ترامپ دستور داد سابقه تعدیل نیرو هنگام بررسی درخواستهای ویزای «اچوانبی» لحاظ شود
دونالد ترامپ با صدور فرمانی اجرایی، دستگاههای مسئول ویزای کاری «اچوانبی» (H-1B) را موظف کرد سابقه تعدیل نیرو و برنامه اخراج کارکنان در شرکتهای متقاضی جذب نیروی خارجی را بررسی کنند. این فرمان با هدف اعلامشده حمایت از نیروی کار آمریکایی صادر شده است.
بر اساس فرمان مورخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، مصادف با ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، وزارتخانههای خارجه، کار و امنیت داخلی آمریکا باید هنگام رسیدگی به درخواستهای مرتبط با ویزای اچوانبی و ورود دارندگان آن، در نظر بگیرند که آیا کارفرمای حامی در یک سال گذشته، مستقیم یا غیرمستقیم، دست به تعدیل نیرو زده یا برای تعدیل نیرو در آینده، بهگونهای که بر اشتغال کارکنان آمریکایی در موقعیتهای مشابه تاثیر منفی بگذارد، برنامه دارد.
این فرمان، تعدیل نیرو را بهخودیخود به معنای رد درخواست ویزا نمیداند، اما بررسی آن را به یکی از ملاحظات صریح در رسیدگی به پروندهها تبدیل میکند.
ویزای غیرمهاجرتی اچوانبی برای اشتغال موقت نیروی کار خارجی در مشاغل تخصصی در نظر گرفته شده است. ترامپ در متن فرمان استدلال کرده که برخی کارفرمایان، موسسات واسطه تامین نیرو و شرکتهای برونسپاری، از این برنامه برای جایگزینکردن کارکنان آمریکایی با نیروی کار خارجی ارزانتر سوءاستفاده کردهاند.
فرمان همچنین وزارت کار را موظف میکند ظرف ۳۰ روز، از طریق بخش دستمزد و ساعات کار، بررسی دادههای درخواستهای پیشین تایید شرایط کار را آغاز کند. هدف این بررسی، تشخیص ضرورت اقدام بیشتر علیه کارفرمایان حامی بر اساس قانون مهاجرت و تابعیت است.
بخش دیگری از فرمان بر افزایش هماهنگی میان دستگاهها تمرکز دارد. وزارتخانههای خارجه، کار و امنیت داخلی آمریکا باید هنگام بررسی پروندهها با وزارتخانههای بازرگانی و آموزش و سازمان کسبوکارهای کوچک مشورت کنند. این سه نهاد نیز موظفاند اطلاعات مرتبط با دستمزد، اشتغال، تحصیلات، صنعت و دیگر شاخصهای اقتصادی را در اختیار دستگاههای بررسیکننده قرار دهند تا رعایت الزامات قانونی ارزیابی شود.
در توضیح دلایل صدور فرمان، کاخ سفید تاکید کرده است که استفاده از نیروی کار ارزانتر اچوانبی، دستمزدهای داخلی را تحت فشار قرار داده و به فرصتهای شغلی کارکنان ماهر آمریکایی آسیب زده است. متن فرمان شکاف دستمزد میان دارندگان این ویزا و کارکنان همتراز متولد آمریکا را از ۹ هزار تا ۲۰ هزار دلار برآورد میکند، اما منبع این برآورد را مشخص نمیکند.
همچنین در فرمان آمده است که کارفرمایان بخش فناوری، همزمان با درخواست ویزای اچوانبی برای صدها هزار نفر، از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۶ بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار کارمند آمریکایی را تعدیل کردهاند.
ارائه اطلاعات خلاف واقع درباره وظایف و شرایط شغلی، معرفی نادرست مشاغل بهعنوان مشاغل تخصصی، کاهش الزامات دستمزدی و استفاده از مدارک تحصیلی مشکوک صادرشده از سوی موسسات مدرکفروش، از دیگر تخلفاتی است که فرمان به آنها اشاره میکند.
