• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آرمان گرجیان، دانش‌آموز ۱۹ ساله، نخستین کشته‌شده اعتراضات ممسنی در ۱۸ دی

فرنوش فرجی
فرنوش فرجی

ایران اینترنشنال

۱ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد آرمان گرجیان، دانش‌آموز ۱۹ ساله اهل بابامیدان ممسنی، شامگاه ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات این روستا، با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه قلب کشته شد.

آرمان قرار بود امسال در کنکور شرکت کند و مانند برادر و خواهرانش آرزوی پزشک شدن داشت. خانواده او برای ادامه تحصیل، سه سال پیش از روستای بابامیدان به شهر نورآباد ممسنی نقل مکان کرده بودند.

اعتراضات در نورآباد ممسنی از ۱۴ دی آغاز شد و آرمان از همان روزهای نخست، در تجمعات اعتراضی این شهر حضور داشت. او از ۱۴ تا ۱۸ دی در صف اول معترضان حاضر بود.

بازگشت به بابامیدان و کشته شدن با گلوله جنگی

بر اساس روایت‌های رسیده، خانواده آرمان که نگران وضعیت امنیتی و جان او بودند، ۱۸ دی او را به روستای زادگاهش، بابامیدان، بردند؛ جایی که قرار بود در یک مراسم فاتحه‌خوانی شرکت کند.

اما همان شب در بابامیدان نیز تجمعات اعتراضی شکل گرفت و آرمان بار دیگر در میان معترضان حاضر شد.

نیروهای حکومتی حدود ساعت ۸:۳۰ شامگاه ۱۸ دی وارد بابامیدان شدند و به سوی معترضان شلیک کردند. در جریان این تیراندازی، آرمان حدود ساعت ۸:۴۵ در محل معروف به دوراهی بابامیدان، هدف گلوله جنگی قرار گرفت.

منابع آگاه گفتند گلوله از سمت چپ بدن آرمان به قلب او اصابت کرد و پس از وارد آوردن آسیب شدید به قلب و ریه، از سمت راست بدنش خارج شد. آرمان در همان لحظات نخست جان باخت، اما خانواده و اهالی روستا او را به بیمارستان منتقل کردند.

نخستین کسی که پس از تیر خوردن آرمان بالای سر او رسید، پدرش بود که با پیکر خونین فرزندش روبه‌رو شد.

اطلاعات رسیده حاکی از آن است که در شب ۱۸ دی‌ در بابامیدان، شماری از معترضان با گلوله ساچمه‌ای زخمی شدند، اما به‌دلیل ترس از بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند.

همچنین سه نفر دیگر نیز با گلوله جنگی مجروح شدند. یکی از آنان از ناحیه سینه هدف قرار گرفت، اما گلوله به قلبش اصابت نکرد و زنده ماند.

دو تن دیگر نیز از ناحیه ران و باسن زخمی شدند. این مجروحان هم به‌دلیل نگرانی از بازداشت، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری کردند و به‌صورت خوددرمانی مداوا شدند.

پس از جان باختن آرمان، پیکر او به سردخانه بابامیدان منتقل شد. از شامگاه ۱۸ دی تا زمان خاکسپاری، اهالی روستا، جوانان و معترضان به‌صورت شبانه‌روزی از پیکر او نگهبانی دادند تا نیروهای حکومتی نتوانند جسد را منتقل یا پنهان کنند.

پس از کشته شدن آرمان، راه‌های ارتباطی بابامیدان که یک دوراهی راهبردی در منطقه محسوب می‌شود، برای حدود یک هفته به‌شدت محدود شد و رفت‌وآمد مردم تحت کنترل قرار گرفت.

100%

خاکسپاری در ۲۱ دی

مراسم تشییع و خاکسپاری آرمان گرجیان روز ۲۱ دی‌ با حضور گسترده مردم بابامیدان، نورآباد ممسنی و شهرهای اطراف برگزار شد.

بر پایه اطلاعات رسیده، این مراسم با سردادن شعارهای اعتراضی همراه بود و نیروهای حکومتی در آن حضور علنی نداشتند. مراسم تشییع بدون دخالت نیروهای امنیتی برگزار شد و با استقبال گسترده مردم همراه بود.

پس از این مراسم، چند نفر از بستگان آرمان، از جمله پسرعموها و پسردایی‌های او، به‌دلیل حضور در مراسم تشییع بازداشت شدند. این افراد حدود یک هفته تا ۱۰ روز در بازداشت بودند و سپس با قرار وثیقه آزاد شدند.

100%

چهلم آرمان و کاشت نهال در محل کشته شدن او

مراسم چهلم آرمان ۲۳ بهمن با حضور گسترده مردم برگزار شد. این مراسم نیز با شعارهای اعتراضی همراه بود و بدون دخالت مستقیم نیروهای امنیتی برگزار شد.

