حملات به نجفآباد؛ شهر موشکی احمد کاظمی یا ویلاشهر کجاست؟
ویدیوها از مشاهده انفجار و دود یا اصابت موشک که شهروندان مکان آنها را کوههای نجفآباد، ویلاشهر، خمینیشهر یا همایونشهر توصیف میکنند، عمدتا مربوط به یکی از مهمترین پایگاههای موشکی سپاه پاسداران به نام «احمد کاظمی» است.
این تاسیسات در پنج کیلومتری غرب خمینیشهر، یکونیم کیلومتری شمال ویلاشهر و هفت کیلومتری شمال شرقی نجفآباد واقع شده است.
مجتمعی با نام رسمی احمد کاظمی که اشاره به فرمانده سابق نیروی هوایی سپاه پاسداران دارد، حدودا به مساحت دو کیلومتر مربع، یک مجموعه تولید، مونتاژ و ذخیرهسازی موشکهای راهبردی سپاه پاسداران است که معمولا در رسانههای رسمی برای آن از عنوان «شهر موشکی» استفاده میشود.
مجموعه ۱۲ دهانه تونل در این مجموعه از روی تصاویر هوایی قابل مشاهده است.
گزارش شده است ظرفیت ذخیرهسازی این مجموعه تا دو هزار فروند موشک است؛ اگرچه این «ظرفیت مجموعه» است و پس از دو جنگ، مشخص نیست واقعا چه تعداد موشک در آن باقی مانده است.
در جای جای مجموعه، خاکریزهای آماده بهمنظور استقرار لانچر و فریمهای حمل موشک قابل مشاهده است.
مقایسه تصاویر قبل (تیر ۱۴۰۳) و پس از جنگ ۱۲ روزه (آذر ۱۴۰۴)، نشان میدهد در آن درگیریها بخشهای زیادی از این پایگاه تخریب شده است.
در جریان درگیریهای یکشنبه شب و صبح دوشنبه ۱۸ خرداد، هم شلیک موشک از این ناحیه گزارش شده است، هم انفجار در آن در پی حملات اسرائیل.
(برای مقایسه تصاویر زیر، نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید)
بعد
قبل
Drag to compare
سازمان ابتکار تهدید هستهای (انتیآی)، این مجتمع را بزرگترین مرکز مونتاژ و تولید موشک نامیده است.
مجتمع احمد کاظمی در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی با کمک کره شمالی و چین ساخته شد و در آن، سوختهای جامد و مایع، قطعات موشکی و همچنین موشکهای شهاب و موشکهای چینی موسوم به کرم ابریشم و کلاس ام، مونتاژ و تولید میشوند.
(برای مقایسه تصاویر زیر، نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید)
بعد
قبل
Drag to compare
آثار خرابیها پس از جنگ ۱۲ روزه بر اساس تصاویر هوایی تا حدی روشن شده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوم (جنگ ۴۰ روزه)، بارها وقوع انفجار شدید در این منطقه گزارش شد.
در جریان جنگ دوم، گزارشهای متعددی از حملات به این پایگاه منتشر شد که از جمله این گزارشها میتوان به موارد ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ و هفتم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرد.
موج جدید حملات متقابل جمهوری اسلامی و اسرائیل با واکنش گسترده شهروندان مواجه شده است. خشم از اولویت یافتن حزبالله بر منافع ایرانیان، نگرانی از قطع دوباره اینترنت، خستگی از جنگ و پیامدهایش و امیدواری به سقوط جمهوری اسلامی، محور پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال است.
جمهوری اسلامی شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد در پاسخ به آنچه «نقض آتشبس در لبنان» خواند، به اسرائیل حمله کرد.
ارتش اسرائیل ۱۶ خرداد اعلام کرد در طول آخر هفته «حدود ۱۵۰ زیرساخت سازمان تروریستی حزبالله» را در جنوب لبنان هدف حمله قرار داده است. ساعاتی پیش از حمله تهران، اسرائیل بار دیگر مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
در واکنش به این حملات و با وجود درخواست دونالد ترامپ، اسرائیل صبح دوشنبه ۱۸ خرداد به پتروشیمی کارون حمله کرد. ظهر دوشنبه نیز گزارشهایی از هدف قرار گرفتن نقاطی در تهران منتشر شد.
مسئولیت مطلق جمهوری اسلامی در آغاز دوباره جنگ
مرور دهها پیام ارسالی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد مخاطبان، جمهوری اسلامی را مسئول آغاز این دور از تنشها میدانند و معتقدند هزینه تصمیمهای حکومت بار دیگر بر دوش مردم عادی گذاشته شده است.