کاخ سفید همچنین تاکید کرده است شرکتهای برونسپاری گاه از دارندگان ویزای اچوانبی برای جایگزینی کارکنان آمریکایی استفاده میکنند و سپس بخش عمده همان فعالیتها را به خارج از ایالات متحده انتقال میدهند. در متن، این سوءاستفادهها علاوه بر پیامدهای اقتصادی، تهدیدی علیه امنیت ملی توصیف شدهاند.
این فرمان به وزیران خارجه، بازرگانی، کار و امنیت داخلی، در حدود لازم برای اجرای آن، اختیار تدوین مقررات، سیاستها و دستورالعملهای اجرایی میدهد. اجرای آن نیز به رعایت قوانین موجود و در دسترس بودن اعتبارات مصوب مشروط شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با امضای بسته گسترده تحریم روسیه، تمدید پنجساله تحریمهای موجود علیه جمهوری اسلامی را نیز به قانون تبدیل کرد. این مصوبه با هدف افزایش فشار اقتصادی بر مسکو بهدلیل ادامه جنگ علیه اوکراین تصویب شده است.
به گزارش آسوشیتدپرس، ترامپ جمعه ۲۷ شهریور این مصوبه را امضا کرد. او پس از آن با طرح موافقت کرده بود که درخواستش برای تمدید پنجساله تحریمهای ایران در متن گنجانده شد. بر اساس توضیحات منتشرشده در وبسایت سناتور دارلین گراهام، این بند مشخصا قانون تحریمهای ایران مصوب ۱۹۹۶ را که اعتبارش در پایان سال ۲۰۲۶ به پایان میرسید، برای پنج سال تمدید میکند.
دارلین گراهام، سناتور جمهوریخواه کارولینای جنوبی، نیز در پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد قانون تحریم روسیه و جمهوری اسلامی ۲۰۲۶ به امضای رییسجمهوری رسیده و اکنون قانون و لازمالاجرا است.
او نوشت تیم کاخ سفید برای نهاییکردن این طرح همکاری فشردهای با کنگره داشته است. به گفته گراهام، این قانون ابزارهای بیشتری در اختیار ترامپ قرار میدهد تا به پایان جنگ روسیه و اوکراین کمک کند و فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی را حفظ کند.
این بسته، مقامها و بانکهای روسیه و ناوگان سایه نفتکشهایی را هدف قرار میدهد که انتقال حاملهای انرژی این کشور را ادامه میدهند. هدف اعلامشده آن، محدودکردن منابعی است که ولادیمیر پوتین برای ادامه جنگ علیه اوکراین به آنها نیاز دارد.
قانون همچنین ترامپ را موظف میکند بر واردات از پنج کشور عمده خریدار نفت یا گاز طبیعی روسیه، تعرفههایی تا سقف ۱۰۰ درصد وضع کند. برای کشورهایی که سهمشان از صادرات گاز طبیعی روسیه کمتر از ۱۵ درصد است و اقدامات قابلتوجهی برای کاهش این واردات انجام دادهاند، استثنا در نظر گرفته شده است.
این طرح پس از بیش از یک سال تلاش، با حمایت هر دو حزب و با ۸۶ رای موافق در برابر ۱۱ رای مخالف در سنا و ۲۶۲ رای موافق در برابر ۱۵۹ رای مخالف در مجلس نمایندگان تصویب شد.
آسوشیتدپرس این مصوبه را از آخرین میراثهای سیاسی لیندزی گراهام، سناتور فقید جمهوریخواه و از متحدان نزدیک ترامپ، توصیف کرد. او که همراه با ریچارد بلومنتال، سناتور دموکرات، در تدوین طرح نقش داشت، در ماه ژوئیه، اندکی پس از بازگشت از اوکراین، بهطور غیرمنتظره درگذشت.
با وجود حمایت گسترده در کنگره، شماری از نمایندگان دموکرات هشدار دادند که اختیارات تعرفهای تازه میتواند به ترامپ امکان دهد عوارض بیشتری بر واردات از اتحادیه اروپا و دیگر کشورها وضع کند.
