موسسه علوم و امنیت بینالملل: تهران برنامه هستهای را در سایتهای باقیمانده دنبال میکند
تصاویر ماهوارهای از ورودی تونل شمالی در مجتمع هستهای اصفهان - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
گزارش تازه موسسه علوم و امنیت بینالملل نشان میدهد که با وجود نابودی بخش بزرگی از زیرساختهای هستهای جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه، نشانههای تازهای از بازسازیهای هدفمند و مقاومسازی سازههای امنیتی در تاسیسات کلیدی باقیمانده، بهویژه کوهکلنگ و طالقان ۲ جریان دارد.
نسخه کامل این گزارش جامع که بخشهایی از آن در هفتههای گذشته منتشر شده بود، با بررسی تصاویر ماهوارهای، اطلاعات انتشار یافته از سوی نهادهای امنیتی بهویژه ارتش اسرائیل و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی با وجود حجم گسترده تخریبها، همچنان در تلاش برای حفظ و احیای ظرفیتهای حساس هستهای خود است و کار در سایتهای بسیار عمیق کوهکلنگ را ادامه میدهد.
در بخشی از این گزارش به «ساخت یک محفظه استوانهای مهار مواد منفجره قوی و تاسیسات وابسته به آن» در سایت طالقان ۲ اشاره شده است؛ ساختاری که به نقل از این گزارش «به آنچه در توسعه سلاح هستهای به کار گرفته میشود» شباهت دارد.
بر اساس این گزارش سایتهای اصلی غنیسازی جمهوری اسلامی در فردو، نطنز و اصفهان پس از جنگ ۱۲روزه تا حد زیادی نابود شدهاند و هیچ فعالیت معناداری در آنها دیده نمیشود.
این گزارش نتیجه گرفته است که برنامه غنیسازی ایران بهطور جدی عقب افتاده است.
در بخش دیگری از مقدمه گزارش به این موضوع اشاره شده است که با وجود این تعلیق جدی، الگوهای گسترده پاکسازی و بازیابی تجهیزات در چند سایت مرتبط با نظامیسازی توان هستهای مشاهده میشود که میتواند مقدمهای برای بازسازی یا بخشی از فرایند پنهانسازی باشد.
این گزارش با اشاره به نصب «موانع گریزگاهی موشک کروز» در تونلهای مجتمع هستهای اصفهان، این تاسیسات را «محتملترین مکان» برای نگهداری تجهیزات بسیار ارزشمند هستهای یا ذخایر اورانیوم غنیشده با غنای ۶۰ درصد، یا هر دو آنها دانسته اما با این حال «احتمال جابهجایی آن درون سایتهای هستهای» را رد نکرده است.
این گزارش سایتهای مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی را در سه دسته بررسی کرده است:
سایتهای تحت اختیار سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی که همگی با غنیسازی اورانیوم مرتبطاند، شامل مجتمع غنیسازی نطنز، سایت غنیسازی فردو، مجتمع اصفهان، سایت تولید سانتریفیوژ در کرج، سایت تست و تحقیق و توسعه سانتریفیوژ «کالای الکتریک»؛
سایتهای تحت اختیار سپند که با نظامیسازی برنامه هستهای مرتبطاند، شامل سایتهای سنجریان، لویزان ۲، مقر جدید سپند و مرکز پژوهشی شهید میثمی؛
و دو سایت کلیدی که با غنیسازی اورانیوم یا نظامیسازی مرتبطاند و شواهدی از ادامه فعالیتهای ساخت و ساز در آنها مشاهده میشود، یعنی کوه کلنگ و طالقان ۲.
کوه کلنگ
تاسیسات کوه کلنگ در جنوب مجتمع هستهای نطنز قرار دارد و به گواه تصاویر ماهوارهای، فعالیتهای عمرانی در ماههای گذشته در این تاسیسات ادامه داشته است
این تاسیسات در جنگ ۱۲روزه هدف قرار نگرفت شامل دو مجموعه تونلیِ زیرزمینی است؛ یکی در حال ساخت به نام «مجتمع تونلی کلنگ» و دیگری که سال ۲۰۰۷ ساخته شد و «مجتمع تونلی ۲۰۰۷» نام گرفت.
جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۰ هدف از ساخت مجتمع تونلی کوه کلنگ را ایجاد یک تاسیسات پیشرفتهٔ مونتاژ سانتریفیوژ با ظرفیت تولید چندهزار سانتریفیوژ در سال اعلام کرد.