مخاطبی از مشهد نوشت: «اینها خودشان مقصرند و جنگ را آغاز کردند تا بعدا بهانهتراشی کنند.»
شهروندی دیگر نیز گفت جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده است و سپاه پاسداران با این اقدامات، روند نابودی آن را تسریع میکند.
در همین راستا، شماری از شهروندان با ابراز خوشحالی از اشتباه استراتژیک حکومت، تشدید فشار متقابل بر جمهوری اسلامی را فرصتی برای تضعیف یا پایان ساختار سیاسی موجود توصیف کردند.
این مخاطبان با تاکید بر آنچه نادانی جمهوری اسلامی خواندند، ابراز امیدواری کردند اسرائیل در تلافی، حملات نظامی خود را به حکومت شدت ببخشد و در نهایت، فرصتی تازه برای «بازپسگیری ایران» از سوی مردم فراهم شود.
یکی از محورهای تکرارشونده در پیامها، اولویت دادن حکومت به منافع گروههای نیابتی خارجیاش بر جان و سرنوشت مردم ایران است.
بسیاری صراحتا این پرسشها را مطرح کردند که «لبنان چه ارتباطی به ما دارد؟» و «چرا جمهوری اسلامی بهخاطر یک گروه خارجی وارد جنگ شده است؟»
شهروندی در همین زمینه نوشت: «جمهوری اسلامی آشکارا نشان میدهد لبنان برایش از جان مردم ایران و خودِ ایران مهمتر است. اگر به همان اندازه که طرفدار لبنان است حامی مردم کشور خود بود، ما این همه رنج و مشکل نداشتیم.»
شکاف میان سیاست منطقهای حکومت و آنچه «محور مقاومت» میخواند، با اولویتهای جامعه، حدود یک دهه پیش تشدید شد و راهش را به شعارهای اعتراضی هم باز کرد.
«نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» شعاری بود که نخستینبار به شکل گسترده در جریان اعتراضات موسوم به «جنبش سبز» و تجمعات شهریور سال ۱۳۸۸ از سوی معترضان به تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سر داده شد.
این شعار بعدها در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، آبان خونین ۹۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و انقلاب ملی ایرانیان در دی ۱۴۰۴ هم تکرار شد.
با آغاز دور تازه حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل در دفاع از حزبالله، شهروندان بار دیگر این سیاست را هزینهای تحمیلی از سوی حکومت بر ایرانیان خواندند.
در این پیامها، مسیرهای پروازی بسته و احتمال اختلال بیشتر اقتصادی و تشدید تحریمها، همه به عنوان «نتیجه مستقیم این تصمیم ایدئولوژیک» دیده میشوند.
اولین ضربه حملات جمهوری اسلامی به مردم: اختلال در اینترنت
دهها شهروند از شامگاه یکشنبه گزارش دادند همزمان با پرتاب موشکهای جمهوری اسلامی به سوی اسرائیل، اینترنت بخشهایی از کشور با اختلال و کندی مواجه شده است.
قطع دوباره و طولانیمدت اینترنت و انزوای ایرانیان در میان تنش نظامی، نگرانی جدی بسیاری از شهروندان است.
شهروندی یادآوری کرد: «آیا این حق ماست که هر سه ماه یک بار اینترنتمان قطع شود؟»
در این میان، برخی ساکنان استانهای حاشیه خلیج فارس و طبقات فرودست جامعه، بهطور ویژه بر آسیبپذیری خود تاکید کردند.
شهروندی ساکن یکی از شهرهای جنوبی کشور گفت علاوه بر نگرانی از قطع شدن اینترنت، از قطع شدن چندساعته آنتن تلفن همراه نیز نگران است.
مخاطبی دیگر یادآوری کرد کسانی که جزو «طبقات زیر خط فقر» محسوب میشوند، با قطع اینترنت، توان خرید کانفیگهای چندمیلیونی را ندارند و در نتیجه، آخرین روزنه ارتباط خود با جهان، منبع معیشت و تنها کانال روانیشان را از دست میدهند.
اینترنت از شامگاه ۱۸ دی و همزمان با فراخوان اعتراضهای سراسری در ایران قطع شد و این قطعی تا هشتم بهمن ادامه یافت.
یک ماه بعد و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند، اینترنت بار دیگر، اینبار به شکل کامل قطع شد و این روند تا پنجم خرداد و برای ۸۸ روز ادامه یافت.
این قطع اینترنت، در جهان بیسابقه و رکورددار توصیف شده است.
در این مدت، بسیاری از کسبوکارهای آنلاین به ورشکستگی رسیدند، آموزش مختل شد و شهروندان از «فشار روانی مضاعف» خبر دادند. برخی نیز با وجود ناکارآمدی و سانسور در پیامرسانها و شبکههای اجتماعی داخلی، به ناچار به استفاده از آنها روی آوردند.
