سنگ مزار جاویدنام مبین قنبری در شهرستان خوی تخریب و مخدوش شد
تصاویر و اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد در ادامه اقدامات حکومت در مقابله با شهروندان معترض و خانوادههای جاویدنامان، سنگ مزار جاویدنام مبین قنبری در شهرستان خوی تخریب شده است.
مبین قنبری، فوتبالیست ۲۰ ساله اهل خوی و بازیکن تیم امیدهای پیکان، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در تهران به ضرب گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد. خانواده جاویدنام مبین قنبری، پیکرش را از کهریزک تحویل گرفتند.
جاویدنام مبین قنبری، دهمین فوتبالیستی است که در جریان انقلاب ملی ایرانیان، به دست ماموران سرکوب جمهوری اسلامی کشته میشود.
شهاب خورشید، ۲۲ ساله و دانشجوی رشته معماری، شامگاه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۲ در جریان اعتراضات میدان کاج سعادتآباد تهران هدف شلیک گلوله ماموران امنیتی قرار گرفت و در همان محل جان باخت. نهادهای امنیتی به خانواده او اجازه دفنش را در مزاری که مدنظرشان بود، ندادند.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، گلوله از پشت کتف به او اصابت کرد و دو گلوله جنگی قلب و ریههایش را هدف قرار داد.
شهاب در محل حادثه جان باخت و پیکرش روز بعد در کهریزک به خانواده تحویل داده شد.
به گفته دوستانش، این جوان پیش از پیوستن به تجمعات گفته بود: «مگر خون من از دیگران رنگینتر است که در خانه بمانم؟ یا همهچیز تغییر میکند، یا من هم میمیرم.»
شهاب خورشید فرزند دوم خانواده و اصالتا اهل اهواز بود. او از بدو تولد با بیماری دیابت درگیر بود و انسولین مصرف میکرد.
بستگانش از او بهعنوان جوانی شجاع، شاد، خوشخنده، مهربان و پرانرژی یاد میکنند.
پیکر شهاب در قطعه ۲۱۱، ردیف ۲۳، شماره ۱۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شده است.
بنا بر گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، به خانواده او اجازه داده نشد مزاری جداگانه برایش در نظر بگیرند و او در قبر سهطبقه خانوادگی و در طبقه بالایی متعلق به پدربزرگش دفن شد.
بر اساس اطلاعات و روایتهای شاهدان عینی، ماموران برای سرکوب اعتراضها در رشت، با شلیک مستقیم به مردم، گیر انداختنشان در بازار این شهر حین آتشسوزی و ممانعت از امدادرسانی، جان صدها نفر را گرفتند.
ایراناینترنشنال در کارزاری مردمی، به دنبال ثبت و مستندسازی حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت است. اگر شاهد عینی آن شبها بودهاید، یا از خانواده و نزدیکان کشتهشدگان این شهر هستید، روایت و اطلاعات خود را با ما از طریق چتبات اینتلمدیا در میان بگذارید و در برملا کردن ابعاد این کشتار مشارکت کنید.
در جریان اعتراضات، بخشهایی از بازار قدیم رشت از جمله بازار کتابفروشان، بازار طاقی و بازار مسگران دچار آتشسوزی شد. یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت نیروهای سرکوب، معترضان را به مناطقی هدایت کردند که ورودی و خروجیهای محدود و مشخص داشت و پس از محاصره، آتشسوزی در همان محدودهها رخ داد.
محاصره در میان آتش
به گفته این شاهد، بوی آتش، دود و سوختگی آنقدر شدید بود که تا نزدیک صبح، هوای رشت از دود مهآلود شده بود و بوی سوختگی در بخشهایی از شهر بهشدت احساس میشد.
بر اساس روایتها، اعتراضات رشت از چهارشنبه ۱۷ دیماه و با تجمع مردم در بازار آغاز شد. معترضان ابتدا در بازار جمع شدند و از مغازهداران خواستند مغازههای خود را ببندند. سپس جمعیت به سمت میدان شهرداری حرکت کرد. پس از ورود نیروهای بسیج، جمعیت برای مدتی متفرق شد اما از غروب همان روز، تجمعها بار دیگر در سبزهمیدان و اطراف خیابان بیستون شکل گرفت.
