اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که فرزانه ساسانیپور، ۴۲ ساله و مادر دو فرزند، شامگاه ۱۹ دیماه در کوهچنار هنگامی که مقابل خانه مادرش در حال کمک به مجروحان بود، هدف شلیک یک تکتیرانداز قرار گرفت و کشته شد.
بر اساس این اطلاعات، خانه مادر فرزانه در نزدیکی محل تجمع معترضان قرار داشت و شماری از شهروندان زخمی یا آسیبدیده بر اثر گاز اشکآور، برای پناه گرفتن و دریافت کمک به این خانه مراجعه کردند.
فرزانه به مجروحان و افرادی که بر اثر استنشاق گاز اشکآور دچار مشکل تنفسی شده بودند کمک کرد.
زمانی که او برای کمک به فردی که بر اثر استنشاق گاز اشکآور در حال خفگی بود از خانه خارج شد، از ناحیه سمت چپ گردن هدف اصابت گلوله قرار گرفت.
طبق اطلاعات رسیده، نیروهای حکومتی بر پشتبام ساختمان مرتفع بانک ملت مستقر بودند. ساختمانی که بر خیابانها و کوچههای اطراف اشراف داشت.
شاهدان گفتند تکتیرانداز مستقر بر این ساختمان، این زن را هنگام کمک به مجروحان زیر نظر گرفته و پس از خروج او از خانه، به سویش شلیک کرده است.
پس از اصابت گلوله، حاضران، فرزانه را به داخل خانه منتقل کردند، اما تیراندازی شدید نیروهای حکومتی در کوچه و خیابانهای اطراف حدود دو ساعت ادامه یافت و امکان انتقال فوری او به بیمارستان وجود نداشت.
بر اساس روایتهای رسیده، شدت شلیکها به حدی بود که گلولهها به در، دیوار و ورودی خانه برخورد میکردند و هیچکس قادر به خروج از ساختمان نبود.
پس از کاهش تیراندازی، فرزانه به بیمارستان منتقل شد، اما پزشکان اعلام کردند گلوله از سمت چپ گردن وارد شده، شاهرگ او را پاره کرده و به قلبش آسیب زده است.
او پیش از رسیدن به بیمارستان جان باخته بود.
فرزانه ساسانیپور، متولد اول مهرماه ۱۳۶۲، مادر یک دختر ۱۶ ساله به نام عسل و یک پسر سه ساله به نام سام بود.
جلوگیری از ثبت آثار گلوله و خودداری از تحویل مدارک پزشکی
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پس از انتقال پیکر ساسانیپور به سردخانه، نیروهای حکومتی با یکی از اعضای خانواده که قصد عکاسی از پیکر را داشت، با خشونت برخورد کردند، تلفن همراه او را گرفتند و تهدیدش کردند.
خانواده ساسانیپور همچنین اعلام کردند با وجود گذشت چند ماه، نتیجه کالبدشکافی و گزارش رسمی پزشکی قانونی به آنان تحویل داده نشده است.
مسئولان تا به حال هر بار خانواده را به هفتهها یا ماههای بعد ارجاع دادهاند.
نزدیکان او این اقدامات را تلاشی برای از بین بردن شواهد اصابت گلوله جنگی و پنهان کردن نحوه کشته شدن این زن میدانند.
طبق این گزارشها، نیروهای امنیتی پس از کشته شدن او نیز به خانه خانوادهاش مراجعه کردند، آنها را تحت فشار و تهدید قرار دادند، تلفنهای همراهشان را بررسی و بخشی از محتویات آنها را پاک کردند.
مقامهای حکومتی با پیشنهاد پرداخت پول و ارائه برخی امتیازها، خانواده ساسانیپور را تحت فشار قرار دادهاند تا او را بهعنوان «شهید» وابسته به جمهوری اسلامی معرفی کنند.
خانواده با این پیشنهاد مخالفت و تاکید کردند دخترشان بهدست نیروهای حکومتی و در حالی کشته شده که برای نجات مجروحان تلاش میکرده است.