با اختلالهایی که با دور جدید حملات آغاز شد، شهروندی نوشت: «اوضاع این شبها طوری شده که ممکن است شب در تلگرام بخوابید و صبح در بله بیدار شوید.»
شهروندی دیگر با همین نگاه طنزآمیز گفت: «به جایی رسیدهایم که با شنیدن صدای یک ترقه یا بوق زدن ناو آمریکایی، اینترنت را قطع میکنند.»
در شرایطی که اینترنت همچنان به صورت مقطعی قطع و وصل میشود و بسیاری با شنیدن هر صدای مشکوک انتظار اختلال کامل آن را دارند، ایرانیان داخل کشور از ایرانیان مهاجر خواستند «صدای» آنها باشند.
خستگی عمیق از جنگ، آرزوی «آخرین بار» بودن این درگیریها و همچنین امید به نتیجهبخش بودنش، بخش دیگری از پیامهاست.
شهروندی از بوشهر با ابراز نگرانی از پیامدها، گفت: «جنگ برای مردم ایران هیچ نتیجهای جز فقر به همراه ندارد.»
مخاطبی از شهرک اندیشه گفت: «دیگر توان ادامه دادن نداریم؛ خسته شدهایم. تا چه زمانی باید جنگ ببینیم؟ زندگی ما تا چه اندازه باید از این هم بدتر شود تا اوضاع تغییر کند؟»
در این دسته از پیامها بر عمیقتر شدن چرخه فقر، زیستن در اضطراب دائمی، وابستگی به قرصهای اعصاب و احساس خستگی، تاکید شده است.
چند شهروند گفتند تازه توانسته بودهاند بخشی از بدهیها و قرضهایشان را با پایان جنگ و عادی شدن نسبی فضا، مدیریت کنند.
با این حال، به نظر میرسد این خستگی، به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست.
بخشی از جامعه این تنش را «آخرین جنگ» میبیند؛ حتی اگر به قیمت سختیهای موقت تمام شود.
شهروندی از شاهرود گفت: «امیدوارم این آخرین باری باشد که از شنیدن خبر حمله به کشورم خوشحال میشوم.»
مخاطبی دیگر گفت با اینکه جنگ هزینهها و خسارتهای فراوانی به بار میآورد، اما از بین رفتن عوامل جمهوری اسلامی و نابودی پایگاهها و مکانهایی که از آنها سلاح به دست میگیرند و به سوی فرزندان ایران نشانه میروند، از این درد میکاهد.
دوگانه ترامپ-نتانیاهو
امید به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و ناامیدی از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دیگر محور اساسی پیامهاست.
یکی از ویژگیهای برجسته این دسته از پیامها، درخواستهای مستقیم و صریح از نتانیاهو برای تداوم حملات است.
شهروندانی از کردستان، اصفهان، تهران، تبریز و نقاط دیگر ایران، از نتانیاهو با عنوان «بیبی» یاد کردند و از او خواستند «به حرف ترامپ گوش نکند».
ترامپ ساعتی پس از حمله به اسرائیل، به وبسایت اکسیوس گفت قصد دارد از نتانیاهو بخواهد از هرگونه اقدام تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی خودداری کند، زیرا دولت آمریکا همچنان در تلاش برای دستیابی به توافقی با تهران است.
مخاطبی در واکنش به این اظهارات، خطاب به ترامپ نوشت: «لطفا اجازه بده بیبی کار خودش را انجام دهد.»
برخی دیگر نیز از «بیاعتمادی» خود به رییسجمهوری آمریکا صحبت کردند و او را به «بازی با سرنوشت ۹۰ میلیون نفر» متهم کردند.
بعضی حتی سیاستهای گذشته و حال ترامپ را در برابر جمهوری اسلامی، متناقض خواندند.
پیامها نشان میدهند جامعه ایران در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارد: ترس واقعی از هزینههای جنگ، در کنار امید مشروط به اینکه فشار خارجی بتواند ساختار رژیم را به نقطه شکست برساند.
شماری از نوجوانان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از حسرتهایی گفتند که به بخشی از زندگی روزمرهشان تبدیل شده است. از تفریح و خواستههای ساده گرفته تا رویاها و هدفهایی که هر روز دورتر از دسترس قرار میگیرند.
آنچه بسیاری از نوجوانان از آن بهعنوان «آرزو» یاد میکنند، لزوما خواستههای بزرگ و دور از دسترس نیست. بسیاری از ناتوانی در خرید وسایل مورد نیاز، تفریحات ساده و حتی برخی اقلام روزمره سخن میگویند.