در محل کشته شدن آرمان در دوراهی بابامیدان، مردم یک نهال و درخت کاج کاشتند؛ اقدامی که به نشانه یادبود او و دیگر کشته‌شدگان اعتراضات ممسنی انجام شد.

طبق اطلاعات رسیده، آرمان نخستین فرد کشته‌شده در اعتراضات ۱۸ دی‌ ممسنی به شمار می‌رود.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رقص بندری طارمی برای گلی که آفساید بود
۱

رقص بندری طارمی برای گلی که آفساید بود

۲

ورود و اهتزاز پرچم شیر و خورشید در استادیوم لس‌آنجلس؛ سرود جمهوری اسلامی هو شد

۳

ایران ۰-۰ بلژیک؛ مساوی باورنکردی تیم ملی در دومین بازی جام جهانی

۴

رونمایی آرژانتینی‌ها از مجسمه ۲۶ متری لیونل مسی با ۷۰ تن وزن

۵

مقام جمهوری اسلامی در مکزیکوسیتی: مکزیک در مسابقه مهمان‌نوازی پیروز شد

انتخاب سردبیر

  • روان‌شناسی رابطه جامعه با نمادهای ملی در بحران‌های سیاسی و اجتماعی
    تحلیل

    روان‌شناسی رابطه جامعه با نمادهای ملی در بحران‌های سیاسی و اجتماعی

  • نخست‌وزیر بریتانیا استعفا داد

    نخست‌وزیر بریتانیا استعفا داد

  • بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

    بررسی عملکرد ماهانه غول‌های صنعت؛ پایان جنگ نظامی و نشانه‌های سقوط صنعتی در ایران

  • رییس سازمان بازرسی: بیش از ۹۴ میلیارد یورو ارز حاصل از صادرات به کشور بازنگشته است

    رییس سازمان بازرسی: بیش از ۹۴ میلیارد یورو ارز حاصل از صادرات به کشور بازنگشته است

  • محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران
    تحلیل

    محور مقاومت؛ اولویت اصلی رهبر سوم جمهوری اسلامی و حاشیه‌نشینی منافع ملی ایران

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند
100%

اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» درباره جنایت‌های دی‌ماه در ممسنی حاکی است شمار زیادی از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، در خانه‌ها یا مکان‌های مخفی، تحت درمان قرار گرفتند.

تعدادی از مجروحان، ماه‌ها پس از اعتراض‌ها همچنان با عوارض ناشی از اصابت گلوله جنگی و ساچمه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و همین فشارها، دستیابی به آمار دقیق قربانیان و انتشار نام آنان را دشوار کرده است.

ایران‌اینترنشنال تاکنون هویت و نحوه کشته شدن ۱۶ نفر را در جریان سرکوب اعتراضات ممسنی راستی‌آزمایی کرده است. در مجموع، نام ۲۱ نفر از شهروندان ممسنی که در اعتراضات دی‌ماه کشته شدند به ایران‌اینترنشنال رسیده؛ با این توضیح که پنج نفر از آنان در شهرهای دیگر کشته و سپس در ممسنی به خاک سپرده شدند.

بر اساس روایت‌های رسیده، به دلیل فشار بر خانواده‌ها، نسبت دادن برخی مرگ‌ها به خودکشی و خودداری شماری از خانواده‌ها از رسانه‌ای کردن نام عزیزانشان، آمار واقعی قربانیان می‌تواند بیش از مواردی باشد که تاکنون تایید شده است.

آغاز زودهنگام اعتراضات در ممسنی

نورآباد ممسنی پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، از نخستین شهرهایی بود که به اعتراضات پیوست.

تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌داد جمعیت بزرگی از مردم در میدان اصلی شهر تجمع کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.

با گسترش خیزش سراسری، مردم نورآباد از عصر ۱۸ دی‌ماه بار دیگر به خیابان‌ها آمدند. بر اساس اطلاعات رسیده، معترضان از سه مسیر اصلی به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کردند

مسیر نخست از خیابان حمام شهرداری و مصلی، مسیر دوم از بلوار هفت‌تیر و مسیر سوم از بلوار هجرت آغاز می‌شد.

هدف جمعیت در هر سه مسیر، رسیدن به فلکه آموزش‌وپرورش بود. نقطه‌ای که شماری از مهم‌ترین نهادهای حکومتی شهر، از جمله مقر سپاه پاسداران، دادگستری و کلانتری، در اطراف آن قرار دارند.

به گفته شاهدان، نیروهای حکومتی از نخستین لحظات تلاش کردند با شلیک گسترده گاز اشک‌آور مانع رسیدن مردم به مرکز شهر شوند.

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در فاصله‌های بسیار کوتاه به سوی جمعیت گاز اشک‌آور شلیک می‌کردند.

با وجود این، معترضان از چند مسیر پیشروی کردند و گروهی که از بلوار هجرت حرکت کرده بود، برای مدتی به مرکز شهر رسید.