نیروهای امنیتی همچنین خانواده را برای محدود کردن مراسم خاکسپاری تحت فشار قرار دادند و هشدار دادند حضور گسترده مردم ممکن است به شکلگیری تجمع و سر دادن شعارهای اعتراضی منجر شود.
در ابتدا به خانواده گفته شد تنها چهار نفر میتوانند در مراسم حضور داشته باشند، اما پس از مقاومت آنان، مراسم با حضور محدود دهها نفر برگزار شد.
در مراسم چهلم ساسانیپور، خانوادههای دیگری که عزیزان خود را در جریان اعتراضها از دست داده بودند نیز تصاویر جانباختگان خود را همراه آوردند.
دختر ۱۶ ساله ساسانیپور نیز در چهلم مادرش، بنری از تصویر او را در میدان شهر نصب کرد تا نام و روایت کشته شدنش فراموش نشود.
بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده برای ثبت مراسم چهلم، یک فیلمبردار استخدام کرده بودند، اما ماموران سپاه پاسداران تجهیزات و تصاویر ضبطشده را از او گرفتند تا فیلم شعارها و تصاویر جانباختگان منتشر نشود.
با این حال، بخشهایی از تصاویر مراسم حفظ شده است.
خانواده ساسانیپور تاکید کردهاند با وجود فشارها، تهدیدها و تلاش نیروهای حکومتی برای حذف مدارک، صدای آنان و روایت کشته شدن عزیزشان خاموش و فراموش نخواهد شد.
در اعتراضهای ۱۹ دیماه در کوهچنار، علاوه بر فرزانه ساسانیپور، دستکم دو شهروند دیگر به نامهای علیرضا نادری و بهبود حسنزاده نیز با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوب کشته شدند.
ابوالفضل جاهدی، جوان ۱۹ ساله ساکن رباط کریم، چند ساعت پیش از تکمیل ثبت ناماش در دانشگاه آتشنشانی، شامگاه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله به سر کشته شد.
ابوالفضل جاهدی؛ جوانی که در آرزوی آتشنشان شدن کشته شد
ابوالفضل جاهدی، جوان ۱۹ ساله ساکن رباط کریم، چند ساعت پیش از تکمیل ثبت ناماش در دانشگاه آتشنشانی، شامگاه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله به سر کشته شد.
طبق اطلاعات رسیده، قرار بود او صبح روز ۲۰ دی برای تکمیل ثبتنام به دانشکده آتشنشانی برود. او نگران هزینه لباسهای آتشنشانی بود، اما به خانوادهاش گفته بود بیشتر کار میکند و پول لازم را خودش به دست میآورد.
بر اساس روایت یکی از دوستان ابوالفضل که هنگام وقوع حادثه در کنار او بوده، این جوان در جریان اعتراضات خیابان بخشداری رباط کریم، پشت یک سطل زباله پناه گرفته بود. به دلیل کفشهای سنگینش نمیتوانست بهسرعت فرار کند و از آنجا که قد بلندی داشت، بخشی از سرش از پشت سطل دیده میشد. تکتیرانداز او را هدف قرار داد و گلوله به سرش اصابت کرد.
جمجمه ابوالفضل بر اثر اصابت گلوله شکافته شد و او در همان محل جان باخت. دوستش پیکر او را با تاخیر به بیمارستان فاطمه زهرا در رباط کریم منتقل کرد، اما هنگام تحویل پیکر، تلفن همراه، مدارک و لباسهای ابوالفضل در اختیار ماموران قرار گرفت و به خانواده بازگردانده نشد.
خانواده ابوالفضل ابتدا تصور میکردند او از ناحیه پا زخمی شده است. پدرش با همین تصور به بیمارستان رفت تا او را به خانه بازگرداند، اما با پیکری درون کاور سیاه مواجه شد.
بیمارستان همان شب پیکر را به خانواده تحویل نداد و آنها را برای یافتن ابوالفضل به کهریزک فرستاد. طبق اطلاعات رسیده، پدر ابوالفضل ناچار شد در میان شمار زیادی از پیکرهای کشتهشدگان جستوجو کند و یافتن و تحویل پیکر فرزندش دو تا سه روز طول کشید. او در شرایطی امنیتی، شبانه و بدون حضور اقوام و آشنایان به خاک سپرده شد.