یک نوجوان با اشاره به افزایش قیمت یک رم ۸ گیگ «دیدیآر۵» کامپیوتر به حدود ۵۰ میلیون تومان گفت: «با این وضعیت دیگر ارتقا کامپیوتر و خرید آن یک آرزوست.»
نوجوان دیگری در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «بهمنماه موبایلم را ۵۰ میلیون خریدم و طی چهارماه قیمت آن به ۹۳ میلیون تومان رسیده است.»
در میان روایتهای رسیده، برخی نوجوانان از حذف تدریجی تفریحهای ساده و روزمره از زندگی خود نوشتهاند.
یک نوجوان ۱۵ ساله نوشت: «اوایل فروردین هزینه استخر ۲۰۰ هزار تومان بود؛ الان ۴۵۰ هزار تومان شده است.»
نوجوان دیگری گفت دوچرخه ۳۰ میلیون تومانی امروز به قیمت ۶۲ میلیون تومان به فروش میرسد.
در پیام دیگری آمده است: «ما نوجوانها و جوانهای ایرانی وضعیتمان بهگونهای شده که با خوردن یک غذای خوب خوشحال میشویم، در حالی که همسالان ما در کشورهای دیگر دلخوشیهای زیادی دارند.»
برخی نوجوانان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال نوشتند فشار اقتصادی تنها آرزوهایشان را کوچک نکرده، بلکه باعث شده از بیان خواستههایشان احساس شرمندگی کنند.
به گفته آنها، دیدن تلاش والدین برای تامین هزینههای زندگی باعث شده بسیاری از خواستههایشان را نادیده بگیرند یا از مطرح کردن آنها صرفنظر کنند.
دختری ۱۱ساله نوشت شهریورماه تولدش است، اما خجالت میکشد از پدرش بخواهد برای او جشن تولدی برگزار کند.
او در ادامه این سوال را مطرح کرد که چرا باید «مهمانی تولد» برایش آرزو باشد؟
نوجوانی ۱۴ ساله در پیامی گفت: «هر چیزی که از پدر و مادرم میخواهم، با شرمندگی میگویند پول نداریم. خجالت میکشم وقتی سر سفره مینشینم.»
نوجوانی ۱۵ ساله با اشاره به افزایش هزینه باشگاه از حدود یک میلیون به سه میلیون تومان نوشت: «برای خواستن چیزی که لازم دارم، از پدر و مادرم شرمنده میشوم، چون میدانم تحمل این وضعیت و گرانی برایشان راحت نیست.»
برخی نوجوانان از احساس عذاب وجدان در برابر خانوادههای خود نوشتهاند؛ احساسی که به گفته آنها با افزایش هزینههای زندگی پررنگتر شده است.
یکی از آنها گفت والدینش برای تامین رفاه او از خواستههای خود میگذرند و نوجوان دیگری نوشت هر لحظه احساس میکند باری اضافی بر دوش خانوادهاش است.
در برخی پیامها، این احساس گناه با نگرانی نسبت به آینده گره خورده است.
دختری ۱۴ ساله در پیامی نوشت هر بار که پدر یا مادرش برای او چیزی میخرند، عذاب وجدان میگیرد و از آیندهاش ناامید است.
نوجوانان در پیامهایشان میگویند بهجای تفریح، کشف علایق و برنامهریزی برای آینده، نگران جنگ، اخبار و مشکلات معیشتی هستند.
یکی از این نوجوانان نوشت: «هر وقت به موضوع جنگ و آتشبس فکر میکنم، واقعا گریه میکنم. چرا نمیتوانم مثل نوجوانهای دیگر خوش بگذرانم و یا با پوشش دلخواهم به مدرسه بروم؟»
مخاطبی ۱۲ ساله پرسیده چرا باید بهجای تفریح درگیر اخبار باشد و از همه طرف تحت فشار قرار بگیرد؟
به گفته این نوجوانان، موضوعاتی که ذهنشان را درگیر کرده، بیشتر به دغدغههای بزرگسالان شباهت دارد تا مسائل معمول دوران نوجوانی.
یکی از آنها نوشت: «الان باید به فکر شادی و بازی کردن باشم، نه اینکه بروم سر کار یا به سیاست و قیمت طلا و دلار فکر کنم.»
در میان پیامهای رسیده، مقایسه زندگی نوجوانان ایرانی با همسالان در سایر کشورها بارها تکرار شده است.
دختر نوجوان ۱۶ سالهای نوشت: «بهجای اینکه مثل نوجوانهای اروپایی، دنبال تفریحات خودم باشم، باید کار کنم و از شدت خستگی نمیتوانم حتی سر پایم بایستم.»
