضایتی‌های عمومی از وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ‌رسانه‌های اسرائیلی گزارش‌هایی از تسریع آماده‌سازی نظامی این کشور برای یک رویارویی چندجبهه‌ای با جمهوری اسلامی منتشر کرده‌اند.

این گزارش‌ها به روشنی پیوند تنگاتنگ سیاست داخلی تهران و رفتار منطقه‌ای آن را برجسته می‌کند.

از نگاه تل‌آویو، آنچه این روزها در خیابان‌های ایران می‌گذرد صرفاً یک بحران داخلی نیست، بلکه رویدادی دراماتیک است که می‌تواند محاسبات امنیتی جمهوری اسلامی را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

بر اساس گزارشی که در کانال ۱۲ اسرائیل منتشر شده، ارتش این کشور در حال شتاب بخشیدن به آمادگی‌های نظامی خود است تا زیر سایه اعتراضات در ایران، آماده یک جنگ چندین لایه و چندین جبهه‌ای با جمهوری اسلامی شود.

کانال ۱۲ می‌نویسد ‌این آمادگی‌ها همگی زیر مجموعه یک طرح‌اند که اسراییل سال‌ها روی آن کار کرده و چشم‌انداز رویارویی‌های نظامی این کشور تا سال ۲۰۳۰ را پیش‌بینی می‌کند.

مبنای این طرح‌ درگیری هم‌زمان با ایران، حزب‌الله لبنان و دیگر بازیگران همسو با تهران در منطقه است.

  • رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران، اسرائیل را به «تکرار» حمله جمهوری اسلامی تهدید کردند

    رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران، اسرائیل را به «تکرار» حمله جمهوری اسلامی تهدید کردند

در چارچوب این طرح، احتمال یک جنگ غافلگیرکننده نیز مطرح شده است. همچنین احتمال بروز درگیری «در فضا» یا «از فضا» با جمهوری اسلامی نیز برای نخستین بار مطرح شده است.

اما نقطه کانونی این ارزیابی‌ها، صرفاً توان نظامی جمهوری اسلامی نیست، بلکه وضعیت شکننده داخلی است. اعتراضات اخیر که در بستر سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و خستگی طاقت‌فرسای اجتماعی شکل گرفته، از نگاه ناظران اسرائیلی می‌تواند رهبران تهران را به سمت یک تصمیم پر خطر سوق دهد: انتقال بحران از داخل به خارج.

این الگو پیش‌تر نیز در رفتار جمهوری اسلامی دیده شده؛ زمانی که فشار داخلی افزایش می‌یابد، برجسته‌سازی «دشمن خارجی» و تشدید تنش منطقه‌ای به ابزاری برای بسیج اجتماعی و انحراف افکار عمومی بدل می‌شود.

در چنین شرایطی، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام مستقیم یا غیرمستقیم علیه اسرائیل افزایش یافته است. این اقدام می‌تواند از طریق نیروهای نیابتی در لبنان یا سوریه یا کرانه باختری انجام شود، یا در قالب حملات موشکی و پهپادی محدود؛ سر و شکل آن مهم نیست، بلکه هدف آن مهم است.

هدفی که لزوماً تغییر موازنه قوا در منطقه را دنبال نمی‌کند، بلکه می‌خواهد در داخل فضایی امنیتی ایجاد کند و به بهانه «شرایط جنگی» اعتراضات را شدیدتر سرکوب کند.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که جمهوری اسلامی در بزنگاه‌های بحرانی، از امنیتی‌سازی فضا برای بستن هرگونه روزنه اعتراض استفاده می‌کند.

اظهارات اخیر علی شمخانی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، و محمد باقر قالیباف، ريیس مجلس، که به‌صراحت از پاسخ شدید، فوری، بی‌اغماض و غیرمنتظره به هرگونه تهدید سخن گفته‌اند را شاید بتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.

این پیام‌ها خطاب به اسرائیل‌اند، اما مصرف داخلی نیز دارند: القای این تصویر که نظام همچنان قدرتمند، مسلط و آماده پاسخ‌گویی است، حتی در شرایطی که پایه‌های مشروعیت آن در داخل به‌شدت فرسوده شده است.