نیروهای حکومتی از پشت‌بام دادگستری، کلانتری، بانک ملت و کوچه‌های منتهی به مقر سپاه پاسداران، مردم را هدف گلوله‌های ساچمه‌ای و جنگی قرار دادند.

یکی از شاهدان گفت تنها در جمعیت حاضر در بلوار هجرت، دست‌کم شش مجروح با جراحات جدی دیده است.

به گفته او، چهار نفر از ناحیه پا و دو نفر از ناحیه شکم و اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بودند.

هم‌زمان، صدای ممتد شلیک سلاح‌های جنگی از دو مسیر دیگر نیز شنیده می‌شد.

بر اساس یکی از روایت‌ها، در محدوده مصلی و مسیر منتهی به فلکه آموزش‌وپرورش، «یکی از نیروهای امنیتی به دست معترضان افتاد و کشته شد». پس از این اتفاق، نیروهای حکومتی شدت تیراندازی را افزایش دادند و جمعیت حاضر در این مسیر را به رگبار بستند.

شاهدان فضای شهر را در آن شب به میدان جنگ تشبیه کرده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، از کودکان و نوجوانان تا سالمندان در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی بدون توجه به سن معترضان، به سوی جمعیت تیراندازی می‌کردند.

نخستین کشته‌های آن شب در مسیرهای بلوار هفت‌تیر و خیابان حمام شهرداری به سوی فلکه آموزش‌وپرورش ثبت شدند. دو مسیری که شدت درگیری و تیراندازی در آن‌ها بیشتر بود.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

کشتار مقابل دادگستری نورآباد

صبح روز بعد، علی احمدی، معلم بازنشسته، در بهشت زهرای ممسنی در سخنانی از لزوم پاسخگویی عاملان سرکوب و خونریزی سخن گفت.

پس از این مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کرد و در ادامه، وارد محدوده دادگستری نورآباد شد.

بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ساختمان دادگستری در حوالی غروب به آتش کشیده شد. پس از آن، نیروهای مسلح لباس‌شخصی با خودروهای پژو ۴۰۵ از سمت کلانتری وارد محدوده شدند و از چند جهت به سوی جمعیت تیراندازی کردند.

یکی از شاهدان صحنه تیراندازی را شبیه عملیات نظامی و حمله تروریستی توصیف کرد و گفت شمار زیادی از معترضان در همین مرحله کشته یا به‌شدت مجروح شدند.

100%

مجروحانی که از درمان محروم ماندند

اطلاعات رسیده به کارزار کشف حقیقت ممسنی نشان می‌دهد بسیاری از مجروحان اعتراضات به دلیل احتمال بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند و در خانه یا مکان‌های مخفی درمان شدند.

یک نوجوان ۱۴ ساله اهل ممسنی که در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه با گلوله جنگی از ناحیه پا مجروح شد، با وجود انجام دو عمل جراحی، همچنان قادر به راه رفتن نیست.

یکی دیگر از مجروحان که ۱۹ دی‌ماه با گلوله ساچمه‌ای هدف قرار گرفت، برای فرار از نیروهای امنیتی چند ساعت زیر پل فهلیان پناه گرفت. محرومیت او از درمان فوری و باقی ماندن طولانی‌مدت جراحت‌ها بدون رسیدگی پزشکی، به عفونت شدید پای او منجر شد.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، شمار مجروحانی که آثار گلوله و ساچمه همچنان بر بدنشان باقی مانده، قابل توجه است: «با این حال، ترس از شناسایی و بازداشت باعث شده بسیاری از آنان حاضر به انتشار نام، تصویر یا پرونده پزشکی خود نباشند.»

گزارش‌ها همچنین از ادامه بازداشت‌ها، احضار شهروندان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در نورآباد حکایت دارند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند تا درباره چگونگی سرکوب و شمار قربانیان، با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند.

کارزار کشف حقیقت ممسنی در تلاش است با جمع‌آوری شهادت شاهدان، تصاویر، اسناد پزشکی و اطلاعات خانواده‌ها، ابعاد سرکوب اعتراضات در این شهرستان و هویت تمامی کشته‌شدگان و مجروحان را روشن کند.

مهرزاد نظری؛ جاویدنامی که گفته بود بر مزارش موسیقی بگذارند و شادی کنند

۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
مهرزاد نظری؛ جاویدنامی که گفته بود بر مزارش موسیقی بگذارند و شادی کنند
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد مهرزاد نظری، معترض ۲۸ ساله اهل نورآباد ممسنی، ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات این شهر با اصابت گلوله جنگی به قفسه سینه، جان باخت. او در آخرین استوری اینستاگرامی‌اش نوشته بود که «سر قبر من نماز و قرآن نخوانید؛ فقط موزیک و شادی».