به گفته یک شاهد عینی، جمعیت در سبزهمیدان ابتدا حدود هزار تا دو هزار نفر بود اما بهتدریج بیشتر شد. به گفته او، نیروهای بسیج در ابتدا سر در گم بودند، چون معترضان بهصورت پراکنده در نقاط مختلف شعار میدادند و با حرکت نیروها به یک نقطه، تجمع دیگری در نقطهای دیگر شکل میگرفت.
جمعیتی که از هر جای شهر میجوشید
اعتراضهای ۱۸ دیماه به صورت همزمان در نقاط مختلف شهر شکل گرفت و در خیابانهای مرکزی به هم پیوند خورد.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت از محدوده چهارراه توتونکاران تا میدان شهرداری، جمعیت گستردهای در خیابانها حضور داشت.
این شاهد شمار جمعیت در خیابان امام و اطراف میدان شهرداری را دهها هزار نفر توصیف کرد و گفت اعتراضات به خیابانهای اصلی محدود نماند و محلهها و گذرهای فرعی نیز درگیر شدند.
به گفته او، زمانی که جمعیت افزایش یافت و معترضان در بخشهایی از شهر دست بالا را پیدا کردند، نیروهای سرکوب با شلیک گاز اشکآور و گلوله جنگی وارد عمل شدند.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب مسیرهای عقبنشینی جمعیت را از چند طرف بستند، از کوچههای اطراف وارد شدند و به سمت معترضان شلیک کردند.
بر اساس اطلاعات رسیده، در فلکه گاز، خیابان معلم، میدان شهرداری، سبزهمیدان، خیابان شریعتی و مسیرهای اطراف بازار، تیراندازیهای گستردهای به سمت معترضان صورت گرفت.
روایتها نشان میدهند پس از ساعت ۱۰:۳۰ شب، با ورود نیروهای سپاه پاسداران، شدت سرکوب افزایش یافت و شلیک مستقیم با سلاح جنگی آغاز شد.
انگار آمده بودند شکار
یکی از حاضران در تجمع ۱۸ دیماه رشت، وضعیت را این گونه توصیف کرد: «در ساعتهای اولیه، سرکوب بیشتر دست بسیج بود؛ اما از حدود ۱۰:۳۰ شب، سپاه وارد شد. با کلاشنیکف آمدند. نفر اول موتور را میراند و نفر پشتی نشانه میگرفت و شلیک میکرد. انگار آمده باشند شکار. عمده کشتههای رشت از همان ساعت شروع شد.»
به گفته او، نیروها به ویژه پسران نوجوان و جوان را هدف قرار میدادند و در برخی موارد با شلیک به شیشه خودروها، رانندگان را مجبور میکردند از موانع خیابانی عبور کنند و مسیر نیروهای سرکوب را باز کنند.
هنگامی که آتش به بازار رسید
آتشسوزی در محدوده بازار رشت زمانی آغاز شد که ماموران در نقاط مختلف شهر درگیر سرکوب مردم بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، آتشسوزی از محدوده خیابان شریعتی و نزدیکی مسجد حاج مجتهد شروع شد و بهدلیل تراکم بالای بازار، به سرعت به بخشهای دیگر گسترش یافت.
به گفته شاهدان، در جریان سرکوب، گروهی از مردم که تلاش داشتند از تیراندازی و حمله نیروها فرار کنند، به سمت بازار رشت رانده شدند. بازاری با گذرهای تنگ و راههای خروج محدود.
به گفته این شاهدان، ماموران مسیرهای خروجی بازار را از دو طرف بستند و پس از آن، بخشهایی از بازار در آتش فرو رفت.
