• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

۲۰۲۵؛ سال ریختن تاس اقلیم و سقوط سنگرهای تاب‌آوری جهانی

منصور سهرابی
منصور سهرابی

اگرواکولوژیست و متخصص بوم‌شناسی

۷ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

۲۰۲۵ سالی بود که زمین با ما اتمام حجت کرد. دیگر خبری از هشدارهای ملایم دانشمندان در کنفرانس‌های شیک نیست؛ حالا بحران اقلیمی راهش را به سفره‌ها و ریه‌های ما باز کرده است. انگار طبیعت تاس خود را ریخته و سنگرهای مقاومت ما یکی‌یکی در حال فروپاشی‌اند.

از نفس‌های آخر صخره‌های مرجانی در اعماق اقیانوس تا ایستادگی لرزان جنگل‌های آمازون، همه نشان می‌دهند که ما به «نقطه بی‌بازگشت» رسیده‌ایم.

سال ۲۰۲۵ سال اعداد نبود؛ سال تماشای فروریختن یخچالی بود که هزاران سال دوام آورده بود و حالا در چند هفته، پیش چشم ما به آب بدل شد.

رویدادهایی چون آتش‌سوزی‌های گسترده در کالیفرنیا و آمازون، سیل‌های ویرانگر، خشکسالی‌های طولانی و گرمای رکوردشکن، همراه با گزارش‌های معتبری مانند گزارش نقاط بازگشت‌ناپذیر جهانی ۲۰۲۵ و گزارش شکاف انتشار گازهای گلخانه‌ای برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP)، هزینه‌های سنگین اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دهه‌ها بی‌توجهی به هشدارهای علمی را به‌وضوح نمایان کردند و ضرورت اقدام فوری و هماهنگ را برجسته ساختند.

آتش‌سوزی در غرب لس‌آنجلس، کالیفرنیا، هفتم ژانویه ۲۰۲۵
100%
آتش‌سوزی در غرب لس‌آنجلس، کالیفرنیا، هفتم ژانویه ۲۰۲۵

تنها در نیمه نخست ۲۰۲۵، برآوردها از ثبت ده‌ها میلیارد دلار خسارت ناشی از آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا، طوفان‌های آسیای جنوب‌شرقی و سفیدشدگی مرجان‌ها حکایت دارند.

این خسارت‌ها نشان می‌دهد تغییر اقلیم دیگر سناریوی فردا نیست و پیامدهای آن امروز در ترازنامه بانک‌ها و سفره خانوارها دیده می‌شود.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، این وضعیت را «عصر جوشش جهانی» نامید؛ تعبیری که نشان می‌دهد بحران از سطح پیش‌بینی علمی عبور کرده و وارد فاز بی‌ثباتی سیستماتیک شده است.

مردم مجسمه آزادی را از میان مه ناشی از دود آتش‌سوزی‌های کانادا تماشا می‌کنند. نیویورک، ۶ اوت ۲۰۲۵
100%
مردم مجسمه آزادی را از میان مه ناشی از دود آتش‌سوزی‌های کانادا تماشا می‌کنند. نیویورک، ۶ اوت ۲۰۲۵

دستاوردها و ناکامی‌های «کاپ۳۰»

کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل (کاپ۳۰) که در نوامبر ۲۰۲۵ در بلم برزیل برگزار شد، بیش از هر چیز تلاشی بود برای پاسخ دادن به یک پرسش قدیمی: آیا می‌توان گذار اقلیمی را پیش برد، بی‌آنکه هزینه‌های آن یک‌سره بر دوش کارگران، جوامع محلی و کشورهای آسیب‌پذیر بیفتد؟

تمرکز کنفرانس بر مفهوم «گذار عادلانه» از همین دغدغه می‌آمد و تصویب «مکانیسم اقدام بلم» را می‌توان مهم‌ترین دستاورد نمادین آن دانست.

این سازوکار قرار است از جوامع وابسته به سوخت‌های فسیلی در مسیر گذار به اقتصاد کم‌کربن حمایت کند و شکاف اجتماعی این انتقال را کاهش دهد.

شرکت‌کنندگان در اجلاس «کاپ۳۰»، برزیل، ۷ نوامبر ۲۰۲۵
100%
شرکت‌کنندگان در اجلاس «کاپ۳۰»، برزیل، ۷ نوامبر ۲۰۲۵

در کنار آن، راه‌اندازی «صندوق جنگل‌های گرمسیری پایدار» (Tropical Forests Forever Facility یا TFFF) با بیش از ۵.۵ میلیارد دلار تعهد اولیه، نشانه‌ای از تلاش برای عبور از وعده‌های کوتاه‌مدت و حرکت به‌سوی تامین مالی پایدار حفاظت از جنگل‌ها بود؛ به‌ویژه با تاکید بر سهم مستقیم جوامع بومی و محلی.

با این حال، این ابتکارها بیش از آنکه نشان‌دهنده تغییر مسیر بنیادین باشند، یادآور این واقعیت‌اند که پیشرفت در حکمرانی اقلیم همچنان تکه‌تکه و محتاطانه پیش می‌رود.

مساله اصلی «کاپ۳۰» اما جایی دیگر بود. کنفرانس نتوانست بر سر تعهد الزام‌آور برای خروج تدریجی از سوخت‌های فسیلی به اجماع برسد و همچنان از ارائه نقشه راهی روشن برای توقف جنگل‌زدایی طفره رفت.