مهرزاد پس از مجروح شدن به روستای بردنگان منتقل شد اما به‌دلیل خون‌ریزی شدید و نبود امکانات درمانی، جان باخت.

بر اساس اطلاعات رسیده، او حدود دو ساعت در صف نخست معترضان و مقابل نیروهای حکومتی حضور داشت. بدون سلاح در برابر نیروهای سرکوب ایستاده بود و در نهایت، از فاصله نزدیک با شلیک یک سلاح کمری به ناحیه سینه، هدف قرار گرفت.

پس از مجروح شدن مهرزاد، به‌دلیل نگرانی از بازداشت در بیمارستان و حضور نیروهای امنیتی در مراکز درمانی، او به روستای بردنگان، زادگاه پدری‌اش، منتقل شد. با این حال، شدت خونریزی و نبود امکانات پزشکی کافی در روستا، باعث شد او جان خود را از دست بدهد.

نیروهای امنیتی ابتدا از تحویل پیکر مهرزاد به خانواده‌اش خودداری کردند.

در روز خاکسپاری نیز ماموران تلاش کردند پیکر او را از خانواده و مردم روستای بردنگان بگیرند اما با تحت فشار قرار دادن خانواده و گرفتن تعهد از آنان، اجازه ادامه برگزاری مراسم خاکسپاری را دادند.

پدر مهرزاد نیز خواسته بود پیکر فرزندش بدون برگزاری مراسم مذهبی حکومتی، غسل و نماز، دفن شود.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

مراسم خاکسپاری مهرزاد با حضور گسترده مردم نورآباد ممسنی و روستای بردنگان برگزار شد.

شرکت‌کنندگان در این مراسم با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای»، «این آخرین نبرده/ پهلوی برمی‌گرده» و «جاوید شاه»، پیکر او را بدرقه کردند.

نزدیکان مهرزاد همچنین پیش از فرارسیدن سالروز تولدش، بر مزار او مراسمی برگزار کردند.

در این مراسم، زنان با اجرای رقص دستمال و پخش موسیقی فولکلور محلی، یاد او را گرامی داشتند.

  • «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

    «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

بازداشت بستگان برای جلوگیری از برگزاری مراسم چهلم

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، نیروهای امنیتی در آستانه برگزاری مراسم چهلم مهرزاد، حدود ساعت سه بامداد به خانه شماری از بستگان او در روستای بردنگان یورش بردند.

ماموران تعدادی از بستگان مهرزاد را بازداشت کردند یا به گروگان گرفتند و خانواده او را تحت فشار گذاشتند تا مراسم چهلم را لغو کنند.

این اقدامات در حالی صورت گرفت که مراسم خاکسپاری مهرزاد به یکی از تجمع‌های اعتراضی گسترده در ممسنی تبدیل شده بود و مردم شعارهای ضدحکومتی سر داده بودند.

بهنام ایزدی؛ جوانی که ناجی مجروحان ممسنی بود و خودش کشته شد

۲۱ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
بهنام ایزدی؛ جوانی که ناجی مجروحان ممسنی بود و خودش کشته شد
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد بهنام ایزدی، از جاوید‌نامان نورآباد ممسنی پیش از کشته شدگان به دست ماموران در تجمع ۱۹ دی‌ماه در اعتراض‌های روز‌های قبل هم حضور داشته و به کمک مجروحان رفته بود.

به‌گفته شاهدان، بهنام روز ۱۴ دی‌ماه با خودرو شخصی در خیابان‌های ممسنی به کمک مجروحان و شهروندانی رفت که هدف حمله نیروهای حکومتی قرار گرفته بودند. خودرو او هنگام نجات چند تن از معترضان هدف گلوله و گاز اشک‌آور قرار گرفت و به‌شدت تخریب شد. بهنام با وجود مجروح شدن و شناسایی از سوی نیروهای امنیتی، چهار روز بعد بار دیگر به اعتراض‌ها پیوست و با شلیک مستقیم از چشم و سر زخمی شد و جان باخت.

بهنام ایزدی، ۳۵ ساله و از خانواده‌های شناخته‌شده نورآباد ممسنی بود. او مجرد بود و در کنار پدر و مادر سالخورده‌اش زندگی و از آنها مراقبت می‌کرد. نزدیکانش او را انسانی طبیعت‌دوست توصیف کرده‌اند.

پیکانی که به خودرو نجات مجروحان تبدیل شد

بر اساس روایت شاهدان عینی، هم‌زمان با گسترش اعتراضات در نورآباد ممسنی در شامگاه ۱۴ دی، بهنام ایزدی با خودرو پیکان خود در نقاط مختلف شهر حضور داشت و مجروحان را از محل درگیری‌ها خارج می‌کرد.