طبق روایتهای رسیده به ایراناینترنشنال، معترضان و مردم گرفتار در بازار، در برابر دو انتخاب مرگبار قرار گرفته بودند: ماندن در میان دود و آتش، یا تلاش برای خروج از بازار و قرار گرفتن در معرض شلیک نیروهای مسلح.
شاهدان گفتند شماری از کسانی که در محدوده بازار جان باختند، هنگام تلاش برای فرار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری دیگر در میان دود و آتش گرفتار شدند.
بخشی از کشتهشدگان در محدوده بازار، مغازهدارانی بودند که برای تخلیه اجناس و نجات اموال خود وارد بازار شده بودند اما در میان آتش و بسته بودن مسیرها گرفتار شدند.
یک شاهد عینی در رشت به ایراناینترنشنال گفت حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد و پس از وصل شدن دوباره تلفنها، خبر رسید که بازار رشت در آتش میسوزد: «من و چند نفر دیگر به سمت بازار رفتیم و دیدیم چند کاروانسرای قدیمی در آتش میسوزد. مردم تلاش میکردند وسایل مغازههایی را که آتش به آنها نزدیک شده بود، بیرون بکشند.»
او در توصیف وضعیت گفت: «همه یا مشغول کمک بودند یا گریه میکردند. یکی از کسبه که مغازهاش با همه اجناسش سوخته بود، فریاد میزد تمام عمرم رفت. همانجا چند نفر شروع کردند شعار دادن علیه خامنهای.»
دستور به آتشنشانها برای خاموش نکردن أتش
بر اساس اطلاعات رسیده، در ساعات اولیه آتشسوزی، خودروهای آتشنشانی امکان ورود کامل به محدوده بازار را پیدا نکردند و نخستین خودروها با تاخیر چندساعته به محل رسیدند.
یکی از شاهدان گفت مردم با مشت به بدنه یک خودرو آتشنشانی میکوبیدند و از راننده میخواستند سریعتر وارد بازار شود و آتش را مهار کند، اما راننده آتشنشانی که در نزدیکی مغازهها متوقف شده بود، میگفت: «من تا همینجا دستور دارم. نمیگذارند بیشتر از این عبور کنم. ماموریت من تا همینجاست.»
روایتهایی نیز به ایراناینترنشنال رسیده که بر اساس آن، نهادهای امنیتی از جمله اداره اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران، به آتشنشانها دستور داده بودند فعلا برای مهار آتش وارد عمل نشوند.
شاهدان گفتند برخی معترضان هنگام فرار از محدوده بازار هدف گلوله قرار گرفتند و شماری نیز در میان دود و آتش گرفتار شدند.
در سحرگاه جمعه، نیروها بخشی از میدان شهرداری، در ابتدای خیابان سعدی را بسته بودند.
بر اساس روایتهای رسیده، پیکر شماری از معترضان در آن محل جمعآوری شده بود و سپس با خودروهای نیسان منتقل شدند.
شلیک کور به معترضان
شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، خشونت نیروهای سرکوب ابعاد گستردهتری پیدا کرد. جمعیت کمتری در خیابانها حضور داشت و نیروها بدون هشدار قبلی، به هر تجمع چندنفره شلیک میکردند.
خیابان مطهری، خیابان معلم و کوچههای اطراف از جمله مناطقی بودند که شاهدان از وجود خون روی آسفالت و شلیک مستقیم در آنها خبر دادهاند.
یکی از شاهدان گفت: «دیگر نه هشدار بود، نه گاز اشکآور، نه باتوم. فقط شلیک مستقیم با اسلحه جنگی حتی داخل کوچهها هم آسفالت خونی بود.»
پس از این سرکوب، فضای شهر پر از خبر کشته شدن و زخمی شدن معترضان بود.
در روزهای بعد، مردم در فروشگاهها و خیابانها خبر کشته شدن افراد را به هم میدادند.
به گفته یکی از شاهدان، یکشنبه ۲۱ دیماه، جمعیت زیادی در اطراف آرامستان «باغ رضوان» رشت حضور داشتند و مسیرهای اطراف تا چند کیلومتر پر از خودرو بود.
