• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

علی خامنه‌ای؛ بلاگر نماز میت که جنازه‌اش ۱۰۰ روز بر زمین مانده است

مسعود کاظمی
مسعود کاظمی

ایران‌اینترنشنال

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

علی خامنه‌ای صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در لحظات آغاز جنگ، با حمله به دفترش در قلب تهران، به همراه چندین نفر از فرماندهان ارشد نظامی، برخی مقام‌های سیاسی و اعضای دفترش کشته شد.

در سال‌های اخیر و پس از گسترش حملات اسرائیل به مقام‌های حکومت ایران و فرماندهان و رهبران نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی، نمازهای میت زیادی خوانده بود.

در واقع یکی از بیشترین فعالیت‌های او همین اقامه نماز میت بر جنازه کشته‌شدگان بود، در حدی که برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی به خامنه‌ای لقب «بلاگر نماز میت» دادند. حالا اما جنازه خود او ۱۰۰ روز شده که بر زمین مانده است.

100%

وعده و وعید برای برگزاری تشییع میلیونی

۶۰ روز از آتش‌بس میان جمهوری اسلامی و آمریکا گذشته است. در طول جنگ ۴۰ روزه و در دوره آتش‌بس، تشییع جنازه و دفن فرماندهان و مسئولان ارشد کشته‌شده در جنگ برگزار شده، اما هنوز خبری از جنازه رهبر دوم جمهوری اسلامی و دفن او نیست.

۱۲ خرداد، محمدعلی توکلی‌زاده، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، اعلام کرد برای جنازه خامنه‌ای سه روز بدرقه در نظر گرفته شده و مراسم تشییع در تهران حداقل ۲۴ ساعت طول خواهد کشید.

او همچنین گفت احتمال برگزاری این مراسم در پایان ذی‌الحجه و اوایل محرم (اواخر خرداد) مطرح شده است.

معاون شهرداری تهران اضافه کرد پس از تهران، در قم و مشهد هم تشییع جنازه برگزار می‌شود.

این در حالی است که ۱۱ خرداد، محمدعلی انصاری، دبیر ستاد برگزاری مراسم سال‌مرگ روح‌الله خمینی، اعلام کرد مراسم امسال با تغییراتی نسبت به سال‌های گذشته برگزار می‌شود و از مسئولان کشوری، وزیران، نمایندگان مجلس، روسای نهادها و فرماندهان نظامی برای حضور رسمی در این مراسم دعوت نشده است.

او گفت این تصمیم «به دلایل متعددی که تصمیم‌گیران نظام بر آن اشراف دارند»، اتخاذ شده است.

یعنی کمتر از ۲۰ روز قبل از زمانی که معاون شهرداری تهران وعده مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای را داده، امکان برگزاری مراسم عادی برای سال‌مرگ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی وجود نداشته است.

بر اساس اعلام رسمی، قرار است جنازه خامنه‌ای در مشهد و در حرم امام هشتم شیعیان دفن شود؛ هر چند که ۱۳ خرداد، جمعی از مدرسین حوزه علمیه قم در نامه‌ای خطاب به مجتبی خامنه‌ای درخواست کردند با توجه به اینکه شهر قم «مادر انقلاب اسلامی» است، جنازه رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی در این شهر دفن شود.

با وجود همه این وعده‌ها و اظهارنظرها، همچنان اما خبری از تشییع جنازه خامنه‌ای نیست.

تعارض تاخیر در دفن خامنه‌ای با احکام فقه شیعه

در فقه شیعه، بر زمین ماندن جنازه دارای کراهت است و تسریع در دفن میت بسیار توصیه شده است.

طبق روایات موجود در «جواهرالکلام»، شتاب کردن در دفن میت مستحب است مگر آنکه مرگ قطعی نباشد که در این صورت، تا حصول علم به مرگ، واجب است دفن به تاخیر بیفتد.

همچنین تاخیر در دفن میت در صورتی که هتک او به شمار برود، جایز نیست. در مواردی گفته شده اگر میت باردار باشد و جنین در رحم او زنده و حفظ حیات جنین منوط بر دفن نکردن مادر باشد، تاخیر در دفن او واجب است.

«جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام»، اثر محمدحسن نجفی، یکی از منابع اصلی فقه شیعه است.

همچنین مکارم شیرازی، مرجع تقلید حامی حکومت، در پاسخ به یک استفتا گفته: «تاخیر دفن میت در صورتی که موجب هتک و توهین او باشد، جایز نیست.»

علی‌اکبر سیفی مازندرانی، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نیز گفته تسریع در تجهیز و دفن میت مومن مستحب است، مگر اینکه شک در تحقق مرگ حاصل شود و احتمال زنده بودن فرد باشد.

