ملانی فیلیپس، تحلیلگر بریتانیایی، در یادداشتی هشدار داد که اصرار دونالد ترامپ بر دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ممکن است به تکرار تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود و آمریکا را در مسیری قرار دهد که به گفته او به جای مهار ایران، به تقویت موقعیت تهران بینجامد.
فیلیپس در یادداشتی که در وبسایت «سندیکای اخبار یهودیان» منتشر شده، نوشت جنگ با [حکومت] ایران از ابتدا فراتر از یک رویارویی منطقهای بود و نتیجه آن میتوانست بر موازنه قدرت جهانی تاثیر بگذارد.
به نوشته او، در صورت موفقیت آمریکا و اسرائیل در حذف تهدید جمهوری اسلامی، نه تنها یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل و منطقه از میان میرفت، بلکه شبکه همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی نیز با چالش جدی مواجه میشد.
فیلیپس در مقابل هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی از جنگ عبور کند و همچنان به عنوان یک قدرت منطقهای باقی بماند، این موضوع میتواند از نگاه رقبای آمریکا نشانهای از ضعف واشینگتن تلقی شود.
ادعای تغییر رویکرد ترامپ در قبال تهران
این تحلیلگر با اشاره به مقالهای در نشریه فارنافرز که توسط نرگس باجغلی و ولی نصر نوشته شده، گفت برخی تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی از آنچه «پیروزی ایران» در برابر آمریکا توصیف میکنند سخن میگویند.
او نوشت هرچند این روایت را میتوان بخشی از تبلیغات تهران دانست، اما برخی تحولات اخیر باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا دولت ترامپ ناخواسته در مسیری حرکت میکند که به سود جمهوری اسلامی تمام شود.
متن کامل را اینجا بخوانید.






صد روز پس از آغاز جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، خاورمیانه همچنان میان جنگ و صلح معلق مانده است. گلفنیوز در تحلیلی مینویسد با وجود خسارتهای سنگین نظامی به حکومت ایران، نه توافقی جامع میان تهران و واشینگتن حاصل شده و نه بحران تنگه هرمز و لبنان حلوفصل شده است.
گلفنیوز در گزارشی به مناسبت صدمین روز جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا نوشت که با وجود گذشت بیش از سه ماه از آغاز درگیریها در ۹ اسفند، منطقه همچنان با پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی این جنگ دستوپنجه نرم میکند و هیچ چشمانداز روشنی برای پایان کامل بحران دیده نمیشود.
این گزارش که به قلم استیون ان. آر - معاون ارشد سردبیر گلفنیوز - نوشته شده میگوید حملات آمریکا و اسرائیل به کشته شدن شماری از مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و وارد آمدن خسارتهای گسترده به زیرساختهای نظامی ایران منجر شد، اما بسیاری از اهداف راهبردی واشینگتن همچنان محقق نشدهاند.
اهداف ترامپ چه بود؟
به نوشته گلفنیوز، ترامپ در آغاز جنگ سه هدف اصلی را دنبال میکرد: جلوگیری از دستیابی [حکومت] ایران به سلاح هستهای، تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی و وادار کردن تهران به پذیرش یک توافق امنیتی گستردهتر با آمریکا.
دولت ترامپ همچنین به دنبال بازگرداندن بازدارندگی در برابر ایران و متحدان منطقهای آن بود.
دستاوردهای نظامی، اما بدون پیروزی سیاسی
این گزارش مینویسد کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل آسیبهای قابل توجهی به ساختار نظامی و رهبری جمهوری اسلامی وارد کرد و بسیاری از فرماندهان و زیرساختهای نظامی ایران هدف قرار گرفتند.
با این حال، تهران هنوز تمامی خواستههای واشینگتن را نپذیرفته، توافق جامعی حاصل نشده و بحران منطقهای ادامه دارد.
گلفنیوز تاکید میکند که جمهوری اسلامی همچنان از اهرمهای مهمی برای اعمال فشار برخوردار است و همین مساله مانع پایان یافتن درگیری شده است.