او گفت یکی از آشنایانش که برای مراسم تدفین یکی از بستگان خود به باغ رضوان رفته بود، روایت کرده که در همان روز صدها پیکر برای شناسایی به آنجا منتقل شده بودند.
فشار مضاعف حکومت به خانوادههای داغدار
بر اساس گفته خانوادهها، پیکر برخی کشتهشدگان تنها پس از گرفتن تعهد و امضا تحویل داده شده است. تعهدهایی که در آن، خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا بپذیرند عزیزانشان به دست «عوامل اسرائیل و آمریکا» کشته شدهاند.
روایتهای رسیده از رشت نشان میدهند آنچه در دیماه در این شهر رخ داد، تنها یک سرکوب خیابانی نبود، بلکه مجموعهای از شلیک مستقیم، محاصره معترضان، آتشسوزی گسترده در بازار، تاخیر در امدادرسانی، انتقال پنهانی پیکرها و فشار امنیتی بر خانوادههای کشتهشدگان بود.
ایراناینترنشنال در ادامه کارزار مردمی خود برای ثبت حقیقت درباره کشتار دیماه در رشت، از شاهدان عینی، خانوادهها و نزدیکان کشتهشدگان میخواهد روایتها، تصاویر، ویدیوها و اطلاعات خود را ارسال کنند تا نام و سرگذشت کشتهشدگان رشت در سکوت و بیخبری دفن نشود.
با کاهش نسبی محدودیتهای اینترنت جهانی در ایران، شهروندان در پیامهای ارسالی خود به ایراناینترنشنال بر ادامه مسیر «انقلاب ملی دیماه» تاکید کردند، از خشم عمومی خود گفتند، یاد جاویدنامها را گرامی داشتند و بر تکرار اعتراضات تاکید کردند.
بسیاری از مخاطبان بر همبستگی ایرانیان داخل و خارج کشور و نقش آنان در رساندن صدای معترضان به گوش جهان تاکید کردند.
شهروندان با ارسال هزاران پیام در ساعات اولیه بازگشت محدود اینترنت بینالمللی با استفاده از فیلترشکنها، نوشتند که وصل شدن اینترنت به معنای پایان اعتراضات یا فراموش شدن سرکوبها نیست و فضای اعتراضی همچنان زنده است.
یکی از شهروندان با ارسال پیامی از دماوند در استان تهران، گفت: «فقط باید دوباره بریم کف خیابون حقمون رو از این رژیم بگیریم.»
شهروند دیگری نیز با تاکید بر نقش مردم در تغییر شرایط نوشت: «اینجوری که بوش میآد قرار نیست جنگ بشه. خودمون بلند بشیم و بیدار بشیم ... بریم تو خیابون. به خونه برنگردیم تا زمانی که انقلاب بشه.»
پس گرفتن خیابان از حکومت و تجمعات حامیانش، از محورهای پررنگ پیامها بود.
یک مخاطب با ارسال پیامی از آبادان گفت: «بعد از ۹۰ روز به جهان برگشتیم و به زودی هم به خیابون ... برای ایرانمون، برای جاویدنامان، برای بچههامون ... میآییم و ایران رو پس میگیریم. پاینده ایران و جاوید شاه.»
نتانیاهو و ترامپ؛ هم منتقدیم هم متشکر!
در بخشی از پیامهای شهروندان، با وجود آنکه در مسیر انقلاب ملی از همراهی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بهدلیل حملات به جمهوری اسلامی و کشتن علی خامنهای تشکر شده است، اما از ادامه نیافتن مقابله با حکومت نیز انتقاد شده است.
برخی کاربران از اقدامات دولت اسرائیل و مواضع ترامپ حمایت کرده و آن را در راستای تضعیف جمهوری اسلامی دانستند.
یک شهروند نوشت: «از بیبی عزیز و تیمشون که خیلی زحمت کشیدند و از ترامپ عزیز که این جسارت و هزینههاش رو به جون خریدند واقعا ممنونیم.»