ابوالفضل از حدود ۱۵ سالگی کار میکرد. به مکانیکی علاقه داشت و مدتی بهعنوان شاگرد مکانیک فعالیت کرده بود. همچنین شبها تراکت پخش میکرد و در تالارهای پذیرایی بهعنوان گارسون کار میکرد؛ گاهی تا ساعت دو یا سه بامداد سر کار میماند و صبح روز بعد به مدرسه میرفت.
او حتی در روزهایی که پول کرایه نداشت، مسیر مدرسه را پیاده طی میکرد. ابوالفضل با پسانداز درآمد خود یک موتورسیکلت دست دوم خریده بود، اما تنها دو ماه فرصت کرد از آن استفاده کند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است جواد شایگانملک، ۳۸ ساله و پدر دو فرزند، در اعتراضات ۱۹ دیماه در قرچک هدف شلیک قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان ستاری، به او تیر خلاص زده شد.
به گفته یکی از نزدیکان، جواد را در خیابان رها کرده بودند و مردم او را به بیمارستان منتقل کردند.
بر پایه این اطلاعات، او از بالای ساختمان سنتنیال در قرچک هدف شلیک تکتیرانداز قرار گرفت.
نیروهای سپاه پاسداران برای سرکوب معترضان در این ساختمان مستقر شده بودند.
مجموعه بزرگ سنتنیال بهدلیل موقعیت مرتفع و اشراف کامل به مرکز شهر، کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان «شهید ستاری»، به یک موقعیت استراتژیک برای سرکوب بدل شده بود.
تکتیراندازها از همه فضاهای موجود در سنتینال یعنی طبقات بالایی، پشتبام و فضاهای مشرف به خیابان برای هدف گرفتن مردم استفاده کردند.
بر اساس گزارشها، ماموران ابتدا با گاز اشکآور به معترضان حمله کردند اما با ادامه حضور مردم، سرکوب شکل دیگری پیدا کرد و تیراندازی مستقیم در دستور کار قرار گرفت.
منابع نزدیک به خانواده شایگانملک همچنین گفتند پس از کشته شدن جواد، تحت فشار قرار گرفتند تا او را شهید معرفی کنند و به آنها گفته شد در صورت نپذیرفتن این موضوع، پیکر تحویل داده نخواهد شد.
به گفته نزدیکان این خانواده، برای تحویل پیکر جواد از آنها پول دریافت شد.
یکی از این نزدیکان به ایراناینترنشنال گفت در ۱۹ دیماه در بیمارستان ستاری قرچک، به شماری از مجروحان تیر خلاص زده شد و آنها را در بیمارستان کشتند.
میدان کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان ستاری، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی به یکی از کانونهای اصلی سرکوب معترضان تبدیل شد.
در دو شب ۱۸ و ۱۹ دیماه، دهها نفر از جمله فرزانه جهانبخشی، حسین بخشی، حمید صالحی، امیر یکتایی یگانه، منصور ضیایی و لیلا شکری، به دست نیروهای سرکوب در قرچک کشته شدند.
به گفته شاهدان، افراد در حال فرار یا پناه گرفتن هدف گلوله قرار گرفتند.
برخی روایتها حاکی است که پیکرهای کشتهشدگان و مجروحان با خودروهای ون و حتی کانتینرها، به سرعت جمعآوری و به نقاط دیگری از جمله بیمارستان ستاری منتقل میشدند.
روایتها و مستندات تازهای که منابع آگاه و شاهدان عینی از رشت برای ایراناینترنشنال ارسال کردند، ابعاد تازهای از سرکوب تمام عیار مردم در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در این شهر را برملا میکند.
روایتها و مستندات تازه شامل شلیک به قصد کشت، ممانعت از امدادرسانی به مجروحان، دریافت پول از خانواده کشتهشدگان در ازای تحویل پیکر و فشار بر آنها برای خاکسپاری مخفیانه و جلوگیری از برگزاری مراسم است.