تنگه هرمز؛ مهمترین اهرم فشار تهران
به نوشته این رسانه، اگرچه جنگ با موشکها و پهپادها جریان داشت، اما موثرترین ابزار فشار حکومت ایران تنگه هرمز بود.
جمهوری اسلامی با مختل کردن عبور و مرور کشتیها در این آبراه راهبردی، توانست قیمت نفت را افزایش دهد، هزینههای حملونقل و بیمه را بالا ببرد و فشار قابل توجهی بر اقتصاد جهانی وارد کند.
گلفنیوز مینویسد بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند که هر جنگی با [حکومت] ایران به تنگه هرمز کشیده شود، اما کمتر کسی تصور میکرد این آبراه تا این اندازه طولانیمدت مختل شود و به مهمترین میدان نبرد راهبردی تبدیل شود.
به گزارش این رسانه، بیش از سه ماه پس از آغاز جنگ، عبور و مرور دریایی در هرمز همچنان با محدودیتهای گسترده مواجه است و این مساله یکی از مهمترین موانع بازگشت ثبات به منطقه محسوب میشود.
آتشبس شکننده و ادامه تنشها
گلفنیوز مینویسد آتشبس ششم آوریل [۱۷ فروردین] توانست درگیریهای گسترده را متوقف کند، اما هرگز به معنای پایان جنگ نبود. دو طرف بارها یکدیگر را به نقض آتشبس متهم کردهاند و حوادث موشکی و پهپادی در خلیج فارس همچنان ادامه دارد.
این گزارش به تنشهای اخیر در ارتباط با بحرین و کویت اشاره کرده و آن را نشانهای از شکننده بودن وضعیت فعلی دانسته است.
لبنان؛ گره اصلی مذاکرات
به باور گلفنیوز، لبنان به یکی از مهمترین موانع دستیابی به توافقی فراگیر میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
اسرائیل همچنان عملیات خود علیه حزبالله را ادامه میدهد و جمهوری اسلامی نیز تاکید کرده هرگونه توافق پایدار باید تحولات جبهه لبنان را نیز در بر بگیرد.
این رسانه نتیجه میگیرد که تا زمانی که بحران لبنان حل نشود، پیشرفت دیپلماتیک در سایر پروندهها نیز با دشواری روبهرو خواهد بود.
مذاکرات ادامه دارد، اما مسائل اصلی حل نشدهاند
گزارش گلفنیوز حاکی است که طی ماههای گذشته چندین دور مذاکره غیرمستقیم میان ایران و آمریکا برگزار شده و این گفتوگوها مانع از بازگشت به جنگی تمامعیار شدهاند.
با این حال، موضوعات کلیدی همچنان بدون راهحل باقی ماندهاند؛ از جمله تضمینهای امنیتی، تحریمها، داراییهای مسدودشده ایران، نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی و محدودیتهای نظامی آینده.
چه کسی برنده جنگ بوده است؟
گلفنیوز معتقد است پس از ۱۰۰ روز هیچیک از طرفها نمیتوانند مدعی پیروزی قاطع باشند.
آمریکا و اسرائیل میتوانند به موفقیتهای نظامی و خسارتهای واردشده به ایران اشاره کنند، اما تهران نیز نشان داده که همچنان قادر است از طریق خلیج فارس فشار اقتصادی و راهبردی وارد کند و بدون مشارکت آن هیچ توافق پایداری شکل نخواهد گرفت.
به نوشته این رسانه، هر دو طرف به بخشی از اهداف خود رسیدهاند، اما هیچیک موفق نشدهاند تمامی اهداف راهبردی خود را محقق کنند.
جنگی که به بحران اقتصادی تبدیل شد
گلفنیوز بزرگترین پیامد جنگ را نه در میدان نبرد، بلکه در اقتصاد جهانی میداند. افزایش هزینههای حملونقل دریایی، بیثباتی بازارهای انرژی و اختلال در تجارت بینالمللی از جمله آثار این درگیری بوده که کشورهای بسیار فراتر از خاورمیانه را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
به نوشته این رسانه، تنگه هرمز همچنان مهمترین نماد تداوم بحران و یادآور این واقعیت است که جنگ هنوز پایان نیافته است.