غیبت رسمی ایالات متحده، تنش‌های ژئوپولیتیک و مقاومت کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت فضای مذاکرات را به‌ سمتی برد که دستاوردهای اجتماعی اعلام‌شده نتوانستند شکاف عمیق میان اهداف مورد نظر و مسیر واقعی کاهش انتشار را پر کنند.

در نهایت، «کاپ۳۰» بار دیگر نشان داد جامعه جهانی در گفتار به فوریت بحران باور دارد، اما در عمل هنوز حاضر نیست هزینه‌های سیاسی تصمیم‌های سخت را بپردازد؛ تعللی که تحقق هدف محدودسازی گرمایش به ۱.۵ درجه را بیش از پیش دشوار می‌کند.

تنوع زیستی؛ بحرانی آرام اما برگشت‌ناپذیر

در کنار تغییر اقلیم، بحران تنوع زیستی در سال ۲۰۲۵ ادامه یافت، بی‌آنکه همواره در کانون توجه افکار عمومی قرار گیرد.

سفیدشدگی گسترده مرجان‌ها، همراه با کاهش جمعیت گونه‌های دریایی و تخریب زیستگاه‌های خشکی، نشانه‌هایی از فشار فعالیت انسانی بر سامانه‌های طبیعی هستند.

اهمیت این بحران در آن است که برخلاف بسیاری از پیامدهای اقلیمی، از دست رفتن تنوع زیستی اغلب غیرقابل بازگشت است و می‌تواند به فروپاشی اکوسیستم‌ها منجر شود.

برای نمونه، فروپاشی صخره‌های مرجانی نه‌تنها تنوع زیستی، بلکه معیشت صدها میلیون نفر در زنجیره‌های شیلاتی را تهدید می‌کند.

سفیدشدگی مرجان‌ها، کوه ماک، تایلند
100%
سفیدشدگی مرجان‌ها، کوه ماک، تایلند

بحران آب؛ نقطه تلاقی اقلیم و حکمرانی

مساله آب هم‌زمان در سفره مردم، کشاورزی و سیاست خارجی بازتاب یافت.

خشکسالی‌های طولانی‌مدت، افت شدید منابع آب زیرزمینی و ذوب شتابان یخچال‌ها، که به گزارش سازمان ملل بیش از دو میلیارد نفر را تهدید می‌کند، حاکی از آن است که تغییر اقلیم نه‌تنها چرخه آب را مختل کرده، بلکه ضعف‌های مزمن در مدیریت و حکمرانی منابع آب را به‌شدت افزایش داده است.

پژوهش‌های معتبر هشدار می‌دهند این بحران می‌تواند به منبعی عمده برای تنش‌های اجتماعی، مهاجرت‌های انبوه و بی‌ثباتی سیاسی تبدیل شود، به‌ویژه در مناطقی که آب به عامل امنیت ملی بدل شده است.

کانال آبی در شمال غرب بریتانیا پس از دوره‌ای طولانی بدون بارندگی، ۱۳ مه ۲۰۲۵
100%
کانال آبی در شمال غرب بریتانیا پس از دوره‌ای طولانی بدون بارندگی، ۱۳ مه ۲۰۲۵

ایران؛ نمونه‌ای فشرده از بحران جهانی
در سال ۲۰۲۵، ایران به آینه تمام‌نمای بحران‌های جهانی بدل شد. بحران آب به سطح ژئوپولیتیک رسید و افت شدید سد دوستی، مشهد را به جیره‌بندی کشاند.

این وضعیت حتی در اظهارات مقام‌های رسمی نیز بازتاب یافت. مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت جمهوری اسلامی، گفت: «واقعیت این است که ما با ناترازی‌های بسیار بدی مواجه هستیم. ناترازی گاز، برق، انرژی و آب، پول و محیط زیست داریم و همه آن در حدی هستند که ممکن است به بحران تبدیل شوند.»

او همچنین هشدار داد: «اگر باران نیاید، تهران را باید خالی کنند.»

این اعترافی نشان می‌دهد بحران محیط زیست از سطح هشدار کارشناسی عبور کرده و وارد ادبیات رسمی حکمرانی شده است، هرچند هنوز به سیاست‌گذاری موثر بینجامیده است.

نمایی از برج میلاد در میان مه غلیظ ناشی از آلودگی هوا، تهران، نوامبر ۲۰۲۵
100%
نمایی از برج میلاد در میان مه غلیظ ناشی از آلودگی هوا، تهران، نوامبر ۲۰۲۵

مه قهوه‌ای آلودگی در کلان‌شهرهایی مانند تهران و اصفهان دیگر نه یک پدیده گذرا، بلکه به دردی مزمن و ساختاری بدل شده است.

در این میان، سوخت بی‌کیفیت، ناوگان فرسوده و مازوت‌سوزی همچنان قربانی می‌گیرند و در میان این دود و دم، تنها چیزی که به‌خوبی خاک می‌خورد، «قانون هوای پاک» است.

در اواخر پاییز، جنوب کشور از فارس تا بوشهر و هرمزگان بارش‌هایی فراتر از نرمال را تجربه کرد و بار دیگر سیلاب از شهر و روستا عبور کرد.

این تکرار تلخ نشان می‌دهد تا زمانی که نقشه‌های خطر مبنای بازطراحی زیرساخت‌ها و کالبد شهر قرار نگیرد، هر باران تند می‌تواند به یک تراژدی تمام‌عیار تبدیل شود.