  • اکسیوس: نتانیاهو در دیدار دوشنبه با ترامپ درباره احتمال حمله به ایران گفت‌وگو کرد

    اکسیوس: نتانیاهو در دیدار دوشنبه با ترامپ درباره احتمال حمله به ایران گفت‌وگو کرد

از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو و مقام‌های اسرائیلی در تلاشند تا بین همدلی لفظی با مردم ایران و آمادگی کامل نظامی توازن برقرار کنند و بی‌جهت به یک سو غش نکنند.

تاکید نتانیاهو بر اینکه «تغییر از درون ایران خواهد آمد» بیش از آنکه یک موضع‌گیری اخلاقی باشد، حساب و کتاب اسرائیل را نشان می‌دهد که هرگونه فروپاشی یا بی‌ثباتی جدی در ایران می‌تواند پیامدهای امنیتی پیش‌بینی‌ناپذیری برای منطقه داشته باشد. از این رو اسرائیل ناگزیر خود را برای بدترین سناریوها آماده می‌کند.

در نهایت، آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، تلاقی خطرناک یک بحران عمیق داخلی در ایران با فضای بی‌اعتمادی و تهدید متقابل در سطح منطقه‌ای است. فضایی که نفس را در سینه‌ خاورمیانه حبس و همه چشم‌ها را متوجه مردم ایران کرده است.

اگر جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضات به سمت یک ماجراجویی خارجی حرکت کند، نه‌تنها خطر یک درگیری گسترده افزایش می‌یابد، بلکه هزینه‌های آن پیش از همه و بیش از همه متوجه مردمی خواهد بود که همین حالا زیر بار فشارهای اقتصادی و سرکوب سیاسی کمر خم کرده‌اند.

بهرام بیضائی چرا از ایران رفت؛ حکایت چند دهه آزار

۱۱ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی

حکایت رابطه جمهوری اسلامی با بهرام بیضائی چیزی نیست جز چند دهه آزار و اذیت مدام به‌شکلی که می‌توان گفت هیچ فیلمسازی به اندازه بیضائی از این حکومت آزار ندید.

بهرام بیضائی در خانواده‌ای بهایی زاده شد، اما اعتقادی به هیچ مذهبی نداشت و به صراحت اعلام کرد که مذهب او فرهنگ است. ویژگی دومی که او را از روزهای اول انقلاب تا زمان خروج اجباری‌اش در سال ۱۳۸۹، مورد حمله مسئولان امنیتی و فرهنگی قرار می‌داد، اعتقاد راسخ و پایبندی‌اش به اصول اخلاقی و انسانی‌ای بود که به او اجازه نمی‌داد پا روی حقیقت بگذارد یا جلو ماموران امنیتی سر خم کند. حتی در دوره قتل‌های زنجیره‌ای، جلو سعید امامی؛ با آن که می‌دانست جانش به‌شدت در خطر است.

انقلاب و اخراج از دانشگاه

شلوغی‌های انقلاب در شهریور ۱۳۵۷ اولین ضربه را به بیضائی زد، زمانی که فیلمبرداری چریکه‌ی تارا با مشکل روبه‌رو شد. فیلم پس از انقلاب به پایان رسید و بلافاصله توقیف شد. اما جشنواره کن آن را در بخش نوعی نگاه پذیرفت (اولین فیلم ایرانی در این بخش)، ولی مسئولان سینمایی نه تنها کمکی به حضور فیلم در این جشنواره نکردند، بلکه تا جای ممکن مشکل تراشیدند، از جمله اجازه خروج سوسن تسلیمی داده نشد و بیضائی هم پس از بازگشت از جشنواره کن، در دانشگاه توبیخ شد و بهایی بودن خانواده او هم بهانه دیگری شد برای اخراج از آنجا.

بیضائی تا سال ۱۳۸۹ هیچ گاه دیگر برای تدریس در دانشگاه‌های ایران دعوت نشد، و تنها پس از مهاجرت به آمریکا فرصت ادامه شغل خانوادگی‌اش را در دانشگاه استنفورد به دست آورد.

  • بهرام بیضایی؛ نامیرایی در جهان نمایش

    بهرام بیضایی؛ نامیرایی در جهان نمایش

دهه شصت و توقیف‌های بی‌پایان

در دهه شصت تمام فرآیند فیلمسازی تحت کنترل بنیاد فارابی به سرپرستی محمد بهشتی بود که به‌طور مستقیم زیر نظر معاونت سینمایی وزارت ارشاد به ریاست فخرالدین انوار اداره می‌شد و کسی بدون اجازه آنها حتی نمی‌توانست دوربین فیلمبرداری کرایه کند.