سه سناریو برای آینده
گلفنیوز در پایان سه سناریوی محتمل برای ماههای آینده را مطرح میکند: نخست، دستیابی به یک توافق سیاسی که به تدریج تنشها را کاهش داده و مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را بازگشایی کند.
دوم، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» همراه با درگیریهای پراکنده و بنبست دیپلماتیک و سوم، تشدید دوباره بحران در پی تحولات جدید در خلیج فارس یا لبنان.
این گزارش نتیجه میگیرد که صد روز پس از آغاز جنگ، خاورمیانه همچنان میان جنگ و صلح گرفتار است و هنوز هیچ نشانه روشنی از دستیابی به یک توافق پایدار یا پایان قطعی درگیریها دیده نمیشود.
ملانی فیلیپس، تحلیلگر بریتانیایی، در یادداشتی هشدار داد که اصرار دونالد ترامپ بر دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ممکن است به تکرار تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود و آمریکا را در مسیری قرار دهد که به گفته او به جای مهار ایران، به تقویت موقعیت تهران بینجامد.
فیلیپس در یادداشتی که در وبسایت «سندیکای اخبار یهودیان» منتشر شده، نوشت جنگ با [حکومت] ایران از ابتدا فراتر از یک رویارویی منطقهای بود و نتیجه آن میتوانست بر موازنه قدرت جهانی تاثیر بگذارد.
به نوشته او، در صورت موفقیت آمریکا و اسرائیل در حذف تهدید جمهوری اسلامی، نه تنها یکی از مهمترین تهدیدهای امنیتی علیه اسرائیل و منطقه از میان میرفت، بلکه شبکه همکاری میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی نیز با چالش جدی مواجه میشد.
فیلیپس در مقابل هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی از جنگ عبور کند و همچنان به عنوان یک قدرت منطقهای باقی بماند، این موضوع میتواند از نگاه رقبای آمریکا نشانهای از ضعف واشینگتن تلقی شود.
ادعای تغییر رویکرد ترامپ در قبال تهران
این تحلیلگر با اشاره به مقالهای در نشریه فارنافرز که توسط نرگس باجغلی و ولی نصر نوشته شده، گفت برخی تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی از آنچه «پیروزی ایران» در برابر آمریکا توصیف میکنند سخن میگویند.
او نوشت هرچند این روایت را میتوان بخشی از تبلیغات تهران دانست، اما برخی تحولات اخیر باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا دولت ترامپ ناخواسته در مسیری حرکت میکند که به سود جمهوری اسلامی تمام شود.
انتقاد از فشار بر اسرائیل
فیلیپس در ادامه با اشاره به تحولات پس از اعلام آتشبس میان [حکومت] ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل در ماه آوریل، یادآور شد جمهوری اسلامی همچنان به حملات خود علیه اهداف دریایی در تنگه هرمز و همچنین برخی کشورهای خلیج فارس ادامه داده است.
او همچنین به ادامه درگیریها میان حزبالله و اسرائیل اشاره کرد و نوشت با وجود حملات مکرر این گروه از خاک لبنان، واشینگتن در چند مقطع اسرائیل را برای پذیرش آتشبس تحت فشار قرار داده است.
به گفته نویسنده، یکی از این موارد زمانی رخ داد که اسرائیل در آستانه حمله به ضاحیه بیروت، که آن را مرکز فرماندهی حزبالله توصیف میکند، قرار داشت اما پس از تهدید [حکومت] ایران به ترک مذاکرات با آمریکا، دولت ترامپ مانع این عملیات شد.
فیلیپس مدعی شد پس از آن نیز حملات حزبالله ادامه یافت و این موضوع نشان داد آتشبسهای مورد حمایت آمریکا نتوانستهاند درگیریها را متوقف کنند.
«ایران جنگ را متوقف نکرده است»
این تحلیلگر نوشت در حالی که ترامپ بارها تاکید کرده مذاکرات با ایران به خوبی پیش میرود و آتشبس برقرار است، تهران همچنان به اقدامات خصمانه خود ادامه میدهد.