اکنون بهنظر میرسد ساخت این مجموعه ، دستکم در بخش تونلی، به مراحل پایانی نزدیک شده است. افزون بر این، دیوار پیرامونی امنیتی بیرونی هر دو مجموعه تونلی که ساخت آن پیش از جنگ و از اوایل ۲۰۲۵ آغاز شده بود تکمیل شده است اما اقدامات امنیتی هنوز در دست ساخت است.
این گزارش احتمال میدهد که در طول جنگ ۱۲روزه ذخایر اورانیوم غنیشده از سایت اصلی نطنز تخلیه و به این مجموعه منتقل شده باشد؛ شکی که با افزایش اقدامات مقاومسازی و عملیات خاکبرداری و دفن ورودیهای تونل تقویت میشود.
این گزارش با استناد به تصاویر ماهوارهای میگوید که ورودیهای مجتمع تونلی ۲۰۰۷ طوری اصلاح شدهاند که دسترسی به آنها دشوارتر شود و هدف از این اقدام را «مقاومسازی در برابر حمله، یا شاید دشوارتر کردن بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی» عنوان میکند.
نویسندگان این گزارش بر این باورند که با تخریب گسترده دیگر تاسیسات مرتبط با سانتریفیوژ در ایران، مجتمع کوهستانی کوه کلنگ احتمالا یکی از نامزدهای اصلی برای بازسازی برنامه سانتریفیوژی ایران خواهد بود؛ برنامهای که تولید قطعات سانتریفیوژ تا مونتاژ آنها و غنیسازی اورانیوم را در بر میگیرد.
همچنین به باور نویسندگان این گزارش، مجتمع کوه کلنگ از این جهت قابل توجه است که در عمق بسیار زیادی ساخته شده، شاید حتی عمیقتر از کارخانه غنیسازی فردو، و همین مساله است که که نگرانیهای زیادی را برمیانگیزد.
این گزارش تاکید میکند که «هیچ نشانهای» مبنی بر تغییر در برنامه هستهای جمهوری اسلامی برای این سایت پس از جنگ مشاهده نمیشود و تا نوامبر ۲۰۲۵ این سایت به مراحل پایانی ساختوساز نزدیک شده است. یه این ترتیب، این مجتمع نامزد اصلی برای بازسازی برنامه سانتریفیوژ ایران به شمار میرود.
این گزارش فعالیتهای مشاهدهشده در مجتمع تونلی قدیمی ۲۰۰۷ را «گیجکنندهتر» ارزیابی میکند و مینویسد: «تلاشها برای مقاومسازی ورودیهای تونل در این مجموعه ادامه دارد، اما در سطحی که ممکن است به مسدودسازی کاملِ ورودیها و شاید دفن یا قفلکردن امن موجودیهای ذخیرهشده در محل منجر شود.»
به باور نویسندگان این فعالیت بار دیگر بر یک پرسش مهم تاکید میکند: « آیا ایران در خلال جنگ ۱۲روزه و پیش از ورود آمریکا به تنشها، ذخایر اورانیوم غنیشده نطنز را به این محل منتقل کرده است؟»
طالقان ۲
طالقان ۲ تاسیساتی درون مجموعه نظامی پارچین در ۳۰ کیلومتری جنوب شرق تهران است که بهدلیل تخریبهای ناشی از حملات اکتبر ۲۰۲۴ از سوی اسرائیل، در جنگ ۱۲روزه هدف حمله نبود.
تصاویر ماهوارهای بین مه تا نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که جمهوری اسلامی تلاش قابل توجهی برای بازسازی و توسعه این سایت انجام داده است.
مهمترین تحول ساخت یک محفظه استوانهای مهار مواد منفجره قوی و تاسیسات وابسته به آن است؛ ساختاری بسیار شبیه به آنچه در توسعه سلاح هستهای به کار گرفته میشود.
افزون بر این، طراحی یک ساختمان مرکز طولانی که محفظه استوانهای مهار انفجار درون آن قرار دارد، و همینطور سازههای تقویتشدهای که ساختمانها را در برابر انفجار -چه انفجار هوایی و چه انفجار داخلی- محافظت میکنند، احتمال وجود مواد منفجره را در این سایت افزایش میدهد.