بارش باران در سیرجان و آب‌گرفتگی معابر شهری، نوامبر ۲۰۲۵
100%
بارش باران در سیرجان و آب‌گرفتگی معابر شهری، نوامبر ۲۰۲۵

جمع‌بندی؛ محیط زیست به‌مثابه انتخاب سیاسی
سال ۲۰۲۵ بیش از هر زمان دیگری ثابت کرد بحران محیط زیست نه صرفا مساله‌ای علمی، بلکه بازتابی از انتخاب‌های سیاسی و اقتصادی است.

علم سال‌هاست مسیرها و مخاطرات را با دقت نشان داده است؛ آنچه امروز بحران را تداوم می‌بخشد نه نادانی، بلکه انتخاب آگاهانه تعویق و اقدام‌های نصفه‌نیمه است.

اما هزینه‌های این انتخاب به‌طور نابرابر و با نقض عدالت محیط زیستی بر دوش جوامع فرودست و آسیب‌پذیر گذاشته می‌شود.

طوفان «کالماگی» در فیلیپین بیش از ۲۵۰ کشته بر جای گذاشت؛ ۵ نوامبر ۲۰۲۵
100%
طوفان «کالماگی» در فیلیپین بیش از ۲۵۰ کشته بر جای گذاشت؛ ۵ نوامبر ۲۰۲۵

پنجره فرصت برای مهار بدترین پیامدها هنوز کاملا بسته نشده، اما به‌سرعت در حال بسته شدن است.

آینده محیط زیست نه نتیجه اجتناب‌ناپذیر نیروهای طبیعی، بلکه حاصل تصمیم‌های امروز ماست؛ تصمیم‌هایی که اگر به تعویق بیفتند، فردا دیگر امکان انتخاب را از ما خواهند گرفت.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

سال ۲۰۲۵؛ جدال باخت-باخت ترامپ و خامنه‌ای بر سر صادرات نفت

۷ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو

اقدامات دولت دونالد ترامپ از ابتدای سال جاری در افزایش فشارها و تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی به‌منظور «متوقف کردن» صادرات نفت ایران تا حد زیادی ناموفق بوده؛ هرچند این سیاست هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها را برای تهران به‌شدت افزایش داده است.

دولت ترامپ وعده کاهش صادرات نفت ایران به ۱۰۰ هزار بشکه در روز را داده بود، اما داده‌های شرکت اطلاعات انرژی «کپلر» که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، نشان می‌دهد حجم محموله‌های نفتی ایران که در سال ۲۰۲۵ در بنادر چین تخلیه شده، تنها ۸ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافته است.

در سال جاری میلادی، به‌طور متوسط روزانه ۱.۳۶ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی ایران به پالایشگاه‌های چین رسیده است.

البته جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۵۶ هزار بشکه نفت به سوریه صادر می‌کرد که این صادرات پس از سقوط حکومت بشار اسد متوقف شد.

در مجموع، می‌توان گفت سیاست دولت ترامپ برای فروپاشی شدید صادرات نفت ایران با شکست مواجه شده است.

نفت خام و میعانات گازی تقریبا ۴۰ درصد از کل صادرات ایران را تشکیل می‌دهند که ارزش عادی آن (بدون در نظر گرفتن هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها) در سال جاری حدود ۳۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ رقمی معادل نزدیک به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران.

آمریکا در سال ۲۰۲۵ دست‌کم چهار پالایشگاه مستقل چینی معروف به «تی‌پات» یا «قوری» را به‌دلیل خرید و پردازش نفت خام ایران تحریم کرد.
100%
آمریکا در سال ۲۰۲۵ دست‌کم چهار پالایشگاه مستقل چینی معروف به «تی‌پات» یا «قوری» را به‌دلیل خرید و پردازش نفت خام ایران تحریم کرد.

زیان دوگانه ایران

ناکامی ترامپ در تحقق وعده توقف صادرات نفت ایران به معنای پیروزی جمهوری اسلامی نیست.

پیش از تحریم‌های دولت قبلی ترامپ در سال ۲۰۱۸، ایران روزانه ۲.۵ میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد؛ رقمی که در سال ۲۰۲۰ به حدود ۴۰۰ هزار بشکه سقوط کرد.

با روی کار آمدن دولت جو بایدن، صادرات نفت ایران هر سال افزایش یافت و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۱.۵۵ میلیون بشکه در روز رسید.

با آغاز به کار دولت جدید ترامپ، نه‌تنها روند احیای صادرات نفت ایران متوقف شد، بلکه رو به افول گذاشت و معکوس شد.

نکته کلیدی دیگر، افزایش هزینه‌های دور زدن تحریم‌هاست. در ابتدای سال جاری، جمهوری اسلامی به پالایشگاه‌های چینی ۲ تا ۳ دلار به ازای هر بشکه تخفیف می‌داد، اما بر اساس برآوردهای کپلر، این رقم اکنون به ۱۱ دلار رسیده است.

داده‌های کپلر همچنین نشان می‌دهد حجم نفت شناور ایران طی یک سال گذشته بیش از دو برابر شده و به حدود ۱۵۲ میلیون بشکه رسیده است.

در شرایط عادی، هزینه روزانه اجاره نفتکش‌ها برای نگهداری چنین حجمی از نفت در دریا تقریبا ۸ میلیون دلار است. البته اجاره کشتی‌ها از ناوگان موسوم به «سایه» که برای قاچاق نفت ایران، روسیه و ونزوئلا استفاده می‌شود، چندین برابر این رقم هزینه دارد.