مخاطب دیگری نیز نوشت: «تشکر میکنم از بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ ... کاش در تصمیمها، رنج و خواست مردم ایران بیشتر دیده شود.»
در مقابل، برخی دیگر از شهروندان از آنچه «بیتوجهی به مردم ایران» توصیف شده است، انتقاد کردهاند.
یک مخاطب از دماوند نوشت: «ترامپ هم واقعا پشت کرد به مردم ایران و از نام جاویدنامها سوءاستفاده کرد.»
شهروند دیگری از رشت نیز خطاب به ترامپ نوشت: «آقای ترامپ شما به ما قول دادی. کاری نکن که دشمنشاد بشی.»
غم دیماه هنوز زنده است
برخی دیگر از مخاطبان نیز تاکید کردند بازگشت اینترنت تغییری در فضای روانی جامعه ایجاد نمیکند.
یک شهروند از کرج نوشت: «از ۱۸ و ۱۹ دی شبی نبوده که چشامون پر اشک نباشه و واسه جاویدنامامون عزادار نباشیم ... هیچ چیزی عادی نمیشه. نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.»
شهروند دیگری نیز با اشاره به کشتهشدگان اعتراضات گفت: «اینترنت اومد ولی جوونی ما، جوونامون که الان زیر خاکن، هیچوقت برنمیگردن.»
منتظر فراخوان شاهزاده هستیم
بسیاری از مخاطبان در پیامهای ارسالی خود شعار «جاوید شاه» را که از شعارهای اصلی معترضان در انقلاب ملی دیماه بود، تکرار کردند.
آنها همچنین بر رهبری شاهزاده رضا پهلوی، ادامه حضور او و صدور فراخوان برای بازگشت به اعتراضات تاکید کردند.
یک شهروند در پیامش از شیراز، با اشاره به از دست رفتن کسبوکارش بهدلیل قطع اینترنت، نوشت: «بالاخره اینترنتها رو وصل کردن، ولی دیگه چه فایده ... من فقط منتظر فراخوان شاهزاده رضا پهلوی هستم.»
دوره ملیگرایی است
شهروندان بر ضرورت پایمال نشدن خون جاویدنامان تاکید کردند و گفتند: «همه ما منتظر فراخوان نهایی شاهزاده هستیم. جاوید شاه.»
یک شهروند نوشت: «لطفا امیدتون رو از دست ندید و منتظر فراخوان شاهزاده باشید.»
در شماری از پیامها نیز نوعی گفتمان ملیگرایانه و عبور از جریانهای سنتی اپوزیسیون دیده میشود.
یکی از مخاطبان نوشت: «دوره چپی، مجاهدی و ملایی تمام شد. حال دوره مردمگرایی و ملیگرایی است.»
برخی دیگر نیز از «بازگشت پهلوی» و «پس گرفتن کشور» سخن گفتند.
یک مخاطب نوشت: «بالاخره اینترنت باز شد. یه خوشحالی موقت .... ایشالا با پس گرفتن کشورمون این خوشحالی دائمی میشه. به امید آزادی. جاوید شاه.»
با اینترنت پرو و سیمکارت سفید خیانت کردید
گروهی از مخاطبان نیز با اشاره به فضای تبعیض و رانت میان حامیان حکومت و مردم عادی در دسترسی به اینترنت، استفادهکنندگان از «اینترنت پرو» و «سیمکارت سفید» را در مورد تحریف یا تغییر فضای رسانهای درباره انقلاب ملی، مورد انتقاد قرار دادند.
یک شهروند نوشت: «اینترنت که بالاخره وصل شد، ولی کسانی که اینترنت پرو گرفتین، بدونین که به مردم خیانت کردین.»
شهروند دیگری نیز نوشت: «طرح اینترنت پرو شکست خورد. سپاس از کسانی که تن به این خفت و خواری ندادن و متاسفم برای کسانی که بهش تن دادن.»