در یکی از ویدیوهایی که از اعتراضات آن شب منتشر شد، یک خودرو پیکان دیده می‌شود که برای نجات چند شهروندی که در محاصره نیروهای سرکوبگر قرار گرفته بودند، وارد صحنه می‌شود. در زمان انتشار این ویدیو، هویت راننده مشخص نبود، اما اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که راننده این خودرو بهنام ایزدی بوده است.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

شاهدان گفته‌اند نیروهای حکومتی به سوی خودرو شلیک کردند و چند نارنجک گاز اشک‌آور نیز به داخل یا اطراف آن پرتاب شد. خودرو پس از اصابت گلوله و برخورد با جدول خیابان به‌شدت آسیب دید، اما بهنام توانست از محل خارج شود و نجات پیدا کند.

بازگشت به خیابان با وجود مجروحیت و خطر شناسایی

بهنام در جریان اعتراضات ۱۴ دی مجروح شد و به‌گفته نزدیکانش از سوی نیروهای امنیتی شناسایی شده بود. دوستانش به‌دلیل وضعیت جسمانی و احتمال بازداشت یا کشته شدن، بارها از او خواستند در اعتراضات ۱۸ دی شرکت نکند.

یکی از دوستان نزدیک بهنام گفته است او چند ساعت پیش از رفتن به اعتراضات، در پاسخ به اصرار دوستانش بارها گفت: «جانم فدای وطن، جانم فدای ایران» و سپس آنها را ترک کرد.

بر اساس اطلاعات رسیده، زمانی که یکی از اعضای خانواده از او پرسید چه مسئولیتی در قبال تغییر وضعیت کشور دارد، پاسخ داد: «شهروندم.»

نزدیکان بهنام گفته‌اند او چند ساعت پیش از کشته شدنش تاکید کرده بود که برای خواسته‌ای شخصی به خیابان نمی‌رود و هدفش آزادی ایران است.

شلیک از پشت‌بام مقر بسیج به چشم و سر بهنام

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که بهنام ایزدی شامگاه ۱۸ دی، حدود ساعت ۲۱ تا ۲۲، در اعتراضات نورآباد ممسنی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت.

بر اساس روایت شاهدان عینی، فرد مسلحی مستقر بر پشت‌بام مقر بسیج، از فاصله‌ای نزدیک معترضان را هدف قرار می‌داد و به‌طور مستقیم به ناحیه سر و بالاتنه شهروندان شلیک می‌کرد.

یکی از گلوله‌ها به چشم و سر بهنام اصابت کرد و از پشت سر او خارج شد. همچنین ده‌ها ساچمه در مغز و ساقه مغز او باقی ماند.

بهنام پس از این شلیک به کما رفت و پس از حدود دو تا سه روز، در اثر شدت جراحات جان باخت.

این دومین بار در فاصله چهار روز بود که نیروهای حکومتی بهنام ایزدی را هدف گلوله قرار می‌دادند.

چند شاهد عینی گفته‌اند فرد مسلح پس از شلیک، از ساختمان مقر بسیج خارج شد و در حالی که اسلحه‌ای بر دوش داشت، بر بالای سر بهنام حاضر شد.

بر اساس این روایت‌ها، هنگامی که زنان و مردان حاضر در محل از او پرسیدند چرا به بهنام شلیک کرده است، پاسخ داد: «خوب کردم. اعتراض کردند، این هم جواب اعتراضشان. باید می‌نشستند و اعتراض نمی‌کردند تا کشته نمی‌شدند.»

بر اساس اطلاعات رسیده، مردم محلی چهارراهی را که خودرو بهنام هنگام کمک به معترضان در آن هدف قرار گرفت، چهارراه بهنام ایزدی نامیده‌اند و شماری از شهروندان هنگام نشانی دادن نیز از همین نام استفاده می‌کنند.

100%

تحویل پیکر پس از چند روز فشار و گرفتن تعهد

خانواده بهنام پس از جان باختن او، چندین روز برای تحویل گرفتن پیکرش میان فرمانداری، استانداری و دیگر نهادهای حکومتی در رفت‌وآمد بودند.

بر اساس روایت نزدیکانش، مقام‌های حکومتی از اعضای خانواده و ضامنان معرفی‌شده تعهد گرفتند که زمان خاکسپاری را اعلام نکنند و بستگان و مردم را از برگزاری مراسم مطلع نسازند.

پیکر بهنام پس از نزدیک به یک هفته به خانواده تحویل داده شد. نیروهای حکومتی اجازه ندادند خانواده او را غسل دهند و اعلام کردند این کار از سوی خودشان انجام شده است.

مراسم خاکسپاری حدود ساعت ۶:۳۰ تا هفت صبح، در هوای تاریک و بارانی و تنها با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده برگزار شد. خانواده اجازه نداشتند زمان مراسم را حتی به بستگان نزدیک اطلاع دهند.

با وجود محدودیت‌های اعمال‌شده بر مراسم خاکسپاری، مردم نورآباد ممسنی در مراسم چهلم بهنام ایزدی حضور گسترده‌ای داشتند.