حتی شرکت ردیابی نفتکش «وورتکسا» حجم نفت شناور ایران را ۲۰۰ میلیون بشکه برآورد کرده است.

نفتکش «گلدن ایگل» یکی از شناورهای «ناوگان سایه» است که ۲۷ آذر تحت تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت.
100%
نفتکش «گلدن ایگل» یکی از شناورهای «ناوگان سایه» است که ۲۷ آذر تحت تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت.

به زبان ساده، سالانه حدود ۵ تا ۶ میلیارد دلار از درآمد نفتی ایران صرف نگهداری نفت در دریا و در نزدیکی آب‌های چین می‌شود تا در صورت بروز اختلال در بارگیری نفت، تحویل به پالایشگاه‌های چینی ادامه یابد.

تا اینجا، حدود ۱۵ درصد از ارزش نفت ایران از طریق تخفیف به پالایشگاه‌های چینی و ۲۰ درصد از طریق هزینه‌های ذخیره‌سازی شناور از بین می‌رود، اما این تنها بخشی از اتلاف درآمد نفتی ایران است.

بخش عمده‌ای از نفت ایران پیش از رسیدن به مشتریان چینی، باید از مسیر انتقال کشتی به کشتی، تغییر اسناد و تغییر نام تجاری نفت عبور کند؛ فرآیندی که به دست دلالان نفتی صورت می‌گیرد.

بخشی از درآمد نفت ایران نیز به این واسطه‌ها، جعل‌کنندگان اسناد، شبکه‌های گسترده شرکت‌های صوری و موارد مشابه اختصاص می‌یابد.

البته مشکلات جمهوری اسلامی در دسترسی به درآمدهای نفتی به اینجا ختم نمی‌شود. بخشی از درآمد نفت ایران در قالب تهاتر با کالاهای چینی و بخشی دیگر در ازای خدمات چینی تسویه می‌شود.

روزنامه وال‌استریت ژورنال در ماه اکتبر گزارش داد سالانه ۸.۴ میلیارد دلار از درآمد صادرات نفت ایران به چین از طریق تهاتر با خدمات چینی تسویه می‌شود.

اما سال ۲۰۲۶ برای جمهوری اسلامی سال سخت‌تری خواهد بود.

بر اساس داده‌های شرکت‌های ردیابی نفتکش‌ها، ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ تنها ۳۸ درصد از نفتکش‌های دخیل در دور زدن تحریم‌های نفتی ایران را تحریم کرده بود؛ اما در سال ۲۰۲۵ این رقم از ۷۰ درصد فراتر رفته است.

اقدام آمریکا در توقیف چند نفتکش تحریم‌شده در سواحل ونزوئلا که برای ایران نیز نفت حمل می‌کردند، مشکلات تازه‌ای برای جمهوری اسلامی ایجاد خواهد کرد.

طبق برآوردهای «تانکر ترکرز»، شرکت ردیابی نفتکش‌ها، حدود ۱۴۷۰ نفتکش ناوگان سایه در سال ۲۰۲۵ فعال بوده‌اند که ۴۰ درصد آن‌ها در خدمت صادرات نفت ایران بوده‌اند؛ سهمی تقریبا مشابه برای روسیه ثبت شده و بخش باقی‌مانده عمدتا به ونزوئلا و دو کشور دیگر اختصاص داشته است.

از این رو، دست‌کم از نظر لجستیکی، قاچاق نفت تحریم‌شده در سال ۲۰۲۶ برای جمهوری اسلامی به‌مراتب دشوارتر خواهد شد.

چرا برخی افراد بارها تصمیم‌های نادرست خود را تکرار می‌کنند؟

۷ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

یافته‌های یک پژوهش تازه‌ نشان می‌دهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانه‌های دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار می‌گیرند و همین مساله می‌تواند آن‌ها را در چرخه‌ای از تصمیم‌های پرخطر یا زیان‌بار گرفتار کند.

بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان به‌طور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آن‌ها پیوند می‌دهد.

این فرآیند که «یادگیری تداعی‌گر» نام دارد، به افراد کمک می‌کند بر پایه تجربه‌های قبلی، سریع‌تر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.

با این حال، پژوهشگران می‌گویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمی‌کند.

این تحقیق توضیح می‌دهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد به‌جای کمک به تصمیم‌گیری بهتر، به تداوم انتخاب‌های نامطلوب منجر می‌شود.

100%

نقش نشانه‌ها در تصمیم‌گیری نادرست

به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانه‌های محیطی برای تصمیم‌گیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.

برخی افراد هنگام تصمیم‌گیری به‌شدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرک‌ها قرار می‌گیرند.

به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز می‌کند که معنای این نشانه‌ها دستخوش تغییر می‌شود.

برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیش‌تر با پاداش همراه بوده، به‌تدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمی‌تواند این تغییر را به‌درستی ثبت کند.

در افرادی که حساسیت بالایی به نشانه‌ها دارند، مغز در «به‌روزرسانی» این آموخته‌ها ناتوان می‌ماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان می‌دهد.

در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخاب‌های قبلی را تکرار می‌کنند.

  • مغز مردان با افزایش سن سریع‌تر از مغز زنان کوچک می‌شود

    مغز مردان با افزایش سن سریع‌تر از مغز زنان کوچک می‌شود

پیوند نشانه‌ها با اعتیاد و اضطراب

در این شرایط، نشانه‌های محیطی به‌جای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل می‌شوند و ترک عادت‌های زیان‌بار را دشوارتر می‌کنند.