حکیم جفریز، رهبر اقلیت دموکرات مجلس نمایندگان، در توضیح مخالفت خود گفت کنگره نباید به رییسجمهوری اختیار بیقیدوشرط برای اعمال تعرفههایی بدهد که پیامدهای اقتصادی منفی برای مردم آمریکا دارند.
به گزارش آسوشیتدپرس، جلب موافقت ترامپ با این طرح با فرازونشیبهایی همراه بود؛ زیرا کاخ سفید خواستار اطمینان از حفظ انعطافپذیری رییسجمهوری در اجرای تحریمها بود.
یک مقام ارشد آمریکایی تاکید کرد با توسعه زیرساختها و مسیرهای جایگزین انتقال نفت، اهرم فشار حکومت ایران بر تنگه هرمز هفتهبههفته کاهش مییابد.
به گزارش ایراناینترنشنال این مقام در توضیح دیدار دونالد ترامپ با رهبران شورای همکاری خلیج فارس که قرار است هفته آینده در نیویورک برگزار شود، با استناد به آمار ارائهشده از سوی وزیر انرژی آمریکا گفت روزانه بهطور میانگین ۱۰ تا ۱۱ میلیون بشکه نفت در حال انتقال است؛ رقمی که به گفته او، در مقایسه با چند ماه پیش افزایش چشمگیری داشته است.
به گفته این مقام، توسعه زیرساختها و نتیجهبخشبودن مسیرهای جایگزینی که نیروی دریایی آمریکا برای دور زدن تنگه هرمز ایجاد میکند، توان حکومت ایران برای اعمال فشار از طریق این آبراه را کاهش داده است.
او همچنین تاکید کرد این اقدامات، همراه با محاصره و عملیات موسوم به خشم اقتصادی، ارزش ریال را به پایینترین سطح تاریخی و تورم را به بالاترین سطح تاریخی رساندهاند.
این مقام ارشد آمریکایی گفت واشینگتن انتظار دارد حکومت ایران، به هر شکلی که باشد، از تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای دست بردارد. او در همین چارچوب، ادامه تعامل و دیپلماسی با شرکای آمریکا در خلیج فارس را از محورهای مهم دیدار ترامپ با رهبران شورای همکاری دانست.
به گفته او، ترامپ برای شنیدن دیدگاهها و نگرانیهای رهبران کشورهای عضو شورا اهمیت قائل است و در کنار تماسهای مستمر با آنها، شنیدن مواضعشان در یک نشست جمعی را بسیار مهم میداند.
پیش از این رسانهها به نقل از منابع آگاه گزارش داده بودند که انتظار میرود ترامپ سهشنبه آینده در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس دیدار کند. محور این نشست، گامهای بعدی در جنگ با حکومت ایران و راهبرد آمریکا برای دوران پس از جنگ خواهد بود.
بر اساس گزارش اکسیوس به نقل از سه منبع، ترامپ و اعضای ارشد تیم او در حال تدوین برنامهای برای دوران پس از جنگ هستند که انتظار میرود پس از انتخابات میاندورهای آمریکا نهایی شود.
منابع اکسیوس گفتهاند رهبران یا وزیران خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان، در این نشست شرکت خواهند کرد. وزارت خارجه آمریکا چهارشنبه ۲۵ شهریور دعوتنامههای اولیه را ارسال کرده و به گفته یکی از منابع، ممکن است دیگر رهبران کشورهای عربی و مسلمان نیز به این نشست دعوت شوند.
ترامپ سال گذشته نیز در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با رهبران هشت کشور عربی و مسلمان دیدار کرد و پیشنویس طرح صلح غزه را به آنان ارائه داد. او یک هفته بعد این طرح را علنی کرد و اندکی پس از آن، توافقی برای پایاندادن به جنگ حاصل شد.
سیانان به نقل از منابع آگاه گزارش داد ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران، بر پایه گزارشی اطلاعاتی که با کمک هوش مصنوعی تهیه شده بود، تا آستانه اجرای عملیات علیه یک کشتی چینی پیش رفت.
