ارزیابی کامیار بهرنگ از پیام پزشکیان به مناسبت روز جهانی ارتباطات
در روز جهانی ارتباطات، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، بدون اشاره به قطعی طولانیمدت اینترنت در ایران، دسترسی باکیفیت به خدمات دیجیتال را «حق مردم» دانست.
پزشکیان گفت دولت او برای برقرار ماندن ارتباطات، «شبانهروز» تلاش میکند.
کامیار بهرنگ، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، پیام پزشکیان را در سایه تشدید سانسور و خاموشی دیجیتال در کشور ارزیابی میکند.
آتلانتیک در تحلیلی تازه «بیثباتسازی» را هویت جمهوری اسلامی خواند و نوشت جنگ اخیر به بازتولید همان بیثباتی منجر شده که تهران از آن تغذیه میکند. در مقابل، امارات بهعنوان نماد ثبات منطقه نیاز دارد این جنگ با صلحی پایان یابد که در آن تهران امکان بیثباتسازی را از دست داده باشد.
این رسانه آمریکایی، در تحلیلی نوشته کریم سجادپور که یکشنبه ۲۷ اردیبهشت منتشر شد، امارات را نماد مدلی مبتنی بر ثبات، توسعه و پیوند با اقتصاد جهانی توصیف کرد و جمهوری اسلامی را حکومتی دانست که هویت آن با بیثباتی، جنگهای نیابتی و تخریب گره خورده است.
به نوشته آتلانتیک، تهران اکنون با تکیه بر همین ویژگی، در پی پیش بردن هدفی است که مقامهایش آن را «کشتن ایده دبی» خواندهاند؛ در حالی که جنگ آمریکا با ایران تاکنون همان بیثباتیای را تولید کرده که جمهوری اسلامی از آن تغذیه میکند و همان ثباتی را به خطر انداخته که امارات به آن وابسته است.
در ابتدای این مقاله آمده است: «جمهوری اسلامی در دوران صلح یک شکستخورده تمامعیار است؛ حکومتی دینی و ورشکسته که مهمترین صادراتش، بهترین مغزهای کشور است. اما در زمان جنگ و بیثباتی، یک مزیت ساختاری دارد: آستانه تحملش در برابر رنج مردم خود بهطرزی خارقالعاده بالاست؛ سطحی که کمتر دولتی توان رقابت با آن را دارد.»
آتلانتیک در تحلیلی تازه «بیثباتسازی» را هویت جمهوری اسلامی خواند و نوشت جنگ اخیر به بازتولید همان بیثباتی منجر شده که تهران از آن تغذیه میکند. در مقابل، امارات بهعنوان نماد ثبات منطقه نیاز دارد این جنگ با صلحی پایان یابد که در آن تهران امکان بیثباتسازی را از دست داده باشد.
این رسانه آمریکایی، در تحلیلی نوشته کریم سجادپور که یکشنبه ۲۷ اردیبهشت منتشر شد، امارات را نماد مدلی مبتنی بر ثبات، توسعه و پیوند با اقتصاد جهانی توصیف کرد و جمهوری اسلامی را حکومتی دانست که هویت آن با بیثباتی، جنگهای نیابتی و تخریب گره خورده است.
به نوشته آتلانتیک، تهران اکنون با تکیه بر همین ویژگی، در پی پیش بردن هدفی است که مقامهایش آن را «کشتن ایده دبی» خواندهاند؛ در حالی که جنگ آمریکا با ایران تاکنون همان بیثباتیای را تولید کرده که جمهوری اسلامی از آن تغذیه میکند و همان ثباتی را به خطر انداخته که امارات به آن وابسته است.
در ابتدای این مقاله آمده است: «جمهوری اسلامی در دوران صلح یک شکستخورده تمامعیار است؛ حکومتی دینی و ورشکسته که مهمترین صادراتش، بهترین مغزهای کشور است. اما در زمان جنگ و بیثباتی، یک مزیت ساختاری دارد: آستانه تحملش در برابر رنج مردم خود بهطرزی خارقالعاده بالاست؛ سطحی که کمتر دولتی توان رقابت با آن را دارد.»
«کشتن ایده دبی»
سجادپور در این مقاله از دو نماد برای بسط ایده اصلی خود استفاده کرده است: شاهین، بهعنوان نماد امارات متحده عربی در برابر لاشخور. ستون اصلی این مقاله بر تقابل میان دو مدل حکمرانی استوار است: امارات بهعنوان کشوری که موجودیت سیاسی و اقتصادی خود را بر رفاه، ثبات، گشودگی و اتصال به جهان بنا کرده، و جمهوری اسلامی بهعنوان حکومتی که از جنگ، دشمنی ایدئولوژیک و بیثباتی منطقهای نیرو میگیرد.
در این مقاله، حملات جمهوری اسلامی به امارات نه صرفا تعرض به خاک یک کشور همسایه، بلکه تلاشی برای هدف گرفتن ایدهای توصیف شده است که دبی و امارات نمایندگی میکنند: امکان ساختن کشوری موفق، ثروتمند، جهانی و باثبات در خلیج فارس.