دانشآموزی که خود را داوطلب کنکور معرفی کرده، نوشت با دیدن جشنهای فارغالتحصیلی دانشآموزان در سایر کشورها، بیش از هر چیز احساس حسرت میکند.
نوجوانی بدون چشمانداز
در میان پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از نوجوانان از دشواری تصور آینده نوشتهاند.
آنها میگویند در سنی که باید به کشف استعدادها، برنامهریزی برای آینده و دنبال کردن رویاهایشان فکر کنند، بیش از هر چیز درگیر نگرانیهای روزمره، بحران اقتصادی و نااطمینانی نسبت به فردا هستند.
مخاطب ۱۸ سالهای با اشاره به وضعیت کشور گفت حتی انگیزهای برای زندگی عادی ندارد، چه رسد به اینکه برای آینده تصمیم بگیرد یا در راستای آن تلاش کند.
مخاطبی نوشت تنها ۱۸ سال دارد، اما پرکشیدن امید و آرزوهایش در ایران را به چشم میبیند.
نوجوانی ۱۵ ساله هم گفت با وجود آرزوهای فراوان، هیچکدام از آنها در این شرایط به واقعیت تبدیل نمیشود و فشارهای اقتصادی، خستگی و ناامیدی را به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل کرده است.
نگرانی نسبت به آینده تا جایی پیش رفته که حتی انتخاب مسیر زندگی این نوجوانان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
مخاطبی که خود را دانشآموز سال نهم معرفی کرده، نوشت دوست دارد براساس علاقهاش انتخاب رشته کند، اما آینده به حدی نامعلوم شده که باید «علاقه» را به فراموشی بسپارد.
به گفته او، در سنی که باید به رویاهایش فکر کند، ذهنش درگیر گرانی، جنگ و غم جاویدنامهاست و احساس میکند در «جهنم» گیر افتاده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ضمن دفاع از حملات حکومت ایران به اسرائیل در حمایت از حزبالله لبنان، ایالات متحده و اسرائیل را متهم کرد که در جریان تحولات اخیر دست به «نوعی تقسیم کار» زدهاند.
بقایی دوشنبه ۱۸ خرداد در جریان یک نشست خبری گفت: «هیچ کسی باور نمیکند بدون هماهنگی با آمریکا، عملی از اسرائیل سر بزند .... ما اطلاع داریم که سنتکام در زمینه پدافند و آفند کاملا با اسرائیل هماهنگی و همکاری دارد.»
بقایی افزود واشینگتن بهعنوان طرف توافق آتشبس در قبال هرگونه رخدادی که به «نقض» این توافق در منطقه منجر شود، مسئولیت مستقیم دارد و پیامدهای هرگونه تشدید تنش نیز متوجه ایالات متحده خواهد بود.
این اظهارات در حالی مطرح شد که بر اساس برخی گزارشها، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تلاش کرد در رایزنی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مانع از پاسخ فوری این کشور به حملات موشکی جمهوری اسلامی شود تا اختلالی در روند مذاکرات تهران و واشینگتن به وجود نیاید.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در ادامه نشست خبری خود، توقف درگیریها در لبنان را بخشی از توافق آتشبس دانست و ضمن دفاع از حمله اخیر جمهوری اسلامی به اسرائیل در حمایت از حزبالله گفت: «در هر کجا که لازم باشد و منافع ملی ما اقتضا کند، حتما اقدام خواهیم کرد.»
بقایی آمریکا و اسرائیل را به نقض «مستمر و مکرر» آتشبس متهم کرد و افزود جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد این دو کشور با «سوءاستفاده از وضعیت کنونی»، هر روز دامنه و شمار «تعرضات» خود را گسترش دهند.
او با اشاره به گفتوگوی تهران و واشینگتن ادامه داد: «اگر قرار باشد فلسفه وجودی این مذاکرات توسط اسرائیل یا هر یک از طرفین مخدوش شود، قاعدتا روند دیپلماتیک هم تحت تاثیر قرار میگیرد.»
اسرائیل ۱۷ خرداد در پاسخ به حملات حزبالله به شمال این کشور، مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در حالی بر حفظ «منافع ملی» تاکید کرد که حمله اخیر به اسرائیل در حمایت از حزبالله، بار دیگر خطر تشدید تنشهای نظامی، امنیتی و اقتصادی را متوجه ایران کرده است.
درباره آزادسازی داراییهای مسدودشده مماشات نمیکنیم
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برخی گزارشها درباره احتمال اختصاص داراییهای مسدودشده تهران به کشورهای منطقه برای جبران خسارات حملات جمهوری اسلامی در جریان جنگ اخیر را «مضحک» خواند و اعلام کرد: «ما بهشدت از هر طرفی که در ارتکاب تجاوز علیه ما نقش داشته، طلبکاریم.»