این یافته‌ها می‌تواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.

تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.

هدف آن‌ها یافتن پاسخ روشن‌تری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانه‌های محیطی می‌تواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیم‌گیری‌های پرخطر در این گروه‌ها باشد.

جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل در مورد شناسایی سومالی‌لند توسط اسرائیل برگزار می‌شود

۷ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از به رسمیت شناخته شدن سومالی‌لند توسط اسرائیل، جلسه اضطراری تشکیل جلسه می‌دهد.این نشست به درخواست سومالی قرار است بعدازظهر دوشنبه هشتم دی در نیویورک برگزار شود.

در همین ارتباط، دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، گفت سومالی به دنبال «به چالش کشیدن تصمیمات حاکمیتی» است و افزود اسرائیل «مسئولانه و با احتیاط عمل خواهد کرد، در حالی که از بحث‌های سیاسی که به دنبال به چالش کشیدن تصمیمات حاکمیتی هستند، هراس نخواهد داشت.»

او گفت: «ما به همکاری با هر طرف که به ثبات منطقه‌ای کمک کند، ادامه خواهیم داد.»

در این میان، اعلام شده است که شورای اتحادیه عرب یکشنبه هفتم دی نشستی اضطراری را در قاهره، مقر دبیرخانه کل ای نهاد، برای بررسی «خطرات» به رسمیت شناختن سومالی‌لند به‌عنوان یک دولت مستقل از سوی اسرائیل برگزار خواهد کرد.

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی، سومالی‌لند ممکن است در آینده پذیرای پناهجویان فلسطینی از غزه شود.

نشست قاهره در پاسخ به درخواست نماینده دائم سومالی در اتحادیه عرب و در چارچوب اقدام مشترک کشورهای عربی برای مقابله با تصمیم بی‌سابقه اسرائیل برگزار خواهد شد.

  • اتحادیه عرب پیامدهای تصمیم اسرائیل برای به رسمیت شناختن سومالی‌لند را بررسی می‌کند

    اتحادیه عرب پیامدهای تصمیم اسرائیل برای به رسمیت شناختن سومالی‌لند را بررسی می‌کند

پیش‌تر مصر جمعه پنجم دی اعلام کرده بود که وزیران امور خارجه سومالی، مصر، ترکیه و جیبوتی در بیانیه مشترکی به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرده‌اند.

در این بیانیه بر حمایت کامل این چهار کشور از وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی تاکید شده است.

وزارت امور خارجه سوریه نیز شنبه ششم دی به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرد.

در همین حال، حسن شیخ محمود، رییس‌جمهوری سومالی، در بیانیه‌ای که شنبه در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، به رسمیت شناخته شدن سومالی‌لند را به عنوان «تجاوز غیرقانونی» و اقدامی «خلاف قوانین بین‌المللی»، محکوم کرد.

او نوشت: «دخالت در امور داخلی سومالی خلاف قوانین حقوقی و دیپلماتیک است» و افزود مردم سومالی از هم جدا نشدنی هستند.

پیش‌تر دولت سومالی اقدام اسرائیل را «تعرضی آشکار» به حاکمیت و تمامیت ارضی خود دانسته و نسبت به پیامدهای آن بر ثبات منطقه شاخ آفریقا و دریای سرخ هشدار داده بود.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جمعه پنجم دی اعلام کرد که این کشور به‌طور رسمی «جمهوری سومالی‌لند» را به‌عنوان کشوری مستقل و دارای حاکمیت به رسمیت شناخته و با عبدالرحمن محمد عبدالله، رییس‌جمهوری سومالی‌لند، در این زمینه یک اعلامیه مشترک امضا کرده است.

نتانیاهو گفت که این اعلامیه «در راستای روح توافق‌نامه‌های ابراهیم» که به ابتکار دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، طراحی شده، امضا شده است.

به این ترتیب، اسرائیل نخستین کشور عضو سازمان ملل متحد به شمار می‌رود که سومالی‌لند را به رسمیت شناخته است.سومالی‌لند در شمال شاخ آفریقا قرار دارد و در سال ۱۹۹۱ پس از فروپاشی دولت مرکزی سومالی، به‌طور یک‌جانبه اعلام استقلال کرد. سومالی‌لند تاکنون از سوی جامعه بین‌المللی به‌عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته نشده است و از نظر حقوق بین‌الملل همچنان بخشی از سومالی محسوب می‌شود.

در این حال،‌ ترامپ به روزنامه نیویورک‌‌پست گفت آماده به رسمیت شناختن سومالی‌لند نیست و این موضوع را بررسی می‌کند.

  • ترامپ گفت آماده به رسمیت شناختن سومالی‌لند نیست

    ترامپ گفت آماده به رسمیت شناختن سومالی‌لند نیست

او در پاسخ به پرسشی درباره پیشنهاد رییس‌جمهوری سومالی‌لند مبنی‌بر ارائه امکانات به آمریکا برای احداث یک پایگاه نظامی در ساحل دریای سرخ گفت: «این موضوع را بررسی می‌کنیم. من چیزهای زیادی را بررسی می‌کنم و همیشه تصمیم‌های بزرگی می‌گیرم که در نهایت هم درست از آب درمی‌آیند.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، گروه تروریستی الشباب پس از اقدام اسرائیل در به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند به‌عنوان یک دولت مستقل، اسرائیل را تهدید کرد و این تصمیم را نشانه‌ای از «توسعه‌طلبی» در سرزمین‌های سومالی دانست.