بررسی دقیقتر، اندکی پیش از عملیات، نشان داد چتبات مورد استفاده تحلیلگر، ماهیت محموله کشتی را اشتباه تشخیص داده است.
بر اساس این گزارش، ماجرا به بهار امسال بازمیگردد؛ زمانی که گزارشی در بخشهای مختلف ارتش آمریکا توزیع شد که مدعی بود یک کشتی چینی در خاورمیانه، قطعات مورد استفاده در یک برنامه تسلیحات هستهای را حمل میکند.
چهار منبع آگاه به سیانان گفتند ارتش آمریکا برای رهگیری این کشتی وارد عمل شد. به گفته دو منبع، نیروهای مسلح آمریکایی آماده ورود به کشتی بودند و دو منبع نیز تایید کردند هواپیماهای نظامی به پرواز درآمده بودند.
با این حال، مقامها درست پیش از عملیات برنامهریزیشده، گزارش را دقیقتر بررسی کردند و متوجه خطا شدند. یکی از منابع، گزارش اطلاعاتی را «کاملا نادرست» توصیف کرد و گفت این اشتباه «نزدیک بود جنگی به راه بیندازد». سیانان نتوانسته است مشخص کند محموله واقعی کشتی چه بوده است.
به نوشته این شبکه، تحلیلگر تهیهکننده گزارش از یک چتبات خواسته بود اطلاعات مربوط به فهرست محموله کشتی را بررسی کند. منشا این اطلاعات، فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در منطقه اقیانوس آرام، مستقر در هاوایی، بود.
چتبات با ترکیب اطلاعات منابع آشکار و اطلاعات محرمانه حاصل از شنود و رهگیری سیگنالها، درباره محموله کشتی به نتیجهای نادرست رسید. تحلیلگر سپس بار دیگر از هوش مصنوعی استفاده کرد تا یافتهها را در قالب یک گزارش اطلاعاتی استاندارد تنظیم و توزیع کند؛ قالبی که مقامهای نظامی به آن اعتماد دارند. مشخص نیست ابزار مورد استفاده، یک چتبات تجاری بوده یا محصولی متعلق به دولت آمریکا.
فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در منطقه اقیانوس آرام و پنتاگون به درخواست سیانان برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
این ماجرا در حالی رخ داده که ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا بهسرعت در حال گسترش استفاده از هوش مصنوعی، از تحلیل اطلاعات و انتخاب اهداف حملات تا مدیریت بودجه، پشتیبانی و زنجیرههای تامین هستند. مقامهای آمریکایی استدلال میکنند این فناوری سرعت تصمیمگیری در میدان نبرد را افزایش میدهد و عقبماندن در استفاده از آن میتواند در رویارویی احتمالی با چین یا دیگر دشمنان، آمریکا را در موقعیت ضعیفتری قرار دهد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در ژانویه سال جاری راهبردی برای شتاببخشیدن به استفاده نظامی از هوش مصنوعی معرفی کرد. هدف اعلامشده این راهبرد، قراردادن مدلهای پیشرفته آمریکایی در اختیار سه میلیون نیروی نظامی و غیرنظامی وزارتخانه، در تمامی سطوح طبقهبندی اطلاعات، است.
با این حال، چند مقام آگاه به سیانان گفتهاند بخشهای مختلف دولت از ابزارها، دستورالعملها و استانداردهای ایمنی متفاوتی استفاده میکنند و معیار یکپارچهای برای راستیآزمایی اطلاعات تولیدشده با این سامانهها وجود ندارد. در نتیجه، میزان قابلیت اعتماد و توانایی ابزارهای مورد استفاده نیز یکسان نیست.
یکی از منابع آشنا با سیاستهای ارتش هشدار داد که همزمان با افزایش استفاده از هوش مصنوعی در انتخاب اهداف، دستورالعمل روشنی وجود ندارد که توضیح دهد حضور انسان در چرخه تصمیمگیری چگونه باید از تلفات غیرنظامیان یا آتش خودی جلوگیری کند. منبع دیگری نیز گفت تولید اطلاعات ساختگی یا نادرست، موسوم به «توهم» هوش مصنوعی، در جامعه اطلاعاتی به این مورد محدود نبوده است.