ایراناینترنشنال در کارزار مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را از طریق چتبات اینتلمدیا با ما در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
یکی از شاهدان عینی در روایت خود از صبح ۱۹ دیماه در رشت گفت، حدود ساعت پنج صبح، هنوز حجم گسترده دود و آتش در منطقه شهرداری زبانه میکشیده است.
به گفته این شاهد، خیابانهای منتهی به شهرداری، از جمله خیابان نامجو، خیابان امام، خیابان شهرداری و مسیر بازار به سمت میدان صیقلان، بهشدت آسیب دیده و بخشهایی از شهر سوخته بوده: «شهر در صبح ۱۹ دی بوی دود میداد. رد خون بر خیابان شهرداری و سعدی به وضوح دیده میشد. اثر دستهای خونی معترضان روی دیوارهای شهر بود. بسیجیها در میدان سبزهمیدان با اسپری مشغول پاک کردن شعارها بودند و بخشهای وسیعی از بازار بهطور کامل سوخته بود.»
انتقال پیکرها با وانت و ماشین زباله
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت صبح ۱۹ دیماه چند وانت شهرداری از خیابان شهرداری خارج شدند و در پشت یکی از این وانتها، پیکر تعدادی از کشتهشدگان قرار داشت که روی آن با پارچه پوشانده شده بود.
ایراناینترنشنال همچنین گزارشهای متعدد و معتبری دریافت کرده است که نشان میدهند پیکر برخی کشتهشدگان در رشت با ماشینهای حمل زباله جمعآوری و بهصورت پنهانی منتقل شدهاند.
شاهدان گفتند برخی مجروحان هم در میان پیکرهای منتقل شده به باغ رضوان حضور داشتند.
یک منبع مطلع گفت که در یک مورد، یکی از مجروحان که همراه با پیکر کشتهشدگان به باغ رضوان منتقل شده بود، موفق به فرار شد و مدتی در یکی از جنگلهای اطراف پنهان ماند.
اطلاعات تازهای به ایراناینترنشنال رسیده است که نشان میدهد در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، پیکر شماری از کشتهشدگان در رشت به سولهای در جاده تهران، در فاصله میان باغ رضوان و سراوان، منتقل شده است.
این سوله با رنگهای قرمز، سفید و سبز رنگآمیزی شده و هیچ تابلوی مشخص یا نشان رسمی ندارد.
پیکرهای کشتهشدگان پیش از دفن یا انتقال به محلهای دیگر، بهطور موقت در این مکان نگهداری شدهاند.
این گزارشها در کنار روایتهای پیشین درباره انتقال پیکرها با وانتهای شهرداری، ماشینهای حمل زباله و دفنهای پنهانی در باغ رضوان، ابعاد گستردهتری از روند مخفیسازی و جابهجایی پیکرهای جانباختگان رشت را نشان میدهند.
شلیک به مردم و روایت استفاده از دوشکا
در روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال آمده است که نیروهای سرکوبگر، مردمی را که وارد برخی محدودههای نظامی شهر شده بودند، با سلاح سنگین به رگبار بستند.
بر اساس این روایتها، محدوده استانداری رشت یکی از محلهای اصلی کشتار معترضان در ۱۸ و ۱۹ دیماه بوده است.
به گفته یک شاهد عینی، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران با هدایت جمعیت به سمت استانداری، معترضان را در مسیری قرار دادند که امکان خروج و عقبنشینی برای آنان محدود بود.
بر اساس این روایتها، پس از باز شدن درهای استانداری، نیروهای مسلح به سوی مردم شلیک کردند.
این روایتها نشان میدهند سرکوب در رشت به خیابانهای اطراف شهرداری، بازار، خیابان نامجو و درمانگاه سجاد محدود نبوده و محدوده استانداری نیز یکی از نقاط مهم تیراندازی و کشتار معترضان بوده است.
گزارشها از درخواست پول برای تحویل پیکر
اطلاعات رسیده حاکی از فشارهای شدید امنیتی بر خانواده کشتهشدگان است.
از برخی خانوادهها برای تحویل پیکر فرزندانشان درخواست پول شده و مبلغ مطالبهشده بسته به وضعیت مالی خانوادهها متفاوت بوده است.