الشباب که در سومالی فعال است و با شبکه القاعده ارتباط دارد، شنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد هرگونه تلاش اسرائیل «برای ادعا یا استفاده از بخش‌هایی از سومالی‌لند» را نخواهد پذیرفت و در برابر آن خواهد جنگید. این گروه، به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند از سوی اسرائیل را نشانه تصمیم این کشور برای گسترش نفوذ خود در مناطق شمال‌غربی سومالی توصیف کرد و مدعی شد این اقدام در حمایت از آنچه «اداره مرتد» می‌نامد، انجام شده است.

در همین حال، روزنامه اورشلیم‌پست شنبه در تحلیلی در مورد به رسمیت شناختن سومالی‌لند به اهمیت تنگه باب‌المندب اشاره کرد که گلوگاه اقتصادی برای کشتیرانی از مدیترانه به اقیانوس هند است و افزود به همین دلیل، این منطقه در سطح جهانی به عنوان یک منطقه تجاری بسیار مهم در نظر گرفته می‌شود.

اورشلیم‌پست نوشت: «برخی ممکن است این اقدام را آغاز دوره جدیدی از رقابت بین‌المللی در این بخش از آفریقا بدانند و بسیاری از کشورها در حال حاضر درگیر این موضوع هستند.»

این روزنامه برای مثال، به «دخالت ترکیه در سومالی و سودان»‌ اشاره کرد و نوشت که امارات متحده عربی نیز در بندری در سومالی‌لند سرمایه‌گذاری کرده است و قدرت‌های اروپایی در جیبوتی پایگاه و نیروی نظامی دارند.

اورشلیم پست ضمن اشاره به حملات حوثی‌‌های یمن، گروه نیابتی جمهوری اسلامی، به کشتی‌های تجاری در منطقه اضافه کرد که بسیاری از کشورهای این منطقه ضعیف هستند یا مانند سودان با درگیری‌های داخلی مواجه هستند.

این روزنامه،‌ اقدام اخیر اسرائیل را در مقایسه با شرایط موجود در منطقه و حضور کشورهایی مانند فرانسه، ایالات متحده، ترکیه، ایران، و امارات متحده عربی و عربستان سعودی این‌گونه تحلیل کرد که «ماهی‌های بزرگ‌تری برای سرخ کردن وجود دارد.»

بازدارندگیِ واژگون‌شده: چرا توان موشکی جمهوری اسلامی به محرک جنگ بدل شده است

۶ دی ۱۴۰۴، ۲۳:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

جمهوری اسلامی سال‌ها کوشید این تصویر را تثبیت کند که ترکیب سه‌گانه «توان هسته‌ای»، «قدرت موشکی» و شبکه نیروهای «مقاومت»، می‌تواند سپری بازدارنده ایجاد کند؛ سپری که نه‌تنها هزینه حمله نظامی به ایران را بالا ببرد، بلکه اساساً فکر چنین حمله‌ای را از دستور کار «دشمنان» خارج سازد.

در همین چارچوب بود که علی خامنه‌ای از حضور نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه با عنوان «عمق استراتژیک» دفاع می‌کرد و هزینه‌های سنگین سیاسی، اقتصادی و انسانی آن را توجیه‌پذیر می‌دانست؛ حضوری که قرار بود خطوط درگیری را از مرزهای ایران دور نگه دارد و «امنیت نظام» را تضمین کند.

اما جنگ ۱۲ روزه، از نگاه مقامات جمهوری اسلامی، اهمیت یکی از اضلاع این «مثلث بازدارندگی» را بیش از پیش برجسته کرد: توان موشکی. پس از این جنگ، تمرکز رسمی بر این گزاره شکل گرفت که اگر «قدرت موشکی ایران» وجود نداشت، «نظام سقوط می‌کرد». این ادعا، که به‌طور مداوم در ادبیات حکومتی تکرار می‌شود، به‌عنوان شاهدی بر کارآمدی دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی عرضه می‌شود. حال آن‌که همین برداشت، اگر از زاویه‌ای دیگر دیده شود، نه نشانه موفقیت بازدارندگی، بلکه علامت یک جابه‌جایی «خطرناک» است؛ جابه‌جایی‌ای که در ادامه، منطق بازدارندگی برای جمهوری اسلامی را معکوس می‌کند.

مساله اصلی آن است که شاخص «نقطه انفجار» در محاسبات امنیتی بازیگران مقابل جمهوری اسلامی تغییر کرده است. تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، قرار گرفتن برنامه هسته‌ای ایران در آستانه تسلیحاتی‌شدن—اعم از سطح غنی‌سازی یا میزان انباشت مواد شکافت‌پذیر—خط قرمز عملیاتی برای اقدام نظامی تلقی می‌شد. هسته‌ای‌شدن بالقوه، محور اصلی تصمیم‌سازی برای توسل به گزینه «سخت» بود.

اما تجربه این جنگ، این معادله را جابه‌جا کرده است. اکنون آنچه زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد، نه درصد غنی‌سازی اورانیوم، بلکه سرعت، دامنه و کیفیت بازسازی توان موشکی جمهوری اسلامی است. به بیان دیگر، اگر پیش‌تر برنامه هسته‌ای معیار «اقدام» بود، امروز برنامه موشکی به شاخص اصلی «تهدید» تبدیل شده است. این تغییر، نه محصول تبلیغات سیاسی، بلکه نتیجه مستقیم تجربه میدانی جنگ و ارزیابی دوباره هزینه–فایده در سطوح راهبردی است.

