در ادامه تهدیدهای مقامهای جمهوری اسلامی درباره ضرورت انتقام از عاملان کشته شدن علی خامنهای، علی خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سخنرانی در قم از کسانی که شعار «مرگ بر آمریکا» و انتقام را مطرح میکنند، دفاع کرد و گفت نباید آنها را تندرو نامید.
رضا گوهرزاد، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت افراد قدرتمند در درون جمهوری اسلامی به دنبال توافق با آمریکا هستند و کسانی که با طرح شعارهای جنگطلبانه و انتقامگیری از آمریکا سخن میگویند، صرفا در پی کسب جایگاه و تقویت موقعیت خود هستند.






روزبه میرابراهیمی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت با توجه به اتفاقات اخیر در ایران و کشته شدن علی خامنهای، بسیار بعید به نظر میرسد روابط میان جمهوری اسلامی و آمریکا بهبود پیدا کند.
او افزود به نظر میرسد آنچه در ایران با عنوان «تیم عملگرا» یا «تیم مذاکرهکننده» از آن یاد میشود، بیش از آنکه به دنبال دستیابی به یک تفاهم واقعی باشد، در پی خریدن زمان و ایجاد فضای تنفس برای عبور از بحران است.
یک تحلیلگر سیاسی اماراتی با انتقاد از رویکرد جامعه جهانی در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، استدلال کرد که مشکل اصلی امنیت خاورمیانه، توان موشکی تهاجمی ایران است، نه تلاش کشورهای خلیج فارس برای تقویت بازدارندگی دفاعی خود.
سالم الکتیبی، تحلیلگر سیاسی اماراتی، در یادداشتی که در اورشلیمپست منتشر شده، نوشت بحث درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی پس از مطرح شدن این استدلال که «در حالی که دیگر کشورهای منطقه نیز موشک دارند، نمیتوان از ایران خواست توان موشکی خود را کنار بگذارد»، بار دیگر شدت گرفته است. او این استدلال را گمراهکننده دانست و نوشت مساله اصلی، تفاوت میان زرادخانهای دفاعی و یک توان تهاجمی گسترده است که طی چند دهه به ابزاری برای اعمال نفوذ و تهدید در منطقه تبدیل شده است.
به اعتقاد کتیبی، جمهوری اسلامی موشک را تنها یک ابزار نظامی نمیداند، بلکه آن را به «زبان راهبردی» خود برای بازدارندگی، اعمال فشار و گسترش نفوذ منطقهای تبدیل کرده است. او در مقابل میگوید کشورهای خلیج فارس طی دهههای گذشته عمدتاً به خرید سامانههای دفاعی بسنده کردهاند و فاقد توان لازم برای ایجاد موازنه در برابر این تهدید بودهاند.
جزییات بیشتر این تحلیل را اینجا بخوانید.
یک تحلیلگر سیاسی اماراتی با انتقاد از رویکرد جامعه جهانی در قبال برنامه موشکی جمهوری اسلامی، استدلال کرد که مشکل اصلی امنیت خاورمیانه، توان موشکی تهاجمی ایران است، نه تلاش کشورهای خلیج فارس برای تقویت بازدارندگی دفاعی خود.
سالم الکتیبی، تحلیلگر سیاسی اماراتی، در یادداشتی که در اورشلیمپست منتشر شده، نوشت بحث درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی پس از مطرح شدن این استدلال که «در حالی که دیگر کشورهای منطقه نیز موشک دارند، نمیتوان از ایران خواست توان موشکی خود را کنار بگذارد»، بار دیگر شدت گرفته است. او این استدلال را گمراهکننده دانست و نوشت مساله اصلی، تفاوت میان زرادخانهای دفاعی و یک توان تهاجمی گسترده است که طی چند دهه به ابزاری برای اعمال نفوذ و تهدید در منطقه تبدیل شده است.
به اعتقاد کتیبی، جمهوری اسلامی موشک را تنها یک ابزار نظامی نمیداند، بلکه آن را به «زبان راهبردی» خود برای بازدارندگی، اعمال فشار و گسترش نفوذ منطقهای تبدیل کرده است. او در مقابل میگوید کشورهای خلیج فارس طی دهههای گذشته عمدتاً به خرید سامانههای دفاعی بسنده کردهاند و فاقد توان لازم برای ایجاد موازنه در برابر این تهدید بودهاند.
این تحلیلگر همچنین از رویکرد قدرتهای بزرگ انتقاد کرد و نوشت که آنها به جای جلوگیری از توسعه توان موشکی [حکومت] ایران، سیاست مهار، مذاکره و مدیریت ریسک را در پیش گرفتهاند، در حالی که همواره از کشورهای خلیج فارس خواسته میشود خویشتنداری کنند.