به نوشته سجادپور، تهران از آغاز جنگ اخیر، عمدتا نه پایگاههای نظامی آمریکا در امارات، بلکه زیرساختهایی را هدف قرار داده که این کشور را به قطب حملونقل، تجارت، مالی و گردشگری جهان تبدیل کردهاند؛ از جمله فرودگاه بینالمللی دبی، مرکز مالی بینالمللی دبی، برجالعرب و بندر جبلعلی.
او نوشت هدف جمهوری اسلامی، همانطور که در رسانههای حکومتی ایران نیز بیان شده، «کشتن ایده دبی» است؛ ایدهای که برای بسیاری از ایرانیان یادآور چیزی است که ایران میتوانست باشد اما تحت حاکمیت جمهوری اسلامی به آن نرسید.
شاهین در برابر لاشخور
در این تحلیل، نویسنده با مقایسه تاریخی میان شیخ زاید بن سلطان آل نهیان، بنیانگذار امارات، و روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، دو جهانبینی متفاوت را در برابر هم قرار میدهد: یکی بر پایه این پرسش که «چه میتوان ساخت؟» و دیگری بر پایه این پرسش که «چه کسی باید نابود شود؟»
به نوشته این مقاله در دوران صلح، مدل امارات دست بالا را دارد، اما در دوران جنگ، جمهوری اسلامی از مزیتی خطرناک برخوردار میشود؛ زیرا نابود کردن فرودگاه، ترساندن سرمایهگذار و بستن مسیرهای تجاری بسیار آسانتر از ساختن شهرهای جهانی، جذب سرمایه و ایجاد ثبات است.
به نوشته سجادپور، جنگ آمریکا با ایران تاکنون همان بیثباتیای را تولید کرده که جمهوری اسلامی از آن تغذیه میکند و همان ثباتی را به خطر انداخته که امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس برای بقا و موفقیت خود به آن وابستهاند.
او هشدار داد که جمهوری اسلامی حتی بدون پیروزی نظامی مستقیم، میتواند از راه تخریب اعتماد، فراری دادن سرمایه و تهدید مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، به مدل موفق امارات ضربه بزند.
پیروزی چیزی نیست جز صلحی که مانع بیثباتسازی جمهوری اسلامی شود
در بخش پایانی، سجادپور نوشت معیار واقعی پایان این جنگ، نه آن چیزی است که جمهوری اسلامی امضا میکند و نه آن چیزی که دونالد ترامپ اعلام میکند، بلکه این است که کدام چشمانداز در منطقه پیروز شود: مدل آیندهنگر، اقتصادی و مبتنی بر ثبات، یا مدل ایدئولوژیک، کینهمحور و متکی بر بیثباتسازی.
او نتیجه گرفت ترامپ جنگی منطقهای را آغاز کرده که امارات نمیتواند در آن بهتنهایی و بهطور مستقیم بر حکومت ایران پیروز شود؛ بنابراین اکنون باید اطمینان یابد این جنگ با صلحی منطقهای پایان مییابد که اجازه ندهد جمهوری اسلامی از مسیر بیثباتسازی، بر امارات غلبه کند.
اورشلیمپست نوشته است که حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هستهای در امارات متحده عربی میتواند نشانهای از افزایش فشار جمهوری اسلامی بر کشورهای خلیج فارس و پیامی درباره گسترش دامنه اهداف تهران در منطقه باشد، در شرایطی که گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ افزایش یافته است.
به نوشته اورشلیمپست، ۲۷ اردیبهشت یک پهپاد باعث آتشسوزی در نزدیکی نیروگاه هستهای براکه در منطقه الظفره امارات متحده عربی شد. دفتر رسانهای ابوظبی اعلام کرد آتشسوزی در یک ژنراتور برق خارج از محدوده داخلی نیروگاه رخ داده و تاکید کرد این حادثه بر عملکرد سامانههای حیاتی نیروگاه تاثیری نداشته است.
مقامهای اماراتی همچنین گفتند هیچ موردی از مصدومیت یا نشت مواد رادیواکتیو گزارش نشده و نیروگاه به فعالیت عادی خود ادامه میدهد.
اورشلیمپست با اشاره به گزارش آسوشیتدپرس نوشت این حمله، در شرایطی که آتشبس با حکومت ایران همچنان شکننده توصیف میشود، نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ را افزایش داده است.
اگرچه هیچ گروهی مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته، این تحلیل احتمال میدهد [حکومت] ایران یا نیروهای نیابتی وابسته به آن در این حمله نقش داشته باشند.
اورشلیمپست نوشته است که حمله پهپادی به نزدیکی نیروگاه هستهای در امارات متحده عربی میتواند نشانهای از افزایش فشار جمهوری اسلامی بر کشورهای خلیج فارس و پیامی درباره گسترش دامنه اهداف تهران در منطقه باشد، در شرایطی که گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ افزایش یافته است.