  • مقام اسرائیلی: اگر آمریکا به توافق درباره برنامه موشکی تهران نرسد، حمله اجتناب‌ناپذیر است

    مقام اسرائیلی: اگر آمریکا به توافق درباره برنامه موشکی تهران نرسد، حمله اجتناب‌ناپذیر است

در این چارچوب جدید، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی «سوراخ دعا را اشتباه گرفته است». تصور غالب در حاکمیت این است که تاکید مضاعف بر توان موشکی می‌تواند همان نقشی را ایفا کند که پیش‌تر «آستانه هسته‌ای» ایفا می‌کرد: بازدارندگی. حال آن‌که جهان پس از ۷ اکتبر و پیامدهای ژئوپلیتیکی آن وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن، تحمل یک تهدید موشکی فعال، بازسازی‌شونده و بالقوه عملیاتی، به‌مراتب کمتر از تحمل یک برنامه هسته‌ای مهارشده یا تعلیق‌شده است.

از همین‌رو، هرچند ممکن است پرونده هسته‌ای ایران در کوتاه‌مدت به حاشیه رانده شده باشد، این امر به معنای کاهش احتمال وقوع جنگ نیست؛ بلکه صرفاً نشان‌دهنده جابه‌جایی کانون تنش است. فعالیت‌های موشکی جمهوری اسلامی—به‌ویژه اگر با نمایش قدرت، آزمایش‌های جدید یا بازسازی ظرفیت‌ها همراه شود—می‌تواند به‌سرعت به محرک اصلی دور تازه‌ای از درگیری نظامی تبدیل شود.

تفاوت این دور احتمالی با گذشته، در سطح و کیفیت همراهی ایالات متحده با اسرائیل نهفته است. نشانه‌ها حاکی از آن است که تعهد دولت فعلی آمریکا به امنیت اسرائیل مستحکم‌تر شده و سیگنال‌هایی که از تهران، به‌ویژه به سمت دونالد ترامپ، ارسال می‌شود، بیش از آن‌که معطوف به مدیریت بحران باشد، رنگ‌وبوی تقابل‌جویانه دارد. همین ترکیب، زمینه همگرایی بیشتر واشینگتن و تل‌آویو علیه برنامه موشکی جمهوری اسلامی را فراهم می‌کند؛ برنامه‌ای که دیگر نه به‌عنوان «ابزار بازدارندگی»، بلکه به‌مثابه «تهدیدی فوری و فعال» تعریف می‌شود.

تناقض اصلی دقیقاً در همین نقطه است: آنچه جمهوری اسلامی امروز آن را ستون تضمین بقای خود می‌داند، در شرایط جدید می‌تواند به عامل آغاز دور تازه‌ای از تقابل نظامی بدل شود. بازدارندگی زمانی کارآمد است که طرف مقابل از عبور از خط قرمز بترسد؛ اما وقتی خودِ تعریف خط قرمز تغییر کرده باشد، اصرار بر ابزارهای قدیمی، نه بازدارنده خواهد بود و نه محافظ—بلکه محرک و تشدیدکننده بحران است.

بهرام بیضایی؛ نامیرایی در جهان نمایش

۶ دی ۱۴۰۴، ۲۱:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
امید کشتکار

بهرام بیضایی، نه صرفا یک نام در سینما و هنرهای نمایشی ایران، که یک «نهاد فرهنگی» تک‌نفره است. او را می‌توان جدا از کارگردان، نویسنده یا پژوهشگر، فرهنگ‌بانی خواند که در جست‌وجوی هویت ایرانی و زبان فارسی، به بازخوانی گذشته می‌پرداخت و در تاریخ و فرهنگ کاوش می‌کرد.

او در زمانه‌ای که حافظه تاریخی جامعه رو به زوال بود، با تکیه بر پژوهش‌های ژرف و خلاقیت بی‌مانندش، سبکی را ساخت که منحصربه‌فرد و یگانه بود.

بیضایی و نمایش
بهرام بیضایی در تئاتر، فرمی از نمایش را پایه‌گذاری کرد که پیش از آن بی‌سابقه بود. تئاتر او عمیقا سنتی و عمیقا مدرن است. او از فرم‌های کهن نمایشی و آیین‌هایی مثل تعزیه، سیاه‌بازی، تخت حوضی و نقالی استفاده می‌کرد تا مفاهیمی مدرن را به‌روی صحنه ببرد. آثار بیضایی گرچه اکثرا در زمان گذشته می‌گذشتند اما داستان‌هایی امروزی را روایت می‌کردند که در هرزمانی فهمیده می‌شوند. از جمله بیضایی در «مرگ یزدگرد» داستان انقلاب و شورش اجتماعی در پی ظلم را بازسازی می‌کند. خصوصا اینکه راویان او در جهان نمایش نه قدرتمندان که فرودستان و به حاشیه‌رفته‌گان هستند. در نمایشنامه «آرش» و در آن پایان بی‌نظیر، بیضایی به جامعه‌ای می‌تازد که هنوز در انتظار رسیدن یک منجی برای رهایی‌ست:

«آنک البرز؛ بلند است و سر به آسمان می‌ساید. و ما در پای البرز به پای ایستاده‌ایم؛ و در برابرمان دشمنانی از خون ما؛ با لبخندِ زشت. و من مردمی را می‌شناسم که هنوز می‌گویند: آرش بازخواهد گشت.»