برخی مقامهای باسابقه اطلاعاتی معتقدند فشار برای تولید و توزیع سریعتر گزارشها، احتمال خطا را افزایش داده است. به گفته چند منبع، تحلیلگران جوان که با این ابزارها آشنایی بیشتری دارند، ممکن است بیشتر بدون ارزیابی انتقادی به خروجی آنها اعتماد کنند.
ماجرای کشتی چینی، به نوشته سیانان، خطری فوری را برجسته میکند: تصمیمگیری انسانها بر پایه اطلاعات نادرست تولیدشده با هوش مصنوعی؛ تصمیمهایی که در محیط نظامی میتوانند پیامدهای مرگبار داشته باشند. یکی از منابع این نگرانی را چنین بیان کرد: «هوش مصنوعی به شما امکان میدهد سریعتر به یک ایده بد برسید.»
این تصویر پرچم آمریکا را در حال اهتزاز در مقابل کنسولگری ایالات متحده در نووک، گرینلند، نشان میدهد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد واشینگتن با دانمارک و گرینلند به توافقی دست یافته که به گفته او، کنترل دائمی امور امنیتی این جزیره را به ایالات متحده میدهد. او همچنین از برنامه آمریکا برای گسترش چشمگیر حضور نظامی در گرینلند خبر داد.
ترامپ در پیام خود این توافق را بدون تاریخ پایان توصیف کرد و گفت آمریکا برای تامین امنیت خود و گرینلند، همواره اختیار انجام اقدامات لازم را خواهد داشت. او تاکید کرد این توافق تمامی نگرانیهای واشینگتن را برطرف میکند و «هیچ هزینهای برای ایالات متحده» نخواهد داشت.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت بر اساس این توافق، هیچیک از کشورهای متخاصم با ایالات متحده نمیتواند بدون تایید صریح و کتبی واشینگتن در گرینلند پایگاه ایجاد کند، حضور نظامی داشته باشد یا در حوزههای حساس سرمایهگذاری کند. او نام این کشورها و حوزههای سرمایهگذاری مورد نظر را مشخص نکرد.
به گفته ترامپ، روند گسترش حضور نظامی آمریکا در بخش مناسبی از گرینلند بلافاصله آغاز خواهد شد و مردم این جزیره در توسعه و ساختوسازهای مرتبط مشارکت خواهند داشت. او درباره شمار نیروها، محل استقرار آنها، زمانبندی اجرای طرح یا نحوه تامین هزینههای آن توضیحی نداد.
ترامپ این توافق را دستاوردی «تاریخی» خواند که به گفته او، به سود آمریکا، دانمارک، گرینلند و متحدان آنها خواهد بود. با این حال، پیام او بهصراحت از انتقال مالکیت گرینلند یا تغییر حاکمیت بر این سرزمین سخن نمیگوید و جزئیات حقوقی آنچه «کنترل دائمی» توصیف شده، در متن پیام ترامپ روشن نیست.
گرینلند سرزمینی خودگردان در چارچوب پادشاهی دانمارک است. اصرار ترامپ بر بهدستگرفتن کنترل این جزیره، از آغاز دوره تازه ریاست جمهوری ترامپ روابط واشینگتن و کپنهاگ را متشنج کرده و به اختلاف میان متحدان ناتو دامن زده است. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، ۱۴ سپتامبر ابراز امیدواری کرده بود دو کشور بتوانند درباره مسائل قطب شمال، از جمله گرینلند، به راهحلی مسالمتآمیز برسند.