ویدیوهای منتشرشده از این مراسم، تجمع شمار زیادی از شهروندان را نشان می‌دهد. نزدیکان بهنام گفته‌اند مردم نورآباد با حضور در مراسم چهلم جان‌باختگان، تلاش کردند مانع از فراموش شدن نام و روایت آنها شوند و محدودیت‌های اعمال‌شده بر مراسم خاکسپاری را جبران کنند.

نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

۲۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۹:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود
100%

نورآباد ممسنی در استان فارس پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به اعتراضات پیوست و سرکوب خونین معترضان در این شهر زودتر از بسیاری از نقاط دیگر آغاز شد.

روایت‌ها، تصاویر و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد نیروهای حکومتی از ۱۴ دی با گاز اشک‌آور، گلوله‌های ساچمه‌ای و تیر جنگی به معترضان در نورآباد ممسنی حمله کردند.

این سرکوب در روزهای بعد شدت گرفت و شنبه ۲۰ دی در محدوده دادگستری نورآباد، به کشتاری گسترده انجامید.

بر اساس گزارش‌های رسیده، معترضان نورآباد دست‌کم از ۱۴ دی برای دومین بار به خیابان‌ها آمدند.

تجمع‌ها و اعتراضات در نقاط مختلف شهر، از جمله بلوار هفت‌تیر، بلوار امام، خیابان شریعتی، میدان اصلی و مقابل ساختمان دادگستری شکل گرفت.

در همان ساعات ابتدایی، حضور گسترده نیروهای مسلح، فضای به‌شدت امنیتی و قطع یا اختلال اینترنت گزارش شد.

نیروهای حکومتی ابتدا با شلیک گاز اشک‌آور کوشیدند جمعیت را متفرق کنند، اما پس از ادامه اعتراضات، به سوی مردم تیراندازی کردند. شماری از شهروندان نیز برای در امان ماندن از شلیک‌ها در مغازه‌ها محبوس شدند.

  • فرزانه ساسانی‌پور؛ زنی که هنگام کمک به مجروحان، مقابل خانه مادرش کشته شد

    فرزانه ساسانی‌پور؛ زنی که هنگام کمک به مجروحان، مقابل خانه مادرش کشته شد

در جریان سرکوب ۱۴ دی، چندین معترض، از جمله یک دختر ۱۴ ساله، با شلیک گلوله و ساچمه مجروح شدند.

یک شاهد عینی از اصابت ساچمه به چشم، بینی و شکم یکی از اعضای خانواده‌اش خبر داد.

گزارش‌هایی نیز درباره کشته شدن یک معترض بر اثر شلیک مستقیم و جان‌ باختن یک شهروند بر اثر مشکلات تنفسی ناشی از گاز اشک‌آور منتشر شد.

آریا زارعی از جمله معترضانی بود که بر اساس اطلاعات رسیده، در جریان اعتراضات نورآباد با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

خانواده آریا پس از کشته شدن او برای امضای متنی حکومتی و خودداری از رسانه‌ای کردن چگونگی جان‌ باختنش تحت فشار قرار گرفتند.

بهنام ایزدی، شهروند ۳۵ ساله نورآبادی، نیز از نخستین روزهای اعتراضات در خیابان حضور داشت.

او ۱۴ دی با خودروی پیکان خود به مجروحان و معترضان کمک می‌کرد که خودرویش هدف گلوله و گاز اشک‌آور قرار گرفت و به‌شدت آسیب دید.

ایزدی در این حمله مجروح شد، اما بار دیگر در اعتراضات شرکت کرد و سرانجام ۱۸ دی با شلیک مستقیم یک تک‌تیرانداز از پشت‌بام مقر بسیج به سر و چشم کشته شد.

تشدید سرکوب از ۱۸ دی؛ تیراندازی، انفجار و قطع برق

هم‌زمان با گسترش اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی، اعتصاب در نورآباد فراگیر شد و نیروهای امنیتی و نظامی با سلاح‌های جنگی در خیابان‌ها مستقر شدند.

شهروندان با آتش زدن لاستیک و مسدود کردن مسیرها، در برابر نیروهای حکومتی ایستادند و در برخی نقاط آن‌ها را عقب راندند.

در شامگاه ۱۸ دی، صدای انفجار و تیراندازی در بخش‌هایی از نورآباد به گوش رسید و برق شهر برای حدود ۲۰ دقیقه قطع شد. تصاویر و روایت‌های رسیده از این اعتراضات، دود غلیظ و شلیک را نشان می‌دهد.

معترضان در خیابان‌های منتهی به بانک ملی، فلکه آموزش‌وپرورش و محدوده دادگستری تجمع کردند و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. نیروهای حکومتی نیز با تیر جنگی به سوی آنان شلیک کردند.