از سوی دیگر زبان در تئاتر بیضایی، ابزاری است برای کندوکاو در ناخودآگاه جمعی. او با استفاده از زبان کهن و واژگانی که فراموش شده‌اند، جهانی یکتا می‌آفریند. زبان در آثار بیضایی نه صرفا وسیله‌ای برای بیان که ابزاری نمایشی‌ست و خود یکی از شخصیت‌های تئاتر است.

بیضایی و پژوهش
بخش مهم و ماندگار زیست فرهنگی بهرام بیضایی، پژوهش‌های اوست. آثار پژوهشی بیضایی نه‌تنها ریشه‌های آثار خودش را شکل دادند بلکه تاثیری بسیار مهم در نسل‌های پس از او تا به امروز داشته‌اند. کتاب «نمایش در ایران» هنوز هم پس از چندین دهه مهم‌ترین اثر پژوهشی در تئاتر ایرانی‌ست. بیضایی در زمانی که بسیاری معتقد بودند ایران پیش از برخورد با غرب تئاتر نداشته است، با تکیه بر اسناد و تحلیل آیین‌هایی چون تعزیه و خیمه‌شب‌بازی، ثابت کرد که نمایش در تار و پود فرهنگ ایرانی تنیده شده است. همچنین بیضایی در کتاب دیگرش «هزارافسان کجاست؟» به ریشه‌یابی قصه‌های هزار و یک شب می‌پردازد و با رویکردی اسطوره‌شناختی، ردپای ایزدبانوان و الگوهای کهن ایرانی را در این داستان‌ها دنبال می‌کند. بیضایی برخلاف پژوهشگران غربی از درون فرهنگ ایرانی، به تحلیل نمادها و نشانه‌ها می‌پردازد.

بیضایی و سینما
سینمای بیضایی، سینمایی منحصربه‌فرد است. جهان سینمایی بیضایی گرچه امروزی‌تر و به‌روزتر از جهان نمایشش است، اما از همان ریشه‌ها برمی‌خیزد. برخی از آثار او مانند «مسافران» مستقیما از دل فرهنگ نمایشی ایرانی می‌آید. در این شاهکار سینمایی، ما با شکلی از فاصله‌گذاری به‌سبک تعزیه طرفیم و همزمان میزانسن‌ها و بازی‌ها ما را به‌دل نمایش‌های سنتی می‌برند. تاکید بر فرم دایره و استفاده از نمادهایی مثل آینه، مسافران را تبدیل به فیلمی امروزی اما ریشه‌دار می‌کند.

با این‌حال جهان سینمایی بیضایی بسیار گسترده‌تر است. او از نخستین کسانی‌ست که در جمهوری اسلامی با فیلم «باشو غریبه کوچک»، فیلم ضدجنگ ساخت. آنهم در زمانی که کشتن و کشته‌شدن در پروپاگاندای جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین ارزش بود. باشو سال‌ها در توقیف ماند و فقط پس از جنگ بود که اجازه اکران پیدا کرد.

بیضایی از امروز و نقد اجتماعی-سیاسی هم غافل نبوده است. فیلم درخشان «سگ‌کشی» روایتی‌ست از تاریخ جمهوری اسلامی. داستانی که از تمام تاریخ، از انقلاب، جنگ و دوران سازندگی عبور می‌کند و تباهی را نمایش می‌دهد.

بیضایی و قدرت زن
زن، در آثار بیضایی از مهم‌ترین مولفه‌هاست. در بیشتر آثار بیضایی خصوصا در سینما، زنان نقشی محوری دارند. پیش از آنکه زنان جنبش‌های اجتماعی مهمی مانند خیزش زن، زندگی، آزادی را رهبری کنند، بیضایی در آثارش پیش‌گویانه قدرت زن ایرانی را تصویر کرده بود. سوسن تسلیمی در «مرگ یزدگرد» و «چریکه تارا» و مژده شمسایی در «مسافران» و «سگ‌کشی» فقط چند نمونه از این نمایش قدرت هستند.

در جهان نمایشی بیضایی، زنان نه موجوداتی ضعیف، که پاسداران اصلی خرد و زمین هستند. زنان آثار او نمادی از تداوم زندگی در زمان هجوم ویرانی هستند. او با حذف نگاه ابزاری، زن را در جایگاه کنشگر اصلی قرار می‌دهد.

بیضایی و سانسور
نمی‌توان از بیضایی گفت و از مقابله او با سانسور نگفت. بهرام بیضایی عاشق فرهنگ ایرانی و بزرگ‌ترین پاسدار این فرهنگ و زبان در جهان هنرهای نمایشی بود، اما همواره از سوی جمهوری اسلامی سانسور می‌شد. او بهایی‌زاده بود و از این‌رو بیشتر از دیگران سانسور و سرکوب می‌شد. دلخوشی کوچک اینکه دستکم ۱۵سال آخر را در آرامش و در آمریکا و دانشگاه استنفورد کار کرد و حسرتی بسیار بزرگ که نتوانست آثارش را در ایران و برای مردم به‌روی صحنه یا جلوی دوربین ببرد. بهرام بیضایی اما در آثارش پایان ظلم را به‌روشنی دیده بود.

«شمایان - شمایید؛ ترسان از یکدیگر! و همیشه می‌دانید یکی جایی هست، که افتِ شما خیزِ وی است. آری - همیشه داسی هست که بدان ریشه شما بَر کنند!»