مذاکرات درباره افزایش حضور نظامی آمریکا پیش از این پیام نیز در جریان بود. ینسفردریک نیلسن، نخستوزیر گرینلند، در ماه مه گفته بود تقویت امنیت، نظارت بر منطقه و افزایش حضور نظامی آمریکا از موضوعات گفتوگو با واشینگتن است. رویترز در گزارش ۱۴ سپتامبر نوشت مذاکرات درباره گسترش این حضور در چارچوب توافق دفاعی سال ۱۹۵۱ آمریکا و دانمارک انجام میشود؛ توافقی که در سال ۲۰۰۴ با مشارکت گرینلند بهروزرسانی شد.
ترامپ در ژانویه نیز پس از دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، از چارچوب توافقی درباره گرینلند سخن گفته و دسترسی مورد نظر آمریکا را دائمی توصیف کرده بود. در آن مقطع، مقامهای دانمارک و گرینلند تاکید داشتند که همکاری امنیتی نباید حاکمیت و تمامیت ارضی آنها را نقض کند. نیلسن نیز حاکمیت را «خط قرمز» مذاکرات خوانده بود.
حضور نظامی آمریکا در گرینلند سابقهای چنددههای دارد. پایگاه فضایی پیتوفیک در شمالغرب این جزیره، که پیشتر «توله» نام داشت، در پی توافق دفاعی سال ۱۹۵۱ ساخته شد و در هشدار زودهنگام موشکی، دفاع موشکی و پایش فضایی آمریکا و ناتو نقش دارد. موقعیت این پایگاه در شمال مدار قطب شمال، گرینلند را به یکی از نقاط مهم شبکه دفاعی آمریکا تبدیل کرده است.
مجلس نمایندگان اسپانیا طرح اعطای تابعیت این کشور به مردم صحرای غربی را تصویب کرد. این تابعیت شامل صحراویهایی میشود که در دوران حاکمیت اسپانیا بر صحرای غربی در این منطقه متولد شدهاند.
این تصمیم میتواند وضعیت حقوقی دهها هزار صحراوی را تغییر دهد و همزمان روابط مادرید و رباط را که در سالهای اخیر برای بهبود آن تلاش شده است، با چالش تازهای روبهرو کند.
این طرح با ۱۶۸ رای موافق در پارلمان اسپانیا به تصویب رسید. ۳۱ نماینده با آن مخالفت کردند و ۱۴۵ نماینده رای ممتنع دادند.
با این حال، این طرح هنوز به قانون نهایی تبدیل نشده و باید در مجلس سنای اسپانیا نیز مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس این طرح، صحراویهایی که پیش از ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۷ در صحرای غربی متولد شدهاند، میتوانند برای دریافت تابعیت اسپانیایی درخواست کنند.
در شرایط مشخص، فرزندان این افراد هم میتوانند از این مسیر استفاده کنند. برآوردها درباره شمار افراد واجد شرایط متفاوت است، اما گفته میشود حدود ۷۰ هزار تا ۱۱۰ هزار نفر از مردم صحرای غربی ممکن است مشمول این قانون شوند.
«جبران یک بیعدالتی تاریخی»
حامیان طرح در اسپانیا این اقدام را «جبران یک بیعدالتی تاریخی» میدانند. صحرای غربی تا سال ۱۹۷۵ تحت اداره اسپانیا قرار داشت و خروج این کشور از منطقه به پایان بحران منجر نشد.
پس از آن، جنگ میان مراکش و جبهه پولیساریو آغاز شد و مساله آینده این سرزمین همچنان بدون راهحل نهایی باقی مانده است.
تِش سیدی، نماینده صحراویتبار پارلمان اسپانیا و یکی از مهمترین مدافعان این طرح، تصویب آن را گامی برای بازگرداندن حقوق صحراویهایی دانسته است که پس از پایان اداره اسپانیا بر صحرای غربی در وضعیت حقوقی پیچیدهای قرار گرفتند.
برای بسیاری از صحراویها اهمیت این قانون تنها در داشتن گذرنامه اسپانیایی خلاصه نمیشود.
تابعیت اسپانیا میتواند امکان سفر، تحصیل و اشتغال در کشورهای اتحادیه اروپا را آسانتر کند.