بر پایه یکی از روایت‌های رسیده، نیروهای حکومتی ۱۹ دی دست‌کم ۱۲ معترض را کشتند. با این حال، به‌دلیل قطع اینترنت، انتقال پیکرها و مجروحان به مراکز وابسته به سپاه پاسداران و فشار بر خانواده‌ها، امکان تایید مستقل آمار دقیق جان‌باختگان وجود نداشته است.

کامیاب احمدی از جمله معترضانی بود که در این روزها کشته شد. مراسم خاکسپاری او با حضور شمار زیادی از مردم برگزار شد و پس از پایان مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و محدوده دادگستری حرکت کرد.

100%

۲۰ دی؛ محاصره معترضان و رگبار از ساختمان‌های اطراف دادگستری

شنبه ۲۰ دی، اعتراضات نورآباد پس از برگزاری مراسم خاکسپاری شماری از کشته‌شدگان وارد مرحله‌ای خونین‌تر شد. جمعیت از محل مراسم به سوی مرکز شهر حرکت کرد و حوالی عصر در مقابل دادگستری نورآباد تجمع کرد.

روایت‌های متعدد رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که نیروهای حکومتی پیشاپیش در داخل و روی پشت‌بام دادگستری و ساختمان‌های اطراف مستقر شده بودند.

پس از نزدیک شدن معترضان به محوطه دادگستری، نیروهای سپاه و دیگر یگان‌های مسلح از چند جهت مردم را هدف قرار دادند. مردم برای دفاع از خود پس از تیراندازی، ساختمان دادگستری را آتش زدند.

به گفته شاهدان، از پشت‌بام دادگستری، ساختمان پشت بانک ملی و مسیرهای خیابان پزشکان و کوچه تاکسی‌ها، با کلاشنیکف، تیربار و سلاح‌های سنگین به سوی جمعیت شلیک شد.

شاهدان گفتند معترضان در محدوده دادگستری محاصره شدند و تیراندازی بدون هشدار قبلی صورت گرفت.

در یکی از روایت‌ها آمده است شدت خون‌ریزی مجروحان و جان‌باختگان به حدی بود که خون از پله‌های طبقه دوم ساختمان تا طبقه پایین جریان پیدا کرده بود.

مهرشاد قائدی، آرمین شهریور، پریسا لشکری، کامیاب احمدی، آرمین گرجیان و علی باباکرمی از جمله نام‌هایی هستند که در ارتباط با کشتار نورآباد به ایران‌اینترنشنال رسیده‌اند.

به گفته شهروندان، نیروهای حکومتی پس از متفرق کردن جمعیت، پیکرها و مجروحان را از محل خارج کردند و شماری را به مراکز وابسته به سپاه انتقال دادند.

روایت‌هایی از آن شب به ایران‌اینترنشنال رسیده که حاکی از شلیک تیر خلاص به مجروحان در خیابان‌ها است.

چند روز پس از کشتار، آثار خون همچنان در مقابل دادگستری دیده می‌شد. طبق یک روایت، نیروهای حکومتی خیابان و پیاده‌رو را برای پاک کردن آثار خون شست‌وشو دادند.

پس از بارندگی و ایجاد انسداد در یک کانال آب سرپوشیده نیز پیکر دو نفر پیدا شد. گفته شده شماری از مجروحان برای فرار از تیراندازی به این کانال پناه برده و در همان مکان جان باخته بودند.

  • کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

    کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

گزارش‌های رسیده همچنین حاکی است که حکومت پیکر کشته‌شدگان را به‌تدریج و گاه روزانه تنها به چند خانواده تحویل می‌داد. خانواده‌ها مجبور بودند تعهد کتبی بدهند، مراسم خاکسپاری را پیش از ساعت شش یا هفت صبح برگزار کنند و مانع از تجمع مردم شوند.

برخی خانواده‌ها گفتند برای تحویل پیکر فرزندانشان از آن‌ها مبالغی بین ۳۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان با عنوان هزینه گلوله یا حق تیر درخواست شده است.

در مواردی دیگر، تحویل پیکر به پذیرش این ادعا مشروط شده بود که فرد کشته‌شده عضو بسیج بوده است.

فشار بر خانواده‌ها و برگزاری مراسم‌های محدود و امنیتی، مانع ادامه اعتراضات نشد. بر اساس یکی دیگر از گزارش‌های رسیده، در مراسم خاکسپاری شماری از جان‌باختگان در روزهای بعد نیز درگیری رخ داد و نیروهای حکومتی بار دیگر به مردم حمله کردند.

امیررضا احمدی، نوجوان ۱۷ ساله‌ای که در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی در اعتراضات حضور داشت، حدود یک ماه بعد بازداشت شد.

بر پایه روایت رسیده، او پس از مدتی آزاد شد، اما یک روز پس از آزادی بر اثر عارضه قلبی جان باخت. نزدیکانش مرگ او را نتیجه شکنجه و تزریق داروهای نامشخص در دوران بازداشت می‌دانند.