گزارش تاکید میکند که هرچند در حال حاضر هیچ شواهدی مبنی بر استفاده از این سایت برای اهداف هستهای نظامی وجود ندارد، اما ماهیت ساختوساز، ابعاد محفظه استوانهای و الگوی تقویت سازهها این احتمال را مطرح میکند که حکومت ایران ممکن است در تلاش برای بازسازی توان آزمایشهای انفجار پرقدرت مرتبط با برنامه آماد باشد یا هدفی مشابه را دنبال کند.
نطنز
برآوردها از این حکایت دارد که فعالیتهای مشاهدهشده در این مجموعه محدود بوده است. هیچ عملیات تعمیراتی روی ساختمانها یا زیرساختهای آسیبدیده یا نابودشده مشاهده نشده است.
علاوه بر این، حفره ناشی از دو بمب سنگرشکن جیبییو۵۷ در بالای سالن غنیسازی که اکنون مدفون است، پُر شده و پوششی روی آن قرار گرفته است.
این گزارش تاکید میکند که ورود کارکنان ایرانی به تاسیسات زیرزمینی نطنز مشخص نیست اما توجه به پراکندگی بقایای دستکم ۱۹ دستگاه خنککننده سامانه تهویه هوا در نقاط مختلف، تاسیسات نطنز در حال حاضر عملیاتی نیست.
تصاویری از تاسیسات برقی نابود شده در سایت هستهای نطنز - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
فُردو
تصاویر ماهوارهای فردو مربوط به ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که در این سایت هیچ فعالیت قابل توجه و جدیدی مشاهده نمیشود.
هرچند هنگام ارزیابیهای اولیه برای سنجش میزان خسارت وارد آمده در اثر حملات آمریکا و اسرائیل، جادههایی به سمت محلهای انفجار احداث شد و برای مدت کوتاهی یک جرثقیل در این محل نصب شده بود، اما حفرهها از آن زمان پُر شدهاند و جرثقیل و سایر ماشینآلات سنگین جمعآوری شدهاند.
محل اصابت بمب سنگرشکن که حفرههای ناشی از آن اکنون پُر شدهاند - عکس از موسسه علوم و امنیت بینالمللی
همانطور که در گزارش راستیآزمایی و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سپتامبر ۲۰۲۵ آمده است، خسارت واردشده به تاسیسات فردو احتمالا بسیار قابل توجه است.
مجتمع هستهای اصفهان
مجتمع هستهای اصفهان یکی از بزرگترین مراکز هستهای جمهوری اسلامی است که تاسیسات تبدیل اورانیوم، ساخت سوخت، انبارهای اورانیوم طبیعی و غنیشده، و تولید فلز اورانیوم را در بر میگیرد. همچنین مهمترین بخشهای تولید سوخت راکتور نیز در این مجموعه قرار دارند.
در شمال مجتمع هستهای اصفهان، یک مجتمع تونلی وجود دارد که احتمال میرود بخش قابل توجهی از ذخایر ۴۴۰ کیلویی اورانیوم ۶۰ درصد جمهوری اسلامی در آن ذخیره شده باشد.
افزون بر این، طبق ارزیابیها، محل ساخت یک سایت غنیسازی مخفی جدید هم بوده که جمهوری اسلامی درست پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، بدون ارائه جزییات وجود آن را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد.
فعالیت در بخشهای اصلی این مجموعه در سطح زمین پس از حملات اسرائیل و آمریکا در عمل متوقف شدهاند و غیر از پاکسازی محدود، هیچ تلاش جدی برای بازسازی دیده نمیشود.
موسسه علوم و امنیت بینالملل تاکید میکند که بازسازی این بخش بهدلیل وابستگی شدید به تجهیزات وارداتی که اکنون همه آنها تحت تحریمهای جهانی قرار گرفتهاند، بسیار دشوار خواهد بود.
با وجود این، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که جمهوری اسلامی در ماههای اخیر در تاسیسات تونلی این مجتمع که دارای سه ورودی است عملیاتی داشته؛ از جمله اینکه ورودی شمالی را بازطراحی و ورودی میانی را تا حدی پاکسازی کرده است.
موسسه علوم و امنیت بینالملل معتقد است این تلاشها احتمالا بخشی از فعالیتهای مقدماتی برای ایجاد دسترسی امن و مطمئن به ورودیهای تونل است.
افزون بر این، جمهوری اسلامی اطراف ورودی شمالی نوعی «موانع گریزگاهی موشک کروز» نصب کرده است. هدف این موانع آن است که توانایی یک موشک کروز یا هر نوع موشک دیگر برای اصابت مستقیم به ورودی تونل را مختل کنند.