این موضوع بهویژه برای صحراویهایی که در اردوگاههای پناهندگان در اطراف تندوف الجزایر زندگی میکنند، اهمیت دارد.
نگاه سیاسی مراکش
در مراکش، این تصمیم از زاویهای کاملا سیاسی دیده میشود. رباط صحرای غربی را بخشی از خاک خود میداند و طی سالهای گذشته تلاش کرده است حمایت بینالمللی بیشتری برای طرح خودمختاری این منطقه به دست آورد.
مراکش تاکنون به تصویب طرح در مجلس نمایندگان اسپانیا واکنشی رسمی و مستقیم نشان نداده است.
با این حال، رسانهها و محافل نزدیک به رباط نسبت به پیامدهای احتمالی آن ابراز نگرانی کردهاند.
نگرانی اصلی این است که اعطای تابعیت اسپانیایی به دهها هزار صحراوی بتواند هویت سیاسی جداگانه آنان را تقویت کند و در آینده به موضوعی حساس در روابط دو کشور تبدیل شود.
این مساله برای دولت اسپانیا نیز حساس است. مادرید در سال ۲۰۲۲ از طرح مراکش برای خودمختاری صحرای غربی حمایت کرد.
این تغییر موضع به بهبود روابط اسپانیا و مراکش کمک کرد و روابط دو کشور در زمینههای اقتصادی، امنیتی و مهاجرتی گسترش یافت.
اکنون تصویب طرح تابعیت صحراویها میتواند دولت اسپانیا را با آزمونی تازه روبهرو کند.
در الجزایر این تحول با توجه ویژه دنبال شده است. الجزایر از مهمترین حامیان جبهه پولیساریو به شمار میرود و اردوگاههای اصلی پناهندگان صحراوی در منطقه تندوف قرار دارند.
رسانههای الجزایری تصویب طرح اسپانیا را اقدامی مهم دانستهاند و آن را در چارچوب مناقشه طولانی میان مراکش و الجزایر بر سر آینده صحرای غربی بررسی کردهاند.
با این حال، تاکنون واکنش رسمی و مستقیم دولت الجزایر درباره رای مجلس اسپانیا به شکل برجسته منتشر نشده است. بنابراین، نمیتوان مواضع رسانههای الجزایری را بهعنوان موضع رسمی دولت این کشور تلقی کرد.
جبهه پولیساریو با اصل اعطای تابعیت اسپانیایی به صحراویها مخالفت نکرده است. برای این جریان مساله اصلی همچنان تعیین سرنوشت صحرای غربی است.
اعطای تابعیت اسپانیایی از نگاه حامیان این طرح بیشتر یک مساله حقوقی و تاریخی برای افرادی است که در دوره اداره اسپانیا در این منطقه متولد شدهاند.
در داخل اسپانیا، احزاب سیاسی درباره این طرح مواضع متفاوتی داشتهاند. حزب سوسیالیست و شماری از احزاب چپ و منطقهای از آن حمایت کردند. حزب مردم رای ممتنع داد و حزب راستگرای وکس با طرح مخالفت کرد.
مرحله بعدی چه خواهد بود؟
اکنون مرحله بعدی در مجلس سنا اهمیت زیادی دارد. اگر این طرح در سنا تصویب شود، دهها هزار صحراوی مسیر مشخصی برای درخواست تابعیت اسپانیایی خواهند داشت.
این تصمیم میتواند فراتر از یک مساله تابعیتی، پیامدهای سیاسی نیز داشته باشد. صحرای غربی همچنان یکی از مهمترین عوامل اختلاف میان مراکش و الجزایر است و اسپانیا هم بهدلیل سابقه تاریخی خود در این منطقه و روابط نزدیک با مراکش در موقعیت حساسی قرار دارد.
به همین دلیل، تصویب نهایی این قانون میتواند بار دیگر پرونده صحرای غربی را به یکی از موضوعات حساس روابط مادرید و رباط تبدیل کند و همزمان بر رقابت سیاسی میان مراکش و الجزایر تاثیر بگذارد.