عجیب اینکه این دو مسئول سینمایی بیشترین مخالفت را با بهرام بیضائی (و سوسن تسلیمی) داشتند و جلو بسیاری از طرح‌های آنها را گرفتند، از جمله ده‌ها فیلمنامه طراز اولی که در آن سال‌ها به‌دست بیضائی خلق شد: آینه‌های روبرو، اشغال، زمین، فتح‌نامه کلات، پرده نئی، پرده‌خانه، خاطرات هنرپیشه نقش دوم و ...

آنها فیلم «مرگ یزدگرد» را که بر اساس نمایش اجرا شده خود بیضائی ساخته شده بود، توقیف کردند. همین‌طور فیلم شگفت‌انگیز دیگری به نام «باشو، غریبه‌ی کوچک» که بیضائی در سال ۱۳۶۴ برای کانون پرورش فکری ساخت (این فیلم چهار سال بعد، پس از پایان جنگ، یعنی پس از مهاجرت دائم سوسن تسلیمی و مهاجرت موقت اول بیضائی به سوئد به نمایش درآمد).

انوار زمانی که مدیر تئاتر شهر بود رسما در نامه‌ای سوسن تسلیمی را اخراج و ورودش به تئاتر شهر را قدغن کرد و بهشتی بارها و بارها بیضائی را به اشکال مختلف آزرد: از فرستادن فیلم‌های پذیرفته شده‌اش به جشنواره‌های جهانی خودداری کرد و حتی در درخواستی مضحک از او خواست تا شخصیت اصلی فیلمنامه اشغال - که یک زن است- را به مرد تغییر دهد تا به او اجازه کار داده شود! به گفته بیضائی او حتی یک بار در یک بحث طولانی در دفتر کارش به نوعی بازجویی از بیضائی درباره اعتقادات شخصی و مذهبی‌اش پرداخت.

همه اینها باعث شد بیضائی تصمیم بگیرد از ایران برود. او بعد از انقلاب سه فیلم توقیفی داشت و آخری هم دچار سرنوشت نامعلومی بود. حین فیلمبرداری «شاید وقتی دیگر»، همسر و دیگر فرزند باقی‌مانده‌اش در ایران(نگار) از کشور خارج شدند و پس از پایان فیلمبرداری، خودش هم رفت در حالی که در آن روزها هر روز به او خبر می‌دادند دادگاه انقلاب به سراغ خانه‌اش آمده.

اما در سوئد متوجه شد که نمی‌تواند در آنجا بماند چون می‌خواهد فارسی کار کند: «افسر اقامت از من پرسید چرا آمدی؟ گفتم در مملکتم نمی‌گذاشتند کار کنم. افسر گفت: کارت چیست؟ گفتم سینما و تئاتر. افسر گفت: فکر می‌کنی در این جا می‌توانی کار کنی؟ دیدم راست می‌گوید.» ( کتاب «غریبه‌ی بزرگ» صفحه ۴۹). بیضائی به ایران بازگشت در حالی که در فرودگاه حتی پول تاکسی هم نداشت.

  • بهرام بیضایی؛ غریبه بزرگی که از میان ما رفت

    بهرام بیضایی؛ غریبه بزرگی که از میان ما رفت

دهه هفتاد و قتل های زنجیره‌ای

دهه هفتاد حکومت دست به قتل روشنفکران ناسازگار و دگراندیشان زد، پروژه‌ای که سعید امامی، معاونت امنیتی وزارت اطلاعات، پی می‌گرفت.

در میانه این دهه هر روز خبر ناپدید شدن یک هنرمند شنیده می‌شد، یا خبر پیدا شدن جسد کاردآجین شده دیگری. چند نفر از نزدیکان بیضائی قربانی این قتل‌ها شدند از جمله ابراهیم زال‌زاده، مدیر نشر ابتکار، که ناشر آثار بیضائی بود. همه از جمله خود بیضائی می‌دانستند که او هم از اهداف بعدی است. امامی، بیضائی و یک فیلمساز دیگر را به هتل استقلال احضار کرد و از آنها خواست که برایش فیلم بسازند و در واقع خودفروشی کنند. بیضائی با قاطعیت تمام رد کرد، با آن که متوجه خطرات ترسناکش بود. بعدها آن فیلمساز دیگر حرف‌هایی از قول بیضائی در آن جلسه نقل کرد، اما بیضائی در مستندی که در آمریکا ساخته شد این نقل قول‌ها را رد کرد و گفت:«دهن من را بیش از این باز نکنید!»