بقایی آزادی اموال بلوکهشده حکومت را یکی از مطالبات اصلی تهران در هرگونه تفاهم احتمالی برشمرد و گفت جمهوری اسلامی «هرگز در این زمینه مماشات نخواهد کرد».
او افزود: «در یک فضای بدگمانی شدید با آمریکا تبادل پیام میکنیم. اتفاقات اخیر قطعا سوءظنها را تشدید میکند. این اتفاقی که در ۲۴ ساعت گذشته افتاده، صرفا به این وضعیت نابهسامان در فرآیند دیپلماتیک دامن خواهد زد.»
بقایی بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی در این مرحله از گفتوگوها، درباره «جزییات» برنامه هستهای خود مذاکره نخواهد کرد و «صرفا» بر پایان جنگ متمرکز است.
۱۴ خرداد، روزنامه اورشلیمپست نوشت پافشاری جمهوری اسلامی بر آزادسازی داراییهای مسدودشدهاش به یکی از مهمترین موانع در مسیر مذاکرات تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
به قطعنامه احتمالی شورای حکام «پاسخ مقتضی» میدهیم
بقایی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال صدور قطعنامه علیه تهران در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز گفت حکومت ایران برای هر رویدادی آماده است و «پاسخ مقتضی» را در نظر دارد.
او با تکرار مواضع سایر مقامهای حکومت ایران در ماههای اخیر، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، را به اتخاذ رویکردی «غیرسازنده، جانبدارانه، غیرفنی و سیاسی» در قبال برنامه هستهای جمهوری اسلامی متهم کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اضافه کرد: «کسی که نامزد دبیرکلی سازمان ملل است، باید در انجام وظیفه خود به عنوان دبیرکل آژانس، مسئولانه عمل کند.»
خبرگزاری رویترز ۱۷ خرداد گزارش داد ایالات متحده در حال رایزنی با سایر اعضای شورای حکام برای جلب حمایت از پیشنویس قطعنامهای است که از جمهوری اسلامی میخواهد درباره وضعیت تاسیسات هستهای آسیبدیده و همچنین سرنوشت و محل نگهداری ذخایر اورانیوم غنیشده خود توضیح دهد.
۱۵ خرداد، گروسی اعلام کرد موضوع ذخایر اورانیوم غنیشده در کانون هرگونه توافق یا تفاهم احتمالی با جمهوری اسلامی است.
معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان صبح دوشنبه ۱۸ خرداد از حمله به پتروشیمی کارون خبر داد. حمله به این تاسیسات راهبردی که با سپاه پاسداران مرتبط است، میتواند زنجیره تولید را در بخش نظامی و غیرنظامی، با اختلال مواجه کند.
پتروشیمی کارون متعلق به هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس است که بزرگترین هلدینگ پتروشیمی ایران به شمار میرود.
گزارشهای متعدد بهویژه از سوی وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۱۹ نشان میدهد این هلدینگ با قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا قراردادهای مهندسی، ساختوساز و تامین مالی به ارزش صدها میلیون دلار منعقد کرده است.
به همین دلیل، آمریکا هلدینگ خلیج فارس و شبکه شرکتهای تابعهاش را تحریم کرد، زیرا درآمدهای آن به حمایت مالی از سپاه پاسداران و قرارگاه خاتم کمک میکند.
سپاه پاسداران از طریق شرکتها و قراردادهای بدون مناقصه، بخش قابل توجهی از درآمدهای پتروشیمی ایران شامل صادرات و پروژهها را کنترل یا دریافت میکند.
این پول برای تامین بودجه فعالیتهای نظامی و موشکی و عملیات منطقهای سپاه مورد استفاده قرار میگیرد.
نقش پتروشیمیها در زنجیره ساخت تسلیحات
بهطور کلی، پتروشیمیها، از جمله پتروشیمی کارون، مانند سایر بخشهای صنعتی ایران، از سوی سپاه پاسداران در زنجیره ساخت تسلیحات گنجانده شدهاند.
مواد شیمیایی تولیدشده در ماهشهر (که پتروشیمی کارون در آن قرار دارد) و عسلویه، میتوانند بهعنوان پیشماده برای سوخت موشکهای بالستیک یا حتی برنامه شیمیایی استفاده شوند.
اسرائیل در دور قبلی حملات به تاسیسات ماهشهر از جمله کارون و مجتمعهای اطراف آن، بهصراحت اعلام کرد این سایتها برای برنامه موشکی جمهوری اسلامی، مواد شیمیایی تولید میکنند.