او به اظهارات اخیر ترامپ اشاره کرد که گفته بود گفتوگوها با ایران «بسیار خوب» پیش میرود و ممکن است به زودی به توافق منجر شود.
در مقابل، فیلیپس به سخنان عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، استناد کرد که گفته بود «هیچ پیشرفت ملموسی» در مذاکرات حاصل نشده است.
دو اشتباه راهبردی ترامپ
براساس این تحلیل، ترامپ در پرونده ایران گرفتار دو اشتباه اساسی شده است.
نخست اینکه تصور میکند میتوان پایان جنگ را از طریق مذاکره به دست آورد؛ در حالی که از نگاه نویسنده، مذاکرات موفق باید از موضع قدرت انجام شود.
فیلیپس استدلال کرد که واشینگتن به جای استفاده از فشار اسرائیل بر حزبالله برای افزایش اهرم خود در برابر تهران، با محدود کردن عملیات اسرائیل بخشی از این اهرم را از دست داده است.
او دومین اشتباه ترامپ را این دانست که گمان میکند تشدید فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی سرانجام جمهوری اسلامی را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار خواهد کرد.
به اعتقاد نویسنده، رهبران جمهوری اسلامی تصمیمات خود را بر مبنای ملاحظات ایدئولوژیک و مذهبی اتخاذ میکنند و حاضرند برای حفظ اهداف خود هزینههای سنگینی را به جامعه و اقتصاد ایران تحمیل کنند.
«هدف تهران از مذاکرات، تسلیم کردن آمریکاست»
فیلیپس در بخش دیگری از یادداشت خود نوشت جمهوری اسلامی مذاکرات را نه ابزاری برای دستیابی به بهترین توافق، بلکه وسیلهای برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی میداند.
او تاکید کرد از نگاه تهران، هر دور مذاکره نشانهای از ضعف واشینگتن تلقی میشود و جمهوری اسلامی از این روند برای افزایش فشار بر آمریکا استفاده میکند.
تردید درباره ارزش هر توافق احتمالی
نویسنده همچنین نسبت به هرگونه توافق احتمالی با جمهوری اسلامی ابراز تردید کرد و تاکید کرد تهران سابقهای طولانی در نقض توافقها و آتشبسها دارد.
او با اشاره به اظهارات مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، که گفته بود [حکومت] ایران اکنون درباره بخشهایی از برنامه هستهای خود حاضر به مذاکره شده است، نوشت حتی اگر چنین گفتوگوهایی پیشرفت کند، تضمینی برای پایبندی جمهوری اسلامی به تعهدات آینده وجود ندارد.
سایه برجام بر مذاکرات جدید
فیلیپس در پایان هشدار داد روند کنونی ممکن است به تکرار تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شود؛ توافقی که از نگاه او دولت باراک اوباما در آن امتیازات قابل توجهی به جمهوری اسلامی داد.
او نتیجه گرفت که دونالد ترامپ اکنون با این خطر روبهرو است که در پرونده ایران به «اوبامای دوم» تبدیل شود؛ تحولی که به باور نویسنده میتواند پیامدهایی فراتر از اسرائیل داشته باشد و بر امنیت کشورهای غربی نیز اثر بگذارد.
واینت در یادداشتی تحلیلی به قلم مایکل میلشتاین نوشت کارزار نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به هدف اصلی خود یعنی بیثباتسازی و سرنگونی حکومت ایران نرسیده و نشانهای از تداوم همان برداشتهای نادرستی است که پیشتر درباره حماس و حزبالله نیز وجود داشت.
میلشتاین، پژوهشگر ارشد مرکز موشه دایان دانشگاه تلآویو، در این یادداشت استدلال میکند شکاف قابل توجهی میان اهداف اولیه عملیات موسوم به «شیر خروشان» و نتایج واقعی آن وجود دارد. به گفته او، در حالی که یکی از اهداف اصلی این عملیات تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران بود، جمهوری اسلامی نهتنها پابرجا مانده، بلکه ممکن است پس از جنگ مواضعی رادیکالتر از گذشته اتخاذ کرده باشد.