جهانبخش نورایی، منتقد باسابقه به تازگی در نشریه اینترنتی «سینمای بدون مرز» می‌نویسد در همان دوران، ساعت یک شب زمانی که از خانه بیضائی بازمی‌گشته، در انتظار رسیدن ماشین آژانس در خانه را باز می‌کنند. بیرون در با یک ماشین بیوک قدیمی روبه‌رو می‌شوند و نورایی به تصور این‌که آژانس است، سوار می‌شود، اما طرف مامور از کار درمی‌آید و بعد:«مدت كوتاهى پس از اين اتفاق، يک روز مژده خانم زنگ زد و از من خواست فورى به منزل‌شان بروم. گفت كه ايشان و آقای بيضائى كار فورى دارند. رفتم... يک باباى جوانى روى تلفن منزل‌شان پیام گذاشته بود كه به‌زودى بچه‌تان نياسان را مى‌كشيم و داغش رابه دل‌تان مى‌گذاریم و یک مشت درى‌وری ديگر. حالا شما حال اين مادر را درک كنيد. هرچه من به آن‌ها دلدارى مى‌دادم و مى‌گفتم بابا اين صدای يک بچه سوسول است كه ممكن است سرخود براى تفريح، اين كار را كرده باشد و لزوما از طرف يك دستگاه امنیتی نيست، نمى‌توانست آرام بگیرد. در چشمان اين مادر نگران، به‌خوبى مى‌شد اين حس دلشوره و نگرانی را ديد كه اين مملكت دیگر جاى آنها نيست. خيلى نگران بچه کوچک‌شان بودند. بيضائى سعى مى‌كرد قضيه را جدى نگیرد، اما در عمق چشمان سبزش چیز ديگری موج مى‌زد.»

  • بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان برجسته ایرانی، درگذشت

    بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان برجسته ایرانی، درگذشت

دهه هشتاد و اطلاعات موازی

بساط قتل‌های زنجیره‌ای با مرگ سعید امامی در زندان در ظاهر برچیده شد اما عاملان و دست‌اندرکاران این قتل‌ها، به شکل دیگری به آن ادامه دادند.

نیروی غیر رسمی‌ای که به «اطلاعات موازی» مشهور شد به سرپرستی غلامحسین رمضانی، روحانی بسیار پرقدرت امنیتی اما همیشه در پشت پرده (که در فروردین ۱۳۹۰ تحت تحریم‌های اروپا قرار گرفت) با همکاری قاضی مرتضوی (دادستان تهران) و قاضی صابری ظفرقندی (معاون دادستان تهران) شکل گرفت. در مجلس دوم خردادی آن زمان، گفته شد که این گروه ده برابر وزارت اطلاعات نیرو دارد و عوامل آن شامل حتی قاتلان و کاردآجین‌کنندگان قتل‌های زنجیره‌ای هم بود.

این گروه با دستگیری سیامک پورزند و پرونده‌سازی دروغین درباره آوردن چمدان‌های دلار و کمک به تهاجم فرهنگی، مرگ دردناک او را رقم زد (مشروحش در کتاب مهرانگیز کار با عنوان «سیامک پورزند، روزنامه‌نگاری که قرار شد خودکشی کند» آمده است) و هم‌زمان همان بازجوی بسیار خشن و پرقدرت که به بازجوی اداره اماکن مشهور شده بود (و احتمالاً نامش سرهنگ صدیقی بود) بسیاری از روشنفکران، هنرمندان و روزنامه‌نگاران را در زیر زمین اداره اماکن (و معدودی را هم در جایی حوالی میدان توپخانه) بازجویی کرد؛ از کاوه گلستان تا داریوش شایگان، از امید روحانی تا بیژن اشتری، از آیدین آغداشلو تا هوشنگ اسدی و نوشابه امیری و بسیاری دیگر.

بازجویی‌ها توأم با توهین و تحقیر و فریاد کشیدن بود. خبر بازجویی این شخص از بیضائی در روزنامه‌های آن زمان با تیتر «بازجویی از بیضائی در اداره اماکن» بازتاب پیدا کرد و بیضائی در مصاحبه‌ای گفت:« در پی دو بار احضار تلفنی، روز ۲۴ بهمن[۱۳۸۰] به اداره اماکن نیروی انتظامی رفتم و به پرسش‌های گوناگونی درباره زندگی شخصی، ارتباطات فرهنگی، رابطه با افراد مختلف، گذشته، آینده، عقاید و ... پاسخ دادم که نمی‌توانم همه آنها را بازگو کنم.»