کارکرد غیرنظامی تولیدات پتروشیمی کارون
با این حال، تولیدات پتروشیمی کارون کارکرد غیرنظامی نیز دارد. کارون اولین و بزرگترین تولیدکننده ایزوسیاناتها در خاورمیانه است.
ایزوسیاناتها مواد شیمیایی پیشرفتهای هستند که پایه و اساس تولید پلییورتان محسوب میشوند و در نبود آنها، بسیاری از محصولات صنعتی و مصرفی، قابل تولید نیستند.
در زنجیره تولید، پتروشیمی کارون نقش تامینکننده اصلی و محوری ایفا میکند. این شرکت با دریافت مواد اولیهای مانند تولوئن و بنزن از پتروشیمیهای مجاور و با بهرهگیری از کلر، مونوکسید کربن و هیدروژن، ایزوسیانات تولید میکند.
محصولات این پتروشیمی به واحدهای پاییندستی منتقل و به انواع فوم، عایق، چسب و پوششهای پلییورتان تبدیل میشوند.
پروژه راهبردی «هایکو» در این پتروشیمی با هدف تامین داخلی مونوکسید کربن و هیدروژن اجرا شد و وابستگی کارون به منابع خارجی را بهطور چشمگیری کاهش داد.
این مجتمع که تنها تولیدکننده ایزوسیانات در منطقه است، پیشتر با تولید محصولاتی با ارزش افزوده بالا، نقش موثری در کاهش وابستگی به واردات و تقویت خودکفایی صنعتی ایفا کرده بود.
آسیب به این واحد، همانند آنچه در حمله اخیر به واحد کلر و مخازن مربوطه رخ داد، میتواند کل زنجیره تولید در منطقه ماهشهر و صنایع وابسته را مختل کند.
واحد کلر از اجزای حیاتی فرآیند به شمار میرود، زیرا بدون آن تولید فوسژن متوقف میشود و در نتیجه خط تولید ایزوسیانات عملا از کار میافتد.
از جنبه صادراتی، کارون محصولات خود از جمله آنیلین را به کشورهایی مانند هند صادر میکند و بخشی از محصولات دیگر آن نیز به بازارهایی همچون روسیه، ترکیه و برخی کشورهای همسایه راه یافته است.
این صادرات علاوه بر ارزآوری، جایگاه ایران را در بازار منطقهای مواد شیمیایی تقویت کرد.
تاثیر محصولات کارون بر طیف وسیعی از صنایع قابل توجه است. فومهای نرم مورد استفاده در مبلمان، تشک، صندلی خودرو و اسفنج، فومهای سخت برای استفاده در عایق حرارتی ساختمانها، یخچال و فریزر، لولهها و چسبهای صنعتی، رنگها، کفی کفش، قطعات خودرو و عایقهای صوتی و حرارتی، همگی با تولیدات پتروشیمی کارون مرتبط هستند.
با وجود تلاش آمریکا برای جلوگیری از تشدید تنشها، اسرائیل حمله اخیر جمهوری اسلامی را اقدامی برای تغییر معادلات بازدارندگی در جبهه شمالی تلقی کرد و به آن پاسخ داد، زیرا از نگاه اسرائیل، بیپاسخ ماندن حمله تهران میتوانست آزادی عمل این کشور را در مقابله با حزبالله، محدود کند.
روزنامه اورشلیمپست نوشت حملات اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در بامداد دوشنبه ۱۸ خرداد، در مقایسه با دورهای پیشین درگیریها و اقدامات تلافیجویانه میان دو طرف، ماهیتی متفاوت داشت. این حمله پاسخی از سوی اسرائیل به «آزمونی خطرناک» از جانب تهران بود؛ اقدامی که اسرائیل نمیتوانست آن را بیپاسخ بگذارد.
بر اساس این تحلیل، حزبالله پس از برقراری آتشبس، بارها با حمله به اسرائیل این توافق را نقض کرد. در پی این تحولات، ارتش اسرائیل یکشنبه ۱۷ خرداد مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
با این حال، به نوشته اورشلیمپست، این حمله در مقیاس گسترده انجام نشد و اسرائیل به یک عملیات همهجانبه در بیروت دست نزد.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این بار تصمیم گرفت خود به حمله اسرائیل علیه حزبالله پاسخ دهد.
در پی حملات حکومت ایران، آژیر هشدار در بیش از ۱۰۰ شهر و منطقه در شمال اسرائیل به صدا درآمد. صبح ۱۸ خرداد نیز با پیوستن مجدد حوثیهای یمن به درگیریها، هشدار امنیتی تازهای صادر شد.