بر مبنای فقه شیعه، شتاب در دفن میت برای رسیدن به آرامش و جلوگیری از تغییر وضعیت ظاهری جسد مستحب است.

در مواردی تاخیر در دفن جایز است، به شرطی که بی‌احترامی و هتک حرمت میت محسوب نشود و اگر تاخیر عمدی بدون دلیل موجه باشد، مکروه به شمار می‌رود.

حدیثی از پیامبر اسلام نیز وجود دارد که می‌گوید: «در حمل جنازه شتاب کنید. اگر مرده نیک اعمال است، او را به سوی نیکویی پیش می‌برید و اگر غیر از آن است، بدی را از شانه‌های خویش بر زمین می‌نهید.»

ابهام در بقایای پیکر علی خامنه‌ای

منصور ارضی، مداح مورد علاقه خامنه‌ای، در یکی از تجمع‌های شبانه حامیان حکومت، زمانی که مشغول روضه‌خوانی درباره عاشورا بود و می‌گفت پیکر بسیاری از «شهدای عاشورا» از شدت جراحات متلاشی شده بود، در یک جمله در خصوص جنازه خامنه‌ای گفت: «بعدها گفته خواهد شد که از بدن رهبر ما چه باقی مانده است.»

درباره برخی افرادی که در زمان حمله در دفتر رهبر جمهوری اسلامی حضور داشتند، اطلاعاتی منتشر شده است. محمد قنبری، سرتیم حفاظت علی شمخانی، یکی از آن‌ها بود.

خبرگزاری فارس نوشت ۲۰ روز بعد حمله، پیکر او از زیر آوار پیدا شد. شدت انفجار به سر و صورتش آسیب جدی زده بود؛ به گونه‌ای که قابل شناسایی نبود. انگشترهای در دستش تنها نشانه‌ای بود که هویت او را مشخص کرد.

همچنین مهدیه شادمانی، دختر علی شادمانی، فرمانده کشته‌شده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در جریان جنگ ۱۲ روزه، در استوری اینستاگرام خبر داد جنازه قنبری پس از یک‌ ماه شناسایی شده است.

محسن نجفی، پاسدار همراه محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، در حمله ۹ اسفند به دفتر خامنه‌ای کشته شد.

رسانه‌های ایران نوشتند: «بدن او قطعه‌قطعه شد و قابل شناسایی نبود و یک‌ ماه بعد و پس از انجام آزمایش دی‌ان‌ای بالاخره شناسایی شد.»

حسن محمدی، مشاور دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی (علی لاریجانی)، دیگر فرد کشته‌شده در حمله به دفتر رهبر جمهوری اسلامی بود.

خبرگزاری فارس درباره محمدی نوشت: «چیزی از بدن او باقی نمانده و به سختی با دی‌ان‌ای شناسایی شد.»

پس از انتشار این اخبار، بسیاری پرسیدند آیا اساسا چیزی از بدن خامنه‌ای باقی مانده است؟ همچنین این سوال مطرح شد که چگونه می‌شود پس از چنین حملات و انفجاری، مجتبی خامنه‌ای زنده مانده باشد؟

100%

چالش امامت و دشواری حضور مجتبی خامنه‌ای

در باور شیعه، غسل، کفن و تدفین هر «امام» منحصرا به دست امام بعدی انجام می‌شود. از آنجا که امام دارای مقام «امامت» است، به لحاظ فقهی و کلامی شخص دیگری غیر از امام بعدی مجاز به انجام این مراسم برای او نیست.

شیعیان معتقدند سجاد، امام چهارم شیعیان، پس از واقعه عاشورا، پیکر پدرش را به خاک سپرد.

یا برای مثال، منابع فقهی و تاریخی شیعه عنوان کرده‌اند جواد، امام نهم شیعیان، که در زمان مرگ پدرش ۷ ساله بود، برای تدفین او در طوس «طی‌الارض» کرد، از مدینه خود را به خراسان در ایران رساند و مراسم را شخصا انجام داد.

بخشی از مشکل برای برگزاری مراسم تشییع و تدفین خامنه‌ای به همین موضوع باز می‌گردد. جمهوری اسلامی به‌عنوان تنها حکومت شیعی در جهان، ولی فقیه را نایب امام زمان می‌داند و به او لقب «امام» می‌دهد.

حکومت، رهبر جمهوری اسلامی را «ولی امر مسلمین جهان» و «امام جامعه در عصر غیبت» می‌خواند.

در چنین شرایطی و با وجود انتخاب رهبر بعدی پس از او، یعنی فرزندش مجتبی خامنه‌ای، دشوار است برگزاری مراسم تشییع و تدفینی که نماز «امام پیشین» را «امام فعلی» نخواند و در مراسم او شرکت نکند.