همان زمان بیضائی به من گفت که این بازجو ساعت‌ها رویش فریاد کشیده که بنویس: «لعنت بر پدر و مادرم که بهایی بودند و امضاء کن.» بیضائی این کار را نکرد: «آدم به پدر و مادر خودش لعنت نمی‌فرستد.»

جهانبخش نورایی در این یادداشت تازه به بازجویی بیضائی در اداره اماکن هم اشاره دارد: «بعد از دستگیری مرحوم پورزند، شماری از سینماگران و هنرمندان برای بازجوئی درارتباط با پرونده او، یکی یکی احضار و بازجوئی می‌شدند. بیضائی هم احضار شده بود. ما وکیل بیضائی بودیم و همکارم مجید مصطفوی، با او به اداره اماکن رفت. مجید را راه ندادند. بیرونِ ساختمان منتظر ماند و چند ساعت بعد، همراه بیضائی به دفتر برگشتند. بیضائی اشاره کرد که بازجوها در میانِ چیزهایی که از او در ارتباط با پورزند پرسیده بودند، خواستند از پدر و مادرش که آیین مذهبیِ متفاوتی داشتند، اعلام برائت کند.اما بیضایی عصبانی شده و نوشته بود کاری به آیینِ آن‌ها ندارد. این مساله شخصی آنهاست. اما پاک‌تر، بزرگ‌تر و انسان‌تر از آن دو، کسی را در جهان نمی‌شناسد و هرگز تن به ننگِ بدنام کردن عزیزانش نمی‌دهد. بیضائی می‌گفت: تصور می‌کردم مرا برای کارها و نوشته‌هایم احضار کرده‌اند. نمی‌دانستم در این سرزمین، مجبورت می‌کنند پدر و مادرت را هم نفی کنی و بگویی از زیر بُته درآمده‌ای.»

همین بازجو و همین تشکیلات، مدتی بعد چند منتقد سینما را بازداشت کرد، از جمله من و کامبیز کاهه. چیزی که من به‌شخصه تجربه کردم، ۴۷ روز انفرادی در مکانی کوچک‌تر از یک متر در دو متر، باتوم، لگد، سیلی (از جمله یک بار توسط خود غلامحسین رمضانی) توهین و تحقیر و سردخانه بود برای اعتراف به کارهای نکرده، از جمله دریافت دلار یا یورو از کشورهای خارجی برای «تهاجم فرهنگی» و اعتراف به این که همه اهالی سینما فاسدند و دائم در حال رابطه جنسی و خوردن مشروبات الکلی!

پس از آن من ایران را ترک کردم و چند سال بعد بیضائی هم به‌رغم میل باطنی‌اش برای ماندن، سرانجام مجبور به ترک همیشگی ایران شد و با مژده شمسایی و پسرش نیاسان، به آمریکا مهاجرت کرد، اما تا آخرین روزهای زندگی‌اش به فارسی نوشت و اجرا کرد و تا لحظه مرگ هم تنها نگران کارهای نیمه تمامش بود؛ مردی که با سری برافراشته ایستاد و به ظلم و جهل نه گفت.

مجتبی هاشمی: مردم در بازار و دانشگاه شعار جاوید شاه سر می‌دهند

۱۱ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

مجتبی هاشمی، تحلیل‌گر سیاسی، گفت: «جنبش زن زندگی آزادی بستری را فراهم کرد تا گروه‌های مدنی داخل ایران با یکدیگر تبادل نظر کنند.»

او در ادامه گفت: «نتیجه این گفت‌وگوها به مرحله‌ای رسید که اکنون مردم در بازار و دانشگاه شعار جاوید شاه سر می‌دهند.»

شهران طبری: مردم تنها به یک نفر اعتماد دارند و آن شاهزاده رضا پهلوی است

۱۱ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)

شهران طبری، عضو شورای مرکزی جبهه ۷ آبان، گفت: «اعتراضات این دوره، آشکارا ملی و فراگیر است؛ مردم عادی به خیابان آمده‌اند و فریاد رضا شاه روحت شاد و پهلوی برمی‌گردد سر می‌دهند.»

او افزود: «این یعنی مردم تنها به یک نفر اعتماد دارند و آن شاهزاده رضا پهلوی است.»