او نوشت با وجود این واقعیت، در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از افزایش احتمال فروپاشی حکومت ایران سخن گفته میشود؛ ادعاهایی که به گفته او پیشتر نیز درباره حماس و حزبالله مطرح شده بود اما در عمل تحقق نیافت.
تکرار روایتهای آشنا درباره «فروپاشی دشمن»
به نوشته این تحلیلگر اسرائیلی، فضای رسانهای و سیاسی اسرائیل بار دیگر مملو از روایتهایی درباره سردرگمی، یأس، شکافهای داخلی و ناتوانی ساختاری در جبهه دشمن شده است؛ در حالی که تجربه نشان داده این گروهها و حکومتها با وجود تحمل ضربات سنگین، توانایی بالایی برای بقا و بازسازی خود دارند.
میلشتاین تاکید کرد که حزبالله در هفتههای اخیر نمونهای از همین توانایی را به نمایش گذاشته و برخلاف پیشبینیها همچنان فعال باقی مانده است.
شکست راهبرد «قطع سر»
این پژوهشگر دانشگاه تلآویو معتقد است راهبردی که علیه حکومت ایران طراحی شده بود، بر مجموعهای از اقدامات شامل حذف رهبران ارشد، تخریب زیرساختهای نظامی و حکومتی، تحریک اعتراضات داخلی و استفاده از گروههای قومی و اقلیتها برای بیثبات کردن حکومت استوار بود.
به گفته او، طراحان این عملیات تصور میکردند ترکیب این عوامل میتواند به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود، اما این راهبرد در برابر نظامی که بر پایه ایدئولوژی مذهبی و گفتمان «مقاومت» شکل گرفته، موفق نبوده است.
او نوشت نیروهای ایدئولوژیک در خاورمیانه ممکن است خسارتهای سنگینی را تحمل کنند، اما الزاماً تسلیم نمیشوند یا از مواضع خود عقبنشینی نمیکنند.
سوءبرداشت از ساختار سیاسی و اجتماعی ایران
میلشتاین در بخش دیگری از مقاله خود از برخی طرحهای مطرحشده در جریان جنگ به شدت انتقاد کرد.
او به ایده استفاده از نیروهای کرد برای بیثبات کردن حکومت ایران اشاره کرد و نوشت طراحان این سناریو به این پرسش اساسی توجه نکردند که آیا یک اقلیت قومی میتواند مرکز قدرت در ایران را سرنگون کند و چنین اقدامی از سوی اکثریت جامعه چگونه ارزیابی خواهد شد.
به نوشته او، حتی پس از ناکامی این طرح نیز برخی کوشیدند آن را با استناد به مخالفت ترکیه توجیه کنند.
انتقاد از طرح نام احمدینژاد
نویسنده همچنین از طرحهایی که در آنها نام محمود احمدینژاد به عنوان گزینهای برای آینده سیاسی ایران مطرح شده بود انتقاد کرد.
او این رویکرد را نشانهای از درک نادرست ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست و یادآور شد که احمدینژاد نیز دیدگاههای تند ضداسرائیلی و یهودستیزانه دارد و نمیتوان او را گزینهای معتدلتر یا مطلوبتر تلقی کرد.
نبود بررسی جدی درباره اشتباهات
میلشتاین معتقد است مشکل اصلی صرفاً شکست یک راهبرد نیست، بلکه ناتوانی اسرائیل در بررسی صادقانه اشتباهات و پذیرش ناکامیهاست.
او نوشت هیچ ارزیابی جدی از دلایل شکست اهداف اولیه صورت نگرفته و در عوض تلاش میشود همان رویکردها بدون بازنگری اساسی ادامه پیدا کنند.
به گفته او، این وضعیت مانع از یادگیری درسهای لازم و اصلاح سیاستها شده است.
سایه هفتم اکتبر بر تصمیمگیریهای اسرائیل
این پژوهشگر اسرائیلی در ادامه تاکید کرد که حمله هفتم اکتبر باید اسرائیل را وادار میکرد نگاه خود به دشمنانش را بازبینی کند، اما شواهد نشان میدهد بسیاری از همان الگوهای فکری همچنان پابرجا هستند.