مجتبی خامنه‌ای که گفته می‌شود از حمله ۹ اسفند به دفتر پدرش جان سالم به در برده، ملاحظات فراوانی برای حضور در انظار عمومی دارد. اگر روایت زنده بودن او را بپذیریم، مسلما او مهم‌ترین هدف امروز اسرائیل است.

100%

احتمال شناسایی محل اختفا و ترور او از سوی اسرائیل محتمل‌ترین اتفاق پیش‌روست و از این رو، او نمی‌تواند به‌سادگی در مراسم تشییع جنازه پدرش شرکت کند.

از سویی حجم آسیب‌ها به او هنوز مشخص نیست. مقام‌های حکومت او را در «سلامت کامل پس از آسیب‌های جزئی» توصیف می‌کنند، اما اخباری در خصوص آسیب جدی به پاها و مخدوش شدن چهره او نیز وجود دارد.

رونمایی از مجتبی خامنه‌ای اگر متحمل آسیب‌های جدی شده باشد، می‌تواند هم به تضعیف روحیه حامیان حکومت بینجامد و هم دروغ‌های حکومت در این ۱۰۰ روز را افشا کند.

همچنین توجیه مراسم تشییع خامنه‌ای بدون حضور دیگر مقام‌های ارشد حکومت کمی دشوار است.

انگیزه مهم تبلیغات با یک جنازه

دل بستن مسئولان جمهوری به استفاده تبلیغاتی از مراسم احتمالی تشییع جنازه خامنه‌ای هم مساله مهمی در تاخیر در برگزاری آن بوده است.

توکلی‌زاده، معاون شهرداری تهران، گفته بود این نهاد «در حال تدارک برای حضور جمعیتی بیش از ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر در تهران» است.

استفاده تبلیغاتی از این‌ گونه مراسم در جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است. نمونه موخر آن تشییع جنازه قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، بود.

این تشییع جنازه از ۱۴ تا ۱۸ دی ۱۳۹۸ در شهرهای کاظمین، بغداد، نجف، کربلا، اهواز، مشهد، تهران و قم انجام گرفت و در نهایت، جسد سلیمانی در کرمان دفن شد.

رسانه‌های رسمی و مقام‌های جمهوری اسلامی از حضور میلیون‌ها نفر در این مراسم سخن گفتند و بارها از تصاویر آن برای اهداف تبلیغاتی استفاده کردند.

این تبلیغات حتی کشته شدن ۵۶ تن از افراد تشییع‌کننده سلیمانی در کرمان، شامل ۳۵ مرد و ۲۱ زن، را نادیده گرفت.

وجه دیگری از تاخیر در تشییع جنازه خامنه‌ای، عبور از شرایط جنگی و برگزاری مراسمی با ابعاد میلیونی است.

پیش‌تر محسن محمودی، رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران، گفته بود مراسم تشییع جنازه خامنه‌ای «یک تشییع ده‌ها میلیونی و ماندگار در تاریخ اسلام و ایران خواهد بود».

حکومت تصور می‌کند همان‌گونه که با به خیابان کشیدن حامیان خود در ۱۰۰ روز گذشته، فضای عمومی را از دست مخالفان خارج کرده، می‌تواند با برگزاری تشییع جنازه چندروزه و با انتشار تصاویر آن، برای خود مشروعیتی تازه دست و پا کند.

با همه این اقوال، همچنان جنازه خامنه‌ای که مشخص نیست چه چیزی از آن باقی مانده و در این ۱۰۰ روز کجا نگهداری شده، دفن نشده است.

100%

در واقع، حکومت جمهوری اسلامی ۱۰۰ روز پس از واقعه، نه موفق شده تصویری از رهبر جدیدش نشان دهد و نه جنازه رهبر پیشین را دفن کند.

این تاخیر طولانی نه‌تنها با اصول فقهی شیعه تعارض آشکار دارد، بلکه نشانه‌ای از بحران جانشینی که به‌ظاهر حل شده اما در عمل همچنان لاینحل باقی مانده، مشکلات امنیتی عمیق و ناتوانی حکومت در مدیریت مراسم نمادین خود به شمار می‌رود.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد
۱

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۲

شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

۳

اعضای سپاه پاسداران از مواضع تازه حوثی‌ها در باب‌المندب بازدید کردند

۴

ترکیه مجوز فعالیت شعبه مرکزی بانک ملت در استانبول را لغو کرد

۵

گزارش نادرست هوش مصنوعی نزدیک بود ارتش آمریکا را وارد عملیات علیه یک کشتی چینی کند

انتخاب سردبیر

  • سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

    سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

  • شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

    شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

  • چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟
    تحلیل

    چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

  • تشکیل شبکه خبرچین‌ها با هدف سرکوب انقلاب ملی در خراسان رضوی

    تشکیل شبکه خبرچین‌ها با هدف سرکوب انقلاب ملی در خراسان رضوی

  • جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.