بر اساس این روایتها، از بعضی خانوادهها چند صد میلیون و در مواردی حتی بیش از یک میلیارد تومان درخواست شده است.
یک شاهد عینی گفت از یک خانواده خواسته شده بود برای دریافت پیکر، علاوه بر پرداخت پول، یک جعبه شیرینی هم همراه خود ببرند.
به گفته او، این درخواست بخشی از روند تحقیرآمیز برخورد با بازماندگان بوده است.
در روایتهای رسیده همچنین آمده است که به خانواده برخی کشتهشدگان، اجازه غسل پیکر نزدیکانشان داده نشد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت ماموران به یک خانواده گفتند «کشتهشدگان نجساند» و پیکرها باید همانطور خونآلود و با لباس، دفن شوند.
بر اساس این روایتها، دفن پیکرها اغلب در ساعات پایانی شب یا نزدیک سحر، با حضور محدود اعضای خانواده و تحت فشار نیروهای امنیتی انجام شده است.
محل دفن بسیاری از قربانیان در بخشهای انتهایی باغ رضوان رشت است.
خانوادهها گفتهاند در جریان تحویل گرفتن و خاکسپاری پیکرها، بارها تحقیر و تهدید شدند.
کارزار ایراناینترنشنال برای ثبت حقیقت کشتار رشت
ایراناینترنشنال با راهاندازی کارزار ثبت و مستندسازی کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادههای جانباختگان، کادر درمان، کارکنان خدمات شهری، رانندگان، کسبه بازار و همه کسانی که اطلاعات، تصویر، ویدیو یا سندی از آن روزها دارند، میخواهد روایتهای خود را ارسال کنند.
هدف این کارزار، شناسایی قربانیان، ثبت مسیر انتقال پیکرها، روشن کردن نقش نهادهای امنیتی و شهری، و جلوگیری از پاک شدن آثار یکی از خونینترین سرکوبها در ایران است.
شماری از خانوادههای جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان خبر دادند اسامی و اطلاعات آنان از سامانه آرامستان «بهشت زهرا» در تهران حذف شده است.
ایراناینترنشنال نیز نام دهها تن از کشتهشدگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه را در سامانه متوفیان آرامستان اصلی تهران جستوجو کرده است.
جستوجوها بدون نتیجه یا منحصر به نامهای مشابه با تاریخهای مرگ و تولد متفاوت است که نشان میدهد اطلاعات محل دفن این افراد شامل نام، قطعه، ردیف و شماره مزارشان پاک شده است.
این در حالی است که جستوجو درباره دیگر کشتهشدگان و اعدامشدگان شاخص و شناختهشده در سالهای قبل از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با نتیجه معناداری همراه است.
مشخص نیست این پاکسازی از چه زمانی انجام شده و آیا در مورد تمامی جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان این آرامستان اتفاق افتاده است یا خیر.
نتیجه جستوجوی نام یکی از مطرحترین جاویدنامان در سایت بهشت زهرا خالی است
برخی خانوادههای جاویدنامان نیز پیشتر در شبکههای اجتماعی این موضوع را اطلاعرسانی کردهاند. با این حال، مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله مدیرعامل سازمان بهشت زهرا، تاکنون درباره این موضوع توضیحی ارائه نکردهاند.
خانواده یکی از کشتهشدگان پیش از این در رسانه اجتماعی ایکس نوشت تعداد کسانی که به آنان پیام میدهند و میگویند نمیتوانند مزار جاویدنامشان را در سامانه بهشت زهرا پیدا کنند رو به افزایش است و از همینجا متوجه شدهاند نام شماری از جاویدنامان در سایت وجود ندارد.
در کامنتهای این پست در ایکس، به اسامی برخی دیگر از جاویدنامان در موقعیت مشابه اشاره شده است که اطلاعاتی از آنها در سامانه نیست.
برخی نیز اشاره کردهاند که جمهوری اسلامی در تلاش است مانند کشتار سال ۶۷، اطلاعات و آمار کسانی که در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ کشته شدهاند، حذف کند.