مجموع روایت‌های رسیده از نورآباد ممسنی نشان می‌دهد این شهر نه‌تنها پیش از فراخوان‌های اصلی به اعتراضات پیوست، بلکه از نخستین نقاطی بود که نیروهای حکومتی در آن به‌طور سازمان‌یافته از گلوله جنگی، تک‌تیرانداز و سلاح‌های سنگین علیه معترضان استفاده کردند.

این در حالی است که ابعاد کامل سرکوب در نورآباد ممسنی به‌دلیل قطع اینترنت، فشار بر خانواده‌ها و پنهان کردن پیکرها همچنان روشن نشده است.

کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
کارزار مردمی بیمارستان الغدیر؛ روایت پیکرهای رهاشده در حیاط پشتی و انبار بیمارستان
100%

ایران‌اینترنشنال با آغاز «کارزار کشف حقیقت در بیمارستان الغدیر»، هویت ۲۵ تن از جان‌باختگانی را که در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به این بیمارستان منتقل شده بودند، شناسایی کرد.

بنا بر روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، به‌دلیل حجم بالای پیکرها، شماری از جان‌باختگان در حیاط پشتی و انبارهای بیمارستان رها شده بودند و خانواده‌ها ساعت‌ها و حتی روزها در جست‌وجوی آنان بودند.

هر یک از این جان‌باختگان روایت و سرگذشتی متفاوت دارند، اما نقطه مشترک همه آن‌ها کشته شدن با گلوله جنگی در مناطق شرقی تهران است.

برخی از این افراد در همان محل تیراندازی جان خود را از دست دادند و شماری دیگر در حالی به بیمارستان منتقل شدند که هنوز زنده بودند.

  • کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

    کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

روایت مجروحانی که هرگز به بخش درمان نرسیدند

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تعدادی از مجروحان پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به دست نیروهای امنیتی از همراهان و خانواده‌هایشان جدا شدند.

به گفته منابع آگاه، در مواردی به افرادی که مجروحان را به بیمارستان رسانده بودند، اجازه ورود داده نشد و روز بعد خانواده‌ها پیکر همان افراد را در حیاط پشتی یا انبارهای بیمارستان پیدا کردند.

شاهدان و خانواده‌ها گفتند برخی مجروحان در حالی جان باختند که برای ساعت‌ها در محوطه بیمارستان یا فضاهای خارج از بخش‌های درمانی، رها شده بودند.

این در حالی است که روایت‌های متعدد بر تلاش کادر درمان برای امدادرسانی به مجروحان تاکید دارد.

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

فشار بر خانواده‌ها برای تحویل پیکر

طبق روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، خانواده‌های جان‌باختگان پس از مراجعه برای شناسایی و تحویل پیکر، با فشارهای شدید امنیتی مواجه شدند.

برخی خانواده‌ها از تاخیر چندروزه در تحویل پیکر، الزام به امضای تعهدنامه و درخواست مبالغ سنگین برای صدور مجوز دفن خبر دادند.

100%

سلیمان پرهیزکار؛ انتقال شبانه از تهران به الموت

سلیمان پرهیزکار، رزمی‌کار و بوکسور ۳۶ ساله اهل الموت قزوین، شامگاه ۱۸ دی‌‌ماه در جریان اعتراض‌ها در محله نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت.

بر اساس اطلاعات دریافتی، دوستان سلیمان پس از اصابت گلوله، او را به بیمارستان الغدیر منتقل کردند.

خانواده او که در الموت قزوین بودند، صبح ۱۹ دی‌ماه از کشته شدنش مطلع شدند.

به گفته منابع مطلع، پیکر سلیمان در یکی از فضاهای پشت بیمارستان الغدیر رها شده بود و خانواده پس از پیگیری‌های فراوان، پیکر او را تحویل گرفتند.

پدر و برادر او همان شب پیکر سلیمان را از تهران به قزوین و سپس به الموت منتقل کردند.

او به‌صورت شبانه و تحت تدابیر امنیتی در زادگاهش در الموت به خاک سپرده شد.

ادامه کارزار برای ثبت حقیقت

کارزار مردمی بیمارستان الغدیر همچنان ادامه دارد.

ایران‌اینترنشنال در حال بررسی اسناد، تصاویر، ویدیوها و روایت‌های شاهدان و خانواده‌هاست تا هویت دیگر جان‌باختگان و مجروحانی را که ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به این بیمارستان منتقل شدند، شناسایی و روایت آنان را ثبت کند.

این کارزار تلاشی است برای مستندسازی سرنوشت افرادی که خانواده‌هایشان همچنان در جست‌وجوی حقیقت درباره آخرین ساعات زندگی آن‌ها هستند.

  • نام و اطلاعات شماری از جاویدنامان از سامانه بهشت زهرا پاک شده است

    نام و اطلاعات شماری از جاویدنامان از سامانه بهشت زهرا پاک شده است