کتیبی با اشاره به جنگ سال ۲۰۲۶ میان جمهوری اسلامی و آمریکا، حملات موشکی و پهپادی [حکومت] ایران به کشورهای خلیج فارس را نقطه عطفی در معادلات امنیتی منطقه توصیف کرد. او تاکید کرد این حملات نشان داد حتی کشورهایی که آغازگر جنگ یا طرف اصلی آن نیستند نیز میتوانند مستقیماً هدف حملات [حکومت] ایران قرار گیرند.
به نوشته او، امارات متحده عربی نمونه بارز این وضعیت بود؛ کشوری که هدف موجی از موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها قرار گرفت. به اعتقاد این تحلیلگر، این حملات نشان داد ثبات اقتصادی، توسعه و پیوند گسترده با اقتصاد جهانی، بهتنهایی امنیت کشورها را تضمین نمیکند و مانع هدف قرار گرفتن آنها در زمان بحران نمیشود.
او همچنین نوشت جنگ ۲۰۲۶ این تصور رایج را به چالش کشید که مشارکتهای بینالمللی و قدرت اقتصادی میتواند احتمال حمله مستقیم را کاهش دهد. به باور او، تجربه این جنگ نشان داد برخورداری یک بازیگر از توان تهاجمی گسترده همچنان مهمترین عامل تعیینکننده در معادلات امنیتی منطقه است.
در بخش دیگری از این یادداشت، کتیبی به هزینههای اقتصادی رویارویی موشکی پرداخت و استدلال کرد جمهوری اسلامی با استفاده از موشکها و پهپادهای نسبتاً ارزان، کشورهای خلیج فارس را وادار به صرف هزینههای بسیار سنگین برای دفاع از شهرها، زیرساختها، بنادر و تاسیسات انرژی خود کرده است؛ راهبردی که به گفته او نوعی «جنگ فرسایشی اقتصادی» را بر منطقه تحمیل میکند.
او در عین حال اذعان کرد کشورهای خلیج فارس نیز به دلیل اتکای طولانیمدت به تضمینکنندگان امنیتی خارجی و کندی در ایجاد یک دکترین بازدارندگی مستقل، بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی را بر عهده دارند. با این حال تاکید کرد عدم توازن موشکی نتیجه سیاستهای این کشورها نیست، بلکه طی دههها از سوی جمهوری اسلامی ایجاد شده است.
کتیبی در پایان نتیجه گرفت هرگونه طرح جدی برای امنیت منطقه باید یا محدودیتهای واقعی و یکسانی بر توان موشکی تهاجمی در منطقه، بهویژه برنامه موشکی جمهوری اسلامی، اعمال کند یا حق کشورهای خلیج فارس برای ایجاد توان بازدارندگی متناسب را به رسمیت بشناسد. به اعتقاد او، در غیر این صورت، منطقه همچنان با عدم توازن راهبردی روبهرو خواهد بود که هزینههای امنیتی و اقتصادی آن عمدتاً بر دوش کشورهای خلیج فارس قرار میگیرد.
سیانان با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد نشانههایی از احتمال تلاش جمهوری اسلامی برای بازسازی تاسیسات هستهای دیده میشود.
شایان سمیعی، کارشناس امنیت ملی، گفت: «این موضوع نشان میدهد جمهوری اسلامی فقط به دنبال خریدن زمان برای بقای خود است و هیچ مسئله دیگری برای حکومت اهمیت ندارد.»
او افزود: «از یک سو عباس عراقچی با نمایندگان آمریکا گفتوگو میکند و از آمادگی جمهوری اسلامی برای ادامه مذاکرات سخن میگوید، اما از سوی دیگر، سپاه پاسداران به اصطلاح آتشبهاختیار عمل میکند. در واقع، جمهوری اسلامی همان بازی “پلیس خوب، پلیس بد” را دنبال میکند تا امتیازات بیشتری بگیرد.»
شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بینالملل، گفت: «دامنه نگرانیهای شورای امنیت درباره جمهوری اسلامی در حال گسترش است و موضوع تهدید امنیت آبراههای بینالمللی میتواند در چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد بررسی شود.»
او افزود: «تا زمانی که دونالد ترامپ همزمان مسیر فشار نظامی و مذاکرات را دنبال کند، این دو روند در کنار هم ادامه خواهند داشت، هرچند بعید است به توافقی پایدار درباره برنامه هستهای یا موشکی جمهوری اسلامی منجر شوند.»