در تابستان سال ۱۳۶۷ و پس از پایان جنگ ایران و عراق، جمهوری اسلامی دست به اعدام هزاران زندانی سیاسی زد. طی چند هفته، هیاتهایی موسوم به «هیات مرگ» صدها نفر را به جوخههای اعدام سپردند و شمار زیادی از اعدامشدگان را در گورهای بینام و نشان و گاهی دستهجمعی، در خاوران تهران دفن کردند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور وقت ایران، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته شدند.
در ماههای اخیر گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیدند که نشان میدهند سنگ مزار شماری از جاویدنامان مخدوش یا با لایههایی از سیمان پوشانده شدند.
در مواردی، درج واژه «جاویدنام» یا عباراتی چون «فرزند ایران» با اعتراض برخی نهادهای حکومتی مواجه شده و تهدید به شکستن سنگ را در پی داشته است.
این اقدامها که در «باغ رضوان» رشت و بخشهایی از بهشت زهرا در تهران با فشار و تهدید رخ داده، با واکنش خانوادهها همراه بوده است.
تخریب و مخدوش کردن مزار کشتهشدگان اعتراضات پیشتر نیز سابقه داشته است.
در سالهای گذشته، گزارشهایی از آسیب زدن به سنگ مزار مجیدرضا رهنورد، سیاوش محمودی، کیان پیرفلک، زکریا خیال و آیلار حقی، منتشر شده بود.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، رئوف درخشانیمهر، ۱۹ ساله و دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد، در اعتراضات ۱۹ دیماه در دزفول با شلیک گلوله جنگی کشته شد. خانوادهاش پس از پیدا کردن پیکر او در پزشکی قانونی، تحت فشار ناچار شدند او را شبانه در آرامستان شهیدآباد دزفول به خاک بسپارند.
به گفته منبع آگاه، رئوف، از پهلو هدف گلوله جنگی قرار گرفت و پیش از آن نیز سمت چپ بدنش با ساچمههای فلزی، مجروح شده بود.
پس از انتقال رئوف به بیمارستان گنجویان دزفول، پیکر او همراه با پیکر تعدادی دیگر از جوانان کشتهشده در محوطه بیمارستان رها شد و به گفته شاهدان، از جمله برخی پرسنل بیمارستان، اجازه درمان و رسیدگی به مجروحان داده نشد.
به گفته شاهدان، محوطه بیمارستان بهدلیل خونریزی شدید مجروحان، پر از خون شده بود و شماری از آنان در نبود رسیدگی پزشکی، جان باختند.
خانواده رئوف پس از ساعتها جستوجو به بیمارستان گنجویان مراجعه کردند، اما با وجود گشتن همه بخشها، مسئولان بیمارستان ابتدا حضور او را انکار کردند.
همزمان پرسنل اورژانس به آنان اطلاع دادند که رئوف در سردخانه بیمارستان است، اما نیروهای حکومتی سردخانه را مهر و موم کردند و اجازه مشاهده پیکر را ندادند.
بر اساس این روایت، خانواده رئوف پس از مراجعه به نهادهای مختلف با پاسخهای متناقض و نادرست روبهرو شدند و حتی به آنان گفته شد که رئوف زنده است.
در نهایت پیکر او را که بهعنوان «مجهولالهویه» به مرکز استان منتقل شده بود، در پزشکی قانونی اهواز شناسایی کردند.
پیش از تحویل پیکر، از خانواد او تعهد گرفته شد که مراسم خاکسپاری تنها بهصورت شبانه و با حضور چند نفر برگزار شود.
دفن شبانه پیکر معترضان کشتهشده در ایران حتی به وسیله ماموران امنیتی، موضوعی سابقهدار است.
در یک نمونه، بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در سوم بهمن ۱۴۰۴، پیکر یک پسر ۱۶ ساله به نام رضا، در جریان اعتراضات کرج، بدون اطلاع خانواده، بهوسیله ماموران سپاه پاسداران دفن شد.
بنا بر روایت شاهدان، پنجشنبه ۱۸ دیماه، حدود ساعت ۹ شب، رضا در کوچهای از «شاهینویلا» هدف شلیک مستقیم یک تکتیرانداز قرار گرفت.