او هشدار داد که خودداری از بررسی ریشههای اشتباهات گذشته، خطر تکرار شکستهای مشابه را افزایش میدهد.
هشدار درباره تکرار اشتباهات
میلشتاین در پایان نوشت مشکل تنها تکرار اشتباهات نیست، بلکه عادیسازی این اشتباهات و امتناع از پذیرش مسئولیت است.
او استدلال کرد که بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از پذیرش خطاها، پاسخگویی و بازنگری در فرضیات خودداری میکنند؛ روندی که به گفته او میتواند زمینهساز بحرانها و شکستهای جدید در آینده شود.
این تحلیلگر اسرائیلی نتیجه گرفت که بسیاری از فرضیات و برداشتهایی که زمینهساز ناکامیهای گذشته بودند، همچنان در تفکر تصمیمگیران اسرائیلی حضور دارند و همین مساله احتمال بروز «تراژدیهای جدید» را در آینده افزایش میدهد.
پولیتیکو در تحلیلی نوشت اگر دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال دستیابی به توافق باشند، احتمالاً ناچار خواهند شد از راهحلهای سیاسی و حقوقی مبهمی استفاده کنند که به هر دو طرف امکان دهد بدون عقبنشینی علنی از مواضع خود، توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند.
پولیتیکو در تحلیلی درباره مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن نوشت هرگونه توافق احتمالی میان دو طرف احتمالاً نیازمند سطحی از «ابهامسازی دیپلماتیک» و تفسیرهای متفاوت از مفاد توافق خواهد بود؛ رویکردی که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی سابقه داشته است.
این تحلیل با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، یادآور شد که او در کنگره تاکید کرده بود واشینگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، نه تحریمهای ایران را لغو خواهد کرد و نه به تهران اجازه دسترسی به داراییهای مسدودشدهاش را خواهد داد.
با این حال، پولیتیکو معتقد است میان داراییهای «مسدودشده» و منابع مالی «محدودشده» تفاوت وجود دارد و همین موضوع میتواند راهی برای مصالحه باز کند.
به نوشته این رسانه، یکی از گزینههای مورد بحث میتواند فراهم شدن امکان استفاده غیرمستقیم [حکومت] ایران از بخشی از منابع مالی محدودشده خود، از جمله میلیاردها دلار موجود در قطر، بدون لغو رسمی تحریمها یا آزادسازی مستقیم داراییهای بلوکهشده باشد.
متن کامل را اینجا بخوانید.
پولیتیکو در تحلیلی نوشت اگر دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال دستیابی به توافق باشند، احتمالاً ناچار خواهند شد از راهحلهای سیاسی و حقوقی مبهمی استفاده کنند که به هر دو طرف امکان دهد بدون عقبنشینی علنی از مواضع خود، توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند.
پولیتیکو در تحلیلی درباره مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن نوشت هرگونه توافق احتمالی میان دو طرف احتمالاً نیازمند سطحی از «ابهامسازی دیپلماتیک» و تفسیرهای متفاوت از مفاد توافق خواهد بود؛ رویکردی که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی سابقه داشته است.
این تحلیل با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، یادآور شد که او در کنگره تاکید کرده بود واشینگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، نه تحریمهای ایران را لغو خواهد کرد و نه به تهران اجازه دسترسی به داراییهای مسدودشدهاش را خواهد داد.
با این حال، پولیتیکو معتقد است میان داراییهای «مسدودشده» و منابع مالی «محدودشده» تفاوت وجود دارد و همین موضوع میتواند راهی برای مصالحه باز کند.
به نوشته این رسانه، یکی از گزینههای مورد بحث میتواند فراهم شدن امکان استفاده غیرمستقیم [حکومت] ایران از بخشی از منابع مالی محدودشده خود، از جمله میلیاردها دلار موجود در قطر، بدون لغو رسمی تحریمها یا آزادسازی مستقیم داراییهای بلوکهشده باشد.
تجربه برجام و درسهای گذشته
پولیتیکو در ادامه با اشاره به مذاکرات هستهای دوران باراک اوباما نوشت که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز بر پایه مجموعهای از فرمولهای حقوقی و سیاسی طراحی شده بود که به هر دو طرف امکان میداد خود را پیروز مذاکرات معرفی کنند.