در بخشی از پیامها، مخاطبان تاکید کردند که اینترنت «حق طبیعی» مردم است و حکومت نباید بازگشت آن را بهعنوان امتیاز یا دستاورد معرفی کند.
یک شهروند نوشت: «مردم ایران! اینترنت حق طبیعی ماست .... فکر نکنین امتیازی هست که بهمون دادن.»
ایکاش کسی اعدام نشود
همزمان، شماری از پیامها به وضعیت وخیم اقتصادی و فشار معیشتی اشاره کردند.
یک شهروند از تهران نوشت: «گرونی بهشدت بیداد میکنه. اصلا نمیشه زندگی کرد.»
این پیامها نیز ادامه مسیر انقلاب ملی و تغییر حکومت را راه خروج از بحران معیشتی و اقتصادی دانستند.
برخی دیگر از شهروندان نیز بازگشت اینترنت را در برابر ادامه اعدامها، کشتار معترضان و فشارهای اقتصادی، بیاهمیت توصیف کردند.
یک مخاطب نوشت: «اینترنت بعد از چند ماه وصل شد اما خوشحال نشدم .... ای کاش اینترنت وصل نمیشد ولی کسی اعدام نمیشد.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمیدرضا حدادی، جوان ۱۹ ساله اهل شاندیز، شامگاه ۱۸ دیماه پس از اصابت گلوله به درمانگاه شاندیز منتقل شد اما از آنجا که دستور تخلیه درمانگاه صادر شده بود او بدون رسیدگی پزشکی جان باخت.
حمیدرضا تنها حدود نیم ساعت در میان جمعیت معترضان حضور داشت که از پشت هدف شلیک قرار گرفت. گلوله به ریه او اصابت کرد و او بر اثر شدت جراحات جان باخت.
حمیدرضا حدادی فوتبالیست بود و به گفته نزدیکانش آرزو داشت مسیر حرفهای خود را در فوتبال دنبال کند. او همچنین قصد داشت یک مغازه فروش تلفن همراه برای خود راهاندازی کند.
پس از کشته شدن حمیدرضا، نیروهای حکومتی تلاش کردند او را به عنوان شهید معرفی کنند، اما خانواده با این موضوع مخالفت کردند. به گفته این منبع، نیروهای حکومتی بدون رضایت خانواده برای او مراسمی در مسجد برگزار کردند، اما اعضای خانواده در آن مراسم حضور نیافتند.
این منبع افزود خانواده حمیدرضا با وجود فشارهای شدید امنیتی، بر این روایت تاکید کردهاند که او در جریان اعتراضات و با شلیک نیروهای حکومتی کشته شده است.
مصطفی پور رمضان، ۴۴ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک جهاننما کرج با شلیک گلوله کشته شد. او که پدر سه فرزند بود، بر اثر اصابت تیر جنگی از پشت به ناحیه سر و گردن جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او حدود ساعت ۷:۳۰ شب و پس از شنیدن صدای اعتراضات از خانه خارج شد و به خانواده گفت که بازمیگردد، اما به دست ماموران کشته شد.
به گفته شاهدان، مصطفی پور رمضان با تیر جنگی از پشت سر هدف قرار گرفت و بر زمین افتاد. شدت تیراندازی اجازه کمکرسانی به او را نداد و به مدت یکساعت و نیم در محل حادثه رها شد. مصطفی در نهایت به درمانگاه منتقل شد اما به دلیل خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
بنا به گزارشها، پیکر او ابتدا در سردخانه بیمارستان امام علی نگهداری شد و خانواده پس از دو تا سه روز پیگیری توانستند آن را تحویل بگیرند. محل دفن مصطفی پوررمضان در گلزار شهدای کلاک بالای کرج تعیین و در همان محل به خاک سپرده شد.
حاضران در محل خبر دادند فضای آرامستان امنیتی بود و ماموران مسلح و لباس شخصی در محل حضور داشتند. این ماموران با ایجاد فضای رعب تلاش میکردند مانع سر دادن شعارهای اعتراضی از سوی خانوادهها شوند.