به نوشته اورشلیمپست، ۲۷ اردیبهشت یک پهپاد باعث آتشسوزی در نزدیکی نیروگاه هستهای براکه در منطقه الظفره امارات متحده عربی شد. دفتر رسانهای ابوظبی اعلام کرد آتشسوزی در یک ژنراتور برق خارج از محدوده داخلی نیروگاه رخ داده و تاکید کرد این حادثه بر عملکرد سامانههای حیاتی نیروگاه تاثیری نداشته است.
مقامهای اماراتی همچنین گفتند هیچ موردی از مصدومیت یا نشت مواد رادیواکتیو گزارش نشده و نیروگاه به فعالیت عادی خود ادامه میدهد.
اورشلیمپست با اشاره به گزارش آسوشیتدپرس نوشت این حمله، در شرایطی که آتشبس با حکومت ایران همچنان شکننده توصیف میشود، نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری جنگ را افزایش داده است.
اگرچه هیچ گروهی مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته، این تحلیل احتمال میدهد [حکومت] ایران یا نیروهای نیابتی وابسته به آن در این حمله نقش داشته باشند.
نگرانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی
به نوشته اورشلیمپست، نهاد ناظر هستهای سازمان ملل نسبت به حمله پهپادی نزدیک نیروگاه هستهای امارات «نگرانی جدی» ابراز کرده است.
این گزارش میگوید آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حال پیگیری نزدیک وضعیت است، هرچند سازمان فدرال تنظیم مقررات هستهای امارات اعلام کرده سامانههای حیاتی نیروگاه همچنان بهطور عادی فعالیت میکنند.
امارات متحده عربی؛ هدف فزاینده حملات حکومت ایران؟
این تحلیل میگوید امارات متحده عربی بهطور فزایندهای در مرکز توجه تهران قرار گرفته است. به نوشته اورشلیمپست، از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران در اسفند، جمهوری اسلامی بخش مهمی از حملات موشکی و پهپادی خود را متوجه امارات کرده است.
خلیفه شاهین المرر، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، در نشست وزیران خارجه بریکس گفته است کشورش هرگونه تهدید علیه حاکمیت و امنیت ملی خود را رد میکند و حق پاسخ نظامی، دیپلماتیک و حقوقی به اقدامات خصمانه را برای خود محفوظ میداند.
او همچنین گفت: «از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، امارات هدف حملات مکرر و غیرموجه ایران قرار گرفته و سامانههای دفاعی کشور حدود سه هزار حمله شامل موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها را رهگیری کردهاند.»
به گفته وزیر خارجه امارات، این حملات زیرساختهای غیرنظامی و حیاتی از جمله فرودگاهها، بنادر، تاسیسات نفتی، نیروگاههای آبشیرینکن، شبکههای انرژی و مناطق مسکونی را هدف قرار دادهاند.
تهران پیام میدهد: ازسرگیری جنگ با پاسخ همراه خواهد بود
اورشلیمپست مینویسد حکومت ایران در حال ارسال این پیام است که هرگونه ازسرگیری درگیری نظامی با واکنش تلافیجویانه همراه خواهد بود.
این گزارش به نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در هماهنگی روابط با چین اشاره کرده و آن را در ارتباط با سفر اخیر دونالد ترامپ به چین ارزیابی میکند.
همزمان، تلگراف گزارش داده که آمریکا امارات متحده عربی را برای تصرف یک جزیره متعلق به ایران تحت فشار قرار داده است؛ موضوعی که میتواند به افزایش تنشها منجر شود.
به نوشته این تحلیل، [حکومت] ایران همچنین فعالیت کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت و عراق را زیر نظر دارد و نسبت به گزارشهای مربوط به نقش برخی کشورهای خلیج فارس در جنگ حساستر شده است.
گزارش همچنین به افشاگریهای اخیر نیویورکتایمز و والاستریت ژورنال درباره وجود پایگاههای احتمالی اسرائیل در عراق اشاره میکند و میگوید این موضوع میتواند توجه بیشتری از سوی تهران به عراق جلب کند.
پیام پهپادی به امارات متحده عربی؟
اورشلیمپست در پایان این احتمال را مطرح میکند که حادثه پهپادی ۲۷ اردیبهشت، پیامی از سوی [حکومت] ایران درباره افزایش اهداف بالقوه در امارات متحده عربی بوده باشد.
این گزارش به نقل از رسانه اماراتی «العین» میگوید اسرائیل در وضعیت آمادهباش بالا قرار دارد و ارتش این کشور در حال آمادهسازی برای احتمال ازسرگیری جنگ با جمهوری اسلامی است.
به نوشته العین، رسانههای اسرائیلی درباره طرحهایی بحث میکنند که ممکن است شامل حمله به زیرساختهای ملی، تاسیسات انرژی و نیروگاهها در ایران و همچنین هدف قرار دادن مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی باشد.
اورشلیمپست نتیجه میگیرد که مجموعه این تحولات بخشی از پیامرسانی متقابل بازیگران منطقهای است؛ پیامی که [حکومت] ایران از طریق تهدیدها، حملات و موضعگیریهای سیاسی به کشورهای منطقه و طرفهای درگیر ارسال میکند.