این گزارش یادآور شد که در جریان اجرای برجام، همزمان با آزادی زندانیان آمریکایی در ایران و حلوفصل یک اختلاف مالی قدیمی میان دو کشور، دولت اوباما تاکید میکرد این موضوعات ارتباطی با توافق هستهای ندارند؛ ادعایی که منتقدان جمهوریخواه آن را نپذیرفتند.
به نوشته پولیتیکو، تجربه برجام نشان میدهد توافقهای پیچیده دیپلماتیک اغلب بر پایه تفسیرهای متفاوت، ابهامهای حسابشده و فرمولهای انعطافپذیر شکل میگیرند.
ترامپ به دنبال توافقی متفاوت از برجام
این تحلیل میگوید ترامپ که سالها برجام را به عنوان یک توافق «فاجعهبار» مورد حمله قرار داده بود، اکنون ممکن است خود ناچار شود برای دستیابی به توافقی جدید از ابزارهایی مشابه استفاده کند.
پولیتیکو معتقد است ترامپ در صورت دستیابی به توافق میتواند آن را به شیوههای مختلف به عنوان موفقیت خود معرفی کند؛ از جمله اگر ایران غنیسازی اورانیوم را حتی برای مدت محدودی متوقف کند یا دسترسی به منابع مالی خود را از طریق سازوکارهایی غیرمستقیم به دست آورد.
به نوشته این رسانه، ترامپ همچنین ممکن است هرگونه تعهد تازه [حکومت] ایران درباره عدم حرکت به سوی سلاح هستهای را به عنوان یک امتیاز مهم معرفی کند؛ حتی اگر تهران پیشتر نیز بارها چنین موضعی را اعلام کرده باشد.
احتمال تماس با مجتبی خامنهای
پولیتیکو در بخش دیگری از این تحلیل به احتمال گفتوگوی مستقیم ترامپ با مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، اشاره کرده و نوشته است که چنین ارتباطی میتواند از نگاه رییسجمهوری آمریکا یک دستاورد سیاسی مهم تلقی شود.
این رسانه یادآور شد که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، هیچگاه به طور مستقیم با رییسجمهوری آمریکا گفتوگو نکرده بود و همین موضوع میتواند به ترامپ فرصت دهد توافق احتمالی را متفاوت از تجربههای گذشته معرفی کند.
نگرانی از افشای جزئیات مذاکرات
پولیتیکو در عین حال یکی از مشکلات اصلی دولت ترامپ را ناتوانی در حفظ محرمانگی مذاکرات دانست.
به نوشته این رسانه، برخی مقامهای سابق آمریکایی معتقدند انتشار مداوم اطلاعات و جزئیات مذاکرات در رسانهها میتواند اعتماد میان تهران و واشینگتن را تضعیف کرده و روند گفتوگوها را دشوارتر کند.
ایلان گلدنبرگ، از مقامهای پیشین دولتهای اوباما و بایدن، به پولیتیکو گفت: «اگر واقعاً میخواهید توافقی حاصل شود، نباید در هر مرحله جزئیات آن را به رسانهها درز دهید.»
هر دو طرف به دنبال اعلام پیروزی خواهند بود
پولیتیکو در جمعبندی گزارش خود نوشت که در صورت دستیابی به توافق، هم تهران و هم واشینگتن تلاش خواهند کرد آن را به گونهای روایت کنند که به نفع خودشان باشد.
این رسانه تاکید کرد مهمترین موضوع نه روایتهای عمومی، بلکه توافق پشت پرده دو طرف درباره نحوه اجرای تعهدات، زمانبندی اقدامات و تفسیر دقیق مفاد توافق خواهد بود.
به نوشته پولیتیکو، همانگونه که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی گذشته مشاهده شده، احتمالاً توافق احتمالی میان [حکومت] ایران و آمریکا نیز با ابهامهای عمدی، تفسیرهای متفاوت و روایتهای متضاد همراه خواهد بود، اما آنچه اهمیت دارد وجود درک مشترک میان طرفین درباره چگونگی اجرای آن است.