بر این اساس نویسندگان گزارش احتمال میدهند که بخشهایی از مجتمع هستهای اصفهان اکنون عملیاتی شده یا در آستانه عملیاتی شدن است. همچنین، این مجموعه محتملترین مکان برای نگهداری تجهیزات بسیار ارزشمند هستهای، از جمله تاسیسات جدید سانتریفیوژ یا ذخایر ۶۰ درصد، یا هر دو آنهاست.
سایت تولید سانتریفیوژ کرج
این سایت هستهای که زیر نظر سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی اداره میشد نیز همچنان تخریب شده باقی مانده و پس از جنگ ۱۲روزه هیچ عملیات پاکسازی یا تعمیری در آن انجام نشده است؛ آوار ناشی از حملات همچنان در سراسر مجموعه پراکنده است و آخرین تصاویر ماهوارهای نشان میدهند که چندین ساختمان این مجموعه بهطور کامل نابود شدهاند.
سنجریان
سنجریان نیز از جمله سایتهایی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی هرگز از آن بازدید نکرده است. این سایت یکی از تاسیسات کلیدی برنامه «آماد» برای آزمایش و تولید بود. تصاویر ماهوارهای بررسیشده نشان میدهد که فعالیت چندانی در این سایت انجام نشده است. هرچند مشخص است این سایت مورد بازدید قرار گرفته اما تاکنون تلاشی برای پاکسازی یا بازسازی آن انجام نشده است.
لویزان ۲ مشهور به سایت مژده
سایت لویزان ۲ (مژده)، که آژانس هرگز از آن بازدید نکرده، در نزدیکی دانشگاه مالکاشتر قرار دارد. این سایت بخشی از سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی مشهور به سپند است که مستقیما به بالاترین سطح نظامی و شخص رهبر جمهوری اسلامی گزار میدهد.
در ماههای گذشته جمهوری اسلامی تلاش چشمگیری برای پاکسازی این سایت، شامل تخریب ساختمانها و آواربرداری انجام داده و این روند همچنان ادامه دارد.
اقدام سریع حکومت ایران در تخریب و پاکسازی فوری این ساختمانهای مهم، ممکن است مقدمهای برای بازسازی توانمندیهای کلیدی سپند باشد. همچنین در نتیجه این پاکسازی امکان هرگونه بازرسی احتمالی در آینده با هدف یافتن شواهد مربوط به فعالیتهای اعلامنشده هستهای یا مرتبط با سلاح هستهای که ممکن است در آنجا انجام شده باشد، محدود میشود.
مقر جدید سپند
مقر جدید سپند که در یک و نیم کیلومتری لویزان ۲ و در خیابان فخریزاده قرار دارد، هرگز از سوی آژانس مورد بازدید قرار نگرفته است. تصاویر ماهوارهای از میانه تابستان تا میانه آبان نشان میدهد که جمهوری اسلامی در حال تخریب تدریجی ساختمان و بازیابی تجهیزات باقیمانده است.
در گزارش بهطور مشخص به سه واحد خنککننده اشاره شده که در تصاویر ماهوارهای مشاهده و سپس از محل خارج شدهاند.
مرکز میثمی
مرکز پژوهشی میثمی که از زیرمجموعههای سپند به شمار میرود و طبق گزارشهای وزارت دفاع اسرائیل بخشی از مجموعه نظامیسازی صنعت هستهای جمهوری اسلامی است، در غرب تهران و نزدیک کرج قرار دارد.
تصاویر ماهوارهای ۲۱ اکتبر و ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان میدهند که جمهوری اسلامی در این سایت پاکسازی گسترده، شامل آواربرداری انجام داده است.
این اقدام میتواند نشانه بازیابی تجهیزات و آمادهسازی برای بازسازی احتمالی باشد. با این حال، هیچ نشانهای از آغاز بازسازی یا احیای توانمندیهای قبلی در تصاویر دیده نمیشود.
کالای الکتریک
سایت تحقیق و توسعه سانتریفیوژ کالای الکتریک در جاده دماوند، در فاصله ۱۶ تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ دو بار هدف حملات اسرائیل قرار گرفت و بهطور کامل نابود شد. تصاویر ماهوارهای ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که سایت همچنان ویران است؛ تنها مقدار اندکی آوار برای ایجاد یک مسیر باریک پاکسازی شده و یک خودرو در آن قابل مشاهده است.
ساختمانها همچنان زیر آوار قرار دارند و هیچ نشانهای از تعمیر یا بازسازی در محل دیده نمیشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.