در واکنش به رویدادهای اخیر، فرماندهی جبهه داخلی اسرائیل محدودیتهایی را در سراسر این کشور اعمال کرد که از جمله آنها تعطیلی فعالیتهای آموزشی در ۱۸ خرداد بود.
اورشلیمپست نوشت: «هرچند در حملات شب گذشته گزارشی از تلفات یا مجروحان منتشر نشد، اما مساله اصلی این نیست؛ اهمیت موضوع در بدعت و الگویی است که تهران تلاش کرد آن را پایهگذاری کند.»
بر اساس این مطلب، اگر اسرائیل اجازه میداد این حمله بدون پاسخ بماند، پیامی که به تهران مخابره میشد کاملا روشن بود: حزبالله میتوانست همچنان هرگونه آتشبس را نادیده بگیرد و هر زمان که بخواهد به اسرائیل و نیروهایش حمله کند.
هر واکنش اسرائیل به حزبالله نیز میتوانست از سوی حکومت ایران بهعنوان اقدامی تحریکآمیز معرفی شود و زمینه را برای حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل فراهم آورد؛ آن هم با این فرض که فشارهای دیپلماتیک واشینگتن مانع از پاسخ اسرائیل خواهد شد.
اورشلیمپست تاکید کرد چنین الگویی از بازدارندگی غیرممکن و غیرقابل دوام است.
دیپلماسی یا بازدارندگی؟
اورشلیمپست در ادامه مطلب خود، به تحلیل مواضع اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در قبال مناقشه جمهوری اسلامی و اسرائیل پرداخت.
این روزنامه رویکرد ترامپ را «بسیار روشن» خواند و نوشت رییسجمهوری آمریکا از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواست از هرگونه اقدام تلافیجویانه جدید خودداری کند، زیرا واشینگتن به دستیابی به توافق با تهران نزدیک شده و نمیخواهد درگیری اخیر، روند مذاکرات را از مسیر خود خارج کند.
ترامپ معتقد بود دو طرف پیامهای خود را رد و بدل کردهاند؛ اسرائیل حمله کرده و ایران نیز پاسخ داده است، بنابراین اکنون زمان پایان دادن به این چرخه و جلوگیری از تشدید تنشهاست.
کاخ سفید در تلاش است مسیر دیپلماسی با حکومت ایران را حفظ کند و مانع از کشیده شدن منطقه به یک رویارویی دیگر شود.
ترامپ با اشاره به اینکه حمله جمهوری اسلامی تلفاتی به همراه نداشته، کوشید این رویداد را یک تنش محدود و قابل مدیریت توصیف کند. تنشی که به باور او میتوان آن را پشت سر گذاشت و بار دیگر تمرکز را به مذاکرات معطوف کرد.
اورشلیمپست افزود: «از نگاه اسرائیل، این منطق ناقص است. حمله موشکی ایران در واقع محک زدن این موضوع بود که آیا توانایی اسرائیل برای دفاع از خود، تابع دیپلماسی میان آمریکا و ایران شده است یا خیر.»
سایه توافق بر معادلات امنیتی اسرائیل
اورشلیمپست در ادامه نوشت ممکن است رویدادهای اخیر صرفا یک تنش مقطعی باشد که بهزودی فروکش کند. با این حال، احتمال دیگری نیز وجود دارد: اینکه تغییر ظریفی در محاسبات راهبردی منطقه رخ داده باشد.
به نظر میرسد تهران بیش از گذشته به این جمعبندی رسیده که ترامپ برای دستیابی به توافق چنان در تکاپو است که در برابر اقدامات احتمالی اسرائیل محدودیتهایی ایجاد کند.
اورشلیمپست افزود نکته مهم این است که حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل در واکنش به هدف قرار گرفتن تهران، اصفهان یا تاسیسات هستهای انجام نشد، بلکه پاسخی به حمله اسرائیل علیه حزبالله بود. گروهی که ماههاست زندگی ساکنان شمال اسرائیل را مختل کرده است.
بر اساس این مطلب، اگر جمهوری اسلامی بتواند پس از هر اقدام نظامی اسرائیل علیه حزبالله، با حملات موشکی پاسخ دهد، در عمل برای حزبالله نوعی «مصونیت راهبردی» ایجاد خواهد شد.
چنین وضعیتی این امکان را به تهران میدهد که بر دامنه اقدامات دفاعی اسرائیل در جبهه شمالی «حق وتو» داشته باشد. از این منظر، خودداری اسرائیل از واکنش میتواند به ایجاد یک رویه خطرناک منجر شود و آزادی عمل این کشور را در مقابله با تهدیدات حزبالله، محدود کند.